Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1391/06/10 با وصول خبر منازعه در میدان ک. شهرستان ز. و مصدوم شدن یک نفر مأمورین انتظامی به محل عزیمت و مشاهده می نماید که چند نفر راننده درگیر شده و راننده خودرو تویوتا به نام ر. مجروح و به بیمارستان الف. منتقل و فوت شده است و مجروحین دیگر نیز سرپایی معالجه و ترخیص گردیده اند، پلیس چند دستگاه وسیله نقلیه منازعین را توقیف و به پارکینگ حمل می نماید. ... اظهار داشته که در جلوی کلانتری ایستاده بودم توسط الف. و دیگران مورد ضرب و جرح قرار گرفتم از آنان شکایت دارم. خانم ک. ساکن ز. اظهار داشته خانوادگی برای تفریح می رفتیم از پمپ بنزین در حال خارج شدن بودیم که یک دستگاه خودرو تویوتا راه ما را بست، راننده و سرنشین آن پیاده و با ما درگیر شدند، پسرم م. جلوی آنها را گرفت، در درگیری مجدد من، م. و ع. با آنها درگیر شدیم، شیشه ماشین آنها را شکستیم متوجه نشدم راننده خودرو تویوتا که پیرمرد بود چه کسی او را زد و نفهمیدم پسرم را هم چه کسی زد، همدیگر را نمی شناختیم ما چند نفر بودیم، فرزندانم ع و م. و دخترم، دامادم، شوهرم و برادرزاده هایش در نزاع شرکت داشته اند. ع. اظهار داشته راننده تویوتا ما را به داخل جدول انداخت اعتراض کردیم، او به مادرم فحش و ناسزا گفت پیچید جلوی ما آچار چرخ خود را کشید شروع به کتک کاری کرد من با مرکز 110 تماس گرفتم یک نفر هم همراهش بود که فرار کرد ر. را برادرم م. زد، من هم مجروح شدم. م. اظهار داشته جهت سوخت گیری به پمپ بنزین رفتیم در حال خروج بودیم که یک دستگاه تویوتا که راننده اش یک نفر پیرمرد با یک سرنشین بود جلوی ما پیچید و ما را به داخل جوی می انداخت، ایستادم به وی تذکر دادم، او بدون دلیل فحش ناموسی داد مادرم هم کنار من بود، سرنشین خودرو آمد پایین آچار چرخ دستش بود به طرف ما حمله کرد کتک کاری کرد قصد فرار داشت که مانع شدم درگیر شدیم و راننده را با میله زدم و متوجه نشدم که به کجای بدنش خورد، ولی خونریزی از دهانش شروع شد فاقد سابقه کیفری هستم، هم دیگر را نمی شناختیم. خانم ک. می گوید: راننده تویوتا میله را برداشت من پیاده شدم میله را از دستش گرفتم ولی سرنشین تویوتا از دستم گرفت و یک ضربه به سر پسرم م. زد و یک ضربه به دست من و یک ضربه هم به سر ع. در همین حین م. میله را از دست او گرفت و شیشه های خودرو را شکست و متوجه نشدم چگونه راننده را زد. م.خ. پس از شرح درگیری پیش آمده اظهار داشته که نه مقتول و نه سرنشین که او را مجروح کرده نمی شناسد، ولی مقتول را او زده و خودش نیز از ناحیه سر و صورت مجروح شده او تکرار کرده که یک ضربه با میله به وی زدم ولی متوجه نشدم به کجای بدنش اصابت کرد. در این حال برادرم در تعقیب سرنشین تویوتا بود و دست برادرم چیزی نبوده است، به مقتول من ضربه زدم ولی قصد کشتن نداشتم، ع. نیز اظهار داشته که من توسط سرنشین تویوتا مجروح شدم، نه راننده تویوتا و نه سرنشین را می شناختم. عکسهایی از مقتول و وضعیت ظاهری جسد ضم پرونده شده و در کارت انگشت نگاری وی این مطالب ثبت است؛ ر. نامبرده 17 فقره سابقه کیفری در زندان های ز.گ.س.ش. دارد. خانم ل. طی شکوائیه ای م. و ع. را قاتل شوهرش و خانم ک. را شریک قتل دانسته است و پزشکی قانونی تعیین علت مرگ را به کالبدگشائی منوط کرده است. در تاریخ 1391/06/12 آقای خ.س. سرنشین اتومبیل تویوتا شناسایی شده و از وی تحقیق شده است اظهار داشته آمدیم تا فلکه ر. گفت مدارک ماشین یادم رفته برگشتیم یک دستگاه پراید چراغ داد ایستادیم. نمی دانم ضربه کوچکی به ماشین خورد یا نه راننده پراید به ر. فحاشی کرد من آمدم پایین گفتم آقا هرچه ماشین شما هزینه داشته باشد می دهیم، آنها راه ما را بستند مادرشان فحاشی می کرد و با میله و چوب به ما حمله کردند، شیشه ماشین ریخت. یک میله زدند مرحوم افتاد یک مشت به بینی من زدند من فرار کردم، من کسی را نزدم؛ ما می رفتیم کاه و علوفه بخریم، وقتی برخورد کردیم من معذرت خواهی کردم جدا شدیم، من متوجه نشدم چند ضربه به مقتول زدند او پشت فرمان بود فرصت پیاده شدن به او ندادند. حاضرم به پزشکی قانونی معرفی شوم چون مجروحم البته من آنها را نزدم، نظریه پزشکی حاکی از یک فقره حارصه اندام و یک فقره کبودی در انگشت و یک فقره در ران چپ مشارالیه است نظریه پزشکی قانونی در مورد ک. حاکی از آنست که در اندام مشارالیه یک مورد دامیه و یک مورد حارصه التیام یافته و در مورد ع. یک فقره دامیه سر و یک فقره حارصه اندام التیام یافته مشهود است. 2 مورد دامیه اندام نیز م.خ. دارد. خانم ها ز.ص. دختران مقتول و خانم ل. همسر وی از قاتل شکایت و خواستار قصاص شده اند. گواهی حصر وراثت مقتول حاکی است که وی 9 نفر وارث دارد که همگی در مورد به ل. وکالت داده اند. پزشکی قانونی علت مرگ مقتول خونریزی وسیع در سمت راست گردن متعاقب اصابت جسم سخت دانسته و اضافه کرده که شکستگی مشکوک در ناحیه گیج گاهی چپ به همراه خونریزی عنکبوتیه داشته است. ع.ک.م. از شکایت خویش نسبت به خ. اعلام گذشت کرده اند و م. دلیل ایراد ضرب به مقتول را دفاع از ناموس ذکر کرده است و نهایتاً خ. نیز از شکایت خویش گذشت کرده است؛ ب. ت. ب. وضعیت فرهنگی و رسوم و سنن بومی حاکم به منطقه جلسه مشترکی تشکیل شده و ب. ت. ب. اینکه خویشان مقتول عموی قاتل م. با شلیک گلوله کلاشینکف در مرحله انتقام گیری کشته اند. در این جلسه اولیاء دم مقتولان ر.س. و غ. نسبت به قاتلان اعلام گذشت کرده اند و بازپرس در مورد شرکت در منازعه به مجرمیت اظهارنظر و به استناد مواد 612، 615، 269 قانون مجازات اسلامی دادسرا کیفرخواست صادر کرده است و پرونده در شعبه اول دادگاه کیفری استان در جریان رسیدگی قرار گرفته و جلسه دادرسی در تاریخ 1393/04/31 تشکیل و به متهم به استناد شکایت اولیاء دم، کیفرخواست صادره، گواهی پزشکی قانونی، اظهارات ناظرین و مشارکین در صحنه نزاع و اقاریر صریح وی به ارتکاب قتل، اتهام قتل عمد تفهیم شده که اظهار داشته اتهام قتل عمد را قبول ندارم، من میله را از خ. گرفتم او فرار کرد. یک ضربه به شیشه ماشین زدم، میخواستم پیاده اش کنم که بطرف راننده رفت و دیدم خون از دهانش می آید وی گفته که اظهارات مادرم را قبول دارم «مادرش گفته که مقتول را م. زد» من ضربه ای به وی نزدم. من نگفتم که به مقتول ضربه زدم، اقاریری که کردم به دلیل آن بود که ضربه به سرم خورده بود و گیج بودم، احتمالاً سرش به ستون ماشین خورده باشد. عمویم غ. به دلیل انتقام جویی کشتند، پسر مقتول بنام الف. عمویم را با اسلحه کشت و ریش سفیدان آمدند صلح و سازش کردیم، از مشارالیه خواسته شده آخرین دفاعش را بگوید و. ا. د. در درگیری بودم ولی ضربه ای به مقتول نزدم. ع. نیز اظهار داشته که ... را نزدم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی با استناد به اقاریر مکرر و صریح متهم، اظهارات ناظرین من جمله مادر متهم در جلسه اول دادرسی بر این که پسرم م. مقتول را زد. اقرار متهم و ادعای دفاع مشروع و دفاع از ناموس نظریه پزشکی قانونی ب. ت. ب. گذشت اولیاء دم در مورد جنبه خصوصی قتل عمد قرار موقوفی تعقیب و به استناد علم حاصله مستنداً به مواد 160 و 211 قانون مجازات مصوب 1392 و مادتین 612 و بند یک ماده 615 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات و مجازات های بازدارنده متهم م. را به تحمل پنج سال حبس تعزیری و از بابت شرکت در نزاع دسته جمعی به تحمل دو سال و متهم ردیف دوم خ. را به اتهام مشارکت در نزاع نیز به دو سال حبس و ع. را به 18 ماه حبس تعزیری محکوم کرد، و حکم را نسبت به متهم ردیف سوم غیابی و قابل واخواهی ذکر کرده است. دادنامه به ع. در تاریخ 1393/08/08 و به خ. نیز در همین تاریخ ابلاغ شده ولی دادگاه تجدیدنظرخواهی