اهلیت
جستجوی «اهلیت» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
اهلیت
اهلیت
- هممعنی نزدیک
- شایستگی قانونی
- نوعی از
- وصف شخص برای دارا شدن یا اجرای حق
- اقسام
- اهلیت تمتع و اهلیت استیفا
- اثر
- تعیین توانایی شخص در تملک حق، انعقاد قرارداد و تصرف در اموال
- مفاهیم نزدیک
- حجر، بلوغ، عقل، رشد
- مقابل
- عدم اهلیت یا حجر
- همخانواده
- اهل، اهلیت، مؤهل. اهلیت در حقوق ایران به توانایی دارا شدن حق و توانایی اجرای حق تقسیم میشود
اهلیت
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
بیع (ارکان و مفاهیم وابسته) · عقد (ارکان) · حجر (مقابل) · ایراد (موضوع) · قصد انشاء (مفاهیم نزدیک) · نکاح (ارکان) · محجور (مفاهیم نزدیک) · مجنون (مفاهیم نزدیک) · رشد (مفاهیم نزدیک) · بلوغ (مفاهیم نزدیک) · ایراد دادرسی (موضوع) · ایراد عدم اهلیت (همخانواده) · نفع قانونی (مفاهیم نزدیک) · شخص حقیقی (مفاهیم نزدیک) · اهلیت تمتع (نوعی از) · اهلیت استیفا (نوعی از) · اهلیت استیفا (همخانواده) · حجر (مفاهیم نزدیک) · صغیر ممیز (مفاهیم نزدیک) · جنون ادواری (مفاهیم نزدیک) · افاقه (مفاهیم نزدیک) · مسئولیت کیفری (مفاهیم نزدیک) · اهلیت کیفری (همخانواده) · شخص (مفاهیم نزدیک) · اهلیت تمتع (همخانواده) · جنون دائمی (مفاهیم نزدیک) · نکاح (ارکان مهم) · اهلیت عاقد (مفاهیم نزدیک) · اهلیت عاقد (همخانواده) · جنونِ موجب فسخ (مفاهیم نزدیک) · عقد (ارکان عمومی) · شرایط اساسی صحت معامله (مفاهیم نزدیک) · اهلیت معامله (همخانواده) · وکیل (همخانواده)
مفهوم
اهلیت ، از مباحث مربوط به علم حقوق است. شایستگی انسان برای دارا بودن شیئ یا اجرای حق و تکلیف را اهلیت گویند
گونهها
- دیگری اهلیت استیفا — معیار: انواع اهلیت
- یکی اهلیت تمتع — معیار: انواع اهلیت
مستندها
- مادهٔ ۱۲۰۷ قانون مدنی
- مادهٔ ۱۲۱۰ قانون مدنی
- مادهٔ ۱۹۰ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۷۵ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۸۱ قانون مدنی
- مادهٔ ۹۵۶ قانون مدنی
ترکیبهای ثبتشده
اهلیتاستیفا · اهلیتتصرف · اهلیتتمتع · اهلیت عاقد · اهلیت معامله · اهلیت کیفری · ایراد عدم اهلیت
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اهلیت. [ اَ لی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) سزاوار بودن. لیاقت. شرافت. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). شایستگی. لیاقت. قابلیت. سزاواری. استحقاق. ( ناظم الاطباء ). صالحیت. صلاحیت. درخوری. اهلیة. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): اهلیت این امانت و محرمیت او این اسرار را محقق گشت. ( کلیله و دمنه ). و اتفاق کردند که او را استحقاق و اهلیت این منزلت هست. ( کلیله و دمنه ). صاحب دیوان استیفا که اهل فضل را اندر او اهلیت صاحبقرانی بود وهست.سوزنی.چون بگیتی نه وفا ماند و نه اهل دم اهلیت اخوان چکنم.خاقانی.نیست در حلقه جهان یک اهل پای اهلیت از میان برگیر.خاقانی.گفت من خویشتن را اهلیت آن نمی بینم که بر شیخ روم... ( تذکرة الاولیاء ). پس تفحص کرد کاین سعی که بود شاه را اهلیت من که نمود.مولوی.گفت این طایفه خرقه پوشان امثال حیوانند اهلیت و آدمیت ندارند.( گلستان ). نزدیک صاحبدیوان رفتم بسابقه معرفتی که در میان ما بود و صورت حالش بیان کردم اهلیت و استحقاقش بگفتم. ( گلستان ). …
فرهنگ معین
(اَ یَّ ) [ ع . ] (مص جع . ) شایستگی ، لیاقت .
فرهنگ عمید
داشتن لیاقت و صلاحیت برای امری، شایستگی، سزاواری.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
اهلیّت همان شایستگی و استحقاق است. اهلیّت به لحاظ مراحل تکامل انسان (مرحلۀ جنینی در رحم، مرحلۀ تولد تا رسیدن به توانایی تشخیص، مرحلۀ تمیز و تشخیص سود و زیان و مرحلۀ بلوغ و عقل) متفاوت است. نیز اهلیّت در مرحلۀ بلوغ و عقل به لحاظ حالات گوناگون یعنی رشد و سفاهت، سلامتی و بیماری، علم و عدالت، قرابت و غیر آن مختلف است. فقیهان بی آن که فصل جداگانه ای در فقه برای بحث دربارۀ اهلیّت بگشایند، از آن به مناسبت در سراسر فقه اعم از عبادات، عقود، ایقاعات و احکام سخن گفته اند. اهلیّت به لحاظ مراحل تکامل انسان (مرحلۀ جنینی در رحم، مرحلۀ تولد تا رسیدن به توانایی تشخیص، مرحلۀ تمیز و تشخیص سود و زیان و مرحلۀ بلوغ و عقل) متفاوت است. نیز اهلیّت در مرحلۀ بلوغ و عقل به لحاظ حالات گوناگون یعنی رشد و سفاهت، سلامتی و بیماری، علم و عدالت، قرابت و غیر آن مختلف است. اهلیّت به لحاظ مراحل تکامل انسان ۱. ↑ جواهر الکلام ج۲۸ ص۳۸۷ ...اهلیّت. اهلیّت همان شایستگی و استحقاق است. اهلیّت به لحاظ مراحل تکامل انسان (مرحلۀ جنینی در رحم، مرحلۀ تولد تا رسیدن به توانایی تشخیص، مرحلۀ تمیز و تشخیص سود و زیان و مرحلۀ بلوغ و عقل) متفاوت است. نیز اهلیّت در مرحلۀ بلوغ و عقل به لحاظ حالات گوناگون یعنی رشد و سفاهت، سلامتی و بیماری، علم و عدالت، قرابت و غیر آن مختلف است. فقیهان بی آن که فصل جداگانه ای در فقه برای بحث دربارۀ اهلیّت بگشایند، از آن به مناسبت در سراسر فقه اعم از عبادات، عقود، ایقاعات و احکام سخن گفته اند. اهلیّت به لحاظ مراحل تکامل انسان (مرحلۀ جنینی در رحم، مرحلۀ تولد تا رسیدن به توانایی تشخیص، مرحلۀ تمیز و تشخیص سود و زیان و مرحلۀ بلوغ و عقل) متفاوت است. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اَهلیَّت صلاحیت شخص حقیقی یا حقوقی است برای داراشدن حق و نیز استفاده و به کاربردن آن. شرایط اهلیت در قانون ذکر نشده، اما موارد و وضعیت هایی که شخص فاقد اهلیت بوده و محجور شناخته می شود، مشخص شده است. شرایط اهلیت اشخاص حقیقی و اشخاص حقوقی، متفاوت است. در مورد اشخاص حقیقی (افراد انسانی) بلوغ، عقل، و رشد، شروط اهلیت است. بنابراین، افراد صغیر، مجنون و نیز سفیه فاقد اهلیت شناخته می شوند که ایشان را اصطلاحاً محجور گویند و نمی توانند در اموال و حقوق مالی خود تصرّف و مداخله کنند (مادۀ ۱۲۰۷ قانون مدنی). در مورد اشخاص حقوقی مانند شرکت ها، اصل بر این است که اهلیت داراشدن حق و استفاده از آن را دارند، مگر این که ورشکسته شوند. ورشکستگی، مانع از اهلیت حقوقی شرکت است و آن را درشمار محجورین قرار می دهد. اهلیت برخورداری و داراشدن حق، با اهلیت استفاده و استیفای حق یکی نیست. طبق مادۀ ۹۵۶ قانون مدنی. «اهلیت برای دارابودن حقوق، با زنده متولدشدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود» (اهلیت تمتع). بنابراین مادام که شخص صغیر است، گرچه از حقوق مالی برخوردار است لکن نمی تواند این حقوق را اعمال و استفاده کند (اهلیت استیفا)، مگر از طریق ولی. نیز در صورتی که دچار جنون یا سفه گردد، اهلیت استیفای حق را از دست می دهد و حسب مورد باید از طریق ولی یا قیّم حقوق خود را استیفا کند. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
