Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو ، حکایت از این دارد که : خانم ط. س.م.، در تاریخ 1391/11/9 ، د. ب. ط. همسر دائمی اش آقای …. ر.گ.، به دادگستری شهرستان ک. از توابع استان همدان، تقدیم داشته و صدور اذن در طلاق به لحاظ تحقق مفاد شرط موضوع بند 9 از شرایط ضمن العقد نکاح را از دادگاه تقاضا نموده است. رسیدگی به موضوع، به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ک. ارجاع شده و پس از ثبت دادخواست و انجام تشریفات اداری مربوط، در جریان رسیدگی قرار گرفته است. خواهان با ارائه و ابراز تصویر مصدق اوراق سند رسمی نکاحیه شماره .... مورخ 1382/3/27 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره ... حوزه ثبت ک. ، به شرح متن دادخواست تقدیمی، پیرامون خواسته خود این گونه توضیح داده است (برگ 4 پرونده) : « .... حسب رونوشت سند رسمی نکاحیه به شماره ترتیب ... به تاریخ 1382/3/27 ، به عقد دائم خوانده درآمدم و در حال حاضر ، دارای یک فرزند مشترک به نام «م.» می باشیم . نظر به این که مشارالیه ، به کرّات ، مرتکب جرایم مستوجب حد و تعزیر گردیده که در مراجع کیفری رباط کریم و ک. دارای پرونده های کیفری متعدد مبنی بر چاقوکشی و حمل مشروبات الکلی م. ب. که در حال حاضر نیز به علت ارتکاب جرم اخیر در ندامتگاه مرکزی همدان م. ب. ، لذا نظر به مراتب و اعمال بند 9 شروط ضمن العقد سند نکاحیه از محضر عالی ، تقاضای صدور اذن در طلاق به لحاظ تحقق شرط موضوع بند 9 به شرح ستون خواسته م. ا. . » خواهان، استعلام از مراجع ذی ربط را به عنوان یکی از دلایل خود در اثبات ادعایش مبنی بر تحقق مفاد شرط موضوع بند 9 از شروط ضمن العقد ، تعیین و تعرفه نموده است .در نخستین جلسه رسیدگی به موضوع که در تاریخ 1391/12/13 برگزار گردیده ، خ. ح. ی. ، خوانده نیز که تحت الحفظ مأمورین مراقب از زندان اعزام شده بوده ، در دادگاه حاضر گشته است، خ. خ. خ. را ب. ش. د. تقدیمی تعیین و اعلام نموده و توضیحاً افزوده است (برگ 14 ) : « ... به دلیل تحقق بند 9 از شروط ضمن العقد نکاح و تحقق وکالت ناشی از آن، تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم. یک فرزند مشترک به نام م. داریم که حضانت وی را به تشخیص دادگاه می گذارم و حرفی ندارم اگر حضانت به پدر واگذار شود . الان هم فرزندم نزد خانواده پدرش زندگی می کند . از مهریه ام تعداد 55 عدد سکه بهار آزادی را قبلاً به همسرم بذل کرده ام و مابقی مهریه را جداگانه مطالبه کرده ام و در شعبه دوم حقوقی رأی صادر شده است . در مورد نفقه ، جداگانه دادخواست داده ام که براساس آن اقدام خواهم کرد . در مورد جهیزیه هم رأی صادر شده است و براساس آن اقدام خواهم کرد . هیچ یک از حق مالی ناشی از زوجیت را به همسرم بذل نمی کنم و همه را جداگانه مطالبه کرده ام و براساس آن اقدام می کنم ... یک عدد از سکه های مهریه ام را در قبال مطلقه شدنم بذل می کنم و طلاق خلع را انتخاب می کنم . » خوانده (زوج) ، افزون بر تقدیم لایحه دفاعیه به دادگاه ، در جلسه رسیدگی فوق الذکر اظهار داشته است (همان برگ و برگ 15 ) :« .... اینجانب به دلیل معاونت در حمل مشروب به 6 ماه حبس محکوم شده ام و جزای نقدی ، که حکم قطعی شده و در حال اجراست . حکم صادره از دادگاه عمومی شهرستان رباط کریم صادر شده است و چند ماه از حبس ام مانده است و از شعبه 101 دادگاه جزایی ک. به دلیل ضرب و جرح به دیه و جریمه محکوم شده ام که پرداخت کرده ام و حکم اجرا شده است ، من حاضر به مطلقه کردن همسر نیستم ایشان مهریه و نفقه و جهیزیه را جداگانه مطالبه کرده و رأی صادر شده است . » خوانده ، در لایحه دفاعیه ثبت شده به شماره 1092 مورخ 1391/12/13 ، اظهار داشته است (برگ 13) : « ... اولاً ، مقام محترم می تواند سوابق کیفری این جانب را احراز و نسبت به صحت و سقم ادعای شاکی پی ببرد . ثانیاً ، درخصوص اتهام مشارکت در حمل مشروب که توسط دادگاه رباط کریم محکوم و اکنون در زندان همدان تحمل کیفر می نمایم که بنده این اتهام را به هیچ وجه قبول ندارم برای این که نه محموله مشروب تعلق به بنده دارد و نه از دست بنده کشف و ضبط شده است و این در دادنامه قید گردیده است ، بلکه این جانب به لحاظ دلسوزی و کمک به دو نفر غریبه که ماشین شان خراب و در راه مانده بود ، با تقاضای آنها که به درب منزل من مراجعه کرده بودند به یک نفر که یکی از فامیل های همسرم م. ب. زنگ زدم و گفتم که این ها ماشین لازم دارند . خود راننده همراه آن دو غریبه به سمت ماشین خراب شده رفته و با گرفتن کرایه کلان نسبت به بارگیری اقدام نموده که در رباط کریم به دام پلیس گرفتار می شود . ثالثاً ، چون سالهای گذشته با برادر و خانواده همسرم که بی جهت در زندگی خانوادگی ما دخالت می کردند اختلاف داشتیم و نیز از جانب آنها متحمل خسارات مادی و معنوی گردیده ام لذا شکایت با تحریک آنها صورت گرفته و در یکی از آنها (شکایت ها) با آوردن شاهد کذب نسبت به محکوم شدنم گردید . رابعاً ، شاکیه و خانواده ایشان از چنان مقام و منزلت اجتماعی برخوردار نیستند که با یک اتهام بنده ، حیثیت شان زیر سوال برود . این جانب معتقد به مبانی اسلام و احکام الهی بوده و عنوان مجرم با شخصیت بنده هم خوانی ندارد چون تشخیص این که جرمی ، مغایر با حیثیت و شئونات خانوادگی ب. ت. ب. وضع و موقع طرفین و عرف و موازین دیگر [است] با دادگاه محترم م. ب. لذا عاجزانه خواهشمند است نسبت به عدم صدور [گواهی عدم] امکان سازش اقدام نموده بلکه از فروپاشی زندگی مان جلوگیری شود .» دادگاه مرجوع الیه ، در پایان نخستین جلسه رسیدگی به موضوع ، قرار ارجاع امر به داوری را صادر نموده است . با اخطار دادگاه به طرفین ، خواهان ، آقای … س.م. را به عنوان داور خود به دادگاه معرفی کرده است . خوانده نیز با ارسال لایحه ای از زندان به دادگاه ، آقای م. ب. را به عنوان داور خویش معرفی نموده است . پس از ابلاغ مفاد قرار داوری و وظایف داوران و نحوه اقدام آنان به داوران توسط دادگاه ، داوران منتخب طرفین مشترکاً لایحه ای را امضاء و ضمن آن ، نتیجه اقدامات خ. ر. ب. دادگاه اعلام نموده اند . مفاد لایحه مزبور که به شماره 102 مورخ 1392/2/10 در دفتر دادگاه به ثبت رسیده ، حکایت از عدم توفیق داوران در ایجاد صلح و سازش میان زوجین دارد (برگ های 17 ، 22 ، 23 ، 27 ، 28 و 35 پرونده ) . دادگاه مرجوع الیه ، در تاریخ 1392/2/21 ، دستور معرفی خواهان را به پزشکی قانونی به منظور احراز وجود حمل در وی و هم چنین دستور مطالبه پرونده استنادی کلاسه 890499 مطروحه در شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی ک.– مربوط به یکی از محکومیت های کیفری زوج – را صادر نموده است . دستورات دادگاه اجرا شده و مرکز پزشکی قانونی شهر .، با ارسال نامه شماره 155 مورخ 1392/3/11 به دادگاه ، نتیجه آزمایش بارداری انجام شده درباره زوجه را منفی اعلام نموده است (برگ 42 ) . پرونده استنادی مورد مطالبه دادگاه نیز در تاریخ 1392/6/10 ، توسط قاضی دادگاه مورد ملاحظه قرار گرفته و خلاصه ای از آن در صورتمجلس مورخ 1392/6/10 انعکاس یافته و تصاویری از دادنامه های صادره در پرونده مزبور نیز تهیه و در پرونده طلاق ، ضبط و بایگانی می شود . به موجب دادنامه قطعیت یافته و اجراء شده شماره 500941 مورخ 1389/7/29 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی ک.، زوج (آقای …. ر.) به دلیل ارتکاب بزه ایراد جرح بدنی عمدی با چاقو نسبت به همسرش خانم ط. س.، به پرداخت یک درصد دیه کامله بابت بریدگی در حد دامیه در ناحیه کمر د. ح. شاکیه و پرداخت مبلغ چهار میلیون ریال – که بعداً در مقام رسیدگی واخواهی ، به مبلغ دو میلیون ریال تقلیل یافته – به عنوان جزای نقدی بدل از حبس ، د. ح. صندوق دولت ، محکومیت یافته است (برگ های 55 و 56 و 58 پرونده ) . دادگاه ، در همان تاریخ 1392/6/10 ، پس از ملاحظه محتویات پرونده استنادی ، ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 3100382 مورخ 1392/6/28 ، و بنا به جهات و دلایل مندرج در آن ، تخلف زوج از مفاد شرط موضوع بند 9 از شرایط ضمن العقد نکاح را محرز دانسته و به خواهان اجازه داده تا با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق ، با شروط مصرّح در دادنامه ، و با استفاده و اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن العقد ، خ. ر. ب. طلاق خلع ، مطلقه نماید . استدلال و استناد قانونی دادگاه در دادنامه مزبور ، این گونه تقریر و نگارش یافته است (برگ های 60 الی 62 پرونده) : « .... با عنایت به محتویات پرونده ، از جمله ، تصویر سند نکاحیه به شماره ترتیب ... تنظیمی در دفترخانه رسمی ثبت ازدواج شماره ... ک.، وجود رابطه زناشویی بین طرفین محرز است ، از طرفی ، تلاش دادگاه و داوران برای ایجاد سازش ، موثر واقع نگردیده است ، خ. ب. ش. خواسته در دادخواست و جلسات دادگاه اظهار داشته شوهرم بابت حمل مشروبات الکلی به تحمل شش ماه حبس محکوم گردیده و هم چنین ، بابت ایراد جرح عمدی نسبت به خودم به پرداخت دیه و جزای نقدی محکوم شده ، نظر به این که جرایم ارتکابی مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون ام م. ب. تقاضای اعمال وکالت به منظور مطلقه نمودن خودم را دارم . خوانده به محکومیت خود به جهت حمل مشروبات الکلی و تحمل زندان در دادگاه اقرار نموده و اتهام دیگر او مبنی بر ایراد جرح با چاقو مطابق دادنامه شماره 8909978123500941 مورخه 1389/7/29 صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی ک. محرز است ، به نظر دادگاه از آن جا که ارتکاب جرح عمدی با چاقو علیه زوجه که به لحاظ ساختار روحی و عاطفی آسیب پذیر است جرمی خلاف حیثیت خانوادگی و شئون اجتماعی و روانی زن محسوب می گردد بنابراین دادگاه با صحیح تلقی نمودن دعوی ، مستنداً به مواد 234 ، 237 و 1119 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/1 به خواهان اجازه داده می شود به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و ب. ت. ب. اینکه وی طلاق خلع را انتخاب نموده و از مهریه خویش یک عدد سکه کامل بهار آزادی را در قبال طلاق به شوهرش بذل نموده ، به وکالت از وی قبول بذل و پس از اجرای صیغه طلاق خلع با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن العقد نسبت به ثبت رسمی آن اقدام کند و اسناد و دفتر مربوطه را اصالتاً و نیز به وکالت از شوهر امضاء نماید . طلاق مزبور ، خلع است و عدّه آن از تاریخ وقوع ، سه طهر است . از آن جایی که خ. ا. د. مهریه ، نفقه ، جهیزیه و سایر حقوق مالی خود را جداگانه مطالبه کرده ، فلذا دادگاه از این جهت مواجه با تکلیف نیست . هم چنین ، حضانت طفل مشترک به نام م. ب. ت. ب. درخواست و رضایت خواهان ، به پدرش واگذار می شود و درخصوص ملاقات مادر و بستگان مادری با طفل ، این حق محفوظ است و در صورت مطالبه به صورت جداگانه از ناحیه دادگاه تعیین تکلیف خواهد شد . رعایت وجود شرایط صحت اجرای صیغه طلاق ، از جمله ، مراعات مفاد مواد 1134 ، 1135 ، 1140 و 1141 قانون مدنی حسب مورد بر عهده ... مجری [صیغه] طلاق خواهد بود ... » دادنامه فوق الذکر به طرفین ابلاغ گردیده و آقای ح. الف. – وکیل دادگستری – با معرفی خود به عنوان وکیل زوج ، ظرف مهلت مقرر قانونی ، با تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه نخستین ، به رأی بدوی اعتراض و تقاضای تجدیدنظر نموده است . وکیل ت. ن. خ. ، با ارائه و استناد به دادنامه شماره 101354 مورخ 1389/11/24 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ک. که مشعر بر محکومیت زوجه به بازگشت به منزل زوج و تمکین از وی م. ب. ، مفاداً و به خلاصه اظهار داشته که اولاً ، دو سال قبل از زندانی شدن موکل اش به دلیل محکومیت مربوط به معاونت در حمل مشروبات الکلی ، ت. ن. خ. (زوجه)، بدون عذر موجه ، منزل مشترک را ترک و به منزل پدری خود رفته و حاضر به بازگشت نشده تا این که طبق دادنامه شماره 101354 محکوم به تمکین از زوج شده است و این امر گویای آن است که ت. ن. خ. ، از قبل ، قصد طلاق و جدایی را داشته و حال ، زندانی شدن موکل را بهانه ای برای طلاق قرارداده است که دادگاه نباید به آن توجه کند . ثانیاً در دادگاهی که برای رسیدگی به ایراد ضرب و جرح تشکیل گردیده ، موکل به علت عدم توانایی در دفاع از خود ، قادر به اثبات این مطلب نبوده که نسبت به همسرش هیچ ضرب و جرحی با چاقو نداشته است و به این جهت ، حکم محکومیت او صادر شده است و بر فرض صحت موضوع ، باز هم جوازی برای صدور حکم طلاق نخواهد بود چون نه سابقه ضرب و جرح دارد و نه این که موکل ، از نظر روحی و روانی مشکلی دارد بلکه خود ت. ن. خ. چون قصد جدایی داشته ، با کوچکترین بهانه ادعا نموده که همسرش او را مورد ضرب و جرح با چاقو قرارداده است ثالثاً ، در هیچ دادگاهی ، با یک بار ضرب و جرح ، حکم طلاق صادر نشده است . رابعاً، موکل و ت. ن. خ. دارای فرزند مشترک هستند که 2 ساله م. ب. و در حال حاضر نیاز شدیدی به پدر و مادر دارد . خامساً موکل به شدت به حکم طلاق اعتراض داشته و حاضر به طلاق دادن همسر خود نمی باشد و علیرغم ترک منزل مشترک توسط زوجه ، موکل ، هیچ ازدواج مجددی نکرده و قصد راضی کردن زوجه را به منزل مشترک دارد (برگ های 76 الی 79 پرونده ) . پس از ثبت دادخواست تجدیدنظرخواهی و انجام تشریفات قانونی و تبادل لوایح ، پرونده در تاریخ 1392/11/17 به دفتر کل دادگاههای تجدیدنظر استان همدان ارسال و رسیدگی به موضوع ، در تاریخ 92/11/28 به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر آن استان ارجاع شده است (برگ 87) . دادگاه مرجوع الیه ، در تاریخ 1392/11/29 در وقت فوق العاده ، محتویات پرونده را مورد ملاحظه و بررسی قرار داده و چون اقدام دیگری را ضروری تشخیص نداده ، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 401244 مورخ 1392/11/30و با این استدلال که : « چون از ناحیه ت. ن. خ. ، ایراد و اعتراض موجه و مستدلی که موجب نقض یا بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته گردد ، ابراز نشده است و تصمیم دادگاه هم براساس محتویات پرونده ، مغایرتی با قوانین موضوعه ندارد » اعتراض ت. ن. خ. را مردود اعلام و دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتاً تأیید و استوار نموده است (برگ 88 پرونده) . دادنامه صادره از مرجع تجدیدنظر ، به طرفین ابلاغ گردیده و شخص زوج ، ظرف فرجه و مهلت مقرر قانونی ، با تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه صادر کننده رأی ، نسبت به دادنامه تجدیدنظری اعتراض و فرجام خواهی نموده است . تاریخ ابلاغ دادنامه فرجام خواسته به وکیل ف. خ. ، 1392/12/17 و تاریخ تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی توسط شخص ف. خ. ، 1392/12/24 بوده است . پس از ثبت دادخواست فرجام خواهی و انجام تشریفات قانونی و تبادل لوایح و با وصول لایحه جوابیه فرجام خوانده ، پرونده در تاریخ 1392/2/7 به دیوان عالی کشور ارسال و بعد از وصول ، رسیدگی به موضوع ، در تاریخ 1393/2/21 به این شعبه ارجاع گردیده و پرونده در نوبت بررسی قرار گرفته است . مندرجات دادخواست و لایحه فرجامی و نیز متن لایحه جوابیه فرجام خوانده ، به هنگام شور و مشاوره، قرائت خواهد شد . هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید . پس از قرائت گزارش آقای … - عضوممیز - و اوراق پرونده مشاوره نموده ، با اکثریت چنین رأی می دهد : رأی شعبه دیوان عالی کشور درخصوص فرجامخواهی آقای …. ر.