Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.
رأی دادگاه بدوی در خصوص اتهام آقای ع.ع. فرزند م. دایر بر فحاشی و خیانت در امانت موضوع شکایت آقای م.م. و خانم ل.م.، به این شرح که شاکی ردیف اول خواستگار دختر متهم بوده است که در مراسم بله برون مقرر می گردد که سه دانگ از شش دانگ سرقفلی یک باب مغازه در ... به عنوان مهریه تعیین گردد و در همان جلسه مقرر می گردد که چون سند ملک آماده نیست چکی به مبلغ یکصد میلیون تومان به عنوان تضمین تنظیم سند مهریه ملکی نزد پدر زوجه (عروس) قرار گیرد که در زمان انعقاد عقد چون امکان تعیین ملک بدون سند رسمی به عنوان مهریه نبوده است سکه به عنوان مهریه تعیین و در سند ازدواج درج می گردد که متعاقباً با مشکلات به وجود آمده برای طرفین زوجه اقدام به اجراء مهریه ما فی الذمه را می نماید و پدر وی نیز چک را برگشت می زند. دادگاه از توجه به اظهارات طرفین و مستندات ابرازی از سوی ایشان و اظهارات گواهان موجود در پرونده در جلسه دادرسی آنچه مسلم است مهریه اولیه ازدواج سه دانگ ملک بوده است که چون سند رسمی نداشته امکان تعیین آن به عنوان مهریه نبوده است و چک تضمین به نام اذن سند ملک بوده است و به نظر می رسد که تعیین سکه در سند ازدواج علاوه بر تعیین ملک به عنوان مهریه بوده است زیرا آنچه مسلم است قرار نبوده است که بعد از دو سال مراسم عقد انجام شود که در این دو سال مقدمات عقد فراهم شود و هم چنین سند رسمی صادر شود تا به عنوان مهریه تعیین گردد و الا تعهد به تنظیم سند ملک بعد از دو سال توسط پدر شاکیان امری عبث بوده است و بر فرض که گواهی مادر شاکیان را بپذیریم ملاک مهریه عقد موقت بوده است و سکه نیز مهریه عقد دائم که در هر دو صورت به نظر می رسد که تعیین سکه به عنوان مهریه در سند رسمی نافی تعهدات زوج و پدرش مبنی بر تعیین ملک به عنوان مهریه و تنظیم سند رسمی آن به عنوان مهریه نمی باشد و چک مورد ادعا نیز به عنوان تضمین بوده است که ظرف مهلت دو سال به تعهد خود عمل نماید و در صورت عدم انجام تعهد از سوی متعهد، متعهدله حق اقدام نسبت به چک تضمینی را داشته است و در خصوص توهین نیز شاکی دلیلی بر ارتکاب جرم در نزد ایشان ابراز ننموده اند، زیرا اولاً جهت اظهارات شهود خانم ل.م. در آنجا حضور نداشته است و آقای م.م. نیز داخل اتومبیل کلانتری بوده رفته است و جرم توهین بر فرض وقوع از جمله جرایمی است که می بایست در حضور توهین شونده بیان شود تا فرد مذکور با شنیدن آن احساس حقارت و وهن نماید و چون در فرض بیان اظهارات فحش و ناسزا شاکیان در آنجا حضور نداشته اند بنابراین وهن اتفاق نیفتاده است؛ لذا در هر دو مورد وقوع جرم احراز نمی گردد و نظر به حکومت اصل کلی برائت و اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی و مستنداً به اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب د رامور کیفری حکم بر برائت ایشان صادر می گردد. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است. دادرس شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ رمضانی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.م. و خانم ل.م. با وکالت بعدی آقایان ی.پ. و م.ک. نسبت به دادنامه شماره 910879 شعبه محترم 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران که طی آن آقای ع.ع. از اتهامات خیانت در امانت نسبت به یک فقره چک به شماره .../525 و توهین و فحاشی تبرئه شده است، دادگاه ب. ت. ب. اینکه حسب محتویات پرونده از جمله مهرنامه عادی و سند رسمی ازدواج فی مابین آقای م.م. و خانم م.ع. و شهادت شهود که در مرحله تحقیق و رسیدگی بدوی استماع شده استنباط می شود که مقرر بوده سه دانگ سرقفلی یک باب مغازه به عنوان مهریه مشارٌالیها که به عقد زوجیت آقای م.م. در می آمده تعلق گیرد ولیکن زمان تنظیم سند رسمی ازدواج به دلیل عدم امکان ثبت آن در دفتر ازدواج مهریه ای که در سند ازدواج ثبت و درج می گردد 110 سکه قید میشود و چک مزبور را صادرکننده یعنی مورث تجدیدنظر خ. ه. از جهت ضمانت و اطمینان خاطر زوجه و خانواده اش بر تنظیم سند رسمی انتقال سرقفلی مزبور صادر و با قید کلمه امانت در آن تحویل پدر زوجه یعنی ت. ن. خ. نموده است و با این اوصاف پس از ثبت سند رسمی ازدواج که در آن مهریه سکه قید شده است لازم بوده است چک مزبور به صادرکننده مسترد می شد و حال آنکه وی چک را در اختیار دخترش خانم م.ع. قرار داده و وی با مراجعه به بانک تقاضای صدور گواهی عدم پرداخت آن را نموده است. لذا آنچه مسلم است چک مزبور بابت دین و بدهی صادر نشده بوده است و شرط استفاده از آن این بوده که مهریه همان مغازه یا ... می بوده و حال آنکه طبق مندرجات سند رسمی ازدواج مهریه سکه قید شده است با این وصف ت. ن. خ. مجاز به تحویل چک به فرزندش نبوده بایستی آن را مسـترد می‌کرد. نـظر به اینـکه شهود به صراحـت بر اینکه ت. ن. خ. نسبت به ت. ن. خ. توهین و فحاشی نموده شهادت داده اند و با التفات به اظهارات غیر مؤثر متهم در مرحله بدوی و عدم حضور او د. ا. م. از رسیدگی علیرغم ابلاغ واقعی وقت و ب. ت. ب. سایر قوانین و امارات منعکس در پرونده بزهکاریش محرز است، مستنداً به بند 4 شق ب ماده 257 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری و مواد 608 و 674 از قانون مجازات اسلامی ضمن نقض حکم تجدیدنظرخواسته متهم را به پرداخت 000/000/1 ریال از جهت ارتکاب فحاشی و نیز تحمل شش ماه حبس از جهت خیانت در امانت محکوم می نماید. این رأی غیابی و ظرف ده روز از ابلاغ، قابل واخواهی در همین دادگاه و پس از آن قطعی است. رئیس شعبه 32 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه قمری ـ حاجی حسنی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی صدور چک در وجه غیر طلبکار در تاریخ 12 شهریور 1392، دادگاه عمومی جزایی تهران در رسیدگی به اتهامات مربوط به فحاشی و خیانت در امانت، به دلیل شکایت افرادی که خواستگار دختر متهم بودند، حکم بر برائت متهم صادر کرد. شاکیان ادعا کردند که در مراسم بله‌برون، سه دانگ سرقفلی یک مغازه به عنوان مهریه تعیین و چکی به مبلغ 100 میلیون تومان به عنوان تضمین تنظیم سند مهریه به پدر زوجه ارائه شده است. دادگاه بدوی با استناد به اصل برائت و عدم وجود دلایل کافی برای اثبات اتهامات، متهم را تبرئه نمود. پس از این تصمیم، شاکیان نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی کردند. دادگاه تجدیدنظر پس از بررسی مستندات و شهادت شهود، حکم بدوی را نقض کرده و متهم را به پرداخت 1,000,000 ریال بابت فحاشی و شش ماه حبس به دلیل خیانت در امانت محکوم کرد. این رای به صورت غیابی صادر شده و ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، قابلیت واخواهی دارد. تاریخ دادنامه قطعی: 1392/06/12 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: اگر چک بابت دین یا بدهی صادر نشده باشد، امانی است. در خصوص اتهام آقای ع.ع. فرزند م. دایر بر فحاشی و خیانت در امانت موضوع شکایت آقای م.م. و خانم ل.م.، به این شرح که شاکی ردیف اول خواستگار دختر متهم بوده است که در مراسم بله برون مقرر می‌گردد که سه دانگ از شش دانگ سرقفلی یک باب مغازه در... به عنوان مهریه تعیین گردد و در همان جلسه مقرر می‌گردد که چون سند ملک آماده نیست چکی به مبلغ یکصد میلیون تومان به عنوان تضمین تنظیم سند مهریه ملکی نزد پدر زوجه (عروس) قرار گیرد که در زمان انعقاد عقد چون امکان تعیین ملک بدون سند رسمی به عنوان مهریه نبوده است سکه به عنوان مهریه تعیین و در سند ازدواج درج می‌گردد که متعاقبا با مشکلات به وجود آمده برای طرفین زوجه اقدام به اجراء مهریه ما فی الذمه را می‌نماید و پدر وی نیز چک را برگشت می زند. دادگاه از توجه به اظهارات طرفین و مستندات ابرازی از سوی ایشان و اظهارات گواهان موجود در پرونده در جلسه دادرسی آنچه مسلم است مهریه اولیه ازدواج سه دانگ ملک بوده است که چون سند رسمی نداشته امکان تعیین آن به عنوان مهریه نبوده است و چک تضمین به نام اذن سند ملک بوده است و به نظر می‌رسد که تعیین سکه در سند ازدواج علاوه بر تعیین ملک به عنوان مهریه بوده است زیرا آنچه مسلم است قرار نبوده است که بعد از دو سال مراسم عقد انجام شود که در این دو سال مقدمات عقد فراهم شود و هم چنین سند رسمی صادر شود تا به عنوان مهریه تعیین گردد و الا تعهد به تنظیم سند ملک بعد از دو سال توسط پدر شاکیان امری عبث بوده است و بر فرض که گواهی مادر شاکیان را بپذیریم ملاک مهریه عقد موقت بوده است و سکه نیز مهریه عقد دائم که در هر دو صورت به نظر می‌رسد که تعیین سکه به عنوان مهریه در سند رسمی نافی تعهدات زوج و پدرش مبنی بر تعیین ملک به عنوان مهریه و تنظیم سند رسمی آن به عنوان مهریه نمی‌باشد و چک مورد ادعا نیز به عنوان تضمین بوده است که ظرف مهلت دو سال به تعهد خود عمل نماید و در صورت عدم انجام تعهد از سوی متعهد، متعهدله حق اقدام نسبت به چک تضمینی را داشته است و در خصوص توهین نیز شاکی دلیلی بر ارتکاب جرم در نزد ایشان ابراز ننموده اند، زیرا اولا جهت اظهارات شهود خانم ل.م. در آنجا حضور نداشته است و آقای م.م. نیز داخل اتومبیل کلانتری بوده رفته است و جرم توهین بر فرض وقوع از جمله جرایمی است که می‌بایست در حضور توهین شونده بیان شود تا فرد مذکور با شنیدن آن احساس حقارت و وهن نماید و چون در فرض بیان اظهارات فحش و ناسزا شاکیان در آنجا حضور نداشته اند بنابراین وهن اتفاق نیفتاده است؛ لذا در هر دو مورد وقوع جرم احراز نمی گردد و نظر به حکومت اصل کلی برائت و اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی و مستندا به اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب د رامور کیفری حکم بر برائت ایشان صادر می‌گردد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است. دادرس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - رمضانی رای دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.م. و خانم ل.م. با وکالت بعدی آقایان ی.پ. و م.ک. نسبت به دادنامه شماره --- شعبه محترم --- دادگاه عمومی جزایی تهران که طی آن آقای ع.ع. از اتهامات خیانت در امانت نسبت به یک فقره چک به شماره.../ 525 و توهین و فحاشی تبرئه شده است، دادگاه ب. ت. ب. اینکه حسب محتویات پرونده از جمله مهرنامه عادی و سند رسمی ازدواج فی مابین آقای م.م. و خانم م.ع. و شهادت شهود که در مرحله تحقیق و رسیدگی بدوی استماع شده استنباط می‌شود که مقرر بوده سه دانگ سرقفلی یک باب مغازه به عنوان مهریه مشارٌالیها که به عقد زوجیت آقای م.م. در می آمده تعلق گیرد ولیکن زمان تنظیم سند رسمی ازدواج به دلیل عدم امکان ثبت آن در دفتر ازدواج مهریه ای که در سند ازدواج ثبت و درج می‌گردد 110 سکه قید میشود و چک مزبور را صادرکننده یعنی مورث تجدیدنظر خ. ه. از جهت ضمانت و اطمینان خاطر زوجه و خانواده اش بر تنظیم سند رسمی انتقال سرقفلی مزبور صادر و با قید کلمه امانت در آن تحویل پدر زوجه یعنی ت. ن. خ. نموده است و با این اوصاف پس از ثبت سند رسمی ازدواج که در آن مهریه سکه قید شده است لازم بوده است چک مزبور به صادرکننده مسترد می شد و حال آنکه وی چک را در اختیار دخترش خانم م.ع. قرار داده و وی با مراجعه به بانک تقاضای صدور گواهی عدم پرداخت آن را نموده است. لذا آنچه مسلم است چک مزبور بابت دین و بدهی صادر نشده بوده است و شرط استفاده از آن این بوده که مهریه همان مغازه یا... می بوده و حال آنکه طبق مندرجات سند رسمی ازدواج مهریه سکه قید شده است با این وصف ت. ن. خ. مجاز به تحویل چک به فرزندش نبوده بایستی آن را مسترد می‌کرد. ن. ب. ا. شهود به صراحت بر اینکه ت. ن. خ. نسبت به ت. ن. خ. توهین و فحاشی نموده شهادت داده اند و با التفات به اظهارات غیر موثر متهم در مرحله بدوی و عدم حضور او د. ا. م. از رسیدگی علیرغم ابلاغ واقعی وقت و ب. ت. ب. سایر قوانین و امارات منعکس در پرونده بزهکاریش محرز است، مستندا به بند 4 شق ب ماده 257 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری و مواد 608 و 674 از قانون مجازات اسلامی ضمن نقض حکم تجدیدنظرخواسته متهم را به پرداخت 1/000/000 ریال از جهت ارتکاب فحاشی و نیز تحمل شش ماه حبس از جهت خیانت در امانت محکوم می‌نماید. این رای غیابی و ظرف ده روز از ابلاغ، قابل واخواهی در همین دادگاه و پس از آن قطعی است. رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

موارد مرتبط 82

آرای مرتبط 38

نظریات مشورتی 5

مواد مرتبط 2

دکترین 37

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین