رأی
ضابطه احراز سفه
ضابطه احراز سفه
خ. م.:
در تاریخ 16 بهمن 1392، دیوان عالی کشور به پروندهای رسیدگی نمود که موضوع آن درخواست صدور حکم محجوریت فردی به دلیل زوال عقل از تاریخ 15 اردیبهشت 1380 تا زمان فوت وی در تاریخ 6 خرداد 1380 بود. خ. ه. با استناد به گواهیهای پزشکی قانونی، ادعا کردند که فرد مورد نظر دچار اغتشاش شعور بوده و قادر به اداره امور خود نبوده است. دفاعیات طرف مقابل نیز به ارائه مستنداتی پرداخت که نشان میداد گواهیهای پزشکی دلالت بر جنون ندارد و وضعیت فرد به صورت موقت و متناوب بوده است.
دادگاه بدوی با استناد به ماده 1257 قانون مدنی، دعوی خواهان را غیر ثابت تشخیص داده و حکم به بیحقی آنان صادر نمود. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه تجدیدنظر ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی و وضعیت بیمار، حکم به محجوریت فرد صادر کرد. طرف مقابل به این رای فرجامخواهی نمود و دیوان عالی کشور با بررسی مستندات و نظریههای پزشکی، رای تجدیدنظر را مغایر با موازین قانونی تشخیص داد و به استناد مواد 1207 و 1208 قانون مدنی، حکم به نقض رای تجدیدنظر و ارسال پرونده به یکی از محاکم دیگر تجدیدنظر استان اصفهان صادر کرد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/11/16
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: عواملی که موجب اختلال شعور در فرد میگردد در صورتی بر عقل و شعور ذاتی او در تمیز خوب از بد موثر خواهد بود که پایدار باشد. بنابراین چنانچه به لحاظ وضعیت مزاجی و شدت و ضعف بیماری، وضعیت جسمی و روانی فردی که مبتلا به بیماری است اختلالات مقطعی و لحظه ای در شعور و تشخیص ایجاد نماید این امر نمی تواند مصداق عدم رشد او محسوب شود.
رای خلاصه جریان پرونده
ر ج. وکیل پایه 1 دادگستری و مشاور حقوقی قوه قضاییه به وکالت از خانم م.
و آقای م. شهرت هر دو ن. دادخواستی به خواسته صدور حکم مبنی بر اعلام حجر مرحوم دکتر م.ن. از تاریخ 15/2/80 لغایت زمان فوت یعنی 6/3/80 به دلیل زوال عقل به طرفیت خانم ها م.ن. و م.ن. در دادگاه عمومی حقوقی اصفهان در تاریخ 10/4/91 مطرح نموده که به شعبه هشتم محاکم حقوقی اصفهان ارجاع شده است وکیل خ. ه. د. متن دادخواست گفته است مستندا به مدارک پیوست و گواهی های شماره 670 /ک - 2 - 3/6/88 و 369 /ت/ 2 مورخ 3/11/88 /ت/ 2 اداره پزشکی قانونی اصفهان مرحوم دکتر م.ن.
از تاریخ 15/2/80 لغایت 3/6/80 دچار اغتشاش شعور کلی (زوال عقل) به صورت متناوب، موقت و مکرر بوده و در این زمان ها به علت عدم تشخیص زمان و مکان و اشخاص صلاحیت و توانایی اداره امور خود را نداشته است. لذا نظر به وضعیت روحی و دماغی مرحوم یادشده تقاضای صدور حکم شایسته مبنی بر محجوریت مشارٌالیه از تاریخ 15/2/80 لغایت زمان فوت نامبرده یعنی 6/3/80 را دارد. دادگاه وقت جهت دادرسی تعیین نموده است در جلسه دادرسی مورخ 25/9/91 وکلا طرفین و احد از خواندگان خانم م.
در جلسه دادرسی حضورداشته اند لایحه ای که به شماره 2810 - 25/9/91 ثبت دفتر لوایح گردیده است از ناحیه وکیل خوانده واصل شده است وکیل خ. ه. ا. میدارد مورث موکلین مرحوم دکتر م.ن. به علت بیماری سرطان ریه به کشور آمریکا مسافرت کرده در آنجا به علت گستردگی بیماری در بیمارستان بستری و از تاریخ 15/2/80 لغایت 6/3/80 به شرحی که در گواهی های پزشکی قانونی که کپی آن ها ضمیمه پرونده شده است قادر به تشخیص زمان و مکان و اشیاء و اشخاص نبوده و توانایی اداره امور خود را نداشته لذا تقاضای صدور حکم مبنی بر محجوریت مرحوم از تاریخ 15/2/80 لغایت 6/3/80 می نمایم وکیل خواندگان گفته است دفاعیات به شرح لایحه ارائه شده م.
ب. مضافا اینکه وکیل محترم خ. ه. د. دادخواست تقدیمی تقاضای صدور حکم حجر به لحاظ زوال عقل مرحوم دکتر ن. را مطرح کرده اند درحالی که گواهی پزشکی دلالتی بر اغتشاش شعور کلی ندارد بلکه قیدشده است شعور موقت، متناوب و مکرر که با این تعریف پزشکی اغتشاش شعور کلی تفاوت دارد زیرا اغتشاش شعور اصطلاحا دمانس تعبیر میشود در صورتی که آنچه در گواهی پزشکی قیدشده است اصطلاحا دلیریوم م. ب. مضافا بر اینکه در دادخواست در ستون خواسته دلیل حجر را زوال عقل قید کرده اند و در متن دادخواست عدم توانایی اداره امور قیدشده که این دو نیز با هم تفاوت دارند تمام این مسائل قبلا به شرح پرونده 870072 در همین شعبه رسیدگی شده که لوایح تقدیم شده است درنهایت حکم به بیحقی خ.
ه. صادرشده است. تصویر احکام صادره ضمیمه است وکیل خ. د. پ. به اظهارات وکیل خ. گ. ا. برخلاف اظهارات همکار محترم موضوع دعتوی در پرونده 870072 به شرحی که در پرونده مذکور منعکس است مربوط به وکالت نامه ای است که خ. ر. ا. آن را به ردیف دوم تسری داده اند چون پس از وخیم شدن اوضاع مرحوم و اینکه در حال نیمه اغماء بسر می برند سریعا ملک را به نام خودشان انتقال داده اند نه به نام دخترشان این کار را کرده باشد و متعاقبا پس از وقوع اختلاف چند سال بعد از فوت ملک به نام دخترشان انتقال می دهند بقیه مدافعات در پرونده 870072 /ح 7 م.
ب. دادگاه پرونده استنادی را از بایگانی راکد مطالبه نموده است وکیل خانم ها م. و م.ن. پیرو لایحه قبلی خود تصویر اسناد رسمی که در تاریخ 13/6/73 13 مرحوم دکتر ن. دو دانگ از منزل را به نام دخترش و دو دانگ دیگر را به نام همسرش م. نموده است سپس طی وکالت نامه رسمی 93781 مورخ 3/6/78 از دخترش م. وکالت میگیرد که دو دانگ دیگر منزل را به نام مشارٌالیها نماید لکن به علت تشریفات اداری و استعلامات لازم و اینکه می بایستی جهت معالجه به امریکا برود وکالت مذکور را به همسرش تفویض نموده تا نسبت به انتقال دو دانگ اقدام نماید به پیوست لایحه تقدیم نموده است در تاریخ 10/1/92 پرونده استنادی یعنی پرونده 870072 از بایگانی واصل و خلاصه مفید پرونده توسط دادگاه در اوراق 39 پرونده و سپس رای دادگاه متعاقب آن در برگ های 40 و 41 پرونده صادر گردیده است که دادگاه در رای مذکور که به شماره دادنامه --- در تاریخ 15/1/92 آمار شده است بدین شرح انشاء نظرکرده است «پرونده استنادی که حاکی از رسیدگی قبلی در همین شعبه بوده و ملاحظه و خارج نویسی گردیده مشخص شد که کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی در طی دو مرحله که نظریه دوم در پی اخذ نظریه تکمیلی بوده طی نامه شماره 1394 /ک/ 2 - 27/1/88 اعلام نموده است که نامبرده در مورخ 15/2/80 لغایت 6/3/80 جنون و زوال عقل پایدار و مستمر نداشته است ولی به دلیل ابتلا به ضایعه مغزی ناشی از سرطان پیشرفته دچار دوره هایی از کاهش قوای شناختی و سطح هوشیاری به صورت مکرر شده است سپس در نظریه تکمیلی شماره 670 /ک/ 2 - 1/6/88 که در پی سوال دادگاه اظهارنظر نموده اند، اعلام گردیده که نامبرده به علت عارضه ضایعه مغزی حداقل از تاریخ 15/2/80 لغایت 6/3/80 قبلا به اغتشاش شعور موقت، متناوب و مکرر (ولیدیوم) بوده و میزان اغتشاش شعور در زمانه ای بروز کامل بوده و در این دوره های زمانی قادر بر تمیز زمان یا مکان به اشیاء نبوده است، در ضمن نامبرده جنون نداشته است علی هذا نظر به مراتب فوق و دفاعیات وکیل خواندگان طی لوایح مشروع و منعکس در پرونده و اینکه اغتشاش شعور و کاهش سطح هوشیاری را نمی توان دلیلی بر جنون دانست و اینکه در نظریه تکمیلی کمیسیون پزشک قانونی به صراحت مراتب عدم جنون نامبرده اعلام شده است و اینکه از طرفی موجبات حجر، جنون و زوال عقل م.
ب. که دلیلی بر این امر وجود ندارد و اصل بر صحت و سلامت اشخاص م. ب. نهایتا دادگاه دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و به استناد ماده 1257 قانون مدنی و قاعده فقهی « البینه علی المدعی حکم به ردّ دعوی خ. ه. صادر و اعلام مینماید وکیل م. و م.ن. از این رای تجدیدنظرخواهی نموده است در لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل نامبردگان آمده است اغتشاش در شعور و عدم توانایی تشخیص زمان و مکان در یک فرد او را از حالت عادی خارج نموده و می بایستی تحت حمایت قانون قرار گیرد اینکه دادگاه بدوی صرفا موجبات حجر را جنون و زوال عقل دانسته نظر موجهی نبوده است زیرا بین جنون و زوال عقل رابطه عموم و خصوص برقرار است یعنی اینکه هر مجنونی دچار زوال عقل است ولی هر زوال عقلی جنون نیست به عنوان مثال کسی که آلزایمر دارد و دچار بیماری فراموشی است قطعا جنون ندارد و مجنون نیست ولی به علت وضعیت خاص بیمار و اینکه نمی داند کیست و چیست؟
و کجاست و اطرافیان را نمی شناسد از سوی قانون گذار و محاکم موردحمایت قرارگرفته وی را محجور اعلام می نمایند در وضعیت شخصی موردنظر که به علت کاهش قوای شناختی و سطح هوشیاری و از آن بدتر دچار اغتشاش شعور شده که در زمانه ای بروز به صورت کامل بوده و حسب نظریه پزشکی قانونی توانایی تشخیص اشخاص اشیاء و زمان و مکان را نداشته مسلما آن شخص دچار زوال عقل شده است لذا درخواست نقض رای بدوی و صدور حکم مبنی بر حجر مرحوم م.ن. را بین تاریخ 15/2/80 و 6/3/80 خواستار شده است ضمنا تصویر ترجمه نظریه پزشک متخصص خون و غده دکتر د.ت.
از ایالت ویرجینیای امریکا که در تاریخ 22 و 23 اردیبهشت 1380 در بیمارستان از آقای م.ن. عیادت به عمل آورده و توجه به انجام آزمایشات انجام شده او را در حالت بی حالی و نیمه اغماء مشاهده نموده است که عاقبت در تاریخ ششم خرداد 1380 درگذشته است و او را ازنظر روانی در حالتی که بتواند تصمیم قانونی اتخاذ نماید ندیده است منضم به لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل م. ب. (برگ 47 پرونده تجدیدنظر) پرونده به شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ارجاع شده است که مفاد دادنامه --- حاکی است دادگاه محترم تجدیدنظر با وصف اینکه دادنامه تجدیدنظر خواسته با مستندات دعوی مغایرت دارد زیرا باوجود اغتشاش شعور در زمانه ای ادعایی به حکایت شرح حال بیمار و نظریه پزشکی قانونی محرز بوده و هرچند کاهش سطح هوشیاری دلالتی بر جنون نداشته و لکن عوارض بیماری ازجمله ضایعه مغزی که موجب اختلالات خلقی شده و شخص قادر به تمیز زمان و مکان و اشیاء نباشد نیز در زمره بیماری های مختل المشاعر است و مستنبط از مواد 1207 و 1211 قانون مدنی شخص محجور محسوب میگردد کما اینکه عرف جامعه نیز پذیرفته است و رویه قضایی نیز به این امر دلالت دارد و عدم اطلاق مجنون به بیمار در عرف و یا پزشکی موثر در مقام نیست بلکه هوشیاری و عدم هوشیاری بیمار مطرح است و تاثیر آن بر اعمال و اقوال وی موضوعی دیگر است که خارج از موضوع خواسته است هرچند اظهارنظر مربوط به گذشته م.
ب. (ب. ت. ب. فوت بیمار) درنتیجه دادگاه با لحاظ نظریه پزشکی قانونی و شرح بالینی وضعیت بیمار خواسته را قابل اجابت تشخیص و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم محجوریت مرحوم دکتر م.ن. از تاریخ 15/2/80 لغایت زمان فوت 6/3/80 صادر و اعلام میگردد اکنون از این رای وکیل خانم م. و خانم م.ن. فرجام خواهی نموده که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. مدلول ماده 1208 قانون مدنی غیر رشید به کسی اطلاق میگردد که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خودش عقلایی نباشد و در ماده 1210 قانون مرقوم گفته شده است هیچ کسی را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آنکه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد گواهی های پزشکی قانونی اصفهان و کمیسیون تخصصی روان پزشکی مربوط به معاینات انجام شده از مرحوم دکتر م.ن.
که در برگ 94 پرونده با شماره بایگانی --- پیوست پرونده کارشده است حاکی است که «آقای م.ن. ب. ت. ب. سوابق پزشکی موجود در پرونده و بحث و تبادل نظر اعضاء کمیسیون تخصصی نامبرده را در مورخ 15/2/80 لغایت 6/3/80 مبتلابه جنون و زوال عقل پایدار و مستقر نداشته است ولی به دلیل ابتلا به ضایعه مغزی ناشی از سرطان پیشرفته ریه دچار دوره هایی از کاهش قوای شناختی و سطح هوشیاری به صورت مکرر اعلام داشته است بنا به مراتب استدلال و استنباط دادگاه محترم تجدیدنظر استان اصفهان مغایر با موازین قانونی و اوضاع واحوال مسلم روحی و روانی مرحوم م.ن.
در تاریخی که ادعای غیر رشید بودن او شده به نظر میرسد زیرا عواملی که موقتا موجب اختلال شعور در فرد ذی شعور میگردد در صورتی بر عقل و شعور ذاتی او در تشخیص و توجیه و تمیز خوب از بد موثر خواهد بود که پایدار باشد. چنانچه به لحاظ وضعیت مزاجی و شدت و ضعف بیماری وضعیت جسمی و روانی فری که مبتلابه بیماری است اختلالات مقطعی و لحظه ای در شعور و تشخیص او نسبت به مسائل خودش و یا حافظه اش ایجاد نماید این امر نمی تواند مصداق عدم رشد او محسوب شود قانون گذار اعمال این قبیل افراد را در لحظاتی که دچار عارضه ناشی از بیماری های موثر در کاهش شعور میشود تا جایی که مخل به حقوق ثابته افراد و مغایر نظم عمومی نباشد چون آثار تبعات این وضعیت و حالت آنان متوجه خودشان است ب.
ت. ب. تعریفی که از جنون و غیر رشید و صغیر داشته است از شمول مواد 1207 و 1208 قانون مدنی خارج دانسته لذا باوجوداینکه موضوع جنبه فنی ازنظر تشخیص پزشکی داشته و کمیسیون روان پزشکی صراحتا بر عدم پایدار آثار ناشی از بیماری مرحوم م.ن. تا زمان فوت او در شعور وی اعلام نظر نموده است و دادگاه محترم بدوی نیز بر این اساس نظریه کمیسیون را مستند رای خود قرار داده است لذا استدلال دادگاه محترم تجدیدنظر درحالی که شخص مست و الکلی نیز اختلال مشاعر به طور موقت تا زوال آثار الکل دارد و در عرف غیر رشید شناخته نمی شود صحیح نبوده و از طرفی عرف پزشکی برای تشخیص این قبیل مسائل برای قاضی حجت است نه رویه بعضی قضات یا عرف غلطی که ممکن است در بین گروهی موردقبول باشد بنا به مراتب اشعاری دادنامه فرجام خواسته به لحاظ عدم مطابقت آن با دلالت محتویات پرونده و مغایرت آن با موازین قانونی مخدوش بوده و قابلیت ابرام را ندارد فلذا مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به یکی از محاکم دیگر تجدیدنظر استان اصفهان ارسال میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
عباسیان - ناصح - کریمپور نطنزی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 56
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
زندگی در منزل مشترک اماره تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای افزایش مهریه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر ابطال وکا
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
ماده 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید مینماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
انتقال چکی که حواله کرد آن خط خورده
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و با استناد به
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 5
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1257 — قانون مدنی
ماده 1257 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم محجوری
-
اعمال
از این صفحه
ماده 401 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی م
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1208 — قانون مدنی
ماده 1208 قانون مدنی غیر رشید به کسی اطلاق می گردد که تصرفات او در اموال و
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1207 — قانون مدنی
مواد 1207 و 1208 قانون مدنی
دکترین 10
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط تنظیم و ثبت اسناد رسمی و ... / ۲۶۷
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اشخاص غیر رشید
ماده 1208 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اشخاص غیر رشید — مجانین
ماده 1208 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر قانون از جهت نوع تفسیر به
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
مواد 879 و 1257 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
