رأی
رسیدگی توأمان در دادگاه کیفری استان
رأی خلاصه جریان پرونده
به تاریخ 4/10/1390 فردی به نام آقای م.ط.، 50 ساله به واحد گشتی مراجعه و ادعا و اظهار کرده که: فرزندش به نام و.ط.، 14 ساله، حدود ساعت 19 توسط یک نفر راننده پراید نقره ای رنگ به همراه یک نفر سرنشین، ربوده شده و در خارج از شهر با وی عمل شنیع لواط انجام داده اند. مولی علیه شاکی نیز به طور شفاهی به مأمورین ادعای پدرش را تأیید و مدعی شده که آن دو نفر وی را با پراید (که مجنی علیه به عنوان مسافر سوار شده است) از شهر خارج کرده اند و به وسیله چاقو وی را تهدید کرده و با زور با وی (طفل یاد شده) عمل لواط انجام داده اند و سپس به داخل شهر آورده و رها ساخته و متواری شده اند.
مجنی علیه ادعا کرده که اسم راننده ن. بوده چون دیگری به همین اسم او را صدا کرده است. بازپرس شعبه اول دادسرا وارد رسیدگی شده است. حسب تحقیقات و صورت جلسه مندرج در صفحه 11 و 9 پرونده در مورخ 4/10/1390 شخصی به نام ع.ک. در معیت فرزندش به هویت ش.ک. 13 ساله به نیروی انتظامی مراجعه و ادعا نموده که ساعت 30/ 18 روز جاری راننده یک دستگاه خودرو پراید با چرب زبانی به همراه یک نفر سرنشین، فرزندش را سوار نموده. و درب های خودرو را قفل کرده و به قصد آزار و اذیت به جاده انحرافی برده، که با مقاومت پسر بچه اش مواجه شده و لذا از آنان اعلام شکایت کرده است.
مجنی علیه و مولی علیه به نام ش.ک. 13 ساله نیز در تحقیقات اولیه نیروی انتظامی اظهار داشته: یک دستگاه پراید نقره ای رنگ به شماره پلاک ... و یک نفر دیگر همراه راننده بود،... وی را سوار نمودند، درب خودرو را قفل کرده و تا مسیر بادآور برده و مرا به خاکی بردند و راننده و همراه وی مرا تهدید به تجاوز کردند و من گریه می کردم و سر و صدا کردم تا این که مجدداً مرا به خیابان ا پیاده نموده و سریعاً از محل متواری و من شماره خودرو را یادداشت نمودم.
در ادامه اضافه کرده: «مرا آزار و اذیت کردند و شخصی که همراه راننده بود تهدید کرد و حتی به سرو صورتم زدند.»; راجع به معرفی خود به پزشکی قانونی اظهار داشته: «حاضر نیستم به پزشک قانونی بروم و از راننده پراید و شخص همراه وی شاکی هستم. و هیچ کس همراه من نبود.»; (عضو ممیز: لازم به ذکر است در تحقیقات اولیه از پدر و مولی علیه ذکری از تجاوز (لواط یا تفخیذ) به میان نیامده است.) حسب گزارش صفحه 16مأمورین، راننده پراید در خیابان ب شناسایی و دستگیر و حسب صورت جلسه صفحات 8 و 9 پرونده متهم به نام ع.ح.
و خودرو وی توسط شکات شناسایی و تأیید شده که متهم در میان چند نفر متهم دیگر توسط مجنی علیهما شناسایی شده است. اما لازم به ذکر است که خودروی توقیفی از حیث شماره با شماره خودرویی که مجنی علیه ک. اعلام نموده تفاوت دارد به طوری که خودرو توقیفی به شماره ... اعلام شده است. به شرح صفحه 12 پرونده پدر متهم به نام آقای م.ح. فرزند ج.، متولد 1334، به نیروی انتظامی مراجعه و در تحقیقات معموله از وی راجع به فرزندش (متهم) اظهار داشته: «فرزندم به هویت ع.ح.
فردی خلافکار م. ب. که هر کاری از وی بگوید (بگویید) انجام می دهد، وی فردی بچه باز است... حاضرم وی را مجازات سخت نمایید حتی حاضر نیستم جسد وی را تحویل بگیرم چون باعث از بین بردن حیثیتم شده است... شما را به خدا قسم وی را مجازات نمایید.»; متهم ع.ح. فرزند م.، 25 ساله، فاقد سابقه، در خصوص اظهارات شکات بیان کرده: «بنده هیچ اطلاعی از این کار ندارم و من نبوده ام، این ها (بچه ها) به طور اتفاقی گفتند که من بوده ام. بچه اند هیچی نمی دانند.»; در خصوص شناسایی خودرو وی اظهار کرده: «اینها از قبل مرا دیده اند شاید اشتباه نموده اند.»; راجع به اظهارات پدرش بیان داشته: «اظهارات پدرم را قبول ندارم با من مواجهه حضوری شود.»; اهالی محل حسب گزارش مأمورین متهم را فردی ولگرد، بچه باز و بسیار کثیف و (شاکی از وی) معرفی کرده اند (ص 14).
بعد از ارسال پرونده به دادسرا، در تحقیقات انجام شده از شاکی ع.ک. ولی ش.ک.، بحث آدم ربایی و اذیت و آزار جنسی در حد تفخیذ مطرح و مورد ادعا قرار گرفته است و حاضر به معرفی مولی علیه خود به پزشکی قانونی نشده است. به شرح صفحه 22 پرونده مأمورین طی صورت جلسه اعلام کرده اند که متهم آنان را دیوانه وار فحاشی کرده و به قتل با اسلحه نیز تهدید نموده است. در تحقیقات مجدد در نیروی انتظامی به شرح صفحه 24 پرونده راجع به شکایت شکات اظهار داشته: «آنان را می شناسم ولی حاضر به گفتن حقایق نیستم چون از عواقب آن می ترسم، و حاضر به گفتن اسم همراه نمی باشم، چون از قانون ترس دارم.»; جالب توجه این که آقای بازپرس متهم ع.ع.
را به عنوان اتهامی آدم ربایی، آزار و اذیت جنسی افراد خردسال به وسیله تفخیذ تفهیم نموده که او نیز اظهار داشته: قبول ندارم بچه ها دروغ می گویند (ص 31). ک.ز. به عنوان وکیل متهم وارد شده ست. آقای بازپرس به شرح قرار صادره در صفحه 44 پرونده در خصوص اتهام متهم یاد شده و یک نفر ناشناس دایر بر لواط و تفخیذ و غیره قرار عدم صلاحیت به اعتبار دادگاه کیفری استان صادر و رسیدگی پس از وصول به شعبه اول دادگاه کیفری استان (شعبه هشتم تجدیدنظر) ارجاع و در اولین جلسه مقدماتی دادگاه متهم پس از استماع اتهام خویش اظهار داشته: «اتهام را قبول ندارم به خدا قسم هیچ اطلاعی از اتهامات ندارم و اتهام وارده را قبول ندارم.»; راجع به شریک جرم ناشناس خود اظهار داشته: «من کاری نکرده ام که شریک جرم داشته باشم.»; راجع به شناسایی وی توسط هر دو طفل اظهار داشته: «شاکی دوم مرا شناسایی نکرد، بر اثر اصرار پدر شاکی اول یعنی ک.
شاکی دوم هم مرا شناسایی کرد و ک. می گفت به خدا کار همین متهم است شما هم او را شناسایی کنید و همین طور شد که شاکی دوم مرا شناسایی کرد.»; راجع به اعلام اهالی محل و پدر متهم به این که شرور و بچه باز است پاسخ داده: «من قبلاً موتورسواری می کرده ام به خاطر همین است که اهالی محل مرا شرور اعلام کرده اند.»; راجع به انگیزه شکات اظهار داشته: «این ها را نمی شناسم با من دشمنی ندارند نمی دانم چرا اسم مرا آورده اند.»; در اثنای رسیدگی شکات (اعم از اولیاء و مولی علیهما) وارد دادگاه شده و بدواً ش.ک.
اظهار داشته: «از متهم حاضر دایر بر عمل لواط و آدم ربایی شکایت دارم. آقای ع.ح. به همراه دوستش با من عمل لواط انجام داده اند و مرا به زور از شهر بیرون بردند به همراه ماشین پراید نقره ای رنگ و دوست ع. بیشتر مرا اذیت کرد اگر او را ببینم او را شناسایی می کنم.»; در ادامه اضافه نموده: «... دوستش (ناشناس) که عقب ماشین بود یک چاقو درآورد و گفت اگر سر و صدا کنی سرت را می برم بعد مرا به محله ب خارج از شهر است بردند که یک منطقه جنگلی است و در یک جاده خاکی و هر دو نفر به من تجاوز کردند اول دوست ع.
و سپس ع. ... بعداً مرا به بیرون از ماشین انداختند و شماره ماشین را حفظ کردم و به مأمورین اطلاع دادم من متهم را از بین چند نفر شناسایی کرده ام و کاملاً او را می شناسم...»; سپس شاکی دوم به نام و.ط. در خصوص شکایت خود اظهار کرده: «حدوداً ساعت 7 غروب بود از مغازه بیرون می آمدم و می خواستم به منزل بروم که ماشین پراید نقره ای رنگ جلوی من ایستاد و متهم حاضر (ع.ح.) که در دادگاه حاضر است راننده بود یک نفر دیگر که عقب ماشین نشسته بود، دوستش بود، من وقتی سوار ماشین شدم کلید قفل مرکزی ماشین را زدند،...
مرا به منطقه ب که منطقه جنگلی است (بردند)، لازم به ذکر است اعلام کنم اول مرا بردند سپس ش.ک. را برده اند، مرا از ماشین پیاده نکردند دوست ع. مرا با چاقو تهدید می کرد و در همان ماشین به من تجاوز کردند و عمل لواط را به صورت کامل انجام دادند و دخول کاملاً صورت گرفت سپس مرا به درب منزل آوردند و فرار کردند. تقاضای اشد مجازات برای متهمین دارم.»; پدران مجنی علیهما نیز صراحتاً به دادگاه اعلام کرده اند: ما از متهم شاکی هستیم برای رضای خدا نسبت به اشد مجازات متهمین اقدام نمایید.
متهم در پاسخ به شکایت شکات اظهار کرده: «اتهامات را قبول ندارم من کاری نکرده ام که به خود هم دوستم را معرفی کنم.»; در ادامه متهم در پاسخ به سئوالات دادگاه اظهار داشته: «با خودروی پراید مسافر می برم .»; راجع به دوستانش گفته: «رفیق باز نیستم.»; سپس متهم با قرار بازداشت به زندان معرفی شده است. به شرح صفحه 57 پرونده پدر متهم آقای م.ح. با لایحه ای تسلیم و ضمیمه پرونده شده که کلاً اظهارات خود در تحقیقات مقدماتی در نیروی انتظامی راجع به فرزندش (متهم) را تکذیب و اعلام نموده: «متأسفانه صورت جلسه ای توسط مأمورین انتظامی به صورت کذب و دروغ عباراتی که بنده آن را اعلام نکرده ام (تنظیم) شده است...»; در ادامه لایحه اعلام داشته که: «به مأمورین گفتم که اگر شما می گویید و شکایت شاکی واقعیت دارد که فرزندم با بچه آن ها بچه بازی کرده در صورت اثبات موضوع به طور قطع و یقین به مراتب بیشتر از شکات و مقامات خواهان برخورد شرعی و قانونی با فرزندم می باشم، غیر از مطالب فوق هرگونه صورت جلسه ای به دلیل این که بنده سواد ندارم و کاتب خودشان بوده اند غیرواقعی و بدون حقیقت م.
ب..»; به شرح صفحات 77، 78 و 79 دستور به استرداد خودروی پراید به شماره ... توقیفی از متهم به مالک اصلی صادر شده که شماره آن با شماره ای که ش.ک. (مجنی علیهما) به مأمورین داده متفاوت است و شماره اعلامی توسط اخیرالذکر ... م. ب.. به شرح صفحات 85 و 86 دو نفر از مأمورین آگاهی از متهم ع.ح. به اتهام تهدید و فحاشی اعلام شکایت نموده اند. تلاش دادگاه و مأمورین در جهت شناسایی همراه متهم که شکات ادعا نموده اند، مثمر ثمر واقع نشده است و اما شکایت متهم ع.ح.
علیه مأمورین اداره آگاهی مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی و شکنجه جهت اخذ اقرار به شرح صفحه 98 پرونده منجر به صدور قرار منع تعقیب توسط آقای بازپرس شده است. لازم به ذکر است که دادگاه همزمان با اصدار قرار بازداشت متهم، در اجرای تصمیم دوم خود، مجنی علیهما و.ط. و ش.ک. به پزشکی قانونی معرفی شده اند تا از باب ارتکاب عمل شنیع لواط مورد معاینه دقیق قرار گیرند و پزشکی قانونی راجع به زمان وقوع انجام عمل لواط اظهارنظر نماید (ص 56). دادگاه در وقت احتیاطی موضوع عدم ارسال جوابیه پزشکی قانونی را تعقیب و از دفتر خواسته است تا با تعیین وقت احتیاطی دیگر، اولیاء اطفال شاکی جهت اخذ و ارائه جوابیه پزشکی قانونی به دادگاه احضار شوند.
با ملاحظه اوراق بعدی پرونده، نتیجه حاصل نشده و معلوم نیست دادگاه چرا موضوع را تعقیب ننموده و ماجرای پزشکی قانونی مسکوت مانده است. جلسه پایانی دادگاه با حضور اعضاء، شکات و متهم و وکیل وی و نماینده دادستان تشکیل، بدواً اولیاء هر دو مجنی علیهما به طرح شکایت پرداخته و سپس م. د. د. از خود و اتهامات شرکت در آدم ربایی و لواط به عنف اظهار داشته: «قبول ندارم.»; و در آخرین دفاع نیز اظهار داشته: «بی گناه هستم و 7 ماه است زندانی هستم.»; وکیل وی نیز لایحه دفاعیه تقدیم و ضمیمه شده است.
النهایه ختم رسیدگی اعلام و قرار بازداشت متهم فک و به قرار وثیقه تبدیل و با صدور قرار قبولی آزاد شده است. سپس دادگاه به شرح استدلال مندرج در دادنامه شماره 91000051 -2/ 6/ 91 مجرمیت متهم ع.ح. فرزند م. را در حد لواط تفخیذی و شرکت در آدم ربایی احراز و به استناد مواد 120، 121 و 621 از قانون مجازات اسلامی به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی(بابت تفخیذ) و تحمل 15 سال حبس از بابت آدم ربایی محکوم و از اتهام لواط ایقابی تبرئه و رأی مرقوم قابل اعتراض در دیوان عالی کشور اعلام و وکیل م.
ع. ب. شرح لایحه تسلیمی و پرداخت هزینه دادرسی و اولیاء مجنی علیهما به شرح لوایح تسلیمی با تقاضای تشدید مجازات و اجرای آن و بدون پرداخت هزینه دادرسی، تجدیدنظرخواهی نموده اند و با این کیفیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی پس از وصول و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه محول و در دستور کار قرار گرفته است.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و بررسی اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … عالی کشور اجمالاً مبنی بر: «ب. ت. ب. محتویات پرونده، انکار شدید م. ع. و رسیدگی بدون کیفرخواست به اتهام آدم ربایی عقیده به نقض دادنامه دارم.»; مشاوره نموده، چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
اعتراض شکات پرونده (آقایان ع.ک. و م.ط.) نسبت به دادنامه شماره 91000051- 2/6/91 صادره از شعبه یکم دادگاه کیفری استان قطع نظر از ماهیت آن به علت این که هزینه دادرسی موضوع ماده 242 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری را پرداخت ننموده اند، قابل طرح نیست و رد می شود.
اعتراض وکیل م. ع. ع.ح. نسبت به دادنامه صدرالذکر بنا به جهات و استدلال زیر وارد است؛ زیرا اولاً دادگاه بدون کیفرخواست به اتهام مشارکت در آدم ربایی رسیدگی و اصدار رأی نموده است در حالی که به بیان صریح مقنن در تبصره 3 ماده 30 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1381 صرفاً پرونده های موضوع جرایم شمول حد زنا و لواط و جرایمی که مجازات قانونی آن ها فقط تا سه ماه حبس و یا جزای نقدی تا یک میلیون ریال و جرایم اطفال بدون نیاز به کیفرخواست، مستقیماً در دادگاه های مربوط مطرح می شوند، و رسیدگی توأمان دادگاه در مانحن فیه به جرایم لواط و آدم ربایی موجب لغو حکم مقنن در خصوص مورد که از قواعد آمره است نخواهد شد.
بنابراین لازم است پس از نقض رأی معترض عنه پرونده به دادسرا اعاده تا نسبت به رفع نقص از پرونده اقدام قانونی به عمل آید. ثانیاً شماره خودروی اعلامی از سوی مجنی علیه ش.ک. با شماره واقعی خودروی در اختیار متهم متفاوت است به طوری که مجنی علیه به مامورین نمره خودرو را «...»; اعلام کرده، در حالی که خودروی توقیفی به نام متهم و تحویلی به مالک نمره ... م. ب. و با این وجود، دادگاه علی رغم انکار متهم و تذکر وکیل وی به تعارض و تفاوت نه توجه کرده و نه با ادامه تحقیقات رفع ابهام نموده است، در حالی که رفع ابهام در این خصوص، در احراز وسیله ارتکاب و نیز اصل آدم ربایی مؤثر خواهد بود.
و هم چنان در رأی صادره به شماره ... استناد و اشاره شده است. ثالثاً دادگاه در تبیین مبانی علم خود به اظهارات پدر متهم عیله وی استشهاد نموده است، در حالی که در لوایح متعددی که به دادگاه تسلیم کرده، ضمن تکذیب الفاظ به کار رفته در مورد پسرش، مشارالیه را بی گناه معرفی و مدعی شده که در نیروی انتظامی تحت شکنجه قرار گرفته است و با وجود اهمیت موضوع در این خصوص هیچ تحقیقی به عمل نیامده و حقیقت امر روشن نشده است و استناد به چنین اظهاراتی که توسط شخص اصیل تکذیب شده فاقد وجاهت قانونی است.
رابعاً دادگاه بنا به تصمیم متخذه به شرح صفحه 54 و 56 پرونده، مصدومین (مجنی علیهما) را جهت انجام دقیق معاینه و اعلام زمان دقیق ارتکاب عمل شنیع به پزشکی قانونی معرفی نموده است لیکن نتیجه معاینه در پرونده منعکس نیست و چنانچه دادگاه از تصمیم خویش عدول نموده، دلیل آن در پرونده ملاحظه نشد؛ علاوه بر این که عدول از تصمیم نیز فاقد توجیه قانونی است. بنابه مراتب به استناد بند 2 قسمت«ب»; ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378، رأی معترض عنه نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رأی منقوض ارجاع می گردد.
رئیس شعبه چهاردهم دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
صابر ـ خلف رضائی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
رسیدگی توأمان در دادگاه کیفری استان
در تاریخ 24 اردیبهشت 1393، دادنامهای در خصوص اتهام آدمربایی و آزار و اذیت جنسی صادر گردید. شاکیان این پرونده، دو نوجوان، ادعا نمودند که توسط راننده یک خودرو ربوده شده و تحت تهدید چاقو مورد آزار قرار گرفتهاند. متهم، که 25 سال سن دارد، اتهامات را رد کرده و مدعی شد که شاکیان او را اشتباه شناسایی کردهاند. در جریان رسیدگی، اظهارات پدر م. م. ب. اینکه فرزندش فردی خلافکار است، نیز ارائه شد.
در نهایت، دادگاه متهم را به تحمل 100 ضربه شلاق و 15 سال حبس به دلیل آدمربایی محکوم و از اتهام لواط تبرئه کرد. این حکم به دیوان عالی کشور ارسال شد. دیوان عالی کشور ب. ت. ب. عدم وجود کیفرخواست برای اتهام آدمربایی و تفاوت در شماره خودروهای اعلامی، حکم را نقض و پرونده را به دادسرا برای رفع نقص ارجاع داد. بر اساس بند 2 ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب، رای معترض عنه به دلیل نقص در رسیدگی نقض و به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/02/24
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: رسیدگی توامان دادگاه کیفری استان به جرایم لواط و آدم ربایی بدون صدور کیفرخواست در مورد آدم ربایی، خلاف اصل و قواعد آمره است.
رای خلاصه جریان پرونده
به تاریخ 1390/10/04 فردی به نام آقای م.ط.، 50 ساله به واحد گشتی مراجعه و ادعا و اظهار کرده که: فرزندش به نام و.ط.، 14 ساله، حدود ساعت 19 توسط یک نفر راننده پراید نقره ای رنگ به همراه یک نفر سرنشین، ربوده شده و در خارج از شهر با وی عمل شنیع لواط انجام داده اند.
مولی علیه شاکی نیز به طور شفاهی به مامورین ادعای پدرش را تایید و مدعی شده که آن دو نفر وی را با پراید (که مجنی علیه به عنوان مسافر سوار شده است) از شهر خارج کرده اند و به وسیله چاقو وی را تهدید کرده و با زور با وی (طفل یاد شده) عمل لواط انجام داده اند و سپس به داخل شهر آورده و رها ساخته و متواری شده اند. مجنی علیه ادعا کرده که اسم راننده ن. بوده چون دیگری به همین اسم او را صدا کرده است. بازپرس شعبه اول دادسرا وارد رسیدگی شده است.
حسب تحقیقات و صورت جلسه مندرج در صفحه 11 و 9 پرونده در مورخ 1390/10/04 شخصی به نام ع.ک. در معیت فرزندش به هویت ش.ک. 13 ساله به نیروی انتظامی مراجعه و ادعا نموده که ساعت 30 / 18 روز جاری راننده یک دستگاه خودرو پراید با چرب زبانی به همراه یک نفر سرنشین، فرزندش را سوار نموده. و درب های خودرو را قفل کرده و به قصد آزار و اذیت به جاده انحرافی برده، که با مقاومت پسر بچه اش مواجه شده و لذا از آنان اعلام شکایت کرده است. مجنی علیه و مولی علیه به نام ش.ک. 13 ساله نیز در تحقیقات اولیه نیروی انتظامی اظهار داشته: یک دستگاه پراید نقره ای رنگ به شماره پلاک...
و یک نفر دیگر همراه راننده بود،... وی را سوار نمودند، درب خودرو را قفل کرده و تا مسیر بادآور برده و مرا به خاکی بردند و راننده و همراه وی مرا تهدید به تجاوز کردند و من گریه می کردم و سر و صدا کردم تا این که مجددا مرا به خیابان ا پیاده نموده و سریعا از محل متواری و من شماره خودرو را یادداشت نمودم. در ادامه اضافه کرده: «مرا آزار و اذیت کردند و شخصی که همراه راننده بود تهدید کرد و حتی به سرو صورتم زدند.»; راجع به معرفی خود به پزشکی قانونی اظهار داشته: «حاضر نیستم به پزشک قانونی بروم و از راننده پراید و شخص همراه وی شاکی هستم.
و هیچ کس همراه من نبود.»; (عضو ممیز: لازم به ذکر است در تحقیقات اولیه از پدر و مولی علیه ذکری از تجاوز (لواط یا تفخیذ) به میان نیامده است.) حسب گزارش صفحه 16 مامورین، راننده پراید در خیابان ب شناسایی و دستگیر و حسب صورت جلسه صفحات 8 و 9 پرونده متهم به نام ع.ح. و خودرو وی توسط شکات شناسایی و تایید شده که متهم در میان چند نفر متهم دیگر توسط مجنی علیهما شناسایی شده است. اما لازم به ذکر است که خودروی توقیفی از حیث شماره با شماره خودرویی که مجنی علیه ک.
اعلام نموده تفاوت دارد به طوری که خودرو توقیفی به شماره... اعلام شده است. به شرح صفحه 12 پرونده پدر متهم به نام آقای م.ح. فرزند ج.، متولد 1334 ، به نیروی انتظامی مراجعه و در تحقیقات معموله از وی راجع به فرزندش (متهم) اظهار داشته: «فرزندم به هویت ع.ح. فردی خلافکار م. ب. که هر کاری از وی بگوید (بگویید) انجام می دهد، وی فردی بچه باز است... حاضرم وی را مجازات سخت نمایید حتی حاضر نیستم جسد وی را تحویل بگیرم چون باعث از بین بردن حیثیتم شده است...
شما را به خدا قسم وی را مجازات نمایید.»; متهم ع.ح. فرزند م.، 25 ساله، فاقد سابقه، در خصوص اظهارات شکات بیان کرده: «بنده هیچ اطلاعی از این کار ندارم و من نبوده ام، این ها (بچه ها) به طور اتفاقی گفتند که من بوده ام. بچه اند هیچی نمی دانند.»; در خصوص شناسایی خودرو وی اظهار کرده: «اینها از قبل مرا دیده اند شاید اشتباه نموده اند.»; راجع به اظهارات پدرش بیان داشته: «اظهارات پدرم را قبول ندارم با من مواجهه حضوری شود.»; اهالی محل حسب گزارش مامورین متهم را فردی ولگرد، بچه باز و بسیار کثیف و (شاکی از وی) معرفی کرده اند (ص 14 ).
بعد از ارسال پرونده به دادسرا، در تحقیقات انجام شده از شاکی ع.ک. ولی ش.ک.، بحث آدم ربایی و اذیت و آزار جنسی در حد تفخیذ مطرح و مورد ادعا قرار گرفته است و حاضر به معرفی مولی علیه خود به پزشکی قانونی نشده است. به شرح صفحه 22 پرونده مامورین طی صورت جلسه اعلام کرده اند که متهم آنان را دیوانه وار فحاشی کرده و به قتل با اسلحه نیز تهدید نموده است. در تحقیقات مجدد در نیروی انتظامی به شرح صفحه 24 پرونده راجع به شکایت شکات اظهار داشته: «آنان را می شناسم ولی حاضر به گفتن حقایق نیستم چون از عواقب آن می ترسم، و حاضر به گفتن اسم همراه نمی باشم، چون از قانون ترس دارم.»; جالب توجه این که آقای بازپرس متهم ع.ع.
را به عنوان اتهامی آدم ربایی، آزار و اذیت جنسی افراد خردسال به وسیله تفخیذ تفهیم نموده که او نیز اظهار داشته: قبول ندارم بچه ها دروغ می گویند (ص 31 ). ک.ز. به عنوان وکیل متهم وارد شده ست. آقای بازپرس به شرح قرار صادره در صفحه 44 پرونده در خصوص اتهام متهم یاد شده و یک نفر ناشناس دایر بر لواط و تفخیذ و غیره قرار عدم صلاحیت به اعتبار دادگاه کیفری استان صادر و رسیدگی پس از وصول به شعبه اول دادگاه کیفری استان (شعبه هشتم تجدیدنظر) ارجاع و در اولین جلسه مقدماتی دادگاه متهم پس از استماع اتهام خویش اظهار داشته: «اتهام را قبول ندارم به خدا قسم هیچ اطلاعی از اتهامات ندارم و اتهام وارده را قبول ندارم.»; راجع به شریک جرم ناشناس خود اظهار داشته: «من کاری نکرده ام که شریک جرم داشته باشم.»; راجع به شناسایی وی توسط هر دو طفل اظهار داشته: «شاکی دوم مرا شناسایی نکرد، بر اثر اصرار پدر شاکی اول یعنی ک.
شاکی دوم هم مرا شناسایی کرد و ک. می گفت به خدا کار همین متهم است شما هم او را شناسایی کنید و همین طور شد که شاکی دوم مرا شناسایی کرد.»; راجع به اعلام اهالی محل و پدر متهم به این که شرور و بچه باز است پاسخ داده: «من قبلا موتورسواری می کرده ام به خاطر همین است که اهالی محل مرا شرور اعلام کرده اند.»; راجع به انگیزه شکات اظهار داشته: «این ها را نمی شناسم با من دشمنی ندارند نمی دانم چرا اسم مرا آورده اند.»; در اثنای رسیدگی شکات (اعم از اولیاء و مولی علیهما) وارد دادگاه شده و بدوا ش.ک.
اظهار داشته: «از متهم حاضر دایر بر عمل لواط و آدم ربایی شکایت دارم. آقای ع.ح. به همراه دوستش با من عمل لواط انجام داده اند و مرا به زور از شهر بیرون بردند به همراه ماشین پراید نقره ای رنگ و دوست ع. بیشتر مرا اذیت کرد اگر او را ببینم او را شناسایی می کنم.»; در ادامه اضافه نموده: «... دوستش (ناشناس) که عقب ماشین بود یک چاقو درآورد و گفت اگر سر و صدا کنی سرت را می برم بعد مرا به محله ب خارج از شهر است بردند که یک منطقه جنگلی است و در یک جاده خاکی و هر دو نفر به من تجاوز کردند اول دوست ع.
و سپس ع.... بعدا مرا به بیرون از ماشین انداختند و شماره ماشین را حفظ کردم و به مامورین اطلاع دادم من متهم را از بین چند نفر شناسایی کرده ام و کاملا او را می شناسم...»; سپس شاکی دوم به نام و.ط. در خصوص شکایت خود اظهار کرده: «حدودا ساعت 7 غروب بود از مغازه بیرون می آمدم و می خواستم به منزل بروم که ماشین پراید نقره ای رنگ جلوی من ایستاد و متهم حاضر (ع.ح.) که در دادگاه حاضر است راننده بود یک نفر دیگر که عقب ماشین نشسته بود، دوستش بود، من وقتی سوار ماشین شدم کلید قفل مرکزی ماشین را زدند،...
مرا به منطقه ب که منطقه جنگلی است (بردند)، لازم به ذکر است اعلام کنم اول مرا بردند سپس ش.ک. را برده اند، مرا از ماشین پیاده نکردند دوست ع. مرا با چاقو تهدید می کرد و در همان ماشین به من تجاوز کردند و عمل لواط را به صورت کامل انجام دادند و دخول کاملا صورت گرفت سپس مرا به درب منزل آوردند و فرار کردند. تقاضای اشد مجازات برای متهمین دارم.»; پدران مجنی علیهما نیز صراحتا به دادگاه اعلام کرده اند: ما از متهم شاکی هستیم برای رضای خدا نسبت به اشد مجازات متهمین اقدام نمایید.
متهم در پاسخ به شکایت شکات اظهار کرده: «اتهامات را قبول ندارم من کاری نکرده ام که به خود هم دوستم را معرفی کنم.»; در ادامه متهم در پاسخ به سئوالات دادگاه اظهار داشته: «با خودروی پراید مسافر می برم.»; راجع به دوستانش گفته: «رفیق باز نیستم.»; سپس متهم با قرار بازداشت به زندان معرفی شده است. به شرح صفحه 57 پرونده پدر متهم آقای م.ح. با لایحه ای تسلیم و ضمیمه پرونده شده که کلا اظهارات خود در تحقیقات مقدماتی در نیروی انتظامی راجع به فرزندش (متهم) را تکذیب و اعلام نموده: «متاسفانه صورت جلسه ای توسط مامورین انتظامی به صورت کذب و دروغ عباراتی که بنده آن را اعلام نکرده ام (تنظیم) شده است...»; در ادامه لایحه اعلام داشته که: «به مامورین گفتم که اگر شما می گویید و شکایت شاکی واقعیت دارد که فرزندم با بچه آن ها بچه بازی کرده در صورت اثبات موضوع به طور قطع و یقین به مراتب بیشتر از شکات و مقامات خواهان برخورد شرعی و قانونی با فرزندم می باشم، غیر از مطالب فوق هرگونه صورت جلسه ای به دلیل این که بنده سواد ندارم و کاتب خودشان بوده اند غیرواقعی و بدون حقیقت م.
ب..»; به شرح صفحات 77 ، 78 و 79 دستور به استرداد خودروی پراید به شماره... توقیفی از متهم به مالک اصلی صادر شده که شماره آن با شماره ای که ش.ک. (مجنی علیهما) به مامورین داده متفاوت است و شماره اعلامی توسط اخیرالذکر... م. ب.. به شرح صفحات 85 و 86 دو نفر از مامورین آگاهی از متهم ع.ح. به اتهام تهدید و فحاشی اعلام شکایت نموده اند. تلاش دادگاه و مامورین در جهت شناسایی همراه متهم که شکات ادعا نموده اند، مثمر ثمر واقع نشده است و اما شکایت متهم ع.ح.
علیه مامورین اداره آگاهی مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی و شکنجه جهت اخذ اقرار به شرح صفحه 98 پرونده منجر به صدور قرار منع تعقیب توسط آقای بازپرس شده است. لازم به ذکر است که دادگاه همزمان با اصدار قرار بازداشت متهم، در اجرای تصمیم دوم خود، مجنی علیهما و.ط. و ش.ک. به پزشکی قانونی معرفی شده اند تا از باب ارتکاب عمل شنیع لواط مورد معاینه دقیق قرار گیرند و پزشکی قانونی راجع به زمان وقوع انجام عمل لواط اظهارنظر نماید (ص 56 ).
دادگاه در وقت احتیاطی موضوع عدم ارسال جوابیه پزشکی قانونی را تعقیب و از دفتر خواسته است تا با تعیین وقت احتیاطی دیگر، اولیاء اطفال شاکی جهت اخذ و ارائه جوابیه پزشکی قانونی به دادگاه احضار شوند. با ملاحظه اوراق بعدی پرونده، نتیجه حاصل نشده و معلوم نیست دادگاه چرا موضوع را تعقیب ننموده و ماجرای پزشکی قانونی مسکوت مانده است. جلسه پایانی دادگاه با حضور اعضاء، شکات و متهم و وکیل وی و نماینده دادستان تشکیل، بدوا اولیاء هر دو مجنی علیهما به طرح شکایت پرداخته و سپس م.
د. د. از خود و اتهامات شرکت در آدم ربایی و لواط به عنف اظهار داشته: «قبول ندارم.»; و در آخرین دفاع نیز اظهار داشته: «بی گناه هستم و 7 ماه است زندانی هستم.»; وکیل وی نیز لایحه دفاعیه تقدیم و ضمیمه شده است. النهایه ختم رسیدگی اعلام و قرار بازداشت متهم فک و به قرار وثیقه تبدیل و با صدور قرار قبولی آزاد شده است. سپس دادگاه به شرح استدلال مندرج در دادنامه شماره --- - 2 / 6 / 91 مجرمیت متهم ع.ح. فرزند م. را در حد لواط تفخیذی و شرکت در آدم ربایی احراز و به استناد مواد 120 ، 121 و 621 از قانون مجازات اسلامی به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی(بابت تفخیذ) و تحمل 15 سال حبس از بابت آدم ربایی محکوم و از اتهام لواط ایقابی تبرئه و رای مرقوم قابل اعتراض در دیوان عالی کشور اعلام و وکیل م.
ع. ب. شرح لایحه تسلیمی و پرداخت هزینه دادرسی و اولیاء مجنی علیهما به شرح لوایح تسلیمی با تقاضای تشدید مجازات و اجرای آن و بدون پرداخت هزینه دادرسی، تجدیدنظرخواهی نمودهاند و با این کیفیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی پس از وصول و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه محول و در دستور کار قرار گرفته است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و بررسی اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … عالی کشور اجمالا مبنی بر: «ب.
ت. ب. محتویات پرونده، انکار شدید م. ع. و رسیدگی بدون کیفرخواست به اتهام آدم ربایی عقیده به نقض دادنامه دارم.»; مشاوره نموده، چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
اعتراض شکات پرونده (آقایان ع.ک. و م.ط.) نسبت به دادنامه شماره --- - 2/6/91 صادره از شعبه یکم دادگاه کیفری استان قطع نظر از ماهیت آن به علت این که هزینه دادرسی موضوع ماده 242 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری را پرداخت ننموده اند، قابل طرح نیست و رد میشود.
اعتراض وکیل م. ع. ع.ح. نسبت به دادنامه صدرالذکر بنا به جهات و استدلال زیر وارد است؛ زیرا اولا دادگاه بدون کیفرخواست به اتهام مشارکت در آدم ربایی رسیدگی و اصدار رای نموده است در حالی که به بیان صریح مقنن در تبصره 3 ماده 30 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381 صرفا پرونده های موضوع جرایم شمول حد زنا و لواط و جرایمی که مجازات قانونی آن ها فقط تا سه ماه حبس و یا جزای نقدی تا یک میلیون ریال و جرایم اطفال بدون نیاز به کیفرخواست، مستقیما در دادگاههای مربوط مطرح میشوند، و رسیدگی توامان دادگاه در مانحن فیه به جرایم لواط و آدم ربایی موجب لغو حکم مقنن در خصوص مورد که از قواعد آمره است نخواهد شد.
بنابراین لازم است پس از نقض رای معترض عنه پرونده به دادسرا اعاده تا نسبت به رفع نقص از پرونده اقدام قانونی به عمل آید. ثانیا شماره خودروی اعلامی از سوی مجنی علیه ش.ک. با شماره واقعی خودروی در اختیار متهم متفاوت است به طوری که مجنی علیه به مامورین نمره خودرو را «...»; اعلام کرده، در حالی که خودروی توقیفی به نام متهم و تحویلی به مالک نمره... م. ب. و با این وجود، دادگاه علی رغم انکار متهم و تذکر وکیل وی به تعارض و تفاوت نه توجه کرده و نه با ادامه تحقیقات رفع ابهام نموده است، در حالی که رفع ابهام در این خصوص، در احراز وسیله ارتکاب و نیز اصل آدم ربایی موثر خواهد بود.
و هم چنان در رای صادره به شماره... استناد و اشاره شده است. ثالثا دادگاه در تبیین مبانی علم خود به اظهارات پدر متهم عیله وی استشهاد نموده است، در حالی که در لوایح متعددی که به دادگاه تسلیم کرده، ضمن تکذیب الفاظ به کار رفته در مورد پسرش، مشارالیه را بی گناه معرفی و مدعی شده که در نیروی انتظامی تحت شکنجه قرار گرفته است و با وجود اهمیت موضوع در این خصوص هیچ تحقیقی به عمل نیامده و حقیقت امر روشن نشده است و استناد به چنین اظهاراتی که توسط شخص اصیل تکذیب شده فاقد وجاهت قانونی است.
رابعا دادگاه بنا به تصمیم متخذه به شرح صفحه 54 و 56 پرونده، مصدومین (مجنی علیهما) را جهت انجام دقیق معاینه و اعلام زمان دقیق ارتکاب عمل شنیع به پزشکی قانونی معرفی نموده است لیکن نتیجه معاینه در پرونده منعکس نیست و چنانچه دادگاه از تصمیم خویش عدول نموده، دلیل آن در پرونده ملاحظه نشد؛ علاوه بر این که عدول از تصمیم نیز فاقد توجیه قانونی است. بنابه مراتب به استناد بند 2 قسمت«ب»; ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 ، رای معترض عنه نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.
رئیس شعبه چهاردهم دیوان عالی کشور - عضو معاون
موارد مرتبط 73
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
موجبات تجویز اعاده دادرسی
ماده 265 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
تبدیل حبس به جزای نقدی در مقام تخفیف مجازات
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم بربرائت صادر واعلام می گردد
-
رأی
هماستناد
استعمال مواد مخدر توسط معتاد
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تأثیر مدت بازداشت قبلی در رابطه نامشروع دون زنا
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین مجازات در بزه رابطه نامشروع
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تحقق بزه توهین
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تهدید و توهین به وسیله تلفن
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
استناد دادگاه به آیین نامه ی غیر همسو با قانون
مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تحصیل مال از طریق جعل و استفاده از سند مجعول
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
صدای ضبط شده به عنوان اماره قضایی
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه آدم ربایی
ماده 120 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
ارزش اثباتی تست الکل سنج
مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
محکومیت متهمان به حبس، شلاق و دیه برای قدرتنمایی با سلاح و ایراد صدمه؛ برائت از شروع به قتل
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 بودند
-
رأی
هماستناد
تاثیر جمع جرائم حدی و تعزیری در تشدید مجازات
مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
حذف شود
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
شرط عدم امکان توسل به قوای دولتی در احراز دفاع مشروع
مواد 120 و 156 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392و اصل 37 قانون اساسی در مورد اتهام ه
-
رأی
هماستناد
ملاک حدی محسوب شدن سرقت در فرض اخراج مال از حرزهای متعدد
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نمی توان حکم به قطع دست داد
-
رأی
هماستناد
تأثیر محکومیت راشی بر مجازات مرتشی
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
سرنشینی خودروی حامل مواد مخدر
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی و ملاک تعیین درجه در بزه کلاهبرداری
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و اعمال قاعده درا و حکومت اصل برائت
-
رأی
هماستناد
شرایط تحقق محاربه
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
صدور قرار منع تعقیب در پرونده انتقال مال غیر بهدلیل عدم حضور شاکی و عدم ارائه دلایل کافی
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
قلمرو اجرایی قاعده درأ
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
شرط تعیین مجازات تکمیلی
مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در فرض فقدان وصف کیفری چک
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 834 مورخ 1402/05/24 هیات عمومی دیوان عالی کشور | لزوم ذکر علت تعیین حبس بیش از حداقل در حکم دادگاه و امکان اعاده دادرسی در صورت عدم رعایت آن
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
توهین از طریق وسایل مخابراتی
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
رضایت شاکیه در ورود به منزل زانی
مواد 120 و 121 قانون و مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تحصیل مال از طریق ارائه چک از حساب مسدود
مواد 120 و 160 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم بربرائت وی صادرمی گردد
-
رأی
هماستناد
امارات قضایی در اثبات وعده دار بودن چک
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تفاوت بزه حمل با استعمال مشروب الکلی
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
ارزش اثباتی اقرار متهم
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 رای بر برائت صادر می گردد
-
رأی
هماستناد
ارش البکاره در زنای مطاوعی
مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
اخذ رشوه توسط ماموران مالیاتی
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
مساعدت جهت خلاصی متهم از محاکمه و تعقیب
ماده 120 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه معاونت در جرم
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم به برایت انها صادر و اعلام می گ
-
رأی
هماستناد
تایید برائت کارکنان گمرک از اتهام رشوهخواری در دادگاه تجدیدنظر به دلیل نبود مدارک کافی و شفافیت اتهام
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 برائت متهمین را از اتهام انتسابی صادر
-
رأی
هماستناد
مصداق بزه معامله به قصد فرار از دین
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
عنصر مادی بزه تحصیل مال از طریق نامشروع
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
شرط لازم در تحقق بزه جعل
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
نظریات مشورتی 4
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/3203 مورخ 1393/12/17
مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/4 مورخ 1401/03/09
ماده 120 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/473 مورخ 1402/12/28
ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 عدم شمول اسناد مذکور به اسناد رسمی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/458 مورخ 1398/04/31
مواد 120، 121، 217، 218، 264 و 266 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
مواد مرتبط 3
-
اعمال
از این صفحه
ماده 242 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 242 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری را پردا
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 120 — قانون مجازات اسلامی
به استناد مواد 120، 121 و 621 از قانون مجازات اسلامی به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی(بابت تفخیذ
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 265 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
به استناد بند 2 قسمت«ب»; ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 13
دکترین 26
-
مقاله
هماستناد
همان دادگاه است. مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخوست
مواد 232 و 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
همان دادگاه است. مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخوست — آن قبل از جلسه دادرسی ماده ۶۵
مواد 232 و 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
جهات زیر عذر موجه محسوب می شود — ماده ۱۳ ق
ماده 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
جهات زیر عذر موجه محسوب می شود — ماده ۲۴۲ ق
ماده 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
جهات زیر عذر موجه محسوب می شود — ماده ۲۴۲ ق
ماده 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نخستین جلسه دادرسی و آثار آن — ماده ۷۳ ق
ماده 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۲۴۲ ق
ماده 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نخستین جلسه دادرسی و آثار آن — ماده ۲۴۲ ق
ماده 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
موضوع: اختیار ابتدایی قاضی در استماع شهادت شهود
ماده 242 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - موجه و صریح بودن نظریه کارشناسی
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - موجه و صریح بودن نظریه کارشناسی — دوم - مطابقت نظریه کارشناسی با اوضاع
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - موجه و صریح بودن نظریه کارشناسی — دوم - مطابقت نظریه کارشناسی با اوضاع
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - موجه و صریح بودن نظریه کارشناسی — حوال محقق قضیه موجب بی اعتباری آن
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - موجه و صریح بودن نظریه کارشناسی — حوال محقق قضیه موجب بی اعتباری آن
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - ارتباط تخصص کارشناس با موضوع ارجاعی — برخلاف دادگاه که در رسیدگی و صدور
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - ارتباط تخصص کارشناس با موضوع ارجاعی — نظریه مشورتی شماره ۷/۷۴۹۰ مورخ ۱۳۷۷/۱۰/۱۶ اداره
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - ارتباط تخصص کارشناس با موضوع ارجاعی — نظریه مشورتی شماره ۷/۷۴۹۰ مورخ ۱۳۷۷/۱۰/۱۶ اداره
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تبلور اصل سرعت در مقررات اجرا
مواد 259 و 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تبلور اصل سرعت در مقررات اجرا — در مواردی قانونگذار اجرا به گونه آشکار
مواد 259 و 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
برای اتخاذ دیدگاهی میانه بین دو دیدگاه یاد شده
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
برای اتخاذ دیدگاهی میانه بین دو دیدگاه یاد شده
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دادخواست حقوقی نسبت به تصمیم واحد ثبتی اعتراض می نمایند
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دادخواست حقوقی نسبت به تصمیم واحد ثبتی اعتراض می نمایند
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
همان موضوع — پرسش چنانچه در پرونده ای
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
از آنجایی که نظریه کارشناسی در کشف واقع و اظهارنظر نهایی دادگاه
ماده 265 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
از آنجایی که نظریه کارشناسی در کشف واقع و اظهارنظر نهایی دادگاه
ماده 265 ق.آ.د.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
