Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * شاکی: خانم ز. ا. فرزند ی. به نشانی * متهمین: ۱. اقای ف. ج. فرزند ا. با وکالت اقای ص. خ. م. فرزند م. به نشانی * ۲. خانم م. پ. فرزند ن. با وکالت خانم ا. ا. فرزند ی. به نشانی * ۳. خانم م. ا. فرزند ی. با وکالت خانم م. ا. ل. ل. فرزند د. به نشانی * اتهام ها: ۱. قتل عمدی مرد مسلمان در ماه حرام ۲. مشارکت در مخفی نمودن جنازه ۳. معاونت در قتل عمدی مرد مسلمان در ماه حرام رای دادگاه حسب مفاد کیفرخواست صادره از دادسرای شهرستان *به شماره *در مورخ ۹۹/۲/۳۱ اتهام متهمان به اسامی ۱-ف. ج. فرزند ا. متولد ۱۳۷۰ دائر بر قتل عمدی مرد مسلمان ( در ماه حرام ) شرکت در مخفی کردن جنازه مرحوم ی. ا. ۲-م. پ. فرزند ن. متولد ۱۳۵۴ ( همسر مرحوم ) دائر بر معاونت در قتل عمدی مرد مسلمان و شرکت در مخفی کردن جنازه مرحوم ۳-م. ا. فرزند ی. ( دختر مرحوم ) دائر بر شرکت در مخفی کردن جنازه مرحوم و معاونت در قتل عمدی مرد مسلمان اعلام گردیده است. ( صفحه ۱۵۷ ) مطابق محتویات پرونده ، خانم ز. ا. ( فرزند م. ) در مورخ ۹۸/۸/۱۶ به سازمان *مراجعه و اظهار داشته است.که مادرم و خواهرم به همراه فردی به نام ف. ج. پدرم را کشته اند و در زمین های اطراف *دفن کرده اند. که تحقیقات مقدماتی در زمینه موضوع شکایت وی انجام که خانم م. ا. در اداره پلیس اگاهی اظهار داشته است: حدود ۹۸/۶/۱۳ من در خانه خواب بودم که نصف شب بلند شدیم که دیدم ف. روی بابام به حالت زانو نشسته … ف. منو تهدید کرد گفت من به خاطر تو دارم. این کار را می کنم … ( صفحات ۵ و ۶ ) وی در شعبه اول بازپرسی اظهار داشته است: من حدود ۳ الی ۴ سال م. ب.. با ف. ج. فرزند ا. دوست می باشم … به خواستگاری من امد … پدرم قبول نکرد و چند باری خواستگاری امد مادرم موافق ازدواج بود و ف. می دانست که پدرم ما را اذیت می کند و به من گفت که یک روز پدرت را می کشم … حدود ۲ بامداد بود … دیدم صدا می اید … مادرم نیز بیدار شد و دید که ف. روی پدرم است.و با یک کش یا یک نخ سیاه رنگ ، پدرم را خفه می کرد … تا صبح بیدار بودیم و شب شد و ف. شام گرفت و خوردیم … پدرم را لای پارچه پیچاند و به من گفت چسب را باز کن و من چسب را باز کردم و دور لحاف پیچاند … به ما گفت باید بیایید و ما رفتیم … ۷۵ کیلومتری *به یک بیراهه پیچید داخل یک جایی که نمک داشت دفن کرد … ضمنا بگویم که ف. به من قرص داده بود و هم قرص برنج داده بود و هم قرص دیگر داده بود و گفت در اب حل کن و به پدرت بده تا بخورد و من قرص برنج را به پدرم دادم و حالش بد شد … ولی فوت نکرد. مادرم ابلیمو داد و استراحت کرد و شب ف. امد و این اتفاق افتاد … ( صفحه ۱۳ تا ۱۵ ) وی در مورخ ۹۸/۱۰/۱۹ هم در شعبه اول بازپرسی اظهار داشته است: قبول دارم. که به ف. گفتم که پدرم را بکش و از دست پدرم خسته شده بودم و من را اذیت می کرد … مرا سرزنش می کرد … به ف. گفتم پدرم را بکشد ( صفحه ۱۰۰ ) همچنین به شرح صورتجلسه مورخ ۹۹/۲/۲۹ ( مربوط به بازسازی صحنه جرم ) اظهار داشته است: … یک شب من ف. را دیدم و شماره را از ف. گرفتم همان شب تماس گرفتم … رابطه من و ف. شروع شد … مدتی گذشت پدرم مرا اذیت می کرد … بنده تصمیم به قتل پدرم گرفتم چون واقعا اذیتم می کرد من نمی توانستم تحملش کنم موضوع را با ف. در میان گذاشتم ابتدا قبول نمی کرد و در نهایت مجبور شدیم این کار را بکنیم. قبل از رسیدن ف. سه تا قرص خواب داخل چایی حل کردم و چای را معطر کردم … بی هوش خوابیده بود و ف. ساعت ۱۲ شب امد و توسط او به قتل رسید … پدرم را خفه کرد … با خودروی وانت داخل شوره زار قبری برای او تهیه کردیم و او را دفن کردیم ( صفحه ۱۴۴ تا ۱۴۶ ) در مرحله استماع اخرین دفاع در شعبه بازپرسی اظهار داشته است: مخفی کردن جنازه را به همراه مادرم و ف. قبول دارم. و به ف. گفتم که پدرم را بکشد … ( صفحه ۱۴۹ ) به شرح صورت مجلس مورخ ۹۹/۱۰/۹ در دادگاه اظهار داشته است: … گفتم ف. می ایی این کار را بکنی یا نه. بحث کشتن پدرم بود … در اخر گفتم بیا بکشش. شب شد … به گوشی ف. زنگ می زدم می گفتم بیا … ف. گفت که سر *. می ایم … رفتم در را باز کردم. خانه ما ویلایی هست … به من گفت برو تو اتاق خواب … قرار بود که پدرم را بکشد ان شب … تصمیم گرفتم که در منزل او را بکشیم … من به همراه مادرم تو اتاق خواب بودیم دیدیم که ف. رفت به سمت پدرم … من و مادرم امدیم پذیرایی که ف. را هر دو دیدیم … صحنه کشتن پدرم را نه من دیدم و نه مادرم چون داخل اتاق خواب بودیم … من و مادرم به همراه ف. سوار ماشین وانت شدیم هر سه با هم رفتیم … ف. قبر کند. مادرم بغل دست من ایستاده بود. من هم چراغ قوه گوشی ام را گرفته بودم … ف. داشت قبر می کند … گذاشت توی قبر و خاک ریخت و دفن کرد ( صفحات ۲۵۴ تا ۲۶۱ ) در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱/۳۱ در دادگاه اظهار داشته است: … از اقای ف. ج. خواستم که پدرم را بکشد چون همدیگر را دوست داشتیم … حدود دو ماه از وی می خواستم که پدرم را بکشد چون پدرم اذیتم می کرد … ان شب ( پدرم ) خوابش سنگین بود … متهم وقتی قبول کرد دو سه روز طول کشید … قرص داد خودش می گفت قرص کلونازپام است.… گفت بده به پدرت که بخوابد تا راحت تر بکشم که غروب بود من قرص ها را خرد کردم ریختم تو چایی دادم بابام ولی نخورد … فردا صبح بابام رفت سرکار … صبح رفتم با ف. بیرون قرار گذاشتیم … راضی شد شب بیاید کار را تمام کند به او گفتم نصف شب بیا … مامانم نمی دانست که ان شب قرار است.ف. بیاید کار را تمام کند ولی چند باری قبلا به او گفته بودم می خواهم ف. را اجیر کنم که بیاید ی. را بکشد من به او بابا نمی گفتم از بس عقده داشتم به او می گفتم ی. … ف. امد تو وارد پذیرایی شدیم ف. گفت تو برو تو اتاق خواب که من رفتم دیگر ندیدم چه کار کرد … سه نفری رفتیم به سمت *… خودش خاک ریخت روش ما فقط چراغ قوه گرفته بودیم … ( صفحه ۳۰۲ تا ۳۰۶ ) از متهم دیگر م. پ. ( همسر مقتول ) تحقیق که اظهار داشته است: حدودا ۹۸/۶/۱۲ ف. ( دوست دخترم به نام م. ) به خاطر مخالفت پدرش با ازدواج انها با پدرش درگیر بود و چند قرص خواب اور برایش اورد که به باباش بدهیم تا بلایی به سرش بیاورد که دیگر با او مخالفت نکند که ساعت ۱۲ شب بود که من و م. قرص خواب را به ی. ا. دادیم … ما دو تایی خوابیدیم که یهو داد زد گفت بیدار شو که بابا افتاده که ما تو اتاق خواب خوابیده بودیم که صدا اومد نگذاشتم م. بره که خودم رفتم بیرون دیدم ف. نشسته بود تو پذیرایی و گفت تمام شد … یه جایی را کند تو بیابانی *و چالش کردیم و برگشتیم … ( صفحه ۵ و ۶ ) وی در شعبه بازپرسی اظهار داشته است: ف. خواستگار دخترم بود شوهرم مخالف بود … دخترم ناراحت بود … دخترم گفت ف. گفته است.او را می کشم تا تو راحت باشی … دخترم گفت ف. می خواهد بیاید و ما شب بود نگران بودیم سه الی چهار روز قبل بود که ف. به دخترم قرص برنج داده بود ولی من بی خبر بودم که شوهرم گفت دل درد دارم. من ابلیمو دادم … بعد گفت که ف. قرار است.بیاید به من گفت مادر کاری کن پدر بیدار بماند که ف. نتواند او را بکشد … من به م. گفتم خیلی خوابم می اید و گفتم اگر چیزی شد بیدارم. کن که بعد دیدم م. داد زد و گفت مامان بیدار شو و بلند شدم … درب را باز کردم ف. را دیدم که نشسته و تکیه داده … گفت تمام شد … نزدیک صبح به *بردیم و چاله کند و جنازه را دفن کرد ( صفحات ۱۰ تا ۱۲ ) و. ب. ش. صورتمجلس مورخ ۹۹/۲/۲۹ مربوط به بازسازی صحنه اظهار داشته است. بنده هیچ نقشی نداشتم ولیکن ان شب من خواب بودم و موقعی که بیدار شدم متوجه شدم شوهرم به قتل رسیده و هر سه نفر ما به *او را دفن کردیم … دخترم یک الی دو بار گفته بود می خواهم پدرم را بکشم و ایشان نیز بسیار ما را اذیت می کرد … گناه من این است.که این موضوع قتل را کتمان کرده بودم و قتل را مخفی کردم ( صفحه ۱۴۶ ) در مرحله اخذ اخرین دفاع در شعبه بازپرسی اظهار داشته است. … دخترم چند بار حرف از کشتن زده بود من حرفش را جدی نگرفته بودم و من شب قتل خواب بودم … جنازه را به همراه دخترم و ف. بردیم و دفن کردیم ( صفحه ۱۴۸ ) همچنین به شرح صورتمجلس مورخ ۹۹/۱۰/۹ اظهار داشته است: همسرم اعتیاد داشت … با دخترم هم رفتارش خوب نبود … من رفتم خوابیدم به دخترم م. گفتم حواست باشد. به پدرتان. اگر حالش بد شد به من بگو … دخترم مرا بیدار کرد گفتم چی شده گفت ف. امده دوباره گرفتم خوابیدم … دوباره دستم را گرفت گفت ف. امده … گفتم چی شده گفت ف. امده … در را باز کردم دیدم ف. نشسته تکیه داده به پشتی … ( صفحه ۲۶۱ تا ۲۶۴ ) . نامبرده در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱/۳۱ اظهار داشته است. اتهام را قبول ندارم. من کمک نکرده ام. من قبول دارم. با انها رفته ام … دخترم م. چند بار به من گفته بود که می خواهند این کار را بکنند که من مخالفت کرده بودم می گفت خسته شده ام از دستش. من خودم قرص بدهم بمیرد … ان شب بدون اطلاع من این کار را کرده اند … م. مرا بیدار کرد گفت بابا حالش بده … رفتم تو پذیرایی … کمکش کردم تو هال دراز کشید بعد رفتم تو اتاق خوابیدم م. هم تو اتاق خوابید. بعد از مدتی م. دوباره مرا بیدار کرد گفت مامان بلند شو ف. امده گفتم اگر بابا بفهمد دعوا می کند من گیج بودم … متوجه شدم ف. تو پذیرایی است. گفتم تو اینجا چه کار می کنی … فهمیدم که او را کشته … قرار شد نزدیکی های صبح ف. ماشین بیاورد بریم نزدیکی های *دفنش کنیم … ف. بیل و کلنگ اورده بود یک چاله کند و خودش هم جنازه را از عقب وانت اورد انداخت تو چاله … ( صفحه ۳۰۷ تا ۳۱۰ ) متهم دیگر اقای ف. ج. در تحقیقات انجام شده در اداره اگاهی اظهار داشته است: … م. ا. را دیدم و قبلا دوست بودم باهاش … می گفت بابام می زنه و اذیت می کنه و قرص خواب میدادند باباش می خورد همیشه … حتی قرص برنج هم خریده بودند اثر نکرده بود. به من گفتند چند بار گفتند … به من گفتند قرص بگیرم و گرفتم دادم بهشون و اونا داده بودند خورده بود … ساعت ده یا یازده شب زنگ زدند گفتند بیا و من رفتم و درو مادر دختره ، در را مادر دختره باز کرد و من رفتم داخل که اقای ی. ا. دمر به پهلو بی جون خوابیده بود و حرکتی نمی کرد و من یک نخ شلوار از زمین پیدا کرده بودم رو دور گلوش چرخوندم و نشستم پشت ی. ا. و حرکتی نمی کرد … دست و پا نزد و خرخر می کرد و بعد مادر دختره پتو رو انداخت روش … مادرش گفت اول برید یه جارو بکنید بعد بیایید ببریدش … شب موندم اونجا و ساعت چهار پنج صبح بود مادرش بیدارم.ان کرد … سه تایی رفتیم *تو اون بیابان ها چاله کندیم و خاک کردیم و برگشتیم … ( صفحه ۶۴ و ۶۵ ) . در شعبه بازپرسی اظهار داشته است: … من م. ا. را با مادرش دیدم و چون قبلا با ایشان ارتباط داشتم و بعد ارتباط قطع شده بود وقتی مجددا دیدم شماره تماسم را دادم … وابستگی من شدیدتر شد و به من گفت پدرم را می خواهم بکشم و من را کمک کن و بعد م. بهانه کرد … به من می گفت باید پدرم کشته شود. … با مادرش رفته بود و عطاری قرص برنج هم خریداری نموده بودند که گویا اثر نکرده بود … حتی به من گفت از داروخانه ما قرص خواب می خریم و به پدرم می دهم تا بخوابد و مادرش هم در جریان موضوع بود و حتی مادرش می گفت خدا خیرت بده و ما را از دستش راحت کن و می گفتند زورت نمی رسه و باید قرص بدهیم تا بی حال شود. و بعد او را بکشیم و بعد به من گفتند قرص قوی بخر و من رفتم دو خشاب قرص کلونازپام شماره ۲ خریداری کردم و به م. دادم و قرص را داخل چایی پدرش ریخته بودند و پدرش خوابیده بود و پدرش حالت غیرعادی در شب قتل پیدا کرده بود و من خواب بودم که م. زنگ زد که پدرم خواب است.و پاشو بیا … من به منزل م. رفتم و داخل شدم و دیدم مقتول جلوی تلویزیون دراز کشیده بود و م. گفت نخ داری و من در راه یک نخ شلوار مشکی رنگ پیدا کرده بودم … دیدم مقتول خوابیده است.و نخ را دور گردنش پیچاندم و نشستم روش … خرخر می کرد همسرش پتو را انداخت رو صورتش انداخت … بعد اینه جلوی دهانش گرفتم و ببینم بخار می کند یا خیر. و اینه را به مادر م. دادم و مادرش گفت ما تا اخر عمر مدیون تو هستیم و به کسی نگویی و تو به ما کمک کردی … اول قرار بر این بود که در منزل خاک کنیم و منصرف شدند و گفتند برویم بیرون و در *… جنازه همچنان در منزل بود … مادرش زنگ زد گفت چون هوا گرم بود منزل بو گرفته و گلاب گرفتم و گلاب روی مقتول ریختیم و اب یخ زده روی مقتول گذاشتیم … جنازه را داخل ملافه پیچیدم و به همراه م. و مادرش جنازه را به همان جا بردیم که با بیل کنده بودیم و نزدیک نیم متر به طول دو متر کندیم و جنازه را دفن کردیم … ( صفحه ۷۱ ) به شرح صورتجلسه مورخ ۹۸/۱۰/۱۱ هم در مواجهه حضوری با متهمان دیگر اظهار داشته است: … چون م. را دوست داشتم به فکر خرید قرص خواب اور افتاده دو ورق قرص کلونازپام ۲ خریداری و به انها یعنی خانم م. پ. همسر مقتول و م. دادم و در شب حادثه اقدام به خوراندن قرص به ی. ا. … نشستم بر روی ایشان و بند را به گردن وی انداختم … وی را خفه نمودم و در این مدت م. پ. در جلوی اپن اشپزخانه ایستاده و تماشا می کردند. به او گفتم اینه بیار … دیدم بخار نکرد و نهایتا گردن وی را با دست پیچانده … ( صفحه ۱۱۲ ) به شرح صورت مجلس مورخ ۹۹/۲/۲۹ مربوط به بازسازی صحنه اظهار داشته است: … قصد ازدواج داشتیم … خسته شده بود یا قصد کشتن پدرش را داشت ولی من چند بار مانع ایشان شدم … من نیز حاضر شدم ی. ا. را به قتل برسانم. قبل از قتل من چند عدد قرص تهیه کردم قرص خواب بود که من دادم … قبل از ان به او قرص داده بود و موقعی که من رسیدم دمر خوابیده بود … نخ شلوار را دور گردن او انداختم … نخ را کشیدم … برای اینکه اطمینان پیدا کنم که فوت کرده گردن او را به سمت بالا پیچاندم … یک اینه مقابل دهان او گرفتم تا خیالم راحت شود. ایشان به قتل رسیده است.… داخل ماشین برادرم … به سمت *رفتیم … با دست خاک را روی جنازه ریختیم … برگشتیم ( صفحه ۱۴۲ تا ۱۴۴ ) در مرحله استماع اخرین دفاع هم اظهار داشته است: بنده قبول دارم. و من به قتل رساندم و با طناب او را خفه کردم و اشتباه کردم … جنازه را به بیابان بردیم و دفن کردیم من با وسوسه دخترش ( م. ) این کار را کردم ( صفحه ۱۵۰ ) به شرح صورتمجلس مورخ ۹۹/۱۰/۹ در دادگاه اظهار داشته است: … دو ماه بود که م. به من می گفت که ب. مرا اذیت می کند من راضی شدم که بیام پدرش را بکشم چون او می گفت بیا پدرم را بکش. من دوستش داشتم … گفته بودم که شب می ایم قرص برنج من خریده بودم. سه تا خریده بودم که قرص کلونازپام گرفته بودم به م. گفته بودم که بده بخوره که حالت منگی داشته باشد. از او پرسیدم گفتم قرص ها را دادی گفت دادم … بصورت تلفنی از او می پرسیدم … مطمین شدم … من زنگ زدم م. . گفتم امدم. پیاده امده بودم م. امد جلوی در. در را باز کرد. رفتم داخل. مادرشان خواب الود بود. بعد م. او را بیدار کرد که رفت داخل اتاق. ان موقع م. هم ( مادر م. ) از امدن من مطلع شد … به م. گفتم تو برو اتاق خواب … پدر م. هم خواب بود … تلویزیون روشن بود … نخ را انداختم دور گردنش. کشیدم نشستم رویش ( پشتش ) جون داد. تمام شد. چند ثانیه یا یک دقیقه طول کشید که جان داد … مقاومت می کرد … خرخر می کرد … خلاصه او را کشتم … گردنش را چرخاندم که مطمین شدم که کشته شده است.… ( صفحات ۲۶۳ تا ۲۶۵ ) در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۱/۳۱ در دادگاه اظهار داشته است: قبول دارم. من این کار را کردم … خانم م. ا. از من خواست که پدرش را بکشم … قرص کلونازپام خریدم به م. ا. دادم گفتم بده به پدرت خوابش ببرد که بیام خفه اش کنم … م. ا. زنگ زد گفت بابام خوابش برد بیا … زنگ زدم به م. ا. گفتم پشت در هستم باز کن … وقتی وارد شدم مرحوم جلوی تلویزیون دمر تو پذیرایی خوابیده بود … از م. ا. سوال کردم مادرت کجاست گفت داخل اتاق است.… به م. ا. گفتم برو تو اتاق. رفت تو اتاق که درش خراب بود و باز بود من نخ را برداشتم دور گردن مرحوم پیچاندم و کشیدم … خفه اش کردم اصلا مقاومت نکرد … یک ربع بیست دقیقه او ( م. پ. ز. ) امد بیرون … مادرش گفت چی تمام شد … جنازه را گذاشتم عقب وانت و بیل و کلنگ هم تهیه کرده بودم … سه نفری جلو سوار شدیم … زمین را کندم … م. ا. و مادرش چراغ قوه انداخته بودند … کول کردم اوردم انداختم تو چاله … ( صفحات ۲۹۶ تا ۳۰۱ ) در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۱/۳۱ ولی دم مقتول به نام خانم ز. ا. ( خواهر متهم ردیف سوم و دختر مقتول و متهم ردیف دوم ) اظهار داشته است.که به خواهرم و مادرم اعلام گذشت می کنم ولی نسبت به اقای ف. ج. گذشت نمی کنم ولی تقاضای دیه دارم. و خواهان قصاص نمی باشم ( صفحه ۲۹۶ ) سازمان *ب. ت. ب. کشف بقایای جسد مقتول ، در نامه مورخ ۹۸/۱۱/۱۰ در مورد نتیجه ازمایش dna اعلام نموده است: … اللهای پدری نمونه خونی ارسالی از ز. ا. در یازده جایگاه ژنتیکی با ژنوتایپ نمونه تارهای موی ارسالی از صحنه مشابه م. ب.. … ( صفحه ۱۲۸ ) دادگاه با عنایت به محتویات مجموع اوراق پرونده ، شکایت اولیه خانم ز. ا. تحقیقات انجام شده از متهمان و اظهارات و اقاریر خانم م. ا. و ف. ج. و نیز بررسی برخی از اظهارات متناقض نامبردگان در مراحل تحقیقات و نیز در جلسه رسیدگی در دادگاه ملاحظه صورتمجلس مربوط به بازسازی صحنه و مواجهات حضوری انجام شده بین انان و نیز صورتمجلس مورخ ۹۸/۸/۲۲ مربوط به کشف بقایای جسد ( صفحه ۶۸ ) و گواهی سازمان *و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده مستندا به مواد ۲٫۱۴٫۱۹٫۱۲۵٫۱۲۶٫۲۹۰٫۳۵۱٫۳۵۲٫۳۸۱٫۴۲۳٫۴۴۸٫۴۵۲٫۴۶۲٫۴۹۲٫۵۴۹٫۵۵۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و نیز <a class="artref" href="/ماده/ماده-12-a_0815110253725">ماده ۱۲ قانون کاهش مجازات حبس تعزیری</a> مصوب ۱۳۹۹ ( ناظر به ماده ۱۳۴ قانون صدرالذکر ) و نیز مواد ۶۱۲ و ۶۳۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ ( کتاب تعزیرات ) ضمن احراز بزهکاری اقای ف. ج. مبنی بر قتل عمدی اقای ی. ا. و شرکت در مخفی کردن جسد و نیز با احراز بزهکاری خانم م. ا. و م. ا. دائر بر شرکت در مخفی کردن جسد و همچنین با احراز بزهکاری خانم م. ا. دائر بر معاونت در قتل ، اقای ف. ج. را از جهت قتل عمدی ب. ت. ب. تقاضای ولی دم ( م. ا. ) به قصاص نفس به شیوه متعارف ( پس از پرداخت سهم دیه خانم ز. ا. توسط م. ا. ) و از جهت اتهام شرکت در مخفی کردن جسد به تحمل یکسال حبس و خانم م. ا. را از جهت اتهام معاونت در قتل عمدی به تحمل ده سال و شش ماه حبس درجه سه و از جهت اتهام دیگر وی دائر بر شرکت در مخفی کردن جسد به تحمل یکسال حبس و خانم م. پ. ز. را از جهت شرکت در مخفی کردن جسد به لحاظ اینکه وی ب. ت. ب. اعلام فرزند ش ( م. ا. ) که اظهار داشته است.که نقشه قتل را به ف. ج. داده است ، می توانسته مانع او از این کار گردد. که این کار را نکرده است ، به تحمل یکسال حبس محکوم می نماید. ارای صادره حضوری است. لیکن دادگاه ب. ت. ب. اظهارات متهمان به شرح صورتجلسات منعکس در صفحات ۳۲۳٫۳۲۸ تا ۳۳۱٫۳۳۶ تا ۳۳۸ که بصورت جداگانه استماع گردیده است.که ف. ج. و م. ا. هر دو اظهار داشته اند که خانم م. پ. در زمان وقوع قتل ، اطلاع نداشته و اقدامی در راستای قتل مرحوم ننموده است.و متهم ( م. پ. ز. ) نیز منکر قضیه گردیده است.و ب. ت. ب. سایر محتویات پرونده ارتکاب بزه معاونت در قتل توسط مشار الیها ، محل تردید است.لذا تحقق بزه موصوف توسط وی از نظر دادگاه محرز نیست که به استناد اصل سی و هفتم قانون اساسی و مستندا به مواد ۴ و ۴۰۴ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ رای بر برائت وی ( م. پ. ) از اتهام موصوف صادر و اعلام مینماید. ارای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی محترم کشور م. ب.. مستشاران شعبه *مستقر در * ۱- م. م. ش. ۲-م. ک. فهرست دادگاه بدوی نقد رأی

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 49

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 6

مقرراتِ مرتبط 2

نکته‌های مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین