رأی
ازدواج با خواهر زن درایام عده طلاق رجعی همسر اول
رأی خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده خانم ر.م. در تاریخ 25/3/1388 به دادسرای امور جنائی شکایت کرده که شوهر سابقش ر.ن. که از سال 1377 با وی زندگی مشترک دارد، او را رها کرده و اخیراً متوجه شده که با خواهرش به نام ز.م. در بندر زندگی زناشویی دارند و با مدارک هویتی وی، اقدام به اخذ کارت ملی و شناسنامه نوزاد گرفته که دلیل وقوع، زنای فی مابین آنان است، تقاضای رسیدگی دارد. پرونده امر حسب تصمیم مورخ 30/3/1388 سرپرست دادسرای امور جنایی، دایر بر اینکه: ب. ت. ب. اینکه ادعای زنای با محارم مطرح شده است، جهت رسیدگی مستقیماً در اجرای تبصره 3 از ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب سال 81، به دادگاه کیفری استان ارسال شود. پرونده به شعبه 79 دادگاه کیفری استان ارجاع می گردد. دادگاه مرجوع الیه، طی رأی شماره 00119-31/3/88 مرقوم داشته: ب. ت. ب. ادعای شاکیه به شرح فوق و ب. ت. ب. جدایی شاکی از همسرش و اجرای صیغه طلاق، شرایط احصان منتفی است. فلذا صرف نظر از صحت و سقم اظهارات شاکی به لحاظ ادعای زنای با محارم که چون حرمت ادعایی ولو به فرض اشتباه سببی است، عنوان اعلامی مبنی بر اشتباه است و ب. ت. ب. محل اعلامی که بندر بیان شده، به استناد ماده 52 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و رعایت تبصره 3 ماده 3 قانون اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب، به اعتبار صلاحیت دادگاه عمومی بندر، شعبه 101 دادگاه مذکور، ب. ت. ب. موضوع پرونده که زنای با محارم است، رسیدگی به موضوع را در صلاحیت دادگاه کیفری استان اعلام و قرار عدم صلاحیت خود را صادر نموده است. پرونده در شعبه 2 دادگاه کیفری استان مطرح و این دادگاه از ر.م. در مورد شکایتش تحقیق کرده است. درتاریخ 16/4/1388 آقای ر.ن. و خانم ز.م. در دادگاه حاضر و از آنان تحقیق به عمل آمده است. دادگاه به آقای ر.ن. خطاب کرده، شکایت خانم ر.م. برای شما قرائت شد، چه می گوئید ؟ ج ـ من شکایت ایشان راقبول ندارم. این خانم ز.م. را زن خود می دانم و شاکی حقی نسبت به من ندارد. من ایشان، یعنی خانم ر.م. را طلاق شرعی دادم. در حدود 10/7/77، نزد امام جماعت ، ایشان را طلاق شرعی داده ام. اسم امام جماعت را نمی دانم، حاضرم بپرسم و اعلام نمایم. به او گفتم زنی را می خواهم طلاق بدهم. ایشان هم چهار نفر مرد نمازگزار را حاضر کرد و گفت طلاق دادم. به زنم گفتم طلاق داده ام، وسایلم را جمع کردم و رفتم، خانه گرفتم و این خانم، یعنی ز. را بردم ، در آنجا عقدش کردم روبروی محضر ازدواج و طلاق بردم، و این خانم را عقد دائم کردم که به صورت رسمی نبوده.
س ـ این خانم … ج ـ بله؛
س ـ اجازه پدرش را داشتی؟ ج ـ خیر؛
س ـ چکار کردی؟ ج ـ گفتم پدرش فوت کرده؛
س ـ شناسنامه اش همراهت بود؟ ج ـ بله، محضردار هم قبول کرد.
س ـ آیا عمل زناشوئی بعد از عقد انجام دادید؟ ج ـ بله؛
س ـ چرا بعد از طلاق همسر اولت نرفتی موضوع را رسمی کنی؟ ج ـ چون ظاهراً همه جا اعلام کرده بود، من حکم اعدام این آقا را دارم؛
س ـ تاریخ وقوع طلاق زن اولت کی بود؟ ج ـ 10/7/77 و تاریخ عقد ازدواج شما کی بود؟ ج ـ 21/7/77 و از خانم ز. نیز تحقیق شده، اظهارات خانم ر. را قبول ندارد و اظهارات شوهرش را در تحقیقات تأیید نموده است. دادگاه برای روز مورخه 12/7/88، وقت رسیدگی تعیین نموده و در وقت مقرر، پس از تحقیق از طرفین، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 48/88-12/5/1388 چنین رأی داده است:
درخصوص شکایت خانم ر.م.، فرزند ج.، 32 ساله (خواهر شاکیه)، دایر بر ارتکاب فعل حرام زنا (اولی زنای محصن) دومی زنای غیرمحصنه. دادگاه نظر به اوراق و محتویات پرونده و بررسی های به عمل آمده و نحوه اظهارات شاکیه و دفاعیات مشتکی عنهما مبنی بر اینکه درتاریخ 10/7/77 شاکیه مطلقه گردیده است و آنان درمورخه 21/7/77 مبادرت به ازدواج به نحو شرعی نموده اند، هر چند که طلاق به نحو قانونی و با مراجعه به دادگاه عمومی صورت نگرفته است، ولی شرعاً شاکیه مطلقه گردیده است و جهت اثبات ادعای خود، مستندات مربوط (طلاق نامه و سند نکاحیه) ردیف 58 و 57 پرونده را نیز ارائه نموده اند که از سوی شاکیه در این خصوص پاسخ موجهی ارائه نشده است و حتی عنوان شده است که در سال 78 بامراجعه به دادگاه خانواده، حکم طلاق وی از شوهر سابقش صادر گردیده است و الان نیز مطلقه م. ب.. علی ای حال، عدم مراجعه متهم ردیف اول، جهت اخذ حکم طلاق به محکمه خانواده و یا اخذ شناسنامه برای دو تن از فرزندانش، با استفاده از سند سجلی همسر سابقش و اخذ کارت ملی بدون توجه به مقررات، دلیل اثباتی جرم انتسابی تلقی نمی گردد. متهمین منکر بزه انتسابی می باشند. ارتباط بین خودشان را شرعی و ناشی از عقد زوجیت می دانند و دلیلی بر وقوع عمل مجرمانه مذکور وجود ندارد. ب. ت. ب. قاعده فقهی، «درء الحدود بالشبهات»; و با تمسک جستن به اصل 37 قانون اساسی و اصل برائت و مستنداً به ماده 177 و 212 قانون آیین دادرسی کیفری، هر یک از متهمین از اتهام انتسابی تبرئه می شوند. ضمناً حسب گواهی شماره 88/302-1/5/88 دادسرای عمومی و انقلاب بندر، اتهام جعل و استفاده از سند مجعول مربوط به متهمین، درحال تحقیق و بررسی می باشد، فلذا این دادگاه مواجهه با تکلیفی نمی باشد. خانم ر.م. نسبت به این رأی تقاضای تجدیدنظر نموده و پرونده در شعبه 13 دیوان عالی کشور مطرح و آقای … شعبه به موجب رأی شماره 89/539/13-20/11/1389 چنین رأی داده است:
رأی: فرجام خواهی خانم ر.م.، فرزند ج.، متولد 1345، نسبت به دادنامه شماره 48/88-12/5/88 صادره از شعبه 2 دادگاه کیفری استان که خانم ر.م. علیه آقای ر.ن.، فرزند ن. شوهر سابقش و خواهرش خانم ز.م شکایت کرده که شوهرش از سال 1377 زندگی مشترک را رها کرده و اخیراً متوجه شده که با خواهرش به نام ز.م. در بندر زندگی زناشوئی دارند و با مدارک وی، اقدام به اخذ کارت ملی و شناسنامه نوزاد برای بچه هایش نموده و مرتکب زنای با محارم شده اند که دادگاه پس از رسیدگی، ب. ت. ب. انکار متهمان و مدارک ارائه شده، حکم برائت نامبردگان را صادر کرده است؛ فرجام خواهی به عمل آمده. ب. ت. ب. محتویات پرونده و معطوفاً به گزارش عضو ممیز، وارد و موجّه نمی باشد. زیرا دادنامه فرجام خواسته، ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده و انکار متهمان و اینکه ادعا نموده، درتاریخ 10/7/77 همسرش خانم ر.م. را شرعاً مطلقه کرده و طلاق نامه عادی شرعی او را که در تنظیم شده، به ضمیمه عقدنامه موقت 99 ساله خانم ز.م. که درتاریخ 21/7/77 تنظیم گردیده، به دادگاه تقدیم کرده که در ردیف 58 و 57 پرونده مضبوط است، درنتیجه مراجعه خانم ر.م. به دادگاه خانواده و تقاضای طلاق رسمی و صدور گواهی عدم امکان سازش، طلاق نامه رسمی شماره 5264-7/10/78 از دفتر ثبت طلاق صادر گردیده است و الآن نیز مطلقه م. ب. و به نظر دادگاه کیفری استان، عدم مراجعه م. ر. ا. جهت اخذ حکم طلاق به محکمه خانواده ویا اخذ شناسنامه برای دو تن از فرزندانش، با استفاده از سند سجلی همسر سابقش و اخذ کارت ملی بدون توجه به مقررات، دلیل اثبات جرم انتسابی تلقی نمی گردد. «که بعداً به موجب دادنامه شماره 8809971742400762-30/8/88 شعبه 101 دادگاه جزایی شهرستان بندر، چون حکم به ابطال اسناد سجلی و کارت ملی صادرشده برای فرزندان مشترک ر.ن. وخانم ز.م. و صدور شناسنامه قانونی جدید و همچنین کارت ملی قانونی اصدار یافته است»; و ب. ت. ب. اینکه متهمین، منکر بزه انتسابی می باشند و ارتباط بین خودشان را به نحو شرعی و ناشی از عقد زوجیت می دانند و ب. ت. ب. نا آگاهی و انکار متهمان، دلیلی بر وقوع عمل مجرمانه مذکور وجود ندارد، و ب. ت. ب. قاعده فقهی «درء الحدود بالشبهات»; و با تمسّک جستن به اصل 37 قانون اساسی و اصل برائت، دادنامه فرجام خواسته، مستنداً به مواد 177 و 212 قانون آیین دادرسی کیفری، صادرگردیده است. از سوی ف. خ. ایراد و اعتراضی موجه و مدللی که نقض دادنامه فرجام خواسته را ایجاب نماید، معمول نگردیده و چون بر دادنامه صادره از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی و مبانی استدلال و استنباط قضایی دادگاه، ایراد و اشکال اساسی ملحوظ نمی باشد، مستنداً به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری، ضمن رد فرجام خواهی به عمل آمده، دادنامه فرجام خواسته تأیید و ابرام می گردد. این رأی قطعی است.»; آقای … عنوان بهرامی، نظریه قضایی خویش را به شرح ذیل قید ودرج نموده است:اولاًـ خواهر زن جزو محارم شوهر خواهر تلقی و محسوب نمی گردد. ثانیاًـ طبق مدلول <a class="artref" href="/ماده/ماده-1048-a_0815110236704">ماده 1048 قانون مدنی</a> که می گوید جمع بین دو خواهر ممنوع است، اگر چه به عقد منقطع باشد. ثالثاًـ چون طلاق زن سابق، طلاق رجعی بوده و طبق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1148-a_0815110236807">ماده 1148 قانون مدنی</a> در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده، حق رجوع است و عده را نیز ماده 1150 قانون یاد شده، این چنین توصیف کرده که عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است، نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند و مضافاً عده طلاق و عده فسخ نکاح سه طهر است، مگر اینکه زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او سه ماه است. ماده 1151 قانون مرقوم. رابعاًـ چون مرد در زمان عده زن اول با خواهر زنش ازدواج کرده، عقد باطل بوده و متهم و متهمه مرتکب فعل حرام شده اند. خامساًـ طبق ماده 85 قانون مجازات اسلامی که بیان شده «طلاق رجعی قبل از سپری شدن ایام عده مرد یا زن را از احصان خارج نمی کند، ولی طلاق بائن آن ها را از احصان خارج می نماید، مگر اینکه مرد مشمول ماده 86 قانون مرقوم گردد.»; سادساًـ رأی اصراری شعب کیفری به شماره 14-5-8-77 ردیف 77/21 دیوان عالی کشور چنین است: «ب. ت. ب. اینکه متهم منکر زنا است و اظهار داشته: که ف. را صیغه کرده و ازحکم حرمت جمع بین الأختین آگاه نبوده و دلیلی نیز بر اثبات خلاف این امر و اینکه عالماً عامداً مرتکب زنا شده باشد، اقامه نگردیده و به طور کلی طبق ماده 64 قانون مجازات اسلامی، حد زنا منوط به آگاهی زانی از موضوع و حکم است و بر این اساس صدور حکم به رجم که حد زنای محصن و محصنه می باشد، برخلاف موازین شرعی و مقررات قانونی است. اعتراض وارد است.»; با استفاده از وحدت ملاک رأی مذکور و ماده 64 قانون مجازات اسلامی، زنا در صورتی موجب حد می شود که زانی یا زانیه بالغ و عاقل و مختار بوده و به حکم و موضوع آن نیز آگاه باشد. علی هذا نظر به مراتب یاد شده، با نظر جنابعالی درتأیید و ابرام رأی کیفری استان موافقم. مشروط براینکه تمام موارد مذکور دراین نظریه، به عنوان یادآوری، صراحتاً به دادگاه صادرکننده رأی تذکر داده شود، تحت عنوان تذکرات شعبه دیوان عالی کشور، از نظر شرعی و قانونی. سپس رأی اکثریت شماره فوق الذکر صادر شده است.نظریه اقلیت: آقای … به عنوان اقلیت اعلام کرده: در پرونده مطروحه از نظر اینکه نکاح محارم نیست، زیراخواهر زن محرم نیست بر شوهر خواهر، الاّ اینکه یکی ازمحرمات باب نکاح، جمع بین الأختین م. ب. که در قانون مدنی ماده 1048 ذکر شده است و ب. ت. ب. اینکه آقای ر.ن. درتاریخ 10/7/77، همسر اولش خانم ر.م. را طلاق داده و در 21/7/77 با خواهر همسر اولش ز.م. ازدواج کرده که این ازدواج چون درعده رجعیه زن اول که خواهر این زن دوم است، بوده، باطل است. (مسئله 19 از فصل فی الباب التحریم تحریر الوسیله) طلاق رجعی بوده و چون زن طلاق نمی خواسته و مرد زن را طلاق داده است و باید صبر می کرد عده زن تمام شود. زیرا در فقه فرموده اند «المطلقه الرجعیه زوجه»; و علی هذا، پس عقد در عده بر خواهر زن سابق، جائز نبوده و باطل است و شرعی نبوده است و نیز احصان هم نبوده، چون زن سابق در درهگز بوده و مرد دسترسی به او نداشته است. «یروج و یقدو»; نبوده است که یکی از شرایط احصان است، ولی عقد به هر حال باطل بوده است. پرونده با وجود این اشکال قابل تأیید نیست. به خاطر این اشکال نقض می شود و پرونده به شعبه هم عرض ارجاع می شود. حاج آقای … ای از پرونده را خدمت جناب آقای … قضایی دیوان عالی کشور گزارش و اعلام کرده اکنون چون دادنامه بدوی صادره از دادگاه کیفری قطعی شده و راه جلوگیری از این خلاف شرع بین، اعمال ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب است، تقاضا دارم پرونده را با تقاضا به محضر ریاست محترم قوه ارسال و برای جلوگیری از خلاف شرع بین، با اعمال ماده 18 موافقت بفرمایند. آقایان … و بهرامی نیز نظر قضایی خود را عنوان حاج آقای … قضایی دیوان عالی کشور اعلام کرده اند. پرونده به معاونت قضایی ریاست محترم قوة قضاییه ارسال و هیأت سوم تشخیص مغایرت آراء با شرع، مرکب از آقایان … و جعفری طی نظریه شماره 773-7/3/90 اعلام نموده اند:« نظریه قضایی ـ ب. ت. ب. محتویات پرونده، هرچند متهمان با ادعای عدم آگاهی از ازدواج با خواهر زن درعده رجعیه و ... ایجاد شبهه نمایند و از مجازات کیفری تبرئه شوند، النهایه ب. ت. ب. اینکه بین طلاق ادعائی زوج و همسر اولش یا ازدواج با خواهر او فقط 11 روز فاصله بوده، از حیث حکم وضعی ازدواج مذکور واجد اشکال و باطل و جمع بین الأختین محسوب و خلاف بین شرع تشخیص می گردد.»; رئیس محترم قوة قضاییه، با این نظریه موافقت کرده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
هرچند که مطابق ماده 64 قانون مجازات اسلامی و مبانی فقهی آن، جهل به حکم و موضوع در بزه زنا، مجازات حد را ساقط خواهد کرد، لیکن از مندرجات صورت جلسات و مفاد دادنامه شماره 48/88 مورخ 13/5/1388 دادگاه کیفری استان ، چنین استنباط می شود که مرجع محترم صادرکننده حکم، مبنای صدور رأی برائت متهمین را صرف ارائه مستندات مربوط به طلاق نامه و سند نکاحیه قرار داده است. حال آنکه مطابق مسئله نوزدهم مبحث «القول فی المصاهره و ما یلحق بها»; کتاب تحریرالوسیله و هم چنین مستنبط از مواد 1148 و 1150 قانون مدنی، ازدواج با خواهرزن در ایام عده طلاق رجعی همسر اول جایز نبوده و جمع بین الأختین می باشد، فلذا دادنامه موصوف از حیث مبانی استدلال و استناد واجد اشکال بوده و با عنایت به مراتب مرقوم و اینکه رئیس محترم قوة قضاییه نیز رأی صادره را خلاف بین شرع اعلام و اعاده دادرسی را تجویز نموده اند، توجهاً به ماده واحده قانون تفسیر ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و رفع اثر از دادنامه شماره 89/539/13 مورخ 20/11/1389 شعبه 13 دیوان عالی کشور، مستنداً به بند 4 از قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری، دادنامه شماره 88/48 مورخ 12/5/1388 دادگاه کیفری استان نقض و رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض محول می گردد.
رئیس شعبه 20 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
ناصری ـ موحدی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
در تاریخ 20 اسفند 1391، دیوان عالی کشور حکمی صادر کرد که به بررسی شکایت زنی در خصوص ارتکاب زنای با محارم توسط همسر سابق و خواهرش پرداخته است. شاکی ادعا نمود که همسرش پس از طلاق، با خواهرش در یک زندگی مشترک به سر میبرد و از مدارک هویتی وی برای دریافت شناسنامه و کارت ملی فرزندانشان استفاده کرده است. دادگاه کیفری استان پس از بررسی مستندات و ادعای طلاق شرعی، متهمان را تبرئه کرد و دلیل آن را عدم وجود دلایل کافی برای اثبات جرم اعلام نمود. با این حال، دیوان عالی کشور در بررسی فرجامخواهی شاکی به این نتیجه رسید که ازدواج با خواهر زن در ایام عده طلاق رجعی مجاز نبوده و بر این اساس، حکم اولیه را نقض و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع داد. این تصمیم بر مبنای مواد 64 قانون مجازات اسلامی و مواد 1148 و 1150 قانون مدنی اتخاذ شد و نشاندهنده عدم اعتبار ازدواج در شرایط مذکور بود.
تاریخ دادنامه قطعی: 1391/12/20
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ازدواج باخواهر زن درایام عده طلاق رجعی همسر اول صحیح نبوده و روابط جنسی صورت گرفته مجرمانه خواهد بود.
رای خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده خانم ر.م. در تاریخ 1388/03/25 به دادسرای امور جنائی شکایت کرده که شوهر سابقش ر.ن. که از سال 1377 با وی زندگی مشترک دارد، او را رها کرده و اخیرا متوجه شده که با خواهرش به نام ز.م. در بندر زندگی زناشویی دارند و با مدارک هویتی وی، اقدام به اخذ کارت ملی و شناسنامه نوزاد گرفته که دلیل وقوع، زنای فی مابین آنان است، تقاضای رسیدگی دارد. پرونده امر حسب تصمیم مورخ 1388/03/30 سرپرست دادسرای امور جنایی، دایر بر اینکه: ب. ت. ب. اینکه ادعای زنای با محارم مطرح شده است، جهت رسیدگی مستقیما در اجرای تبصره 3 از ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب سال 81 ، به دادگاه کیفری استان ارسال شود. پرونده به شعبه --- دادگاه کیفری استان ارجاع میگردد. دادگاه مرجوع الیه، طی رای شماره --- - 31/3/88 مرقوم داشته: ب. ت. ب. ادعای شاکیه به شرح فوق و ب. ت. ب. جدایی شاکی از همسرش و اجرای صیغه طلاق، شرایط احصان منتفی است. فلذا صرف نظر از صحت و سقم اظهارات شاکی به لحاظ ادعای زنای با محارم که چون حرمت ادعایی ولو به فرض اشتباه سببی است، عنوان اعلامی مبنی بر اشتباه است و ب. ت. ب. محل اعلامی که بندر بیان شده، به استناد ماده 52 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و رعایت تبصره 3 ماده 3 قانون اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، به اعتبار صلاحیت دادگاه عمومی بندر، شعبه --- دادگاه مذکور، ب. ت. ب. موضوع پرونده که زنای با محارم است، رسیدگی به موضوع را در صلاحیت دادگاه کیفری استان اعلام و قرار عدم صلاحیت خود را صادر نموده است. پرونده در شعبه --- دادگاه کیفری استان مطرح و این دادگاه از ر.م. در مورد شکایتش تحقیق کرده است. در تاریخ 1388/04/16 آقای ر.ن. و خانم ز.م. در دادگاه حاضر و از آنان تحقیق به عمل آمده است. دادگاه به آقای ر.ن. خطاب کرده، شکایت خانم ر.م. برای شما قرائت شد، چه می گوئید ؟ ج - من شکایت ایشان راقبول ندارم. این خانم ز.م. را زن خود می دانم و شاکی حقی نسبت به من ندارد. من ایشان، یعنی خانم ر.م. را طلاق شرعی دادم. در حدود 10/7/77 ، نزد امام جماعت، ایشان را طلاق شرعی داده ام. اسم امام جماعت را نمی دانم، حاضرم بپرسم و اعلام نمایم. به او گفتم زنی را می خواهم طلاق بدهم. ایشان هم چهار نفر مرد نمازگزار را حاضر کرد و گفت طلاق دادم. به زنم گفتم طلاق داده ام، وسایلم را جمع کردم و رفتم، خانه گرفتم و این خانم، یعنی ز. را بردم، در آنجا عقدش کردم روبروی محضر ازدواج و طلاق بردم، و این خانم را عقد دائم کردم که به صورت رسمی نبوده.
س - این خانم … ج - بله؛
س - اجازه پدرش را داشتی؟ ج - خیر؛
س - چکار کردی؟ ج - گفتم پدرش فوت کرده؛
س - شناسنامه اش همراهت بود؟ ج - بله، محضردار هم قبول کرد.
س - آیا عمل زناشوئی بعد از عقد انجام دادید؟ ج - بله؛
س - چرا بعد از طلاق همسر اولت نرفتی موضوع را رسمی کنی؟ ج - چون ظاهرا همه جا اعلام کرده بود، من حکم اعدام این آقا را دارم؛
س - تاریخ وقوع طلاق زن اولت کی بود؟ ج - 10/7/77 و تاریخ عقد ازدواج شما کی بود؟ ج - 21/7/77 و از خانم ز. نیز تحقیق شده، اظهارات خانم ر. را قبول ندارد و اظهارات شوهرش را در تحقیقات تایید نموده است. دادگاه برای روز مورخه 12/7/88 ، وقت رسیدگی تعیین نموده و در وقت مقرر، پس از تحقیق از طرفین، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 1388/05/12 چنین رای داده است:
در خصوص شکایت خانم ر.م.، فرزند ج.، 32 ساله (خواهر شاکیه)، دایر بر ارتکاب فعل حرام زنا (اولی زنای محصن) دومی زنای غیرمحصنه. دادگاه نظر به اوراق و محتویات پرونده و بررسی های به عمل آمده و نحوه اظهارات شاکیه و دفاعیات مشتکی عنهما مبنی بر اینکه در تاریخ 10/7/77 شاکیه مطلقه گردیده است و آنان درمورخه 21/7/77 مبادرت به ازدواج به نحو شرعی نموده اند، هر چند که طلاق به نحو قانونی و با مراجعه به دادگاه عمومی صورت نگرفته است، ولی شرعا شاکیه مطلقه گردیده است و جهت اثبات ادعای خود، مستندات مربوط (طلاق نامه و سند نکاحیه) ردیف 58 و 57 پرونده را نیز ارائه نمودهاند که از سوی شاکیه در این خصوص پاسخ موجهی ارائه نشده است و حتی عنوان شده است که در سال 78 بامراجعه به دادگاه خانواده، حکم طلاق وی از شوهر سابقش صادر گردیده است و الان نیز مطلقه م. ب.. علی ای حال، عدم مراجعه متهم ردیف اول، جهت اخذ حکم طلاق به محکمه خانواده و یا اخذ شناسنامه برای دو تن از فرزندانش، با استفاده از سند سجلی همسر سابقش و اخذ کارت ملی بدون توجه به مقررات، دلیل اثباتی جرم انتسابی تلقی نمی گردد. متهمین منکر بزه انتسابی میباشند. ارتباط بین خودشان را شرعی و ناشی از عقد زوجیت می دانند و دلیلی بر وقوع عمل مجرمانه مذکور وجود ندارد. ب. ت. ب. قاعده فقهی، «درء الحدود بالشبهات»; و با تمسک جستن به اصل 37 قانون اساسی و اصل برائت و مستندا به ماده 177 و 212 قانون آیین دادرسی کیفری، هر یک از متهمین از اتهام انتسابی تبرئه میشوند. ضمنا حسب گواهی شماره 88/302 - 1/5/88 دادسرای عمومی و انقلاب بندر، اتهام جعل و استفاده از سند مجعول مربوط به متهمین، درحال تحقیق و بررسی میباشد، فلذا این دادگاه مواجهه با تکلیفی نمیباشد. خانم ر.م. نسبت به این رای تقاضای تجدیدنظر نموده و پرونده در شعبه --- دیوان عالی کشور مطرح و آقای … شعبه به موجب رای شماره --- /13 - 1389/11/20 چنین رای داده است:
رای: فرجام خواهی خانم ر.م.، فرزند ج.، متولد 1345 ، نسبت به دادنامه شماره --- - 12/5/88 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان که خانم ر.م. علیه آقای ر.ن.، فرزند ن. شوهر سابقش و خواهرش خانم ز.م شکایت کرده که شوهرش از سال 1377 زندگی مشترک را رها کرده و اخیرا متوجه شده که با خواهرش به نام ز.م. در بندر زندگی زناشوئی دارند و با مدارک وی، اقدام به اخذ کارت ملی و شناسنامه نوزاد برای بچه هایش نموده و مرتکب زنای با محارم شده اند که دادگاه پس از رسیدگی، ب. ت. ب. انکار متهمان و مدارک ارائه شده، حکم برائت نامبردگان را صادر کرده است؛ فرجام خواهی به عمل آمده. ب. ت. ب. محتویات پرونده و معطوفا به گزارش عضو ممیز، وارد و موجّه نمیباشد. زیرا دادنامه فرجام خواسته، ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده و انکار متهمان و اینکه ادعا نموده، در تاریخ 10/7/77 همسرش خانم ر.م. را شرعا مطلقه کرده و طلاق نامه عادی شرعی او را که در تنظیم شده، به ضمیمه عقدنامه موقت 99 ساله خانم ز.م. که در تاریخ 21/7/77 تنظیم گردیده، به دادگاه تقدیم کرده که در ردیف 58 و 57 پرونده مضبوط است، درنتیجه مراجعه خانم ر.م. به دادگاه خانواده و تقاضای طلاق رسمی و صدور گواهی عدم امکان سازش، طلاق نامه رسمی شماره 5264 - 7/10/78 از دفتر ثبت طلاق صادر گردیده است و الان نیز مطلقه م. ب. و به نظر دادگاه کیفری استان، عدم مراجعه م. ر. ا. جهت اخذ حکم طلاق به محکمه خانواده ویا اخذ شناسنامه برای دو تن از فرزندانش، با استفاده از سند سجلی همسر سابقش و اخذ کارت ملی بدون توجه به مقررات، دلیل اثبات جرم انتسابی تلقی نمی گردد. «که بعدا به موجب دادنامه شماره --- - 30/8/88 شعبه --- دادگاه جزایی شهرستان بندر، چون حکم به ابطال اسناد سجلی و کارت ملی صادرشده برای فرزندان مشترک ر.ن. وخانم ز.م. و صدور شناسنامه قانونی جدید و همچنین کارت ملی قانونی اصدار یافته است»; و ب. ت. ب. اینکه متهمین، منکر بزه انتسابی میباشند و ارتباط بین خودشان را به نحو شرعی و ناشی از عقد زوجیت می دانند و ب. ت. ب. نا آگاهی و انکار متهمان، دلیلی بر وقوع عمل مجرمانه مذکور وجود ندارد، و ب. ت. ب. قاعده فقهی «درء الحدود بالشبهات»; و با تمسّک جستن به اصل 37 قانون اساسی و اصل برائت، دادنامه فرجام خواسته، مستندا به مواد 177 و 212 قانون آیین دادرسی کیفری، صادرگردیده است. از سوی ف. خ. ایراد و اعتراضی موجه و مدللی که نقض دادنامه فرجام خواسته را ایجاب نماید، معمول نگردیده و چون بر دادنامه صادره از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی و مبانی استدلال و استنباط قضایی دادگاه، ایراد و اشکال اساسی ملحوظ نمیباشد، مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری، ضمن رد فرجام خواهی به عمل آمده، دادنامه فرجام خواسته تایید و ابرام میگردد. این رای قطعی است.»; آقای … عنوان بهرامی، نظریه قضایی خویش را به شرح ذیل قید ودرج نموده است:اولا- خواهر زن جزو محارم شوهر خواهر تلقی و محسوب نمی گردد. ثانیا- طبق مدلول <a class="artref" href="/ماده/ماده-1048-a_0815110236704">ماده 1048 قانون مدنی</a> که می گوید جمع بین دو خواهر ممنوع است، اگر چه به عقد منقطع باشد. ثالثا- چون طلاق زن سابق، طلاق رجعی بوده و طبق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1148-a_0815110236807">ماده 1148 قانون مدنی</a> در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده، حق رجوع است و عده را نیز ماده 1150 قانون یاد شده، این چنین توصیف کرده که عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است، نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند و مضافا عده طلاق و عده فسخ نکاح سه طهر است، مگر اینکه زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او سه ماه است. ماده 1151 قانون مرقوم. رابعا- چون مرد در زمان عده زن اول با خواهر زنش ازدواج کرده، عقد باطل بوده و متهم و متهمه مرتکب فعل حرام شده اند. خامسا- طبق ماده 85 قانون مجازات اسلامی که بیان شده «طلاق رجعی قبل از سپری شدن ایام عده مرد یا زن را از احصان خارج نمی کند، ولی طلاق بائن آن ها را از احصان خارج مینماید، مگر اینکه مرد مشمول ماده 86 قانون مرقوم گردد.»; سادسا- رای اصراری شعب کیفری به شماره 14 - 5 - 8 - 77 ردیف 77/21 دیوان عالی کشور چنین است: «ب. ت. ب. اینکه متهم منکر زنا است و اظهار داشته: که ف. را صیغه کرده و ازحکم حرمت جمع بین الاختین آگاه نبوده و دلیلی نیز بر اثبات خلاف این امر و اینکه عالما عامدا مرتکب زنا شده باشد، اقامه نگردیده و به طور کلی طبق ماده 64 قانون مجازات اسلامی، حد زنا منوط به آگاهی زانی از موضوع و حکم است و بر این اساس صدور حکم به رجم که حد زنای محصن و محصنه میباشد، برخلاف موازین شرعی و مقررات قانونی است. اعتراض وارد است.»; با استفاده از وحدت ملاک رای مذکور و ماده 64 قانون مجازات اسلامی، زنا در صورتی موجب حد میشود که زانی یا زانیه بالغ و عاقل و مختار بوده و به حکم و موضوع آن نیز آگاه باشد. علی هذا نظر به مراتب یاد شده، با نظر جنابعالی درتایید و ابرام رای کیفری استان موافقم. مشروط براینکه تمام موارد مذکور دراین نظریه، به عنوان یادآوری، صراحتا به دادگاه صادرکننده رای تذکر داده شود، تحت عنوان تذکرات شعبه دیوان عالی کشور، از نظر شرعی و قانونی. سپس رای اکثریت شماره فوق الذکر صادر شده است.نظریه اقلیت: آقای … به عنوان اقلیت اعلام کرده: در پرونده مطروحه از نظر اینکه نکاح محارم نیست، زیراخواهر زن محرم نیست بر شوهر خواهر، الاّ اینکه یکی ازمحرمات باب نکاح، جمع بین الاختین م. ب. که در قانون مدنی ماده 1048 ذکر شده است و ب. ت. ب. اینکه آقای ر.ن. در تاریخ 10/7/77 ، همسر اولش خانم ر.م. را طلاق داده و در 21/7/77 با خواهر همسر اولش ز.م. ازدواج کرده که این ازدواج چون درعده رجعیه زن اول که خواهر این زن دوم است، بوده، باطل است. (مسئله 19 از فصل فی الباب التحریم تحریر الوسیله) طلاق رجعی بوده و چون زن طلاق نمی خواسته و مرد زن را طلاق داده است و باید صبر می کرد عده زن تمام شود. زیرا در فقه فرموده اند «المطلقه الرجعیه زوجه»; و علی هذا، پس عقد در عده بر خواهر زن سابق، جائز نبوده و باطل است و شرعی نبوده است و نیز احصان هم نبوده، چون زن سابق در درهگز بوده و مرد دسترسی به او نداشته است. «یروج و یقدو»; نبوده است که یکی از شرایط احصان است، ولی عقد به هر حال باطل بوده است. پرونده با وجود این اشکال قابل تایید نیست. به خاطر این اشکال نقض میشود و پرونده به شعبه هم عرض ارجاع میشود. حاج آقای … ای از پرونده را خدمت جناب آقای … قضایی دیوان عالی کشور گزارش و اعلام کرده اکنون چون دادنامه بدوی صادره از دادگاه کیفری قطعی شده و راه جلوگیری از این خلاف شرع بین، اعمال ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب است، تقاضا دارم پرونده را با تقاضا به محضر ریاست محترم قوه ارسال و برای جلوگیری از خلاف شرع بین، با اعمال ماده 18 موافقت بفرمایند. آقایان … و بهرامی نیز نظر قضایی خود را عنوان حاج آقای … قضایی دیوان عالی کشور اعلام کرده اند. پرونده به معاونت قضایی ریاست محترم قوه قضاییه ارسال و هیات سوم تشخیص مغایرت آراء با شرع، مرکب از آقایان … و جعفری طی نظریه شماره 773 - 7/3/90 اعلام نموده اند:« نظریه قضایی - ب. ت. ب. محتویات پرونده، هرچند متهمان با ادعای عدم آگاهی از ازدواج با خواهر زن درعده رجعیه و... ایجاد شبهه نمایند و از مجازات کیفری تبرئه شوند، النهایه ب. ت. ب. اینکه بین طلاق ادعائی زوج و همسر اولش یا ازدواج با خواهر او فقط 11 روز فاصله بوده، از حیث حکم وضعی ازدواج مذکور واجد اشکال و باطل و جمع بین الاختین محسوب و خلاف بین شرع تشخیص میگردد.»; رئیس محترم قوه قضاییه، با این نظریه موافقت کرده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.
رای شعبه دیوان عالی کشور
هرچند که مطابق ماده 64 قانون مجازات اسلامی و مبانی فقهی آن، جهل به حکم و موضوع در بزه زنا، مجازات حد را ساقط خواهد کرد، لیکن از مندرجات صورت جلسات و مفاد دادنامه شماره --- مورخ 1388/05/13 دادگاه کیفری استان، چنین استنباط میشود که مرجع محترم صادرکننده حکم، مبنای صدور رای برائت متهمین را صرف ارائه مستندات مربوط به طلاق نامه و سند نکاحیه قرار داده است. حال آنکه مطابق مسئله نوزدهم مبحث «القول فی المصاهره و ما یلحق بها»; کتاب تحریرالوسیله و هم چنین مستنبط از مواد 1148 و 1150 قانون مدنی، ازدواج با خواهرزن در ایام عده طلاق رجعی همسر اول جایز نبوده و جمع بین الاختین میباشد، فلذا دادنامه موصوف از حیث مبانی استدلال و استناد واجد اشکال بوده و با عنایت به مراتب مرقوم و اینکه رئیس محترم قوه قضاییه نیز رای صادره را خلاف بین شرع اعلام و اعاده دادرسی را تجویز نموده اند، توجها به ماده واحده قانون تفسیر ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب و رفع اثر از دادنامه شماره --- /13 مورخ 1389/11/20 شعبه --- دیوان عالی کشور، مستندا به بند 4 از قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، دادنامه شماره --- مورخ 1388/05/12 دادگاه کیفری استان نقض و رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض محول میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 130
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
ارزش اثباتی ارجاع امر به کارشناسی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
مرجع قضایی صالح در رسیدگی به اعتراض نسبت به قرار بازداشت صادره از دادسرای انقلاب
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه محاربه
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
شرط اجرای علنی مجازات حد شرعی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
تعدد معنوی در انتقال مال غیر و استفاده از سند مجعول
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به قتل عمدی درفرض معلوم نبودن قاتل و پرداخت دیه از بیت المال
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
صلاحیت اضافی دادگاه کیفری استان
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
ملاک احراز رکن مادی درارتکاب بزه محاربه به صورت تشکیلاتی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
صلاحیت دادگاه کیفری یک در رسیدگی به همه اتهامات
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
لزوم تصریح به ادله اثبات بزه
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
رای شماره 352 مورخ 1386/05/21 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
دادگاه صادرکننده حکم قطعی در مواردی که رأی در دیوان تأیید شده
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
رسیدگی دادگاه کیفری استان به جرایم واقع شده در حوزه قضایی بخش
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
تاثیر تهدید در اعتبار گذشتشرط مسموع بودن عدول از گذشت در بزه زنای به عنف(رأی نکته مشخصی ندارد.حذف شود)
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
محدوده اختیارات دیوان عالی کشور در رسیدگی به فرجامخواهی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
تأثیر صدور قرار منع تعقیب متهم اصلی بر صلاحیت مرجع قضایی در رسیدگی توأمان
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
مرجع قضایی صالح در رسیدگی به جرم تفخیذ
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 734 مورخ 1393/7/22 هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت دادگاه عمومی جزایی در رسیدگی به دعاوی علیه صندوق تامین خسارتهای بدنی در حوادث رانندگی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
نحوه رسیدگی توأمان به جرم منافی عفت و سایر جرایم تعزیری
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
تعلیق مجازات پس از اعمال تخفیف
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
مجازات اختفاء جسد توسط قاتل
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
معامله به قصد فرار از دین
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
حدود اختیار کارشناس
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
دادگاه صادرکننده حکم قطعی در فرض ابرام حکم در دیوان عالی کشور
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه کیفری یک در فرض اعتقاد به عدم کفایت دلیل پس از صدور قرار رسیدگی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
رای شماره 206 مورخ 1382/06/02 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
تخریب مال مسروقه
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
پرونده زنای محصنه و غیرمحصنه با حکم رجم و شلاق؛ تایید دیوان عالی و رد درخواستهای اعاده دادرسی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
ازدواج با خواهر زن درایام عده طلاق رجعی همسر اول
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
محکومیت به تصرف عدوانی و معاونت؛ تعدیل مجازات حبس به جزای نقدی در دادگاه تجدیدنظر بر اساس ماده 690 قانون مجازات اسلامی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
رای شماره 911 مورخ 1400/08/03 هیات تخصصی اداری و امور عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی و شکایت زوجه محکوم علیه در زنای محصن
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
تخریب مال مسروقه
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
تعدد معنوی در انتقال مال غیر و استفاده از سند مجعول
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
صلاحیت اضافی دادگاه کیفری استان
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
مرجع قضایی صالح در رسیدگی به جرم تفخیذ
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
ملاک احراز رکن مادی درارتکاب بزه محاربه به صورت تشکیلاتی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
دادگاه صادرکننده حکم قطعی در فرض ابرام حکم در دیوان عالی کشور
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
نظریات مشورتی 40
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
بررسی لزوم اظهارنظر دادستان در خصوص صدور قرار موقوفی اجرای حکم توسط دادیار اجرای احکام
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 1393/1/23 مورخ 1393/01/24
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/272 مورخ 1394/02/02
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/1760 مورخ 1392/09/10
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/0073 مورخ 1393/01/24
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/976 مورخ 1392/05/28
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/379 مورخ 1396/02/19
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1783 مورخ 1386/03/22 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص رجوع در طلاق رجعی و اعتبار وکالت ضمن عقد نکاح با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 1148 و 1149 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/1435 مورخ 1392/07/29
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/2896 مورخ 1393/11/20
مواد 64، 65 و68 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/1522 مورخ 1392/08/13
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 اشاره شده که گذشت شاکی خصوصی یکی از
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/1789 مورخ 1392/09/13
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تصریح می کند که مجازات جایگزین حبس
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/1156 مورخ 1392/06/17
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/843 مورخ 1395/04/12
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
بررسی مقررات مربوط به مجازات جایگزین حبس
مواد 64، 68 و 79 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و آیین نامه اجرایی آن
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1825 — 1398/11/15
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1759 — 1398/11/20
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/110 — 1399/02/21
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/398 — 1399/04/11
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/97/1136 — 1398/08/28
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که فرض اعمال مجازات جایگزین حبس را
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/93/2896 مورخ 1393/11/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اعمال مجازات جایگزین حبس در قانون مجازات اسلامی و شوراهای حل اختلاف با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 64، 65 و68 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1622 مورخ 1392/08/21 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص الزامی بودن دستور دادگاه جهت انتشار محکومیتهای موضوع ماده 36 قانون مجازات اسلامی 1392، بررسی تفاوت میان «حکم
ماده 64 قانون مجازات اسلامی 1392 موقعی اعمال می شود که محکوم علیه واجد شر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1719 مورخ 1392/09/04 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص بررسی اعتبار بندهای 1و2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین با توجه به تصویب قانو
ماده 64 قانون مجازات اسلامی 1392 موقعی اعمال می شود که محکوم علیه واجد شر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1435 مورخ 1392/07/29 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص مجازات جایگزین حبس در قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب 1373 و قانون مجازات اسلام
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 مجازات جایگزین حبس زمانی قابل ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1522 مورخ 1392/08/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص شرایط اعمال مجازات جایگزین حبس بر اساس ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و بررسی اعتبار بند یک و دو ماده
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 در مواردی که شاکی خصوصی وجود دا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 1351/92/7 مورخ 1392/07/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اعمال تخفیف در مورد مجازاتهای درجه هشت با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد64و65 قانون مجازات اسلامی 1392 است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 916/95/7 مورخ 1395/04/21 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص جزای نقدی به عنوان مجازات جایگزین حبس با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 64 قانون مجازات اسلامی 1392 منوط به احراز شرایط مقرر در این ماده می¬
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 916/95/7 مورخ 1395/04/21 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص بررسی امکان اعمال جزای نقدی موضوع بند 1 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب 1
ماده 64 قانون مجازات اسلامی 1392 منوط به احراز شرایط مقرر در این ماده می¬
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 843/95/7 مورخ 1395/04/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1522 مورخ 1392/08/13 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص بررسی تطابق مجازاتهای جایگزین حبس با قوانین مختلف با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 در مواردی که شاکی خصوصی وجود دا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/5982 مورخ 1378/09/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: زنا درصورتی موجب حد می شود که زانی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1497 مورخ 1392/08/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 64 قانون مجازات اسلامی 1392 موقعی اعمال می شود که محکومعلیه واجد شر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/93/1128 مورخ 1393/05/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده64 قانون مجازات مصوب92 یکی از شرایط اجرای مجازات های جایگزین حبس را
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/1320 مورخ 1396/06/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
قانون مجازات اسلامی 1392 بوده که با رعایت ماده 64
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1392 مورخ 1392/07/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص بررسی اعتبار و نحوه اعمال بند یک ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب 1373 با
ماده 64قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392مجازات جایگزین حبس موقعی قابل اع
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2497 مورخ 1396/10/18
قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و تبصره یک ماده 85
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/6 مورخ 1400/01/22
ماده 85 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 صریح در آن است که ارائه این خدمات ق
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1305 مورخ 1399/09/15
ماده 85 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 صریح در آن است که ارایه خدمات مزبور
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1305 — 1399/09/15
ماده 85 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 صریح در آن است که ارایه خدمات مزبور
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/6 — 1400/01/22
ماده 85 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 صریح در آن است که ارایه این خدمات ق
نشستهای قضایی 23
-
نشست قضایی
هماستناد
لزوم اظهار نظر دادستان در فک قرار تأمین کیفری
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
صدور رای غیابی به صرف عدم حضور متهم در جلسهی مربوط به اخذ آخرین دفاع؛ علی رغم حضور وی در دادگاه بخش
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
تخلیه واحدهای مسکونی سازمانی
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
لزوم رعایت مدت نظارت ماده 242 قانون آئین دادرسی کیفری توسط دادگاهها
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
رسیدگی دادگاه حقوقی به دفاع مشتری مبنی بر انجام معامله شفاهی قبل از تنظیم سند رسمی و مقدم بر معامله دیگر با وجود حکم دادگاه کیفری
ماده 18 اصلاحی قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
دادخواست ابطال در خصوص اجراییه حکم قطعی لازم الاجرا
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
درخواست فروش ملک غیرقابل افراز با فرض وصیت منافع به مدت معین توسط وراث
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
تقاضای تقسیم مجدد ماترک بر اساس مدارک جدید
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
اعمال ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب سابق نسبت به پرونده های موجود در شعب تشخیص دیوان عالی کشور
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
اعتراض نسبت به رأی شورای حل اختلاف
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
صدور حکم خلع ید با نظر کارشناس
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف دادگاه در مورد سندی که جعلیت آن به اثبات میرسد
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
نشست قضایی
هماستناد
سلب حق رجوع به زوجه در ایام عده در طلاق رجعی
ماده 1148 قانون مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
زمان تقویم دارایی زوج جهت اعمال شرط تنصیف با توجه به رجعی بودن طلاق
ماده 1148 قانون مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
تخفیف در مجازات جایگزین حبس
ماده 64 قانون مجازات اسلامی
-
نشست قضایی
هماستناد
جبران زیان معنوی
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 می تواند به عنوان جبران زیان معنوی
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف دادگاه در صورت عدم حضور فرد محکوم به پرداخت جزای نقدی در مجازات جایگزین حبس
مواد 64 و 86 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نشست قضایی
هماستناد
امکان صدور قرار تعلیق اجرای مجازات حبس (درجه 8)
ماده 64 و 65 قانون مجازات اسلامی
-
نشست قضایی
هماستناد
اعمال مجازاتهای جایگزین حبس
مواد 64، 67 و 68 قانون مجازات اسلامی
-
نشست قضایی
هماستناد
اعمال مجازات های جایگزین حبس علیرغم گذشت شاکی
ماده 64 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392صراحتا با استفاده از «و» عطف
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی در مجازاتهای جایگزین حبس
ماده 64 قانون مجازات اسلامی که بیان داشته: «مجازات های جایگزین حبس عبارت
-
نشست قضایی
هماستناد
موارد منع اعمال مجازات های جایگزین حبس
ماده 64 قانون مجازات اسلامی نیست
-
نشست قضایی
هماستناد
اعمال تخفیف در مجازاتهای جایگزین حبس
ماده 64 قانون مجازات اسلامی اصولا تعیین مجازات جایگزین حبس در جهت اعمال ت
مواد مرتبط 10
-
استناد
از این صفحه
ماده 3 — قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
استناد
از این صفحه
ماده 18 — قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب
ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
اعمال
از این صفحه
ماده 177 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 177 و 212 قانون آیین دادرسی کیفری
-
اعمال
از این صفحه
ماده 265 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری
-
اعمال
از این صفحه
ماده 64 — قانون مجازات اسلامی
ماده 64 قانون مجازات اسلامی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1148 — قانون مدنی
مواد 1148 و 1150 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1048 — قانون مدنی
قانون مدنی ماده 1048
-
اعمال
از این صفحه
ماده 85 — قانون مجازات اسلامی
ماده 85 قانون مجازات اسلامی که بیان شده «طلاق رجعی قبل از سپری شدن ایام ع
-
اعمال
از این صفحه
ماده 265 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 52 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
به استناد ماده 52 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و رعایت
مقرراتِ مرتبط 5
-
آییننامه
هماستناد
آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور
ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب
-
بخشنامه
هماستناد
تکلیف دیوان عالی در فرض جمع اجرت المثل و نحله
مواد 1148، 1149 و 1151 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
مطالبه یکجای مهریه بعد از حکم تقسیط مهریه
قانون مدنی و مواد 1148
-
بخشنامه
هماستناد
تاثیر افسردگی زوجه بر اسقاط حقوق مالی وی
مواد 1148 و 1149 و 1109 و 1151 قانون مدنی باین است
-
بخشنامه
هماستناد
اصل حاکم در مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت
مواد 1148 و 1149 و 1109 و 151 قانون مدنی رجعی می باشد و عده این طلاق از تاریخ وقوع آن سه طهر اس
دکترین 12
-
مقاله
هماستناد
اعلام اعمال حق و مطالبه حقوق برخاسته از آن — پیش از اجرای حقوقی مانند فسخ قرارداد
مواد 1148 و 1149 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعلام اعمال حق و مطالبه حقوق برخاسته از آن — کاربرد اظهارنامه برای سایر حقوق مشابه فسخ
مواد 1148 و 1149 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعلام اعمال حق و مطالبه حقوق برخاسته از آن — کاربرد اظهارنامه برای سایر حقوق مشابه فسخ
مواد 1148 و 1149 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش
مواد 1143-1148 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — حکم طلاق در هر یک از انواع
مواد 1143-1148 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بررسی حقوق مالی زوجه در موارد صدور حکم طلاق به درخواست زوج
ماده 1148 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موارد ضروری ارسال اظهارنامه — موارد ضروری ارسال اظهارنامه را می توان
مواد 1148 و 1149 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
احراز وقوع طلاق با ضمیمه نمودن مستندات — احراز اعلان اراده مرد مبنی بر
ماده 1148 قانون مدنی در طلاق باین برای شوهر حق رجوع نیست
-
مقاله
هماستناد
احراز وقوع طلاق با ضمیمه نمودن مستندات — طلاق رجعی یعنی زوج پس از اجرای
ماده 1148 قانون مدنی در طلاق باین برای شوهر حق رجوع نیست
-
مقاله
هماستناد
احراز وقوع طلاق با ضمیمه نمودن مستندات — طلاق رجعی یعنی زوج پس از اجرای
ماده 1148 قانون مدنی در طلاق باین برای شوهر حق رجوع نیست
-
مقاله
هماستناد
بررسی فقهی مجازات های نقدی با رویکرد حقوق اقتصادی (مقاله علمی وزارت علوم)
مواد 64 و 85 قانون مجازات اسلامی 1392 یعنی (جزای نقدی
-
مقاله
هماستناد
بررسی حقوق مالی زوجه در موارد صدور حکم طلاق به درخواست زوج
ماده 85 قانون مجازات اسلامی
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