خ. را واخواهی تلقی کرده و به وکیل م. در تاریخ 1393/08/20 دادنامه ابلاغ گردیده است. لازم به توضیح است که در مقدمه دادنامه م. م. ر. ا. خ. متهم ردیف دوم و ع. متهم ردیف سوم ذکر شده، اتهامات م. ر. ا. پنج سال حبس از بابت قتل عمد و دو سال از بابت شرکت در منازعه، و متهم ردیف سوم نیز به دو سال حبس و ع. متهم ردیف سوم به 18 ماه حبس محکوم شده و رأی نسبت به متهم ردیف سوم غیابی بوده است و حال آن که غیابی بودن دادنامه را دادگاه در مورد س. اعمال کرده و حبس آنها هم 2 سال و 18 ماه بوده که جابجا شده است. دادگاه طی دادنامه شماره 00159-1393/08/21 واخواهی خ. را ردّ و دادنامه معترض عنه را تأیید کرده است. وکلای م. و ع. در تاریخ 1393/09/08 از دادنامه تجدیدنظرخواهی کرده اند و مدعی شده اند که موکل قصد قتل نداشته و عمل مشارالیه از مصادیق دفاع مشروع است، نوع فعل کشنده نبوده، محل اصابت ضربه حساس نبوده، موکل اطلاعی از کشنده بودن محل اصابت و یا فعل ارتکابی نداشته و قصد قتل نیز نداشته است و نسبت به ع. نیز مدعی شده اند که مشارالیه دخالت و شرکت در نزاع نداشته است. دادنامه صادره در مرحله واخواهی در تاریخ 1393/10/07 به خ. ابلاغ شده و تجدیدنظرخواهی وی در تاریخ 1393/10/07 ثبت و مطالب آن چنین است. موکل به اتهام ایراد ضرب و جرح محکوم شده و حال آن که در این مورد قرار موقوفی تعقیب صادر شده و دلیلی نیز که توجه اتهام به موکل را اثبات نماید، وجود ندارد و این که موکل سوء نیت نداشته است، لوایح حین الشور قرائت می شود. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دادسرای دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر تأیید و ابرام دادنامه درخصوص دادنامه شماره 00095- 1393/05/23 و 00159- 1393/08/21 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد. رأی شعبه دیوان عالی کشور نظر به این که ت. ن. خ. در مرحله تحقیق مقدماتی مکرر و صریح به ایراد جرح منجر به قتل اقرار و اذعان کرده و ناظرین صحنه نزاع نیز به ایراد ضرب توسط مشارالیه به مقتول شهادت داده اند گرچه ت. ن. خ. مدعی شده که در دفاع از ناموس خویش مرتکب قتل شده ولی دلیلی ارایه نکرده است. لذا دادنامه در مورد محکومیت ت. ن. خ. به پنج سال حبس به استناد ماده 208 قانون مجازات اسلامی منطبق با مقررات قانونی و مقتضای محتویات پرونده تشخیص و مستنداً به بند الف مادتین 257 و 265 قانون آیین دادرسی کیفری با ردّ تجدیدنظرخواهی این بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته را ابرام و تأیید می نماید، ولی محکومیت وی به حبس به دلیل شرکت در منازعه ب. ت. ب. محکومیت مشارالیه به اتهام قتل مغایر با قواعد حقوقی و قانونی است. لذا به استناد شق یک از بند ب ماده 265 قانون مارالذکر نقض بلا ارجاع می شود، تجدیدنظرخواهی دیگر محکومان نیز مستظهر به دلیلی نیست و با ردّ تجدیدنظرخواهی آنان دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این موارد تأیید و ابرام می نماید. رئیس شعبه 4 دیوان عالی کشور- مستشار قاسم پناو- محمد حیدری قاسمی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی ارتکاب قتل عمدی حین نزاع دسته جمعی در تاریخ 10 شهریور 1391، در پی یک نزاع در شهرستان ز.، فردی به علت جراحات وارده جان خود را از دست داد. در این حادثه، چند نفر از جمله اعضای خانواده قربانی درگیر شدند و اتهامات متقابلی مطرح گردید. خانواده قربانی خواستار قصاص و مجازات متهمان شدند. پزشکی قانونی علت مرگ را خونریزی وسیع ناشی از اصابت جسم سخت اعلام کرد. دادگاه در مراحل مختلف به بررسی اظهارات متهمان و شاکیان پرداخت و در نهایت، یکی از متهمان را به پنج سال حبس تعزیری به خاطر قتل عمد و دو سال حبس به دلیل مشارکت در نزاع محکوم کرد. سایر متهمان نیز به حبس‌های کمتری محکوم شدند. ب. ت. ب. گذشت اولیاء دم، دادسرا قرار موقوفی تعقیب صادر کرد. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه دیوان عالی کشور با رد ادعای دفاع مشروع، محکومیت م. ر. ا. به حبس را تایید و محکومیت او به حبس بابت مشارکت در منازعه را نقض کرد. این رای بر اساس مواد 160 و 211 قانون مجازات اسلامی و مادتین 612 و 615 همان قانون صادر گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/26 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: چنانچه نزاع به قتل، منتهی و مرتکب محکوم به قتل عمدی گردد، شرکت در منازعه مجازات مستقل ندارد. رای خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1391/06/10 با وصول خبر منازعه در میدان ک. شهرستان ز. و مصدوم شدن یک نفر مامورین انتظامی به محل عزیمت و مشاهده می‌نماید که چند نفر راننده درگیر شده و راننده خودرو تویوتا به نام ر. مجروح و به بیمارستان الف. منتقل و فوت شده است و مجروحین دیگر نیز سرپایی معالجه و ترخیص گردیده اند، پلیس چند دستگاه وسیله نقلیه منازعین را توقیف و به پارکینگ حمل می‌نماید.... اظهار داشته که در جلوی کلانتری ایستاده بودم توسط الف. و دیگران مورد ضرب و جرح قرار گرفتم از آنان شکایت دارم. خانم ک. ساکن ز. اظهار داشته خانوادگی برای تفریح می رفتیم از پمپ بنزین در حال خارج شدن بودیم که یک دستگاه خودرو تویوتا راه ما را بست، راننده و سرنشین آن پیاده و با ما درگیر شدند، پسرم م. جلوی آنها را گرفت، در درگیری مجدد من، م. و ع. با آنها درگیر شدیم، شیشه ماشین آنها را شکستیم متوجه نشدم راننده خودرو تویوتا که پیرمرد بود چه کسی او را زد و نفهمیدم پسرم را هم چه کسی زد، همدیگر را نمی شناختیم ما چند نفر بودیم، فرزندانم ع و م. و دخترم، دامادم، شوهرم و برادرزاده هایش در نزاع شرکت داشته اند. ع. اظهار داشته راننده تویوتا ما را به داخل جدول انداخت اعتراض کردیم، او به مادرم فحش و ناسزا گفت پیچید جلوی ما آچار چرخ خود را کشید شروع به کتک کاری کرد من با مرکز 110 تماس گرفتم یک نفر هم همراهش بود که فرار کرد ر. را برادرم م. زد، من هم مجروح شدم. م. اظهار داشته جهت سوخت گیری به پمپ بنزین رفتیم در حال خروج بودیم که یک دستگاه تویوتا که راننده اش یک نفر پیرمرد با یک سرنشین بود جلوی ما پیچید و ما را به داخل جوی می انداخت، ایستادم به وی تذکر دادم، او بدون دلیل فحش ناموسی داد مادرم هم کنار من بود، سرنشین خودرو آمد پآیین آچار چرخ دستش بود به طرف ما حمله کرد کتک کاری کرد قصد فرار داشت که مانع شدم درگیر شدیم و راننده را با میله زدم و متوجه نشدم که به کجای بدنش خورد، ولی خونریزی از دهانش شروع شد فاقد سابقه کیفری هستم، هم دیگر را نمی شناختیم. خانم ک. می گوید: راننده تویوتا میله را برداشت من پیاده شدم میله را از دستش گرفتم ولی سرنشین تویوتا از دستم گرفت و یک ضربه به سر پسرم م. زد و یک ضربه به دست من و یک ضربه هم به سر ع. در همین حین م. میله را از دست او گرفت و شیشه های خودرو را شکست و متوجه نشدم چگونه راننده را زد. م.خ. پس از شرح درگیری پیش آمده اظهار داشته که نه مقتول و نه سرنشین که او را مجروح کرده نمی شناسد، ولی مقتول را او زده و خودش نیز از ناحیه سر و صورت مجروح شده او تکرار کرده که یک ضربه با میله به وی زدم ولی متوجه نشدم به کجای بدنش اصابت کرد. در این حال برادرم در تعقیب سرنشین تویوتا بود و دست برادرم چیزی نبوده است، به مقتول من ضربه زدم ولی قصد کشتن نداشتم، ع. نیز اظهار داشته که من توسط سرنشین تویوتا مجروح شدم، نه راننده تویوتا و نه سرنشین را می شناختم. عکسهایی از مقتول و وضعیت ظاهری جسد ضم پرونده شده و در کارت انگشت نگاری وی این مطالب ثبت است؛ ر. نامبرده 17 فقره سابقه کیفری در زندان های ز.گ.س.ش. دارد. خانم ل. طی شکوائیه ای م. و ع. را قاتل شوهرش و خانم ک. را شریک قتل دانسته است و پزشکی قانونی تعیین علت مرگ را به کالبدگشائی منوط کرده است. در تاریخ 1391/06/12 آقای خ.س. سرنشین اتومبیل تویوتا شناسایی شده و از وی تحقیق شده است اظهار داشته آمدیم تا فلکه ر. گفت مدارک ماشین یادم رفته برگشتیم یک دستگاه پراید چراغ داد ایستادیم. نمی دانم ضربه کوچکی به ماشین خورد یا نه راننده پراید به ر. فحاشی کرد من آمدم پآیین گفتم آقا هرچه ماشین شما هزینه داشته باشد می دهیم، آنها راه ما را بستند مادرشان فحاشی می کرد و با میله و چوب به ما حمله کردند، شیشه ماشین ریخت. یک میله زدند مرحوم افتاد یک مشت به بینی من زدند من فرار کردم، من کسی را نزدم؛ ما می رفتیم کاه و علوفه بخریم، وقتی برخورد کردیم من معذرت خواهی کردم جدا شدیم، من متوجه نشدم چند ضربه به مقتول زدند او پشت فرمان بود فرصت پیاده شدن به او ندادند. حاضرم به پزشکی قانونی معرفی شوم چون مجروحم البته من آنها را نزدم، نظریه پزشکی حاکی از یک فقره حارصه اندام و یک فقره کبودی در انگشت و یک فقره در ران چپ مشارالیه است نظریه پزشکی قانونی در مورد ک. حاکی از آنست که در اندام مشارالیه یک مورد دامیه و یک مورد حارصه التیام یافته و در مورد ع. یک فقره دامیه سر و یک فقره حارصه اندام التیام یافته مشهود است. 2 مورد دامیه اندام نیز م.خ. دارد. خانم ها ز.ص. دختران مقتول و خانم ل. همسر وی از قاتل شکایت و خواستار قصاص شده اند. گواهی حصر وراثت مقتول حاکی است که وی 9 نفر وارث دارد که همگی در مورد به ل. وکالت داده اند. پزشکی قانونی علت مرگ مقتول خونریزی وسیع در سمت راست گردن متعاقب اصابت جسم سخت دانسته و اضافه کرده که شکستگی مشکوک در ناحیه گیج گاهی چپ به همراه خونریزی عنکبوتیه داشته است. ع.ک.م. از شکایت خویش نسبت به خ. اعلام گذشت کرده اند و م. دلیل ایراد ضرب به مقتول را دفاع از ناموس ذکر کرده است و نهایتا خ. نیز از شکایت خویش گذشت کرده است؛ ب. ت. ب. وضعیت فرهنگی و رسوم و سنن بومی حاکم به منطقه جلسه مشترکی تشکیل شده و ب. ت. ب. اینکه خویشان مقتول عموی قاتل م. با شلیک گلوله کلاشینکف در مرحله انتقام گیری کشته اند. در این جلسه اولیاء دم مقتولان ر.س. و غ. نسبت به قاتلان اعلام گذشت کرده اند و بازپرس در مورد شرکت در منازعه به مجرمیت اظهارنظر و به استناد مواد 612 ، 615 ، 269 قانون مجازات اسلامی دادسرا کیفرخواست صادر کرده است و پرونده در شعبه اول دادگاه کیفری استان در جریان رسیدگی قرار گرفته و جلسه دادرسی در تاریخ 1393/04/31 تشکیل و به متهم به استناد شکایت اولیاء دم، کیفرخواست صادره، گواهی پزشکی قانونی، اظهارات ناظرین و مشارکین در صحنه نزاع و اقاریر صریح وی به ارتکاب قتل، اتهام قتل عمد تفهیم شده که اظهار داشته اتهام قتل عمد را قبول ندارم، من میله را از خ. گرفتم او فرار کرد. یک ضربه به شیشه ماشین زدم، میخواستم پیاده اش کنم که بطرف راننده رفت و دیدم خون از دهانش می آید وی گفته که اظهارات مادرم را قبول دارم «مادرش گفته که مقتول را م. زد» من ضربه ای به وی نزدم. من نگفتم که به مقتول ضربه زدم، اقاریری که کردم به دلیل آن بود که ضربه به سرم خورده بود و گیج بودم، احتمالا سرش به ستون ماشین خورده باشد. عمویم غ. به دلیل انتقام جویی کشتند، پسر مقتول به نام الف. عمویم را با اسلحه کشت و ریش سفیدان آمدند صلح و سازش کردیم، از مشارالیه خواسته شده آخرین دفاعش را بگوید و. ا. د. در درگیری بودم ولی ضربه ای به مقتول نزدم. ع. نیز اظهار داشته که... را نزدم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی با استناد به اقاریر مکرر و صریح متهم، اظهارات ناظرین من جمله مادر متهم در جلسه اول دادرسی بر این که پسرم م. مقتول را زد. اقرار متهم و ادعای دفاع مشروع و دفاع از ناموس نظریه پزشکی قانونی ب. ت. ب. گذشت اولیاء دم در مورد جنبه خصوصی قتل عمد قرار موقوفی تعقیب و به استناد علم حاصله مستندا به مواد 160 و 211 قانون مجازات مصوب 1392 و مادتین 612 و بند یک ماده 615 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات و مجازات های بازدارنده متهم م. را به تحمل پنج سال حبس تعزیری و از بابت شرکت در نزاع دسته جمعی به تحمل دو سال و متهم ردیف دوم خ. را به اتهام مشارکت در نزاع نیز به دو سال حبس و ع. را به 18 ماه حبس تعزیری محکوم کرد، و حکم را نسبت به متهم ردیف سوم غیابی و قابل واخواهی ذکر کرده است. دادنامه به ع. در تاریخ 1393/08/08 و به خ. نیز در همین تاریخ ابلاغ شده ولی دادگاه تجدیدنظرخواهی خ. را واخواهی تلقی کرده و به وکیل م. در تاریخ 1393/08/20 دادنامه ابلاغ گردیده است. لازم به توضیح است که در مقدمه دادنامه م. م. ر. ا. خ. متهم ردیف دوم و ع. متهم ردیف سوم ذکر شده، اتهامات م. ر. ا. پنج سال حبس از بابت قتل عمد و دو سال از بابت شرکت در منازعه، و متهم ردیف سوم نیز به دو سال حبس و ع. متهم ردیف سوم به 18 ماه حبس محکوم شده و رای نسبت به متهم ردیف سوم غیابی بوده است و حال آن که غیابی بودن دادنامه را دادگاه در مورد س. اعمال کرده و حبس آنها هم 2 سال و 18 ماه بوده که جابجا شده است. دادگاه طی دادنامه شماره --- - 1393/08/21 واخواهی خ. را ردّ و دادنامه معترض عنه را تایید کرده است. وکلای م. و ع. در تاریخ 1393/09/08 از دادنامه تجدیدنظرخواهی کرده اند و مدعی شده اند که موکل قصد قتل نداشته و عمل مشارالیه از مصادیق دفاع مشروع است، نوع فعل کشنده نبوده، محل اصابت ضربه حساس نبوده، موکل اطلاعی از کشنده بودن محل اصابت و یا فعل ارتکابی نداشته و قصد قتل نیز نداشته است و نسبت به ع. نیز مدعی شده اند که مشارالیه دخالت و شرکت در نزاع نداشته است. دادنامه صادره در مرحله واخواهی در تاریخ 1393/10/07 به خ. ابلاغ شده و تجدیدنظرخواهی وی در تاریخ 1393/10/07 ثبت و مطالب آن چنین است. موکل به اتهام ایراد ضرب و جرح محکوم شده و حال آن که در این مورد قرار موقوفی تعقیب صادر شده و دلیلی نیز که توجه اتهام به موکل را اثبات نماید، وجود ندارد و این که موکل سوء نیت نداشته است، لوایح حین الشور قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دادسرای دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تایید و ابرام دادنامه در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/05/23 و 00159 - 1393/08/21 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد. رای شعبه دیوان عالی کشور نظر به این که ت. ن. خ. در مرحله تحقیق مقدماتی مکرر و صریح به ایراد جرح منجر به قتل اقرار و اذعان کرده و ناظرین صحنه نزاع نیز به ایراد ضرب توسط مشارالیه به مقتول شهادت داده اند گرچه ت. ن. خ. مدعی شده که در دفاع از ناموس خویش مرتکب قتل شده ولی دلیلی ارایه نکرده است. لذا دادنامه در مورد محکومیت ت. ن. خ. به پنج سال حبس به استناد ماده 208 قانون مجازات اسلامی منطبق با مقررات قانونی و مقتضای محتویات پرونده تشخیص و مستندا به بند الف مادتین 257 و 265 قانون آیین دادرسی کیفری با ردّ تجدیدنظرخواهی این بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته را ابرام و تایید می‌نماید، ولی محکومیت وی به حبس به دلیل شرکت در منازعه ب. ت. ب. محکومیت مشارالیه به اتهام قتل مغایر با قواعد حقوقی و قانونی است. لذا به استناد شق یک از بند ب ماده 265 قانون مارالذکر نقض بلا ارجاع می‌شود، تجدیدنظرخواهی دیگر محکومان نیز مستظهر به دلیلی نیست و با ردّ تجدیدنظرخواهی آنان دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این موارد تایید و ابرام می‌نماید. رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار در این پرونده، متهم به ارتکاب قتل عمدی و مشارکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل متهم گردیده است. در تاریخ مشخصی، در خلال درگیری بین دو خانواده، فردی به قتل رسید و متهم به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان در این نزاع شناسایی و دستگیر شد. متهم در مراحل مختلف به وارد کردن ضربه به سر مقتول با استفاده از لوله آهنی اعتراف کرده، اما ادعا نموده است که قصد قتل نداشته است. اولیای دم مقتول، شامل والدین و همسر وی، از متهم شکایت کرده و درخواست قصاص نموده‌اند. <br>دادگاه با استناد به گزارش پزشکی قانونی که علت فوت را شکستگی جمجمه و خونریزی مغزی ناشی از اصابت جسم سخت اعلام کرده و همچنین ب. ت. ب. اظهارات متهم و نحوه وقوع نزاع، به این نتیجه رسید که متهم به ارتکاب قتل عمدی محکوم است. بر این اساس، با استناد به بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی و سایر مواد مرتبط، متهم به قصاص نفس محکوم گردید و اجرای آن مشروط به پرداخت سهم صغار مقتول و کسب اجازه از مقام ولایت امر تعیین شد. همچنین، ب. ت. ب. اینکه قتل ناشی از نزاع بوده است، تعیین مجازات برای اتهام مشارکت در نزاع دسته‌جمعی منتفی اعلام گردید. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در دیوان عالی کشور است. بنابر گزارش پاسگاه انتظامی د. *در تاریخ 92/5/5 در اثر یک نزاع و درگیری دسته جمعی بین اهالی *تعدادی مجروح وشخصی به نام ک. ق. در اثر شدت جراحات وارده به قتل می‌رسد درگیری بین خانواده های ر. و ق. بوده است. یکی از شرکت کنندگان در نزاع به نام ق. ر. که متهم به ارتکاب قتل ک. بوده است.از محل متواری می‌گردد. جسد مقتول به پزشکی قانونی منتقل وپس از معاینه و کالبد گشایی علت فوت شکستگی جمجمه وخونریزی مغزی و عوارض ناشی از ان بر اثر اصابت جسم سخت نامشخص اعلام می‌گردد. محل اختفای متهم در *شناسایی وبا ارسال نیابت قضایی از دادسرای *وانجام ان توسط دادسرای مشهد متهم در تاریخ 92/7/22 دستگیر می‌گردد. متهم به شرح صفحات 247در اگاهی 248 و250 در نزد بازپرس و همچنین در جلسه مورخه 94/4/10 دادگاه اذعان داشته که در درگیری حضور داشته وبا یک میلگرد (در دادگاه از ان تعبیر به لوله اهنی اب شده) یک یا دو ضربه به سر مقتول زده است.واعلام کرده که مقتول با شمشیر به سوی او حمله کرده که خود را کنار کشیده و متعاقبا با میلگرد اهنی (لوله اب) بر سر مقتول ضربه زده است.متهم در دادگاه اظهار داشته که مثل بقیه که زیاد بودند در نزاع شرکت کرده وقصد قتل مقتول را نداشته است.ودر اخر هم اعلام کرده که مقتول با ضربه او به قتل نرسیده است.ب. ت. ب. محتویات ومندرجات پرونده نزاع فی مابین خانواده های ر. و ق. در سه مرحله بوده است.دو روز قبل از نزاع منجر به قتل بین س. * و ن. ر. از یک طرف واز طرف دیگر م. س.ت. درگیری رخ می دهد وطرفین همدیگر را مورد ضرب و شتم قرار می دهند روز بعد م. س. ت. و ب. ق. واطر. ان انها با ن. ر. درگیری پیدا می کنند ودر این درگیری ظاهرا ن. به شدت مجروح می‌شود. در روز بعد که نزاع سوم بوده است.مجددا بین خانواده ر. وق. درگیری ایجاد می‌شود. که مقتول و متهم هم در ان شرکت می کنند محل درگیری در میدانگاهی نزدیک ساختمان پایگاه *و زور خانه روستا بوده و دور از منازل طرفین بوده است.واز دو طرف افراد زیادی در درگیری شرکت داشته اند که پرونده ان در دادسرا مفتوح است.ب. ت. ب. محتویات ومندرجات پرونده ختم رسیدگی را اعلام وبه شرح ذیل مبادرت به اصدار رای می نماید. در این پرونده به موجب کیفر خواست شماره 9506 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *وشکایت اولیای دم اقای ق. مسلمان و متاهل اهل وساکن روستای *در حال حاضر زندانی با قرار بازداشت موقت با وکالت اقای ش. ع. متهم است.به ارتکاب قتل عمدی مرحوم ک. ق. وشرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل. اولیای دم مقتول به اسامی 1- ب. ق. پدر مقتول اصالتا و ولایتا به ن. و. اطفال صغیر مقتول 2- م. ق. مادر مقتول ضمن اعلام شکایت از ق. ر. مدعی ارتکاب قتل عمد مرحوم ک. ق. توسط وی هستند وتقاضای قصاص کرده اند واعلام نموده‌اند که در هنگام اجرای قصاص سهم صغار مقتول را خواهند پرداخت همچنین خانم ف. ک. همسر مقتول ومادر ص.ار نیز اعلام شکایت از متهم کرده است.انچه که مسلم است.شرکت متهم در نزاع منجر به قتل محرز است.ومتهم به ان صریحا اقرار دارد. همچنین متهم اقرار کرده است.که با لوله اهنی اب (در ابتدا تعبیر به میلگرد از ان کرده) بر سر مقتول ضربه وارد کرده است.ومدعی شده که مقتول به او با شمشیر حمله کرده وجاخالی داده وسپس ضربه را وارد کرده است.وهمچنین مدعی شده که قصد قتل را نداشته ودر اخرین دفاع نیز مدعی شده که مقتول با ضربه او به قتل نرسیده است.ب. ت. ب. محتویات ومندرجات پرونده اولا علت فوت به شرح گزارش پزشکی قانونی در صفحه 104 پرونده شکستگی جمجمه وخونریزی مغزی وعوارض ناشی از ان بر اثر اصابت جسم سخت نامشخص تعیین شده است.ثانیا به شرح صفحه 183 پرونده پزشکی قانونی اعلام کرده است.به توجه به نوع جرح، محل اصابت ان وسیله به کار رفته، ضربات وارده به ناحیه جمجمه نامبرده فوق هر دو نوعا کشنده محسوب می‌گردد. ثالثا به شرح صفحات 247و248و249و253و258و259 متهم به زدن ضربه به سر مقتول با لوله اهنی اذعان داشته است.ودر برخی از موارد اظهار داشته یک یا دو ضربه زده ام ودر مراحل اخیر اظهار داشته که یک ضربه زده است. رابعا نحوه درگیری و نزاع طوری نبوده است.که یک طرف نزاع را در مقام تهاجم قرار دهیم وطرف دیگر را در مقام دفاع متهم در دادگاه اظهار داشته که محل نزاع حدود 200 متر از محل سکونت وی دور بوده است.ولوله اهنی را که کنار حوض منزل بوده برداشته وبه محل نزاع رفته است.ودر این گونه نزاع های محلی که دو یا چند نفر ان را شروع می کنند بقیه جهت پشتیبانی از دیگران وارد می‌شوند ودر نهایت جمعیت زیادی در نزاع شرکت می کنند ونمی توان دسته ای را مهاجم ودسته دیگر را مدافع نامید ودر کرو فر دعوا نقش دفاع وحمله دائما در حال تغییر است.لذا به نظر دادگاه مسیله دفاع در این نزاع منتفی است. خامسا از کس دیگری به جزی متهم فوق در مورد ضربه به سر اعلام شکایت واعلام جرم نشده وضربه دیگری که به ساق مقتول خورده و موجب مرگ نشده که در مورد ان اولیای دم از س. ر. اعلام شکایت کرده اند سادسا این شبهه که متهم از کشنده بودن الت به کاررفته وضربه وارده اگاهی نداشته است.نیز به نظر دادگاه مندفع است. متهم اذعان کرده که ضربه به سر وارده کرده است.واز لوله اهنی استفاده کرده وقصد زدن ضربه به سر را داشته است.ولو انکه وی قصد قتل نداشته است.و در اگاهی و توجه وی در اینکه عمل وی نوعا موجب جنایت می‌گردد. شک و شبهه ای نیست لذا با احراز ارتکاب قتل عمد توسط متهم وانطباق ان با بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 وبه استناد مواد 211و212و301و347و354و360و389و417و418و426 همگی از قانون مجازات اسلامی دادگاه ر. ر. فرزند خ. را بابت ارتکاب قتل عمدی مرحوم ک. ق. به قصاص نفس محکوم می نماید. اولیای دم مقتول پس از قطعیت دادنامه و پرداخت سهم صغار با رعایت غبطه و مصلحت انان وکسب اذن از مقام ولایت امر می‌توانند نسبت به اجرای قصاص اقدام نمایند، در مورد اتهام دیگر متهم دائر بر شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل ن. ب. ا. نزاع فوق مقدم فعل قتل توسط متهم بوده است.وبا محکومیت وی به قصاص تعیین مجازات در این مورد منتفی است.رای صادره حضوری محسوب وظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دیوانعالی کشور است.٪ رئیس شعبه *مستشار شعبه *

موارد مرتبط 97

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 40

نشست‌های قضایی 6

مواد مرتبط 4

مقرراتِ مرتبط 4

دکترین 2

نکته‌های مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین