Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده درتاریخ ۱۳۹۹/۳/۲۹ اقای س. پ. ب. لت از طرف خانم ع. پ. بطرفیت اقای ب. ق. دادخواستی بخواسته صدور حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه بعلت عسروحرج ناشی از عدم پرداخت نفقه زوجه تقدیم نموده که دادخواست مطروح بدوا جهت ایجاد صلح و سازش بین زوجین به شعبه *درترکمن ارجاع گردیده و شورا پس از تشکیل جلسه و استماع اظهارات وکیل خواهان و خوانده سرانجام بلحاظ عدم حصول سازش بین طرفین پرونده را به دادگستری شهرستان *ارسال نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد درجلسه رسیدگی مورخ ۹۹/۵/۲۶ که با حضور زوجین تشکیل گردیده وکیل خواهان با ارسال لایحه دفاعیه مدافعات خود را بیان نموده است.در این جلسه خ. ا. د. خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است.خ. ا. د. من حاضر به طلاق نیستم و زندگی را دوست دارم. وکیل خ. ط. ل. تقدیمی اعلام نموده زوجین دارای یک فرزند مشترک بنام ک. متولد ۹۵/۲/۱۷ می باشند خوانده بیش از دو سال است.که نفقه زن و فرزند خود را پرداخت ننموده است.و بموجب دادنامه شماره *صادره از شعبه **به اتهام ترک انفاق محکوم به حبس و جزای نقدی گردیده و هم چنین بموجب دادنامه شماره *به پرداخت نفقه محکوم شده لیکن تاکنون علیرغم صدور اجراییه و ابلاغ ان نفقه را پرداخت نکرده است.لذا موکله در شرایط بسیار سخت بسر برده و ادامه زندگی مشترک میسر نمی باشد. بعلاوه زوجه مهریه خود را دریافت و جهیزیه خود را مسترد نموده است.و نفقه معوقه از تاریخ ۱۳۹۷/۸/۱ و جاریه و ایام عده و هم چنین اجرت المثل ایام زندگی مشترک و تعیین نفقه فرزند مشترک مورد مطالبه است.و حضانت فرزند مشترک با مادر بوده لذا با توجه بمراتب معروضه تقاضای رسیدگی و صدورحکم به الزام زوج به طلاق بعلت عسروحرج شدید زوجه م. ا. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر و پس از وصول پرونده استنادی کلاسه *خلاصه ان را درصورتمجلس مورخ ۹۹/۵/۲۶ منعکس نموده که حاکیست خانم ع. پ. بتوسط وکیل خود بطرفیت اقای ب. ق. دادخواستی بخواسته مطالبه نفقه زوجه و فرزند مشترک مطرح نموده و شورا پس از رسیدگی لازم سرانجام بموجب دادنامه شماره *حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ دوازده میلیون ریال بابت نفقه فرزند مشترک صادر و در مورد نفقه زوجه حکم بر بیحقی خواهان صادر نموده که پس از تجدیدنظرخواهی زوجه شعبه *بموجب دادنامه شماره *ضمن نقض دادنامه مورد اعتراض حکم به محکومیت زوج به پرداخت مبلغ چهل میلیون و چهارصدو هشتاد و پنج هزار ریال بابت نفقه زوجه صادر نموده و نهایتا با صدور اجراییه پرونده به اجرای احکام شورای حل اختلاف ارسال شده است. داور منتخب زوجه و داور منصوب زوج هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بوده تقدیم داشته اند و بشرح منعکس در نظریه داور منصوب زوج ، زوج در جلسه داوری اعلام نموده که ادامه زندگی مشترک بسیار سخت و دشوار شده است.چنانچه زوجه از حق وحقوق خود بگذرد با شخص دیگر دخترم را بخودم بدهد و ملاقات فرزند معلوم گردد. مفادا با طلاق زوجه موافقت نموده و براساس هم داور منصوب ادامه زندگی مشترک را غیرمقدور و مصلحت زوجین را در طلاق اعلام نموده است. دادگاه پس از وصول پرونده استنادی بکلاسه *از اجرای احکام کیفری *که مربوط به محکومیت زوج به ترک انفاق زوجه و فرزند مشترک بوده خلاصه ان را درصورتمجلس مورخ ۹۹/۷/۷ منعکس نموده و با پرداخت جزای نقدی از سوی زوج م. ع. پرونده اجرایی مختومه گردیده است.و سپس دادگاه جهت تعیین میزان نفقه معوقه زوجه ازتاریخ ۹۷/۸/۱ و فرزند مشترک از تاریخ تقدیم دادخواست ( ۹۹/۳/۲۹ ) و میزان اجرت المثل ایام زوجیت زوجه موضوع را به کارشناس ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه بشرح اوراق ۴۵و۴۶ پرونده نظریه کتبی خود را تقدیم نموده که اعتراضی نسبت به ان در پرونده مشهود نیست. دادگاه پس از وصول پرونده استنادی کلاسه *اجرای احکام شعبه *خلاصه ان را درصورتمجلس مورخ ۱۳۹۹/۹/۶منعکس نموده که حاکیست اقای ب. ق. د. ح. خانم ع. پ. محکوم است.به پرداخت مبلغ ۱۲/۰۰۰/۰۰۰ریال به عنوان نفقه فرزند مشترک و مبلغ ۴۰/۴۸۵/۰۰۰ریال بابت نفقه زوجه و پرداخت هزینه دادرسی که پس از جری تشریفات قانونی و نیابت به حوزه قضایی گمیشان جهت اجرای حکم که براساس صورتجلسه تنظیمی اموالی از نامبرده شناسایی نگردیده است.سپس به جهت عدم دسترسی به مال برگ جلب م. ع. صادر ودرتاریخ ۹۹/۷/۲۰ نامبرده جلب شده وکیل محکوم له اظهارداشت بابت طلبم بمبلغ ۵۲/۹۱۵/۰۰۰ریال از نامبرده مبلغ ۴۰/۰۰۰/۰۰۰ریال دریافت نموده و مابقی طلب بمبلغ ۱۲/۹۱۵/۰۰۰ریال قرار شد براساس توافق بعمل امده بمدت یک ماه به ایشان مهلت داده شود. و سپس نامبرده بلاقید ازاد شده است.و درخواست تاخیر اجرای حکم بمدت بک ماه درتاریخ ۹۹/۷/۲۰ بعمل امده است. پرونده دلالت دیگری ندارد. و درخواست تعقیب عملیات اجرایی مجدد از ناحیه محکوم له تاکنون بعمل نیامده است.و سرانجام دادگاه ختم دادرسی را اعلام و بموجب دادنامه شماره ۱۴۱۰ مورخ ۱۳۹۹/۹/۱۸ پس از انعکاس خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان و خلاصه پرونده های حقوقی و کیفری استنادی مربوط به ترک انفاق با اعلام اینکه مستند دعوی خواهان پرونده های استنادی بوده که حسب محتویات این پرونده های استنادی درخصوص ترک انفاق بدلالت صورتجلسه *زوج مبلغ چهارمیلیون تومان به خواهان پرداخت نموده و بابت الباقی نیز با خواهان توافق نموده است.و درخواست توقف عملیات اجرایی نیز صادر شده است.و این مطلب حاکی از ان است.که الزام زوج به انفاق امکان پذیر م. ب.. و هم چنین براساس مندرجات پرونده استنادی شکایت ضرب عمدی نیز با برائت خوانده مواجه گردیده است.و به این ترتیب درخواست خواهان با مقررات <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی</a> تطابق نداشته و دلیل دیگری برای عسروحرج ارائه نگردیده است.لذا دعوی خواهان را بلحاظ فقد ادله اثباتی غیر ثابت تشخیص و باستناد ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل ز. د. م. قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۳ اعتراض ت. ن. خ. را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را منطبق با موازین قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. باستناد ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر درتاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۴ به وکیل ز. ا. ش. و نامبرده درتاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۵ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست به زوج فرجامخوانده ابلاغ شد لیکن لایحه جوابیه ای از ایشان در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه درتاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی متن رأی فرجامخواهی وکیل ف. خ. خانم ع. پ. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۳ شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره *صادره از شعبه *درترکمن که بموجب ان بلحاظ عدم احراز عسروحرج زوجه حکم به بطلان دعوی طلاق خواهان ( ف. خ. ) اصدار یافته است.ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده وارد و موجه است.زیرا وکیل زوجه بشرح دادخواست تقدیمی و توضیحات بعدی بشرح لایحه تقدیمی بعلت عدم پرداخت نفقه زوجه و بلاتکلیف رها نمودن زوجه از سوی زوج تداوم زوجیت را موجب عسروحرج اعلام و صدور حکم برالزام زوج به طلاق زوجه را خواستار گردیده است. محتویات پرونده و پیوست ان و محتویات پرونده های استنادی که خلاصه ان ها درصورتمجالس دادگاه منعکس گردیده دلالت بر این دارد. که زوجین از سال ۹۶ تا کنون جدا ازهم زندگی مینمایند و زوجه بهمراه فرزند مشترک در منزل پدرش بسر میبرد که این امر ظهور بر وجود اختلاف شدید بین انان دارد. ثانیا زوج فرجامخوانده درطول این مدت چندسال هیچ اقدام عملی مفید و موثری جهت رفع کدورت و حل و فصل اختلافات و ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و سروسامان دادن به زندگی فیمابین معمول نداشته و عملا زوجه را بهمراه فرزند مشترک در منزل پدرش بلاتکلیف رها نموده است. ثالثا- زوج فرجامخوانده بدوا بموجب دادنامه کیفری قطعیت یافته صادره از شعبه *گمیشان در پرونده کلاسه *باتهام ترک انفاق زوجه و فرزند مشترک جزایا محکوم و حکم صادره هم بمرحله اجرای درامده و متعاقبا بموجب دادنامه قطعی شماره ۵۳۷ مورخ ۱۳۹۸/۴/۳۱ صادره از شعبه *درترکمن به پرداخت مبلغ ۴۰/۲۸۵/۰۰۰ریال به پرداخت نفقه معوقه زوجه و هم چنین بموجب دادنامه قطعیت یافته شماره *صادره از شعبه *به پرداخت مبلغ ۱۲/۰۰۰/۰۰۰ریال بابت نفقه فرزند مشترک ازتاریخ ۹۷/۲/۲۵ لغایت ۹۷/۸/۱ که از سوی زوجه مورد مطالبه قرار گرفته محکوم شده است.و علیرغم محکومیت های کیفری و حقوقی خود حسب دادنامه های فوق الاشعار ونیز صدور اجراییه نسبت به نفقات مورد حکم و ابلاغ ان و تشکیل پرونده اجرایی و تعقیب اقدامات ان از سوی مامورین اجرا ، تا تاریخ تقدیم دادخواست طلاق در پرونده حاضر ( ۱۳۹۹/۳/۲۹ ) هیچ اقدامی جهت پرداخت نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه و فرزند مشترک تحت حضانت او بعمل نیاورده و عملا تا این تاریخ الزام وی به اجرای احکام صادره و پرداخت نفقات مورد حکم زوجه و فرزند مشترک بنحو قانونی ممکن و میسر نگردیده و صرفا پس از تقدیم دادخواست طلاق و درجریان رسیدگی به این دعوی بشرح مندرجات پرونده اجرایی که خلاصه ان در صورتمجلس مورخ ۱۳۹۹/۹/۶ منعکس گردیده پس از جلب نامبرده در اجرای دستور جلب صادره درتاریخ ۹۹/۷/۲۰ مبلغ چهل میلیون ریال بابت قسمتی از نفقه مورد حکم زوجه و فرزند مشترک به اقرار وکیل زوجه پرداخت و جهت پرداخت مابقی نفقه مورد حکم هم براساس توافق طرفین مهلت یک ماهه اعطای گردیده است.و به این ترتیب استنکاف زوج فرجامخوانده از پرداخت نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه و عدم امکان الزام وی به اجرای حکم صادره و پرداخت نفقه مورد حکم درتاریخ تقدیم دادخواست طلاق ( ۹۹/۳/۲۹ ) که مدارک قانونی درتشخیص و احراز استحقاق زوجه بر خواسته طلاق مطروحه بوده ثابت و مدلل بوده و این تخلف نامبرده بلحاظ انطباق ان با موضوع و مقررات <a class="artref" href="/ماده/ماده-1129-a_0815110236786">ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی</a> موجب عسروحرج زوجه در استمرار زوجیت و مجوز قانونی برای طلاق او خواهد بود و اقدام زوج به پرداخت نفقه مورد حکم زوجه در جریان رسیدگی بدعوی طلاق نامبرده بلحاظ اینکه اقامه دعوی طلاق اساسا طریق قانونی جهت الزام زوج به اجرای حکم نفقه صادره و پرداخت نفقه مورد حکم محسوب نبوده موثر در مقام نبوده و اثار مترتب برتخلف نامبرده را درخصوص مورد زایل و منتفی نمیسازد بنابراین و ب. ت. ب. مجموع دلایل و قرائن مذکور ، عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت ثابت و درخواست طلاق نامبرده قانونی و موجه بوده از این رو دادنامه فرجامخواسته بلحاظ عدم انطباق ان با دلایل و قرائن موجود در پرونده و موازین و مقررات قانونی واجد ایراد قانونی بوده و قابلیت ابرام ندارد. لهذا مستندا به بند ۲ قسمت اخیر بنده ۵ ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظراستان *بعنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد. تا بالحاظ دلایل و قرائن موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. شعبه * رییس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه. فهرست خلاصه جریان پرونده متن رأی نقد رأی اثر پرداخت نفقه پس از تقدیم دادخواست طلاق در تاریخ 13 بهمن 1399، دادخواستی به منظور صدور حکم طلاق به دلیل عدم پرداخت نفقه و سوء رفتار طرف مقابل، از جمله ضرب و شتم و اخراج از منزل، به دادگاه ارائه شد. در جلسه رسیدگی، به عدم پرداخت نفقه و عدم حضور طرف مقابل اشاره گردید. ب. ت. ب. عدم امکان سازش، پرونده به داوری ارجاع شد و در نهایت، به موجب دادنامه غیابی، طلاق زوجه بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-1129-a_0815110236786">ماده 1129 قانون مدنی</a> و مواد 26 تا 29 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 تایید شد. طرف مقابل به این رای اعتراض کرد و درخواست تجدیدنظر نمود، اما دادگاه تجدیدنظر، اعتراض وی را غیرموجه تشخیص داده و رای اولیه را تایید کرد. در ادامه، درخواست فرجام‌خواهی از دادنامه تجدیدنظر به دیوان عالی کشور ارائه شد که در نهایت، فرجام‌خواهی رد و دادنامه‌های قبلی تایید گردید. دیوان عالی کشور به این نتیجه رسید که عدم پرداخت نفقه و ادعای ناشزه بودن زوجه تاثیری د. ح. زوجه برای اعمال وکالت در طلاق نداشته و بنابراین، رای دادگاه‌های پایین‌تر بر اساس موازین قانونی صادر شده است. در تاریخ 1399/11/13 خانم ز. س. به طرفیت همسرش اقای ا. م. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عدم پرداخت نفقه و سوی رفتار خوانده به نحو ایراد ضرب و شتم و کتک کاری و تهمت و افترا و اخراج از منزل مشترک و بلاتکلیف رها نمودن که موجب عسر و حرج خواهان گردیده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. اقای ر. ا. ک. وکیل پ. ی. د. با تقدیم وکالت نامه از جانب خواهان (زوجه) اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ 1399/11/28 خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن وکیل خ. ح. ی. و اظهار داشت مطالب ب. ش. د. تقدیمی است.خوانده همسر شرعی و دائمی موکل بوده و اکنون مدت 13 ماه است.که موکل را رها نموده و در این مدت هیچ خرج و مخارجی به موکل پرداخت نکرده است.و موکل مجبور به طرح دعوی گردیده و حتی با وجود اخذ حکم جلب باز هم خوانده دعوی نفقه را پرداخت نکرده است.حالیه ب. ت. ب. تخلف زوج از بند یک شروط ضمن عقد نکاح تقاضای استیذان اعمال وکالت در طلاق را دارم. مهریه موکل 114 سکه بهار ازادی است.که زوجه ده عدد سکه از مهریه خود را در ازای طلاق بذل می نماید. زوجه در خصوص مابقی مهریه جداگانه اقامه دعوی نموده که در حال رسیدگی است.و در خصوص جهیزیه و اجرت المثل ایام زوجیت هیچ ادعایی ندارد. و در خصوص نفقه طرح دعوی شده که مطابق حکم صادره از شورا پیگیری و اقدام می‌گردد. زوجین فرزند مشترک ندارند و موکل باردار نبوده و طلاق برای بار اول است. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نمود و مقرر داشته که پرونده استنادی به کلاسه *از شعبه *مطالبه گردد. پس از وصول پرونده استنادی خلاصه ان در صورتمجلس مورخ 1399/12/10 منعکس گردیده که حاکیست که حسب دادنامه شماره 0317 99 مورخ 99/4/23 و دادنامه اصلاحی مورخ 99/4/29 شعبه *اقای ا. م. فرزند د. به پرداخت نفقه خانم ز. س. فرزند م. از تاریخ 98/10/25 لغایت پایان سال ماهیانه 450 هزار تومان و از تاریخ 99/10/1 لغایت صدور و اجرای حکم ماهیانه 550 هزار تومان محکوم گردیده و دادنامه مذکور از طریق سامانه در تاریخ 99/4/30 به م. ع. ابلاغ و پس از انقضای مواعد با درخواست خ. د. ت. 99/7/2 اجراییه صادر و در تاریخ 99/7/9 به سامانه م. ع. ارسال گردید.و در تاریخ 99/8/14 با انقضای مواعد وکیل خواهان با ارسال لایحه ای تقاضای اخطار به م. ع. جهت پرداخت محکوم به و در صورت عدم پرداخت تقاضای اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی را نموده است.و در تایخ 1399/08/17 طی ابلاغییه استهضاری به م. ع. اخطار گردیده نسبت به پرداخت محکوم به اقدام نماید. و در تاریخ 1399/08/21 مراتب جواز اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی توسط قاضی اجرای احکام اعلام گردیده و در همان تاریخ برگ جلب سیار صادر و تحویل محکوم له گردیده و علیرغم صدور برگ جلب سیار و تحویل به محکوم له دلیلی دال بر پرداخت محکوم به و یا دسترسی به م. ع. د. پرونده مشهود نیست پرونده اجرایی بیش از این حکایتی ندارد. داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه غیابی شماره 1865 مورخ 99/12/24 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه بر اساس مدارک و ارائه شده از ناحیه خواهان از جمله گواهی ارائه شده از شعبه *مدنی شورای حل اختلاف زوج از تاریخ 98/10/25 لغایت 99/4/30 نفقه واجبه زوجه را تادیه نکرده و به علاوه خوانده علیرغم ابلاغ واقعی احضاریه در جلسه دادگاه حاضر نشده و دفاعی معمول نداشته و لایحه ای ارسال نکرده است.و از طرفی هم مساعی دادگاه و داوران به منظور حصول سازش و اصلاح ذات البین مثمر ثمر واقع نشده و از ناحیه داوران توفیقی برای سازش حاصل نگردیده است.لذا ب. ت. ب. مراتب مذکور و نظریه قاضی مشاور دعوی خ. ر. و. و ثابت تشخیص و با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1129-a_0815110236786">ماده 1129 قانون مدنی</a> و مواد 26٫27٫28٫29٫33 قانون حمایت خانوده مصوب سال 1391 با احراز تحقق شرایط اعمال وکالت در طلاق موضوع بند یک شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه که بامضای زوج رسیده مجوز طلاق زوجه را صادر و به زوج خواهان اجازه داده پس از قطعیت حکم با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق ضمن بذل تعداد ده قطعه سکه تمام بهار ازادی از مهریه خود و قبول بذل به وکالت از زوج خ. ر. ب. طلاق خلع نوبت اول مطلقه نماید. و توضیح داده که زوجین فرزند مشترک ندارند و زوجه حسب الاقرار غیر حامل است.لیکن ارائه گواهی مبنی بر وجود یا عدم وجود جنین به دفتر طلاق الزامی م. ب.. زوجه از حیث سایر حق و حقوق مالی خود از قبیل جهیزیه و نفقه و اجرت المثل سابقا مبادرت به طرح دعوی نموده و بعضا حکم مقتضی صادر گردیده لذا این مرجع در رابطه با حقوق مزبور خود را فارغ از اظهارنظر می داند مدت اعتبار حکم صادر شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی است. رای صادره غیابی و به مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه و با انقضای مدت قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم تجدیدنظر *است. پس از ابلاغ رای صادره ز. د. م. قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان واخواهی نموده که دادگاه صادر کننده دادنامه واخواسته به موضوع رسیدگی و پس از تشکیل جلسه رسیدگی و استماع اظهارات واخواه و وکیل واخوانده و اخذ نظریه قاضی مشاور ختم دادرسی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/01/31 اعتراض واخواه را غیر موجه تشخیص و ضمن رد ان دادنامه واخواسته را تایید نموده است. ز. د. م. قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه فوق الذکر تجدیدنظر خواهی نموده و ادعا نموده که زوجه به علت صدور حکم تمکین علیه وی و ناشزه بودن مستحق نفقه نبوده تا عدم پرداخت ان مجوزی برای طلاق نامبرده بوده باشد. که د. ا. م. خانم س. ک. وکیل پ. ی. و مشاور حقوقی با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج ت. ن. خ. اعلام وکالت نموده است.که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و پس از اقداماتی سرانجام به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/04/16 با استدلال منعکس در ان اعتراض ت. ن. خ. را غیر موجه تشخیص و با رد اعتراض ت. ن. خ. به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/04/16 به وکیل ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 1400/05/05 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می‌گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: فرجام خواهی وکیل ف. خ. ا. ا. م. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/04/16 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/01/31 صادره از شعبه *مشعر بر تایید دادنامه غیابی شماره 1865 99 صادره از همان دادگاه که به موجب ان به لحاظ احراز تحقق بند یک از شروط ضمن عقد نکاح حکم به احراز شرایط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از سوی زوجه (فرجام خوانده) اصدار یافته است.ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا حسب محتویات پرونده اجرایی کلاسه *که خلاصه ان در صورتمجلس مورخ 1399/12/10 منعکس گردیده ز. ف. خ. به موجب دادنامه شماره 317 99 مورخ 99/4/23 و دادنامه اصلاحی مورخ 99/4/29 صادره از شعبه *به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 98/10/25 لغایت اجرای حکم د. ح. زوجه (فرجام خوانده) محکوم گردیده پس از قطعیت حکم صادره علیرغم صدور اجراییه در تاریخ 99/7/9 و ابلاغ ان به زوج م. ع. و تشکیل پرونده اجرایی و اقدامات انجام شده و تجویز اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی از سوی قاضی اجرای احکام و صدور برگ جلب سیار در تاریخ 99/8/21 از پرداخت نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه استنکاف ورزیده و عملا با اقدامات اجرایی انجام شده الزام وی به اجرای حکم صادره و پرداخت محکوم به نفقه ممکن و میسر نشده است.و تا زمانی که دادنامه نفقه فوق الذکر ثبوت و اعتبار قانونی خود باقی بوده ادعای وکیل زوج مبنی بر ناشزه بودن زوجه و عدم استحقاق وی نسبت به نفقه ایام گذشته مورد حکم با استناد به حکم تمکین صادره علیه زوجه در دعوی طلاق مطروحه موثر در مقام نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را ندارد. و هم چنین پرداخت نفقه مورد حکم بعد از صدور حکم طلاق از دادگاه نخستین و در مرحله تجدیدنظر تاثیری در موضوع نداشته و تخلف زوج از بند یک شرط ضمن عقد نکاح و نیز حق ایجاد شده برای زوجه در اعمال وکالت در طلاق را که در تاریخ تقدیم دادخواست طلاق ثابت و محقق بوده زایل و منتفی نمی سازد بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز تحقق بند یک از شروط مندرج در سند نکاحیه و تحقق شرط وکالت در طلاق برای زوجه صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و مندرجات پرونده اجرایی استنادی و اقدامات و رسیدگی های به عمل امده در مجموع موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل ف. خ. د. حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه فرجام خواسته مشهود نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی ف. خ. ب. استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نتیجا ابرام می‌گردد. رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه. در این پرونده، زوجه درخواست طلاق را به دلیل عدم پرداخت نفقه و ترک منزل مشترک به مدت دو سال ارائه داد و اعلام کرد که ادامه زندگی مشترک برای وی ممکن نیست. در ابتدا، دادگاه به دلیل عدم احراز عسر و حرج زوجه، دعوی طلاق را رد کرد. زوجه به این رای اعتراض و درخواست تجدیدنظر نمود که منجر به نقض رای اولیه و صدور حکم طلاق به دلیل تخلف زوج از شروط ضمن عقد نکاح گردید. &lt;br&gt;زوج در دفاع، عدم موافقت خود با طلاق و ادعای خروج زوجه از منزل را مطرح کرد و به محکومیت خود به پرداخت نفقه اشاره نمود. با این حال، دادگاه تجدیدنظر با استناد به عدم اقدام موثر زوج برای ترغیب زوجه به بازگشت و عدم پرداخت نفقه، رای طلاق را تایید کرد. &lt;br&gt;در مرحله فرجام‌خواهی، دیوان عالی کشور با تاکید بر صحت ادعای زوجه و عدم وجود دفاع موجه از سوی زوج، رای تجدیدنظر را ابرام نمود و مدت اعتبار رای صادره را از سه ماه به شش ماه اصلاح کرد. این تصمیم بر اساس مواد 370، 396 و 403 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ شد. در این پرونده خانم ن. ط. دادخواست طلاق به طرفیت اقای س. ح. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 92/1/11 با خوانده ازدواج نمودم زوج نفقه اینجانب را پرداخت ننموده لذا به موجب رای شورای حل اختلاف محکومیت به پرداخت نفقه حاصل نموده است.و علی رغم صدور اجراییه و حکم جلب حاضر به پرداخت نشده است.همچنین منزل و اثاث البیت در حد شان من تهیه ننموده و ترک منزل مشترک به مدت دو سال نموده لذا قادر به ادامه این وضع نمی باشم از دادگاه تقاضای طلاق به علت عسر و حرج دارم. دادگاه در تاریخ 99/6/18 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.وکیل زوجه اقای ع. ی. اظهار داشته درخواست موکله ب. ش. د. تقدیمی است.دو سال قبل زوج موکله را از منزل مشترک اخراج نموده و وسایل وی را به درب خانه می فرستد و در این مدت نفقه موکله را پرداخت ننموده است.شکایت حقوقی و کیفری هم شده و زوج محکوم شده است.موکله حاضر است.40 سکه بهار ازادی را در قبال طلاق به زوج بذل نماید. ز. د. م. دفاع اظهار داشته من با درخواست طلاق زوجه موافقت ندارم. و امادگی پرداخت نفقه زوجه را دارم. من ایشان را بیرون نکردم و خودش رفته است.و و سایل را هم خودش برده است.زوج تصویر رای الزام به تمکین زوجه اظهارنامه ارسالی برای زوجه را پیوست نموده است.همچنین دادگاه گواهی پرداخت محکوم به نفقه توسط واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف را پیوست نموده است. دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوری را جلب کرده است.دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 99/8/29 اظهارات شاهدان را استماع نموده است.سپس دادگاه در تاریخ 99/10/3 مبادرت به صدور رای به بطلان دعوی طلاق به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه نموده است.سپس زوجه به شرح لایحه وکیل خ. ن. ب. رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته و از دادگاه تجدیدنظر تقاضای نقض رای صادره را نموده است.پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1400/06/28 مبادرت به صدور نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به طلاق به لحاظ احراز تخلف زوج از بندهای اول و دوم و هشتم شروط ضمن عقد نکاح نموده است.سپس زوج به شرح لایحه وکیل خ. ک. ع. تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی م. ب.. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: در خصوص دادخواست فرجامخواهی اقای س. ح. نسبت به رای شماره *مورخ 1400/06/28 شعبه *متضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم طلاق به لحاظ احراز تخلف زوج از بندهای اول و دوم و هشتم از شروط ضمن عقد نکاح ب. ت. ب. محتویات پرونده فرجامخواهی وارد نیست زیرا اولا زوجین به علت بروز اختلاف از سال 1397 تاکنون از یکدیگر جدا زندگی می کنند و در طول مدت مذکور زوج اقدام مفید و موثری در جهت ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و سامان دادن ان و رفع بلاتکلیفی زوجه به عمل نیاورده و صرف صدور رای الزام زوجه به تمکین در تاریخ 99/7/29 و درخواست صدور اجراییه مربوطه در تاریخ 99/9/2 بعد از طرح دعوای طلاق از سوی زوجه موثر در مقام نبوده و نمی‌تواند دفاع موجه از طرف زوج تلقی گردد. ثانیا زوج قبل از تقدیم دادخواست طلاق محکومیت به پرداخت نفقه حاصل نموده و علی رغم صدور اجراییه از پرداخت محکوم به نفقه امتناع نموده و پرداخت ان در تاریخ 99/6/29 و در فرایند دادرسی پرونده طلاق دفاع موجه و قانونی محسوب نبوده و تخلف از شرط ضمن عقد نکاح را منتفی نمیسازد لذا با عنایت به مراتب مذکور و سایر قرائن موجود در پرونده از جمله مفاد پیامکهای ارسال شده من حیث المجموع دلالت بر صحت ادعای زوجه و موجه بودن رای فرجامخواسته دارد. علیهذا فرجامخواهی ف. خ. ب. کیفیتی نیست که به اساس رای و و استنباط و تشخیص دادگاه خدشه و خلل وارد و موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم سازد لذا ضمن اصلاح رای فرجامخواسته در مورد اعتبار مدت رای صادره از سه ماه به شش ماه ب. ت. ب. اینکه حکم به احراز شروط ضمن عقد نکاح صادر شده مستندا به مواد 370 و 396 و 403 قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجامخواسته را ابرام می نماید. در این پرونده، درخواست طلاق به دلیل اعتیاد شدید طرف مقابل و اخراج خواهان و فرزند مشترک از منزل مطرح شده است. خ. ب. ا. به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی، درخواست طلاق را به دلیل عدم امکان ادامه زندگی مشترک ارائه کرده است. در جلسات دادگاه، طرف مقابل ادعای اعتیاد را رد و نفقه را پرداخت کرده است. دادگاه پس از استعلام از شورای حل اختلاف و انجام تحقیقات محلی، به صحت ادعای خواهان دست یافته و در تاریخ 7 دی 1399، حکم طلاق را به دلیل عسر و حرج صادر کرده است. خواهان بخشی از مهریه را دریافت و مابقی را در ازای طلاق بذل نموده است. طرف مقابل به این رای اعتراض و دادخواست تجدیدنظر ارائه کرده که در آن نیز رای دادگاه تایید شده است. در مرحله فرجامخواهی، هیات شعبه با بررسی پرونده و دلایل ارائه شده، فرجامخواهی را وارد ندانسته و رای دادگاه را بر اساس مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی تایید کرده است. در این پرونده خانم ر. د. با وکالت گ. ا. ط. اصل دادخواست طلاق به طرفیت اقای ع. د. ح. خ. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 83/12/15 با خوانده ازدواج نمودم خوانده اعتیاد شدید به مواد مخدر دارد. در 20 بهمن ماه 97 زوج مرا از منزل اخراج نموده و در منزل پدرم فرزند مشترک دختر 13 ساله زندگی می کند و تمامی مخارج زندگی من و فرزند مشترک را پدرم می دهد در این مدت در بلاتکلیفی بسر می برم به نحوی که ادامه زندگی مشترک با وی غیرممکن و با مشقت م. ب.. از دادگاه به استناد ماده 1129 و 1130 قانون مدنی تقاضای طلاق نموده است.دادگاه در تاریخ 99/5/5 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.وکیل خ. د. م. را ب. ش. د. تقدیمی بازگو نموده و از دادگاه به دلیل عسر و حرج موکله تقاضای طلاق دارد. خ. ا. د. نفقه زوجه را طبق رسید به مبلغ پنج میلیون و ششصد هزار تومان در تاریخ 99/5/5 پرداخت کرده ام هیچ گونه اعتیادی ندارم. دادگاه وضعیت محکومیت ز. ن. ب. نفقه را از شورای حل اختلاف استعلام نموده و دستور معرفی زوج به پزشکی قانونی جهت آزمایش اعتیاد صادر کرده و دستور انجام تحقیقات محلی را در مورد صحت و سقم اعتیاد زوج صادر نموده است.مرجع انتظامی گزارش نتیجه تحقیقات محلی را ارائه نموده و نتیجه تحقیقات دلالت بر صحت ادعای زوجه دارد. نتیجه آزمایش اعتیاد پزشکی منفی اعلام گردیده است.دادگاه قرار داوری صادر نموده و نظریه داوران را جلب کرده است.وکیل ز. ط. ل. مورخ 99/6/2 اعلام نموده جمع محکومیت نفقه زوج 81256006 ریال بوده که زوج 56000000 ریال از انرا پرداخت نموده است.دادگاه مجددا زوج را جهت آزمایش اعتیاد با روشهای دقیق تر به پزشکی قانونی معرفی نموده است.که امکان پذیر در ان مرکز نبوده است.تصویر رای مردود اعلام شدن دادخواست الزام زوجه به تمکین پیوست پرونده م. ب.. زوجه پدر و مادر و فرزند مشترک را جهت استماع شهادت انان به دادگاه معرفی نموده که دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 99/8/17 استماع شهادت نموده و شاهدان ادعای اعتیاد زوج به مواد مخدر و اختلاف زوجین را تایید کرده اند درنهایت دادگاه در تاریخ 99/10/7 مبادرت به صدور رای به طلاق به لحاظ احراز عسر و حرج زوجه و احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق نموده است.زوجه از کل مهریه صد و هشتاد میلیون تومان بیست میلیون را دریافت می دارد. و مابقی را در قبال طلاق بذل نموده است.سپس زوج به شرح لایحه خ. ک. ع. تکرار مطالب و اظهارات خود در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 99/12/9 مبادرت به صدور رای به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقب ان ز. ن. ب. رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی م. ب.. در خصوص دادخواست فرجامخواهی اقای ع. د. ح. خ. نسبت به رای شماره *مورخ 99/2/9 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 99/10/7 شعبه *مبنی بر صدور حکم به طلاق به لحاظ احراز عسر و حرج زوجه ب. ت. ب. محتویات پرونده فرجامخواهی وارد نمی‌باشد. زیرا اولا زوجه علت طرح دعوای طلاق را سوی معاشرت ز. ن. ب. خود و اخراج خود و فرزند مشترک از منزل مشترک از سال 97 تاکنون و بلاتکلیفی در طول این مدت و عدم پرداخت نفقه به خود و فرزند مشترک و اعتیاد شدید زوج به مواد مخدر که منتهی به عسر و حرج گردیده اعلام نموده است.ثانیا ز. د. م. دفاع اظهار داشته من هیچ گونه سوی رفتاری با زوجه نداشته ام و نفقه وی را هم برابر رسید استنادی پرداخت نموده ام من به همسر و زندگی مشترک علاقه مندم و از دادگاه تقاضای رد دعوی زوجه را نموده است.ثالثا با عنایت به مراتب مذکور اولا انچه که مسلم است.زوجین به دلیل بروز اختلاف از سال 97 تاکنون از یکدیگر جدا زندگی می کنند و رابطه ای با یکدیگر نداشته اند ثانیا برابر تقدیم دادخواست الزام زوجه به تمکین دادگاه به دلیل احراز سوی معاشرت ز. ن. ب. زوجه حکم به بطلان دعوی و دادخواست مذکور را صادر نموده که این امر دلالت دارد. که مسبب مفارقت طولانی زوجین و بلاتکلیفی زوجه عمدتا متوجه زوج بوده است.ثالثا زوج برابر رای شورای حل اختلاف محکومیت به پرداخت نفقه حاصل نموده و تا زمان تقدیم دادخواست طلاق محکوم به نفقه را پرداخت ننموده و متعاقبا در فرایند دادرسی طلاق نسبت به قسمتی از محکوم به نفقه اقدام نموده که این نحوه پرداخت نمی‌تواند موثر در مقام بوده و عسر و حرج زوجه را بی اثر نماید. علی هذا با عنایت به مراتب مذکور فرجامخواهی ف. خ. ب. کیفیتی نیست که به اساس رای صادره خدشه و خلل وارد نماید. درنتیجه مستندا به مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجامخواسته را ابرام می نماید. رئیس شعبه *: ح. ع. عضو معاون: ح. م. ه.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط 56

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 1

نشست‌های قضایی 3

مواد مرتبط 2

  • اعمال از این صفحه ماده 1130 — قانون مدنی ماده 1130 قانون مدنی تطابق نداشته و دلیل دیگری برای عسروحرج ارائه نگردیده ا
  • اعمال از این صفحه ماده 1129 — قانون مدنی ماده 1129 قانون مدنی موجب عسروحرج زوجه در استمرار زوجیت و مجوز قانونی برای

دکترین 9

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین