Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۸۸۰۹۹۸۷۶۵۶۵۰۰۰۸۸ شعبه ۳ دادگاه کیفری یک استان هرمزگان مستقر در *تصمیم نهایی شماره ۹۹۰۹۹۷۷۶۵۹۲۰۰۳۰۶ شکات: ۱. خانم ف. م. فرزند ا. به نشانی *ا. م. ۲. خانم ع. م. فرزند ا. به نشانی *ن. ن. ۳. اقای ع. م. فرزند ا. به نشانی *جنب حسینیه ۴. اقای ش. م. فرزند ح. به نشانی * ۵. اقای ف. م. فرزند ا. به نشانی *-جنب مخابرات ۶. اقای م. م. فرزند ا. به نشانی * ۷. خانم ع. م. فرزند ا. به نشانی *ا. م. ۸- * - *- * ioi oiuکدپستی۷۹۸ ۸۴ متهم: اقای پ. د. م. فرزند م. با وکالت اقای ح. ا. ط. فرزند ع. به نشانی** اتهام: قتل عمدی مسلمان گردشکار: در تاریخ ۱۳۷۲/۱/۱۹ساعت ۲۲ در *مرحوم ا. م. ۲۸ ساله بر اثر اصابت گلوله سلاح کلاش به قتل می رسد بدوا اقای پ. م. فرزند م. د. تحت پیگرد قرار می گردد. چون ابتدا قاتل معلوم نبوده و در تاریکی شب اتفاق افتاده است.عوامل انتظامی افراد مظنون را به دستور مقام قضایی دستگیر و بازداشت می نمایند افرادی چون ع. ح. ز. ، م. ب. پ. ، ع. چ. ، م. ز. ، ع. ا. ب. پ. ، ع. چ. بوده است.وچون مظنون اصلی فردی بنام ک. س. بوده که افراد بازداشت شده اظهار بی اطلاعی نسبت به وی می نمایند و اظهار داشته اند که سه نفر اشرار مسلح به نامهای ک. س. و ع. نامی که اهل گافر بوده اند و فرد سومی که اسم و شهرت وی را نمی دانیم وارد کپرهای ما شده و پس از استراحت و صرف غذا رفتند برادر مقتول به نام ش. م. بشرح برگ ۱۸ پرونده اظهار داشته متهم به قتل برادرم فردی است.بنام ک. س. که با من و برادرم دشمنی بوده اند و من چون مسیول شورای اسلامی هستم و مخالف با پخش مواد مخدر می باشم و انها قصد کشتن مرا داشته اند و اشتباها برادرم را کشته اند و افرادی را به عنوان عوامل اصلی و غیر اصلی قتل معرفی می کند و از انان تحقیقات مقدماتی انجام گرفته و بشرح برگ ۳۸ دادیار دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان میناب رسیدگی را در صلاحیت دادسرای انقلاب داشته و مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت نموده اند پرونده در دادسرای انقلاب بندرعباس مطرح و یا حدوث اختلاف بین دادسرای انقلاب بندرعباس و دادسرای عمومی میناب و ارسال پرونده به دیوان و تایید صلاحیت دادسرای عمومی میناب رسیدگی در دادسرای عمومی ادامه یافته اولیای دم قاتل را ک. س. اعلام و تقاضای رسیدگی نموده اند ( ص۶۸ و ۶۷ ) حسب گزارش مورخ ۲/۴/۷۵ شعبه دوم دادگاه عمومی میناب برگ ۲۵۸ دو متهم اصلی که یکی ک. س. و دیگری پ. م. که از اشرار منطقه بوده اند متواری تا اینکه احدی از انان به نام ک. س. در تاریخ ۷۹/۱/۳۰دستگیر و بازداشت گردیده است.اولیای دم بشرح برگ ۵۱۲ اعلام نموده اند ک. س. قاتل ا. م. است.و تقاضای قصاص او را نموده اند و امادگی خود را جهت ادای سوگند اعلام داشته اند دادرس محترم شعبه دوم دادگاه عمومی میناب بشرح برگ ۵۲۳ مورد را لوث تشخیص و به اولیای دم اخطار نموده اند او عقربای ذکور خ. ر. ب. تعداد پنجاه نفر به دادگاه بیاورند وکیل متهم با تقدیم لایحه ای خطاب به دادگاه اعلام نموده اولا بعضی از اولیای دم صغیراند و نمی توانند مدعی قتل عمد باشند و به علاوه اولیای دم در ادعای خودجازم نیستند ثانیا هیچ یک از شرایط مواد ۲۳۹ و ۲۴۰ و ۲۴۱ برای تحقق لوث در ما نحن فیه وجود ندارد. و موکل حضور خود را در صحنه قتل منکر است.و موکل برای ادعای خود دایر بر نبودن در صحنه قتل حاضر است.بینه اقامه کند و بالاخره قراین ظن اور برای تحقق قسامه وجود ندارد. و از دادگاه تقاضا می شود. چون موکل منکر حضور در صحنه قتل است.او را قسم بدهید و موکل معتقد است.قاتل فردی بنام پیرداد مومنی است.همان گونه که ۸۰ نفر از معتمدین محلی بر این امر شهادت داده اند و خود پیر م. هم در حضور عده ای اصرار کرده که قتل م. توسط وی انجام شده است.و در پایان تقاضای برایت موکل را نموده است.مورخه ۹/۱۰/۱۳۸۰ دادگاه با حضور اولیای دم ، وکیل متهم و متهم تشکیل شده است.اولیای دم از محضر دادگاه تقاضای قصاص کرده اند و متهم حاضر ک. س. می گوید من در قتل م. دخالتی نداشته ام و پیر داد م. به تلافی قتل م. ب. که توسط ش. م. انجام شده ا. م. را کشته است.و وکیل م. ن. د. دادگاه اعلام کرده من در دفاع از موکلم لایحه تقدیم داشته ام و مورد را لوث ندانسته۹ دادگاه مراسم قسامه را احراز نموده است.دادگاه به موجب دادنامه شماره ۱۳۷۵ ۱۳۸۰/۷/۷اقای ک. س. را به استناد به مواد ۲۰۵- ۲۰۶-۲۱۹-۲۳۱-۲۴۸ قانون مجازات اسلامی به قصاص نفی محکوم نموده است.و اقای پ. م. را از اتهام قتل بلحاظ عدم شکایت اولیای دم و فقد ادله اثباتی قرار منع پیگرد درباره وی صادر و اعلام کرده است.وکیل م. ع. ب. تقدیم لایحه ای مضبوط در برگهای ۶۳۱٫۶۴۵ پرونده به رای صادره اعتراض و اساس اعتراض وی اینکه مورد از موارد لوث نبوده و به علاوه شرایط قانونی در اجرای قسامه رعایت نشده است.و عمده ایرادات را که در لایحه قبلی اورده بود ذکر کرده و تقاضای نقض دادنامه را نموده است.پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور به موجب دادنامه ۲۶/۱۷۹-۱۳۸۳/۳/۲۵ دادنامه بدوی نقض و رسیدگی به شعبه دیگر همعرض محول گردیده و پرونده به شعبه اول محاکم عمومی میناب ارجاع شده دادگاه مورخه ۱۳۸۱/۱۲/۲۰ حضور اولیای دم و متهم و وکیل متهم تشکیل شده اولیای دم در دادگاه اظهار داشته اند که تقاضا داریم وقت پرونده تجدید شود. تا وکیل ما هم حاضر شود. متهم نیز دفاع خ. ر. ب. وکیل خود موکول نموده وی می گوید دفاع من بشرح لایحه تقدیمی است.اولیای دم طی لایحه ای که تقدیم نموده اند اصرار دارند که چون قاتل اقای ک. س. است.و اینکه شهودی دارند که شهادت می دهند ک. س. در صحنه قتل حضور داشته است.تحقیقات بیشتری شود. ( برگهای ۷۸۷-۸۹۰ ) اقای ک. س. مورخ ۱۲/۵/۸۲ در محضر دادگاه می گوید من این محل را ترک کردم و اقای م. ش. رییس شورا است.و من قاچاق فروش نیستم و قتلی هم انجام ندادم این قتل کار پیرداد مومنی است.و چون م. ش. ( رییس شورای محلی ) علیه پ. م. گزارش کرده است.چون مواد پخش می کرده و م. ش. م. ب. را کشته است.انها هم امدند م. ش. را بکشند اشتباهی ا. ش. را کشته اند و قتل را به گردن من انداخته و من گناهی ندارم. وکیل متهم در دادگاه در دفاع از اقای ک. س. می گوید همانگونه که در لوایح قبلی بیان کردم موکل قاتل ا. م. نیست و مورد هم لوث نیست به علاوه اگر بر فرض موکل قاتل بوده که نیست باز قتل خطای محض بوده زیرا قاتل قصد قتل ش. م. را داشته و به اشتباه ا. م. را کشته است.و موکل اقراری هم ندارد. و تقاضای برایت را دارم. چون اولیای دم کما کان معتقد بوده اند که قاتل ک. س. است.و شهودی را معرفی کرده اند که حضور وی در صحنه را شهادت می دهند دادگاه دستور دعوت شهود تعرفه شده داده است.و لکن چون رسیدگی میسر نبوده است.دادگاه در خصوص دستگیری پ. د. م. را به دادگاه عمومی بخش *نیابت می دهد نمایندگان موردوثوق شورای حل اختلاف محل وقوع قتل ( *) با درخواست اقای ک. س. مورخ ۱۳۸۳/۴/۲۷به محل سکونت پ. م. رفته از پ. م. بازجویی به عمل می اورند می گوید: من قاتل ا. م. هستم و ک. س. حتی همراه نبوده است.وی در پاسخ این سوال که چرا ا. م. را کشتید؟ می گوید به انتقام قتل مرحوم م. ب. بود که توسط ش. م. به قتل رسیده است.و در ادامه می گوید من به دستور پدر م. ب. با همراهانم که از طرف بلوچستان همراه من بوده اند سمت گرو حرکت و قصد کشتن ش. م. داشتم متاسفانه شب بوده بین او و برادرش تشخیص ندادیم ا. م. به قتل رسیده و ما جمعا هشت نفر بودیم که هفت نفر از انها بلوچستانی بودند ( صفحات ۸۵۴ - ۸۵۶ ) همچنین اقای پ. م. طی نامه ای که به دادسرای عمومی و انقلاب میناب ارسال نموده خود را قاتل ا. م. معرفی کرده است. ( ص ۹۲۴ ) مجددا در تاریخ ۸۷/۷/۸دادگاه با حضور وکیل تسخیری اقای پ. م. و متهم دیگر ک. س. و وکیل وی و نماینده دادستان و اولیای دم و اعضای شورای حل اختلاف منطقه محل وقوع قتل موصوف در برگه های ۸۵۴ الی ۸۵۶ پرونده تشکیل گردیده است.اقایان ع. س. و ح. خ. و ع. م. و ج. ج. اعضای شورای حل اختلاف همگی می گویند اقای پ. م. مورخه ۸۳/۴/۲۷در حضور ما رسما اقرار کرده که قاتل مرحوم ا. م. من هستم و پیرداد با خط خودش نوشت من قاتل م. هستم از اقای ج. ج. ( عضو شورای حل اختلاف ) سوال شده ایا مطمین بودی فردی که اقرار می کند خود پیر م. است؟ جواب داده بله چون پ. داد م. قبلا مامور مالاریا بوده و با من کار می کرد کاملا او را می شناسم بقیه اعضای شورای حل اختلاف حاضر در دادگاه به همین مضمون اظهارات داشته اند از طرفی چون اولیای دم معتقد بودند ک. س. قاتل است.شهودی را به دادگاه اورده اند و دادگاه در همین جلسه ( ۸۷/۷/۸ ) قرار استماع شهادت شهود را صادر به شرح اتی شهادت داده اند ۱- اقای ع. س. می گوید من شخص ک. س. را شب حادثه ندیدم ولی ردیابی کردم و می دانم قاتل او بوده است. ۲- اقای ع. ج. فرزند ر. می گوید شب حادثه دیدم ا. م. کشته شده او را به بیمارستان رساندیم و من یک نفر را شناختم که نامش ک. س. است.و فرار کردند. در پاسخ این سوال که در حالیکه ان روستا فاقد برق بود در تاریکی چگونه س. را شناختی؟ می گوید سر و صورتش را کاملا دیدم م. بود و صورتش پوشیده نبود دادگاه سپس خطاب به اولیای دم کرده و اعلام داشته ب. ت. ب. اظهارات اعضای شورای حل اختلاف چنانچه مطلبی دارید بیان کنید نماینده اولیای دم اقای ش. م. می گوید اینها که رفته اند با پ. م. صحبت کرده اند پ. م. را بیاورند ولی قبلا ما از ک. س. شاکی هستیم و از شخص دیگری شاکی نیستم و پس از مدافعات وکلای متهمان در دادگاه و اخذ اخرین دفاع از وکلای متهمان به موجب دادنامه ۶۶۷ - ۸۷/۷/۱۴ پس از ذکر تفصیل شکایت شکات و باستناد تحقیقات انجام یافته و اظهارات اقای پ. م. نزد اعضای شورای حل اختلاف و نزد بخشدار وقت منطقه که صراحتا اقرار نموده که قتل توسط وی و به خونخواهی پسر دایش اقای ب. اتفاق افتاده و شاهد طبق صورتجلسه مورخ ۸۶/۲/۲۲ بیان نموده که به دنبال عفو عمومی م. م. ر. در مورد خلع سلاح مشارالیه به همراه ک. س. در بعد از ظهر یکی از روزهای پس از انجام طرح خلع سلاح که هر دو امان نامه موقت دریافت کرده بودیم به دفتر اینجانب مراجعه و پیرامون قتل ا. م. اقای م. اظهار داشت ۰۰۰ در سال ۷۲ پسرداییم به نام ب. که برای دریافت کارت پایان خدمت نظام وظیفه به *سفر کرده بود در راه بازگشت از انجا در *در منزل یکی از بستگانم برای استراحت می رود که همان شب وی توسط مامورین انتظامی و با تحریک ش. م. ( برادر مقتول ) محاصره که توسط ش. م. که مسلح به سلاح کلاشینکف بوده به قتل می رسد و به مراجع قضایی مراجعه می کند ولی نتیجه نگرفته است.لذا اهل محل تصمیم گرفته که به تلافی پسر داییم اقای ش. م. به قتل برسد ۰۰۰ که به قصد کشتن ایشان عازم روستای گرو شدیم ۰۰۰ چون ش. م. حضور نداشتن برادرش ا. را هدف قرار دادیم ۰۰۰۰ که ب. ت. ب. اظهارات بخشدار موقت و پس از استعلام از فرمانداری میناب مشخص گردید.اقای ع. خ. به سمت شهردار *منصوب لذا نامبرده صحبت ادای شهادت نزد دادگاه احضار و در مورخ ۱۳۸۵/۱۱/۲۱پس از ایتان سوگند بیان نمود ۰۰ در ان زمان ما در مقامی نبودیم که کشف حقیقت بکشیم بلکه به عنوان نماینده سیاسی دولت در منطقه و مسیول امنیت بخش به دنبال صلح و سازش بودیم و به نظر هم می اید ان موقع اقای ش. م. برادر مقتول ادعای این مطلب را داشت که ک. س. قاتل برادرش م. ب.. و در ادامه توضیح می دهد شخصی به وی مراجعه کرده و مطالبی را در خصوص قتل باز گو نموده ولی ایا این خود پ. داد م. بوده یا خیر به علت عدم شناخت قبلی به طور قطع و یقین می دانم و به علاوه ب. ت. ب. اقرار نامه رسمی ( ص ۴۱۵ ) اقای ا. ب. بود که قتل را منتسب به پ. م. دانسته بزه انتسابی را به متهم پ. م. محرز و مسلم داشته و چون هیچیک از شکات نسبت به متهم پ. م. اعلام شکایت ننموده اند و تنها علیه ک. س. اعلام جرم نموده اند و ب. ت. ب. فراری بودن وی و عدم دفاع موثر و عدم دفاع وکیل تسخیری اقای ع. ۰۰۰ دادگاه ضمن منتفی دانستن قصاص نفس نسبت به پ. م. به لحاظ عدم شکایت اولیای دم مستندا به ماده ۲۱۸ قانون مجازات اسلامی نامبرده را به تحمل ده سال حبس تعزیری محکوم نموده است.و اقای ک. س. را به استناد به انکار وی در تمامی مراحل دادرسی و اینکه قاتل واقعی پیرداد م. تشخیص داده شده مستندا به اصل ۳۷ قانون اساسی و بند الف ماده ۱۰۷ قانون ایین دادرسی در امور کیفری رای بر برایت ک. س. صادر و اعلام نموده است.وکیل تسخیری پ. م. با تقدیم لایحه ای نسبت به رای صادره اعتراض و در لایحه خود اعلام نموده به لحاظ عدم دسترسی به موکل جهت شنیدن اظهارات و توضیحات وی در خصوص اقرار وی نزد اعضای شورای حل اختلاف امکان رد یا قبول برای من میسر نمی باشد. و اعضای شورای حل اختلاف هم اظهار داشته اند که پیر م. گفته من قصد کشتن ش. م. را داشتم و به اشتباه ا. کشته شد بنابراین فرض قتل خطای محض است.نه عمد و مشمول ماده ۲۹۶ قانون مجازات اسلامی خواهد بود اولیای دم متوفی نیز با تقدیم دو لایحه نسبت به رای صادره اعتراض و در لایحه تکمیلی عنوان نموده اند که مسلم پیرداد مومنی مجازات نخواهد شد و قاتل واقعی ک. س. است.که دستگیر شده است.و در ادامه امر تقاضا کرده اند که حالا که شورای حل اختلاف می گوید قاتل پیرداد مومنی است.خوب است.تلاش کنند او را پیدا کرده و به دادرسی بکشانند تا ما تکلیف خود را بدانیم پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده شعبه ۳۱ دیوان رای را قابل ابرام نداشته است.استدلال نموده است.۰۰۰ زیرا چنانچه دادگاه در خصوص متهم ک. س. قایل به وجود قراین ظنی موجب لوث نبوده است.با لحاظ اینکه اولیای دم فقط از ک. س. شکایت دارند و اصرار بر این دارند که قاتل نامبرده م. ب.. و متهم نیز منکراست می بایست قاعده یمین جاری شود. لذا به دلیل عدم رعایت قاعده مذکور و عدم رعایت مفاد ماده ۲۴۵ و تبصره ماده ۲۵۶ قانون مجازات اسلامی ضمن پذیرش اعتراض اولیای دم دادنامه صادره از این جهت نقض و رسیدگی به شعبه دیگر هم عرض محول می گردد. ۰ پرونده در تاریخ ۲۹/۸/۱۳۸۸ به شعبه ۱۰۲ دادگاه جزایی ارجاع گردد. در تاریخ ۲۹/۸/۱۳۸۹ جلسه دادگاه تشکیل اولیای دم همگی حاضر که اظهار داشته اند ما از اقای ک. س. بابت قتل عمدی پدرمان شاکی هستیم و درخواست رسیدگی نموده اند دادگاه نیز در اجرای قاعده یمین به متهم تقسیم شده است.ایشان نیز ضمن انکار اتهام قتل به اسمای جلاله و اله ، بااله ، تااله سوگند یاد شده است.که مرتکب قتل عمدی مرحوم ا. م. نشده است.وکیل مدافع متهم نیز درخواست اخذ قسم از موکل خود نموده نظربه محتویات پرونده و اقدامات انجام شده دادگاه ختم دادرسی و به موجب دادنامه شماره ۸۹۰۹۹۷۷۶۵۶۵۰۱۰۸۱ رای برایت ک. س. صادر که مورد اعتراض اولیای دم قرار گرفته پرونده در شعبه محترم سی و یک دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار گرفته و به موجب دادنامه شماره ۹۰۰۹۹۷۰۹۰۸۷۰۰۶۴۷ رای صادره ابرام گردیده است.۰۰۰ ادامه روند رسیدگی پرونده در خصوص متهم پیرداد م. و جلب ایشان بوده که تاکنون میسر نگردیده است.اولیای دم در ادامه ب. ت. ب. اقرار صریح متهم پ. م. در حضور گواهان و اعضای شورای حل اختلاف مبنی بر قتل مرحوم ا. م. از نامبرده شاکی و درخواست رسیدگی را نموده اند پرونده به موجب رای دادگاه تجدید نظر *به دادگستری شهرستان بشاگرد احاله می گردد. ، دادگستری بشاگرد قرار جلب دادرسی متهم را صادر کیفر خواست غیابی علیه ایشان صادر پرونده به این دادگاه ارسال می گردد. تشریفات اولیه انجام جلسه رسیدگی با حضور تعدادی از اولیای دم نماینده محترم دادستان و وکیل ت. م. تشکیل به شرح لایحه موجود در پرونده اولیای دم درخواست قصاص متهم را مطرح و وکیل مدافع متهم نیز به شرح لایحه ( که زمان شور قرایت گردید ) از موکلش دفاع نموده است.دادگاه با اعلام ختم رسیدگی پس از شور به شرح اتی رای صادر می نماید. ۰ رای دادگاه در خصوص اتهام اقای پ. م. فرزند م. ساکن *( به علت متواری بودن مشخصات دیگری در پرونده نمی باشد. ) با وکالت تسخیری اقای ح. ا. دایر بر قتل عمدی اقای ا. م. فرزند ح. موضوع شکایت اولیای دم ش. م. ، ف. م. ، ع. م. - ع. م. - ح. م. - ف. م. -م. م. -ع. م. -م. س. ب. ت. ب. جمیع محتویات پرونده از جمله گزارش اولیه مرجع انتظامی که حاکی از وقوع یک فقره قتل در *به علت اختلافات قومی و قبیله ایی م. ب.. و با عناییت به متواری بودن متهم از زمان وقوع قتل و اقرار متهم نزد شورای محل بخشدار و معتمدین محلی و شهادت این افراد در تایید صحت اقرار ایشان به قتل و توجها به نظریه پزشکی قانونی و شرح معاینه جسد و شکایت و درخواست قصاص از سوی اولیای دم و اینکه متهم جهت دفاع از خود در دادگاه حاضر نشده و از سوی وکیل ایشان نیز دفاع موجهی صورت نگرفته و نظر به کیفر خواست صادره از سوی دادستان محترم *دادگاه اتهام ایشان را محرز و مسلم دانسته و مستندا به مواد ۱۴-۱۶-۱۴۰-۱۴۴-۱۶۰-۱۶۴-۱۶۶-۱۶۷-۱۷۲-۱۷۴ بند الف ماده ۲۹۰-۳۰۱-۳۴۷-۳۸۱-۴۱۹-۴۳۶ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ حکم به قصاص نفس متهم به نحو حلق اویز پس از دستگیری و قطعیت رای در محل *با رعایت ایین نامه مربوطه صادر و اعلام می گردد. رای صادره غیابی پس از ابلاغ واقعی ظرف بیست روز قابل واخواهی در همین دادگاه و پس از ابلاغ ظرف بیست روز در دیوان محترم عالی کشور م. ب.. ۰ مستشاران شعبه سوم دادگاه کیفری یک * ح. ن. ط. ح. م. فهرست دادگاه بدوی نقد رأی

موارد مرتبط 65

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 11

نشست‌های قضایی 7

مواد مرتبط 3

دکترین 4

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین