رأی
رأی دادگاه بدوی
رأی دادگاه بدوی
پرونده های کلاسه *و *و *و *و *و *و *و *تصمیم نهایی شماره *
خ. ه.:.۱ اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
۲. اقای م. ب. فرزند ب. به نشانی *
۳. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
۴. اقای ف. م. فرزند ع. م. ، به نشانی *
۵. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
۶. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. با وکالت اقای ح. ن. فرزند ا. به نشانی *
۷. *سازمان *با وکالت خانم س. ن. ن. فرزند ح. به نشانی *و با وکالت اقای ع. ف. فرزند ر. به نشانی *
۸. رییس سازمان *، به نشانی *
۹. اقای ف. م. فرزند ع. م. ، به نشانی *
۱۰. اقای غ. ن. فرزند ع. به نشانی *
۱۱. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
۱۲. اقای م. پ. فرزند ص. به نشانی *
۱۳. اقای ع. ح. فرزند ق. به نشانی *
۱۴. اقای ف. س. فرزند ت. ، به نشانی *
۱۵. اقای ر. ب. فرزند ب. ، به نشانی *
۱۶. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
۱۷. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
۱۸. خانم ث. ط. فرزند م. ، به نشانی *
۱۹. اقای م. ق. ز. فرزند م. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۰. اقای ف. س. فرزند ت. با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۱. اقای ف. م. فرزند ع. م. نشانی *
۲۲. اقای ح. س. ز. فرزند ع. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۳. اقای م. ا. فرزند م. خواهان ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۴. اقای م. س. فرزند ا. با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۵. اقای م. ب. فرزند ب. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۶. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۷. اقای ح. ن. فرزند ن. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۸. اقای د. ا. ا. فرزند ح. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۲۹. اقای م. ل. ب. فرزند م. با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۳۰. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خواهان ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۳۱. اقای خ. م. م. فرزند خ. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۳۲. اقای غ. ن. فرزند ع. خواهان ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۳۳. اقای م. خ. فرزند ن. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۳۴. اقای ع. ح. فرزند ق. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۳۵. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خواهان ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۳۶. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
۳۷. اقای ن. م. ز. فرزند م. ، با وکالت اقای ر. ج. فرزند م. ا. به نشانی *
۳۸. اقای ا. ب. فرزند ی. ، به نشانی *
۳۹. اقای ف. م. فرزند ع. م. ، به نشانی *
۴۰. اقای ح. ز. فرزند ع. به نشانی *
۴۱. اقای ف. م. فرزند ع. م. ، به نشانی *
۴۲. اقای ف. م. فرزند ع. م. ، به نشانی *
۴۳. سازمان *بازرگان *خواهان ، با مدیریت اقای پ. ص. فرزند ن. ا. به نشانی *
۴۴. اقای ا. چ. فرزند ح. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۴۵. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۴۶. اقای ح. ز. فرزند ع. خواهان ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
۴۷. اقای ا. ب. فرزند ی. ، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
خواندگان :
۴۸. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۹. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۵۰. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۱. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۵۲. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۵۳. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۵۴. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۵. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۵۶. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۷. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۵۸. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۵۹. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۶۰. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۶۱. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۶۲. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۶۳. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۶۴. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۶۵. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۶۶. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۶۷. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۶۸. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۶۹. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۷۰. دادسرای شعبه *دادستان خوانده ، به نشانی *
۷۱. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۷۲. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۷۳. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۷۴. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۷۵. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۷۶. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۷۷. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۷۸. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۷۹. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۸۰. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۸۱. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۸۲. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۸۳. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۸۴. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۸۵. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۸۶. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۸۷. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۸۸. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۸۹. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۹۰. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۹۱. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۹۲. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۹۳. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۹۴. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۹۵. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۹۶. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۹۷. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۹۸. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۹۹. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۱۰۰. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۰۱. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۱۰۲. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۰۳. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۰۴. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۱۰۵. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۰۶. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۱۰۷. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۰۸. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۱۰۹. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۱۰. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۱۱۱. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۱۲. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۱۳. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۱۱۴. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۱۱۵. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۱۶. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۱۷. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۱۱۸. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۱۹. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۲۰. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۱۲۱. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۲۲. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۱۲۳. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۱۲۴. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۲۵. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۲۶. دادسرای *دادستان خوانده ، به نشانی *
۱۲۷. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۲۸. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۱۲۹. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۱۳۰. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۱۳۱. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۱۳۲. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۱۳۳. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۳۴. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۱۳۵. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۳۶. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۳۷. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۱۳۸. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۱۳۹. دادستان *خوانده ، به نشانی *
۱۴۰. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۴۱. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۴۲. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۱۴۳. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۱۴۴. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۴۵. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۱۴۶. اقای ف. م. فرزند ع. م. خوانده ، به نشانی *
۱۴۷. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۴۸. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۱۴۹. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۵۰. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۵۱. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۱۵۲. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۵۳. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۵۴. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۱۵۵. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۵۶. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۵۷. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۱۵۸. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۵۹. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۶۰. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۱۶۱. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۶۲. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۶۳. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۱۶۴. دادسرای شعبه *دادستان خوانده ، به نشانی *
۱۶۵. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۱۶۶. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۶۷. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۱۶۸. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۱۶۹. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۱۷۰. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۷۱. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۱۷۲. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۷۳. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۱۷۴. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۷۵. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۷۶. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۱۷۷. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۱۷۸. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۷۹. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۸۰. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۸۱. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۸۲. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۱۸۳. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۸۴. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۱۸۵. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۸۶. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۱۸۷. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۸۸. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۱۸۹. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۱۹۰. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۱۹۱. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۹۲. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۱۹۳. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۱۹۴. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۱۹۵. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۱۹۶. اقای ف. م. فرزند ع. م. خوانده ، به نشانی *
۱۹۷. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۱۹۸. دادسرای شعبه *دادستان خوانده ، به نشانی *
۱۹۹. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۰۰. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۲۰۱. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۲۰۲. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۲۰۳. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۰۴. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۲۰۵. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۰۶. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۲۰۷. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۰۸. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۰۹. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۲۱۰. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۲۱۱. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۱۲. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۱۳. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۱۴. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۱۵. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۲۱۶. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۱۷. *سازمان *خوانده ، با وکالت اقای ع. ف. فرزند ر. به نشانی *و با وکالت خانم س. ن. ن. فرزند ح. به نشانی *
۲۱۸. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۲۱۹. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۲۰. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۲۲۱. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۲۲. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۲۳. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۲۲۴. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۲۵. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۲۶. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۲۷. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۲۸. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۲۲۹. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۲۳۰. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۳۱. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۳۲. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۳۳. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۲۳۴. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۲۳۵. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۲۳۶. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۲۳۷. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۲۳۸. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۳۹. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۲۴۰. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۴۱. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۴۲. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۲۴۳. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۴۴. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۴۵. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۴۶. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۴۷. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۲۴۸. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۴۹. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۲۵۰. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۵۱. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۵۲. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۲۵۳. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۲۵۴. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۵۵. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۲۵۶. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۵۷. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۵۸. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۲۵۹. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۲۶۰. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۶۱. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۶۲. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۲۶۳. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۲۶۴. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۶۵. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۶۶. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۲۶۷. دادسرای شعبه *دادستان خوانده ، به نشانی *
۲۶۸. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۲۶۹. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۷۰. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۷۱. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۲۷۲. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۷۳. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۲۷۴. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۷۵. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۲۷۶. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۷۷. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۷۸. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۲۷۹. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۲۸۰. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۸۱. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۲۸۲. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۲۸۳. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۸۴. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۸۵. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۲۸۶. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۸۷. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۸۸. دادستان *خوانده ، به نشانی *
۲۸۹. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۹۰. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۹۱. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۲۹۲. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۲۹۳. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۲۹۴. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۹۵. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۲۹۶. دادسرای *دادستان خوانده ، به نشانی *
۲۹۷. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۲۹۸. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۲۹۹. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۳۰۰. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۳۰۱. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۳۰۲. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۳۰۳. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۳۰۴. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۳۰۵. دادسرای *دادستان خوانده ، به نشانی *
۳۰۶. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۳۰۷. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۰۸. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۳۰۹. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۳۱۰. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۳۱۱. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۳۱۲. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۳۱۳. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۱۴. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۳۱۵. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۱۶. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۱۷. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۳۱۸. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۱۹. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۲۰. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۲۱. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۳۲۲. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۳۲۳. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۲۴. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۳۲۵. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۲۶. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۳۲۷. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۳۲۸. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۲۹. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۳۰. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۳۱. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۳۳۲. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۳۳۳. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۳۴. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۳۵. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۳۳۶. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۳۷. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۳۳۸. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۳۳۹. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۴۰. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۴۱. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۳۴۲. دادسرای شعبه *دادستان خوانده ، به نشانی *
۳۴۳. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۳۴۴. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۴۵. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۳۴۶. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۳۴۷. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۳۴۸. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۳۴۹. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۳۵۰. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۵۱. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۳۵۲. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۵۳. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۵۴. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۳۵۵. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۳۵۶. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۵۷. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۵۸. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۵۹. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۶۰. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۳۶۱. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۳۶۲. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۳۶۳. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۳۶۴. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۶۵. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۳۶۶. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۳۶۷. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۳۶۸. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۶۹. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۷۰. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۳۷۱. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۷۲. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۳۷۳. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۷۴. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۷۵. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۳۷۶. دادسرای شعبه *دادستان خوانده ، به نشانی *
۳۷۷. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۳۷۸. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۷۹. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۳۸۰. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۳۸۱. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۳۸۲. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۳۸۳. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۳۸۴. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۸۵. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۳۸۶. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۸۷. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۸۸. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۳۸۹. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۹۰. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۹۱. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۹۲. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۳۹۳. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۹۴. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۳۹۵. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۳۹۶. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۳۹۷. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۳۹۸. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۳۹۹. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۰۰. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۴۰۱. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۴۰۲. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۰۳. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۰۴. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۴۰۵. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۰۶. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۴۰۷. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۰۸. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۰۹. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۴۱۰. دادسرای شعبه *دادستان خوانده ، به نشانی *
۴۱۱. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۴۱۲. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۴۱۳. دادستان *خوانده ، به نشانی *
۴۱۴. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۴۱۵. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۱۶. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۴۱۷. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۱۸. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۱۹. دادسرای *دادستان خوانده ، به نشانی *
۴۲۰. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۴۲۱. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۲۲. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۴۲۳. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۴۲۴. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۴۲۵. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۴۲۶. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۴۲۷. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۲۸. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۴۲۹. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۳۰. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۳۱. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۴۳۲. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۴۳۳. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۳۴. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۳۵. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۴۳۶. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۴۳۷. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۴۳۸. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۴۳۹. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۴۰. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۴۴۱. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۴۲. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۴۴۳. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۴۴۴. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۴۵. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۴۶. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۴۴۷. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۴۸. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۴۹. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۴۵۰. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۴۵۱. دادسرای شعبه *دادستان خوانده ، به نشانی *
۴۵۲. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۴۵۳. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۵۴. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۴۵۵. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۴۵۶. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۴۵۷. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۴۵۸. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۵۹. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۴۶۰. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۶۱. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۶۲. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۴۶۳. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۶۴. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۶۵. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۶۶. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۴۶۷. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۴۶۸. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۴۶۹. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۷۰. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۴۷۱. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۴۷۲. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۷۳. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۴۷۴. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۴۷۵. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۷۶. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۷۷. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۴۷۸. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۷۹. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۸۰. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۴۸۱. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۸۲. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۴۸۳. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۸۴. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۴۸۵. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۴۸۶. دادسرای *دادستان خوانده ، به نشانی *
۴۸۷. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۴۸۸. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۴۸۹. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۴۹۰. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۴۹۱. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۴۹۲. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۴۹۳. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۹۴. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۴۹۵. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۴۹۶. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۴۹۷. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۴۹۸. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۴۹۹. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
* اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۰۱. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۵۰۲. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۰۳. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۵۰۴. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۵۰۵. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۵۰۶. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۰۷. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۵۰۸. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۵۰۹. هییت مدیره شرکت خوانده ، به نشانی *
۵۱۰. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۱۱. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۵۱۲. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۵۱۳. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۱۴. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۱۵. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۵۱۶. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۵۱۷. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۱۸. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۵۱۹. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۵۲۰. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۲۱. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۲۲. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۵۲۳. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۵۲۴. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۵۲۵. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۲۶. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۵۲۷. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۵۲۸. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۵۲۹. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۵۳۰. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۳۱. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده ، به نشانی *
۵۳۲. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۵۳۳. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۳۴. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۵۳۵. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده ، به نشانی * c *
۵۳۶. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۳۷. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۳۸. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده ، به نشانی *
۵۳۹. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۵۴۰. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۴۱. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۵۴۲. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده ، به نشانی *
۵۴۳. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۴۴. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۵۴۵. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۵۴۶. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۴۷. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۵۴۸. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۴۹. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۵۵۰. هییت مدیره خوانده ، به نشانی *
۵۵۱. خانم م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۵۲. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۵۳. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۵۵۴. دادسرای *دادستان خوانده ، به نشانی *
۵۵۵. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۵۵۶. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۵۷. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۵۵۸. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۵۵۹. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده ، به نشانی *
۵۶۰. دادسرای *دادستان خوانده ، به نشانی *
۵۶۱. رییس سازمان *خوانده ، به نشانی *
۵۶۲. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده ، به نشانی *
۵۶۳. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده ، به نشانی *
۵۶۴. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده ، به نشانی *
۵۶۵. *سازمان *خوانده ، به نشانی *
۵۶۶. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده ، به نشانی *
۵۶۷. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده ، به نشانی *
۵۶۸. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده ، به نشانی *
۵۶۹. اقای م. ا. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۷۰. اقای م. س. فرزند ا. خوانده ، به نشانی *
۵۷۱. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
۵۷۲. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده ، به نشانی *
۵۷۳. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده ، به نشانی *
۵۷۴. سازمان *بازرگان *خوانده ، به نشانی *
۵۷۵. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده ، به نشانی *
خواسته: صدور حکم ورشکستگی
بسمه تعالی در تاریخ ۱۴۰۲/۷/۱۸ تعداد ۱۵ فقره پرونده با کلاسه های فوق در وقت نظارت تحت نظر هستند و دادگاه با اعلام ختم دادرسی در همه ی پرونده های مذکور و با استعانت از خداوند متعال ، به شرح زیر مبادرت به انشا رای می نماید.
گردشکار
در این پرونده ها ابتدا دادستان محترم سازمان *به عنوان مدعی العموم متعاقب شکایت ۱۱۰ نفر از رانندگان خودروهای سنگین در دادسرا و در راستای اختیارات مندرج در ماده ۴۱۵ قانون تجارت ، در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۲۱ از دادگاه تقاضای رسیدگی به ورشکستگی سازمان *را نموده است.و به دنبال ان اقای ع. ف. و خانم س. ن. ن. نیز به وکالت از شرکت مذکور در تاریخ ۱۴۰۱/۹/۲۰ با اقامه ی دعوا به طرفیت برخی از طلبکاران از دادگاه تقاضا نموده اند که حکم ورشکستگی شرکت را صادر نماید. سپس اشخاص دیگری به عنوان ثالث در این پرونده ها وارد شده اند و برخی از انها مدعی هستند که اولا شرکت از اشخاص مختلف مبالغ زیادی پول دریافت کرده و نمی تواند ورشکسته باشد. و در صورتی هم که ورشکسته باشد. نمی تواند ورشکسته ی عادی باشد. و مدعی هستند ورشکسته ی به تلقب است. عده ای هم نسبت به اینکه انها به عنوان طلبکار طرف دعوا واقع نشده اند ایراد گرفته اند. شعب اجرای احکام مدنی نیز در پاسخ به استعلام به عمل امده از سوی دادگاه اعلام کرده اند اجراییه های متعددی علیه سازمان *صادر گردیده است.و م. ع. تا کنون هیچ یک از تعهدات خود را اجرا ننموده است.و تصویر اجراییه ها را برای دادگاه ارسال نموده و اعلام کرده اند به درخواست یکی از محکوم لهم به خانم ث. ط. دو دستگاه صنعتی از م. ع. شناسایی و توقیف و به مبلغ ۱۹ میلیارد ریال ارزیابی گردیده و مزایده هم برگزار شده است.ولی به لحاظ دستور توقیف اموال در پرونده ی کیفری ، اموال به خریدار تحویل داده نشده است. این دادگاه نیز جلسات رسیدگی تشکیل داده است.و سپس حکم ورشکستگی شرکت را صادر نموده است.ولی دادگاه تجدید نظر حکم دادگاه را قرار تلقی کرده و ان را نقض نموده و به دادگاه بدوی اعاده کرده است.تا قرار رجوع به کارشناسی صادر نماید. دادگاه این کار را انجام داده است.و هم اکنون ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح زیر مبادرت به انشا رای می نماید.
رای دادگاه
دعوای ورشکستگی از جمله دعاوی ترافعی است.و باید به طرفیت طلبکاران اقامه شود. اما لازم نیست که همه ی طلبکاران طرف دعوا قرار بگیرند. نظریه ی کارشناسی نشان می دهد حساب بانکی به نام شرکت وجود ندارد. ولی حساب هایی به نام مدیر قبلی شرکت که فوت کرده وجود دارد. و جمع مبالغ موجود در ان حساب ها ۱۷/۳۲۳/۴۶۵ ریال م. ب.. که مبلغ ناچیزی است. همچنین کارشنس در نظریه ی خود اعلام کرده تعدادی خودروی فرسوده در محل شرکت وجود دارد. از نظر دادگاه اگر این خودروها ارزش مالی داشتند که طلبکاران شرکت انها را برای اسقاط به شرکت نمی دادند. بنابراین نمی توان برای انها ارزشی قایل شد که کفاف دیون شرکت را نماید. کارشناس در نظریه ی خود اعلام کرده است.مال غیر منقولی هم از شرکت وجود دارد. از نظر دادگاه ب. ت. ب. اینکه قانونگذار توقف از پرداخت دیون را تعریف نکرده و در ماده ۴۱۲ قانون تجارت ، صرفا به این بسنده کرده است.که ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه توقف از تادیه وجوهی که بر عهده اوست حاصل می شود. … میان حقوقدانان اختلاف نظرهایی به وجود امده است. عده ای صرف عدم پرداخت دیون تاجر را بدون توجه به میزان دارایی واقعی او برای احراز توقف و صدور حکم ورشکستگی کافی می دانند و عده ای دیگر معتقدند برای تعیین و تشخیص توقف تاجر باید وضع کلی دارایی او را بررسی کرد و نباید صرف عدم پرداخت را دلیل توقف دانست و به دلیل اختلافاتی که در میان دادگاه ها و شعب دیوان کشور بروز نموده هیات عمومی دیوان عالی کشور به اتفاق ارا در رای شماره ی ۳۰۷۶ مورخ ۴۲/۱۲/۲۶ نظر دادگاهی را پذیرفته که صرف عدم تادیه ی دیون و اجرای تعهدات را برای صدور حکم ورشکستگی کافی دانسته است. به نظر این دادگاه نیز رای دیوان و ان دسته از دادگاه هایی که در جهت این رای نظر داده و می دهند با طبیعت امور تجاری و روح حاکم بر قواعد ورشکستگی در کشور ما انطباق دارد. در واقع ماده ۴۱۲ قانون تجارت ، بیانگر ان نیست که باید وضعیت مالی واقعی تاجر بررسی شود. امری که گاه مستلزم تحقیقات پیچیده ی مالی تجاری است.و با سرعت در رسیدگی که خاص امور تجاری است.تناقض دارد. لذا همینکه از اوضاع و احوال قضیه چنین بر اید که پرداخت تمام یا قسمتی از دیون حال مدیون از دارایی سهل الوصول او ممکن نیست ، باید حکم ورشکستگی اش را صادر کرد. مساله اینجاست که فروش مال غیر منقول و پرداخت بدهی های شرکت به فوریت امکان پذیر نیست و مستلزم سپرش شدن وقت و پیدا شدن خریدار م. ب.. همینکه الان شرکت قادر نیست بدون فروش اموال خود از عهده ی تعهداتش براید موید توقف شرکت م. ب.. ضمن اینکه اگر حکم ورشکستگی شرکت هم صادر بشود. در مرحله ی تصفیه امکان فروش اموال شرکت و پرداخت وجه حاصل از فروش به طلبکاران وجود دارد. و صدور حکم ورشکستگی مغایرتی با فروش اموال و پرداخت وجوه حاصل از فروش به طلبکاران ندارد. مضاف اینکه در صورت صدور حکم ورشکستگی ، فروش اموال و پرداخت وجوه به طلبکاران با نظارت اداره ی تصفیه ی امور ورشکستگی انجام می شود. لذا دادگاه بنا به تقاضای جناب دادستان و دعوای مطروحه از سازمان *به طرفیت اقایان ح. ح. م. ، ث. ط. ، ع. ت. ز. ، ف. م. ، و. ع. ز. و م. پ. ، به لحاظ اجراییه های متعددی که علیه شرکت صادر گردیده است.و نتیجه ی استعلام به عمل امده از واحد اجرای احکام مدنی که نشان دهنده ی توقف شرکت م. ب.. و به استناد مواد ۴۱۵ و ۴۱۲ قانون تجارت ، حکم ورشکستگی سازمان *را صادر می نماید. و به استناد ماده ۴۱۶ قانون مذکور ، تاریخ ۱۴۰۱/۴/۲۲ که اولین اجراییه علیه شرکت صادر گردیده را به عنوان تاریخ توقف تعیین می نماید. بر اساس ماده ۱ قانون اداره ی تصفیه ی امور ورشکستگی ، امر تصفیه بر عهده ی اداره ی تصفیه ی امور ورشکستگی زنجان م. ب.. و به همین دلیل نیازی به تعیین عضو ناظر نیست. دادگاه به استناد مواد ۴۳۸ و ۴۳۳ قانون تجارت ، امر به مهر و موم اموال و اسناد و دفاتر و به طور کلی هر انچه که متعلق به سازمان *م. ب.. را صادر می نماید.
اما در خصوص دعوای ورود ثالث مطرح شده از سوی اقای ح. ن. به وکالت از اقای ب. ب. ز. به طرفیت سازمان *و اقایان ح. ح. م. ، ث. ط. ، ع. ت. ز. ، ف. م. ، و. ع. ز. و م. پ. و دعوای ورود ثالث مطرح شده از سوی اقای ر. ج. به وکالت از اقای ن. م. ز. و از سوی اقای ا. ج. به وکالت از اقایان د. ا. ا. ، م. ل. ب. ، خ. م. م. ، ح. ن. ، م. ب. ، م. ا. ، ع. ح. ، م. س. ، م. ب. ، ا. ب. ، م. خ. ق. ک. ، ح. ز. ، س. ب. ر. س. ، غ. ن. ، ا. چ. ، ر. ا. ج. ، ح. س. ز. ، م. ق. ز. و ف. س. و از سوی اقای م. پ. با وکالت اقای ح. ن. و از سوی اقایان ر. ، م. و ا. ب. و ع. ح. و از سوی شرکت سازمان *بازرگان منطقه ازاد ماکو با مدیریت اقای پ. ص. و از سوی اقای ح. ز. و خانم ث. ط. و اقای غ. ر. ن. و اقای ف. م. همگی به طرفیت سازمان *و دادستان محترم سازمان *مبنی بر عدم صدور حکم ورشکستگی سازمان *و در صورت صدور ، ورشکستگی به تقلب و ایراد به عدم طرف دعوا قرار دادن همه ی طلبکاران ، با عنایت به اینکه همانطوری که توضیح داده شد اولا نیازی به طرف دعوا قرار دادن همه ی طلبکاران نمی باشد. ثانیا توقف شرکت از تادیه ی دیون خود برای دادگاه محرز است. ثالثا احراز ورشکستگی به تقلب مستلزم شکایت کیفری م. ب.. لذا نسبت به تمامی دعاوی ورود ثالث مذکور ، به استناد ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی مدنی ، حکم بر بطلان دعوا صادر می گردد.
در خصوص دعوای ورود ثالث مطرح شده از سوی اقای ح. ن. به وکالت از اقای ب. ب. ز. به طرفیت سازمان *و از سوی اقای ف. م. به طرفیت سازمان *و مدیران شرکت اقای ن. س. و خانم ها م. ا. و ز. ج. و م. غ. و از سوی اقای غ. ر. ن. به طرفیت سازمان *و هیات مدیره ی شرکت و از سوی اقای ح. ز. به طرفیت هیات مدیره ی شرکت و از سوی سازمان *به طرفیت سازمان *، ب. ت. ب. اینکه دادسرا یک اداره م. ب.. و دادستان یک مقام قضایی است.و از هم متمایز می باشند و دعاوی ای که مربوط به شخص اقای دادستان م. ب.. باید به طرفیت خود ایشان اقامه شود. نه اداره ی متبوع ایشان. ضمن اینکه لازم نیست دعوای ورشکستگی به طرفیت اقای دادستان مطرح شود.؛ زیرا دادستان جز در مواردی که قانون در رابطه با امر ورشکستگی تکلیفی بر عهده ی ایشان گذاشته ( از جمله تقاضای ورشکستگی مدیون ) تکلیفی به پاسخگویی به دعوای ورشکستگی ندارد. در خصوص مدیران که همان اعضا هیات مدیره ی شرکت می باشند نیز بر طبق ماده ۵۸۳ قانون تجارت ، شرکت های تجاری دارای شخصیت مستقلی هستند و شخصیت انها با شخصیت مدیران شرکت فرق دارد. و دعاوی مربوط به شرکت ارتباطی به خود شرکت ندارد. لذا در خصوص موارد اخیر ، به استناد بند ۴ ماده ۸۴ و ماده ۸۹ قانون ایین دادرسی مدنی ، قرار رد دعوا صادر می شود. رای صادر شده حضوری است.و ظرف مهلت حداکثر ۲۰ روز پس از ابلاغ ، قابل تجدید نظرخواهی در دادگاه های تجدید نظر *م. ب..
رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: *با وکالت اقای م. د. ن. فرزند ا. به نشانی *
خواندگان:
۱. مهندسی *توان با وکالت اقای ا. س. فرزند م. به نشانی *
۲. دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۲۲ ( مجتمع *معاون دادستان به نشانی *
خواسته: درخواست حکم ورشکستگی خوانده
گردشکار: ملاحظه می گردد. خواهان دادخواستی به خواسته ذیل الذکر به طرفیت خوانده اتی الذکر تقدیم داشته که پس از ارجاع به این شعبه و ثبت کلاسه فوق و جری تشریفات قانونی تحت نظر است. لذا دادگاه ب. ت. ب. جمیع اوراق و محتویات پرونده ضمن اعلام ختم دادرسی و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به انشا و صدور رای می نماید.
رای دادگاه
بخش نخست: مقدمه
خواهان پارس اسکله با وکالت م. د. ن. د. ب. ط. خواندگان سازمان *و دادستان عمومی و انقلاب شعبه *به خواسته صدور حکم ورشکستگی را تقدیم نموده و اظهار داشت:
خوانده شرکت سازمان *( سهامی خاص ) به شناسه ملی ۱۰۱۰۳۴۶۸۸۳۴ ، حسب مفاد دادنامه صادره به شماره *مورخ ۱۳۹۹٫۰۲٫۰۵ در پرونده کلاسه *و دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰٫۰۳٫۰۴ و دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰٫۰۷٫۱۹ صادره از شعبه *و اوراق و محتویات پرونده کلاسه اجرایی به شماره بایگانی *مطروحه در شعبه *، محکوم به پرداخت ۵۸/۸۴۲/۲۹۶/۵۴۴ ریال شده است. موکل با اقدامات و پیگیری های به عمل امده نهایتا موفق به وصول صرفا مبلغ ۲۱٫۷۵۶٫۶۶۳٫۲۲۷ ریال از اموال م. ع. گردیده و الباقی م. ع. ب. میزان ۳۷٫۰۸۵٫۶۳۳٫۳۱۷ ریال باقی مانده است. و علی رغم انجام استعلامات سه گانه ( اداره ثبت اسناد و املاک ، راهور ، بانک ) و غیره هیچ گونه مالی اعم از منقول یا غیر منقول و غیره از خوانده شناسایی نشده است. ب. ت. ب. مواد ۱ و ۲ و ۳ قانون تجارت ، خوانده تاجر محسوب می شود. و بنا به جهات یاد شده و عدم شناسایی اموال خوانده و میزان محکوم به نسبت به سرمایه ثبت شده شرکت خوانده ، توقف خوانده به عنوان تاجر از پرداخت دیون و وجوه بر ذمه محرز و ثابت است. مضافا اینکه حسب مواد ۴۱۲ و ۴۱۳ قانون تجارت خوانده به عنوان تاجر می بایست ظرف ( ۳ ) روز از تاریخ وقفه نسبت به اعلام ورشکستگی و توقف به محکمه اقدام می نمود. متاسفانه خوانده به تکالیف مقرر در قانون عمل ننموده و بالطبع مستندا به بند ( ب ) ماده ۴۱۵ قانون تجارت موکل نیز به عنوان احدی از طلبکاران می تواند درخواست توقف و ورشکستگی را به عمل اورد.
مع الوصف با عنایت به مراتب معروضه و توجها به مستندات ابرازی ، علی الخصوص عدم شناسایی اموال م. ع. و توقف در پرداخت دیون و از بین رفتن سرمایه ثبتی شرکت خوانده بر اساس میزان محکوم به و سایر قرائن و امارات موجود ، مستندا به مواد ۱ و ۲ و ۳ و ۴۱۲ و ۴۱۳ و ۴۱۵ قانون تجارت ، تقاضای استماع دعوا و رسیدگی و اتخاذ تصمیم شایسته را دارد.
وکیل خ. د. م. دفاع اقدام به ارسال لایحه نموده که:
… ۱ خوانده شرکت سازمان *( سهامی خاص ) به شناسه ملی ۱۰۱۰۳۴۶۸۸۳۴ ، حسب مفاد دادنامه صادره به شماره *مورخ ۱۳۹۹٫۰۲٫۰۵ در پرونده کلاسه *و دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰٫۰۳٫۰۴ و دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰٫۰۷٫۱۹ صادره از شعبه *و اوراق و محتویات پرونده کلاسه اجرایی به شماره بایگانی *مطروحه در شعبه *، محکوم به پرداخت ۵۸/۸۴۲/۲۹۶/۵۴۴ ریال شده است.
۲ موکل با اقدامات و پیگیری های به عمل امده ، نهایتا موفق به وصول صرفا مبلغ ۲۱٫۷۵۶٫۶۶۳٫۲۲۷ ریال از اموال م. ع. گردیده و الباقی م. ع. ب. میزان ۳۷٫۰۸۵٫۶۳۳٫۳۱۷ ریال باقی مانده است. و علی رغم انجام استعلامات سه گانه ( اداره ثبت اسناد و املاک ، راهور ، بانک ) و غیره هیچ گونه مالی اعم از منقول یا غیر منقول و غیره از خوانده شناسایی نشده است.
۴ ب. ت. ب. مواد ۱ و ۲ و ۳ قانون تجارت ، خوانده تاجر محسوب می شود. و بنا به جهات یاد شده و عدم شناسایی اموال خوانده و میزان محکوم به نسبت به سرمایه ثبت شده شرکت خوانده ، توقف خوانده به عنوان تاجر از پرداخت دیون و وجوه بر ذمه محرز و ثابت است.
۵ مضافا اینکه حسب مواد ۴۱۲ و ۴۱۳ قانون تجارت خوانده به عنوان تاجر می بایست ظرف ( ۳ ) روز از تاریخ وقفه نسبت به اعلام ورشکستگی و توقف به محکمه اقدام می نمود. متاسفانه خوانده به تکالیف مقرر در قانون عمل ننموده و بالطبع مستندا به بند ( ب ) ماده ۴۱۵ قانون تجارت موکل نیز به عنوان احدی از طلبکاران می تواند درخواست توقف و ورشکستگی را به عمل اورد.
۶ مع الوصف با عنایت به مراتب معروضه و توجها به مستندات ابرازی ، علی الخصوص عدم شناسایی اموال م. ع. و توقف در پرداخت دیون و از بین رفتن سرمایه ثبتی شرکت خوانده بر اساس میزان محکوم به و سایر قرائن و امارات موجود ، مستندا به مواد ۱ و ۲ و ۳ و ۴۱۲ و ۴۱۳ و ۴۱۵ قانون تجارت ، تقاضای استماع دعوا و رسیدگی و اتخاذ تصمیم شایسته را دارد.
بخش دوم: اسباب موجهه
سبب این که در رای ، جزییات بیشتری ذکر می شود. که از یک سو امر ورشکستگی از امور حسبی م. ب.. ( نظرموافق: ک. ک. ، حقوق ورشکستگی ، ش۴۱ ، ص۳۳؛ نظر مخالف: دکتر ر. ا. ، مبحث دوم بخش دوم فصل دوم دفتر اول باب اول حقوق تجارت ، صص۵۸ ۵۹ ) و به همین خاطر طبق بند ج ماده ۴۱۵ قانون تجارت ، دادستان در زمره ی اشخاصی است. که می تواند تقاضای حکم ورشکستگی نماید. و یکی از خطرات ورشکستگی مسری بودن ان م. ب.. که گاه زنجیره ای طولانی از ناتواتی هایی پی در پی ایجاد می کند که نتیجه ی ان دومینویی از ورشکستگان م. ب.. وانگهی مرجع شکایت از اقدامات اداره تصفیه ، دادگاه صادر کننده ی حکم توقف م. ب.. که گاهی منجر به اعلام بطلان اعمال اداره تصفیه از سوی دادگاه می شود. ( ماده ۵ قانون اداره تصفیه ) از این روی ، لازم است. دادگاه جزییات ورشکستگی را بیان کند تا علاوه بر دقیق بودن عمل تصفیه از تشکیل پرونده های اضافی زاییده شده از اقدامات ورشکستگی و تصفیه جلوگیری شود. و در تایید امور حسبی بودن نظریه شماره ۷/۹۹۰۷ مورخ ۱۷/۱۲/۱۳۷۱ اداره حقوقی بیان داشته است: صرف اظهار تاجر برای صدور حکم ورشکستگی کافی م. ب.. و این دعوی به معنای مصطلح که محتاج به طرف دعوی باشد. ، نیست … ) و اساسا گاهی مرگ شرکت ، اثار اجتماعی زیانبار تری نسبت به مرگ اشخاص حقیقی دارد. و رای صادردارای اطناب ممل به از رای دارای ایجاز مخل دادگاه نظارت عالیه دارد. و در هدف باید فعال باشد. و نه منفعل.
نخست اینکه طبق قاعده منع مداخله ، از زمان صدور حکم ، مدیر تصفیه قائم مقام قانونی وجود شکسته م. ب.. و نماینده ( نه قائم مقام قانونی ) طلبکاران م. ب.. که باید غبطه و مصلحت موکل ( طلبکاران ) را رعایت نماید. که این منع مداخله تاجر دارای جنبه موضوعی دارد. و نه شخصی و در حقیقت مربوط به قوه دماغی تاجر نمی باشد. و بلکه یک نوع تامین و توقیف در جهت حفاظت از طلبکاران م. ب.. در حالی که حجر ، دارای جنبه شخصی م. ب.. و در حجر نگاه حمایتی م. ب.. ولی در مورد ورشکسته نگاه سو ظنی م. ب.. و این منع مداخله علاوه بر تصرفات حقوقی و مداخلات مادی مخل به امر تصفیه را نیز شامل می شود.
دوم این که تکلیف ماده ۴۳۵ و ۴۳۶ قانون تجارت مبنی بر قرار توقیف باید گفت که این توقیف صرفا برای شخص تاجر م. ب.. و در مورد شرکا و یا مدیران شرکت قابلیت اعمال ندارد. و اگرچه این توقیف ، دارای جنبه ی کیفری نمی باشد. و بلکه دارای ماهیت احتیاطی م. ب.. و از این جهت قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی نمی باشد. و اجرای ان نیز منوط به قطعیت حکم ورشکستگی نمی باشد. و این در نظریه شماره ۷/۹۵/۲۹۱۱ مورخ ۱۶/۱۱/۱۳۹۵ نیز تصریح شده است. و اگرچه در لایحه الحاق چند ماده به قانون تصفیه امور ورشکستگی بازداشت مدیران شرکت ها پیش بینی شده است. ولی این لایحه به تصویب مجلس نرسیده است. تا لازم الاتباع باشد. به هر روی ، ب. ت. ب. این که دارای ماهیت سالب ازادی م. ب.. از این رو باید در موضع نض تفسیر و اعمال شود. ( نظر موافق: دکتر ر. ا. ، حقوق تجارت ، صص۱۶۵ ، زمستان ۱۳۹۸ ، چاپ بیست و پنجم؛ دکتر ک. ک. ، حقوق ورشکستگی ، شش ۱۸۸و۱۹۴ ، صص ۶۰و۱۳۵؛ نظر مخالف؛ رای شماره ۹۱۰ مورخ ۱۱/۴/۱۳۱۷ شعبه *) که البته امکان اخذ تامین نظیر وثیقه و کفالت نمی باشد. همان طور که اخذ تامین در رای شماره ۱۳ مورخ ۲۳/۱/۱۳۵۱ دادگاه عالی انتظامی قضات تخلف تلقی شده است. ( هفته نامه دادگستری ، سال ۱۳۵۱ ، ش ۹۴ ، ص۱ ۲ )
سوم این که سه معیار بر مفهوم توقف ارائه شده است:۱ معیار ناتوانی در پرداخت ۲ معیار فزونی مجموع مبلغ بدهی ها بر ارزش اموال ۳ معیار عدم تعادل مستمر بین درامد و هزینه های تاجر
بر اساس دیدگاه نخست ، همین که تاجر از پرداخت یک دین به حال خود ناتوان گردد. متوقف است. و دادگاه برای صدور حکم ورشکستگی هیچ الزامی به بررسی و تحقیق در خصوص نسبت ارزش اموال تاجر با میزان بدهی های او ندارد. نتیجه عملی اتخاذ این رویکرد سرعت و سهولت احراز توقف و صدور حکم ورشکستگی است. بر اساس معیار دوم که به معیار ترازنامه شهرت یافته برای صدور حکم ورشکستگی ، دادگاه باید مجموع ارزش اموال تاجر را با مجموع مبلغ بدهی های او قیاس کند و اگر جنبه منفی دارایی بیش از جنبه مثبت ان باشد. تاجر متوقف است. و محکمه می تواند حکم ورشکستگی او را صادر کند صرفا به دلیل ناتوانی در پرداخت یک دین میتوان حکم ورشکستگی صادر کرد اتخاذ این رویکرد رویکرد دادگاه را به ارجاع امر رسیدگی به وضعیت اموال و دیون تاجر به کارشناس وادار می کند و طبعا فرایند رسیدگی به ادعای توقف و ورشکستگی را طولانی از زمانی خواهد کرد که معیار ناتوانی در پرداخت ملاک عمل قرار گرفته است. بر اساس معیار سوم هیچ یک از رویکرد های فوق مناسب نیستند به این معنا که نه صرفا به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی صدور حکم ورشکستگی مجاز و قابل تایید است. و نه رسیدگی به وضع دارایی تاجر و احراز فزونی بدهی ها بر ارزش اموال را می توان راه حلی شایسته و قابل تایید دانست ان چه برای احراز توقف ضرورت دارد. ، عدم تعادل مستمر بین درامد و هزینه های تاجر است. این ضابطه به معیار ناتوانی در پرداخت نزدیک تر است. اختلاف اصلی ان با معیار نخست در این است. که به موجب ان ناتوانی موقت و گذرا در پرداخت یک بدهی حال را نباید موجب ورشکستگی دانست. عدم تعادل بین درامد و هزینه های تاجر باید به گونه ای باشد. که بتوان استمرار ان در اینده را احراز کرد و باید توقف ماندگار و بحران زا جلوه کند.
این که ، توقف در پرداخت دین به مفهوم واقعی و ضابطه ی باطنی ( احراز ناتوانی واقعی ) رخ داده است. بدین معنا که صرف عدم پرداخت دین ، تاجر را ورشکسته نمی کند و بلکه این امر با بررسی وضعیت مالی وی اعم از نقد و مطالبات و دارایی و غیره که در نتیجه ی ان دارایی منفی وی بیشتر از دارایی مثبت وی باشد. اساسا با پذیرش نظریه ی و ضابطه ی ظاهری ( مداخله فوری ) بر تحقق مفهوم توقف ، نیازی به ارجاع امر به کارشناس نمی باشد. که تمامی حساب ها و دفاتر و دارایی ها و وثایق و غیره را بررسی کند و باید از تفسیر لفظی از ماده ۴۱۲ قانون تجارت دست کشید خصوصا با واقعیت های اجتماعی و اقتصادی امروز ( در غیر این صورت باید بیشتر شرکت های در حال حاضر را باید ورشکسته اعلام نمود که دیون متعدد دارند! ) و منطق حقوقی اقتضای گرایش به ضابطه ی باطنی را دارد. و از سوی دیگر پذیرش سهل ورشکستگی خلاف نظم عمومی اقتصادی م. ب.. و گاهی به ضرر اشخاصی نظیر کارکنان و کارگران تاجر م. ب.. که دخالی در این توقف نداشته اند و ضابطه ی سلب اعتبار تجارتی نیز نمی تواند راهگشا باشد. چرا احراز ، این امر کار دشواری م. ب.. و با لحاظ وضعیت اقتصادی باید قید عدم تعادل استمراربین درامد وهزینه را باید به توقف واقعی افزود. ( برای دیدن نظرات مخالف؛ دکتر ح. س. ت. ، حقوق تجارت ، ج۴ ، ص۱۱۸؛ دکتر م. ص ، حقوق بازرگانی: ورشکستگی نظری وعملی ، ص ۸۹ ، دکتر ا. ، حقوق تجارت: ورشکستگی و تصفیه امور ورشکسته ، دکتر ع. ع. ا. ، مجله مهنامه قضایی ، سال سیزدهم ، تیر ۱۳۴۸ ، دکتر ع. ، حقوق تجارت ، ص۲۸۸؛ دکتر ا. ز. ، حقوق بازرگانی ، ص۳۲۲ ، رای اصراری به شماره ۳۰۷۶ با تاریخ ۲۶/۱۲/۱۳۴۲؛ برای دیدن نظر موافق؛ د. ج. ج. ل. ، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، ج۵ ، لغت شماره ۱۴۴۶۴ ، ص۳۷۶۲ ، دکتر ع. ، حقوق تجارت ، ج۳ ، ص ۶۵ ، دکتر ا. ا. ک. ، نشریه *، توقف در پرداخت دیون شماره ۱۹ ، اذر ماه ۱۳۵۵ ) و اینکه بعد از توقف ، برای تاجر محدودیت معاملاتی به وجود می اید ( بند ت ماده ۴۲۳ ) که با لحاظ حقوق مدنی و اصل عدم باید توقف واقعی را ملاک قرار داد و واژه ی جمع وجوه در ماده ۴۱۲ قانون تجارت نیز موید بر ضابطه ی واقعی م. ب..
از سوی دیگر نظریه توقف واقعی با رویکرد فقهی به حقوق ورشکستگی نزدیک تر است. زیرا شرایط صدور حکم افلاس برای شخص در فقه امامیه عبارت است. از ۱ ثابت شدن دین شخص نزد حاکم ۲ فزونی مجموع مبلغ بر ارزش اموال ان از اعیان و منافع و مطالبات شخص از دیگران ۳ حال بودن دین یا دیون ۴ درخواست تمام یا برخی از بستانکاران
در حالیکه وفق ماده ۴۱۵ دادستان و خود تاجر متوقف نیز می توانند توقف تاجر را اعلام و صدور حکم ورشکستگی را تقاضا کنند و حاکم صرفا در صورتی می تواند راسا و بدون درخواست طلبکار حکم افلاس صادر کند که طلب متعلق به اشخاصی باشد. که تحت ولایت حاکم قرار دارند و طبق ماده ۴۲۱ به محض صدور حکم ورشکستگی تمام دیون مدت دار تاجر با رعایت تخفیفات مقتضیه حال می شود. در حالی که صدور حکم افلاس موجب حال شدن دیون مدت دار مفلس نمی شود.
چهارم این که مجموع دیون مدنی و تجاری تاجر ، بیشتر از دارایی ان م. ب.. و در ان دیون مدنی و تجاری هر دو ذکر شده است. و لزومی به تجاری بودن صرف دین نمی باشد. زیرا اولا ماده ۴۱۲ به صورت مطلق است. و در ان تفکیکی بین دین تجاری و مدنی لحاظ نشده است. ثانیا ماده ۵ قانون تجارت ، کلیه معاملات تجار را تجاری دانسته است ، مگر ان که خلاف ان ثابت شود. ثالثا ماده ۵۱۲ قانون ایین دادرسی مدنی دعوای اعسار از تاجر را نمی پذیرد و حال ان که هزینه ی دادرسی دین مدنی م. ب.. و نه تجاری رابعا <a class="artref" href="/ماده/ماده-274-a_raw080610252146">ماده ۲۷۴ قانون امور حسبی</a> تصفیه ترکه ی متوفی را درصورتی که وی تاجر باشد. به صورت مطلق تابع مقررات تصفیه امور ورشکستگی دانسته است. و تفاوتی بین دین تجاری و مدنی قایل نشده است
پنجم این که طبق ماده ۲۲ قانون ایین دادرسی این دادگاه صالح م. ب.. زیرا مرکز اصلی ان در *م. ب.. و ملاک مرکز اصلی ( محل اداره حقوقی ) م. ب.. و نه مرکز عملیات ( <a class="artref" href="/ماده/ماده-1002-a_0815110236657">ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی</a> )
ششم این که در این پرونده اعلام توقف از سوی مدیون شده است. و اظهار تاجر اعم از حقیقی و حقوقی ، اقرار محسوب نمی شود. و به همین جهت نیز ماده ۴۱۵ قانون تجارت واژه ی اظهار را به کار برد و نه اقرار را در حالی که برابر ماده ۲۰۲ قانون ایین دادرسی مدنی اگر ماهیت ان اقرار می بود. دیگر به امارات دیگری از جمله کارشناسی جهت صدور حکم ورشکستگی نیاز نمی بود. و البته این که تاجر ( شرکت ) توقف خود را ظرف سه روز از تاریخ توقف وفق ماده ۴۱۳ و۴۱۴ قانون تجارت اعلام نکرده است. موجب عدم استماع دعوا نمی شود. ( رای وحدت رای به شماره ۷۶۳ ) چرا که اساسا سه روز خصوصا برای شرکت ها مهلت بسیار اندکی م. ب.. که با حسابرسی و بررسی ترازنامه و غیر معلوم گردد. که شرکت ، متوقف بوده است ، البته عدم رعایت مواد ۴۱۳ و ۴۱۴ قانون موصوف به موجب بند ۲ ماده ۵۴۲ قانون تجارت از اسباب ورشکستگی به تقصیر م. ب.. و در ماده ۴۳۵ از موجبات قرار توقیف دانسته شده است. که در رای وحدت رای به شماره ۷۶۳ مورخ ۹/۸/۱۳۹۶ تصریح شده است.
هفتم این که رای وحدت رویه شماره ۶۲ مورخ ۱۱/۱۱/۱۳۵۱ و رای وحدت رویه شماره ۷۶۳ مورخ ۹/۸/۱۳۹۶ عدم ابراز دفاتر تجارتی و صورت حساب دارایی موجب نشنیده شدن دعوای ورشکستگی نمی گردد. و اگرچه نداشتن ایینه ی اعمال تاجر ( دفاتر تجارتی ) دارای ضمانت اجرای دیگری م. ب..
هشتم این که از انجا که دعوای ورشکستگی ، دعوای غیر مالی م. ب.. زیرا محتوی و مغز ان ، حالت عجز مدیون از پرداخت بدهی های تاجر است. و نه پرداخت بعدی بر اساس تصفیه که از لوازم و نتایج حکم است. و نه خود حکم؛ بر این اساس طبق بند ب ماده ۳۳۱ قانون ایین دادرسی مدنی ظرف مهلت بیست روز ( در حالی که ماده ۵۳۷ مهلت ده روزه مقرر داشته بود. و از این جهت ناسخ قانون تجارت م. ب.. ) از تاریخ اعلان حکم ( ماده ۵۳۷ قانون تجارت و نه ابلاغ حکم ) قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر *م. ب.. ولی قابل رسیدگی فرجامی نمی باشد.
وانگهی در امور تجاری و خصوصا مبحث ورشکستگی که به منزله موت نسبی شخصیت حقوقی تلقی می گردد. می بایست با احتیاط و جزم اندیشیدید و عمل نمود و به قدر متیقن از امر اکتفا نموده و از تفسیر موسع از مفهوم توقف و مصادیق ان پرهیز نمود.
و از سوی دیگر وقفه در پرداخت دیون تاجر با وصف مجموع دارایی وی بررسی می گردد. به بیان دیگر توقف در صورتی حاصل می شود. که مقدورات مالی شرکت بدهکار توانایی پرداخت بدهی طلبکاران را نمی دهد ، یعنی با وجود اینکه شرکت قصد پرداخت دین خود را دارد. ، اما به دلیل اختلالی که در امور مالی وی حاصل شده ، امکان پرداخت دین فراهم نمی شود. چه ممکن است. شرکت دارای اموالی بوده که میبایست نقد شود. یا واجد مطالباتی باشد. که وصول نگردیده یا وصول انها مستلزم صرف زمان است. یا امکان دارد. شخص حقوقی دارای اعتبار باشد. و بتواند از اعتبار خود استفاده کرده و با استقراض از دیگران دین خود را پرداخت نماید. ، لیکن سرعت در گردش امور تجاری این امکان را به وی نمی دهد و موجب اختلال در پرداخت های وی می شود. با این توضیحات صرف امتناع از پرداخت دین که ممکن است. منبعث از اختلافات طرفین و نه عدم توانایی واقعی خوانده در پرداخت دین باشد. و یا می تواند عامدانه از سوی خوانده صورت پذیرفته باشد. ، به منزله وقفه در پرداخت دیون و توقف موجب ورشکستگی تلقی نمی گردد.
حال طلبکار خوانده دلیل محکمی بر ورشکستگی خوانده ارائه نکرده است. و صرف استنکاف در پرداخت دین ، موجب ورشکستگی نمی شود. مویدا به دادنامه شماره*مورخ۱۴۰۲/۱/۲۰ با شماره پرونده*و شماره بایگانی *با ریاست قاضی محترم اقای ا. چنین امده است: ( نکته قابل تاویلی است. که از ماده ۴۱۳ قانون استنادی صورت گرفته است. این امر در عین اینکه نسبت به توقف ظاهری صحت دارد. اما در مورد توقیف واقعی موثر نیست بنا براین اگرچه مقنن در ان مواد وفقه ( تادیه قروض و سایر تعهدات ) را به صورت مطلق ذکر کرده است. اما مراد و مقصود قابل انتساب مقنن از وقفه حکایت از تمامی دیون و سایر تعهدات نقدی دارد. و به هیچ وجه مشمول قسمتی از انها نمی شوند بر این اساس انچه که در رسیدگی محکمه باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است. که اساسا توانایی شرکت در خصوص تادیه دیون بر بستانکاران در مجموع چگونه است. و در صورتی که دارایی های شرکت مستغرق در بدهی ها باشد. شرکت در بین تجار اعتباری نداشته باشد. در این حالت قطعا چنین شرکت ورشکسته است. حال انکه به صرف مطالبات یک شخص و عدم تادیه وجه ان نمیتوان شرکت تجاری را ورشکسته اعلام نمود )
بخش سوم: منطوق
در دعوی پیش رو ، نظر به میزان بدهی خوانده ، از نظر دادگاه عدم پرداخت وجوه موضوع استناد خواهان ناشی از اختلافات طرفینی و نه ناشی از توقف شرکت خوانده م. ب.. ، لذا ادله خواهان برای اثبات ادعا و احراز توقف واقعی خوانده کفایت ننموده و بنابراین دادگاه دعای خواهان را موجه تشخیص نداده و مستندا به ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان ان صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است.
م. ف. – دادرس شعبه *
رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: *با وکالت اقای م. د. ن. فرزند ا. به نشانی *
خواندگان:
۱. مهندسی *توان با وکالت اقای ا. س. فرزند م. به نشانی *
۲. دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۲۲ ( مجتمع *معاون دادستان به نشانی *
خواسته: صدور حکم ورشکستگی
به تاریخ۱۴۰۲/۰۹/۲۰در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است. ملاحظه می گردد. شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۲/۸/۲۳ مبادرت به نقض حکم صادره از این شعبه فرموده اند و حکم صادره را قرار تلقی جهت رسیدگی ماهوی به این شعبه عودت داده اند این در حالی است. که تصمیم متخذه با اصول دادرسی مدنی موافق نبوده و این دادگاه نیز ملزم به تبعیت از ان تصمیم نمی باشد. چراکه مرجع محترم دیوان عالی کشور حسب مقررات مبحث ششم از فصل اول از باب پنجم ( فرجام خواهی ) قانون ایین دادرسی مدنی و مواد ۴۰۱ به بعد قانون مرقوم اقدامی را پس از نقض معمول می دارد. که از جمله انها بند الف ماده مزبور م. ب.. و اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد. که به علت نقض تحقیقات نقض شده است. رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده ارجاع می شود. و دادگاه مرجوع الیه در حدود ماده ۳۰۵ قانون مذکور مکلف به اتباع و نیز اقدام در راستای منویات ان مرجع محترم عالی م. ب.. ولکن مرجع محترم تجدیدنظر با رعایت مواد ۳۴۸ به بعد قانون ایین دادرسی مدنی نمی تواند حدود اختیارات خود را فراتر از مقررات دیوانی برده و از قوانینی که در ان خصوص وجود دارد. بهره مند شود. زیرا حسب مقررات اخیر انجام رسیدگی به همان مرجع محترم تجدید نظر سپرده شده و تفویض اختیار و یا تکلیف اختیار به مرجع نخستین محمل قانونی ندارد. از نگرش دوباره به مقررات فصل پنجم از باب چهارم جهات تجدیدنظر ( در قانون ایین دادرسی مدنی این استنباط به صواب نزدیک است. که دادگاه تجدید نظر ولو با اصلاح رای بدوی ، مبادرت به تایید ان می نماید. ) ماده ۳۵۱ قانون ایین دادرسی مدنی و صرفا در حدود ماده ۳۵۳ قانون مرقوم و چنانچه رای دادگاه در قالب قرار باشد. دادگاه تجدید نظر با نقض ان ، پرونده را جهت رسیدگی ماهیتی به مرجع محترم نخستین برای رسیدگی ماهوی اعاده می فرماید و خارج از این ماده اعاده به مرجع بدوی متصور نیست و از سویی دیگر تلقی حکم به قرار در هیچ یک از مقررات مذکور حتی به صورت تلویحی مورد اشاره واقع نشده است. و این اقدام صرفا در حدود اختیارات قانونی دیوان محترم عالی کشور م. ب.. همچنین از مفهوم اولویت نیز این تامل و تعمق می اید که اگر مرجع نخستین صالح به رسیدگی نباشد. دادگاه محترم تجدید نظر راسا و با نقض رای معترض عنه ، مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت می نماید. و ایضا به نظر می رسد فصل الخطاب تکالیف در ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی تنویر راه خواهد بود. و چنانچه دادگاه تجدید نظر ادعای ت. ن. خ. را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. و البته شایسته ی توجه است. که رای شامل حکم و قرار م. ب.. ( ماده ۲۹۹ قانون و ایین دادرسی مدنی ) این نکته نیز مورد مداقه قرار می گیرد به موجب ماده ۳۵۰ قانون ایین دادرسی مدنی حتی در خصوص نواقصی که از مرحله بدوی به جامانده در مرحله تجدید نظر رفع خواهد شد و تجویز برای تحمیل به مرجع بدوی و اعاده به ان مرجع داده نشده است. بایسته ذکر است. که اساسا صدور قرارها جملگی نیازمند وجود نص قانونی خواهد بود. و دادگاه محترم تجدید نظر به هنگام تلقی حکم بدوی به قرار اولا معلوم نفرموده اند که حکم را به کدام نوع از انواع قرارها تبدیل می نماید. چه این که اگر منظور ایشان از صدور قرار عدم استماع دعوا است. که بدهی است. رسیدگی مجدد به چنین قراری در دادگاه بدوی به لحاظ نهایی بودن این قرار میسر نیست و اگر منظور قرارهای دیگر منصوص در ماده ۸۴ باشد. نیز این امر لزوم به تصریح دارد. همچنین از صدور قرارهای صادره در موادی چون مواد ۹۵٫۲۵۹ صدور حکم بدوی همواره دارای دو اثر تعلیقی و انتقالی است. که به موجب اثر تعلیقی رای دادگاه بدوی مادام که دادگاه محترم تجدید نظر اعلام رای قطعی ننموده بموقع اجرا گذارده نخواهد شد و در مورد اثر دوم یعنی اثر انتقالی نیز دادگاه محترم تجدید نظر به مثابه ی دادگاه بدوی ، هم در شکل و هم در ماهیت امکان ورود خواهد داشت. چه این که دیوان معزز عالی کشور ، صرفا دارای صلاحیت شکلی است. و حق ورود ماهوی ندارد. حال این که به دلالت ماده پیش گفته دادگاه تجدید نظر به عنوان دادگاهی عالی دارای اثر انتقالی تام در ماهیت و شکل است. و بدیهی وحدت ملاک ، یعنی تسری حکم در موارد منصوص العله به نسبت مصادیق ان. لذا ب. ت. ب. تفاوت در رسیدگی و احکام ناظر به دیوان عالی کشور با دادگاه تجدید نظر ، نمی توان حکم موجود در مرحله ی فرجام را تسری به مرحله تجدید نظر داد. چه این که در صورت این اقدام ، قیاس حکمی اتفاق خواهد افتاد که همواره شرعا از ان منع شده است. تبدیل و تغییر نوع رای صادره مانند تغییر حکم به قرار و یا تبدیل قرار به حکم را نباید در یک نگاه ساده ، اصلاح رای شمرد. در پرونده ای استدلال دادگاه تجدید نظر که تغییر حکم رد دعوا به قرار رد دعوا را مستند به ماده ۳۵۱ قانون ایین دادرسی مدنی کرده و ان را اصلاح رای شمرده بود ، اگر همانطور که ماده ۴۰۳ قانون ایین دادرسی مدنی مقرر داشته ، رای دادگاه ب. ت. ب. استدلال و نتیجه مندرج در رای ، منطبق با قرار باشد. استدلالی درست و قانونی تلقی و اصلاح رای محسوب می شود. و بنابراین چنانچه رای دادگاه نخستین ب. ت. ب. استدلال و نتیجه مذکور در رای با قرار تطبیق نکند ، تصمیم دادگاه تجدیدنظر در تغییر حکم به قرار نادرست و خلاف قانون است. زیرا این تغییر و تبدیل هم ماهیت و نوع رای دادگاه را تغییر داده و دگرگون می سازد و هم به جهت این تغییر ، اثار حاکم بر رای را کاملا دگرگون می کند؛ چه تغییر ماهیت رای و نوع ان ، در واقع چهره ان را متحول نموده و حقوق طرفین را نیز متاثر می سازد. در نتیجه این تغییر را نباید در همه موارد صرفا اصلاح رای نامید. انچه که در ماده ۳۵۱ قانون ایین دادرسی مدنی امده ، صرفا اشتباهات سهوی و از قلم افتادگی است. و تغییر نوع رای دادگاه بدوی به نوع دیگری از رای قانونی ، یک اصلاح ساده محسوب نمی شود. بلکه تغییری ماهوی است. چه تغییر نوع رای اگر از جهت استدلال و نتیجه با قرار مورد نظر دادگاه تجدیدنظر منطبق نباشد. ، به اساس رای لطمه وارد می کند و بنابراین نمی توان ان را صرفا تصحیح یا اصلاح رای محسوب کرد ( مادتین ۳۰۹ و ۴۰۲ قانون ایین دادرسی مدنی و تبصره ۴ ماده ۲۲ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب اصلاحی مورخ ۱۳۸۱/۰۷/۲۸ ). تغییر نوع و ماهیت رای دادگاه بدوی از سوی دادگاه تجدید نظر استان ، در مقررات مربوط به رسیدگی تجدیدنظر پیش بینی نشده ، ولی این موضوع در مبحث فرجامخواهی مورد تصریح قرار گرفت.
قسمت میانی ماده ۴۰۳ قانون یاد شده می گوید: …. همچنین اگر رای دادگاه به صورت حکم صادر شود. ولی از حیث استدلال و نتیجه منطبق با قرار بوده و متضمن اشکال دیگری نباشد. ، دیوان عالی کشور ان را قرار تلقی و تایید می نماید. و …. بی تردید این بخش از ماده ۴۰۳ قانون ایین دادرسی مدنی را نیز باید ناظر به وضعیتی دانست که این تغییر و تبدیل به اساس رای لطمه و خللی وارد نکند. بر همین اساس به موجب رای دیوان عالی کشور نیز اعلام شده تشخیص نهایی اینکه رای دادگاه بدوی ، حکم است. یا قرار ، با دادگاه بالاتر است. در صورتی که استدلال و نتیجه مندرج در رای فرجامخواسته با عنوان حکم متناسب نباشد. و با نوع قرار سازگار باشد. ، تبدیل حکم به قرار در دیوان عالی کشور ممکن نبوده و مستلزم رسیدگی دادگاه تالی و صدور رای مناسب برابر نظر دیوان عالی کشور و کیفیت دادرسی بعدی در دادگاه است. این مطلب نشان می دهد که دادگاه عالی می تواند در ماهیت و نوع رای دادگاه بدوی ممیزی کرده و نوع ان را تعیین و سپس بر ان اساس ، رسیدگی تجدیدنظر و پژوهشی را به انجام برساند. فرجام و عاقبت تعیین نوع رای را باید در دادگاه عالی یا دیوان عالی کشور دید. در تبدیل حکم به قرار ، دیوان عالی کشور به این ترتیب عمل می کند: در فرجامخواهی از حکم به رد دعوای صادره از دادگاه تالی ، اگر تصمیم مزبور از حیث ان استدلال و نتیجه با قرار رد دعوا تطبیق کند ، دیوان عالی کشور حکم را به قرار تبدیل و را تایید مینماید. ( ماده ۴۰۳ قانون ایین دادرسی مدنی ). به سخن دیگر هرگاه دادگاه پس از رسیدگی ماهیتی ، حکم بدهد و این حکم از جهت استدلال و نتیجه منطبق با قرار ( رد دعوا به علت عدم توجه دعوا به خوانده ) باشد. ، دیوان ان را به قرار تغییر داده و ابرام می کند ( مواد ۳۹۶ و ۴۰۳ قانون ایین دادرسی مدنی ). چنانچه دادگاه به جهت عدم ذینفعی خواهان ، به جای قرار ، حکم به رد دعوا بدهد ، دیوان در صورت احراز ذینفعی ، با تبدیل حکم به قرار رد دعوا ، ان را نقض و پرونده را به دادگاه تالی اعاده تا در ماهیت دعوا وارد شده و رای مقتضی صادر کند ( بند ب ماده ۴۰۵ قانون ایین دادرسی مدنی ). در صورتی که رای فرجامخواسته از حیث استدلال و نتیجه با نوع رای انتخابی قرار ) یا حکم تناسب و همخوانی نداشته باشد. ، تغییر نوع رای از حکم به قرار بی تردید به اساس رای لطمه وارد می کند ( مفهوم مخالف ماده ۴۰۳ قانون ایین دادرسی مدنی )؛ در چنین مواردی شایسته است. دیوان عالی کشور رای فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت صدور رای قانونی و متناسب به دادگاه تالی ارجاع نماید. یکی از اصول دادرسی مدنی ، ترتب ضوابط و شرایط شکلی حاکم بر دعوا و دادرسی بر رسیدگی و ورود در ماهیت و موضوع دعوا است؛ دادرسی موضوعی و رسیدگی به ماهیت دعوا زمانی اغاز می شود. که شرایط شکلی جمع و احراز شده و ایرادات شکلی متصور ، منتفی باشد. چنانچه دادگاهی با وجود یکی از ایرادات شکلی نظیر عدم ذینفعی خواهان و یا عدم توجه دعوا به خوانده ، دادرسی در ماهیت را اغاز نماید. ، حکم صادره را به جهت عدم مشروعیت قانونی رسیدگی در موضوع و ماهیت دعوا ، نمی توان معتبر و قانونی شمرد. بخش پایانی ماده ۳۵۰ قانون ایین دادرسی مدنی نیز در این باره اشعار می دارد.: … در صورتی که سمت دادخواست دهنده محرز نباشد. دادگاه ( تجدیدنظر ) رای صادره را نقض و قرار رد دعوای بدوی را صادر می نماید. اگر چه برخلاف انچه که در صدر ماده ۳۵۰ قانون یاد شده امده و عدم رعایت شرایط قانونی دادخواست نخستین و یا عدم رفع نقص ان در موعد مقرر قانونی در مرحله بدوی را از موجبات نقض رای تجدیدنظر خواسته در مرحله تجدید نظر اعلام نداشته و با صدور اخطار رفع نقص برای دادخواست دهنده ی بدوی ، امکان و مهلت رفع ایراد و ترمیم دادخواست ناقص را داده ، ولی قانونگذار ابهام و وجود نقص در سمت دادخواست دهنده و محرز نبودن سمت وی را قابل جبران و رفع ندانسته و به دادگاه تجدیدنظر اختیار داده تا پس از تشخیص و احراز این ایراد شکلی در مرحله نخستین ، راسا پرونده را در مرحله تجدیدنظر با صدور قرار رد دعوای بدوی بدرقه نماید. و به دادرسی خاتمه بدهد محرز نبودن سمت دادخواست دهنده در مرحله نخستین و احراز این ایراد شکلی در مرحله تجدیدنظر ، خصوصیتی نداشته و بسیاری از موارد شکلی و ایرادات دادرسی نظیر عدم ذینفعی خواهان ، عدم توجه دعوا به خوانده و غیره را نیز شامل می شود. و هر یک از این موارد که در مرحله تجدیدنظر محرز و معلوم گردد. ، به همان سرنوشت مقرر در قسمت اخیر ماده ۳۵۰ قانون ایین دادرسی مدنی یعنی نقض رای تجدیدنظر خواسته و صدور قرار رد دعوای بدوی دچار خواهد شد. همچنین بند ۲ ماده ۱۶ قانون داوری تجاری بین المللی می گوید: ایراد به صلاحیت داور نباید موخر از تسلیم لایحه دفاعیه باشد. … و بند ۳ ماده ۱۶ همان قانون نیز مقرر می دارد.: در صورت ایراد به اصل صلاحیت و یا به وجود و یا اعتبار موافقت نامه داوری ( جز در صورتی که طرفین به نحو دیگر توافق کرده باشند ) داور باید به عنوان یک امر مقدماتی قبل از ورود به ماهیت دعوی نسبت به ان اتخاذ تصمیم کند …. همانطور که ملاحظه می شود. در مقررات داوری نیز این اصل مورد توجه قرار گرفته و به ویژه در موضوع صلاحیت ، رعایت ان توسط اصحاب دعوا و داور تکلیف شده است. بنابراین رسیدگی به امور موضوعی و دادرسی ماهیتی در دادگاه تالی ، زمانی می تواند به صدور حکم منتهی شده و به حکم صادره ، وصف قانونی دهد که شرایط شکلی اقامه دعوا فراهم بوده و ایرادات و موانع رسیدگی نیز منتفی و مفقود باشد. پس هرگاه دادگاه بدوی بدون توجه به شرایط شکلی امره و موانع رسیدگی ناشی از ایرادات ( از جمله موارد مندرج در مواد ۸۴ و ۹۱ قانون ایین دادرسی مدنی ) ، رسیدگی را اغاز و وارد ماهیت دعوا شود. ، صدور حکم از ناحیه ان دادگاه ، نمی تواند دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور را در قبول رای به عنوان حکم ، ماخوذ و ملزم نماید. در این فرض نقض حکم به این اعتبار و تبدیل ان به قرار ، وظیفه دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور است. نهایت ان که دیوان عالی کشور در این مورد فقط به نقض ان حکم پرداخته و صدور قرار قاطع و نهایی را بر عهده دادگاه تالی می نهد. بنابراین تصمیم متخذه از سوی مرجع محترم تجدید نظر و تلقی حکم به قرار و نقض رای اعاده به این شعبه به صراحت قوانین فاقد وجاهت قانونی بر خلاف مقررات امره قانون ایین دادرسی مدنی م. ب.. و چنانچه ان مرجع محترم عالی معتقد به رسیدگی ماهوی است. میتواند با رعایت ماده ۳۵۸ همان قانون اقدام فرماید. بنابراین بنیاد این دادگاه با تکلیفی مواجه نبوده لذا مقرر است. دفتر محترم پرونده با حفظ بدل مفید به همان مرجع محترم اعاده گردد.
وانگهی اگرچه قانونگذار در ماده ۴۱۵ قانون تجارت واژه اعلام را اورده است. و یا در جای دیگری ممکن است. عبارتی مانند درخواست ورشکستگی مطرح شده باشد. حال اگر اعلامی بدون ورشکستگی را نتیجه دیدگاه توقف ظاهری و ترافعی بودن را نتیجه دیدگاه توقف واقعی بدانیم می توان گفت دعوای ورشکستگی ترافعی است. و محاکم قضایی نیز همیشه ان را ترافعی تلقی کرده اند و براساس عرف تقاضا و دادخواست حکم ورشکستگی صادر نکرده اند و ان را منوط به تقدیم دادخواست دانسته اند ( ع. ، م. ، حقوق تجارت ، ج ۳ ، انتشارات *، ۱۳۶۶ ، صص ۶۵ به بعد )
م. ف. – دادرس شعبه *
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
ت. ن. خ.: *با وکالت اقای م. د. ن. فرزند ا. به نشانی *
تجدید نظر خواندگان:
۱. مهندسی *توان با وکالت اقای ا. س. فرزند م. به نشانی *
۲. دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۲۲ *معاون دادستان به نشانی *
تجدیدنظر خواسته: صدور حکم ورشکستگی
تصمیم دادگاه نظر به نقض دادنامه *ان شعبه طی دادنامه *مورخ ۱۴۰۲/۸/۲۳ در این شعبه و این که با نقض رای موجبی برای ورود مجدد دادگاه تجدیدنظر به رای نقض شده وجود ندارد. ، پرونده برای ادامه رسیدگی اعاده می گردد.
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
ت. ن. خ.: *با وکالت اقای م. د. ن. فرزند ا. به نشانی *
تجدید نظر خواندگان:
۱. مهندسی *توان با وکالت اقای ا. س. فرزند م. به نشانی *
۲. دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۲۲ ( مجتمع *معاون دادستان به نشانی *
تجدیدنظر خواسته: دادنامه شماره *صادره از شعبه *
گردشکار دادگاه ب. ت. ب. محتویات پرونده و انجام مشاوره ختم دادرسی را اعلام و بشرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.
رای دادگاه
در خصوص تجدیدنظرخواهی *با وکالت اقای م. د. ن. به طرفیت ۱ مهندسی ل. توان ۲ دادستان عمومی و انقلاب شعبه *نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *که به موجب ان حکم بطلان دعوی خ. ب. خ. صدور حکم ورشکستگی خ. ر. ا. صادر گردیده است. ب. ت. ب. محتویات پرونده و قطع نظر از صحت و یا سقم ماهیت موضوع ن. ب. ا. امر ورشکستگی اشخاص حقوقی بلحاظ ارتباط ان با حقوق سایر اشخاص خصوصا طلبکاران از نظر قانونگذار واجد اهمیت ویژه ای بوده و خواهان به عنوان یکی از بستانکاران تقاضای صدور حکم ورشکستگی نموده است. هر چند صرف احراز بدهی از مورد ورشکستگی نیست اما محاکم دادگستری نیز در راستای کشف حقیقت در اجرای ماده ی ۱۹۹ قانون اتی الذکر از انجام هرگونه تحقیقاتی منع نگردیده اند و انجام استعلامات از مراجع ذی ربط و نیز لزوم جلب نظر کارشناس که از جمله مستندات خواهان نیز بوده در مسیر کشف حقیقت راهگشا خواهد بود. هر چند بیان ت. ریک نظریات جهت غنا و استحکام احکام قضایی مفید است. اما صرف ارائه ی نظریه ت. ریک کافی نیست تکلیف محاکم قضایی کشف حقیقت و حل و فصل خصومت است. و دادگاه محترم نخستین صرفا با این استدلال که بدهی از موارد صدور حکم ورشکستگی نیست اقدام به صدور حکم ماهیتی نموده در حالیکه اقتضای رسیدگی کامل و جامع بررسی کلیه مستندات م. ب.. بنابراین دادگاه دادنامه تجدیدنظرخواسته را قرار تلقی و ب. ت. ب. اینکه رسیدگی در سیستم قضایی *دو مرحله ای بوده و این رسیدگی در مرحله نخستین به صورت صحیح و کامل صورت پذیرفته و به دلایل و مستندات رسیدگی نشده و ورود در ماهیت نگردیده است ، ان را شایسته تایید ندانسته با استناد به مواد ۱۹۹٫۳۴۸٫۳۵۳ و ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب دادنامه تجدیدنظرخواسته را نقض و جهت رسیدگی ماهوی به مرجع محترم نخستین عودت می نماید. این رای قطعی است
رییس شعبه *مستشار دادگاه
ی. ی. م. ا. پ.
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه بدوی
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 71
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
(1)- اثر عدم ابلاغ رای تصحیحی به محکوم علیه بر تجدیدنظرخواهی وی (2)-مطالبه حصه ثمن مربوط به زمان تنظیم سند (3)- ضمانت اجرای تأخیر در پرداخت دیون نقدی مربوط به قرارداد
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رددعوی نخستین م
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد د
-
رأی
هماستناد
درخواست تخلیه در اجاره مشمول قانون 1376
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رفع موانع استماع دعوی در مرحله تجدیدنظر
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر و اعلام می گردد
-
رأی
هماستناد
تاثیر ملی شدن بانک ها بر مطالبه سهام خوانده دعوی مطالبه سهام بانک ها
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرطِ رسیدگی به دعوایِ جلب ثالث
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجامخواهی توسط وکیل پایه دو
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت عقد بیع در صورت فزونی هزینه انجام شرط توسط فروشنده از ثمن قرارداد - قلمرو ایراد اعتبار امر مختومه
مواد 89 و 88 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه بدوی به شماره 732 - 89 - 8
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح در دعاوی ناشی از قراردادها
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی وهمچنین مواد 11 - 13 - 26 - 97 قانون مذکور
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم درج نام متعهد له در سفته
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد ق
-
رأی
هماستناد
احراز اعتبار امر مختومه در خصوص قرار
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه اوراق مشارکت مفقودشده
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید
-
رأی
هماستناد
الزام به اخذ پایان کار علی رغم محکومیت خوانده به رفع تخلف شهرداری توسط کمیسیون ماده 100
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به بند 4 ماده 84 آن
-
رأی
هماستناد
اثر انتقال مورد قرارداد به شخص ثالث
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض رای بدوی در دعوای خسارت عیوب ساختمان به دلیل مسئولیت قانونی سازندگان و اعاده جهت رسیدگی ماهوی
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای احراز عدم وقوع بیع
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی توسط مدیر تصفیه شرکت
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرایط صحت عقد رهن
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به بند 4 ماده 84 قانون اشعاری قرار رد
-
رأی
هماستناد
شرایط دعوای اعتراضِ ثالث
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ملاک ذینفع بودن در دعوای حقوقی
ماده 89 از قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوا صادر و اعلام می گردد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به دلیل مغایرت با نظریه کارشناس
قانون آیین دادرسی مدنی و لحاظ ماده 89
-
رأی
هماستناد
خوانده دعوی تقابلخوانده قراردادن دایره اجرائیات ثبت در دعوای ابطال سندرسمیخوانده دعوی ابطال سند رسمی انتقال اجرایی
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر بربند 4 ماده 84 از همین قانون قرار رد
-
رأی
هماستناد
شرط احراز سمت وکیل
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوی خلع ید در فرض عدم مالکیت رسمی
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوا صادر و اعلام می دارد
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به مطالبه فوق العاده شغل خدمت خارج از کشور
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای خلع ید از ملک موروثی
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به ایشان قرار رد دعوی صادرو اعلام می
-
رأی
هماستناد
(1)- مرجع صالح رسیدگی به دعوی موت فرضی (2)- نوع صلاحیت دادگاه خانواده نسبت به دادگاه حقوقی
قانون آیین دادرسی مدنی و با رعایت ماده 89
-
رأی
هماستناد
خوانده دعوای اعتراض به تصمیم عدم قابلیت افراز
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای تعیین مبلغ حدودی خواسته در لوایح ضمیمه دادخواست
مواد 89 و 348 و 358 ازقانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته قراررددعوی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای تعارض ستون خواسته و متن دادخواست
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
قانون حاکم در دعاوی مطالبه دیه ناشی از تصادفات رانندگی
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای کسر مساحت آپارتمان
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قراررد دعوی صادر و اعلام می گردد رای صادره
-
رأی
هماستناد
مطالبه اجرت المثل ملک تملک شده در اجرای برنامه های عمومی و عمرانی دولت
مواد 89 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح در رسیدگی به اعتراض ثالث به رای داوری
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به بند ماده 84 قانون اشغاری قرار رد د
-
رأی
هماستناد
درخواست ابطال رای داور به دلیل استعفای یکی از داوران
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شخصیت حقوقی شعب بانک
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتبار امر مختومه در دعوای الزام به تمکین
قانون آیین دادرسی مدنی و با رعایت ماده 89
-
رأی
هماستناد
خوانده دعوی تغییر نام در سند سجلی
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی مطروحه را صادر و اعلام می نما
-
رأی
هماستناد
نقض حکم بدوی در تجدیدنظر: رد دعوی فک رهن، الزام به تنظیم سند و مطالبه خسارات قراردادی
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی به طرفیت خوانده سوم را صادر و
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم ارایه دلیل مثبت سمت
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر بر بند 5 ماده 84 قانون مذکور قرار رد
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
دعوای ابطال عقد با شرط داوری نزد داور
ماده 16 قانون داوری تجاری بین المللی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2484 مورخ 1397/09/10
ماده 89 قانون آیین دادرسی در امور مدنی قرار رد دعوای خواهان صادر می شود و
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی اختیار رسیدگی و فسخ قرارداد توسط داور
ماده 16 قانون داوری تجاری بین المللی
مواد مرتبط 13
-
اعمال
از این صفحه
ماده 415 — قانون تجارت
ماده 415 قانون تجارت
-
اعمال
از این صفحه
ماده 412 — قانون تجارت
ماده 412 قانون تجارت
-
اعمال
از این صفحه
ماده 583 — قانون تجارت
ماده 583 قانون تجارت
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1002 — قانون مدنی
ماده 1002 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 16 — قانون داوری تجاری بینالمللی
ماده 16 قانون داوری تجاری بین المللی می گوید: ایراد به صلاحیت داور نباید
-
اعمال
از این صفحه
ماده 435 — قانون تجارت
ماده 435 و 436 قانون تجارت مبنی بر قرار توقیف باید گفت که این توقیف صرفا برای شخ
-
اعمال
از این صفحه
ماده 274 — قانون امور حسبی
ماده 274 قانون امور حسبی تصفیه ترکه ی متوفی را درصورتی که وی تاجر باشد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 537 — قانون تجارت
ماده 537 قانون تجارت و نه ابلاغ حکم
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 438 — قانون تجارت
مواد 438 و 433 قانون تجارت
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 197 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به استناد ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 89 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به استناد بند 4 ماده 84 و ماده 89 قانون ایین دادرسی مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 331 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
بر اساس تصفیه که از لوازم و نتایج حکم است. و نه خود حکم؛ بر این اساس طبق بند ب ماده 331 قانون ایین دادرسی مدنی ظرف مهلت بیست روز ( در حالی که ماده 537 مه
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 350 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به موجب ماده 350 قانون ایین دادرسی مدنی حتی در خصوص نواقصی که از مرحله بدوی به جام
دکترین 15
-
مقاله
هماستناد
فریدون نهرینی آیین دادرسی مدنی
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اما نگاهی به این قانون و سایر قوانین این معنی را می
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اما نگاهی به این قانون و سایر قوانین این معنی را می
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قواعد صلاحیت در شناخت دادگاه صالح برای اجرا
مواد 1002 - 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قواعد صلاحیت در شناخت دادگاه صالح برای اجرا — قانون گذار برای اجرای حکم خارجی به
مواد 1002 - 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب انتخاب دادگاه ایرانی صالح — دادگاه تعیین شده در معاهده بین دولت
مواد 1002 تا 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب انتخاب دادگاه ایرانی صالح — دادگاه عمومی حقوقی محل اقامت یا محل
مواد 1002 تا 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب انتخاب دادگاه ایرانی صالح — دادگاه عمومی حقوقی محل اقامت یا محل
مواد 1002 تا 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت محلی برای صدور دستور موقت — عنصری که در این ماده به عنوان
مواد 1002 تا 1009 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت محلی برای صدور دستور موقت — قانون گذار در مواد ۱۰۰۲ تا ۱۰۰۹
مواد 1002 تا 1009 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت محلی برای صدور دستور موقت — قانون گذار در مواد ۱۰۰۲ تا ۱۰۰۹
مواد 1002 تا 1009 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اختلاف در صلاحیت محلی علاوه بر آنکه در بین محاکم بدوی رایج
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عنصر مهم در صلاحیت محلی اقامتگاه خوانده است
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عنصر مهم در صلاحیت محلی اقامتگاه خوانده است
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
استقلال قرارداد و شرط داوری از موافقت نامه اصلی
ماده 16 قانون داوری تجاری بین المللی نیز اصل استقلال شرط داوری را پذیرفته
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