گ. فرزند علی نسبت به دادنامه شماره 401244-1392/11/30 صادره از شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان همدان، ب. ت. ب. عنوان خواسته خواهان (ادعای تحقق شرط ضمن العقد) و نحوه دفاع خواندة دعوای نخستین در خصوص محکومیت به اتهامات مشارکت در حمل مشروب و ایراد جرح و ب. ت. ب. شخصیت اجتماعی خانواده خواهان نخستین و محکومیت زوجه به تمکین از زوج و ن. ب. ا. شرط تحقق بند نهم شروط ضمن العقد این است که محکومیت زوج بگونه ای باشد که معارض با شئون خانواده زوجه باشد و مورد شبهه است و نمی تواند موجب خروج از قاعده فقهی «الطلاق بید من اخذ بالساق» گردد ، بنابراین ضمن پذیرش فرجام خواهی، مستنداً به بند 2 ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ، دادنامه فرجام خواسته را نقض و در اجرای بند ج ماده 401 قانون مرقوم ، رسیدگی مجدد به شعبه دیگر حوزه دادگاه صادر کنندة رأی منقوض محوّل می گردد. رئیس و مستشارشعبه 31 دیوان عالی کشور سید حسین جعفری - سید احمد طباطبائی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی دعوی طلاق به دلیل محکومیت کیفری زوج در تاریخ 29 آذر 1393، دیوان عالی کشور به پرونده‌ای رسیدگی کرد که در آن درخواست صدور اذن طلاق بر اساس بند 9 شروط ضمن عقد نکاح مطرح شده بود. درخواست‌کننده به دلیل محکومیت‌های کیفری خوانده و رفتارهای نامناسب وی، تقاضای طلاق خلع را ارائه داد. خوانده در دفاعیات خود به محکومیت‌های مذکور اشاره کرده و اتهام را رد کرد. دادگاه ابتدایی پس از بررسی و عدم موفقیت در سازش، به درخواست طلاق رسیدگی کرده و اذن طلاق را صادر کرد. دادگاه تجدیدنظر نیز حکم اولیه را تایید و به اعتراض خوانده رسیدگی کرده و آن را رد کرد. در نهایت، دیوان عالی کشور با پذیرش فرجام‌خواهی خوانده، حکم تجدیدنظر را نقض و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگری ارجاع داد. دیوان در رای خود به عدم تحقق شرط بند 9 شروط ضمن عقد و تاثیر شخصیت اجتماعی خانواده‌ها اشاره کرده و نتیجه‌گیری کرد که محکومیت‌های خوانده نمی‌تواند مستند به طلاق باشد. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/09/29 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: محکومیت زوج به مشارکت در حمل مشروب و ایراد جرح، الزاما منجر به تحقق شرط ضمن عقد نکاح و وکالت زوجه در طلاق نمی شود بلکه مغایرت این محکومیت با شئون خانوادگی زوجه نیز باید مورد بررسی قرار بگیرد. رای خلاصه جریان پرونده مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو، حکایت از این دارد که: خانم ط. س.م.، در تاریخ 1391/11/09 ، د. ب. ط. همسر دائمی اش آقای …. ر.گ.، به دادگستری شهرستان ک. از توابع استان همدان، تقدیم داشته و صدور اذن در طلاق به لحاظ تحقق مفاد شرط موضوع بند 9 از شرایط ضمن العقد نکاح را از دادگاه تقاضا نموده است. رسیدگی به موضوع، به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ک. ارجاع شده و پس از ثبت دادخواست و انجام تشریفات اداری مربوط، در جریان رسیدگی قرار گرفته است. خواهان با ارائه و ابراز تصویر مصدق اوراق سند رسمی نکاحیه شماره.... مورخ 1382/03/27 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره... حوزه ثبت ک.، به شرح متن دادخواست تقدیمی، پیرامون خواسته خود این گونه توضیح داده است (برگ 4 پرونده): «.... حسب رونوشت سند رسمی نکاحیه به شماره ترتیب... به تاریخ 1382/03/27 ، به عقد دائم خوانده درآمدم و در حال حاضر، دارای یک فرزند مشترک به نام «م.» می باشیم. نظر به این که مشارالیه، به کرّات، مرتکب جرایم مستوجب حد و تعزیر گردیده که در مراجع کیفری رباط کریم و ک. دارای پرونده های کیفری متعدد مبنی بر چاقوکشی و حمل مشروبات الکلی م. ب. که در حال حاضر نیز به علت ارتکاب جرم اخیر در ندامتگاه مرکزی همدان می‌باشد، لذا نظر به مراتب و اعمال بند 9 شروط ضمن العقد سند نکاحیه از محضر عالی، تقاضای صدور اذن در طلاق به لحاظ تحقق شرط موضوع بند 9 به شرح ستون خواسته م. ا.. » خواهان، استعلام از مراجع ذی ربط را به عنوان یکی از دلایل خود در اثبات ادعایش مبنی بر تحقق مفاد شرط موضوع بند 9 از شروط ضمن العقد، تعیین و تعرفه نموده است.در نخستین جلسه رسیدگی به موضوع که در تاریخ 1391/12/13 برگزار گردیده، خواهان حضور یافته، خوانده نیز که تحت الحفظ مامورین مراقب از زندان اعزام شده بوده، در دادگاه حاضر گشته است، خ. خ. خ. را ب. ش. د. تقدیمی تعیین و اعلام نموده و توضیحا افزوده است (برگ 14 ): «... به دلیل تحقق بند 9 از شروط ضمن العقد نکاح و تحقق وکالت ناشی از آن، تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم. یک فرزند مشترک به نام م. داریم که حضانت وی را به تشخیص دادگاه می گذارم و حرفی ندارم اگر حضانت به پدر واگذار شود. الان هم فرزندم نزد خانواده پدرش زندگی می کند. از مهریه ام تعداد 55 عدد سکه بهار آزادی را قبلا به همسرم بذل کرده ام و مابقی مهریه را جداگانه مطالبه کرده ام و در شعبه دوم حقوقی رای صادر شده است. در مورد نفقه، جداگانه دادخواست داده ام که براساس آن اقدام خواهم کرد. در مورد جهیزیه هم رای صادر شده است و براساس آن اقدام خواهم کرد. هیچ یک از حق مالی ناشی از زوجیت را به همسرم بذل نمی کنم و همه را جداگانه مطالبه کرده ام و براساس آن اقدام می کنم... یک عدد از سکه های مهریه ام را در قبال مطلقه شدنم بذل می کنم و طلاق خلع را انتخاب می کنم. » خوانده (زوج)، افزون بر تقدیم لایحه دفاعیه به دادگاه، در جلسه رسیدگی فوق الذکر اظهار داشته است (همان برگ و برگ 15 ):«.... اینجانب به دلیل معاونت در حمل مشروب به 6 ماه حبس محکوم شده ام و جزای نقدی، که حکم قطعی شده و در حال اجراست. حکم صادره از دادگاه عمومی شهرستان رباط کریم صادر شده است و چند ماه از حبس ام مانده است و از شعبه --- دادگاه جزایی ک. به دلیل ضرب و جرح به دیه و جریمه محکوم شده ام که پرداخت کرده ام و حکم اجرا شده است، من حاضر به مطلقه کردن همسر نیستم ایشان مهریه و نفقه و جهیزیه را جداگانه مطالبه کرده و رای صادر شده است. » خوانده، در لایحه دفاعیه ثبت شده به شماره 1092 مورخ 1391/12/13 ، اظهار داشته است (برگ 13 ): «... اولا، مقام محترم می‌تواند سوابق کیفری این جانب را احراز و نسبت به صحت و سقم ادعای شاکی پی ببرد. ثانیا، در خصوص اتهام مشارکت در حمل مشروب که توسط دادگاه رباط کریم محکوم و اکنون در زندان همدان تحمل کیفر می نمایم که بنده این اتهام را به هیچ وجه قبول ندارم برای این که نه محموله مشروب تعلق به بنده دارد و نه از دست بنده کشف و ضبط شده است و این در دادنامه قید گردیده است، بلکه این جانب به لحاظ دلسوزی و کمک به دو نفر غریبه که ماشین شان خراب و در راه مانده بود، با تقاضای آنها که به درب منزل من مراجعه کرده بودند به یک نفر که یکی از فامیل های همسرم م. ب. زنگ زدم و گفتم که این ها ماشین لازم دارند. خود راننده همراه آن دو غریبه به سمت ماشین خراب شده رفته و با گرفتن کرایه کلان نسبت به بارگیری اقدام نموده که در رباط کریم به دام پلیس گرفتار می‌شود. ثالثا، چون سالهای گذشته با برادر و خانواده همسرم که بی جهت در زندگی خانوادگی ما دخالت می کردند اختلاف داشتیم و نیز از جانب آنها متحمل خسارات مادی و معنوی گردیده ام لذا شکایت با تحریک آنها صورت گرفته و در یکی از آنها (شکایت ها) با آوردن شاهد کذب نسبت به محکوم شدنم گردید. رابعا، شاکیه و خانواده ایشان از چنان مقام و منزلت اجتماعی برخوردار نیستند که با یک اتهام بنده، حیثیت شان زیر سوال برود. این جانب معتقد به مبانی اسلام و احکام الهی بوده و عنوان مجرم با شخصیت بنده هم خوانی ندارد چون تشخیص این که جرمی، مغایر با حیثیت و شئونات خانوادگی ب. ت. ب. وضع و موقع طرفین و عرف و موازین دیگر [است] با دادگاه محترم م. ب. لذا عاجزانه خواهشمند است نسبت به عدم صدور [گواهی عدم] امکان سازش اقدام نموده بلکه از فروپاشی زندگی مان جلوگیری شود.» دادگاه مرجوع الیه، در پایان نخستین جلسه رسیدگی به موضوع، قرار ارجاع امر به داوری را صادر نموده است. با اخطار دادگاه به طرفین، خواهان، آقای … س.م. را به عنوان داور خود به دادگاه معرفی کرده است. خوانده نیز با ارسال لایحه ای از زندان به دادگاه، آقای م. ب. را به عنوان داور خویش معرفی نموده است. پس از ابلاغ مفاد قرار داوری و وظایف داوران و نحوه اقدام آنان به داوران توسط دادگاه، داوران منتخب طرفین مشترکا لایحه ای را امضا و ضمن آن، نتیجه اقدامات خ. ر. ب. دادگاه اعلام نموده اند. مفاد لایحه مزبور که به شماره 102 مورخ 1392/02/10 در دفتر دادگاه به ثبت رسیده، حکایت از عدم توفیق داوران در ایجاد صلح و سازش میان زوجین دارد (برگ های 17 ، 22 ، 23 ، 27 ، 28 و 35 پرونده). دادگاه مرجوع الیه، در تاریخ 1392/02/21 ، دستور معرفی خواهان را به پزشکی قانونی به منظور احراز وجود حمل در وی و هم چنین دستور مطالبه پرونده استنادی کلاسه --- مطروحه در شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ک.- مربوط به یکی از محکومیت های کیفری زوج - را صادر نموده است. دستورات دادگاه اجرا شده و مرکز پزشکی قانونی شهر.، با ارسال نامه شماره 155 مورخ 1392/03/11 به دادگاه، نتیجه آزمایش بارداری انجام شده درباره زوجه را منفی اعلام نموده است (برگ 42 ). پرونده استنادی مورد مطالبه دادگاه نیز در تاریخ 1392/06/10 ، توسط قاضی دادگاه مورد ملاحظه قرار گرفته و خلاصه ای از آن در صورتمجلس مورخ 1392/06/10 انعکاس یافته و تصاویری از دادنامه های صادره در پرونده مزبور نیز تهیه و در پرونده طلاق، ضبط و بایگانی می‌شود. به موجب دادنامه قطعیت یافته و اجراء شده شماره 500941 مورخ 1389/07/29 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ک.، زوج (آقای …. ر.) به دلیل ارتکاب بزه ایراد جرح بدنی عمدی با چاقو نسبت به همسرش خانم ط. س.، به پرداخت یک درصد دیه کامله بابت بریدگی در حد دامیه در ناحیه کمر د. ح. شاکیه و پرداخت مبلغ چهار میلیون ریال - که بعدا در مقام رسیدگی واخواهی، به مبلغ دو میلیون ریال تقلیل یافته - به عنوان جزای نقدی بدل از حبس، د. ح. صندوق دولت، محکومیت یافته است (برگ های 55 و 56 و 58 پرونده). دادگاه، در همان تاریخ 1392/06/10 ، پس از ملاحظه محتویات پرونده استنادی، ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1392/06/28 ، و بنا به جهات و دلایل مندرج در آن، تخلف زوج از مفاد شرط موضوع بند 9 از شرایط ضمن العقد نکاح را محرز دانسته و به خواهان اجازه داده تا با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق، با شروط مصرّح در دادنامه، و با استفاده و اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن العقد، خ. ر. ب. طلاق خلع، مطلقه نماید. استدلال و استناد قانونی دادگاه در دادنامه مزبور، این گونه تقریر و نگارش یافته است (برگ های 60 الی 62 پرونده): «.... با عنایت به محتویات پرونده، از جمله، تصویر سند نکاحیه به شماره ترتیب... تنظیمی در دفترخانه رسمی ثبت ازدواج شماره... ک.، وجود رابطه زناشویی بین طرفین محرز است، از طرفی، تلاش دادگاه و داوران برای ایجاد سازش، موثر واقع نگردیده است، خ. ب. ش. خواسته در دادخواست و جلسات دادگاه اظهار داشته شوهرم بابت حمل مشروبات الکلی به تحمل شش ماه حبس محکوم گردیده و هم چنین، بابت ایراد جرح عمدی نسبت به خودم به پرداخت دیه و جزای نقدی محکوم شده، نظر به این که جرایم ارتکابی مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون ام م. ب. تقاضای اعمال وکالت به منظور مطلقه نمودن خودم را دارم. خوانده به محکومیت خود به جهت حمل مشروبات الکلی و تحمل زندان در دادگاه اقرار نموده و اتهام دیگر او مبنی بر ایراد جرح با چاقو مطابق دادنامه شماره --- مورخه 1389/07/29 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ک. محرز است، به نظر دادگاه از آن جا که ارتکاب جرح عمدی با چاقو علیه زوجه که به لحاظ ساختار روحی و عاطفی آسیب پذیر است جرمی خلاف حیثیت خانوادگی و شئون اجتماعی و روانی زن محسوب می‌گردد بنابراین دادگاه با صحیح تلقی نمودن دعوی، مستندا به مواد 234 ، 237 و 1119 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/01 به خواهان اجازه داده می‌شود به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و ب. ت. ب. اینکه وی طلاق خلع را انتخاب نموده و از مهریه خویش یک عدد سکه کامل بهار آزادی را در قبال طلاق به شوهرش بذل نموده، به وکالت از وی قبول بذل و پس از اجرای صیغه طلاق خلع با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن العقد نسبت به ثبت رسمی آن اقدام کند و اسناد و دفتر مربوطه را اصالتا و نیز به وکالت از شوهر امضا نماید. طلاق مزبور، خلع است و عدّه آن از تاریخ وقوع، سه طهر است. از آن جایی که خ. ا. د. مهریه، نفقه، جهیزیه و سایر حقوق مالی خود را جداگانه مطالبه کرده، فلذا دادگاه از این جهت مواجه با تکلیف نیست. هم چنین، حضانت طفل مشترک به نام م. ب. ت. ب. درخواست و رضایت خواهان، به پدرش واگذار می‌شود و در خصوص ملاقات مادر و بستگان مادری با طفل، این حق محفوظ است و در صورت مطالبه به صورت جداگانه از ناحیه دادگاه تعیین تکلیف خواهد شد. رعایت وجود شرایط صحت اجرای صیغه طلاق، از جمله، مراعات مفاد مواد 1134 ، 1135 ، 1140 و 1141 قانون مدنی حسب مورد بر عهده... مجری [صیغه] طلاق خواهد بود... » دادنامه فوق الذکر به طرفین ابلاغ گردیده و آقای ح. الف. - وکیل دادگستری - با معرفی خود به عنوان وکیل زوج، ظرف مهلت مقرر قانونی، با تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه نخستین، به رای بدوی اعتراض و تقاضای تجدیدنظر نموده است. وکیل تجدیدنظرخواه، با ارائه و استناد به دادنامه شماره --- مورخ 1389/11/24 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ک. که مشعر بر محکومیت زوجه به بازگشت به منزل زوج و تمکین از وی می‌باشد، مفادا و به خلاصه اظهار داشته که اولا، دو سال قبل از زندانی شدن موکل اش به دلیل محکومیت مربوط به معاونت در حمل مشروبات الکلی، ت. ن. خ. (زوجه)، بدون عذر موجه، منزل مشترک را ترک و به منزل پدری خود رفته و حاضر به بازگشت نشده تا این که طبق دادنامه شماره --- محکوم به تمکین از زوج شده است و این امر گویای آن است که تجدیدنظرخوانده، از قبل، قصد طلاق و جدایی را داشته و حال، زندانی شدن موکل را بهانه ای برای طلاق قرارداده است که دادگاه نباید به آن توجه کند. ثانیا در دادگاهی که برای رسیدگی به ایراد ضرب و جرح تشکیل گردیده، موکل به علت عدم توانایی در دفاع از خود، قادر به اثبات این مطلب نبوده که نسبت به همسرش هیچ ضرب و جرحی با چاقو نداشته است و به این جهت، حکم محکومیت او صادر شده است و بر فرض صحت موضوع، باز هم جوازی برای صدور حکم طلاق نخواهد بود چون نه سابقه ضرب و جرح دارد و نه این که موکل، از نظر روحی و روانی مشکلی دارد بلکه خود ت. ن. خ. چون قصد جدایی داشته، با کوچکترین بهانه ادعا نموده که همسرش او را مورد ضرب و جرح با چاقو قرارداده است ثالثا، در هیچ دادگاهی، با یک بار ضرب و جرح، حکم طلاق صادر نشده است. رابعا، موکل و ت. ن. خ. دارای فرزند مشترک هستند که 2 ساله م. ب. و در حال حاضر نیاز شدیدی به پدر و مادر دارد. خامسا موکل به شدت به حکم طلاق اعتراض داشته و حاضر به طلاق دادن همسر خود نمی‌باشد و علیرغم ترک منزل مشترک توسط زوجه، موکل، هیچ ازدواج مجددی نکرده و قصد راضی کردن زوجه را به منزل مشترک دارد (برگ های 76 الی 79 پرونده). پس از ثبت دادخواست تجدیدنظرخواهی و انجام تشریفات قانونی و تبادل لوایح، پرونده در تاریخ 1392/11/17 به دفتر کل دادگاه‌های تجدیدنظر استان همدان ارسال و رسیدگی به موضوع، در تاریخ 92/11/28 به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر آن استان ارجاع شده است (برگ 87 ). دادگاه مرجوع الیه، در تاریخ 1392/11/29 در وقت فوق العاده، محتویات پرونده را مورد ملاحظه و بررسی قرار داده و چون اقدام دیگری را ضروری تشخیص نداده، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1392/11/30 و با این استدلال که: « چون از ناحیه تجدیدنظرخواه، ایراد و اعتراض موجه و مستدلی که موجب نقض یا بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته گردد، ابراز نشده است و تصمیم دادگاه هم براساس محتویات پرونده، مغایرتی با قوانین موضوعه ندارد » اعتراض ت. ن. خ. را مردود اعلام و دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتا تایید و استوار نموده است (برگ 88 پرونده). دادنامه صادره از مرجع تجدیدنظر، به طرفین ابلاغ گردیده و شخص زوج، ظرف فرجه و مهلت مقرر قانونی، با تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه صادر کننده رای، نسبت به دادنامه تجدیدنظری اعتراض و فرجام خواهی نموده است. تاریخ ابلاغ دادنامه فرجام خواسته به وکیل فرجام خواه، 1392/12/17 و تاریخ تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی توسط شخص فرجام خواه، 1392/12/24 بوده است. پس از ثبت دادخواست فرجام خواهی و انجام تشریفات قانونی و تبادل لوایح و با وصول لایحه جوابیه فرجام خوانده، پرونده در تاریخ 1392/02/07 به دیوان عالی کشور ارسال و بعد از وصول، رسیدگی به موضوع، در تاریخ 1393/02/21 به این شعبه ارجاع گردیده و پرونده در نوبت بررسی قرار گرفته است. مندرجات دادخواست و لایحه فرجامی و نیز متن لایحه جوابیه فرجام خوانده، به هنگام شور و مشاوره، قرائت خواهد شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … - عضو ممیز - و اوراق پرونده مشاوره نموده، با اکثریت چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور در خصوص فرجامخواهی آقای …. ر.گ. فرزند علی نسبت به دادنامه شماره --- - 1392/11/30 صادره از شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان همدان، ب. ت. ب. عنوان خواسته خواهان (ادعای تحقق شرط ضمن العقد) و نحوه دفاع خوانده دعوای نخستین در خصوص محکومیت به اتهامات مشارکت در حمل مشروب و ایراد جرح و ب. ت. ب. شخصیت اجتماعی خانواده خواهان نخستین و محکومیت زوجه به تمکین از زوج و ن. ب. ا. شرط تحقق بند نهم شروط ضمن العقد این است که محکومیت زوج بگونه ای باشد که معارض با شئون خانواده زوجه باشد و مورد شبهه است و نمی تواند موجب خروج از قاعده فقهی «الطلاق بید من اخذ بالساق» گردد، بنابراین ضمن پذیرش فرجام خواهی، مستندا به بند 2 ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی، دادنامه فرجام خواسته را نقض و در اجرای بند ج ماده 401 قانون مرقوم، رسیدگی مجدد به شعبه دیگر حوزه دادگاه صادر کننده رای منقوض محوّل می‌گردد. رئیس و مستشارشعبه --- دیوان عالی کشور در تاریخ 8 آذر 1394، دیوان عالی کشور به درخواست فرجام‌خواهی ز. ن. ب. دادنامه صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی رسیدگی نمود. زوجه درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای صیغه طلاق را بر اساس بند 9 قسمت ب شروط ضمن عقد نکاح مطرح کرد و ادعا کرد که به دلیل محکومیت زوج به حبس به اتهام سرقت، این شرط محقق شده است. دادگاه بدوی به دلیل عدم قطعیت حکم صادره علیه زوج، دعوی را رد کرد. در مرحله تجدیدنظر، با تایید محکومیت زوج و زوجه به اتهام مشارکت در جرم، دادگاه اعلام کرد که زوجه نمی‌تواند به تحقق شرط مذکور استناد کند. زوجه به این رای اعتراض کرد و مدعی شد که ارتکاب سرقت توسط زوج موجب هتک حیثیت او و خانواده‌اش شده است. دیوان عالی کشور پس از بررسی مستندات و استدلال‌های ارائه‌شده، رای تجدیدنظر را مطابق با موازین قانونی و شرعی دانسته و با استناد به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی، فرجام‌خواهی را رد و رای تجدیدنظر را تایید کرد. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/08 پیام: در دعوی طلاق به دلیل محکومیت کیفری زوج، زوجه نمی تواند به دادنامه ای استناد کند که در آن علاوه بر محکومیت زوج، خود وی و برخی از اعضای خانواده اش نیز به دلیل مشارکت در جرم (سرقت) محکوم شده اند. خانم م. پ.ن. با وکالت آقای ع. گ. د. ب. ط. آقای ن. ق.ش. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق مستندا به بند 9 قسمت ب شروط ضمن عقد نکاح تقدیم و توضیح داده: موکل در علقه زوجیت دائم خوانده دعوی قرار دارد. خوانده طی حکم قطعی به اتهام سرقت محکوم به زندان گردیده و موکل نیز علیرغم استرداد طلب گرفتار موضوع گردیده است. ب. ت. ب. مراتب و تصویر دادنامه صادره صدور حکم به خواسته مورد تقاضاست. در تاریخ 93/9/9 دادخواست جهت رسیدگی به شعبه هفتم دادگاه حقوقی ارجاع می‌گردد. پس از جری تشریفات قانونی در تاریخ 93/10/17 زوج و وکیل ز. د. ج. دادگاه حاضر می‌شوند. وکیل زوجه خواسته را تکرار می‌نماید و توضیح می دهد بر اثر ارتکاب جرم توسط زوج موکله نیز به تحمل دو سال حبس محکوم شده است. زوج می گوید اولا- رای صادره هنوز قطعیت نیافته و در مرحله تجدیدنظر است.من نمی خواهم طلاق بدهم و یک فرزند پسر مشترک داریم. دادگاه طی دادنامه شماره --- مورخ 93/10/21 :چون محکومیت زوج قطعیت نیافته لذا شرط ضمن عقد(بند 9 قسمت ب از شروط ضمن عقد نکاح)تحقق نیافته به استناد ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان را صادر می‌نماید. پس از ابلاغ رای، وکیل ز. ن. ب. آن اعتراض و تجدیدنظرخواهی کرده است.اجمال اعتراض این است که به موجب دادنامه شماره --- - 93/11/19 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی رای محکومیت جزایی زوج قطعی شده است. شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی: ب. ت. ب. محکومیت زوج به تحمل سه سال حبس و 70 ضربه شلاق تعزیری و استرداد وجوه مسروقه و اینکه در دادنامه استنادی یعنی همین دادنامه قطعی خودِ زوجه نیز به تحمل دو سال حبس و 50 ضربه شلاق تعزیری به اتهام مشارکت در تحصیل اموال مسروقه محکوم شده است لذا نمی تواند به تحقق بند 9 استناد نماید بنابراین با رد اعتراض دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می‌نماید. این رای مورد اعتراض و فرجام خواهی وکیل زوجه قرار گرفته است. اجمال اعتراض این است که حسب اظهار موکل زوج قبل از دستگیری سهم الارث پدری زوجه را دریافت می‌نماید موکل نیز اقدام به خریداری یک دستگاه آپارتمان می‌نماید بعدا کاشف به عمل می آید که پول پرداخت شده به موکل از محل اموال مسروقه بوده است که موکل و برادر او نیز محکوم و راهی زندان می گردند. زوج با انجام سرقت نه تنها آبروی خود و زوجه را برده بلکه موجب روانه شدن موکله و برادر او نیز به زندان گردیده است و موضوع منجر به هتک حیثیت موکله و خانواده وی در سطح شهر ارومیه که شهری نسبتا کوچک و اکثریت ساکنان آن همدیگر را می شناسند گردیده است بنابراین تقاضای نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را دارد.سپس پرونده به دیوان کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: صدور رای شایسته موافق موازین قانونی مورد تقاضا م. ب.. در خصوص دادنامه فرجام خواسته،مشاوره نموده و چنین رای می دهد فرجام خواهی خانم م. پ.ن. با وکالت آقای ع. گ. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/4/20 صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی ب. ت. ب. محتویات پرونده و استدلال دادگاه‌ها دائر بر عدم احراز تحقق شرط بند 9 از قسمت ب از شروط ضمن عقد مندرج در سند ازدواج به دلیل محکومیت خودِ زوجه و برخی از اعضای خانواده اش در رای استنادی به جرم مشارکت در معامله اموال مسروقه که توسط زوج مورد سرقت واقع گردیده،موجّه و قابل پذیرش تشخیص داده نمی شود.رای صادره مطابق با موازین شرعی و مقررات قانونی و با رعایت اصول و تشریفات دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوی صادر گردیده است. بنابراین با رد فرجام خواهی، رای فرجام خواسته به استناد مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می‌گردد. شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون دکتر … - غلامحسین ذات عجم

موارد مرتبط 56

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 4

مقرراتِ مرتبط 1

دکترین 11

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین