رأی
رأی خلاصه جریان پرونده
رأی خلاصه جریان پرونده
شماره پرونده : 9309982165302200 شماره دادنامه : 9409970906800754 تاریخ : 1394/10/29 خلاصه جریان پرونده در تاریخ 93/8/22 آقای س. ح. با وکالت بعدی آقای س. ث. بطرفیت خانم ف. ن. دادخواستی بخواسته صدور حکم به تنفیذ انحلال نکاح (وقوع طلاق رجعی) و اخراج از منزل مشترک و الزام به ثبت طلاق رسمی و تعیین وضعیت حضانت و ملاقات طفل مشترک تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که اینجانب طی سند نکاحیه پیوست در تاریخ 1387/4/4 با خوانده دعوی عقد نکاح نموده ام و ثمره زندگی مشترک یک طفل مشترک بنام کوثر الشریعه متولد آبان 1389 م.
ب. در تاریخ 93/8/22 که تاریخ وقوع طلاق است طی صورتمجلس وقوع طلاق پیوست و در حضور شهود عدلین (حتی در برابر) حین الوقوع طلاق که امضاء آنان در دفتر گواهی امضاء دفتر اسناد رسمی گواهی شده است طلاق واقع گردیده و ز. د. ت. وقوع طلاق در طهر غیر مواقعه بوده و متخلی از عادات النساء بوده است و ب. ت. ب. عدم ضرورت توقف و اناطه وقوع شرعی طلاق زوج بر اجازه محاکم خانواده (که چنین توقف و ضرورتی در قانون حمایت خانواده و سایر قوانین موضوعه مملکتی وجود ندارد) و مبانی فقه امامیه بر عدم ضرورت شرعی حضور زوجه در مجلس وقوع طلاق و عدم ضرورت قانونی حضور یا اطلاع زوجه در حین ایام عده از وقوع طلاق متعاقباً با تقدیم این دادخواست تنفیذ انحلال نکاح از طریق محاکم خانواده بوی ابلاغ میشود احکام شرعی تابع ضوابط شرعی است همانند وقوع طلاق در حضور شهود عدلین و این امر منوط و ملازمه به صدور احکام از انواع مقرر و ماده 26 قانون حمایت خانواده ندارد همانند صدور حکم تنفیذ وقوع طلاق بدیهی است زوجه می تواند مطابق قانون حمایت خانواده مصوب سال1391 حقوق محتمل ادعائی ناشی از زوجیت خود را مطالبه کند بحکم ماده 29 قانون حمایت خانواده (پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوطه اقدام کند) و در موارد اختلاف با دادخواست مطالبه کند لذا مطابق قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و موازین شرعی و مقررات قانونی صدور حکم به تنفیذ انحلال نکاح (وقوع طلاق) و اخراج از منزل مشترک و الزام خوانده به حضور در دفتر طلاق و تنظیم و ثبت سند رسمی و نیز تعیین وضعیت حضانت و ملاقات طفل مشترک م.
ا.. دادخواست مطروحه در شعبه 258 دادگاه خانواده تهران ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. جلسه اول دادرسی بتاریخ 94/1/18 با حضور خواهان و وکیل ایشان تشکیل گردید. خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم نکرده است وکیل خ. ا. د. خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است تقاضای رسیدگی دارم خ. ا. د. ضمن تأکید بر خواسته، لایحه مفصلی در این جلسه تسلیم دادگاه شد تقاضای مطالعه لایحه و دقت در متن آن را دارم و نیز تقاضای استماع شهادت شهود حاضر در جلسه را دارم شهود نیز حاضرند و قبلاً نیز برای خوانده به پیوست دادخواست تعرفه شده اند.
دادگاه فی المجلس اقدام به استماع شهادت شهود حاضر در دادگاه را نموده است اولین گواه بنام آقای … عباس اظهار داشت حدود 20 الی 25 سال است که با خانواده خواهان آشنا هستم و اگرچه متأثر و متأسفم از طلاق ولی بهرحال طلاق هم می تواند بخشی از زندگی باشد همسر ایشان به خانم من گفته بود و من هم گفتم در شرایطی حاضرم در جلسه بررسی موضوع خانوادگی باشم که شوهر شما (یعنی خواهان) باشد که رفتیم و شهادت میدهم که خواهان در نزد ما خطبه و صیغه عربی طلاق را جاری کردند اینکه این کار شرعاً درست است یا خیر ربطی بمن ندارد و من فقط شهادت میدهم که خواهان در منزل آقای … 8 غروب اقدام به اجرای صیغه طلاق نمودند مراتب را کتباً ارائه نمودم.
شاهد دوم بنام آقای … اسدی فرزند شیروان اظهار داشت شهادت می دهم که شب بود ساعت 7/15 یا 8 شب بود من به جلسه دعوت شدم چون راه اصلاح نبود خواهان در حضور ما و افراد دیگر صیغه طلاق را جاری کردند و به زبان عربی اجرای طلاق کردند. شاهد سوم بنام آقای … اظهارداشت در جلسه که در منزل من بود و شهادت میدهم که خواهان صیغه عربی طلاق را بجا آوردند و شهادت تکمیلی در لایحه ای تقدیم شد پس از استماع شهادت شهود خ. ا. د. حرفهایم همان است که طی لایحه ای گفتم و تقاضای دقت در متن لایحه را دارم.
سپس دادگاه با اعلام ختم دادرسی بموجب دادنامه شماره 42-94 مورخ 94/1/22 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی ب. ت. ب. مفاد دادخواست خواهان که بطور مبسوط و مفصل بیان گردیده است و ب. ت. ب. اظهارات خواهان و وکیل ا. د. ج. رسیدگی و قطع نظر از اینکه خ. د. ج. رسیدگی حاضر نشده و لایحه ای نیز نداده است خواهان پرونده مدعی است مطابق سند نکاحیه شماره 4725 مورخ 87/4/4 صادره از دفتر رسمی ازدواج شماره 203 تهران با خانم ف. ن. ازدواج دائم نموده و حالیه یک فرزند مشترک دختر 4 ساله بنام کوثر الشریعه ح.
دارند و چون بقاء زندگی مشترک تبعات سوء غیر قابل جبران داشته زوج در حضور چند شاهد عادل زوجه را شخصاً مطلقه نموده است یعنی خودش صیغه شرعی طلاق را جاری کرده است لذا تقاضای تنفیذ این طلاق شرعی را نموده است تا بتواند پس از تأیید و تنفیذ دادگاه و با حصول طلاق قضایی ضمن ثبت آن در دفاتر رسمی طلاق آثار آن را جاری نماید و تأکید نموده که زوجه نیز می تواند برای استیفای حقوق مالی ناشی از زوجیت اقدام نماید و خواهان نیز در جلسه رسیدگی لایحه مفصلی ارائه نموده و سه نفر شهود خواهان نیز شهادت خود را در جلسه رسیدگی با تصریح بر اجرای صیغه طلاق توسط زوج بیان نموده اند و اگرچه زوج که جایگاه علمی و اجتماعی قابل توجه دارد و شرعاً حق داشته با رعایت شرایط فقهی اقدام به طلاق شرعی نماید و لیکن تقاضای خواهان و عنوان خواسته ایشان حاکی از آن است که دادگاه نیز با تأیید و تنفیذ اقدام زوج حکم به تنفیذ طلاق و اجابت خو.استه های متعدد وی نماید به عبارتی دادگاه نیز طلاق قضایی را صادر نماید در حالیکه برای دادگاه معلوم نیست که آیا شرایط شرعی و فقهی مربوط به موضوع رعایت شده یا خیر مثلاً علیرغم تأکید و تکرار موضوع وقوع طلاق در طهر غیر مواقعه و متخلی بودن زوجه از عادات النساء (که هم در متن دادخواست اولیه و هم در اظهارات و لوایح بعدی آمده است) برای دادگاه معلوم نیست که آیا واقعاً طلاق واقعه، واجد شرایط شرعی بوده است یا خیر و مطابق فتوای مراجع که تأکید بر پاک بودن زن از حیض و نفاس در وقت طلاق دارند در این پرونده ب.
ت. ب. اوضاع و احوال زوجین و بودن زوجه در منزل زوج و عدم حضور و شرکت او در مجلس اجرای صیغه طلاق و عدم اطلاع شهود از طهر زوجه، دادگاه طلاق ادعایی از سوی خواهان را قابل تنفیذ ندانسته فلذا مستنداً بماده 197 قانون آئین دادرسی مدنی حکم بر بطلان ادعای خواهان صادرو در خصوص سایر خواسته های خواهان ب. ت. ب. اینکه اجابت آن فرع بر تنفیذ طلاق بوده و معمولاً محاکم خانواده با هدایت ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب 91/12/1 زمانی به فروعات طلاق خواهند پرداخت که رأی طلاق را صادر نمایند لذا سایر خواسته های خواهان را قابل اجابت ندانسته و حکم به رد آن صادر نموده است.
پس از ابلاغ رأی صادره خواهان باتفاق وکیل خود با تقدیم دادخواست و لایحه اعتراضیه نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده اند که پس از طی تشریفات قانونی شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران وارد رسیدگی شده و با تعیین وقت از طرفین دعوت برسیدگی بعمل آمد در جلسه دادرسی مورخ 94/4/30 ه با حضور متداعیین و وکیل ت. ن. خ. تشکیل گردیده ت. ن. خ. اظهار داشت اینجانب س. ح. در تاریخ 1393/8/22 در حضور شهود همسر را شرعاً مطلقه به طلاق رجعی نموده ام و ایام عده نیز منتفی شده است و در ایام عده نیز زوجه ساکن منزل مشترک بوده است و تاکنون نیز من رجوع نکرده ام.
تجدیدنظر خ. ا. د. از تاریخ 93/8/22 الی یکم اسفندماه نود و سه بعد از ... (کلمه ناخوانا است. عضو ممیز) هم تمکین عام نموده ام و هم تمکین خاص نموده ام و رجوع انجام شده است ولی شاهدی ندارم که رجوع را ثابت نماید فقط شاهد بچه پنج ساله بنام کوثر الشریعه فرزند مشترک م. ب. وکیل ت. ن. خ. اظهار داشت ب. ت. ب. اقرار ت. ن. خ. تحت این عنوان واهی که رجوعی صورت گرفته لازمه امر رجوع وقوع طلاق است لذا ایشان اقرار ضمنی به وقوع طلاق نموده اند ضمناً ب.
ت. ب. اینکه در دادگاه بدوی از شهود تحقیق شده مجدداً شهود نیز در جلسه حاضرند و جهت استماع شهادت مجدد ایشان و تصویر عکس اجلاس واقعه طلاق پیوست پرونده است نسبت به استرداد طفل به شرح لایحه موکلم اتخاذ تصمیم فرمائید. سپس دادگاه در اوراق 9و10 و 11 پرونده تجدیدنظر از سه نفر از شهود ت. ن. خ. باسامی آقایان … متقی 70 ساله و محمد حسن عرب اسدی 56 ساله و س. ح. 44 ساله استماع گواهی بعمل آورده و گواهان باتفاق اجرای صیغه طلاق در جلسه مورخ 93/8/22 توسط ت.
ن. خ. را در حضور آنان مورد تأیید و تصدیق قرار داده اند . پس از استماع گواهی گواهان تجدیدنظر خ. ا. د. از دادگاه درخواست استعلام از ویژه روحانیت را دارم و از آنجائیکه خواسته طلاق خواهان معقول نبوده اگر این خواسته بوقوع بپیوندد جامعه حرج و مرج میگردد و سنگ روی سنگ بند نمی آید خواهان پرونده چون خودشان قاضی هستند از لوایح طویل و دراز آن که خودشان مستندسازی می کنند به قول معروف خودشان پاره می کنند و خودشان هم می دوزند و از شما مقام عالی قضایی میخواهم که به این مسئله موشکافانه عمل شود چون این وسط طفلم کوثر الشریعه ح.
قربانی اصلی م. ب. تا حق بچه ام محفوظ باشد و جایگاه من بعنوان مادر طفل محفوظ بماند من شهادت این شهود را قبول ندارم من قسم خوردن خواهان پرونده را در رابطه با رجوع قبول نمی کنم. ت. ن. خ. مجدداً اظهار داشت اولاً: زوجه ت. ن. خ. چندین بار اقرار نمود که رجوع صورت گرفته این امر علاوه بر واهی بودن و کذب آن به تضمن اقرار به وقوع طلاق است. ثانیاً: عناوین مورد تظاهر نامبرده الف- موثر در دعوی حاضر نیست.
ب- درخواست دادسرای ویژه روحانیت منتهی به قرار رد درخواست تعلیق در شعبه دوم دادگاه عالی انتظامی قضات به شماره 109- 1394/2/29 پرونده شماره 84/94 /ش2 شده است ج- در خصوص حقوق مالی مستلزم اقامه دعوی از جانب ایشان است که اگر استحقاقی دارند مطالبه نمایند.
د - لازم است نسبت به قسمت های دیگر خواسته که استرداد طفل مشترک به اسباب سقوط حق اولویت و ترک غبطه بشرح لایحه مستند و مستدل مورد امعان توجه شود و صدور رأی بدون رسیدگی به سایر جهات در صورت احراز قسمت های اول خواسته (تنفیذ وقوع طلاق، الزم به ثبت واقعه، اخراج از منزل مشترک) می باشند باستناد اخیر ماده 104 و 298 قانون آئین دادرسی (در صورتی که دعوی قابل تجزیه بوده و فقط قسمتی از آن مقتضی صدور رأی باشد با درخواست خواهان، دادگاه مکلف به انشاء رأی نسبت به همان قسمت م.
ب.) لذا در خصوص موارد بالا درخواست صدور رأی دارم اما نسبت به خواسته استرداد طفل بهمان اسباب مندرج در لایحه اخیر مستلزم قرار معاینه محلی از محل مادری طفل و جلب نظر مددکاری و عنداللزوم در رد استرداد تقدیم نفقه طفل بحکم ماده 29 قانون حمایت خانواده خواهد بود در انتها لازم است به سبب دو جهت الف- تعیین محل اقامت طفل ب- ارسال ابلاغ اوراق قضایی در صورتیکه تغییر اقامتگاه را مدعی هستند بدادگاه اعلام دارند و الا همان آدرس معتبر است.
ت. ن. خ. مجدداً اظهار داشت حضانت فرزند را خودم قبول مینمایم و با ملاقات فرزند موافقم و اخراج از منزل را قبول ندارم چون همسرم رجوع کرده است و آدرس خودم را اعلام نمی کنم. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 707-94 مورخ 1394/5/11 با اعلام اینکه تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته صرفنظر از اینکه تقاضای طلاق با رعایت موازین قانونی انجام نشده است و اجرای صیغه طلاق شرعاً ب. ت. ب. شرایط خاص آن برای دادگاه احراز نشده است لذا با اصلاح حکم برد دعوی خواهان به بطلان دعوی وی نسبت به سایر موارد و محتویات پرونده بر صحت دادنامه تجدیدنظرخواسته اشعار دارد وارد نیست زیرا دادنامه تجدیدنظرخواسته موافق موازین قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی صادر گردیده و ایراد اساسی متوجه آن نمی باشد و ت.
ن. خ. د. ا. م. مطلب قابل توجهی عنوان نکرده است لذا دادگاه رأی تجدیدنظرخواسته را نتیجتاً تأیید نموده است. ابلاغ دادنامه تجدیدنظر به ت. ن. خ. و وکیل ایشان در پرونده امر مشهود نبوده ولی ت. ن. خ. در تاریخ 1394/5/18 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوانعالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین بهنگام شور قرائت میگردد. ضمناً ب. ت. ب. تاریخ صدور دادنامه فرجام خواسته (94/5/11) و تاریخ ثبت دادخواست فرجامی (94/5/18) دادخواست فرجامی در مهلت مقرر قانونی تقدیم گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد
رأی شعبه دیوان عالی کشور
اعتراضات ف. خ. آقای س. ح. نسبت به دادنامه شماره 707-94 مورخ 94/5/11 شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که درجهت اصلاح و تأیید دادنامه بدوی انشاء و بموجب آراء صادره دعوی ف. خ. بخواسته صدور حکم به تنفیذ انحلال نکاح (وقوع طلاق رجعی) و اخراج خوانده (فرجامخوانده فعلی) از منزل مشترک و الزام به ثبت رسمی طلاق و تعیین وضعیت حضانت و ملاقات فرزند مشترک محکوم به بطلان اعلام گردیده ب.
ت. ب. جامع اوراق پرونده مآلاً وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته بلحاظ عدم انطباق آن با موازین شرعی و قانونی درخور نقض م. ب. زیرا اولاً: اگرچه مطابق مواد 24 و 26 قانون حمایت خانواده مصوب سال1391، اجرای صیغه طلاق از طرف زوج موکول به اخذ گواهی عدم امکان سازش از دادگاه بوده ولی صدور گواهی عدم امکان سازش و تجویز دادگاه جهت اجرای صیغه طلاق صرفاً در ثبت رسمی واقعه طلاق موضوعیت داشته نه دروقوع طلاق و اساساً صدور گواهی عدم امکان سازش و اخذ اجازه از دادگاه برای اجرای طلاق شرعاً و قانوناً جزء شرایط و ارکان صحت طلاق محسوب نبوده و بر این اساس چنانچه زوج بدون اخذ گواهی عدم امکان سازش و تجویز دادگاه با رعایت دیگر شرایط و موازین شرعی و قانونی موثر در صحت طلاق اقدام به اجرای طلاق نماید، واقعه طلاق از اعتبار شرعی و قانونی برخوردار بوده و موجب انحلال نکاح خواهد بود صرف اینکه واقعه طلاق مبتنی بر گواهی عدم امکان سازش دادگاه نبوده این امر نمی تواند موجب بی اعتباری واقعه طلاق محسوب و آثار شرعی و قانونی مترتب بر آنرا زایل و منتفی سازد و همانطوریکه مطابق قسمت اخیر تبصره ماده 4 قانون حمایت خانواده، واقعه طلاق اقلیت های دینی به رسمیت شناخته شده که بدون تجویز دادگاه توسط مراجع دینی آنان جاری می گردد قابلیت تنفیذ در دادگاه و اجرا را خواهد داشت بملاک تبصره مذکور و بقیاس اولویت چنانچه مرد مسلمان پیرو مذهب تشیع هم بدون اخذ گواهی عدم امکان سازش از دادگاه با رعایت موازین شرعی و قانونی اقدام به اجرای صیغه طلاق و مطلقه نمودن همسر خود نماید ، واقعه طلاق قابلیت تنفیذ در دادگاه را خواهد داشت.
ثانیاً : صورتمجلس وقوع طلاق مورخ 1393/8/22 مدرکیه ز. ف. خ. که بامضاء ایشان و نیز شهود حین الوقوع طلاق رسیده دلالت بر این دارد که ف. خ. که خود عالم به اموردینی و به موازین شرعی و قانونی و نحوه اجرای طلاق آگاهی و تسلط داشته شخصاً و با علم و یقین بر فراهم بودن موجبات اجرای طلاق در حضور شهود عادل مطابق موازین شرعی بصیغه عربی اقدام به جاری نمودن صیغه طلاق و انحلال نکاح فیمابین خود و فرجامخوانده نموده است و شهود حاضر در جلسه وقوع طلاق هم هر یک در پرونده حاضر با ارسال شهادت نامه که پیوست پرونده بوده و هم چنین در مراحل بدوی وتجدیدنظر در محضر دادگاه ادای شهادت نموده اند بعنوان شاهد عینی بالصراحه اجرای صیغه طلاق از طرف ز.
ف. خ. را مورد تأیید و تصدیق قرار داده اند که به این ترتیب ب. ت. ب. مفاد صورتمجلس فوق الذکر و مودای گواهی گواهان، وقوع طلاق مطابق موازین شرعی و قانونی توسط ز. ف. خ. و در حضور شهود عادل که تعداد آن نیز بیش از حد نصاب قانونی بوده ثابت ومدلل بوده و اجرای صیغه طلاق از طرف ز. ف. خ. مغایرتی با موازین شرعی و قانونی ندارد. ثالثاً: مطابق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و عموم قاعده فقهی " الطلاق بید من اخذ بالساق" طلاق در اختیار مرد بوده و می تواند هر وقت که بخواهد زوجه اش را طلاق دهد و چون واقعه طلاق، ایقاع بوده که صرفاً با اراده مرد (زوج) انشاء میگردد لذا حضور زوجه در مجلس طلاق و موافقت او به طلاق و حتی اطلاع او از واقعه طلاق موضوعیت نداشته و شرعاً و قانوناً از شرایط و ارکان صحت طلاق محسوب نمیگردد فلذا عدم حضور زوجه فرجام خوانده درمجلس اجرای صیغه طلاق و عدم موافقت او نسبت به این امر از موجبات شرعی و قانونی بی اعتباری واقعه طلاق نخواهد بود.
رابعاً: حسب مفاد مواد 1140 و 1141 قانون مدنی، طلاق زن باید در طهر غیر مواقعه و خارج از مدت عادت زنانگی انجام شود و باین ترتیب طهر غیر مواقعه و متخلی بودن زن از عادات زنانگی از جمله شرایط شرعی و قانونی لازم برای صحت طلاق محسوب بوده و ف. خ. که بعنوان شوهر فرجام خوانده و باعتبار وجود رابطه محرمیت از تمام مسائل و روابط خصوصی فیمابین و نیز تاریخ آخرین مواقعه انجام شده و عادت زنانگی همسرش وقوف و علم کافی داشته بشرحی که در صورتمجلس وقوع طلاق استنادی تصریح گردیده با حصول یقین بر اینکه ف.
خ. د. طهر غیر مواقعه قرار داشته و متخلی از عادت زنانگی م. ب. اقدام به اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی نموده است و زوجه فرجام خوانده هم درمراحل دادرسی بدوی و تجدیدنظر هیچ ادعایی مبنی بر اینکه در تاریخ وقوع طلاق در طهر غیر مواقعه نبوده و یا در عادت زنانگی بوده است بعمل نیاورده که عدم ادعای ایشان در خصوص مورد خود قرینه ای است بر اینکه نامبرده در تاریخ اجرای صیغه طلاق از طرف ز. ف. خ. در طهر غیر مواقعه قرار داشته و در عادت زنانگی نبوده و مآلاً شرایط قانونی مقرر در مواد 1140 و 1141 قانون مدنی برای صحت طلاق حاصل بوده است بنابراین بدون تعرض و ادعای زوجه فرجام خوانده ورود دادگاه در این قضیه محمل قانونی نداشته و تشکیک و تردید دادگاه در احراز وقوع زوجه ف.
خ. د. طهر غیر مواقعه و متخلی بودن او از عادت زنانگی در تاریخ وقوع طلاق فاقد وجاهت بوده و به جهت اینکه تردید و تشکیک دادگاه در خصوص مورد مآلاً منتهی به حصول یقین نگردیده لذا صرف این امر نمی تواند موجب بی اعتباری واقعه طلاق انجام شده از طرف ز. ف. خ. بوده باشد. خامساً: زوجه ف. خ. د. مرحله تجدیدنظر بشرح صورتجلسه دادرسی مورخ 94/4/30 ادعا نموده که از تاریخ 93/6/22 لغایت یکم اسفند 93 تمکین عام و خاص نموده ام و رجوع انجام شده است ولی شاهدی که رجوع را ثابت نماید ندارم و اتیان سوگند خواهان پرونده را در رابطه با رجوع قبول نمی کنم که این ادعای نامبرده مفید این معناست که اولاً: از طرف ز.
ف. خ. طلاق واقع شده و زوجه هم از وقوع طلاق مطلع بوده است. ثانیاً: با فرض بر اینکه زوجه فرجامخوانده از تاریخ وقوع طلاق تا پایان عده در منزل مشترک سکونت داشته باشد چون مطابق ماده 38 قانون حمایت خانواده مصوب سال1391 در طلاق رجعی سکونت زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پایان عده از الزامات قانونی بوده لذا صرف سکونت زوجه ف. خ. د. منزل مشترک تا پایان عده نمی تواند دلیل قانونی بر صحت و درستی مراتب ادعائی زوجه و مآلاً رجوع ز. ف. خ.
به زوجیت بوده باشد بنابراین چون از ناحیه زوجه فرجام خوانده هیچ دلیل و بینه شرعی و قانونی که ادعای وی را در خصوص رجوع زوج به زوجیت در ایام عده ثابت و مدلل دارد اقامه و ابراز نشده و بعلاوه ز. ف. خ. هم حسب اظهارات خودبشرح صورتجلسه دادرسی مورخ 94/4/30 ادعای زوجه و مآلاً رجوع خود به زوجیت را در ایام عده صریحاً انکار نموده است لذا ادعای زوجه ف. خ. د. خصوص مورد بلحاظ عدم اثبات آن موثر در مقام نبوده و استحقاق ز. ف. خ. را بر خواسته های مطروحه تنفیذ طلاق شرعی و تجویز ثبت رسمی آن منتفی نمیسازد بنابراین و با توجه بمجموع مراتب اشعاری و محتویات پرونده، وقوع طلاق رجعی شرعی که از طرف ز.
ف. خ. در حضور شهود عدلین و با رعایت موازین شرعی و مقررات قانونی جاری گردیده ثابت و مدلل بوده که ب. ت. ب. اثبات آن ، خواسته های ز. ف. خ. مبنی بر تنفیذ طلاق شرعی و تجویز ثبت رسمی آن هیچ مغایرتی با موازین شرعی و قانونی ندارد از این رو دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشاء گردیده بلحاظ عدم انطباق آن با دلالت محتویات پرونده و موازین شرعی و مقررات قانونی مخدوش بوده فلذا مستنداً به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض آن رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان بعنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد تا با عنایت بمراتب اشعاری و محتویات پرونده نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید.
شعبه 8 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضومعاون
حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - جعفر پوربدخشان
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 64
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
اثر طلاق بر اعتبار گزارش اصلاحی تقسیط مهریه
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رجوع از بذل مهریه
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه سکونت در منزل مشترک و مطالبه نفقه در عده طلاق
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
معیار محاسبه مهریه به نرخ روز
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه
مواد 1133 و 1144 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توهین به همسر بر تعلق اجرت المثل و نحله
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
بذل مهر در عوض واگذاری حق حضانت
مواد 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه اجرت المثل و نحله با شرط تنصیف دارایی
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر انصراف تجدیدنظرخوانده از اصل دعوی
ماده 1133 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ابرام رای در صورت تفاوت فاحش نظر دادگاه بدوی و تجدیدنظر در میزان نحله
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
کاهش یا افزایش مهریه پس از عقد نکاح
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تعیین آینه و شمعدان به عنوان مهریه
مواد 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط تنصیف دارائی
مواد 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
معیار زمانی محاسبه اجرت المثل ایام زوجیت
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه اجرت المثل و شرط تنصیف دارایی
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین میزان استحقاق زوجه در شرط تنصیف دارایی
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر نشوز در شرط تنصیف
مواد 1133 و1143 و 1150 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
جمع اجرت المثل و شرط تنصیف دارایی
مواد 1133 و 1145 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه ی کراهت شدید زوجه با عسر و حرج
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
محاسبه اجرت المثل به عنوان فدیه در طلاق خلع
مواد 1133 و 1147 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه اجرت المثل ایام زوجیت و نحله
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفویض دائمی حضانت
ماده 1133 و 1145 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تلاقی شرط تنصیف دارایی و مستثنیات دین - اجرای شرط تنصیف دارایی نسبت به ملک زوج
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین میزان اجرت المثل و نفقه زوجه
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه نحله و اجرت المثل و شرط تنصیف دارایی
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط تنصیف دارایی زوج به شرط افزایش دارایی
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اعمال ماده 35 قانون آیین دادرسی مدنی در وکالت زوجه
مواد 1133 و 1146 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
مسئول پرداخت هزینه کارشناسی جهت اعمال شرط تنصیف
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه اجرت المثل و تنصیف دارایی
مواد 1133 و 1145 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تبدیل مجازات در بزه تحصیل مال از طریق نامشروع
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اجرای شرط مالی ضمن عقد نکاح
ماده 1133 و 1138 و 1148 و 1151 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
جمع بین اجرت المثل و شرط تنصیف دارایی زوج
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض رأی تجدیدنظر در پرونده طلاق به دلیل عسر و حرج توسط دیوان عالی کشور و ارجاع به شعبه بدوی
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
احراز استحقاق زوجه به مطالبه اجرت المثل
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اثبات اعسار و تقسیط مهریه در دعوی طلاق از ناحیه زوج
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تقاضای طلاق به دلیل ازدواج اجباری
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تعیین اجرت المثل توسط دادگاه با وجود اعمال شرط تنصیف دارایی
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای اعسار از حقوق مالی مندرج در گواهی عدم امکان سازش
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در خصوص نفقه معوقه در دعوی طلاق
ماده 1133 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
معیار محاسبه نحله
ماده 1133 قانون مدنی
مواد مرتبط 6
-
اعمال
از این صفحه
ماده 29 — قانون حمایت خانواده
ماده 29 قانون حمایت خانواده خواهد بود در انتها لازم است به سبب دو جهت الف
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1140 — قانون مدنی
مواد 1140 و 1141 قانون مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 26 — قانون حمایت خانواده
ماده 26 قانون حمایت خانواده ندارد همانند صدور حکم تنفیذ وقوع طلاق بدیهی ا
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 24 — قانون حمایت خانواده
مواد 24 و 26 قانون حمایت خانواده مصوب سال1391
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 38 — قانون حمایت خانواده
ماده 38 قانون حمایت خانواده مصوب سال1391 در طلاق رجعی سکونت زوجه مطلقه در
-
استناد
از این صفحه
ماده 1133 — قانون مدنی
مغایرتی با موازین شرعی و قانونی ندارد. ثالثا: مطابق ماده 1133 قانون مدنی و عموم قاعده فقهی " الطلاق بید من اخذ بالساق" طلاق در
مقرراتِ مرتبط 13
-
بخشنامه
هماستناد
تعیین نحله در دعوای طلاق از ناحیه زوج
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
تاثیر مخالفت زوجه با طلاق
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
اعمال شرط تنصیف دارایی در طلاق
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
رابطه شرط تنصیف دارایی و ارث
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
شرط تنصیف دارایی در صورت ارتباط نامشروع زوجه
مواد 1133، 1139 و 1143 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
اثر انتقال اموال بر شرط تنصیف دارایی
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
محدوده رسیدگی در دیوان عالی کشور
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
تاثیر عدم رضایت زوجه بر درخواست طلاق از سوی زوج
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
اثر امتناع از اعلام نظر داوری در دعوای طلاق
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
تکلیف مهریه بعد از کشف فساد اقرار زوجه به دریافت مهریه
مواد 1133 و 1145 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
(1)- جمع نحله و اجرت المثل (2)- نحوه تعیین شرط تنصیف دارایی
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه
ماده 1133 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
تاثیر افسردگی زوجه بر اسقاط حقوق مالی وی
ماده 1133 قانون مدنی
دکترین 5
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح
مواد 1122 و 1133 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح — مرد یا زن به اعتبار عقد صحیح
مواد 1122 و 1133 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — در حکم طلاق دادگاه خانواده تکلیف دارد
ماده 1140 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — موضوع دیگر طواری مترتب بر حکم طلاق
ماده 1140 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — موضوع دیگر طواری مترتب بر حکم طلاق
ماده 1140 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
