آییننامه
آیین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1373/3/15 و اصلاحات بعدی با اصلاحات و الحاقات بعدی
آئين نامه اصلاحي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 15 /3 /1373 و اصلاحات بعدي
مصوب 1381,11,09
با اصلاحات و الحاقات بعدي
با استناد به قانون اصلاح پاره اي از مواد قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 28 /7 /1381 مجلس شوراي اسلامي كه از اين پس به اختصار «قانون» ناميده مي شود، آئين نامه قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 25 /4 /1373 به شرح ذيل اصلاح مي گردد:
ماده 1 ـ در هر حوزه قضائي كه بيش از يك شعبه دادگاه عمومي وجود دارد، به تشخيص رئيس قوه قضائيه يا مقامات مجاز از طرف وي، شعب دادگاه بر اساس نياز و به نسبت تراكم كار به حقوقي و جزائي تقسيم مي شوند. همچنين تعيين شعبه يا شعبي از دادگاه تجديدنظر استان به دادگاه كيفري استان و تشكيل شعبه يا شعبي از دادگاه تجديدنظر استان به دادگاه كيفري استان و تشكيل شعبه يا شعب تشخيص ديوانعالي كشور بر اساس نياز و تراكم كار با تصويب رئيس قوه قضائيه خواهد بود.
ماده 2 ـ از تاريخ تخصيص شعب دادگاههاي عمومي و انقلاب به دادگاههاي حقوقي و جزائي رسيدگي به دعاوي و شكايات مطابق مقررات قانون خواهد بود. لكن هر شعبه به پرونده هايي كه قبلاً به آن ارجاع شده است صرفنظر از نوع آنها رسيدگي خواهد كرد.
ماده 3 ـ از تاريخ تخصيص شعبي از دادگاههاي تجديدنظر به دادگاههاي كيفري استان، دادگاههاي تجديدنظر استان كليه پرونده هايي را كه در مرحله تجديدنظر مطرح بوده است، كماكان مورد رسيدگي قرار داده و اتخاذ تصميم خواهند نمود هر چند موضوع اين پرونده ها در صلاحيت رسيدگي دادگاه كيفري استان باشد.
ماده 4 ـ به پيشنهاد رئيس كل دادگستري استان و تصويب رئيس قوه قضائيه، شعب دادگاههاي عمومي حقوقي و عمومي جزائي و دادسرا در هر حوزه قضائي به تناسب امكانات و ضرورت، جهت انجام تحقيقات و رسيدگي به جرائم و دعاوي خاص تخصيص مي يابند از قبيل :
الف ـ دادسراها و دادگاههاي عمومي جزائي شامل:
ـ جرائم اطفال
ـ سرقت و آدم ربائي
ـ صدور چك پرداخت نشدني
ـ جرائم صنفي (خوراكي، بهداشتي، داروئي و ساير صنوف)
ـ جرائم مربوط به مفاسد اجتماعي
ـ جعل و كلاهبرداري
ـ جرائم كاركنان دولت
ب ـ دادگاههاي عمومي حقوقي شامل :
ـ دعاوي تجاري
ـ امور حسبي
ـ دعاوي ثبتي، مالكيتهاي معنوي و صنعتي
ـ اعتراض به تصميمات مراجع غيردادگستري
ـ دعاوي خانواده
ـ دعاوي موجر و مستأجر
ـ دعاوي بين المللي
ماده 5 ـ موارد ضرورت مقيد در ماده 4 قانون عبارتند از:
الف ـ دعاوي حقوقي ناشي از جرم.
ب ـ دعواي جزائي مرتبط با دعاوي خانوادگي.
ج ـ محدود بودن شعب حوزه قضائي به نحوي كه به لحاظ جهات رد و معذوريت امكان رسيدگي نباشد.
د ـ ساير موارد به تشخيص رئيس قوه قضائيه يا مقامات مجاز از طرف ايشان.
ماده 6 ـ حوزه قضائي بخش، شهرستان و استان با رعايت ضوابط و مقررات تقسيمات كشوري خواهد بود.
تبصره ـ هرگاه مركز بخش فاقد دادگاه باشد رسيدگي به امور قضائي آن به عهده نزديكترين دادگاه همان استان يا حوزه قضائي شهرستان مربوط است. همچنين چنانچه در شهرستان دادگاه يا دادسرا تشكيل نشده باشد رسيدگي به امور قضائي آن به عهده نزديكترين حوزه قضائي شهرستان تابع همان استان خواهد بود.
ماده 7 ـ رئيس كل دادگستري استان، رئيس شعبه اول دادگاه تجديدنظر و رئيس دادگاههاي كيفري استان است و بر دادگاههاي تجديدنظر، كيفري استان و كليه دادگستري ها، دادگاهها و دادسراهاي حوزه آن استان نظارت و رياست اداري خواهد داشت.
رئيس شعبه اول دادگاه عمومي شهرستان مركز استان، رئيس كل دادگاههاي آن شهرستان خواهد بود.
در غيرمركز استان رئيس شعبه اول دادگاه عمومي، رئيس دادگستري آن شهرستان است و بر دادگاهها و دادسراهاي مربوط و همچنين دادگاههاي مستقر در بخش نظارت و رياست اداري دارد. در صورت تعدد شعب دادگاههاي عمومي در حوزه قضائي مستقر در مركز بخش، رئيس شعبه اول دادگاه عمومي بر شعب ديگر نظارت و رياست اداري خواهد داشت.
ماده 8 ـ با تصويب رئيس قوه قضائيه رئيس كل دادگاههاي شهرستان مركز استان مي تواند تمام يا بخشي از اختيارات خود را در خصوص دادگاههاي انقلاب به رئيس شعبه اول آن دادگاهها تفويض نمايد. در اين صورت، رئيس شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي در سمت معاون وي انجام وظيفه خواهد كرد. در صورتي كه در شهرستان غيرمركز استان دادگاه انقلاب شعب متعدد داشته باشد، رئيس دادگستري آن شهرستان نيز مي تواند به ترتيبي كه ذكر شد اقدام نمايد.
تبصره ـ سرپرستان مجتمع هاي قضائي به عنوان معاون رئيس كل دادگاههاي شهرستان مركز استان انجام وظيفه خواهند نمود.
ماده 9 ـ رؤساي كل دادگستري استانها، رئيس كل دادگاههاي شهرستان مركز استان، رؤساي دادگستري شهرستانها و سرپرستان حوزه هاي قضائي نقاط معيني از شهرهاي بزرگ مي توانند با تصويب رئيس قوه قضائيه به تعداد لازم معاون داشته باشند.
ماده 10 ـ از تاريخ اجراي قانون، در هر حوزه قضائي اختيارات دادستان كه در اجراي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 1373 به رئيس حوزه قضائي تفويض شده بود مجدداً به دادستان محول مي گردد.
ماده 11 ـ در صورت ضرورت يكي از معاونان دادستان شهرستان مركز استان وظايف وي را در رابطه با جرائمي كه در صلاحيت دادگاه انقلاب اسلامي است به عهده خواهد گرفت. معاون دادستان در امور دادگاههاي انقلاب به تعداد لازم بازپرس، داديار و كارمند اداري در اختيار خواهد داشت.
ماده 12 ـ ارجاع شكايات، درخواستها و گزارشهاي ضابطين به شعب بازپرسي و دادياري و ساير امور مربوط به دادسرا با دادستان است. معاون دادستان يا دادياران به ترتيب تقدم در غياب وي عهده دار انجام تمام يا برخي از وظايف و اختيارات دادستان خواهند بود.
ماده 13 ـ ارجاع پرونده به بازپرس و يا داديار در حدود صلاحيت و اختيارات قانوني آنها به تناسب اهميت موضوع، تجربه، تبحر و سابقه كار خواهد بود.
ماده 14 ـ به جز اتهام مقامات موضوع تبصره ماده 4 قانون كه تحقيقات مقدماتي، تعقيب و اقامه دعوي نسبت به آنها منحصراً توسط دادسراي تهران صورت خواهد گرفت، تعقيب بقيه مقامات موضوع تبصره 1 ماده 8 لايحه قانوني تشكيل دادگاههاي عمومي مصوب 10 /7 /1358 شوراي انقلاب اسلامي و اصلاحيه هاي بعدي آن، توسط دادسراي شهرستان مركز استان مربوط به عمل خواهد آمد.
ماده 15 ـ در موارد مقرر قانوني كه پرونده مستقيماً در دادگاه كيفري استان مطرح مي گردد، كليه تحقيقات توسط و تحت الامر دادگاه خواهد بود در اين صورت كليه ضابطين نسبت به انجام دستورات و تكميل موارد خواسته شده مكلف خواهند بود. لكن در مواردي كه پرونده با كيفرخواست در دادگاه مزبور مطرح گرديده است چنانچه دادگاه نقصي در تحقيقات مشاهده نمايد يا انجام اقدامي را لازم بداند مي تواند رفع نقص و تكميل پرونده را با ذكر موارد نقص از دادسراي مربوط درخواست كند.
ماده 16 ـ تعقيب متهم، تحقيقات مقدماتي و اقامه دعوي در خصوص جرائم مشمول صلاحيت دادگاه كيفري استان توسط دادسراي حوزه قضائي صلاحيت دار به عمل خواهد آمد.
دادگاه عمومي جزائي، دادگاه كيفري استان و دادگاه انقلاب به جرائم مندرج در كيفرخواست و نيز جرائمي كه در اجراي تبصره 3 ماده 3 قانون مستقيماً در دادگاه مطرح مي شود، رسيدگي مي نمايد، دفاع از كيفرخواست در دادگاه كيفري استان و دادگاه انقلاب توسط دادستان شهرستان مركز استان و يا معاون او و يا يكي از دادياران به تعيين دادستان بعمل خواهد آمد، مگر اينكه دادگاههاي مذكور در شهرستانهاي غيرمركز تشكيل شود كه در اينصورت وظيفة فوق را دادستان همان شهرستان به عهده خواهد گرفت در دادگاه عمومي مستقر در شهرستان وظيفه فوق با دادستان همان شهرستان است.
ماده 17 ـ تحقيقات مقدماتي جرائم مشمول صلاحيت دادگاه كيفري استان كه محل ارتكاب آنها حوزه قضائي بخش است، به عهده رئيس يا دادرس علي البدل دادگاه مي باشد كه پس از صدور قرار نهائي پرونده را نزد دادستان شهرستان حوزه قضائي مربوط ارسال مي نمايند تا عنداللزوم با تنظيم كيفرخواست به دادگاه كيفري استان ذيربط ارسال نمايد.
ماده 18 ـ شروع به رسيدگي در دادگاه عمومي جزائي در موارد و جهات مقرر قانوني حسب مورد منوط به ارجاع رئيس حوزه قضائي و يا معاون وي مي باشد.
شروع به رسيدگي در دادگاه انقلاب با ارجاع رئيس حوزه قضائي و يا رئيس شعبه اول خواهد بود.
ماده 19 ـ امر ارجاع در دادگاههاي تجديدنظر و كيفري استان با رئيس كل دادگستري استان است. رئيس كل دادگستري استان مي تواند اين وظيفه را به يكي از معاونين خود تفويض نمايد.
ماده 20 ـ از تاريخ تشكيل دادگاه كيفري استان، دادگاههاي عمومي و انقلاب استان مربوط صلاحيت رسيدگي به جرائم موضوع تبصره 4 قانون را نخواهند داشت.
تبصره 1 ـ پرونده هاي موضوع تبصره فوق الذكر كه تا قبل از تشكيل دادگاه كيفري استان در دادگاههاي عمومي و انقلاب مطرح رسيدگي بوده است مورد رسيدگي و اتخاذ تصميم قرار مي گيرند.
تبصره 2 ـ مرجع تجديدنظر آراء موضوع پرونده هاي فوق ديوانعالي كشور است، مگر در مورد جرائم مربوط به مواد مخدر كه مرجع تجديدنظر آنها مطابق مقررات قانوني دادستان كل كشور و رئيس ديوانعالي كشور مي باشد.
ماده 21 ـ با تصويب رئيس قوه قضائيه شعب تشخيص به تعداد لازم در ديوانعالي كشور تشكيل مي شود. هر شعبه تشخيص مركب از يك رئيس و چهار مستشار ديوانعالي كشور است. رسميت جلسات با حضور كليه اعضاء و تصميمات آن با اكثريت آراء خواهد بود.
تبصره ـ شعب تشخيص به تعداد لازم عضو معاون خواهند داشت كه با ابلاغ رئيس قوه قضائيه براي شعب تشخيص منصوب مي گردند. عضو معاون مي تواند وظايف هر يك از اعضاء شعبه تشخيص را عهده دار شود.
ماده 22 ـ شعب تشخيص به كيفري و حقوقي تقسيم خواهند شد.
ماده 23 ـ هر شعبه تشخيص يك دفتر با تعداد لازم كارمند دفتري خواهد داشت. در رأس دفاتر شعب تشخيص يك دفتركل وجود دارد كه مديركل اين دفتر از بين قضات ديوانعالي كشور با ابلاغ رئيس قوه قضائيه منصوب مي گردد.
ماده 24 ـ تجديدنظر خواه مكلف است حسب مورد در امور كيفري و مدني هزينه تجديدنظرخواهي را به مأخذ تجديدنظر خواهي در ديوانعالي كشور پرداخت نمايند.
ماده 25 ـ درخواست تجديدنظر بايد منضم به رأي قطعي و حاوي نكات زير باشد:
1ـ نام و نام خانوادگي و اقامتگاه و ساير مشخصات تجديدنظر خواه يا وكيل يا نماينده قانوني او.
2ـ نام و نام خانوادگي و اقامتگاه و ساير مشخصات تجديدنظر خوانده.
3ـ تاريخ ابلاغ رأي قطعي.
4ـ دادگاه صادركننده رأي قطعي.
5ـ دلايل تجديدنظر خواهي.
ماده 26 ـ با وصول تقاضا، دفتركل شعب تشخيص آن را ثبت و رسيدي مشتمل بر نام متقاضي، طرف او و تاريخ تقديم تقاضا با شماره ثبت به تجديدنظر خواه تسليم نموده و بر روي كليه اوراق تاريخ تقديم درخواست را قيد مي نمايد، تاريخ مزبور تاريخ تجديدنظر خواهي محسوب مي شود.
ماده 27 ـ درخواستي كه برابر مقررات ياد شده تقديم نشده و يا هزينه دادرسي آن بدون عذر پرداخت نگرديده باشد به جريان نمي افتد.
مدير دفتر شعبه تشخيص ظرف دو روز از تاريخ وصول درخواست، نقايص آن را مطابق با قانون آئين دادرسي مدني مصوب 1379 و آئين دادرسي كيفري مصوب 1378 به درخواست دهنده اخطار مي دهد و از روز ابلاغ 10 روز به او مهلت مي دهد كه نقايص را رفع كند. در صورتي كه درخواست خارج از مهلت داده شده باشد، يا در مدت ياد شده تكميل نشود، به موجب قرار شعبه تشخيص رد مي شود. اين قرار قطعي و غيرقابل اعتراض مي باشد.
ماده 28 ـ ارجاع پرونده ها به شعب تشخيص توسط رئيس ديوانعالي كشور و يا معاون وي در شعب تشخيص كه با ابلاغ رئيس قوه قضائيه منصوب مي گردد صورت مي گيرد. شعبه مرجوع اليه به نوبت رسيدگي مي نمايد مگر در مواردي كه به موجب قانون يا به تشخيص رئيس ديوانعالي كشور يا رئيس شعبه رسيدگي خارج از نوبت ضروري باشد.
رئيس شعبه پرونده هاي ارجاعي را شخصاً بررسي و گزارش آن را تنظيم و يا به نوبت به يكي از اعضاي شعبه ارجاع مي نمايد. عضو مذكور گزارشي از پرونده را كه متضمن جريان دادرسي و نيز بررسي كامل جهات قانوني تجديدنظر خواهي است به صورت مستند و مستدل تهيه مي نمايد. صرف درخواست تجديدنظر در شعب تشخيص مانع از اجراي حكم نيست، لكن چنانچه عضو مذكور در گزارش خود پيشنهاد توقف اجراي حكم را بدهد، در صورتي اجراي حكم متوقف خواهد شد كه در جلسه فوق العاده پيشنهاد ياد شده به تصويب اكثريت اعضاء شعبه برسد.
ماده 29 ـ رسيدگي و اتخاذ تصميم در شعب تشخيص و وظايف دفاتر شعب مزبور مطابق قواعد مقرر در قانون آئين دادرسي دادگاه عمومي و انقلاب ) در امور كيفري و مدني مصوب 1378 و 1379) در حدي كه قابل انطباق با وظايف و اختيارات اين شعب باشد به عمل خواهد آمد.
ماده 30 - شعب تشخيص مي توانند در صورت ضرورت از اصحاب دعوي دعوت بعمل آورند.
ماده 31 ـ نسبت به پرونده هاي موضوع مواد 235 و 268 قانون آئين دادرسي كيفري و مواد 326، 387، 411 و 412 قانون آئين دادرسي مدني به ترتيب زير اقدام خواهد شد.
الف ـ پرونده هايي كه با اعلام اشتباه توسط مقامات مذكور در مواد ياد شده به مراجع مربوط ارسال گرديده است، در همان مرجع مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت.
ب ـ پرونده هائي كه تقاضاي اعمال مواد مذكور در مورد آنها پذيرفته شده و هنوز به مراجع مربوطه ارسال نشده است جهت رسيدگي و اتخاذ تصميم عيناً به مراجع قانوني مربوط حسب مورد دادگاه تجديدنظر يا ديوانعالي كشور ارسال خواهد شد.
ج ـ پرونده هائي كه در اجراي ماده 268 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري و ماده 387 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني در دادسراي ديوانعالي كشور مطرح گرديده و هنوز در خصوص آنها اعلام اشتباه نگرديده پس از تهيه گزارش در صورت تشخيص اشتباه، به ديوانعالي كشور ارسال خواهد شد.
د ـ پرونده هائي كه در اجراي مواد 411،326،235 و 412 قانون مارالذكر در مراجع مذكور در اين مواد مطرح گرديده و هنوز در خصوص آنها اظهارنظر بعمل نيامده است پس از تهيه گزارش و در صورت تشخيص اشتباه عيناً در اجراي <a class="artref" href="/ماده/ماده-2-dav_a_21338">ماده 2 قانون وظايف</a> و اختيارات رئيس قوه قضائيه مصوب 1378 به قوه قضائيه ارسال خواهد شد تا پس از بررسي و اعلام نظر در صورت اقتضا به مراجع قانوني مربوط حسب مورد دادگاه تجديدنظر يا ديوانعالي كشور ارسال گردد.
ماده 32 ـ در حوزه هائي كه پس از لازم الاجرا شدن قانون، دادسرا تشكيل نگرديده است چنانچه رئيس حوزه قضائي حكم كيفري را خلاف بين قانون يا شرع تشخيص دهد جهت رسيدگي به شعب تشخيص ارسال مي گردد.
ماده 33 ـ در صورتي كه رئيس قوه قضائيه رأي صادره از شعبه تشخيص را خلاف بين شرع تشخيص دهد. پرونده را براي ارجاع به شعبه هم عرض شعبه تشخيص نزد رئيس ديوانعالي كشور ارسال مي نمايد.
ماده 34 (اصلاحي 22ˏ01ˏ1395) ـ هر حوزه قضائي شهرستان داراي واحد اجراي احكام كيفري و مدني است. واحد اجراي احكام مدني به تعداد لازم مدير اجراء، دادورز و متصدي دفتري و واحد احكام كيفري به تعداد لازم داديار، مدير اجراء، متصدي دفتر و مأمور اجراء خواهد داشت.
رئيس واحد اجراي احكام مدني رئيس حوزه قضائي يا معاون وي و رئيس اجراي احكام كيفري دادستان يا معاون وي و يا يكي از دادياران مي باشد. در حوزه هاي قضائي بخش، اجراي احكام مدني و كيفري توسط رئيس حوزه قضائي يا دادرس علي البدل خواهد بود.
واحد اجراي احكام مدني تحت نظر دادگاه صادركننده رأي بدوي مطابق قانون اجراي احكام مدني مصوب 1356 و ساير قوانين و مقررات مربوط اقدام مي نمايد.
ماده 35 (اصلاحي 19ˏ06ˏ1387) - اجراي احكام ضرر و زيان ناشي از جرم صادره از دادگاه عمومي جزائي به عهده واحد اجراي احكام كيفري دادسراي مربوطه مي باشد و تحت رياست دادگاه صادركننده حكم مطابق مقررات اجراي احكام مدني انجام مي پذيرد.
ماده 36 (اصلاحي 19ˏ06ˏ1387) - اجراي احكام كيفري استان، توسط دادسراي شهرستان مركز استان انجام مي شود و اجراي احكام مربوط به ضرر و زيان ناشي از جرم، وفق قانون اجراي احكام مدني (مصوب 1356) و قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني (مصوب 1379) توسط واحد اجراي احكام كيفري همان حوزه انجام مي گيرد.
ماده 37 ـ با اجراي قانون، ادامه اجراي احكام باقيمانده دادگاههاي عمومي و انقلاب در هر حوزه قضائي شهرستان با دادستان خواهد بود.
ماده 38 ـ در مواردي كه اجراي حكم بايد توسط مأموران يا سازمانهاي دولتي به عمل آيد مسئول اجراي حكم ضمن ارسال رونوشت حكم و صدور دستور اجراء و آموزش لازم، نظارت كامل بر چگونگي اجراي حكم و اقدامات آنان به عمل خواهد آورد.
ماده 39 ـ كليه ضابطين دادگستري، نيروهاي انتظامي و نظامي و رؤساي سازمانهاي دولتي و وابسته به دولت و يا مؤسسات عمومي در حدود وظايف خود دستورات صادره از مراجع قضائي را در مقام اجراي حكم رعايت خواهند كرد. تخلف از مقررات اين ماده علاوه بر تعقيب اداري و انتظامي مستوجب تعقيب كيفري برابر قانون مربوط مي باشد.
ماده 40 ـ صدور اجرائيه با رعايت مقررات ماده 5 قانون اجراي احكام مدني با شعبه بدوي صادركننده رأي خواهد بود هر چند حكم مورد اجراء از مرجع تجديدنظر صادر شده باشد.
ماده 41 ـ هر حوزه قضائي داراي يك يا چند واحد ابلاغ خواهد بود. رئيس واحد ابلاغ توسط رئيس حوزه قضائي از ميان قضات يا كارمندان اداري تعيين مي گردند. واحد ابلاغ به تعداد لازم مأمور ابلاغ و متصدي دفتري خواهد داشت.
ماده 42 ـ در صورت لزوم هر حوزه قضائي واحدهاي ارشاد و معاضدت قضائي و صلح و سازش زيرنظر رئيس حوزه قضائي يا دادستان جهت ارشاد و راهنمائي مراجعين و انجام صلح و سازش با تعداد لازم قاضي، كارشناس و كارمند تشكيل مي شود.
ماده 43 ـ رؤساي كل دادگستريها در امر جابجائي نيروها، مرخصي و ساير امور اداري مربوط به دادسرا مكلفند حسب مورد نظر دادستان محل را جلب نمايند.
اين آئين نامه مشتمل بر 43 ماده و 5 تبصره در تاريخ 9 /11 /1381 به تصويب رئيس قوه قضائيه رسيد و پس از ابلاغ لازم الاجراء مي باشد.
تبصره 1(اصلاحي 22ˏ01ˏ1395) - واحد اجراي احكام مدني در صورت ضرورت، با نظر رئيس حوزه قضايي و موافقت رئيس كل دادگستري استان به تعداد لازم دادرس علي البدل خواهد داشت.
تبصره 2(اصلاحي 22ˏ01ˏ1395) - واحدهاي اجراي احكام مدني حسب ضرورت داراي شعب متعدد خواهد بود.ساختار، نحوه فعاليت و ساماندهي اين واحدها براساس ضوابط قانوني و دستورالعمل مصوب رئيس قوه قضائيه مي باشد.
تبصره 3(الحاقي 22ˏ01ˏ1395) - اجراي پرونده هايي كه در شعب دادگاهها در حال اقدام مي باشند، پس از تمركز اجراي احكام مدني همچنان تا مختومه شدن در همان شعب ادامه خواهد يافت.
تبصره4(الحاقي 22ˏ01ˏ1395) - اجراي احكام كيفري مطابق مقررات بخش پنجم قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392 و اصلاحات بعدي آن مي باشد.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 125
آرای مرتبط 21
-
رأی
تفسیر
از این صفحه
رأی وحدت رویه شماره 802 هیأت عمومی دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت دادگاه معطی نیابت نسبت به رسیدگی به اعتراض به عملیات اجرایی با اصلاحات و الحاقات بعدی
رأی وحدت رویه شماره 802 هیأت عمومی دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت دادگاه معطی نیابت نسبت به رسیدگی به اعتراض به عملیات اجرایی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 690 مورخ 1385/05/03 هیات عمومی دیوان عالی کشور | قابلیت اعتراض شاکی خصوصی به قرار منع تعقیب و قطعیت نظر دادگاه در قانون اصلاح دادگاههای عمومی و انقلاب
ماده 2 قانون حدود وظایف و اختیارات رئیس قوه قضائیه و یا تقدیم دادخواست ب
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 690 دیوان عالی کشور در خصوص قطعی بودن رأی دادگاه که در مقام رسیدگی به اعتراض به قرار منع پیگرد صادر می گردد
با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 2 قانون حدود وظایف و اختیارات رییس قوه قضاییه و یا تقدیم دادخواست ب
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
ماده 2 قانون حدود وظایف و اختیارات رییس قوه قضاییه و یا تقدیم دادخواست ب
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 112 مورخ 1347/07/03 هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت سازمان اصلاحات ارضی در رسیدگی به اختلافات مالک و زارع پیش از تصویب قانون اصلاحات ارضی
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی ندانسته و رای ابتدایی را استوار کرده است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از دستور فروش
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط مطالبه خسارت از وزارت دادگستری به دلیل اشتباه قاضی
مواد 326 و 327 و 328 قانون آیین دادرسی مدنی توسط مقامات مذکور احراز نگردیده است وبا وص
-
رأی
هماستناد
شرط مطالبه خسارت از وزارت دادگستری به دلیل اشتباه قاضی
مواد 326و327 و328 قانون آیین دادرسی مدنی توسط مقامات مذکور احراز نگردیده است وبا وص
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 717 مورخ 1390/2/6 هیات عمومی دیوان عالی کشور | مسئولیت تساوی رانندگان در تصادفات منجر به قتل بر اساس ماده 337 قانون مجازات اسلامی
ماده 235 قانون آیین دادرسی در امور کیفری مصوب 1378 رای تجدیدنظرخواسته نقض
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به دستور ضبط وثیقه دادستان
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری و رای وحدت رویه شماره 694 - 85/8/9
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به دستور ضبط وثیقه صادره از دادگاه انقلاب
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به دستور ضبط وثیقه صادره از دادگاه انقلاب
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری رسیدگی را در صلاحیت دادگاه کیفری 2 الف
-
رأی
هماستناد
شماره : 1 / 6415 / 110 / هـ - 9 /3 /1390
ماده 235 قانون آیین دادرسی در امور کیفری مصوب 1378 رای تجدیدنظرخواسته نقض
-
رأی
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 717 دیوان عالی کشور در خصوص مسئولیت هر یک از رانندگان در برخورد دو یا چند وسیله نقلیه منتهی به قتل
با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی در امور کیفری مصوب 1378 رای تجدیدنظرخواسته نقض
-
رأی
هماستناد
رای شماره 21 مورخ 1382/01/31 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 326 قانون آیین دادرسی کیفری متضمن صیانت از حقوق اصحاب دعوی صراحت دارد
-
رأی
هماستناد
رأی شماره 21 هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص ابطال بخشنامه شماره 35620 مورخ 9 /11 /1373 معاون قضائی دیوان عالی کشور
با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 326 قانون آیین دادرسی کیفری متضمن صیانت از حقوق اصحاب دعوی صراحت دارد
-
رأی
هماستناد
مرجع رسیدگی به اعتراض به قرار تعطیلی کارگاه توسط دادگاه کیفری بخش
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 مرجع رسیدگی به اعتراض نسبت به د
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه تجدیدنظر مبنی بر رسیدگی ماهوی به قرار منقوضه در اجرای ماده 326 آیین دادرسی مدنی
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی بود
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در صورتی که قرار رد دادخواست اشتباه صادر و قطعی شود
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی در امور حقوقی و 235 قانون آیین دادرسی کیفر
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 648 مورخ 1378/11/26 هیات عمومی دیوان عالی کشور | مرجع صالح برای نقض آراء دادگاه تجدیدنظر استان در امور کیفری بر اساس تبصره 3 ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری خلاصه متن: مراد قانونگذار از ذکر جمله «…
-
رأی
هماستناد
قانون حاکم بر ارتکاب رفتار عدم تحویل کالای امانی
به استناد ماده 235 قانون ایین دادرسی کیفری قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه ن
نظریات مشورتی 39
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3037 مورخ 1384/05/04 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 2 قانون وظایف و اختیارات رییس قوه قضاییه مصوب 1378 و اینکه اعمال ای
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/872 مورخ 1384/02/17 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 2 قانون وظایف و اختیارات رییس قوه قضاییه مصوب 1378 حکایت از این دار
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2837 مورخ 1131/10/12
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی مستلزم رعایت مواد 339 و 346 قانون آیین داد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2837 مورخ 1131/10/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص 1- اعمال موارد مذکور در ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی موضوع نقض آرای دادگاههای عمومی و انقلاب و الزام آور ب
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی مستلزم رعایت مواد 339 و 346 قانون آیین داد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/361 مورخ 1397/03/01
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 با فوت
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/852 مورخ 1398/10/24
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در فرض استعلام
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/554 مورخ 1398/08/21
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1999 مورخ 1397/07/10
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نیز در این زمینه حاکم است و وثی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/922 مورخ 1398/07/01
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/27 مورخ 1398/02/04
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری می باشد ؟ نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/82/4066 مورخ 1382/05/14
مواد 235 و 268 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2835 مورخ 1395/11/05
قانون آیین دادرسی کیفری 1392 و ملاک تبصره 2 ماده 235
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1670 مورخ 1398/03/08
قانون آیین دادرسی کیفری 1392 و ملاک تبصره 2 ماده 235
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/528 مورخ 1397/03/22
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 حضور متهم (یا محکوم علیه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3276 مورخ 1398/02/28
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2013 مورخ 1397/07/10
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 به عنوان مقررات مرتبط با استیفا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/852 — 1398/10/24
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در فرض استعلام
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/516 — 1401/08/10
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 حضور متهم
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/922 — 1398/07/01
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/554 — 1398/08/21
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 2835/95/7 مورخ 1395/11/05 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اینکه اگر در یک حوزه قضایی فقط یک شعبه دادگاه کیفری دو مستقر باشد و این شعبه به جانشینی از بازپرس به پرونده ق
قانون آیین دادرسی کیفری 1392 و ملاک تبصره 2 ماده 235
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/922 مورخ 1398/07/01 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص صدور دستور جلب محکوم همزمان با صدور اخطاریه به کفیل یا وثیقه گذار برای تسلیم محکوم با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/1670 مورخ 1398/03/08 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تعیین مرجع صالح جهت رسیدگی با اصلاحات و الحاقات بعدی
قانون آیین دادرسی کیفری 1392 و ملاک تبصره 2 ماده 235
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/554 مورخ 1398/08/21 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/2779 مورخ 1396/11/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/2779 مورخ 1395/11/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص پذیرش اعسار کفیل پس از قطعی شدن دستور اخذ وجه الکفاله با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/528 مورخ 1397/03/22 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه استیفای حقوق محکوم له در صورت تعدد مال مورد وثیقه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 حضور متهم (یا محکوم علیه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1397/361 مورخ 1397/03/01 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص عدم تاثیر فوت محکومٌ علیه بر استیفای محکومٌ به از مال وی. با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 با فوت
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1398/852 مورخ 1398/10/24 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص فقدان شعبه هم عرض برای ارجاع پس از نقض رای سابق در اعاده دادرسی. با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در فرض استعلام
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2797 مورخ 1397/11/14
قانون آیین دادرسی کیفری جایگزین مواد 326
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2797 مورخ 1397/11/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص ضرورت احیاء فرجام خواهی دادستان کل کشور با توجه مواد 378 ، 388 و 389 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 و با تو
قانون آیین دادرسی کیفری جایگزین مواد 326
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/70 مورخ 1398/02/17
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/82/4066 مورخ 1382/05/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص عدم امکان اعلام اشتباه در مورد آرای قطعی دادگاهها مگر در موارد خلاف بین قانون یا شرع با اصلاحات و الحاقات بعد
مواد 326و 411و 412 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی به موجب م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/270 مورخ 1398/04/31
مواد 235 و 236 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2779 مورخ 1395/11/11
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/286 مورخ 1402/05/14
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/788 مورخ 1403/10/09
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 مرجع اعتراض به دستور ضبط وجه ال
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/286 مورخ 1402/05/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/788 مورخ 1403/10/09 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 مرجع اعتراض به دستور ضبط وجه ال
نشستهای قضایی 28
-
نشست قضایی
هماستناد
اعلام اشتباه قاضی کمیسیون ماده 56 قانون جنگل ها و مراتع و مرجع حل اختلاف
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی اشاره کرده و اعلام اشتباه قاضی را غیرقابل
-
نشست قضایی
هماستناد
نحوه اقدام مستأجر در خصوص اعتراض به دستور دادگاه در تخلیه اماکن استیجاری
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی در این مورد وجود ندارد
-
نشست قضایی
هماستناد
اعمال ماده 326 قانون آیین داردسی مدنی در خصوصی تخلیه اماکن استیجاری
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی در زمینه تخلیه اماکن استیجاری مورد بررسی ق
-
نشست قضایی
هماستناد
اعتراض ثالث طاری در مرحله واخواهی مقایسه تأیید رأی با صدور آن در مرحله تجدیدنظر
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
رفع توقیف اموال در صورت عدم توجه دعوی به شخص
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
تقاضای تقسیم مجدد ماترک بر اساس مدارک جدید
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی را ارائه کرد
-
نشست قضایی
هماستناد
شمول ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به احکام دادگاههای حقوقی یک و دو
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به احکام دادگاههای حقوقی یک و دو خلاص
-
نشست قضایی
هماستناد
قابلیت اعتراض تصمیم مراجع حل اختلاف در امر صلاحیت
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف دادگاه در صورت اشتباه بودن دستور موضوع ماده 3 قانون روابط موجر و مستأجر 1376
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
چگونگی انجام تکلیف کفیل در مورد حاضر کردن محکوم علیه
قانون آیین دادرسی کیفری است با عنایت به ماده 235
-
نشست قضایی
هماستناد
دستور توقیف وثیقه
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری نیز شامل این بحث نمی شود چون موضوع آن ماد
-
نشست قضایی
هماستناد
صدور دستور ضبط وثیقه از سوی دادستان به اشتباه و امکان عدول از آن
ماده 235 از قانون آیین دادرسی کیفری رای قطعی است و عدول از رای قطعی ممکن نیست
-
نشست قضایی
هماستناد
پذیرش یا عدم پذیرش اعسار از کفیل
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 خارج است و قابل طرح و رسیدگی نی
-
نشست قضایی
هماستناد
مرجع صالح به اعتراض متهم نسبت به قرار بازداشت (با فرض عدم وجود دادرس)
قانون آیین دادرسی کیفری 1392 و ملاک تبصره 2 ماده 235
-
نشست قضایی
هماستناد
وضعیت دادسرا در صورت صدور دستور ضبط وجهالکفاله و وثاقه و ورشکستگی کفیل یا وثیقهگذار
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری می شود یا خیر
-
نشست قضایی
هماستناد
اطلاق فوت فرضی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 مورد بحث و بررسی قرار گرفت
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف وثیقه گذار در فرض ربوده شدن محکوم علیه (عدم دسترسی)
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری محسوب می شود
-
نشست قضایی
هماستناد
ایراد صدمه بدنی غیرعمدی در رانندگی با تقصیر سه نفر
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نشست قضایی
هماستناد
ضمانت اجرای ضبط وثیقه در فرض ابلاغ متعدد الکترونیک به وثیقه گذار و عدم مشاهده اوراق قضایی از ناحیه وی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری 92 منتهی به صدور حکم به رد ضمانت به جای ض
-
نشست قضایی
هماستناد
دادخواست ابطال در خصوص اجراییه حکم قطعی لازم الاجرا
مواد 235 قانون آیین دادرسی کیفری و 326 قانون آیین دادرسی مدنی میتوان تقاضا
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف دادگاه نسبت به اعتراض ظهرنویس به قرار تامین خواسته در صورتی که دعوا متوجه وی نباشد
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف دادگاه نسبت به اعتراض ظهرنویس به قرار تأمین خواسته در صورتی که دعوا متوجه وی نباشد
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
غیبت از زندان توسط محکوم علیه افغان و طرد وی از کشور و عدم قابلیت اجرای حکم
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری ناظر بر بند ج ماده 178 قانون آیین دادرسی
-
نشست قضایی
هماستناد
مرجع صدور دستور ضبط وثیقه یا اخذ وجه الکفاله در صورت عدم مراجعه محکوم علیه از مرخصی
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری مرجع اعتراض به دستور دادستان درباره اخذ و
-
نشست قضایی
هماستناد
شمول یا عدم شمول موارد مذکور در ماده 502 قانون آیین دادرسی کیفری به محکومین مالی که وفق ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی در حبس میباشند
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری وجود ندارد
-
نشست قضایی
هماستناد
مرجع اعتراض به دستور ضبط از سوی دادستان
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نشست قضایی
هماستناد
امکان بازداشت ملک مورد وثیقه در صورت گذشت مدت زمان طولانی از زمان قرار قبولی وثیقه
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری می باشد
-
نشست قضایی
هماستناد
صدور قرار تامین وثیقه منجر به بازداشت توسط دادرس به جانشینی بازپرس
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری رفتار کند یعنی مرجع رسیدگی به اعتراض نسبت
مواد مرتبط 5
-
استناد
از این صفحه
ماده 235 — قانون آیین دادرسی کیفری
مواد 235 و 268 قانون آیین دادرسی کیفری
-
استناد
از این صفحه
ماده 326 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مواد 326، 387، 411 و 412 قانون آیین دادرسی مدنی به ترتیب زیر اقدام خواهد شد
-
استناد
از این صفحه
ماده 326 — قانون آیین دادرسی کیفری
قانون آیین دادرسی کیفری و مواد 326
-
در اجرای
از این صفحه
ماده 387 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 387 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی در دادسرا
-
در اجرای
از این صفحه
ماده 2 — قانون وظایف و اختیارات رئیس قوه قضائیه مصوب 1378/12/08
ماده 2 قانون وظایف و اختیارات رییس قوه قضاییه مصوب 1378 به قوه قضاییه ار
مقرراتِ مرتبط 1
-
آییننامه
هماستناد
آییننامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1373/03/15 و اصلاحات بعدی
مواد 326، 387، 411 و 412 قانون آیین دادرسی مدنی به ترتیب زیر اقدام خواهد شد
دکترین 31
-
مقاله
هماستناد
مدلول این ماده روشنگر آن است که چنانچه رأی مزبور از موارد
ماده 387 ق.آ.د.م سال 1379
-
مقاله
هماستناد
دادستان و متهم) نیز موثر است
ماده 387 ق.آ.د.م سال 1379
-
مقاله
هماستناد
دادستان و متهم) نیز موثر است
ماده 387 ق.آ.د.م سال 1379
-
مقاله
هماستناد
یک ویژه نامه شماره ۸۳۱ — آیین دادرسی مدنی — جلد ۱ (نهرینی)
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دیوان عالی کشور درخواست نقض آن را می نماید
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دیوان عالی کشور درخواست نقض آن را می نماید
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۳۸۷ ق
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۳۸۷ ق
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
در این موارد هدف مقنن
مواد 387 و 388 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
در این موارد هدف مقنن
مواد 387 و 388 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نسخ صریح گردید صرفاً ناظر به آراء قطعی بود
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
محدودیت اختیار دادستان کل در امور مدنی از حیث فرجام خواهی
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
محدودیت اختیار دادستان کل در امور مدنی از حیث فرجام خواهی
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نکته دیگر آنکه به خلاف ابقاء اختیار دادستان کل در فرجام خواهی
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دادرسی، صص ۳۶ و ۳۷
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آئین و تشریفات رسیدگی فرجامی — شعبه دیوان پس از آنکه دادخواست فرجامی
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آئین و تشریفات رسیدگی فرجامی — اهمیت سازگاری رای درخور فرجام با موازین
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آئین و تشریفات رسیدگی فرجامی — اهمیت سازگاری رای درخور فرجام با موازین
ماده 387 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
چالش های ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری و پیشنهاد راهکارهای حقوقی اصلاح آن (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
ماده 2 قانون وظایف و اختیارات رئیس قوه قضائیه مصوب 1378
-
مقاله
هماستناد
بحثی پیرامون ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب سال 1379
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب سال 1379 نو
-
مقاله
هماستناد
عطف به ما سبق شدن ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی — گفتار نهم تکلیف دادگاه نسبت به خسارت
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی باید اعلام اشتباه نمود
-
مقاله
هماستناد
عطف به ما سبق شدن ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی — نظر اکثریت چون خسارت تأخیر تأدیه قسمتی
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی باید اعلام اشتباه نمود
-
مقاله
هماستناد
عطف به ما سبق شدن ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی — نظر اکثریت چون خسارت تأخیر تأدیه قسمتی
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی باید اعلام اشتباه نمود
-
مقاله
هماستناد
عطف به ما سبق شدن ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی — نظر اقلیت
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی در مورد آن اعمال گردد
-
مقاله
هماستناد
عطف به ما سبق شدن ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی — نظر کمیسیون نشست قضایی (۴) عدم صدور
ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی در مورد آن اعمال گردد
-
مقاله
هماستناد
با این همه بر حسب اعلام شورای نگهبان در نظریه شماره ۲۶۵۰
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری جدید هم که به اعتباری جایگزین ماده 284 قا
-
مقاله
هماستناد
به موجب ماده واحده قانون تعیین تکلیف اراضی اختلافی موضوع اجرای ماده
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری جدید هم که به اعتباری جایگزین ماده 284 قا
-
مقاله
هماستناد
به موجب ماده واحده قانون تعیین تکلیف اراضی اختلافی موضوع اجرای ماده
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری جدید هم که به اعتباری جایگزین ماده 284 قا
-
مقاله
هماستناد
شعبه پنجم تشخیص دیوان عالی کشور در مقام رسیدگی به تجدید نظر
ماده 235 قانون آیین دادرسی در امور کیفری مصوب 1378 رای تجدید نظر خواسته نق
-
مقاله
هماستناد
از این رأی در اجرای ماده ۲۳۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های
ماده 235 قانون آیین دادرسی در امور کیفری مصوب 1378 رای تجدید نظر خواسته نق
-
مقاله
هماستناد
وجه التزام: در قانون
ماده 235 قانون آیین دادرسی کیفری : «متهم
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
