Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی دعوای خانم ش.ک. به وکالت از آقای ح.ف. فرزند م. به طرفیت خانم و آقایان 1ـ الف.ف. 2ـ ح.ف. 3ـ ع.ف.، مطالبه اجرت المثل قدرالسهم موکل در یک دستگاه ساختمان سه طبقه ای به پلاک ثبتی 12/2151 بخش ده تهران با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری و هزینه دادرسی و حق الوکاله م. ب. و ب. ش. د. و توضیحات در جلسات دادرسی اظهار داشته است، ساختمان متنازع فیه ماترک مرحوم م.ف. (پدر موکل و خواندگان ردیف های اول و دوم) است و طبقه اول (همکف) از مورخه 30/2/86 لغایت حال در تصرف خ. ر. ا. است و همچنین مشارالیها در طبقه دوم از مورخه 27/5/68 لغایت 30/2/86 تصرف داشته و از مورخه 30/2/86 آن را بدون موافقت موکل به دامادش آقای م.خ. اجاره داده است و طبقه سوم از مورخه 27/5/68 لغایت حال در تصرف خواندگان ردیف های دوم و سوم است لذا به شرح اشاره شده محکومیت خواندگان به پرداخت اجرت المثل واحدهای تصرفی به قدرالسهم موکل را خواستار است، پس از جری تشریفات دادرسی، خ. ر. ا. خانم ….ف. در دفاع، تصرفات خود در طبقه اول را قبول کرده است و در مورد طبقه دوم اظهار داشته است این طبقه در زمان حیات پدر به آقای م.ر. اجاره داده شد و بعد از فوت پدر، قرارداد اجاره از سوی مادر تمدید گردیده است و پس از فوت مادر از 1/3/77 تا 30/2/86 در آن طبقه سکونت داشته ام و از مورخه 30/2/86 به طبقه اول (همکف) نقل مکان کرده ام و طبقه دوم از مورخه 1/6/86 با موافقت ورثه در اجاره آقای م.خ. است، آقای ح.ف. دیگر خ. د. د. اظهار داشته است؛ در طبقه سوم ساختمان هیچ گونه تصرفی نداشته و ندارد و در مورخه 1/6/79 واحد مذکور (طبقه سوم) توسط مادرش به آقای ع.ف. اجاره داده شده است و پس از فوت مشارالیها، آقای ع.ف. به من اجاره بها پرداخت می کند، وکیل خ. د. پ. به دفاعیه خواندگان ضمن قبول دفاعیات آنها و وصیت نامه موضوع دادنامه شماره 900428 شعبه 31 دادگاه عمومی حقوقی تهران، نسبت به یک سوم از ارزش ماترک مذکور، اظهار می دارد نظر به این که موافقت موکل در اجاره واحد طبقه دوم به آقای م.خ. و طبقه سوم به آقای ع.ف. أخذ نشده است لذا این اجاره نامه ها مورد تأیید موکل نیست و محکومیت خواندگان را خواستار است. نظر به ضرورت جلب نظر کارشناس در تعیین اجرت المثل، موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع شده است و کارشناس منتخب اجرت المثل قدرالسهم خواهان در طبقه اول(همکف) و طبقه دوم (تصرفی خانم ….ف.) را ارزیابی می کند، مع هذا از توجه به اوراق و محتویات پرونده، نظر به مصون ماندن نظریه کارشناس رسمی دادگستری از هرگونه ایراد یا اعتراض از ناحیه وکیل خواهان و خواندگان ردیف های دوم و سوم و اعتراض غیر مؤثر خ. ر. ا. خانم ….ف. و به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-320-a_0815110235966">ماده 320 قانون مدنی</a> و مواد 198و 519 قانون آیین دادرسی، حکم محکومیت خ. ر. ا. (خانم ….ف.) به پرداخت مبلغ 38798814 ریال اجرت المثل ایام تصرف قدرالسهم خواهان از طبقه همکف (اول) از مورخه 30/2/86 لغایت صدور حکم و طبقه دوم از مورخه 1/3/77 لغایت 30/2/86 به مبلغ 32671500 ریال و جمعاً به مبلغ 71470314 ریال و پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله ب. ت. د. حق خواهان صادر و اعلام می شود و نظر به این که دلیلی بر تصرف آقای ح.ف. در طبقه سوم ارائه نشده است و طبقه دوم از مورخه 30/2/86 لغایت حال و طبقه سوم از مورخه 1/6/79 به ترتیب تحت اجاره آقایان (م.خ. و ع.ف.) م. ب. و مطالبه اجرت المثل فرع بر ابطال قرارداد اجاره نسبت به قدرالسهم خواهان می باشد، لذا به استناد مواد 89 و 84 (بند 4) و 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر می شود. حکم صادره حضوری و حکم و قرار رد دعوی ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است. بدیهی است مابه التفاوت هزینه دادرسی و تمبر مالیاتی حق الوکاله بایستی در مرحله اجرای حکم محاسبه و أخذ شود. دادرس شعبه 21 دادگاه های عمومی حقوقی تهران ـ زارع رأی دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی خانم ….ف. به طرفیت آقای ح.ف. نسبت به دادنامه شماره 1171 مورخ 26/9 /91 صادره از شعبه 21 دادگاه عمومی (حقوقی) تهران که به موجب آن حکم بر محکومیت ت. ن. خ. به پرداخت 71.470.3140 ریال اجرت المثل تصرف طبقات اول و دوم صادر گردیده انطباقی با جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ندارد، دادنامه صادره منطبق با موازین قانونی صادر گردیده، ت. ن. خ. دلیل کافی دال بر نقض یا بی اعتباری دادنامه ابراز ندانسته از طرفی دلیلی دال بر مأذون بودن از سوی ت. ن. خ. ابراز نداشته و صرف سکوت ت. ن. خ. برابر <a class="artref" href="/ماده/ماده-249-a_0815110235895">ماده 249 قانون مدنی</a> دلیل بر رضایت و موافقت نیست، لذا مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه موصوف را تأیید می نماید. رأی صادره قطعی است. رئیس شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه حضرتی ـ کیازاد فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی اماره سکوت مالک نسبت به تصرفات متصرف در تاریخ 30 اردیبهشت 1392، دادگاه بدوی به دعوای مطرح‌شده در خصوص مطالبه اجرت المثل سهم موکل در یک ساختمان سه طبقه رسیدگی کرد. خواهان ادعا نمود که ساختمان مذکور متعلق به مرحوم م.ف. بوده و تصرفات صورت‌گرفته توسط خواندگان در طبقات مختلف بدون موافقت موکل انجام شده است. خوانده ردیف اول، تصرفات خود را پذیرفته و مدعی شد که قراردادهای اجاره به تاسیس و تمدید با موافقت وراث صورت گرفته است. دادگاه با ارجاع به کارشناس رسمی، اجرت المثل را محاسبه و خ. ر. ا. را به پرداخت مبلغ 71,470,314 ریال محکوم کرد و دعوی خ. ر. د. را رد نمود. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه استان به تجدیدنظرخواهی خ. ر. ا. رسیدگی کرده و با تایید دادنامه بدوی، عدم ارائه دلیل کافی برای نقض حکم و عدم اثبات ماذون بودن ت. ن. خ. را مورد اشاره قرار داد. رای صادره به‌عنوان رای قطعی اعلام شد. تاریخ دادنامه قطعی: 1392/02/30 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: سکوت مالک، دلیل و اماره ای بر رضایت و موافقت وی نسبت به تصرفات مجانی متصرف نیست. دعوای خانم ش.ک. به وکالت از آقای ح.ف. فرزند م. به طرفیت خانم و آقایان 1 - الف.ف. 2 - ح.ف. 3 - ع.ف.، مطالبه اجرت المثل قدرالسهم موکل در یک دستگاه ساختمان سه طبقه ای به پلاک ثبتی --- بخش ده تهران با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری و هزینه دادرسی و حق الوکاله م. ب. و ب. ش. د. و توضیحات در جلسات دادرسی اظهار داشته است، ساختمان متنازع فیه ماترک مرحوم م.ف. (پدر موکل و خواندگان ردیف های اول و دوم) است و طبقه اول (همکف) از مورخه 30/2/86 لغایت حال در تصرف خ. ر. ا. است و همچنین مشارالیها در طبقه دوم از مورخه 27/5/68 لغایت 30/2/86 تصرف داشته و از مورخه 30/2/86 آن را بدون موافقت موکل به دامادش آقای م.خ. اجاره داده است و طبقه سوم از مورخه 27/5/68 لغایت حال در تصرف خواندگان ردیف های دوم و سوم است لذا به شرح اشاره شده محکومیت خواندگان به پرداخت اجرت المثل واحدهای تصرفی به قدرالسهم موکل را خواستار است، پس از جری تشریفات دادرسی، خ. ر. ا. خانم ….ف. در دفاع، تصرفات خود در طبقه اول را قبول کرده است و در مورد طبقه دوم اظهار داشته است این طبقه در زمان حیات پدر به آقای م.ر. اجاره داده شد و بعد از فوت پدر، قرارداد اجاره از سوی مادر تمدید گردیده است و پس از فوت مادر از 1/3/77 تا 30/2/86 در آن طبقه سکونت داشته ام و از مورخه 30/2/86 به طبقه اول (همکف) نقل مکان کرده ام و طبقه دوم از مورخه 1/6/86 با موافقت ورثه در اجاره آقای م.خ. است، آقای ح.ف. دیگر خ. د. د. اظهار داشته است؛ در طبقه سوم ساختمان هیچ گونه تصرفی نداشته و ندارد و در مورخه 1/6/79 واحد مذکور (طبقه سوم) توسط مادرش به آقای ع.ف. اجاره داده شده است و پس از فوت مشارالیها، آقای ع.ف. به من اجاره بها پرداخت می کند، وکیل خ. د. پ. به دفاعیه خواندگان ضمن قبول دفاعیات آنها و وصیت نامه موضوع دادنامه شماره --- شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران، نسبت به یک سوم از ارزش ماترک مذکور، اظهار می‌دارد نظر به این که موافقت موکل در اجاره واحد طبقه دوم به آقای م.خ. و طبقه سوم به آقای ع.ف. اخذ نشده است لذا این اجاره نامه ها مورد تایید موکل نیست و محکومیت خواندگان را خواستار است. نظر به ضرورت جلب نظر کارشناس در تعیین اجرت المثل، موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع شده است و کارشناس منتخب اجرت المثل قدرالسهم خواهان در طبقه اول(همکف) و طبقه دوم (تصرفی خانم ….ف.) را ارزیابی می کند، مع هذا از توجه به اوراق و محتویات پرونده، نظر به مصون ماندن نظریه کارشناس رسمی دادگستری از هرگونه ایراد یا اعتراض از ناحیه وکیل خواهان و خواندگان ردیف های دوم و سوم و اعتراض غیر موثر خ. ر. ا. خانم ….ف. و به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-320-a_0815110235966">ماده 320 قانون مدنی</a> و مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی، حکم محکومیت خ. ر. ا. (خانم ….ف.) به پرداخت مبلغ 38798814 ریال اجرت المثل ایام تصرف قدرالسهم خواهان از طبقه همکف (اول) از مورخه 30/2/86 لغایت صدور حکم و طبقه دوم از مورخه 1/3/77 لغایت 30/2/86 به مبلغ 32671500 ریال و جمعا به مبلغ 71470314 ریال و پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله ب. ت. د. حق خواهان صادر و اعلام می‌شود و نظر به این که دلیلی بر تصرف آقای ح.ف. در طبقه سوم ارائه نشده است و طبقه دوم از مورخه 30/2/86 لغایت حال و طبقه سوم از مورخه 1/6/79 به ترتیب تحت اجاره آقایان (م.خ. و ع.ف.) م. ب. و مطالبه اجرت المثل فرع بر ابطال قرارداد اجاره نسبت به قدرالسهم خواهان می‌باشد، لذا به استناد مواد 89 و 84 (بند 4 ) و 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر می‌شود. حکم صادره حضوری و حکم و قرار رد دعوی ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است. بدیهی است مابه التفاوت هزینه دادرسی و تمبر مالیاتی حق الوکاله بایستی در مرحله اجرای حکم محاسبه و اخذ شود. دادرس شعبه --- دادگاه‌های عمومی حقوقی تهران - زارع رای دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی خانم ….ف. به طرفیت آقای ح.ف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 26/9 / 91 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی (حقوقی) تهران که به موجب آن حکم بر محکومیت ت. ن. خ. به پرداخت 71 . 470 . 3140 ریال اجرت المثل تصرف طبقات اول و دوم صادر گردیده انطباقی با جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ندارد، دادنامه صادره منطبق با موازین قانونی صادر گردیده، ت. ن. خ. دلیل کافی دال بر نقض یا بی اعتباری دادنامه ابراز ندانسته از طرفی دلیلی دال بر ماذون بودن از سوی ت. ن. خ. ابراز نداشته و صرف سکوت ت. ن. خ. برابر <a class="artref" href="/ماده/ماده-249-a_0815110235895">ماده 249 قانون مدنی</a> دلیل بر رضایت و موافقت نیست، لذا مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه موصوف را تایید می‌نماید. رای صادره قطعی است. رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط 85

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 5

دکترین 40

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین