رأی
ابلاغ به اصیل در فرض داشتن وکیل
رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 15/12/88 خانم ک.س. با وکالت آقای ….ش. د. ب. ط. آقای ت.ج. به خواسته صدور گواهی عدم امکان جهت اجرای صیغه طلاق به علت سوء رفتار و سوء معاشرت ز. ن. ب. زوجه تقدیم نموده که در شعبه بیستم دادگاه عمومی خانواده شیراز ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه دادرسی مورخ 18/3/89 که با حضور طرفین و وکیل خ. ت. گ. وکیل خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است استدعای بذل توجه به مفاد دادخواست را دارم سوء رفتار و معاشرت خوانده موجب به خطر افتادن سلامتی جسمانی و روانی و نیز غیرممکن شدن ادامه زندگی مشترک گردیده است جزئیات موضوع از طرف موکله بیان خواهد شد زوجه خ. ا. د. دیگر کشش ندارم نه جسمی و نه روحی که مشکلاتی را که سال ها تحمل کرده ام ادامه دهم اخیراً درگیری ها بسیار شدیدتر شده و حتی فرزندان در معرض خطر می باشند مورد تحقیر قرار گرفته ام آیا من باید به خاطر قیافه ام مورد تحقیر و توهین واقع شوم چه از طرف ایشان و چه از طرف خواهر ایشان تا الآن که تحمل کرده ام به خاطر بچه ها بود که کوچک بوده اند. زوج خ. ا. م. دارد حرف های خواهان در رابطه بازندگی مشترک در هر زندگی کم و کاستی پیش می آید ولی به این شدت که ایشان می گوید نیست زمان ازدواج من کار می کردم تا سال 81 وضع خوب بود و ایشان هیچ اشکالی نداشت پس از آن بازار خراب شد و من رفتم آبادان نزد دامادمان کار کردم و سپس به خاطر فرزندان برگشتم در حال حاضر در آژانس کار می کنم با ده لیتر بنزین باید زندگی را بچرخانیم مشکل اصلی زندگی ما این است که خواهان دوست دارد ما به خارج از کشور برویم و دو بار هم زندگی مان را فروخته ام و یک بار ایشان و دو فرزند مشترک به خارج رفته اند به من گفتند شما بمان من صلاح ندیدم و برگشتیم چون من به خاک خود افتخار می کنم. خوانده توضیحات مفصلی در خصوص مسائل و روابط خانوادگی بیان داشته و در پایان گفته است با خواسته خواهان به هیچ عنوان موافقتی ندارم چون اگر مهر طلاق بر پیشانی بچه بخورد نابود می شوند. وکیل خواهان مجدداً اضافه نموده عامل اصلی تصمیم موکله به جدایی نقایض و مشکلات مادی زندگی نبوده چون موکله خودش کار می کند و حداقل نیازهای زندگی خود و فرزندان را تأمین می نماید بلکه عامل اصلی تصمیم موکله در خصوص مورد سوء رفتار و سوء معاشرت توأم با تهمت و افتراء و توهین بوده است و به منظور تأیید و تصدیق عرایض موکله و مفاد دادخواست تقدیمی تقاضای تحقق از فرزندان کبیر زوجین را دارم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و در این اثنا آقای ع.س. وکیل پ. ی. و مشاور حقوقی با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج اعلام وکالت کرده است وکلای طرفین هر یک داور موکل خود را معرفی کرده اند و موضوع داوری هم از طرف دادگاه به آنان تفهیم شد و داوران هر یک نظریه کتبی خود را ارائه داده اند که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین م. ب. سپس دادگاه قرار استماع شهادت شهود خواهان را صادر نموده و در جلسه دادرسی مورخ 17/3/90 که با حضور خواهان و وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل خواهان دو دختر مشترک زوجین را به عنوان مطلع معرفی نموده که از طرف دادگاه در اوراق 26 و 27 پرونده از آنان استماع گواهی به عمل آمد سپس دادگاه اظهارات وکلای طرفین را در صورت مجلس منعکس نموده و وکیل خوانده در قسمتی از اظهارات خود گفته است فرزندان بر علیه موکل پرونده ای در شعبه 14 به کلاسه 1886/89 به خواسته مطالبه نفقه 20 سال گذشته مطرح نموده اند که تحت رسیدگی قرار دارد. موکل حاضر به جدایی م. ب. ولی در صورتی که دخترها ازدواج نموده باشند حاضر است حتی به ایشان وکالت در طلاق هم اعطاء نماید. خ. ا. د. حاضرم کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت را در قبال طلاق به خوانده بذل نمایم. سپس دادگاه پرونده استنادی وکیل خوانده را مطالبه و پس از وصول خلاصه آن را در صورت مجلس مورخ 28/4/90 منعکس نموده که حاکی است زوجه به اتفاق دو فرزند مشترک دادخواستی به خواسته مطالبه نفقه معوقه و آینده به طرفیت همسر و پدرشان (خوانده حاضر) تقدیم نموده که شعبه 14 دادگاه حقوقی عهده دار رسیدگی شده و پس از استماع وکلای طرفین دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناس صادر و کارشناس هم نفقه معوقه زوجه از تاریخ 1/1/71 لغایت 31/3/90 را مبلغ 000/638/94 ریال و نفقه فرزندان مشترک را هرکدام ماهیانه مبلغ یک میلیون ریال تعیین نموده است وکیل خ. ب. ن. کارشناس اعتراض و پرونده در جریان رسیدگی قرار دارد. سرانجام دادگاه به موجب دادنامه شماره 4200645 ـ 29/4/90 با اعلام اینکه خواهان دلیل و مدرکی که حکایت از صحت ادعای وی و وجود عسر و حرج در تداوم زوجیت نماید ارائه ننموده است لذا ب. ت. ب. اظهارات و مدافعات خوانده ادعای خواهان را مقرون به صحت ندانسته حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام نموده است پس از ابلاغ رأی صادره وکیل ز. ن. ب. آن تجدیدنظر خواهی نموده که پس از انجام تشریفات دفتری شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان فارس به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 20101349 ـ 30/11/90 اعتراض ت. ن. خ. را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را منطبق بر موازین قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 27/12/90 به وکیل زوجه که طبق وکالت نامه پیوست پرونده حق فرجام خواهی را داشته است ابلاغ قانونی شده و به ز. د. ت. 15/2/91 ابلاغ گردیده و زوجه شخصاً در تاریخ 1/3/91 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از انجام تشریفات دفتری و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص فرجام خواهی خانم ک.س. نسبت به دادنامه شماره 20101349 ـ 30/11/90 شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس که در جهت تأیید رأی بدوی انشاء گردیده است ب. ت. ب. محتویات پرونده ن. ب. ا. ز. ف. خ. با وکالت آقای ….ش. وکیل پ. ی. د. در مراحل بدوی و تجدیدنظر اقدام به تقدیم دادخواست نخستین و تجدیدنظر نموده و دادنامه فرجام خواسته هم در مقام تجدیدنظرخواهی وکیل مرقوم نسبت به دادنامه بدوی اصدار یافته است و حسب مندرجات وکالت نامه پیوست پرونده (برگ یک پرونده بدوی) تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی ازجمله اختیارات مصرحه نامبرده در وکالت نامه و قرارداد وکالت م. ب. و از نامبرده استعفا از وکالت هم قبل از صدور دادنامه فرجام خواسته در پرونده مشهود نمی باشد و در نتیجه به جهت داشتن حق اقدام در مرحله فرجامی ابلاغ دادنامه فرجام خواسته به وکیل مرقوم ضرورت قانونی داشته و تاریخ ابلاغ این دادنامه به ایشان حسب مفهوم مخالف ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی معتبر بوده و ملاک قانونی در احتساب مهلت فرجامی خواهد بود و درنتیجه ابلاغ دادنامه فرجام خواسته به ز. ف. خ. و تاریخ ابلاغ به ایشان معتبر نبوده و قانوناً مؤثر در مقام نمی باشد و ن. ب. ا. دادنامه فرجام خواسته حسب گزارش مأمور ابلاغ در تاریخ 27/12/90 به وکیل زوجه ابلاغ قانونی گردیده و زوجه شخصاً در تاریخ 1/3/91 دادخواست فرجامی خود را تقدیم دانسته که خارج از مهلت قانونی مقرر در ماده 397 قانون فوق الذکر محسوب می گردد بنابراین دادخواست فرجامی ف. خ. ب. لحاظ تقدیم آن در خارج از مهلت قانونی قابلیت پذیرش و رسیدگی در دیوان عالی کشور را نداشته و به دادگاه محترم صادرکننده رأی فرجام خواسته اعاده می گردد تا در اجرای قسمت اخیر ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی اقدام معمول فرمایند مقرر می دارد پرونده اعاده شود.
رئیس شعبه 8 دیوان عالی کشور ـ مستشاران
عباسیان ـ ناصح ـ اللهیاری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
ابلاغ به اصیل در فرض داشتن وکیل
در تاریخ 15/12/88، درخواست صدور گواهی عدم امکان اجرای صیغه طلاق به دلیل سوء رفتار و سوء معاشرت از سوی ی. ا. ط. به مرجع قضایی ارائه گردید. در طی مراحل رسیدگی، شاکی به مشکلات جسمی و روحی ناشی از رفتار طرف دیگر اشاره کرده و تقاضای طلاق نمود. طرف مقابل، ضمن رد ادعاهای مطرحشده، مشکلات اقتصادی را عامل تنشها دانسته و تمایلی به جدایی ابراز نکرد. پس از ارجاع به داوری و استماع شهادت شهود، دادگاه به این نتیجه رسید که شاکی دلیلی مبنی بر وجود عسر و حرج ارائه نکرده و در نتیجه، دعوی وی را رد کرد. این حکم در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شد. شاکی سپس به دیوان عالی کشور فرجامخواهی کرد، اما دیوان ب. ت. ب. عدم رعایت مهلت قانونی برای تقدیم دادخواست فرجامی، آن را غیرقابل پذیرش اعلام و پرونده را به مرجع صادرکننده رای فرجامخواسته اعاده نمود. این تصمیم بر مبنای ماده 397 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/03/05
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که وکیل حق اقدام در مرحله فرجام خواهی را داشته باشد، دادنامه فرجام خواسته قانونا می بایستی به وکیل ابلاغ شود و تاریخ ابلاغ به ایشان معتبر و مبدا مهلت و موعد فرجام خواهی م. ب. و به طور کلی در این گونه موارد ابلاغ دادنامه به اصیل ضرورت قانونی نداشته و تاریخ ابلاغ به وی مبدا مهلت ها و مواعد قانونی نخواهد بود.
رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 15/12/88 خانم ک.س. با وکالت آقای ….ش. د. ب. ط. آقای ت.ج. به خواسته صدور گواهی عدم امکان جهت اجرای صیغه طلاق به علت سوء رفتار و سوء معاشرت ز. ن. ب. زوجه تقدیم نموده که در شعبه بیستم دادگاه عمومی خانواده شیراز ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه دادرسی مورخ 18/3/89 که با حضور طرفین و وکیل خ. ت. گ. وکیل خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است استدعای بذل توجه به مفاد دادخواست را دارم سوء رفتار و معاشرت خوانده موجب به خطر افتادن سلامتی جسمانی و روانی و نیز غیرممکن شدن ادامه زندگی مشترک گردیده است جزئیات موضوع از طرف موکله بیان خواهد شد زوجه خ. ا. د. دیگر کشش ندارم نه جسمی و نه روحی که مشکلاتی را که سال ها تحمل کرده ام ادامه دهم اخیرا درگیری ها بسیار شدیدتر شده و حتی فرزندان در معرض خطر میباشند مورد تحقیر قرار گرفته ام آیا من باید به خاطر قیافه ام مورد تحقیر و توهین واقع شوم چه از طرف ایشان و چه از طرف خواهر ایشان تا الان که تحمل کرده ام به خاطر بچه ها بود که کوچک بوده اند. زوج خوانده اظهار میدارد حرف های خواهان در رابطه بازندگی مشترک در هر زندگی کم و کاستی پیش می آید ولی به این شدت که ایشان می گوید نیست زمان ازدواج من کار می کردم تا سال 81 وضع خوب بود و ایشان هیچ اشکالی نداشت پس از آن بازار خراب شد و من رفتم آبادان نزد دامادمان کار کردم و سپس به خاطر فرزندان برگشتم در حال حاضر در آژانس کار می کنم با ده لیتر بنزین باید زندگی را بچرخانیم مشکل اصلی زندگی ما این است که خواهان دوست دارد ما به خارج از کشور برویم و دو بار هم زندگی مان را فروخته ام و یک بار ایشان و دو فرزند مشترک به خارج رفته اند به من گفتند شما بمان من صلاح ندیدم و برگشتیم چون من به خاک خود افتخار می کنم. خوانده توضیحات مفصلی در خصوص مسائل و روابط خانوادگی بیان داشته و در پایان گفته است با خواسته خواهان به هیچ عنوان موافقتی ندارم چون اگر مهر طلاق بر پیشانی بچه بخورد نابود میشوند. وکیل خواهان مجددا اضافه نموده عامل اصلی تصمیم موکله به جدایی نقایض و مشکلات مادی زندگی نبوده چون موکله خودش کار می کند و حداقل نیازهای زندگی خود و فرزندان را تامین مینماید بلکه عامل اصلی تصمیم موکله در خصوص مورد سوء رفتار و سوء معاشرت توام با تهمت و افتراء و توهین بوده است و به منظور تایید و تصدیق عرایض موکله و مفاد دادخواست تقدیمی تقاضای تحقق از فرزندان کبیر زوجین را دارم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و در این اثنا آقای ع.س. وکیل پ. ی. و مشاور حقوقی با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج اعلام وکالت کرده است وکلای طرفین هر یک داور موکل خود را معرفی کرده اند و موضوع داوری هم از طرف دادگاه به آنان تفهیم شد و داوران هر یک نظریه کتبی خود را ارائه داده اند که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین م. ب. سپس دادگاه قرار استماع شهادت شهود خواهان را صادر نموده و در جلسه دادرسی مورخ 17/3/90 که با حضور خواهان و وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل خواهان دو دختر مشترک زوجین را به عنوان مطلع معرفی نموده که از طرف دادگاه در اوراق 26 و 27 پرونده از آنان استماع گواهی به عمل آمد سپس دادگاه اظهارات وکلای طرفین را در صورت مجلس منعکس نموده و وکیل خوانده در قسمتی از اظهارات خود گفته است فرزندان بر علیه موکل پرونده ای در شعبه --- به کلاسه --- به خواسته مطالبه نفقه 20 سال گذشته مطرح نمودهاند که تحت رسیدگی قرار دارد. موکل حاضر به جدایی م. ب. ولی در صورتی که دخترها ازدواج نموده باشند حاضر است حتی به ایشان وکالت در طلاق هم اعطاء نماید. خ. ا. د. حاضرم کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت را در قبال طلاق به خوانده بذل نمایم. سپس دادگاه پرونده استنادی وکیل خوانده را مطالبه و پس از وصول خلاصه آن را در صورت مجلس مورخ 28/4/90 منعکس نموده که حاکی است زوجه به اتفاق دو فرزند مشترک دادخواستی به خواسته مطالبه نفقه معوقه و آینده به طرفیت همسر و پدرشان (خوانده حاضر) تقدیم نموده که شعبه --- دادگاه حقوقی عهده دار رسیدگی شده و پس از استماع وکلای طرفین دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناس صادر و کارشناس هم نفقه معوقه زوجه از تاریخ 1/1/71 لغایت 31/3/90 را مبلغ 94/638/000 ریال و نفقه فرزندان مشترک را هرکدام ماهیانه مبلغ یک میلیون ریال تعیین نموده است وکیل خ. ب. ن. کارشناس اعتراض و پرونده در جریان رسیدگی قرار دارد. سرانجام دادگاه به موجب دادنامه شماره --- - 29/4/90 با اعلام اینکه خواهان دلیل و مدرکی که حکایت از صحت ادعای وی و وجود عسر و حرج در تداوم زوجیت نماید ارائه ننموده است لذا ب. ت. ب. اظهارات و مدافعات خوانده ادعای خواهان را مقرون به صحت ندانسته حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام نموده است پس از ابلاغ رای صادره وکیل ز. ن. ب. آن تجدیدنظر خواهی نموده که پس از انجام تشریفات دفتری شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 30/11/90 اعتراض ت. ن. خ. را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را منطبق بر موازین قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 27/12/90 به وکیل زوجه که طبق وکالت نامه پیوست پرونده حق فرجام خواهی را داشته است ابلاغ قانونی شده و به ز. د. ت. 15/2/91 ابلاغ گردیده و زوجه شخصا در تاریخ 1/3/91 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از انجام تشریفات دفتری و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص فرجام خواهی خانم ک.س. نسبت به دادنامه شماره --- - 30/11/90 شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس که در جهت تایید رای بدوی انشاء گردیده است ب. ت. ب. محتویات پرونده ن. ب. ا. ز. ف. خ. با وکالت آقای ….ش. وکیل پ. ی. د. در مراحل بدوی و تجدیدنظر اقدام به تقدیم دادخواست نخستین و تجدیدنظر نموده و دادنامه فرجام خواسته هم در مقام تجدیدنظرخواهی وکیل مرقوم نسبت به دادنامه بدوی اصدار یافته است و حسب مندرجات وکالت نامه پیوست پرونده (برگ یک پرونده بدوی) تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی ازجمله اختیارات مصرحه نامبرده در وکالت نامه و قرارداد وکالت م. ب. و از نامبرده استعفا از وکالت هم قبل از صدور دادنامه فرجام خواسته در پرونده مشهود نمیباشد و در نتیجه به جهت داشتن حق اقدام در مرحله فرجامی ابلاغ دادنامه فرجام خواسته به وکیل مرقوم ضرورت قانونی داشته و تاریخ ابلاغ این دادنامه به ایشان حسب مفهوم مخالف ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی معتبر بوده و ملاک قانونی در احتساب مهلت فرجامی خواهد بود و درنتیجه ابلاغ دادنامه فرجام خواسته به ز. ف. خ. و تاریخ ابلاغ به ایشان معتبر نبوده و قانونا موثر در مقام نمیباشد و ن. ب. ا. دادنامه فرجام خواسته حسب گزارش مامور ابلاغ در تاریخ 27/12/90 به وکیل زوجه ابلاغ قانونی گردیده و زوجه شخصا در تاریخ 1/3/91 دادخواست فرجامی خود را تقدیم دانسته که خارج از مهلت قانونی مقرر در ماده 397 قانون فوق الذکر محسوب میگردد بنابراین دادخواست فرجامی ف. خ. ب. لحاظ تقدیم آن در خارج از مهلت قانونی قابلیت پذیرش و رسیدگی در دیوان عالی کشور را نداشته و به دادگاه محترم صادرکننده رای فرجام خواسته اعاده میگردد تا در اجرای قسمت اخیر ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی اقدام معمول فرمایند مقرر میدارد پرونده اعاده شود.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشاران
عباسیان - ناصح - اللهیاری
موارد مرتبط 56
آرای مرتبط 40
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 596 مورخ 1373/12/09 هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت دادگاههای عمومی در رسیدگی به امور مدنی و جزایی با توجه به تاریخ تقدیم دادخواست و عدم شمول تجدید نظر
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی نشده و از طرفی دادگاه های تجدید ن
-
رأی
هماستناد
شروع مهلت تجدیدنظرخواهی در فرض داشتن وکیل
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی واجد اعتبار قانونی بوده و قانونا ابتدای مد
-
رأی
هماستناد
استفاده موسسه خصوصی از عنوان مشابه موسسه دولتی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 46
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 611 مورخ 1375/08/08 هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت دادگاه تجدیدنظر در رسیدگی به آراء دادگاههای عمومی و انقلاب بر اساس قانون تشکیل دادگاههای عمومی و ان
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه این احتمال وجود دارد که نظر قضایی
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 46
-
رأی
هماستناد
ابلاغ رأی به وکیل فاقد اختیار فرجام خواهی
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی ابلاغ به وکیل معتبر نخواهد بود پرونده جهت
-
رأی
هماستناد
ابلاغ دادنامه به وکیل فاقد حق اعتراض به رای
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی سال 1379 که مقرر میدارد ابلاغ دادنامه بوکی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 610 مورخ 1375/08/08 هیات عمومی دیوان عالی کشور | بررسی صلاحیت دادگاههای تجدیدنظر در موارد تغییر حوزه قضایی و تأسیس استان جدید
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی صلاحیت دادگاه عمومی اردبیل تثبیت گردیده لذ
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 28 مورخ 1359/12/16 هیات عمومی دیوان عالی کشور | تعیین صلاحیت دادگاهها بر اساس تاریخ تقدیم دادخواست در قانون آیین دادرسی مدنی
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی که مناط صلاحیت دادگاه را تاریخ تقدیم دادخو
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 46 مورخ 1365/10/25 هیات عمومی دیوان عالی کشور | تعیین مرجع حل اختلاف صلاحیت بین دادگاههای شهرستانهای یک استان بر اساس لایحه قانونی تشکیل دادگاههای عمومی م
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی را در صلاحیت دادگاه مشکین شهر دانست
-
رأی
هماستناد
استناد به سند عادی در الزام به تنظیم سند رسمی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 46
-
رأی
هماستناد
ابلاغ به اصیل در فرض داشتن وکیل
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی معتبر بوده و ملاک قانونی در احتساب مهلت فر
-
رأی
هماستناد
استرداد جهیزیه و شرط مسولیت زوج
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد46
-
رأی
هماستناد
رای کامل نیست
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد46
-
رأی
هماستناد
شروع مهلت تجدیدنظرخواهی در فرض داشتن وکیل
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی واجد اعتبار قانونی بوده و قانونا ابتدای مد
-
رأی
هماستناد
رأی: #دادنامه_دیوان_عالى_کشور_حقوقى (1392/09/06)
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی واجد اعتبار قانونی بوده و قانونا ابتدای مد
-
رأی
هماستناد
تفاوت موسسات عام المنفعه با موقوفات
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی به مرجع مرسل اعاده شود
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح جهت تقدیم دادخواست فرجامخواهی و محاسبه مهلت آن
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ابلاغ اوراق قضایی به کارمند دولت
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست فرجامی فرجام خواه را صادر
-
رأی
هماستناد
مفه,م مغایرت آراء صادره به عنوان یکی از جهات اعاده دادرسی
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض قرار صادره از شعبه --- دادگا
-
رأی
هماستناد
حقوق ناشی از پروانه چرای دام
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این ش
-
رأی
هماستناد
قلمرو اختیار دادگاه در اصلاح رأی
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی (مصوب سال 1379
-
رأی
هماستناد
فروش سرقفلی بدون تنظیم قرارداد اجاره
قانون آیین دادرسی مدنی می باشد لذا مستندا به ماده 383
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه پس از قطعی شدن رد دعوای اعسار
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رعایت مهلت فرجام خواهی
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی عمل نماید
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم درج تاریخ ابلاغ به حروف
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست فرجامی وی را صادر نموده ا
-
رأی
هماستناد
قرار عدم صلاحیت به شایستگی دیوان عالی کشور
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی بوده و لذا قرار رد دادخواست فرجامی شماره 5
-
رأی
هماستناد
نحوه اعتراض به قرار رد دادخواست فرجام خواهی
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد فرجام خواهی را صادر می نماید این ق
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار رد دادخواست تأیید شده در دادگاه تجدیدنظر
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی به تکلیف قانونی خود عمل نماید مقرر می دارد
-
رأی
هماستناد
ملاک احراز درمهلت بودن فرجام خواهی
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست فرجامی فرجامخواه را صادر
-
رأی
هماستناد
هزینه دادرسی فرجام خواهی در صورت تعدد محکومیت ها
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی و قانون وصول برخی از درآمدهای دولت
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم درج تاریخ ابلاغ به حروف
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست فرجامی وی را صادر نموده ا
-
رأی
هماستناد
رعایت مهلت فرجام خواهی
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی عمل نماید
-
رأی
هماستناد
تفاوت مؤسسات عامالمنفعه با موقوفات
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی به مرجع مرسل اعاده شود
-
رأی
هماستناد
فرجامخواهی از قرار رد دادخواست تأیید شده در دادگاه تجدیدنظر
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی به تکلیف قانونی خود عمل نماید مقرر می دارد
-
رأی
هماستناد
قرار عدم صلاحیت به شایستگی دیوانعالی کشور
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی بوده و لذا قرار رد دادخواست فرجامی شماره 5
-
رأی
هماستناد
ابلاغ اوراق قضایی به کارمند دولت
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست فرجامی فرجام خواه را صادر
-
رأی
هماستناد
قلمرو اختیار دادگاه در اصلاح رأی
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی (مصوب سال 1379
-
رأی
هماستناد
رأی: 1393/11/27 به وکیل خانم ل. الف.ش. ابلاغ و وکیل مذکور طی دادخ (1393/11/27)
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی قرا ررد دادخواست فرجامی صادر می گردد دادنا
-
رأی
هماستناد
ابلاغ به وکیل بدون ابطال تمبر تجدید نظر
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی ابلاغ دادنامه به وکیلی که حق وکالت در مرحل
نظریات مشورتی 3
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/651 مورخ 1397/03/30 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 46 قانون آیین دادرسی در امور مدنی هم این نظر استفاده میشود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/1057 مورخ 1403/02/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 383 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/651 مورخ 1397/03/30
ماده 46 قانون آیین دادرسی در امور مدنی هم این نظر استفاده می شود
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
اختلاف نظر بازپرس و دادیار اظهار نظر در صدور قرارها
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی و توجه به فلسفه وضعی آن مقنن به منظور اجتن
مواد مرتبط 2
-
اعمال
از این صفحه
ماده 46 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی معتبر بوده و ملاک قانونی در احتساب مهلت فر
-
اعمال
از این صفحه
ماده 383 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی اقدام معمول فرمایند مقرر می دارد پرونده اع
مقرراتِ مرتبط 1
-
بخشنامه
هماستناد
رد درخواست فرجامخواهی به دلیل تقدیم خارج از مهلت قانونی و تایید دادنامه توسط دیوان عالی کشور
ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی
دکترین 9
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — بخش دوم ماده ۲۶ ق
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی انتزاع محل وقوع بزه از حوزه قضایی دادگاهی
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — افزون بر مثال بالا راجع به تاریخ
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی انتزاع محل وقوع بزه از حوزه قضایی دادگاهی
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — افزون بر مثال بالا راجع به تاریخ
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی انتزاع محل وقوع بزه از حوزه قضایی دادگاهی
-
مقاله
هماستناد
آئین و شیوه رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان — همانطور که در مطالب بالا نیز آمده
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخواست است مگر د
-
مقاله
هماستناد
آئین و شیوه رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخواست است مگر د
-
مقاله
هماستناد
آئین و شیوه رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخواست است مگر د
-
مقاله
هماستناد
قرار امتناع از رسیدگی — برقرار میشود و تغییر دادرس دادگاه اول
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی ماده 26 ق
-
مقاله
هماستناد
قرار امتناع از رسیدگی — که پرونده مطروحه به دادگاه اول برگردد
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی ماده 26 ق
-
مقاله
هماستناد
قرار امتناع از رسیدگی — که پرونده مطروحه به دادگاه اول برگردد
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی ماده 26 ق
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
