Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی حسب محتویات پرونده الف.ر. متهم است به تخریب عمدی یک دستگاه تراکتور و کمپرسور که در اجاره شکات به اسامی ر.الف. و الف.الف. به شرح مندرج در پرونده، دادگاه با عنایت به گزارش مرجع انتظامی و شکایت شکات و اظهارات گواه و صورت‌جلسه مواجهه حضوری بین گواه و متهم و معاینه محل صورت گرفته از سوی مأمورین انتظامی و دفاعیات غیرموجه و انکار بلا وجه متهم و سایر امارات و قرائن انتساب بزه معنونه به مشارالیه را محرز دانسته و مستنداً به ماده 677 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 به تحمل شش ماه حبس محکوم می‌نماید. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل‌اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران م. ب.. رئیس شعبه 101 دادگاه جزایی دماوند - فخاری رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ….ر. با وکالت آقای م.ک. نسبت به دادنامه شماره 1445 مورخ 19/12/93 صادرشده از شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی دماوند که به‌موجب آن ت. ن. خ. به اتهام تخریب عمدی یک دستگاه تراکتور و کمپرسور موضوع شکایت شکات به اسامی ر. و الف. هردو الف. به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم‌شده است ب. ت. ب. اینکه عمده اعتراض وکیل ت. ن. خ. جرح شهود به لحاظ نسبت داشتن با آنان و فاقد سمت بودن در مالکیت تراکتور و عدم شکایت مالک تراکتور و یا باغ م. ب. درصورتی‌که ابتدا مالک تراکتور آقای ص. نیز طرح شکایت کرده به لحاظ اینکه در اجاره شکات بوده ادامه پیگیری پرونده را به ایشان محول نموده و نسبت فامیلی نیز از موارد جرح شهود نمی‌باشد فلذا چون اعتراض مؤثر و موجه از ناحیه ت. ن. خ. مطرح نشده که موجبات نقض دادنامه را ایجاب نماید و دادنامه نیز از حیث رعایت مقررات قانونی بدون ایراد و اشکال اساسی اصدار یافته است ضمن رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. مستنداً به بند الف ماده 257 قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه معترض‌عنه را عیناً تأیید و استوار می‌نماید. رأی صادره قطعی است. شعبه 14 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار نعمت اله نیک نژاد - اسماعیل تیموری فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی جرح شهود به دلیل رابطه خویشاوندی در پرونده‌ای مرتبط با اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی که منجر به نقص عضو و نابینایی در چشم چپ شاکی شده است، شاکی ادعا کرده که در سال 1379 مورد حمله قرار گرفته و این حمله سبب آسیب دیدگی و نابینایی وی گردیده است. متهم در دفاعیات خود، ضمن انکار اتهام، اظهار داشته که در زمان وقوع حادثه در محل حضور نداشته و برادر شاکی او را هل داده است. ب. ت. ب. اظهارات شهود و عدم احراز عنصر مادی بزه، دادگاه به این نتیجه رسید که شاکی در طول بیست سال گذشته هیچ اقدام قانونی انجام نداده و نتوانسته است دلیل محکمه‌پسند برای ادعای خود ارائه نماید. در نهایت، با استناد به اصل برائت و مواد قانونی مربوطه، حکم برائت متهم صادر گردید و اعلام شد که دیه‌ای به شاکی پرداخت نخواهد شد. رای صادره به صورت حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابلیت فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور را دارد. گردشکار: در این پرونده اقای م. م. ن. فرزند ی. متولد 1364 به کد ملی*، در تاریخ 13/ 7/ 1399، شکایتی علیه اقای د. س. پ. فرزند ح. ا. متولد 1368 به کد ملی*، دائر بر ایراد ضرب و جرح عمدی مطرح می نماید. و در شرح شکایت بیان می کند در سال 1379 مشتکی عنه به وی حمله کرده است.و چشم چپ وی دچار اسیب شده است.و موجب نقص عضو و از دست دادن بینایی وی شده است. در شکایت مطرح شده در مرجع انتظامی شاکی که خود را متولد سال 1364 بیان می کند در منزل پدری مورد حمله مشتکی عنه قرار گرفته است.و به شیشه برخورد کرده و شیشه شکسته و به داخل چشم وی رفته است.