Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی شعبه دیوان عالی کشور خانم ن. ب. در تاریخ 93/1/26 دادخواستی با وکالت آقای ع. ع. به طرفیت آقای ح. ش.ز. به خواسته طلاق تقدیم نموده که شعبه چهارمدادگاه عمومی قوچان تحت پرونده شماره 112/ 94 عهده دار رسیدگی شده است . وکیل خ. د. د. تقدیمی توضیح داده که موکلش به موجب سند رسمی ازدواج شماره ... مورخ 91/5/12 دفتر ازدواج شماره ... حوزه ثبتی قوچان با صداقیه 114 سکه بهار آزادی به عقد دائمی و رسمی خوانده در آمده است . زوجه به استناد دادنامه شماره 895/ 93 شعبه&amp; 102 دادگاه جزائی قوچان مورد ضرب و جرح عمدی قرار گرفته است ضمن اینکه زوج بدون اذن زوجه اقدام به ازدواج مجدد کرده است. فلذا با عنایت به تخلف زوج از بند; 2 و 12 شروط ضمن عقد و با لحاظ <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق داریم . اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 94/3/23 با حضور خوانده و وکیل خ. ت. م. گردد . وکیل زوجه مطالب خودرا ب. ش. د. تقدیمی اعلام و اضافه می نماید مراسم عروسی برگزار شده و عمل مقاربت انجام داده اند و زوجه باکره نیست . فرزند مشترکی ندارند . علت طلاق این است که زوج اقدام به ضرب و جرح زوجه نموده و از طرفی ازدواج مجدد کرده است . برای کشف حقیقت تقاضا دارم پرونده شماره 921112 شعبه چهارم دادیاری شیروان مطالبه شود . زوج پرونده دیگری در قسمت مفاسد اجتماعی قوچان دارد . زوجه مهریه خود را مطالبه نموده و زوج محکوم به پرداخت آن شده است . در مورد استرداد جهیزیه نیز حکم صادر شده است . به علت تخلف زوج از بند های 2 و 12 شروط ضمن عقد تقاضای طلاق داریم . زوج در مقامدفاع اظهار می دارد لایحه ای تقدیم نموده ام . لازم به توضیح است که جریان ازدواج مجدد اینجانب مربوط به دو سال قبل بوده و مدت آن پنج روز بوده و این ازدواج با اجازه خواهان صورت گرفته و عقد موقت بوده و فسخ شده است و پس از آن با خواهان آشتی کردیم و در حال حاضر همسردیگری ندارم . خواهان نیز ازدواج قبلی داشته ولی شناسنامه و فامیل خود را تعویض کرده است ز. د. ل. تقدیمی نیز توضیح داده که حکم محکومیت اینجانب به اتهام ایراد; ضرب و جرح نسبت به زوجه از موارد قاعده لوث بودن و به ناحق محکوم به پرداخت دیه شدم . در مورد ازدواج مجدد نیز اینجانب به علت بیماری همسرم خانمی را جهت خدمتکاری به کار گرفتم و با نظر و اذن و صلاح دید خواهان در اجازه نامه مذکور وحضور شهود صرف معذب نبودن این خدمتکار صیغه محرمیت بر قرار شد نه برای زوجیت بلکه برای راحت بودن ایشان و بعد از صلاح دید همسرم صیغه فوق منحل گردید . بنابراین چون رضایت همسرم حاصل بوده تخلف از شرط نکرده ام . زوجه محکوم به تمکین شده ولی حاضر به بازگشت نیست . همسرم را دوست دارم و هیچگونه تخلف از شرط نکرده ام . و به هیچ وجه حاضر به طلاق نیستم . تصویر دادنامه شماره 910 مورخ 93/6/13 شعبه اول دادگاه عمومی قوچان مبنی بر محکومیت زوجه به تمکین و پرداخت یک سکه بابت اقساط مهریه در تاریخ 94/2/29 و تصویر دادنامه شماره 328 مورخ 92/3/26 شعبه چهارم دادگاه عمومی قوچان مبنی بر محکومیت زوج به استرداد جهیزیه و تصویر دادنامه شماره 1358مورخ 93/10/16 همان شعبه مبنی بر رد دعوی زوجه به خواسته نفقه معوقه از تاریخ 93/2/1 تا93/7/20 ارائه می شود د. ا. م. دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران وطی تشریفات نظر آنها که مفاداً حکایت از عدم توفیق در بر قراری صلح و سازش بین زوجین دارد ، ارائه می شود . جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 94/5/28 با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل می گردد . زوجین متفقاً اظهار می دارند که مدت 8 ماه زندگی مشترک داشته و عمل مقاربت انجام شده ولی فرزند مشترکی نداریم . مدت یکسال است که با هم زندگی نمی کنیم . زوجه می گوید بعد از این که خوانده مرا به عقد خود در آورد با خانم …. ز. ا. م. دارد چون خواهان از منزل اینجانب خارج شده بود و چندین ماه بدون همسر بودم به علت اینکه به حرام نیفتم در مشهد با خانمی عقد موقت به مدت پنج روز خواندم و پس از پایان مدت دیگر نامبرده همسرم نیست و ازدواج دیگری نکرده ام حاضرم سوگند یادکنیم که ب. غ. از خواهان همسر دیگری اعم از موقت یا دائم ندارم . زوجه محکوم به تمکین شده است . حاضرم ایشان را به منزل خود در شیروان ببرم . البته زوجه می تواند محل زندگی خود را انتخاب کند که شیروان باشد یا قوچان ز. ا. م. دارد پرونده شعبه چهارم دادیاری شیروان مطالبه شود .مدارکی در امنیت اخلاقی و مفاسد قوچان نزد آقای ب. دارد استعلام شود. خوانده با دختر خانواده آقای …. س. ازدواج کرده است . پرونده شیروان هم مربوط به همین خانم …. س. است . دادگاه در این جلسه مقرر می دارد داوران به تکلیف قانونی خود عمل کنند و از دادسرای شیروان درمورد پرونده شماره 921112 استعلام شود و مرجع انتظامی در خصوص ازدواج خانم …. س. با خوانده تحقق نمایند. دادگاه ظاهراً بدون وصول پاسخ های مورد نظر ختم دادرسی را اعلام و ب. ت. ب. محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر اقع نگردیده و زوجه ووکیل و. ب. ا. به تخلف زوج از بندهای 2 و 12 شروط ضمن عقد خواستار طلاق گردیده و از طرفی برای اثبات تخلف زوج از بند 2 شروط ضمن عقد به دادنامه شماره 895 مورخ 93/6/19 شعبه 102 دادگاه جزائی قوچان استناد نموده که طی آن زوج به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه با اتیان سوگند به پرداخت یک درصد دیه کامل د. ح. زوجه محکوم شده و در مورد ازدوج مجدد از ناحیه خواهان ووکیل وی هیچ گونه دلیلی ارائه نشده و خ. د. م. دفاع اظهار داشته حاضر به طلاق نیست و ازدواج مجدد به صورت عقد موقت در دو سال قبل و به مدت پنج روز بوده و هیچ گونه ازدواج مجدد رسمی اعم از موقت یا دائم در حال حاضر ندارد بنابراین تخلف زوج از شروط ضمن عقد محرز نگردیده و صرف درگیری زوجین در یک مرحله از مصادیق عسر و حرج نیست فلذا طی دادنامه شماره 891 مورخ 94/8/20 حکم به رد دعوی خواهان صادر می نماید . پس از ابلاغ این رای به وکیل زوجه نامبرده مبادرت به تجدیدنظر خواهی نموده و در لایحه خود توضیح داده که زوج در جلسه رسیدگی دادگاه اقرار نموده که دو سال قبل خانمی را به مدت پنج روز به عقد موقت خود در آورده ضمن اینکه محتویات پرونده شعبه چهارم دادیاری با این ادعا در تناقض است زیرا در آن پرونده پس از شکایت خانم …. س. علیه زوج به اتهام سرقت ، زوج اقرار نموده که با خانم …. س. ازدواج دائم به صورت عادی داشته و در تاریخ 92/4/18 با هم ازدواج رسمی نموده اند سپس به لحاظ مشکلات در تاریخ 92/4/31 وی را طلاق داده است . بنابراین تخلف زوج از بند 12 شروط ضمن عقد محرز است . زوج نیز طی لایحه ای نسبت به موارد مطروحه در لایحه ت. ن. خ. پاسخ داده است شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1606 مورخ 94/11/14 رای تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. این رای در تاریخ 94/11/27 به وکیل ز. ا. گ. و نامبرده ظرف مهلت مقررقانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است . گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرائت می شود . هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م. کریمپورنطنزی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی خانم ن. ب. با وکالت آقای ع. ع. نسبت به دادنامه شماره 1606 مورخ 94/11/14 شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در مقام تایید دادنامه شماره 891 مورخ 94/8/20 شعبه چهارم دادگاه عمومی قوچان اصدار گردیده و متضمن حکم بر رد دعوی ز. ف. خ. بخواسته طلاق است ، وارد و موجه بنظر می رسد . زیرا زوجه و وکیل و. د. د. تقدیمی و مراحل دادرسی و لوایح ارائه شده با اشاره به ایراد ضرب و جرح از سوی زوج و محکومیت کیفری زوج به پرداخت دیه د. ح. زوجه و ازدواج مجدد زوج بدون اذن و رضایت زوجه مدعی تخلف زوج از بندهای2و12 شروط ضمن عقد و عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت گردیده و خواستارصدور حکم طلاق شده است . محکمه به موضوع رسیدگی و ب. ت. ب. محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و با این استدلال که زوجه دلیلی برای اثبات ادعایش مبنی بر تجدیدفراش زوج ارائه ننموده و صرف یک بار محکومیت زوج به اتهام ایراد ضرب و جرح که با سوگند اثبات شده موجب عسر و حرج زوجه نمی شود و زوج ضمن مخالفت با طلاق مدعی شده که ازدواج مجدد وی به صورت عقد موقت در دو سال قبل و برای مدت پنج روز بوده و در حال حاضر همسر دیگری به صورت دائمی یا موقت ندارد فلذا ادعای خ. ر. و. ندانسته و حکم به رد دعوی زوجه صادر کرده است در حالیکه اولاً: قطع نظر از اینکه ادعای زوجه در مورد عسر و حرج یا تحقق بند 2 شروط ضمن عقد وارد باشد یا خیر ؟ ولی تخلف زوج از بند 12 شروط ضمن عقد مندرج در سند ازدواج که به امضاء زوجین رسیده قابل احراز است . چرا که وقتی زوج با حضور در جلسه رسیدگی دادگاه و لوایح تقدیمی صراحتاً به ازدواج مجدد خود اقرار نموده دیگر نیازی به ارائه دلیل از سوی زوجه نیست ضمن اینکه زوجه برای اثبات ادعایش به مفاد پرونده شماره 921112 مطروحه در شعبه چهارم دادیاری شیروان استناد نموده است . مفاد پرونده مذکور که از سوی دادگاه مطالبه گردیده و پس از اصدار رای توسط دادگاه بدوی ضمیمه پرونده شده حاکی از این است که زوج در جلسه بازجوئی مورخ 92/6/24 اداره آگاهی اعلام نموده : من با خانم …. س. در تاریخ 92/4/18 ازدواج رسمی کردم سپس به لحاظ مشکلات فیمابین مجبور شدم از یکدیگر جداشویم و در تاریخ 92/4/31 سی میلیون تومان وسایل بوی دادم . به صورت توافقی جدا شدیم (برگ ردیف 63 پرونده ) . تصویر طلاق نامه ضمیمه همین پرونده حاکی از این است که آقای ح. ش. در تاریخ 92/4/18 طبق سند عادی خانمالف. س. را به عقد شرعی دائمی خود در آورده و مهریه تعداد 124 سکه بهار آزادی بوده است و زوجه با بذل 50 سکه از مهریه طلاق گرفته است (برگ 65 پرونده ) بنابراین اظهارات متناقض زوج بدور از واقعیت است زیرا در جائی اظهار داشته که خانم … را برای راحتی همسرش که بیمار بوده و به عنوان خدمتکار گرفته و فقط صیغه محرمیت جاری شده است . در جای دیگر اظهار داشته چون همسرم تمکین نداشت بخاطر اینکه به حرام دچار نشوم نامبرده را به عقد موقت خود در آوردم و در مرحله دیگر اعلام نموده ازدواج مجدد وی با رضایت کتبی زوجه صورت گرفته ولی در هیچ یک از مراحل دادرسی دلیل و بینه ای برای این ادعا ارائه ننموده است . ثانیاً. مفاد پرونده مطروحه در شعبه چهارم دادیاری شیروان که متعاقب شکایت خانم …. س. علیه زوج به اتهام سرقت تشکیل شده حاکی از این است که ز. د. ت. 92/4/18 در حالیکه ف. خ. د. علقه زوجیت دائم وی بوده خانم آ. س. را یه صورت عادی به عقد شرعی نکاح دائمی خود در آورده و در این خصوص صرفاً به حکم محکومیت زوجه به تمکین استناد شده در حالیکه همین حکم تمکین نیز در سال 93 و بعد از ازدواج مجدد زوج اخذ شده است و دلیلی مبنی بر رضایت کتبی زوجه و کسب اجازه از دادگاه برای ازدواج مجددارائه نشده است . هر چند در اینگونه موارد تفاوتی بین عقد دائم و عقد موقت نیست ولی همینکه طلاق نامه بین آقای ح. ش. و خانم …. س. تنظیم شده حکایت از دائمی بودن ازدواج مجدد دارد . در رای وحدت رویه شماره 716 مورخ 89/7/20 هیأت عمومی دیوان عالی کشور نیز تاکید شده صرفاً در صورت اثبات نشوز زوجه و تحصیل اجازه ازدواج مجدد از دادگاه بند 12 شروط ضمن عقد قابل اعمال نخواهد بود ولی در مانحن فیه اولاًمحرز است که زوج در سال 92 و قبل از اثبات نشوز زوجه اقدام به تجدیدفراش نموده و خانم …. س. را به عقد دائمی و شرعی خود در آورده است ثانیاً دلیلی مبنی بر رضایت زوجه و اخذ اجازه از دادگاه ارائه ننموده است . از این رو دادنامه فرجام خواسته به لحاظ عدم مطابقت با دلاات محتویات پرونده و مغایرت آن با موازین قانونی مخدوش بوده و مستنداً به بند 2 ماده 371 قانون آئین دادرسی مدنی نقض می شود و تجدید رسیدگی به استناد بند ج ماده 401 همان قانون به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می گردد. رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور : حسن عباسیان مستشار: م. کریمپورنطنزی عضومعاون: جعفر پوربدخشان فهرست شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی اثر ازدواج مجدد زوج بر وکالت زوجه در طلاق در تاریخ 26 خرداد 1400، درخواست صدور حکم طلاق به دلیل ازدواج مجدد طرف مقابل بدون رضایت درخواست‌کننده، به استناد بند 12 شروط ضمن عقد، به دادگاه ارائه شد. در جلسه رسیدگی، درخواست‌کننده به تخلف طرف مقابل از شرط مذکور اشاره کرده و خواستار طلاق و دریافت مهریه خود گردید. طرف مقابل، ضمن تایید ازدواج مجدد، با طلاق مخالفت نمود. دادگاه با ارجاع به داوری، نظریه عدم سازش را دریافت کرده و ب. ت. ب. تخلف طرف مقابل از بند 12 سند نکاحیه و اصرار درخواست‌کننده بر جدایی، حکم به تجویز وکالت در طلاق به درخواست‌کننده صادر کرد. پس از تجدیدنظرخواهی طرف مقابل، دادگاه تجدیدنظر، دادنامه بدوی را تایید نمود. طرف مقابل در تاریخ 8 آذر 1400 به دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی کرد. دیوان عالی کشور در تاریخ مقرر، فرجام‌خواهی را غیر وارد تشخیص داده و دادنامه‌های قبلی را تایید کرد و اعلام نمود که تخلف طرف مقابل از شروط ضمن عقد محرز است و درخواست‌کننده می‌تواند با استفاده از وکالت در طلاق، اقدام نماید. این رای بر اساس مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام گردید. در تاریخ 1400/03/26 خانم ز. ب. به طرفیت همسرش اقای م. د. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد بند 12 از شروط ضمن عقد مبنی بر اختیار همسر دوم توسط خوانده بدون رضایت همسر اول بانضمام کلیه خسارات دادرسی تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/06/28 که به حضور زوجین تشکیل گردیده خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است.خ. ا. د. من قبول دارم. ازدواج مجدد در سال قبل کرده ام که حکم ثبت ان را هم گرفته ام لیکن حاضر به طلاق خواهان نیستم تقاضای رد دعوی ایشان را دارم. از دادگاه اجازه ازدواج مجدد نگرفته بودم ولی از این خانم … و تمکین نمیکرد نیاز به زن داشتم اول ازدواج عادی شرعی نمودم اخیرا هم ان را ثبت کرده ام.دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه بعدی رسیدگی به تاریخ 1400/07/11 خ. ا. د. خواسته ام ب. ش. د. تقدیمی به لحاظ تخلف زوج از بند 12 شرط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه وکالت در طلاق برایم محقق شده است.کل مهریه ام را میخواهم و از طریق ثبت اسناد اقدام کرده ام ولی تاکنون چیزی وصول نشده من یایسه هستم فرزند صغیر ندارم. جهیزیه ام در اختیار خودم نیست شکایت کرده ام حکم اولیه صادر شده که زوج اعتراض کرده در نهایت طبق حکم قطعی جهیزیه اقدام شود. ادعای مالی دیگری ندارم. فقط طلاق انجام شود. ز. ا. د. من موافق با طلاق نیستم اجازه ثبت ازدواج مجدد را از دادگاه گرفتم ولی اجازه ازدواج نداشتم. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/07/11 پس از ذکر خواسته و توضیحات خواهان با اعلام اینکه خ. د. ج. دادرسی صریحا به ازدواج مجدد اذعان نموده است.و اینکه مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده و زوجه اصرار بر جدایی دارد. لذا با لحاظ نظریه قاضی مشاور تخلف زوج از بند 12 مندرج در سند نکاحیه را محرز و مالا دعوی خ. ر. و. تشخیص و به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1119-a_0815110236776">ماده 1119 قانون مدنی</a> و مواد 29 و 32 و 33 قانون حمایت خانواده ضمن اعلام احراز تحقق وکالت اعطایی مندرج در سند نکاحیه به زوجه اجازه داده تا با حضور در یکی از دفاتر رسمی طلاق به وکالت از ناحیه زوج و با تعیین نوع طلاق خود را مطلقه نماید. مهریه بر ذمه زوج باقی م. ب.. حضانت فرزند ان مشترک به لحاظ اینکه به سن رشد رسیده اند منتفی م. ب.. جهیزیه او در ید زوجه است.اعتبار دادنامه صادره شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی م. ب.. پس از ابلاغ رای صادره ز. د. م. قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/08/22 اعتراض ت. ن. خ. را غیر وارد و دادنامه تجدیدنظرخواسته را موافق مقررات قانونی تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1400/08/25 به ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 1400/09/08 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده، مشاوره نموده چنین رای می نماید. فرجام خواهی اقای م. د. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/08/22 شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره *مورخ 1400/07/11 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز تخلف زوج (ف. خ.) از بند 12 از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه مبنی بر ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول حکم به احراز تحقق شرط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از سوی زوجه (فرجام خوانده) اصدار یافته است، ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. ز. ف. خ. در جلسه دادرسی مرحله بدوی صریحا اقرار نموده که بدون اخذ مجوز از دادگاه همسر دوم اختیار نموده و بعدا با اجازه دادگاه انرا به ثبت رسانیده است.و چون این اقدام نامبرده بدون رضایت همسر اول (فرجام خوانده) و هم چنین بدون اخذ مجوز از دادگاه بوده لذا تخلف نامبرده از بند 12 از شروط مندرج در سند نکاحیه ثابت و مدلل بوده و به لحاظ ثبوت تخلف ایشان و نیز تحقق شرط وکالت تفویضی در سند ازدواج زوجه فرجام خوانده می‌تواند با اعمال وکالت در طلاق تفویضی از طرف زوج ضمن انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه نموده و واقعه طلاق را به ثبت برساند بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته که متضمن این معنا بوده با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض ف. خ. د. حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مترتب نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی ف. خ. ب. استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد. رئیس شعبه:ح. ع. مستشار:ح. م. ه. مستشار:م. ج. ح. م. در تاریخ 1 شهریور 1400، زوجه به دلیل ازدواج مجدد زوج، درخواست طلاق خ. ر. ب. مرجع قضایی ارائه کرد. در جلسه رسیدگی، زوجه به اخراج از منزل و بلاتکلیفی سه ساله خود اشاره کرد و مستنداتی از جمله گزارش پلیس و حکم محکومیت زوج به پرداخت دیه را ارائه نمود. دفاعیات طرف مقابل بر مبنای عدم اثبات ازدواج مجدد و تمکین زوجه تنظیم شد. دادگاه پس از بررسی مستندات و استعلام از ثبت احوال، به ازدواج مجدد زوج دست یافت و ب. ت. ب. عدم امکان سازش، به زوجه اجازه داد تا با اعمال وکالت در طلاق، اقدام به ثبت طلاق نماید. زوجه همچنین اعلام کرد که مایل به دریافت 70 سکه از مهریه خود است و بقیه را بذل می‌کند. در نهایت، دادگاه با استناد به مواد 12، 26، 27، 31 و 33 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و مواد 1130 و 1146 قانون مدنی، حکم طلاق را صادر کرد. این حکم در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شد و درخواست فرجام‌خواهی از سوی زوج رد گردید. دیوان عالی کشور نیز پس از بررسی مستندات، دادنامه‌های صادره را تایید و فرجام‌خواهی را غیرموجه اعلام نمود. در تاریخ 1400/06/01 خانم ن. م. ز. به طرفیت همسرش اقای م. ص. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ ازدواج مجدد خوانده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد اقای س. ک. م. وکیل پ. ی. و مشاور حقوقی ب. ت. و. از جانب خوانده (زوج) اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ 1400/06/21 که با حضور خواهان و وکیل خ. ت. گ. خ. ا. د. عرایض ب. ش. د. م. ب.. بدلیل ازدواج مجدد خوانده و اینکه مرا از منزل اخراج نموده و حدود سه سال است.بلاتکلیف می باشم درخواست طلاق دارم. در خصوص ضرب و جرح ایشان در شعبه *محکوم به پرداخت دیه شده و در خصوص ازدواج مجدد ایشان نیز گزارش پلیس 110 را تقدیم مینمایم در خصوص مهریه پرونده جداگانه داریم که به صورت اقساطی پرداخت می نماید. و حاضرم از 114 قطعه 14 قطعه را در قبال طلاق بذل نمایم و نفقه و اجرت المثل را میخواهم جهیزیه ام در اختیار خودم م. ب.. و فرزند مشترک نداریم. وکیل خ. د. ا. داشت در خصوص شرط ضمن عقد نکاح که وکالت در طلاق به زوجه داده می‌بایست اعمال شرط ضمن عقد مطرح میگردید. و از طرفی هم اذنی دلیل بر ازدواج موکل در پرونده ارائه نگردید.و وجود ندارد. و موکل نیز منکر ازدواج مجدد است.بنابراین دعوی مطروحه فاقد وجاهت قانونی است.و از طرفی خواهان پرونده به تمکین محکوم گردیده و اجرا نیز شده و ناشزه محسوب میگردد. که گواهی ان تقدیم میگردد. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و از اداره ثبت احوال شهرستان *مشخصات همسران و اولاد زوج را استعلام نموده است.و در جوابیه مورخ 1400/08/25 اداره ثبت احوال مشخصات همسران ز. ا. م. ص. فرزند م. 1- س. ا. م. تاریخ ازدواج 88/7/10 و تاریخ طلاق 1395/10/27 - 2- ن. م. ز. تاریخ ازدواج 1396/02/10 و مشخصات فرزند ان نامبرده 1- ا. ص. متولد 1391/07/22 نام پدر م. 2- م. ص. تاریخ تولد 1400/07/18 نام پدر م. اعلام شده است. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه مورخ 1400/09/16 که فقط با حضور خ. ت. گ. خواهان همان مطالب جلسه قبل را بیان نموده و اضافه کرده که همسرم ازدواج مجدد نموده و یک پسر به نام م. متولد 1400/07/18 از همسر جدیدش به نام س. ا. دارد. که مدارکش ضمیمه پرونده م. ب.. من و همسرم فرزند مشترک نداریم و از کل مهریه خود تعداد 25 قطعه سکه تمام بهار ازادی و نفقه ایام عده و اجرت المثل ایام زندگی مشترک را در قبال طلاق بذل مینمایم و متعاقبا به شرح صورتمجلس مورخ 1400/11/03 اعلام نموده که برخلاف جلسه قبلی اعلام میدارد. که صرفا 70 عدد سکه را میخواهم و مابقی یعنی 34 عدد سکه را بذل مینمایم سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/11/05 پس از ذکر خواسته و توضیحات خواهان و اعلام احراز علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در اصلاح و سازش بین طرفین موثر واقع نگردیده و نظر به اصرار خواهان و پیوستی و پاسخ استعلام از اداره ثبت احوال شهرستان *که موید این مطلب م. ب.. که خوانده با خانم س. ا. در تاریخ 88/7/10 ازدواج کرده و در تاریخ 1395/10/27 طلاق گرفته است.و در صورتجلسه پلیس 110 مورخ 1400/05/17 که پس از اعلام گزارش رابطه نامشروع در منزل مسکونی با خانم س. ا. و مراجعه پلیس، خواهر خوانده اعلام نموده که خوانده با خانم س. ا. صیغه می‌باشند و از ایشان فرزند ی نیز دارند و غیرموجه بودن دفاعیات وکیل خوانده لذا دعوی خ. ر. و. تشخیص مستندا به بند 12 سند نکاحیه و مواد 12 و 26 و 27 و 28 و 29 و 31 و 33 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و مواد 1130 و 1146 قانون مدنی به خواهان اجازه داده که به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و نسبت به اعمال وکالت خود مبنی بر مطلقه نمودن خویش اقدام نماید. و توضیح داده که ارائه گواهی پزشکی قانونی در مورد وجود جنین و عدم ان برای ثبت طلاق الزامی است.و برای مهریه حکم جداگانه صادر شده و زوجه اظهار میدارد. که از کل مهریه خود صرفا 70 عدد سکه را میخواهم و مابقی یعنی 34 عدد را بذل مینمایم و هم چنین اجرت المثل ایام زندگی مشترک و نفقه ایام عده را د. ح. زوج بذل نمود و جهیزیه در اختیار زوجه م. ب.. نوع طلاق باین خلعی است.و مدت اعتبار حکم طلاق صادره شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی است.و خوانده را به پرداخت خسارت دادرسی د. ح. خ. محکوم مینماید. وکیل ز. د. م. قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/12/26 با اعلام اینکه دادنامه تجدیدنظر خواسته بر اساس اسناد و مدارک و ادله موجود از جمله تصویر گزارش مرجع انتظامی و نتیجه استعلام به عمل امده از اداره ثبت احوال در مورد وجود فرزند پسر به نام م. ص. برای زوج (به جهت عدم وجود فرزند مشترک بین زوجین معلوم است.که فرزند مذکور از خانم … از زوجه حاضر م. ب..) وفق موازین قانونی و با رعایت اصول و تشریفات دادرسی صادر شده است.لذا اعتراض وکیل ت. ن. خ. را غیرموجه تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/12/28 به وکیل ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 1400/01/17 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می‌گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: فرجام خواهی وکیل ف. خ. ا. م. ص. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/12/26 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/11/05 اصداری از شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز ازدواج مجدد زوج و تخلف نامبرده از بند 12 از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه حکم به تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجام خوانده صادر گردیده است. ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا به دلالت محتویات پرونده زوجین فاقد فرزند مشترک بوده و حسب پاسخ استعلام واصله از اداره ثبت احوال شهرستان *ز. ف. خ. صاحب فرزند پسری به نام م. ک. بوده که در تاریخ 1400/07/18 یعنی در زمانی که پرونده طلاق تحت امر در جریان رسیدگی قرار داشته متولد گردیده است.که این امر و مفاد پاسخ استعلام یاد شده و نیز مفاد گزارش پلیس 110 که متضمن اظهار خواهر ف. خ. ب. نام ر. ص. مبنی بر اینکه خانم ا. م. و اقای ص. صیغه می‌باشند، در مجموع افاده بر این معنا دارد. که خانم س. ا. م. پس از اینکه در سال 1395 از زوج مطلقه گردیده، مجددا با نامبرده ازدواج نموده و از وی صاحب فرزند ی شده که در تاریخ 1400/07/18 متولد گردیده است. بنابراین ازدواج مجدد ز. ف. خ. ثابت و محرز بوده و چون این اقدام نامبرده بدون اذن و رضایت زوجه فرجام خوانده و نیز بدون اخذ مجوز از دادگاه انجام شده لذا تخلف ایشان از بند 12 از شروط مندرج در سند نکاحیه محرز و مسلم بوده و به لحاظ ثبوت تحقق شرط مذکور، شرط وکالت در طلاق تفویضی در سند ازدواج محقق بوده و زوجه فرجام خوانده حق دارد. که با اعمال وکالت در طلاق حاصل از طریق تحقق شرط ضمن عقد نکاح، ضمن انتخاب نوع طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق و مطلقه نمودن خود و ثبت رسمی ان اقدام نماید. بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز تخلف زوج از شرط مندرج در سند نکاحیه به جهت ازدواج مجدد بدون رضایت زوجه فرجام خوانده صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل ف. خ. د. حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مترتب نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی ف. خ. ب. استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م. در تاریخ 7 دی‌ماه 1399، دادخواستی به منظور صدور حکم طلاق به دلیل ازدواج مجدد بدون اذن همسر اول و تخلف از شرط ضمن عقد نکاح ارائه گردید. در این راستا، زوجه ادعا کرد که زوج بدون اجازه او ازدواج کرده و دارای فرزند نیز م. ب. و خواستار طلاق و استعلام از سازمان مربوطه شد. وکیل طرف مقابل، ادعای زوجه را رد کرده و اعلام نمود که ازدواج زوج به صورت موقت بوده و زوجه از تاریخ ترک منزل، مستحق نفقه نیست. &lt;br&gt;دادگاه پس از استعلام از سازمان و بررسی مستندات، تخلف زوج از بند دوازدهم شرط ضمن عقد را محرز دانست و با استناد به مواد 1119 و 1133 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده، حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق صادر کرد. پس از تجدیدنظرخواهی و رد آن به دلیل عدم توجیه قانونی، دادنامه اولیه تایید شد. در نهایت، دیوان عالی کشور نیز با رد فرجام‌خواهی، دادنامه‌های قبلی را تایید و مدت اعتبار اجرایی حکم را به شش ماه اصلاح نمود. در تاریخ 1399/10/07 خانم س. ل. ز. به طرفیت همسرش اقای ا. ق. ا. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق بدلیل ازدواج مجدد زوج بدون اذن همسر اول و بدون کسب مجوز از دادگاه و تخلف از شرط ضمن عقد نکاح تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد اقای م. ا. وکیل پ. ی. د. ب. ت. و. الکترونیکی از جانب خوانده اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ 1399/11/07 که با حضور زوجه و وکیل زوج تشکیل گردیده ز. ا. د. در تاریخ 1398/01/29 به عقد نکاح دائم خوانده درامدم فرزند ی نداریم ایشان شهریور ماه سال گذشته مرا از خانه اش اخراج کرد و من ناچارا به نزد خانواده ام در *امدم و از ان زمان تاکنون هیچ رابطه ای نداریم و فقط چند بار زنگ زد و فحاشی و تهدید کرده است.سال گذشته ایشان تقاضای طلاق داد که چون باید حقوق مالی مرا میداد پیگیری نکرد الان هم بدون اجازه من رفته ازدواج کرده است.و با همسر جدیدش زندگی می کند و از او صاحب فرزند شده است.البته ازدواج من با ایشان هم ازدواج دوم هر دو ما بوده و هر دو از همسران قبلی خود جدا شده بودیم بدلیل تخلف زوج از بندهای هشتم و دوازدهم ضمن عقد نکاح تقاضای طلاق وکالتی دارم. و تقاضا دارم. که در مورد ازدواج بعدی ایشان و تولد فرزند ش از سازمان *استعلام شود. و از شوهرم کراهت دارم. و در ازای طلاق حاضرم یک سکه از مهریه خود را بذل کنم و درباره جهیزیه ادعایی ندارم. وکیل خ. ا. د. برخلاف ادعای زوجه موکل ازدواج رسمی و دائمی نداشته و ازدواجش به شکل موقت و صیغه بوده که مدت ان هم منقضی شده است. و حسب اظهار موکل زوجه موقت باردار نشده و فرزند ی ندارند و وفق عرف و رویه قضایی ازدواج منتهی به تحقق تخلف از شرط ضمن عقد طلاق بر ازدواج دائم دارد. و منصرف از ازدواج موقت است.در این حالت نمی توان به شرط مذکور استناد کرد و زوجه از تاریخ ترک زندگی و منزل مستحق دریافت نفقه و اجرت المثل نمی‌باشد. و جهیزیه هم ندارد. لذا رد دعوی خواهان م. ا. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر و تعداد و مشخصات فرزند یا فرزند ان زوج و م. مادران انها را از اداره سازمان *گرگان استعلام نموده است.در پاسخ استعلام واصله به تاریخ 99/11/8 مشخصات همسران م. ج. ه. و س. ل. و م. فرزند ا. ر. نام مادر م. متولد 1399/08/08 و م. م. و م. ی. نام مادر هر دو ز. به ترتیب متولد 1386/01/01 و 1388/02/22 اعلام شده است. داور منتخب زوجه و داور منصوب زوج هر یک نظر کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/01/10 پس از ذکر خواسته و شرح دعوی و توضیحات بعدی خواهان و مدافعات وکیل خوانده با اعلام اینکه وکیل خوانده ازدواج موقت موکلش را پذیرفته لیکن بند 12 شرط ب ضمن عقد نکاح را ناظر به عقد دائم و منصرف از عقد موقت دانسته است.در حالی که اطلاق ازدواج در بند مزبور هر دو نوع نکاح (موقت و دائم) را دربرمیگیرد و اینکه پاسخ استعلام از سازمان *مورخ 1399/11/08 هم موید تولد فرزند ی به نام ر. از خوانده و مادری به نام م. ج. ه. در تاریخ 1399/08/08 م. ب.. لهذا با لحاظ نظر موافق قاضی مشاور تخلف زوج از بند دوازدهم از شروط مندرج در سند نکاحیه را محرز تشخیص و به استناد مواد 1119 و تبصره ماده 1133 و بند 1 <a class="artref" href="/ماده/ماده-1145-a_0815110236804">ماده 1145 قانون مدنی</a> و ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق صادر و به زوجه خواهان اجازه داده به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و با استفاده از وکالت تفویضی در سند نکاحیه ضمن بذل یک سکه از مهریه خویش به زوج و قبول بذل به وکالت از طرف ز. ن. ب. اجرای صیغه طلاق از نوع خلع باین و ثبت رسمی ان اقدام و اصالتا از طرف خود و به وکالت از طرف زوج دفاتر مربوطه را امضای نماید. و توضیح داده که باقیمانده مهریه و سایر حقوق مالی زوجه برای مشارالیها محفوظ م. ب.. تا در صورت تمایل جداگانه مطالبه نماید. زوجه درباره جهیزیه ادعایی ندارد. اعتبار اجرایی حکم صادره از تاریخ انقضای مهلت فرجامخواهی یا ابلاغ رای فرجامی شش ماه م. ب.. زوجه حسب اقرار خود باردار نیست و زوجین فاقد فرزند مشترک می‌باشند. وکیل زوج پس از ابلاغ رای صادره در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *، شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/03/22 با استدلال منعکس در ان اعتراض ت. ن. خ. را غیرموجه تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح مدت شش ماه به سه ماه مدت اعتبار حکم صادره تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/03/30 به زوج و وکیل ایشان ابلاغ شد و سپس وکیل ز. د. ت. 1400/04/13 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: فرجامخواهی وکیل ف. خ. ا. ا. ق. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/03/22 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/01/10 صادره از شعبه *وجب ان به لحاظ احراز تخلف زوج از بند دوازدهم از شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه حکم به احراز تحقق شرط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه اصدار یافته است.ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. وکیل ف. خ. د. اظهارات خود نکاح انقطاعی ز. ف. خ. را مورد تایید قرار داده و پاسخ استعلام واصله از اداره سازمان *حاکی از انستکه ز. ف. خ. از همسر اخیر خود دارای فرزند ی به نام ر. با تاریخ ولادت 1399/08/08 م. ب.. که این امر موید صحت ادعای زوجه مبنی بر ازدواج مجدد شوهرش م. ب.. و چون این اقدام زوج در ازدواج مجدد به نحو انقطاعی بدون رضایت همسر اول و نیز بدون اخذ مجوز از دادگاه بوده لذا تخلف نامبرده از بند دوازدهم از شروط مندرج در سند نکاحیه که ب. ت. ب. اطلاق ان شامل هر دو نوع نکاح اعم از دائم یا موقت خواهد بود ثابت و محرز بوده و شرط وکالت در طلاق برای زوجه محقق خواهد بود از این رو استنباط و تشخیص دادگاه در احراز تخلف ز. ف. خ. از شروط ضمن عقد نکاح و تحقق شرط وکالت در طلاق حاصل از طریق تحقق شرط مذکور برای زوجه فرجامخوانده صایب و موجه بوده و بدین لحاظ دادنامه های بدوی و فرجامخواسته در اصل و اساس حکم با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و اقدامات و رسیدگی های معموله موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل ف. خ. د. حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض انرا فراهم سازد النهایه چون مدت اعتبار اجرایی حکم احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق مطابق ماده 33 قانون حمایت خانواده همان شش ماه مقرر در دادنامه بدوی بوده و اصلاح ان به سه ماه به شرح مندرج در دادنامه فرجامخواسته با موازین قانونی مطابقت ندارد. لذا با حذف ان از قسمت اخیر دادنامه فرجامخواسته ضمن رد فرجامخواهی وکیل ف. خ. مستندا به مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته در سایر قسمت ابرام میگردد. رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 3

موارد مرتبط 51

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 2

مواد مرتبط 2

دکترین 7

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین