رأی
اصل حاکم بر مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت
رأی دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست خانم پ. ض.پ. فرزند ر. بطرفیت آقای …. ح. فرزند م. به خواسته مطالبه اجرت المثل ایام زندگی مشترک به این شرح که خ. ا. ن. چون در انجام کارهائی که در منزل بعنوان امور خانه داری مبادرت کرده ام قصد تبرع نداشته ام و از نظر دادگاه نیز اصل بر عدم تبرع است و خوانده دلیلی بر تبرعی بودن آن ارائه ننموده است دادگاه ب. ت. ب. نظریه کارشناسی هیات سه نفره که مصون از اعتراض خوانده باقی مانده است به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-336-a_0815110235982">ماده 336 از قانون مدنی</a> خوانده را به پرداخت مبلغ 87000000 ریال د. ح. خ. بابت اجرت المثل مورد مطالبه , محکوم مینماید . رای صادره حضوری به استناد مواد 330 و 332 و 336 قانون آئین دادرسی مدنی ظرف بیست روز پس ازابلاغ قابل اعتراض و رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه هفتم دادگاه خانواده شهرری - نوفرستی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدید نظر خواهی آقای …. ح. بطرفیت بانو پ. ض.پ. نسبت به دادنامه شماره 930793-1393/5/15 صادره از شعبه هفتم دادگاه عمومی خانواده شهرری که به موجب آن حکم به محکومیت ت. ن. خ. به پرداخت مبلغ هشت میلیون و هفتصد هزار تومان بابت اجره المثل کارهائی که زوجه در سنوات زندگی مشترک انجام داده د. ح. ت. ن. خ. صادر شده است ب. ت. ب. مندرجات پرونده و مستندات رای و استدلال دادگاه و لوایح اعتراضی و دفاعی و همچنین اظهارات و توضیحات طرفین در جلسه مورخه 1394/5/26 این دادگاه تجدیدنظر خواهی با هیچ یک از جهات مندرج درماده 348 قانون آئین دادرسی انطباق ندارد و دادنامه تجدید نظر خواسته مطابق قانون و دلائل موجود در پرونده صادر شده و مخالفت آن با موازین شرعی محرز نیست لذا با استناد به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن رد تجدید نظر خواهی دادنامه مذکور تائید می شود این رای قطعی است.
شعبه 30 دادگاه تجدید نظر استان تهران - مستشاران
محرمعلی بیگدلی - علیرضا زاهدیان
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
اصل حاکم بر مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت
در تاریخ 20 اردیبهشت 1394، دادگاه بدوی به دعوی مطروحه در خصوص اجرتالمثل ایام زندگی مشترک رسیدگی نمود. در این راستا، خواهان ادعا کرد که در طول مدت زندگی مشترک، اقداماتی را انجام داده که شرعاً بر عهدهاش نبوده است و خوانده هیچ دلیلی برای رد این ادعا ارائه نکرد. ب. ت. ب. نظریه کارشناسی که مورد اعتراض هیچ یک از طرفین قرار نگرفت، دادگاه خواسته را محرز دانسته و خوانده را به پرداخت مبلغ 42,000,000 ریال بابت اصل خواسته و هزینههای دادرسی و کارشناسی محکوم کرد. این رای به صورت غیابی صادر شد و امکان واخواهی و تجدیدنظر در مهلتهای مشخص برای طرفین فراهم گردید. در ادامه، در دعوی واخواهی، دادگاه پس از بررسی مدارک و اظهارات، دادنامه قبلی را تایید و واخواهی را رد کرد. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه با تایید دادنامه قبلی، رای را قطعی اعلام نمود. این تصمیمات بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-336-a_0815110235982">مواد 336 قانون مدنی</a> و 358 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/02/20
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت، اصل بر عدم تبرع در انجام کارهای منزل است.
در خصوص دادخواست خانم ک. خ.ک. به طرفیت آقای م. ر. به خواسته اجرتالمثل ایام زندگی مشترک، طرفین با عنایت به دادخواست تقدیمی و مدارک و مستندات ابرازی، خواهان در طول زندگی مشترک کارهایی را که شرعا به عهده وی نبوده در منزل مشترک انجام داده و با عنایت به اینکه اصل نیز بر عدم تبرع م. ب. خوانده نیز دلیلی کافی بر بیاعتباری خواسته خواهان ارایه نکرده و موضوع حسب ضرورت به کارشناسی ارایه گردیده و نظریه کارشناسی نیز مصون از اعتراض طرفین باقیمانده است النهایه نظر به مراتب مذکوره دادگاه دعوی خواهان را ثابت تشخیص داده مستندا به ماده واحده قانون الحاق یک تبصره به <a class="artref" href="/ماده/ماده-336-a_0815110235982">ماده 336 قانون مدنی</a> و مادتین 519 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت آقای م. به پرداخت مبلغ 42 ، 000 ، 000 ریال بابت اصل خواسته و نیز پرداخت مبلغ 1 ، 210 ، 000 ریال بابت هزینه دادرسی ومبلغ 1 ، 300 ، 000 ریال بابت دستمزد کارشناسی د. ح. خ. صادر و اعلام میدارد. این رای غیابی است و ظرف بیست روز قابل واخواهی در این دادگاه و سپس ظرف 20 روز از تاریخ انقضاء مدت واخواهی قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی خانواده دو تهران
در خصوص دعوی آقای م. ر. به طرفیت خانم ک. خ.ک. با وکالت خانم ش. س. به خواسته واخواهی از دادنامه شماره --- مورخ 1393/08/28 صادره از این دادگاه م. ب. دادگاه پس از جری تشریفات قانونی و دعوت طرفین به دادرسی و استماع اظهارات و مدافعات به شرح لوایح تقدیمی و صورتجلسه مورخ 1393/08/28 و با مداقه در آن، ن. ب. ا. دادنامه واخواسته وفق مقررات قانونی صادر و دلیلی بر وجود خدشه در آن موجود نیست و از طرفی واخواه هیچ گونه دلیل و مدرکی که موجبات فسخ دادنامه مذکور را ایجاب نماید به دادگاه ارایه ننموده است و مدافعات واخواه نیز موثر در مقام ادعای خواهان دعوی نمیباشد علیهذا دادگاه ضمن رد واخواهی حکم به تایید دادنامه واخواسته صادر و اعلام مینماید. حکم صادره حضوری است و ظرف مدت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی خانواده 2 تهران
رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ر. به طرفیت خانم ک. خ.ک. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1393/11/11 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده تهران که به موجب آن دادنامه شماره --- که در محکومیت ت. ن. خ. به پرداخت اجرت المثل دوران زوجیت د. ح. ت. ن. خ. صادر شده است در مقام واخواهی مورد تایید قرار گرفته است ب. ت. ب. اظهارات طرفین در جلسه مورخه 1394/02/19 به مندرجات پرونده و لایحه اعتراضیه و توضیحات طرفین و مستندات رای و استدلال دادگاه دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق قانون و دلائل موجود در پرونده صادر شده و مخالفتی نیز با موازین شرعی ندارد. لذا به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی دادنامه مذکور تایید میشود. این رای قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران
عبدالغفار آل حبیب - علی محمد علیخانی
در تاریخ 26 مرداد 1394، دادگاه بدوی به درخواست فردی که علیه همسر خود اقامه دعوی کرده بود، به منظور مطالبه اجرت المثل ایام زندگی مشترک رسیدگی نمود. خواهان ادعا کرد که در انجام امور خانهداری، قصد تبرع نداشته و اصل بر عدم تبرع است. دادگاه با استناد به نظریه کارشناسی و بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-336-a_0815110235982">ماده 336 قانون مدنی</a>، خوانده را به پرداخت 87,000,000 ریال محکوم کرد. این رای بر اساس مواد 330 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی ظرف بیست روز قابل اعتراض بود. در مرحله تجدیدنظر، ت. ن. خ. نسبت به رای صادره اعتراض کرد، اما دادگاه تجدیدنظر پس از بررسی مستندات و دلایل ارائه شده، اعلام کرد که تجدیدنظرخواهی به هیچ یک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی انطباق ندارد و رای بدوی را مطابق با قانون و موازین شرعی تایید کرد. این رای قطعی بوده و بر اساس ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی صادر شده است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/05/26
پیام: درمطالبه اجرت المثل ایام زوجیت، اصل بر عدم تبرع زوجه در انجام امور است؛ بنابراین زوج باید تبرعی بودن آن را ثابت کند.
در خصوص دادخواست خانم پ. ض.پ. فرزند ر. به طرفیت آقای …. ح. فرزند م. به خواسته مطالبه اجرت المثل ایام زندگی مشترک به این شرح که خ. ا. ن. چون در انجام کارهائی که در منزل به عنوان امور خانه داری مبادرت کرده ام قصد تبرع نداشته ام و از نظر دادگاه نیز اصل بر عدم تبرع است و خوانده دلیلی بر تبرعی بودن آن ارائه ننموده است دادگاه ب. ت. ب. نظریه کارشناسی هیات سه نفره که مصون از اعتراض خوانده باقی مانده است به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-336-a_0815110235982">ماده 336 از قانون مدنی</a> خوانده را به پرداخت مبلغ 87000000 ریال د. ح. خ. بابت اجرت المثل مورد مطالبه , محکوم مینماید. رای صادره حضوری به استناد مواد 330 و 332 و 336 قانون آیین دادرسی مدنی ظرف بیست روز پس ازابلاغ قابل اعتراض و رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران م. ب..
در خصوص تجدید نظر خواهی آقای …. ح. به طرفیت بانو پ. ض.پ. نسبت به دادنامه شماره --- - 1393/05/15 صادره از شعبه هفتم دادگاه عمومی خانواده شهرری که به موجب آن حکم به محکومیت ت. ن. خ. به پرداخت مبلغ هشت میلیون و هفتصد هزار تومان بابت اجره المثل کارهائی که زوجه در سنوات زندگی مشترک انجام داده د. ح. ت. ن. خ. صادر شده است ب. ت. ب. مندرجات پرونده و مستندات رای و استدلال دادگاه و لوایح اعتراضی و دفاعی و همچنین اظهارات و توضیحات طرفین در جلسه مورخه 1394/05/26 این دادگاه تجدیدنظر خواهی با هیچ یک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی انطباق ندارد و دادنامه تجدید نظر خواسته مطابق قانون و دلائل موجود در پرونده صادر شده و مخالفت آن با موازین شرعی محرز نیست لذا با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدید نظر خواهی دادنامه مذکور تائید میشود این رای قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان تهران - مستشاران
در تاریخ 27 اردیبهشت 1394، دیوان عالی کشور حکمی در خصوص درخواست طلاق صادر نمود. خواهان به نمایندگی از موکل خود، درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش را به دلیل وجود اختلافات و ناسازگاریها مطرح کرد. خوانده به هیچ عنوان تمایل به طلاق نداشت و خواهان ادعا نمود که زوجه در خصوص مهریه و نفقه اقداماتی مستقل انجام داده است. دادگاه بدوی با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و مستندات موجود، درخواست طلاق را پذیرفته و حکم به پرداخت نحله و نفقه ایام عده از سوی زوج صادر کرد. زوجه به این رای اعتراض نمود و در دادگاه تجدیدنظر، اعتراض وی رد و رای بدوی تایید شد. در نهایت، دیوان عالی کشور با نقض دادنامه تجدیدنظر، عدم صدور اجرتالمثل برای زوجه را غیرموجه تشخیص داده و با استناد به مواد 371 و 401 قانون مدنی، پرونده را به شعبه هم عرض ارجاع داد. این رای به طرفین ابلاغ گردیده و مراحل قانونی بعدی در حال پیگیری است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/02/27
پیام: در مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت، اصل عدم تبرع است؛ بنابراین ب. ت. ب. اینکه انجام امور منزل تکلیف زوجه نیست، مطالبه اجرت المثل از ناحیه وی به طور ضمنی بیانگر عدم قصد تبرعی بودن کارهای انجام گرفته است.
رای خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده محاکماتی خانم ل. ی.ف. به وکالت از آقای ح. ط. به طرفیت خانم ف. ح. دادخواستی به خواسته تقاضای طلاق (صدور گواهی عدم امکان سازش) به دادگستری استان قزوین تقدیم که به شعبه هفتم دادگاه خانواده ارجاع میگردد وکیل مزبور در دادخواست تقدیمی اعلام داشته« موکل در تاریخ 1386/12/27 زوجه را به عقد دائم ازدواج نموده و مدت 6 سال است از زندگی مشترک می گذرد... از ابتدای زندگی مبنای ناسازگاری نهاده و توجها به حدوث اختلافات و ناراحتی های پیش آمده و عدم امکان زندگی مشترک و سوء رفتار زوجه محترم به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 از قانون مدنی</a> تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق نامبرده را دارد» جلسه دادگاه در تاریخ 1392/11/28 با حضور خواهان و وکیل وی و خوانده و وکیل ایشان تشکیل گردیده. خانم ل. ی. (وکیل خواهان) اظهار داشته « خواسته ب. ش. د. م. ب. تقاضای رسیدگی دارم.... متذکر می شوم که زوجه برای مهریه، نفقه و جهیزیه جداگانه اقدام کرده که در حال اجرا م. ب..» خانم ر. م. به وکالت از خوانده اعلام داشته« موکل به هیچ وجه حاضر به طلاق از شوهرش نمیباشد و مراتب طی لایحه ای که به شماره 2692 - 1392/11/28 ثبت شده بیان گردیده است...« ز. ا. د. « من از ادامه این زندگی خسته شده ام سه سال است گرفتار پاسگاه و دادگاه هستم و دیگر آبرو و حیثیتی برای من باقی نمانده خواهان طلاق هستم....» زوجه اظهار میدارد چنانچه بخواهد من را طلاق دهد باید کلیه حقوق قانونی من را ازجمله اجرت المثل پرداخت نماید راجع به اجرت المثل من کار می کردم..... و در قبال وظایف خانه داری من از شوهرم پول تقاضا نمی کردم.» وکیل زوج راجع به اموال و دارائی وی اظهار می دارد« موکل مال و اموالی تحصیل نکرده و چیزی ندارد...که تنصیف گردد» زوجه متعاقبا اعلام داشته « چیزی به نام خودش ندارد و به نام خودش نمی زند آدم زیرکی است.... من از ایشان چیزی از اموال و دارائی سراغ ندارم امّا می دانم وضع مالی شوهرم خیلی خوب است و درآمد زیادی دارد و با شرکتهای مختلف قرارداد حسابرسی و حسابداری و مشاوره مالیاتی و غیره دارد....» دادگاه قرار ارجاع امر به داور صادر و داوران منتخب ادامه زندگی مشترک را با کیفیتی که بوجود آمده امکان پذیر ندانسته اند دادگاه طی صورتجلسه مورّخه 1393/02/07 اعلام داشته زوج مدعی عدم تحصیل اموال و دارائی در دوران زوجیت بوده و از سوی زوجه نیز مال و اموالی تعرفه نشده و سابقا نیز تقسیط و اعسار زوج از پرداخت نقدی مهریه صادر شده.... و اینکه از سوی زوجه دلیلی که مثبت استحقاق وی به دریافت اجرت المثل باشد ارائه نشده دادگاه بنا به ضرورت و لزوم تعیین نحله برای زوجه قرار ارجاع امر به کارشناس را صادر تا کارشناس منتخب میزان نحله زوجه (باالتفات به مدت زندگی مشترک و نوع کار زوجه) و همین طور میزان نفقه زوجه در ایام عده را تعیین و کتبا به دادگاه اعلام نماید که کارشناس منتخب طبق نظریه ابرازی میزان نحله زوجه را دو میلیون و پانصد هزار تومان و میزان نفقه ایام عده زوجه را برای مدّت سه ماه و ده روز به ماخذ ماهانه 350 هزار تومان جمعا یک میلیون و یکصد و شصت و هفت تومان اعلام داشته دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 1393/04/14 دعوی خ. ر. و. تشخیص داده و با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق با صدور گواهی عدم امکان سازش به زوج اجازه داده تا با رعایت جامع شرایط و موارد ذیل نسبت به مطلقه نمودن خوانده اقدام نماید- 1 - نوع طلاق رجعی است و....- 2 - زوجه برای مطالبه نفقه و مهریه جداگانه اقدام کرده و جهیزیه تحویل وی است....- 3 - زوج موظف به پرداخت 2500000 تومان از بابت نحله و پرداخت نفقه ایام عده به مبلغ ماهیانه 350 هزار تومان.... (م. ب.) متذکر میشود که حسب اظهارات زوج وی فاقد اموال و دارائی محصل دوران زوجیت بوده و از سوی زوجه نیز چیزی از این اموال و دارائی تعرفه نشده و با این کیفیت موضوع تنصیف دارایی منتفی است و از طرفی از سوی زوجه دلیلی بر استحقاق وی به دریافت اجرت المثل... ارائه نگردیده فلذا اجرت المثل نیز منتفی م. ب.. دادنامه صادره به طرفین ابلاغ شده خانم ر. م. به وکالت از ز. د. م. قانونی به رای صادره معترض و با تقدیم دادخواست و لایحه ضمیمه تقاضای رسیدگی مجدد و تجدیدنظر را نموده که پس از تبادل لوایح پرونده به دادگاههای تجدیدنظر ارسال که پرونده به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان قزوین ارجاع گردیده شعبه مرجوع الیه مذکور نیز در جلسه فوق العاده پرونده را تحت نظر قرار داده و با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 1393/08/25 ب. ت. ب. محتویات پرونده و تحقیقات و اقدامات معموله در مرحله رسیدگی بدوی ن. ب. ا. از ناحیه ت. ا. و اعتراض موجهی که فسخ دادنامه صادره را ایجاب نماید به عمل نیامده اعتراض معترض را رد و با اضافه نمودن مواد 26 - 28 - 29 - 34 و 38 قانون حمایت خانواده و حذف ماده واحد قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق دادنامه تجدیدنظر خواسته را با اصلاح مزبور تایید نموده دادنامه صادره به طرفین ابلاغ شده خانم ر. م. به وکالت از خانم ف. ح. در مهلت مقرر قانونی به رای صادره اعتراض و با تقدیم دادخواست فرجامی به انضمام لایحه اعتراضیه درخواست رسیدگی مجدد را نموده و عمده اعتراض نامبرده به عدم صدور دستور مقتضی در خصوص تنصیف دارایی و اجرت المثل دوران زندگی مشترک م. ب. علی ایحال در راستای رسیدگی فرجامی پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و پس از ثبت و جری تشریفات قانونی به این شعبه ارجاع گردیده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز واوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/08/25 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی خانم ف. ح. با وکالت خانم ر. م. نسبت بدادنامه شماره --- - 1393/08/25 شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان قزوین متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره --- - 1393/04/14 شعبه هفتم دادگاه خانواده شهرستان قزوین مشعر بر صدور گواهی عدم امکان سازش وارد م. ب. زیرا منتفی دانستن اجرت المثل دوران زندگی مشترک با تمسّک به اینکه زوجه دلیلی بر استحقاق خود ارائه ننموده موّجه نمیباشد به لحاظ اینکه -اوّلا- اصل عدم تبرع است و انجام امور منزل تکلیف زوجه نبوده و برای انجام این امور مستحق اجرت المثل میباشدثانیا- مطالبه اجرت المثل از ناحیه زوجه به طور ضمنی بیانگر عدم قصد تبرعی بودن کارهای انجام گرفته توسط زوجه که جزء وظایف قانونی و شرعی وی نبوده م. ب. اصل بر این است که کارهایی که زوجه خارج از وظیفه شرعی خود انجام داده بدون قصد تبرع بوده و لازم نیست (زوجه) ثابت کند که در انجام کارها قصد تبرع داشته علیهذا بنا به مراتب مرقوم به استناد مواد 371 (بند 2 ) و 401 (بندج) با نقض دادنامه فرجامخواسته پرونده را به شعبه هم عرض ارجاع مینماید.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون و عضو معاون
جعفرقدیانی - مرتضی شریفی - سید صالح سجادی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 70
آرای مرتبط 27
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از قرار عدم صلاحیت
مواد 330 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از گزارش اصلاحی
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه رفع ابهام از رای داوری
مواد 330 و 332 قانونی آیین دادرسی مدنی باشد
-
رأی
هماستناد
دعوی اثبات زوجیت و عدم صلاحیت دادگاه محل اقامت زوجه
مواد 330، 331، 334 و 336 قانون آیین دادرسی مدنی صادر شده است
-
رأی
هماستناد
اثرعدم تقویم خواسته بر قابلیت تجدیدنظرخواهی
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست تقسیم بخشی از ترکه
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 330
-
رأی
هماستناد
(1)- شرط پذیرش درخواست اجرای رای داوری (2)- تجددینظرخواهی از قرار رد درخواست اجرای رای داور
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی مدنی قابلیت تجدیدنظر خواهی را نداشته
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از تصمیم دادگاه در درخواست اجرای رای داوری
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه نسبت به درخواست اجرای رای داورتجدیدنظر خواهی از درخواست اجرای رای داوری
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی در مهلت تجدیدنظرخواهی
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از دادنامه صادره در دعوای اعتراض ثالث
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از قرار رد درخواست رای اصلاحی
مواد 330 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ابطال اجراییه و توقف عملیات اجرایی به دلیل حجر محکومٌ علیه و رد تجدیدنظرخواهی قیم محجور
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از دستور توقف عملیات اجرایی
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از دستور فروش ملک مشاع
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
1- تجدیدنظرخواهی از حکم صادره در دعوی اعتراض ثالث2- اثر نقض رأی در دیوان عالی کشور متعاقب اعاده دادرسی
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از قرار عدم صلاحیت
قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد و از طرفی بموجب ماده 330
-
رأی
هماستناد
عدم تجویز اعاده دادرسی به علت ماهوی بودن دفاعیات
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 آرای دادگاه های عمومی و انقل
-
رأی
هماستناد
نحوه رفع ابهام از رای داوری
مواد 330و332 قانونی آیین دادرسی مدنی باشد
-
رأی
هماستناد
(1)- شرط پذیرش درخواست اجرای رای داوری (2)- تجددینظرخواهی از قرار رد درخواست اجرای رای داور
مواد 330 و331 قانون آیین دادرسی مدنی قابلیت تجدیدنظر خواهی را نداشته
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظر خواهی از تصمیم دادگاه در اجرای رای داوری
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از قرار رد درخواست رای اصلاحی
مواد 330 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد تجدیدنظر صادر می نماید رای صادره ق
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از دادنامه صادره در دعوای اعتراض ثالث
مواد 330 و 331 و 2 از قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد تجدیدنظرخواهی مطروحه صادر و اعلام
-
رأی
هماستناد
ماده 56
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379
-
رأی
هماستناد
(1)- تفسیر لفظ دستور زوج در دعوای مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت - (2)- مصداق دستور زوج جهت تحقق شرط مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت
ماده 336 قانون مدنی مصوب 23 دی 1385 و با توجه به اظهارات خواهان مبنی بر عد
-
رأی
هماستناد
اصل عدم تبرع زوجه در کارهای رایج خانه داری
ماده 336 قانون مدنی
نظریات مشورتی 26
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/558 — 1399/05/22
ماده 330 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی — 1400/03/22
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1489 — 1400/11/11
ماده 330 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1222 — 1398/09/16
ماده 330 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/990 — 1401/09/14
مواد 330 و 367 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/387 مورخ 1402/06/05 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده330 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/734 مورخ 1401/11/03 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص طرح دعوای ابطال مزایده خارج از مهلت در ماده 142 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/990 مورخ 1401/09/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص غیر قابل تجدیدنظرخواهی بودن رای دادگاه مبنی بر نصب قیم با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 330 و 367 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 1400-3/1-181 مورخ 1400/03/22 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص عدم امکان طرح دعوای ابطال عملیات اجرایی دادگاه (نحوه رسیدگی به پرونده در صورت وجود اشکال در جریان مزایده –
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/558 مورخ 1399/05/22 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص عدول دادگاه از اجراییه صادره و صدور دستور اعاده به وضع سابق بر عملیات اجرای حکم طبق ماده 39 قانون اجرای احکام
ماده 330 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1489 مورخ 1400/11/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اعتراض و اقامه دعوا مبنی بر ابطال رأی داور. با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده330 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1222 مورخ 1398/09/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 330 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/95/1493 مورخ 1395/06/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
قانون آیین دادرسی در امور مدنی (مواد 330
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2728 مورخ 1397/10/04
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/804 مورخ 1399/06/16
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2561 مورخ 1395/10/08
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/1075 مورخ 1404/01/04
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/781 مورخ 1398/07/02
قانون مدنی و ماده 336
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/1067 مورخ 1401/10/18
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/3292 مورخ 1395/12/18
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1325 مورخ 1400/10/29
قانون مدنی و ماده 336
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/467 مورخ 1393/02/31
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2979 مورخ 1396/12/05
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/943 مورخ 1396/04/28
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1200 مورخ 1397/04/31
ماده 336 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/259 مورخ 1395/02/13
ماده 336 قانون مدنی
نشستهای قضایی 5
-
نشست قضایی
هماستناد
تقاضای رفع اثر از تأمین خواسته توسط خوانده
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب قطعی و غیرقابل ت
-
نشست قضایی
هماستناد
عدم نسخ قانون اصلاح جلوگیری از تصرف عدوانی
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی سابق
-
نشست قضایی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی در مورد دعاوی غیرقابل تقویم
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی اصل بر قطعیت آراء است و موارد قابل تجدیدنظ
-
نشست قضایی
هماستناد
رسیدگی به شکایت اشخاص ثالث موضوع ماده 147 قانون اجرای احکام مدنی
مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 تصریح و احصا نشده قابل تجدید
-
نشست قضایی
هماستناد
دستور فروش دادگاه عمومی که به تبع تصمیم قطعی اتخاذ شده قابل تجدیدنظر نیست
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 2
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 330 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به استناد مواد 330 و 332 و 336 قانون آئین دادرسی مدنی ظرف بیست روز پس ازابلاغ قابل اعتراض و رسید
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 336 — قانون مدنی
به استناد ماده 336 از قانون مدنی خوانده را به پرداخت مبلغ 87000000 ریال در حق خواهان با
دکترین 10
-
مقاله
هماستناد
تجدید نظر خواهی و نقض حکم تجدید نظر خواسته
قانون آیین دادرسی مدنی از مواد 330
-
مقاله
هماستناد
مواد ۴۸۸ و ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی — سؤال
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی و عدم احصاء تصمیم مذکور در ماده 332 این قا
-
مقاله
هماستناد
مواد ۴۸۸ و ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی — اما مخالفین نظر عکس دارند و قرار
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی و عدم احصاء تصمیم مذکور در ماده 332 این قا
-
مقاله
هماستناد
مواد ۴۸۸ و ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی — اما مخالفین نظر عکس دارند و قرار
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی و عدم احصاء تصمیم مذکور در ماده 332 این قا
-
مقاله
هماستناد
نباشد (ماده ۱۲۱۸) قانون مدنی — آیا حکم نصب قیم قابل تجدیدنظر خواهی
مواد 330 و 360 قانون آیین دادرسی مدنی ظرف مهلت قانونی قابل تجدیدنظر خواهی باشد (
-
مقاله
هماستناد
نباشد (ماده ۱۲۱۸) قانون مدنی — مورخ ۱۳۹۹/۳/۱۷)
مواد 330 و 360 قانون آیین دادرسی مدنی ظرف مهلت قانونی قابل تجدیدنظر خواهی باشد (
-
مقاله
هماستناد
نباشد (ماده ۱۲۱۸) قانون مدنی — مورخ ۱۳۹۹/۳/۱۷)
مواد 330 و 360 قانون آیین دادرسی مدنی ظرف مهلت قانونی قابل تجدیدنظر خواهی باشد (
-
مقاله
هماستناد
موضوع امکان ابطال گزارش اصلاحی — پرسش آیا وفق مقررات ماده ۱۸۴ قانون
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی امکان ابطال گزارش اصلاحی وجود ندارد
-
مقاله
هماستناد
موضوع امکان ابطال گزارش اصلاحی
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی امکان ابطال گزارش اصلاحی وجود ندارد
-
مقاله
هماستناد
موضوع امکان ابطال گزارش اصلاحی
ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی امکان ابطال گزارش اصلاحی وجود ندارد
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