و نهایتا موجب از دست دادن بینایی وی شده و تاکنون نیز اعلام شکایت نکرده است. شاکی اظهار می دارد. برادرانش شاهد ماجرا بوده اند و بقیه بستگان نیز بلافاصله بعد از مصدومیت وارد اتاق شده اند. اقای م. م. ن. فرزند ی. برادر شاکی که متولد 1369 م. ب.. بیان می کند در حال مشق نوشتن بوده اند که یکدفعه د. س. پ. روی برادرش م. می پرد و او را هل داده به شیشه اتاق برخورد کرده و شیشه می شکند و داخل چشم شاکی می رود. در تاریخ 17/ 10/ 1399 اقای ب. ش. از اقای د. س. پ. اعلام وکالت می نماید. در برگ 23 پرونده ع. م. ن. برادر دیگر شاکی که متولد 1367 است.اعلام شهادت می نماید. اقای ف. ص. در تاریخ 20/ 10/ 1399 از شاکی اعلام وکالت می نماید. در تاریخ 22/ 10/ 1399 در برگ 23 پرونده اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی به اقای د. س. پ. فرزند ح. تفهیم می‌گردد. که متهم ضمن انکار بیان می کند برادر شاکی به نام ر. م. ن. وی را هل داده است.و حاضرم سوگند یاد کنم که من او را نزده ام. اقای ع. س. پ. برادر متهم در برگ 35 بیان می کند … ما بزرگ ترها داخل اتاق بودیم و بچه ها داخل اتاق دیگر مشغول بازی … یک باره صدای شکستن شیشه امد … رفتیم دیدیم شیشه اتاق شکسته است.و روی صورت م. افتاده بود. پسر ع. ح. ا. … با وانت انها را به شهر [اورد] … کسی نگفت که کی زده است. ضمنا این مسیله فقط به خاطر اختلافات ملکی که بین خانواده های طرفین است.مطرح شد و حتی شاکی به برادرم ا. زنگ زد و گفته است.اگر زمین ها را به ما بدهید من از شکایتم صرف نظر می کنم. در برگ 37 پرونده دادیار محترم رسیدگی کننده به لحاظ میزان دیه در جنایات عمدی که نصف دیه کامل یا بیشتر است.درخواست ارجاع موضوع به بازپرس را می نماید. که پرونده به بازپرس دادسرا ارجاع می‌گردد. در برگ 58 پرونده بازپرس محترم اظهارات شاکی را اخذ می نماید. که شاکی در اظهاراتش به سن خود در ان زمان که 14 ساله بود و اینکه نمی دانم اقای س. پ. او را عمدی زده است.یا خیر اشاره می کند و می گوید … فقط یادم می اید که بلند شدم، حمله کرد رو سرم. س: چرا تابه حال شکایت نکردید؟ ج: … چون انها هی وعده می دادند جبران می کنند که تابه حال طول کشیده است.… در صورت نیاز حاضرم قسم یاد کنم که این صدمه توسط رفتار متهم ایجاد شده است. در تاریخ 4/ 5/ 1400 برگ 70 و 71 جلسه مواجهه حضوری تشکیل می‌شود. که ضمن ان اظهار می‌شود. متهم در زمان حادثه حدودا 12 ساله بوده است. برگ 75 پرونده نظریه سازمان *است.که در ان کوری کامل چشم چپ اعلام شده است. برگ 96 پرونده لایحه اقای ب. ش. وکیل متهم است.که در ان به صغیر بودن شاکی و برادرش در زمان وقوع جرم و وجود تعارض در اظهارات برادران شاکی اشاره کرده است.و نیز بیان کرده است.به لحاظ عدم پیگیری و عدم معرفی شاکی به سازمان *چه بسا میزان نابینایی شاکی ده درصد بوده و به لحاظ عدم اقدام و عدم درمان منجر به نابینایی کامل شده است.و همچنین به اظهارات برخی گواهان اشاره می کند که موقع رسیدن بستگان به اتاق، شاکی نام برادرش ع. را به زبان اورده است.و نهایتا منشا این اختلاف و پرونده را محکومیت خانواده شاکی در پرونده املاک و اراضی کشاورزی اعلام می دارد. و تقاضای برائت موکل را می نماید. در تاریخ 29/ 6/ 1400 متهم در جلسه بازپرسی منکر حضور در اتاق محل حادثه و نیز منکر برخی از سخنان خود در ابتدای تحقیق و پرونده می‌گردد. در تاریخ 30/ 7/ 1400 قرار شماره *بازپرس محترم در خصوص اتهام متهم دائر بر ایراد صدمه بدنی عمدی منتهی به نقص عضو و با استدلالی جرم را درجه پنج فرض نموده و به لحاظ مرور زمان قرار موقوفی تعقیب صادر نموده و جهت تعیین تکلیف دیه به استناد ماده 85 قانون ایین دادرسی به این شعبه ارسال می‌گردد. و این شعبه (102 دادگاه کیفری) نیز طی دادنامه شماره *مورخ 12/ 8/ 1401 ب. ت. ب. اینکه جرایمی که مستوجب نصف دیه و بیشتر از ان هستند را قانون گذار در صلاحیت دادگاه کیفری یک قرارداد است.قرار عدم صلاحیت به این دادگاه صادر نموده است.و پرونده در تاریخ 25/ 1/ 1401 به این دادگاه کیفری یک ارجاع شده است.و به شرح زیر برای پرونده اتخاذ تصمیم می‌گردد. (رای دادگاه) در خصوص درخواست دادستان محترم *جهت اعمال ماده 85 از قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره های ذیل ان در خصوص تعیین تکلیف دیه موضوع شکایت اقای م. م. ن. فرزند ی. با وکالت اقای ف. ص. ت. علیه اقای د. س. پ. با وکالت اقای ب. ش. صرف نظر از ایرادهای عدیده و نقایص فراوان موجود در پرونده از قبیل: 1- عدم اخذ رونوشت شناسنامه طرفین پرونده و به تبع ان استخراج دقیق سن طرفین در زمان وقوع حادثه 2- عدم شناسایی عاقله متهم 3- عدم تفهیم و بیان نتیجه پرونده برای عاقله در صورت محکومیت 4- اینکه عمد طفل خطاست و موضوع در صورت صحت، خطا محسوب می‌گردد. 5- رسیدگی به جرایم اطفال زیر سن بلوغ بر صلاحیت دادگاه اطفال است.و نه دادگاه کیفری یک 6- رسیدگی به جرم که منتهی به دیه باشد. در مورد پرونده حاضر حتما باید با صدور کیفرخواست در دادگاه انجام شود. و مرور زمان در جنبه عمومی جرم موجب عدم امکان رسیدگی به بخشی از مجازات است.و نه همه مجازات زیرا که دیه در قانون به عنوان مجازات امده است.و دیگر نقایص که بخشی توسط دادسرا و بخشی توسط دادگاه باید تعیین تکلیف شود.؛ ب. ت. ب. اینکه به نظر می‌رسد متهم در زمان وقوع در زیر سن بلوغ بوده است.و عمد طفل خطا محسوب می‌گردد. و با انگاشت موضوع نهایتا به عنوان خطای محض و مسئولیت پرداخت ان توسط عاقله و اینکه صلاحیت دادگاه کیفری یک محدود به موارد مصرحه قانونی و ماده 302 قانون ایین دادرسی کیفری است.و از سوی دیگر دادگاه کیفری دو دارای صلاحیت عام م. ب.. لذا مستند به مواد 301٫302 و 383 از قانون ایین دادرسی کیفری قرار عدم صلاحیت به صلاحیت و شایستگی دادگاه کیفری دو شازند صادر می‌گردد. ب. ت. ب. حصول اختلاف در صلاحیت پرونده جهت حل اختلاف به دادگاه محترم تجدید نظر ارسال گردد. و پس از ارسال پرونده به مرجع تجدید نظر بدین شرح مبادرت به اتخاذ تصمیم می نماید. راجع به حدوث اختلاف در صلاحیت فیمابین شعبه *و شعبه *در خصوص رسیدگی به درخواست دادستان محترم *جهت اعمال ماده 85 از قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره های ذیل ان در خصوص تعیین تکلیف دیه موضوع شکایت اقای م. م. ن. فرزند ی. با وکالت اقای ف. ص. ت. علیه اقای د. س. پ. با وکالت اقای ب. ش. که هرکدام از شعب مذکور بنا به استدلال مندرج در قرار از خود نفی صلاحیت نموده‌اند و پرونده جهت حل اختلاف در صلاحیت به محاکم تجدیدنظر استان *ارسال و به این شعبه ارجاع شده است، از بررسی محتویات پرونده و مفاد استدلال همکاران محترم، ب. ت. ب. وضعیت سنی متهم در زمان وقوع بزه احتمالی، رسیدگی به موضوع در صلاحیت دادگاه کیفری دو است، علیهذا هیات دادگاه مستندا به ماده 317 قانون ایین دادرسی کیفری و ماده 27 قانون ایین دادرسی مدنی، با صایب دانستن نظر شعبه *، حل اختلاف می نماید.رای صادره قطعی است. دفترمحترم نتیجه ثبت، وفق مقررات جاری اقدام گردد.، لازم به توضیح است.ب. ت. ب. مقررات ایین دادرسی کیفری 1392 خصوصا تبصره 2 ماده ی 304 قانون ایین دادرسی کیفری 1392 استدلال همکاران محترم در شعبه دادگاه کیفری یک و شعبه *له داشتن وکیل تسخیری، و مسئول بودن عاقله ب. ت. ب. خطایی بودن جنایت به لحاظ صغیر بودن متهم در زمان حادثه بر فرض ثبوت) برخور دار گردد.، و به نظر می‌رسد استدلال همکاران محترم در شعبه دادگاه کیفری یک و تجدید نظر اجتهاد در مقابل نص م. ب..، لیکن با عنایت به لزوم تبعیت مرجع تالی از مرجع عالی، پس از وصول پرونده از مرجع تجدید نظر پرونده ثبت وقت رسیدگی تعیین، طرفین و وکلای ایشان دعوت شدند و از ایشان تحقیق گردید. بسمه تعالی به تاریخ فوق پرونده در وقت مقرر جلسه شعبه *به تصدی امضایکننده ذیل تشکیل است؛ ملاحظه می‌گردد. که حسب گزارش پیش جلسه امر ابلاغ به طور صحیح و قانونی صورت پذیرفته است؛ دادستان محترم و نماینده ی ایشان حضور ندارد.، و حضور ایشان الزامی نمی‌باشد.، شاکی اقای م. م. ن. و وکیل ایشان اقای ف. ص. ت. حضور دارند ومشتکی عنه اقای د. س. پ. و وکیل ایشان اقای ب. ش. حضور دارند، موجبات رسیدگی فراهم بوده و جلسه رسمیت دارد.، خطاب به حاضرین مفاد مواد 193؛ 194 و 354 و 358 قانون ایین دادرسی کیفری به شما تفهیم می‌گردد. بیان داشتند فهمیدیم نظم دادگاه را رعایت می کنیم؛ و بر خلاف ادب؛ نزاکت؛ وجدان و قانون و حقیقت سخنی نمی گوییم؛ هر وقت ادرس خود را تغییر دادیم به این مرجع اعلام می کنیم، خطاب به شاکی شکایت خود را بیان کنید: وکیل دارم. در جلسه حضور دارد. ایشان پاسخ می دهند؛ وکیل شاکی: به شرح شکواییه و صورت جلسات تنظیمی در دادسرا و تحقیقات اولیه در این شعبه م. ب..، موکل بنده و مشتکی عنه پسر عمو هستند، در یک شب در منزل پدری موکل بوده اند، و بعد از نوشتن مشق، و به وسیله هل دادن اقای م. چشم موکل اسیب مبیند، و وعده های گوناگون می‌شود. که جبران خسارت شود. کاری انجام نمی شود.، و علاوه بر مدارک قبلی ما شرح عمل را نیز گرفته ایم که تقاضا داریم ضم پرونده شود. و موکل حاضر به اتیا ن سوگند نیز می‌شود. و ب. ت. ب. اینکه دیه مشمول مرور زمان نمی شود. تقاضای رسیدگی داریم، تاریخ وقوع اواخر سال 1378 م. ب.. و موکل در اسفند در *اقدام به عمل نموده که مدارک موجود است.و تقاضا داریم ضم پرونده شود.، و موکل را هل می دهند، و موکل به شیشه درب اتا ق برخود و شیشه خورد می‌شود. و چشم موکل اسیب می بیند و این اتفاق در *افتاده است، خطاب به شاکی: چرا در طول این مدت شما و پدرتان شکایت نکردید و بعد از بیست و سه سال شکایت کرده اید: مدام به من وعده وعید می دادند ولی به هیچ کدام عمل نکردند.، خطاب به مشتکی عنه و وکیل ایشان اظهارات شاکی و وکیل راشنیدید چه توضیحی دارید: اقای س. پ. وکیل دارم. ایشان پاسخ می دهند، وکیل مشتکی عنه: قبل از دفاع یک سوال داریم: به صورت جلو به درب خورد و یا به پشت سر: شاکی: به پشت سر به درب خوردم و افتادم، و دری که شیشه داشت یک پله داشت و من به پشت به درب خوردم و افتادم و درب به دیوار خورد و شکست و به چشم من ریخت، وکیل مشتکی عنه: دفاعیات حول چند محور است، 1- قرار موقوفی تعقیب در دادسرا قطعی شده است، 2- در عنصر مادی جرم تردید داریم، رفتار مجرمانه ی منتسب به موکل قویا محل تردید و انکار موکل است، و در مراحل اولیه ی تحقیق نیز موکل منکر بوده است، یکی از اشخاص که مورد قبول هر دو طرف م. ب.. و شهود این شخص را در صحنه ی حادثه تایید کرده اند ع. س. پ. که برادر موکل م. ب..، در اظهارات خود در دادسرا بیان داشته اند، که بیان می کند موکل در اتاقی که شاکی مدعی صدمه هستند حضور نداشته است، بیان می کنند در زمان شستن چشم شاکی ایشان اعلام کرده، ر. ر. چکار کردی کورم کردی، و ر. برادر شاکی م. ب.. و اینها چند تا برادر می‌باشند که در ان اتاق جمع بودند و شاکی مدعی است.که موکل نیز در انجا بوده است، این اظهارات مورد تایید شهود دیگر که در محل حضور داشته اند تایید شده به نام ا. ا. س. پ. و خانم خ. م.، و بیان می کنند که موکل در بغل ا. ا. بوده و در اتاق نبوده است، 3- شاکی بیان می کند به پشت سر به درب خورده است، در حالی که شاهد معرفی شده توسط شاکی به نام م. که برادر شاکی هست در دادسرا بیان داشته: م. با صورت به شیشه خورد و بیان می دارد. که قشنگ یادم هست، و تناقض در اظهارات شهود شاکی وجود دارد.، یکی می گوید م. با صورت خورد و دیگری می گوید به پشت خورد و در خصوص چگونگی حادثه اتحاد نظر وجود ندارد.، 4- در سازمان *تاریخ دقیق وقوع حادثه را بیان نکرده است، حتی در سال وقوع حادثه را بیان نکرده اند، بعضی گفته اند در سال 1378 و برخی گفته اند در سال 1379 وبرخی گفته اند یادمان نیست در چه تاریخی بوده است، 5- معیار و سنجش ثابتی برای نرخ دیه نداریم شاید در زمان حادثه 10 درصد از بینایی شاکی از بین رفته و در اثر گذشت زمان و عدم مراقبت شاکی کل بینایی از بین رفته است.و مدارکی که همکار ارائه داده فقط نشان می دهد شاکی به پزشک مراجعه کرده است، 5- اشخاصی که گواهی دادند در زمان وقوع حادثه حضور نداشته اند، و در تحقیقات محلی نیز اهل محل اظهار بی اطلاعی کرده اند، و در حال حاضر منزل تخریب شده و از بین رفته است.و امکان بازسازی صحنه وجود ندارد.، و موکل نیز حاضر به اتیان سوگند می‌باشند، 6- خانواده شاکی با موکل دارای خصومت می‌باشند، و حکم به نفع خانواده موکل در دیوان صادر شد و این در سال 1399 بوده و این جرقه برای شکایت شاکی شد، و خانواده موکل هیچ وعد ه وعیدی در این خصوص نداشته اند و اگر اشخاص دیگری بوده اند که ربطی به خانواده ی موکل ندارد. و این شکایت مغرضانه م. ب..، و کپی ارای را ارائه خواهم داد، و این شکایت مغرضانه بوده، و وکیل شاکی نیز سال وقوع را 1379 بیان کرده است، و با عنایت به مطالب فوق تقاضای صدور حکم برائت موکل را دارم.، وکیل شاکی: 1- در خصوص اصل وقوع حادثه ب. ت. ب. اظهارات اقای س. پ. هیچ شک و شبه ایی وجود ندارد.، و اینکه سال وقوع در اواخر 78 بوده و یا اوایل 79 موثر در مقام نیست، 2- دیه نیز به نرخ یوم الادا م. ب.. نه سال وقوع صدمه، و در این خصوص دیوان نیز نظر داده که دیه به نرخ روز باشد.، 3- در گزارش بیمارستان بیان شده که بینایی کلا از بین رفته است.نه اینکه در اثر مرور زمان از بین رفته باشد.، 4- در خصوص قرار در دادسرا به وضوح اعلام می‌شود. که نسبت به جنبه ی عمومی م. ب.. نه خصوصی، و لیکن بابت دیه به استناد ماده ی 85 قانون ایین دادرسی کیفری 1392 به دادگاه ارسال می‌گردد. و دیه صراحتا در ماده ی 14جزو جرایم قانون مجازات اسلامی امده است، 5- در خصوص اختلاف، فی مابین پدران ایشان بوده است.و شکایت موکل بعد از دو سال بوده است، 6- در خصوص انگیزه، حرفی از انگیزه شاکی ندارد. بلکه مربوط به متهم است.و شاکی می‌تواند هر زمان خواست حقوق خود را مطالبه کند، 7- در خصوص ا. ا. اصلا حرفی از ایشان نبوده و مشتکی عنه 11 ساله چطور در بغل ایشان بوده است، و بچه ها معمولا در یک جا در کنار هم هستند، 8- و همه شهود صدمه به موکل را تایید کرده است، 9- بحث شهادت بر شهادت را قانون پذیرفته است، و در محیطهای کوچک به محض اتفاق همه جا پخش شده وهمه متوجه می‌شوند، و خانم ا. ا. در ان شب نبوده است.و خواهر متهم پرونده هست، و ع. نیز برادر ایشان و خانم م. نیز همسر برادر شاکی م. ب..، و اظهارات ایشان در راستای دفاع از برادر خود م. ب..، و اظهارات ع. با اظهارات ا. ا. در تعارض است، و علاوه بر شهود معرفی شده در دادسرا شهود دیگری نیز وجود دارد.، وکیل مشتکی عنه: 10 نفر را به پرونده اورده اند و شهادت داده اند، خود شاکی می گوید کسانی که در اتاق بودند، شاکی، مشتکی عنه، و م. و ع. برادرهای شاکی در انجا بودند و بقیه در اتاق های دیگر بودند، و برادرها که بودند یکی می گوید م. به پشت رفته و دیگری گفته به جلو رفته است، و شهود موکل می گویند که د. در زمان حادثه در اتاق دیگری بود، و شهود عینی فقط دو نفر بودند م. و ع. که برادرهای شاکی بودند، و در زمان وقوع حادثه، م. در حدود 10 ساله و ع. در حدود 12 ساله بوده است، و بر اساس تاییدیه خود شهود خود شاکی ا. ا. حضور داشته است، و در انتساب عنصر مادی به موکل اختلاف وجود دارد.، دادگاه ضمن اعلام ختم دادرسی و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.: در خصوص اتهام: اقای د. س. پ. فرزند ح. ا. متولد 1368 به کد ملی*با وکالت اقای ب. ش.، دائر بر: ایراد صدمه ی بدنی عمدی منتهی به نابینایی چشم چپ از حیث جنبه ی خصوصی (دیه)، با این توضیح که در خصوص جنبه ی عمومی ب. ت. ب. شمول مرور زمان قرار موقوفی تعقیب صادر و نسبت به جنبه ی خصوصی (دیه) مستندا به ماده ی 85 قانون ایین دادرسی کیفری پرونده به دادگاه ارسال گردیده است، موضوع: شکایت: اقای م. م. ن. فرزند ی. با وکالت اقای ف. ص. ت.، دادگاه با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده، تحقیقات صورت گرفته در مرجع انتظامی ودادسرا، اظهارات طرفین در مرجع انتظامی، دادسرا و دادگاه، اظهارات شهود ومطلعین در مرجع انتظامی و دادسرا، : و1- هر چند شاکی اقدام به اخذ گواهی سازمان *نموده است، لیکن صرف وجود گواهی سازمان *از موجبات حصول لوث برای دادگاه نمی‌باشد.، و حسب قانون وجود این اماره و وجود متهم در محل وقوع حادثه از موجبات لوث نبوده و در صورت تحقق لوث ابتدا از متهم جهت نفی اتهام از وی دلیل خواسته می‌شود.، که در این پرونده متهم جهت نفی اتهام از خود شهودی معرفی نموده که اظهارات ایشان به طور دقیق و مفصل در دادسرا اخذ شده که بیانگر عدم احراز عنصر مادی بزه به متهم م. ب..، 2- هر چند شاکی برای اثبات ادعای خود شهودی معرفی کرده است، لیکن متهم نیز جهت نفی اتهام از خود شهودی معرفی کرده که بیان کرده اند در زمان وقوع حادثه اقای س. پ. در نزد انها بوده و در اتاقی که شاکی مدعی است.در انجا صدمه دیده حضور نداشته است، و حتی یکی از شهود شاکی در اظهارات خود بیان داشت زمانی که داشتم چشم او را می شستم داد می زد ر. چکار کردی ک. کردی و اظهارات بلاوجه وکیل شاکی که بیان داشته شهود از اقوام متهم می‌باشند این در حالی است.که شهود شاکی نیز از اقوام وی می‌باشند و از طرفی حسب قانون وجود رابطه نسبی و سببی از موجبات جرح شاهد و عدم پذیرش شهادت شاهد نمی‌باشد.، 3- هر چند دیه مشمول مرور زمان تعقیب و شکایت نمی گردد.، ولی ب. ت. ب. گذشت بیست سال از این موضوع و عدم پیگیری شاکی در این بیست سال و اینکه بیان داشته مدام به من وعده و وعید می دادند دلیلی محکمه پسند نمی‌باشد.، و این جای سوال است.که چطور شاکی محترم این مدت زمان طولانی (بیست سال) را تحمل نموده ب. ت. ب. صدمه ایی که دیده (نابینایی از یک چشم) که قابل اغماض نیز نبوده و به متهم یا خانواده وی هیچ مراجعه ایی نداشته و در زمان وقوع حادثه هیچ مراجعه ایی به سازمان *نداشته است، علیهذا با عنایت به مراتب فوق و انکار مصرانه ی متهم و وکیل ایشان در تمامی مراحل رسیدگی، و تعارض دلیلین، و نظر به حاکمیت اصل برائت، اعمال قاعده ی دری، اعمال قاعده ی الدلیلان اذا تعارضا تساقطا، و اینکه حسب قانون هر گاه وقوع جرم یا برخی از شرایط ان و شرایط مسئولیت کیفری مورد شبهه یا تردید قرار گیرد و دلیلی بر نفی ان ثابت نشود. حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود.، و مستندا به اصل 37 قانون اساسی، مواد 120٫140٫160٫174٫185٫211، 212٫312٫313٫314٫315٫316 و 317 قانون مجازات اسلامی 1392، مواد 4٫320 و 322 قانون ایین دادرسی کیفری 1392، حکم به برائت متهم در این خصوص و پرداخت دیه نسبت به شاکی صادر و اعلام می‌گردد.، رای صادره حضوری بوده و با توجه موضوع اتهام (ایراد صدمه بدنی عمدی) و اینکه میزان دیه نصف دیه ی کامل م. ب..، مستندا به ماده ی 428 قانون ایین دادرسی کیفری 1392، ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور م. ب.. دفتر محترم دادنامه تایپ و به دادستان محترم، طرفین و وکلای ایشان ابلاغ گردد. در تاریخ 13 مرداد 1394، دادگاه بدوی به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی با سلاح سرد، حکمی صادر نمود. متهمان به ارتکاب رفتار مجرمانه که منجر به صدمه بدنی و عارضه روحی و روانی شاکی گردید، متهم شدند. دادگاه با استناد به مستندات شامل اظهارات شهود، گزارشات پزشکی قانونی و اقرار متهمان، م. ر. ا. را به هشت ماه حبس تعزیری و پرداخت دیه بابت جراحات و عوارض روانی محکوم کرد. همچنین، متهم ردیف دوم نیز به پرداخت دیه محکوم گردید. این رای قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر بود. در مرحله تجدیدنظر، ب. ت. ب. عدم وجود دلایل موجه برای نقض حکم و تایید شواهد و اظهارات شهود، دادگاه تجدیدنظر ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه بدوی را تایید کرد. رای صادره قطعی است و بر اساس مواد قانونی، از جمله بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری اتخاذ شده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/05/13 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: نسبت فامیلی از موارد جرح شهود نیست. در خصوص اتهام متهمین 1 - خ. الف. متولد 1358 با وکالت س. ث. 2 - الف. ی. متولد 1368 ردیف اول دایر بر ایراد ضرب‌ و جرح عمدی با سلاح سرد قمه و ردیف دوم دایر بر ایراد ضرب‌ و جرح عمدی با آچار چرخ نسبت به شاکی خصوصی س.ع. ن. و همچنین ردیف اول و دوم دایر بر شرکت در ایراد صدمه بدنی ناشی از تسبیب در عارضه روحی و روانی شاکی موصوف و پ.س. ن. موضوع اتهام مندرج در متن کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان پاکدشت دادگاه ب. ت. ب. محتویات و مندرجات پرونده و شکایت شاکی خصوصی موصوف اصالتا از طرف خود و به ولایت قهری از فرزندش خانم پ.س. ن. با وکالت وکیل رسمی دادگستری ش. و. و گزارش مراجع انتظامی و تحقیقات معموله و اظهارات مطلعین و مودای گواهی گواهان به شرح صفحات 107 و 11 و 112 و 113 و 114 و 244 و 245 و 246 و 247 و 292 و 293 و 294 و 295 و 296 و 312 و 313 و 314 و 315 و 316 و 347 و 348 و 349 پرونده با مواجهه حضوری با متهمین موید ارتکاب رفتار مجرمانه توسط م. ر. ا. با سلاح سرد قمه و ردیف دوم با آچار چرخ نسبت به شاکی ع. ن. و همچنین اضطراب و استرس شدید به نامبرده و دختر وی پ.س. ن. مستوجب عارضه روحی و روانی و عدول از استماع شهادت احدی از شهود شکات به نام خانم ط.الف. علی‌رغم تشریح جزئیات ارتکاب عمل مجرمانه متهمین در تاریخ و زمان وقوع جرم مندرج در صفحه 247 و 316 پرونده و نظریه پزشکی قانونی مندرج در صفحات 8 و 12 و 144 و 150 و 154 و 167 و 168 و 169 و 174 و 175 و 178 و 179 و 180 و 181 و 185 و 187 و 200 و 201 پرونده که ضایعه بند اول گواهی پزشکی به شماره 3 /م/ 1/181 مورخ 1389/05/01 را در اثر اصابت جسم تیز برنده و سایر صدمات را ناشی از اصابت جسم سخت تشخیص و تعیین نموده است و احراز رابطه علیت و سببیت بین فعل متهمین با وقوع ارتکاب رفتار مجرمانه منجر به مصدومیت و عارضه روحی و روانی شکات و صورت‌جلسه تحقیقات غیر محسوس مامورین انتظامی مورخ 1392/09/27 به شرح صفحات 262 و 263 پرونده مبنی بر عدم‌ تایید وضعیت اخلاقی و رفتاری متهمین در محل اقامت و سکونت و اقرار صریح و محمول بر صحت م. ر. ا. نسبت به اتهام انتسابی در مرحله دادسرا و در مرحله دادرسی در محضر دادگاه مبنی بر ایراد ضرب‌ و جرح عمدی شاکی ع. ن. با آچار چرخ منعکس در صفحات 38 و 194 و 229 و 230 و 248 و 277 و 319 و 343 پرونده و اقرار تلویحی متهم ردیف دوم مبنی بر حضور در صحنه جرم و قصد میانجیگری مضبوط در صفحات 106 و 11 و 191 و 231 و 232 پرونده و انکار بلاوجه مشارالیه نسبت به اتهام انتسابی و دفاعیات غیرموجه متهمین و وکیل مدافع م. ر. ا. مبنی بر عدم ارتکاب عمل مجرمانه توسط موکل و معرفی شهود معارض و فرقه... بودن شکات و علاوه بر پرداخت دیه به مجازات تعزیری مقرر در کتاب پنجم تعزیرات نیز محکوم می‌شوند و قطع‌ نظر از رابطه خویشاوندی شهود معارض ه.ک. و م. ر.ک. با م. ر. ا. به لحاظ کلی‌گویی و عدم تشریح جزئیات دقیق رفتار مجرمانه متهمین در تاریخ و زمان وقوع جرم بدون اتکاء به دلایل و شواهد متقن و محکمه‌پسند موثر در مقام نیست و سایر قراین و امارات و اوضاع‌ و احوال موجود و منعکس در پرونده بزهکاری متهمین ازنظر دادگاه محرز و مسلم است علی‌هذا دادگاه ب. ت. ب. مراتب معنونه و انطباق عمل مرتکبین مستند تبصره ماده 614 و 294 و 367 و 495 و تبصره 2 ناظر بر بند الف ماده 302 و بند سوم ماده 480 و 42 و بند دال ماده 484 قانون مجازات اسلامی و تبصره ذیل ماده 310 قانون اخیرالذکر مصوب 1392/02/11 م. ر. ا. را از حیث جنبه عمومی جرم به تحمل هشت ماه حبس تعزیری با احتساب کسر ایام بازداشت قبلی و از حیث جنبه خصوصی و حق‌الناس مباشرت در پرداخت دیه 1 - بابت زخم در حد متلاحمه پس سر به سه درصد دیه کامل انسان 2 - بابت ارش تورم نسوج نرم سمت راست سر به یک درصد دیه کامل انسان د. ح. ع. ن. و همچنین متهم ردیف دوم را صرفا از حیث جنبه خصوصی و حق‌الناس مباشرتا به پرداخت دیه 1 - بابت قرمزی نواری شکل بازوی راست سه ربع دینار 2 - بابت قرمزی کتف چپ به سه ربع دینار 3 - بابت ارش تشدید درد و علایم کمری در زمینه فتق دیسک بین مهره‌ای در ام آر آی مورخ 1389/01/23 (مهره L 5 SL) به دو درصد دیه کامل انسان د. ح. ع. ن. و همچنین هر یک از متهمین ردیف اول و دوم را مشترکا و متساویا به پرداخت دیه بابت اختلال افسردگی و اضطرابی به لحاظ عوارض روانی به دنبال حادثه به سه درصد دیه کامل انسان د. ح. ع. ن. و بابت ارش اضطراب و استرس شدید به لحاظ عارضه روحی و روانی به ده درصد دیه کامل انسان د. ح. پ.س. ن. ظرف مدت یک سال از تاریخ وقوع جرم مورخ 1389/01/02 د. ح. شکات خصوصی موصوف صادر و محکوم می‌نماید. رای صادره حضوری محسوب نسبت به اتهام ایراد ضرب‌ و جرح عمدی نسبت به متهم ردیف دوم مستند مفهوم مخالف بند دال ماده 232 از قانون آیین دادرسی کیفری به لحاظ کمتر از خمس دیه کامل قطعی و نسبت به سایر طرفین پرونده ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است. رئیس شعبه --- دادگاه عمومی و جزایی شهرستان پاکدشت - ترابی گلسفید رای دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای خ. ب. الف. با وکالت آقای س. ث.م. نسبت به دادنامه --- مورخ 1393/06/29 صادر شده از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی پاکدشت که به‌ موجب آن ت. ن. خ. به اتهام ایراد ضرب‌ و جرح عمدی با سلاح سرد ((قمه)) علاوه بر پرداخت دیه به شرح دادنامه از حیث جنبه عمومی جرم به تحمل هشت ماه حبس تعزیری با احتساب و کسر ایام بازداشت قبلی محکوم شده است، با عنایت به اینکه عمده اعتراض وکیل ت. ن. خ. عدم توجه اتهام به موکل وی و جرح شهود شاکی به لحاظ نسبت خویشاوندی است. چون نسبت فامیلی از موارد جرح شهود نمی‌باشد و مضافا اینکه اکثر شهود با مشخصات پوشش ((شلوار کردی مشکی)) و چاقو ((دسته قرمز)) صفحه 296 ت. ن. خ. را شناسایی کرده‌اند و با قاطعیت ایراد جرح توسط ت. ن. خ. نسبت به شاکی را تایید کرده‌اند فلذا چون اعتراض موثر و موجه از ناحیه ت. ن. خ. و وکیل وی مطرح نشده که موجبات نقض دادنامه را ایجاب نماید و دادنامه نیز از حیث رعایت مقررات قانونی بدون ایراد و اشکال اساسی اصدار یافته است، ضمن رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. مستندا به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه معترض‌عنه را عینا تایید و استوار می‌نماید. رای صادره قطعی است. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار در تاریخ 27 خرداد 1394، دادگاه بدوی به پرونده‌ای رسیدگی نمود که در آن متهم به تخریب عمدی یک دستگاه تراکتور و کمپرسور متعلق به شاکیان محکوم گردید. بر اساس گزارش مرجع انتظامی، اظهارات شاهدان و معاینه محل، دادگاه به این نتیجه رسید که انتساب بزه به متهم محرز است. لذا، بر اساس ماده 677 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370، متهم به شش ماه حبس محکوم شد. رای صادره قابلیت اعتراض در محاکم تجدیدنظر را داشت. در مرحله تجدیدنظر، دفاعیات متهم به جرح شهود و عدم شکایت مالک اصلی معطوف گردید؛ با این حال، دادگاه ب. ت. ب. شکایت مالک تراکتور، اعتراضات را موثر ندانسته و ضمن رد تجدیدنظرخواهی، رای بدوی را تایید نمود. این تصمیم بر اساس بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری صادر و قطعی اعلام گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/27 پیام: رابطه خویشاوندی، از موارد جرح شهود محسوب نمی شود. حسب محتویات پرونده الف.ر. متهم است به تخریب عمدی یک دستگاه تراکتور و کمپرسور که در اجاره شکات به اسامی ر.الف. و الف.الف. به شرح مندرج در پرونده، دادگاه با عنایت به گزارش مرجع انتظامی و شکایت شکات و اظهارات گواه و صورت‌جلسه مواجهه حضوری بین گواه و متهم و معاینه محل صورت گرفته از سوی مامورین انتظامی و دفاعیات غیرموجه و انکار بلا وجه متهم و سایر امارات و قرائن انتساب بزه معنونه به مشارالیه را محرز دانسته و مستندا به ماده 677 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 به تحمل شش ماه حبس محکوم می‌نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل‌اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران م. ب.. رئیس شعبه --- دادگاه جزایی دماوند - فخاری در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ….ر. با وکالت آقای م.ک. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 19/12/93 صادرشده از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی دماوند که به‌موجب آن ت. ن. خ. به اتهام تخریب عمدی یک دستگاه تراکتور و کمپرسور موضوع شکایت شکات به اسامی ر. و الف. هردو الف. به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم‌شده است ب. ت. ب. اینکه عمده اعتراض وکیل ت. ن. خ. جرح شهود به لحاظ نسبت داشتن با آنان و فاقد سمت بودن در مالکیت تراکتور و عدم شکایت مالک تراکتور و یا باغ م. ب. در صورتی که ابتدا مالک تراکتور آقای ص. نیز طرح شکایت کرده به لحاظ اینکه در اجاره شکات بوده ادامه پیگیری پرونده را به ایشان محول نموده و نسبت فامیلی نیز از موارد جرح شهود نمی‌باشد فلذا چون اعتراض موثر و موجه از ناحیه ت. ن. خ. مطرح نشده که موجبات نقض دادنامه را ایجاب نماید و دادنامه نیز از حیث رعایت مقررات قانونی بدون ایراد و اشکال اساسی اصدار یافته است ضمن رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. مستندا به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه معترض‌عنه را عینا تایید و استوار می‌نماید. رای صادره قطعی است.

موارد مرتبط 40

آرای مرتبط 37

نظریات مشورتی 2

مواد مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین