رأی
تعریف برص
رأی خلاصه جریان پرونده
در پرونده پیوست آقای م. ق. د. ب. ط. خانم س. م. به خواسته صدور حکم تنفیذ فسخ نکاح به علت وجود عیب از نوع برص به دادگستری شهرستان ابرکوه تقدیم که نهایتاً پس از ارجاع امر به شورای حل اختلاف و عدم اخذ نیتجه در ایجاد صلح و سازش پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه ارجاع و شعبه مرجوع الیه پس از جری تشریفات قانونی ختم رسیدگی را اعلام وبرابر دادنامه شماره 92000912 مورخه 1392/10/30 با این استدلال که «.... اظهارات وکیل خوانده که مؤید قبول بیماری برص از ناحیه موکل خود بوده و اینکه مدافعات وکیل خ.
م. ب. اطلاع خواهان از وجود عیب قبل از وقوع عقد مؤثر در مقام دفاع نبوده و صرف نظر از اینکه شهود بستگان درجه اول خوانده ( برادران وی می باشند ) شهود موصوف مورد جرح خواهان واقع گردیده و با عنایت به گزارش مراجع انتظامی در خصوص احد از گواهان ادعای وکیل خواهان با معرفی یک نفر شهود ثابت نمی گردد و توجهاً به اینکه عیب موصوف از موارد فسخ قانونی نکاح مسحوب می گردند»; دعوی را محمول بر صحت تلقی و مستنداً به مواد 1123 ، 1124 و 1126 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان و خوانده و الزام خوانده به پرداخت مبلغ 213000 ریال بابت هزینه دادرسی د.
ح. خ. صادر و اعلام کرده است ، تجدیدنظرخواهی خانم س.م. با وکالت آقای ح. م. و خانم م. د.چ. به شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد ارجاع و شعبه مرجوع الیه با این استدلال که «... بنا به نظریه پزشکی قانونی زوجه مبتلا به بیماری ویتیلیگوکه نوعی بیماری پوستی م. ب. و بیماری مزبور را نمی توان با بیماری برص تطبیق نموده و نظریه پزشکی قانونی به شماره 10207/م /25 مورخه 1393/8/17 نیز دلالت بر آن دارد که بیماری پوستی ویتیلیگو یا برص مورد نظر قانونگذار که سبب فسخ نکاح می گردد مطابقت ندارد.»;برابر دادنامه شماره 93000831 مورخه 1393/8/22 تجدید نظر خواهی ت.
ن. خ. را موجه تشخیص و مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه حکم به ابطال دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است ، دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 1393/9/21 به خواهان پرونده ( ت. ن. خ. ) ابلاغ شده آقای ع. ع. به وکالت از مشارالیه با تقدیم دادخواست که به شماره 9300033 مورخه 1393/10/13 ثبت گردیده از رأی دادگاه تجدیدنظر ضمن اعتراض فرجام خواهی نموده که عمده دلایل فرجام خواهی عبارت است از :« نظریه اداره کل پزشکی قانونی استان یزد که مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است به جهت آنکه در مخالفت صریح با دستور العمل های سازمان محترم پزشکی قانونی کشور ابراز گردیده مخدوش م.
ب. ، تشخیص تطابق و یا عدم مطابقت دو چیز وقتی میسر است که هر دو امر معلوم باشند و مطابقه ی میان امیر معلوم با امر مجهول محال و لذا مردود عقل و منطق است ، پزشکی قانونی در پاسخ به استعلاماتی که بعمل آمده اعلام نموده است که چون تعریف دقیق و مشخص از برص در قانون وجود ندارد فلذا ویتیلیگو را نمی توان با برص تطبیق داد و مطابقه ی میان آن دو یک موضوع فقهی حقوقی م. ب. که از محدوده ی کارشناس پزشکی قانونی خارج است ، در یک مصادره ی به مطلوب از عبارت ( ویتیلیگو را نمی توان با بیماری برص تطبیق داد ) ، استفاده ی {ویتیلیگو با بیماری برص ....
مطابقت ندارد } را نموده است و در واقع از قضیه ای که امکان تطبیق را نفی می کند به قضیه ای که انگار نتیجه تطبیق را افاده می کند تلقی و تعبیر نموده و همین تلقی مخدوش ، مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است ، ن. ب. ا. موضوع ابتلای فرجام خوانده مستند به اقرار مشارالیها بوده است و این اقرار به سبب سابقه طولانی ابتلای ایشان و مراجعات متعددی که به مراکز درمانی تخصصی مرتبط با موضوع بیماری داشته اند ، از روی علم و آگاهی واشراف کامل به موضوع صورت گرفته است ، فلذا مقرون به صحت تلقی می گردد.
دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نادیده گرفتن اقراری که معتبر بوده است و در اقدامی بر خلاف اعتبار دادن به امری که به جهت تعارض و تناقض معتبر نبوده است محل اشکال و مواجه با ایراد تلقی می گردد، مضافاً آنکه قانونگذار مدنی ، در موضوع عیوب موجب فسخ نکاح، در خصوص برص از نظر فقهای معظمی تبعیت نموده است که چنین عیوبی را به لحاظ آنکه بقاء و دوام زندگی خانوادگی را به مخاطره می اندازند موجب فسخ نکاح دانسته اند و لذا همچنان که در نظریه ی صائب سازمان محترم پزشکی قانونی کشور عنوان شده امر تشخیص مصداق بیماری برص خارج از حوزه صلاحیت پزشکی و داخل در محدوده فقهی و حقوقی م.
ب. ، نظریه استنادی بر خلاف مقررات قانون آئین دادرسی مدنی به موکل ابلاغ نگردیده و حق وی برای اعتراض بدان نادیده گرفته شده است »;، دادگاه پس از جری تشریفات ابلاغ و تبادل لوایح که مشروح آن هنگام شور قرائت خواهد شد، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال نموده ، پس از وصول و ثبت در دفتر کل به شماره 92000379/3 مورخه 1393/12/17 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد.
شماره پرونده : 9209983520100379 شماره دادنامه : 9409970907800568 تاریخ : 1394/12/16
خلاصه جریان پرونده
پیرو گزارش قبلی در پرونده پیوست آقای م. ق. د. ب. ط. خانم س. م. به خواسته صدور حکم تنفیذ فسخ نکاح به علت وجود عیب از نوع برص به دادگستری شهرستان ابرکوه تقدیم که نهایتاً پس از ارجاع امر به شورای حل اختلاف و عدم اخذ نتیجه در ایجاد صلح و سازش پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه ارجاع و شعبه مرجوع الیه پس از جری تشریفات قانونی ختم رسیدگی را اعلام وبرابر دادنامه شماره 92000912 مورخه 1392/10/30 با این استدلال که «....
اظهارات وکیل خوانده که مؤید قبول بیماری برص از ناحیه موکل خود بوده و اینکه مدافعات وکیل خ. م. ب. اطلاع خواهان از وجود عیب قبل از وقوع عقد مؤثر در مقام دفاع نبوده و صرف نظر از اینکه شهود بستگان درجه اول خوانده ( برادران وی می باشند ) شهود موصوف مورد جرح خواهان واقع گردیده و با عنایت به گزارش مراجع انتظامی در خصوص احد از گواهان ادعای وکیل خواهان با معرفی یک نفر شهود ثابت نمی گردد و توجهاً به اینکه عیب موصوف از موارد فسخ قانونی نکاح مسحوب می گردند»; دعوی را محمول بر صحت تلقی و مستنداً به مواد 1123 ، 1124 و 1126 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان و خوانده و الزام خوانده به پرداخت مبلغ 213000 ریال بابت هزینه دادرسی د.
ح. خ. صادر و اعلام کرده است ، تجدیدنظرخواهی خانم س. م.با وکالت آقای ح. م. و خانم م. د.چ. به شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد ارجاع و شعبه مرجوع الیه با این استدلال که «... بنا به نظریه پزشکی قانونی زوجه مبتلا به بیماری ویتیلیگوکه نوعی بیماری پوستی م. ب. و بیماری مزبور را نمی توان با بیماری برص تطبیق نموده و نظریه پزشکی قانونی به شماره 10207/م /25 مورخه 1393/8/17 نیز دلالت بر آن دارد که بیماری پوستی ویتیلیگو یا برص مورد نظر قانونگذار که سبب فسخ نکاح می گردد مطابقت ندارد.»;برابر دادنامه شماره 93000831 مورخه1393/8/22تجدید نظر خواهی ت.
ن. خ. را موجه تشخیص و مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه حکم به ابطال دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است ، دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 1393/9/21 به خواهان پرونده ( ت. ن. خ. ) ابلاغ شده آقای ع. ع. به وکالت از مشارالیه با تقدیم دادخواست که به شماره 9300033 مورخه 93/10/13 ثبت گردیده از رأی دادگاه تجدیدنظر ضمن اعتراض فرجام خواهی نموده که عمده دلایل فرجام خواهی عبارت است از :« نظریه اداره کل پزشکی قانونی استان یزد که مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است به جهت آنکه در مخالفت صریح با دستور العمل های سازمان محترم پزشکی قانونی کشور ابراز گردیده مخدوش م.
ب. ، تشخیص تطابق و یا عدم مطابقت دو چیز وقتی میسر است که هر دو امر معلوم باشند و مطابقه ی میان امر معلوم با امر مجهول محال و لذا مردود عقل و منطق است ، پزشکی قانونی در پاسخ به استعلاماتی که بعمل آمده اعلام نموده است که چون تعریف دقیق و مشخص از برص در قانون وجود ندارد فلذا ویتیلیگو را نمی توان با برص تطبیق داد و مطابقه ی میان آن دو یک موضوع فقهی حقوقی م. ب. که از محدوده ی کارشناس پزشکی قانونی خارج است ، در یک مصادره ی به مطلوب از عبارت ( ویتیلیگو را نمی توان با بیماری برص تطبیق داد ) ، استفاده ی {ویتیلیگو با بیماری برص ....
مطابقت ندارد } را نموده است و در واقع از قضیه ای که امکان تطبیق را نفی می کند به قضیه ای که انگار نتیجه تطبیق را افاده می کند تلقی و تعبیر نموده و همین تلقی مخدوش ، مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است ، ن. ب. ا. موضوع ابتلای فرجام خوانده مستند به اقرار مشارالیها بوده است و این اقرار به سبب سابقه طولانی ابتلای ایشان و مراجعات متعددی که به مراکز درمانی تخصصی مرتبط با موضوع بیماری داشته اند ، از روی علم و آگاهی واشراف کامل به موضوع صورت گرفته است ، فلذا مقرون به صحت تلقی می گردد.
دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نادیده گرفتن اقراری که معتبر بوده است و در اقدامی بر خلاف اعتبار دادن به امری که به جهت تعارض و تناقض معتبر نبوده است محل اشکال و مواجه با ایراد تلقی می گردد، مضافاً آنکه قانونگذار مدنی ، در موضوع عیوب موجب فسخ نکاح، در خصوص برص از نظر فقهای معظمی تبعیت نموده است که چنین عیوبی را به لحاظ آنکه بقاء و دوام زندگی خانوادگی را به مخاطره می اندازند موجب فسخ نکاح دانسته اند و لذا همچنان که در نظریه ی صائب سازمان محترم پزشکی قانونی کشور عنوان شده امر تشخیص مصداق بیماری برص خارج از حوزه صلاحیت پزشکی و داخل در محدوده فقهی و حقوقی م.
ب. ، نظریه استنادی بر خلاف مقررات قانون آئین دادرسی مدنی به موکل ابلاغ نگردیده و حق وی برای اعتراض بدان نادیده گرفته شده است »;، دادگاه پس از جری تشریفات ابلاغ و تبادل لوایح که مشروح آن هنگام شور قرائت خواهد شد، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال نموده ، پس از وصول و ثبت در دفتر کل به شماره 92000379/3 مورخه 1393/12/17 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.هیئت شعبه تشکیل و پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده برابر دادنامه شماره 9400094 مورخ 1394/3/19 چنین رأی داده است .
« فرجام خواهی آقای ع. ع. به وکالت از آقای م. ق. نسبت دادنامه شماره 93000831 مورخه 1393/8/22 صادره از شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد وارد است زیرا دادگاه محترم در خصوص بیماری فرجام خوانده با عنایت به پاسخ های ضدو نقیض اداره کل پزشکی قانونی محترم استان یزد که در نظریه صفحه 70 پرونده مرقوم داشته اند «.... بیماری مذکور با بیماری برص مطابقت دارد »; و در نظریه صفحه 139 پرونده اعلام نموده « هر چند بیماری پوستی ویتیلیگو در علوم جدید اشتباهاً بنام برص ترجمه و شناخته شده است اما این بیماری پوستی (ویتیلیگو ) با بیماری برص مورد نظر قانون که سبب فسخ نکاح گردد ، مطابقت ندارد »; ، تحقیق و بررسی کافی انجام نداده است ، قانون مدنی تعریفی از برص ارائه نکرده اما طبق بند 3 ماده 1123 قانون مدنی برص از عیوب مختص زن محسوب می شود و هر گاه در هنگام عقد وجود داشت زوج می تواند در صورت جاهل بودن با استناد به مواد 1123 و 1126 قانون مذکور از حق فسخ استفاده نماید ، نظریات کارشناسان در امور مبتلابه در دعاوی و هکذا در امور پزشکی جنبه طریقیت دارد مدیریت و هدایت امور کارشناسی تا رسیدن به یک نظریه مطلوب ، دقیق و مستدل پزشکی و تعیین مصداق احکام شرعی و قانونی با قضات محترم دادگاه است ، و اما برص ، از عیوبی است که مختص زن و مرد حق فسخ نکاح را دارد ، محقق رحمه اله علیه در شرایع می فرمایند «و اما البرص فهو البیاض الذی یظهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم »; برص سفیدی است که در اثر غلبه بلغم در پوست بدن ظاهر می شود ، اگر ثابت شود که زن برص دارد مرد حق خیار دارد اما اگر شک داشت « ولایقضی بالتسلط مع الاشتباه »; که این سفیدی برص است یا نه مرد حق خیار ندارد و در عبارت دیگری از شرایع آمده است « و اما البرص فهو البیاض الظاهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم و لا اعتبار بالبهق و لا بالمشتبهه به »; مرحوم محقق در این فراز به مرضی که شبیه برص است اشاره می کند و آن بهق است (المنجد : البهق بیاض فی الجسد لامن برص ) که با وجود آن مرد حق خیار فسخ ندارد و اما فرق بین برص و بهق : برص و بهق هر دو لکه های سفید یا سیاه در پوست بدن هستند ، در برص خیار فسخ است و در بهق خیاری نیست ، برص از پوست و گوشت می گذرد تا به استخوان برسد اما در بهق فقط رنگ پوست سفید می گردد ، علاماتی که باعث افتراق آنها می شوند
1ـ اگر سوزنی را در لکه سفید داخل کرده خون بیرون نیاید و آب سفید بیرون آید برص و اگر خون بیرون آید بهق
2ـ موضعی که سفید شده اگر فرورفتگی نسبت به بقیه اعضاء داشت برص والا بهق
3 ـ اگر موی موضع سفیدی ، سفید باشد برص والا بهق است ( شرح جامع المقاصد شرایع و جواهر در مقام فوق هر دو یک نظر دارند ) بوعلی سینا درکتاب قانون در تعریف برص یا پیسگی می گوید :« پیسگی پوست را به حالتی سفال مانند در می آورد و بسیار زبر می کند و پولک مانندهایی بر پوست می اندازد که به پولک ماهی می مانند و جای آسیب دیده می خارد این بیماری پیسگی از مقدمات بیماری جذام است پیسگی با این همه بدجنسی که دارد و با این که اگر کهنه شد و ماندگار دیگر علاج پذیر نیست »; و سعیدبن هبه اله بغدادی ( 436 ـ 495 ه ق ) سرپرست پزشکان عضدی بغداد در فرق برص و بهق گوید بهق در سطح جسم پیدا می گردد و برص در عمق جسم »; تعریف علم پزشکی روز از پیسی ، برص ، لک و پیس یا ویتیلیگو (VITILIGO) یک اختلال تولید رنگ دانه است که در آن ملانوسیت ها ( سلولهایی که رنگدانه تولید می کنند ) در قسمتهای از پوست ، غشاهای مخاطی و شبکیه تخریب شده اند در نتیجه لکه های سفید پوست در نواحی مختلف بدن ظاهر می شوند ، مویی که در نواحی مبتلا به پیسی رشد می کند معمولاً سفید می شود ، علت بیماری پیسی شناخته نشده است ، بنا به مراتب دادنامه فرجام خواسته از حیث وجود نقص در تحقیقات مخدوش و دارای اشکال است فلذا مستنداً به بند 5 ماده 371 قانون آئین دادرسی مدنی و با اختیار حاصله از بند الف ماده 401 قانون پیش گفته نقض و جهت تجدید رسیدگی به شعبه صادر کننده رأی منقوض ارجاع می شود شایسته است دادگاه محترم موضوع اظهار نظر در خصوص بیماری فرجام خوانده را به کمیسیون پزشکی قانونی استان و عنداللزوم مرکز ارجاع و از جمع پزشکان حاذق و متخصص در امر پوست خواسته شود با عنایت به تعاریفی که از برص در فقه صورت گرفته و تجربیات پزشکی خود ضمن معاینات دقیق و فنی در پاسخ به تصریح اعلام نمایند بیماری مشارالیها برص م.
ب. یا خیر ، سپس تصمیم شایسته اتخاذ نمایند. »; پرونده اعاده شده و دادگاه محترم رأی منقوض در راستای رفع نواقص مذکور ابتدا ف. خ. را به کمیسیون پزشکی قانونی استان یزد معرفی کرده نتیجه معاینات و نظریه کمیسیون پزشکی به شرح صفحه 200 پرونده حاکی است که : « به استناد بررسی مستندات پرونده بالینی نامبرده مبتلا به بیماری ویتیبیگو م. ب. که در حال حاضر به نظر می رسد با درمانهای صورت گرفته ( سلول درمانی ) بهبودی نسبی پیدا کرده است براساس تعاریف ارائه شده در کتاب قانون ابوعلی سینا برص شروع جزام م.
ب. در حالیکه بیماری نامبرده یک بیماری پوستی ساده و غیر مسری است که عضله استخوان را درگیر نکرده است و سبب تخریب پوست به صورت فرورفتگی و زبری نگردیده است لذا بیماری وی با معیارهای مختص اصطلاح بهق مطابقت دارد فلذا ( به هیچ وجه برص نمی باشد .»; دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 94000683 مورخ 1394/7/28 چنین رأی داده است : « در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م. د.به وکالت از خانم س. م. نسبت به دادنامه شماره 1392/912 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه به موجب آن حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان ( آقای م.
ق. ) و خوانده و الزام خوانده به پرداخت هزینه دادرسی د. ح. خ. صادرشده است و پس از رسیدگی در این دادگاه و نقض رأی مذکور به موجب دادنامه شماره 831-91 این مرجع ، دادنامه اخیرالذکر مورد فرجام خواهی وکیل زوج واقع که شعبه هجدهم دیوان عالی کشور ، بعلت وجود نقص در تحقیقات پیرامون بیماری زوجه که آیا برص م. ب. یا خیرضمن نقض دادنامه صادره به موجب دادنامه شماره 94-94 پرونده را جهت معرفی ف. خ. ب. کمیسیون پزشکی قانونی و اخذ نظر متخصصین مربوطه، به این شعبه اعاده نموده علی ایحال با عنایت به محتویات پرونده و نظرباینکه پس از معرفی زوجه به پزشکی قانونی و تشکیل کمیسیون پزشکی قانونی در نتیجه گیری اعلام نموده اند بیماری نامبرده یک بیماری ساده پوستی و غیر مسری است که عضله و استخوان را درگیر نکرده است و سبب تخریب پوست به صورت فرورفتگی و زبری نگردیده بیماری وی با معیارهای مختص اصطلاح بهق مطابقت دارد لذا به هیچ وجه برص نمی باشد و موکل ف.
خ. ( زوج ) پس از اخذ کپی نظریه مذکور هیچ گونه ایراد و اعتراضی نسبت به آن ننموده دادگاه تجدیدنظر خواهی را موجه دانسته و مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه شماره 912-92 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد این رأی ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور م. ب.. »; دادنامه صادره درتاریخ 1394/8/18 ابلاغ گردیده آقای ع. ع. به وکالت از آقای م.
ق. با تقدیم دادخواست که به شماره 9400025 مورخ 1394/9/9 ثبت گردیده از رأی دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی کرده است دادگاه پس از انجام تشریفات مربوط به هزینه دادرسی و تبادل لوایح پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال کرده که پس از وصول و ثبت در دفتر کل در تاریخ 1394/11/26 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است عمده دلایل فرجام خواهی آقای … از : « ... تعارض نظریه های پزشکی قانونی ، عدم بهبودی ف. خ. د. قریب سه سال ابتلاء به این بیماری و استناد فقها عظام از متأخرین و متقدمین که بعضاً تصاویر متن استفتاء و پاسخ ها نیز ضمیمه شده است ... »;هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای ع.
ع. به وکالت از آقای م. ق. نسبت دادنامه شماره 93000831 مورخه 1393/8/22 صادره از شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد وارد است زیرا دادگاه محترم در خصوص بیماری فرجام خوانده با عنایت به پاسخ های ضدو نقیض اداره کل پزشکی قانونی محترم استان یزد که در نظریه صفحه 70 پرونده مرقوم داشته اند «.... بیماری مذکور با بیماری برص مطابقت دارد »; و در نظریه صفحه 139 پرونده اعلام نموده « هر چند بیماری پوستی ویتیلیگو در علوم جدید اشتباهاً بنام برص ترجمه و شناخته شده است اما این بیماری پوستی (ویتیلیگو ) با بیماری برص مورد نظر قانون که سبب فسخ نکاح گردد ، مطابقت ندارد »; ، تحقیق و بررسی کافی انجام نداده است ، قانون مدنی تعریفی از برص ارائه نکرده اما طبق بند 3 ماده 1123 قانون مدنی برص از عیوب مختص زن محسوب می شود و هر گاه در هنگام عقد وجود داشت زوج می تواند در صورت جاهل بودن با استناد به مواد 1123 و 1126 قانون مذکور از حق فسخ استفاده نماید ، نظریات کارشناسان در امور مبتلابه در دعاوی و هکذا در امور پزشکی جنبه طریقیت دارد مدیریت و هدایت امور کارشناسی تا رسیدن به یک نظریه مطلوب ، دقیق و مستدل پزشکی و تعیین مصداق احکام شرعی و قانونی با قضات محترم دادگاه است ، و اما برص ، از عیوبی است که مختص زن و مرد حق فسخ نکاح را دارد ، محقق رحمه اله علیه در شرایع می فرمایند «و اما البرص فهو البیاض الذی یظهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم »; برص سفیدی است که در اثر غلبه بلغم در پوست بدن ظاهر می شود ، اگر ثابت شود که زن برص دارد مرد حق خیار دارد اما اگر شک داشت « ولایقضی بالتسلط مع الاشتباه »; که این سفیدی برص است یا نه مرد حق خیار ندارد و در عبارت دیگری از شرایع آمده است « و اما البرص فهو البیاض الظاهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم و لا اعتبار بالبهق و لا بالمشتبهه به »; مرحوم محقق در این فراز به مرضی که شبیه برص است اشاره می کند و آن بهق است (المنجد : البهق بیاض فی الجسد لامن برص ) که با وجود آن مرد حق خیار فسخ ندارد و اما فرق بین برص و بهق : برص و بهق هر دو لکه های سفید یا سیاه در پوست بدن هستند ، در برص خیار فسخ است و در بهق خیاری نیست ، برص از پوست و گوشت می گذرد تا به استخوان برسد اما در بهق فقط رنگ پوست سفید می گردد ، علاماتی که باعث افتراق آنها می شوند
1ـ اگر سوزنی را در لکه سفید داخل کرده خون بیرون نیاید و آب سفید بیرون آید برص و اگر خون بیرون آید بهق
2ـ موضعی که سفید شده اگر فرورفتگی نسبت به بقیه اعضاء داشت برص والا بهق
3 ـ اگر موی موضع سفیدی ، سفید باشد برص والا بهق است ( شرح جامع المقاصد شرایع و جواهر در مقام فوق هر دو یک نظر دارند ) بوعلی سینا درکتاب قانون در تعریف برص یا پیسگی می گوید :« پیسگی پوست را به حالتی سفال مانند در می آورد و بسیار زبر می کند و پولک مانندهایی بر پوست می اندازد که به پولک ماهی می مانند و جای آسیب دیده می خارد این بیماری پیسگی از مقدمات بیماری جذام است پیسگی با این همه بدجنسی که دارد و با این که اگر کهنه شد و ماندگار دیگر علاج پذیر نیست »; و سعیدبن هبه اله بغدادی ( 436 ـ 495 ه ق ) سرپرست پزشکان عضدی بغداد در فرق برص و بهق گوید بهق در سطح جسم پیدا می گردد و برص در عمق جسم »; تعریف علم پزشکی روز از پیسی ، برص ، لک و پیس یا ویتیلیگو (VITILIGO) یک اختلال تولید رنگ دانه است که در آن ملانوسیت ها ( سلولهایی که رنگدانه تولید می کنند ) در قسمتهای از پوست ، غشاهای مخاطی و شبکیه تخریب شده اند در نتیجه لکه های سفید پوست در نواحی مختلف بدن ظاهر می شوند ، مویی که در نواحی مبتلا به پیسی رشد می کند معمولاً سفید می شود ، علت بیماری پیسی شناخته نشده است ، بنا به مراتب دادنامه فرجام خواسته از حیث وجود نقص در تحقیقات مخدوش و دارای اشکال است فلذا مستنداً به بند 5 ماده 371 قانون آئین دادرسی مدنی و با اختیار حاصله از بند الف ماده 401 قانون پیش گفته نقض و جهت تجدید رسیدگی به شعبه صادر کننده رأی منقوض ارجاع می شود شایسته است دادگاه محترم موضوع اظهار نظر در خصوص بیماری فرجام خوانده را به کمیسیون پزشکی قانونی استان و عنداللزوم مرکز ارجاع و از جمع پزشکان حاذق و متخصص در امر پوست خواسته شود با عنایت به تعاریفی که از برص در فقه صورت گرفته و تجربیات پزشکی خود ضمن معاینات دقیق و فنی در پاسخ به تصریح اعلام نمایند بیماری مشارالیها برص م. ب. یا خیر ، سپس تصمیم شایسته اتخاذ نمایند.
شعبه 18 دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار
حسین طالبی - سعید عمرانی
رأی شعبه
فرجام خواهی آقای م. ق. با وکالت آقای ع. از دادنامه شماره 94000683 مورخ 1394/7/28 صادره از شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان یزد وارد نیست زیرا به دادنامه موصوف ایراد و اشکال مؤثری مشهود نمی باشد و د. ا. م. از رسیدگی ف. خ. دلیل موجهی که موجب نقض دادنامه گردد ارائه ننموده و فرجام خواهی با هیچ یک از شقوق ماده 371 قانون آئین دادرسی مدنی انطباق ندارد فلذا با رد فرجام خواهی مستنداً به ماده 370 قانون فوق الاشعار دادنامه فرجام خواسته ابرام و پرونده اعاده می شود.
شعبه 18 دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار
حسین طالبی - سعید عمرانی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 47
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
نقض دادنامه بدوی و رد دعوی مطالبه خسارت به دلیل عدم تخلیه ملک به علت وجود تصرف شخص ثالث و سند رسمی انتقال ملک
قانون مدنی ومواد 198
-
رأی
هماستناد
شرط ابطال سند ملک مشاعی به میزان قدر السهم
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به دین تعیینی توسط کارشناس
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
شرط فسخ قرارداد به علت عدم پرداخت وجه چک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تفسیر «شرط پرداخت وجه التزام در صورت فسخ قرارداد»
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای حضور در دفتر اسناد رسمی بدون همراه داشتن بقیه ثمن (2)- تکلیف دادگاه در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
حدود اختیارات وکیل در انتقال ملک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تقصیر سنگین شرط عدم مسئولیّت
مواد 198 ، 515 و 519 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت مالکیت در اثر ارث و وصیتواخواهی از قرار رد دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تجزیه و تحلیل دادخواست خلع ید و قلع و قمع بنا علیه آموزش و پرورش و نقض قرار ابطال در تجدیدنظر
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
استناد به سرمای شدید در فصل زمستان به عنوان مصداق قوه قاهره
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
خلع ید در فرض رابطه استیجاری با مالک سابقتاثیر تغییر مالک بر وضعیت اجاره
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مفهوم سند مکتوم اعاده دادرسیشرط اعاده دادرسی مستند به سند مکتوم
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تعهدات الحاقی به سند سفید امضاء
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
نقش کاربری قانونی در تعیین میزان اجرت المثل
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
واخواهی در مهلت تجدیدنظرخواهی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث مستاجر نسبت به حکم تحویل مبیعتاثیر شرط همزمانی تحویل مبیع و تتمه ثمن بر دعوای الزام به تحویل مبیع
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
انکار بعد از اقرار ناشی از اکراه
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به وجه التزام
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
حدود صلاحیت دادگاه در رسیدگی به مطالبه بهای ملک واقع شده در طرح
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
عسر و حرج زوجه به جهت یک بار ضرب و جرح
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
ضبط ضمانتنامه برنده مناقصه در فرض فقدان شرایط برنده شدن
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
ادعای اکراه و اجبار در تحریر اقرارنامه
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
اظهارنظر دادگاه نسبت به موضوع خارج از خواسته
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
دعوای خلع ید قبل از تحویل مبیع
قانون مدنی ومواد 198
-
رأی
هماستناد
مسئولیت مالک رسمی در برابر خریدار با حسن نیت مغرور
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
واخواهی از رأی حضوری
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از رای بدوی قبل از طی مرحله تجدیدنظر
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
توافق درخصوص مبدأ محاسبه خسارت تأخیر تأدیه سفته
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
شرط استرداد ودیعه در اجاره املاک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
نقش تشریفات اداری در مطالبه وجه التزام قراردادی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم درج مبلغ حق الوکاله
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
وضعیت شرط انفساخ مبایعه نامه با تعویض چک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
1- اذن ولی دختر در نکاح موقت2- عده زوجه در عقد موقت
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
میزان حق الوکاله وکیل دادگستری در صورت فقدان قرارداد
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
نحوه اجرای حکم اجرت المثل در صورت اجرای حکم طلاق
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
شرط بطلان قرارداد در فرض خیار شرط بدون مدت
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
رابطه اعتیاد زوج و عدم تمکین زوجه
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
الزام به تجمیع پلاکهای ثبتی، رفع بازداشت و فک رهن؛ نقض و ارجاع پرونده به دادگاه بدوی برای رسیدگی مجدد
قانون مدنی و مواد 198
مواد مرتبط 2
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1123 — قانون مدنی
مواد 1123 ، 1124 و 1126 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 198 — قانون مدنی
قانون مدنی و مواد 198
دکترین 5
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — حکم بطلان نکاح بنا به دعوای زوج
مواد 1122 و 1123 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
مواد 1122 و 1123 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
مواد 1122 و 1123 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
