رأی
عدول قسم خورندگان قسامه از قسم
رأی خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
در این پرونده اولیای دم مرحوم غ. ا. با وکالت اقای ع. علیه اقایان ۱ – ج. م.
۲ – ع. م.
۳ – ب. م. فرزند ا. م. ف. مجهول المکان و متواری دایر بر ج. م. به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم غ. ا. و اقایان ع. و ب. م. دایر بر معاونت در قتل عمدی شکایت کرده اند بدین توضیح که حسب محتویات پرونده و پس از به قتل رسیدن متوفی در ابتدا اقای م. م. فرزند ع. ۶۴ ساله به اتهام قتل عمدی مطابق دادنامه شماره ۱۰۴۵ – ۸۳ شعبه *به قصاص نفس محکوم شده در این حادثه فرزند ا. م. م. به اسامی ج. و ع. و ب. م. که متواری می باشند نیز نقش داشته و دادگاه مربوطه ( شعبه سوم ) پرونده را در خصوص مشارالیهم ( فرزند ا. م. م. ) مفتوح می گذارد متعاقبا وکیل مدافع م. م. به رای صادره اعتراض نموده که رای موصوف توسط شعبه *به لحاظ عدم انطباق اقرار متهم م. م. با واقع و تردید در صدق اظهارات اولیه وی نقض و پس از قید نقایص موجود پرونده را جهت رفع نقص و رسیدگی مجدد به همان شعبه ارسال می نماید. شعبه مرجوع الیه پس از رفع نقایص تشکیل جلسه داده که متهم م. م. شدیدا منکر بزه انتسابی شد و اظهار داشته از موضوع قتل هیچگونه اطلاعی ندارد. و بر همین اساس دادگاه مشارالیه را از اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم مذکور تبریه و از باب معاونت در قتل به تحمل پانزده سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم و پرونده را در خصوص سه نفر متهم متواری ( فرزند ا. م. م. ) مفتوح می گذارد این رای نیز مورد اعتراض اولیای دم م. ع. و وکیل م. و. قرار گرفته و مجددا پرونده به شعبه *ارجاع گردید. ( لازم به ذکر است.که شرح دقیق و مبسوط ماوقع در دادنامه های صادره از شعبه سوم و نیز گزارشات دیوان منعکس است ) د. ا. م. شعبه *عنوان داشته چون اصل قتل مرحوم غ. ا. توسط متنازعین در طرف مقابل اعم از م. م. و فرزند ا. که هنوز دستگیر نشده اند فی الجمله محرز است.و بنحو علم اجمال مشخص است.که مقتول توسط یکی از انان به قتل رسیده برابر قاعده مسلم فقهی القرعه لکل امر مشکل دیه مقتول پس از صدور قرار توقف دعوا از طریق قرعه بین متهم م. م. و فزرندان متواری او باید پرداخت گردد. بنابراین رای صادره از شعبه *را نقض و پرونده را جهت ارجاع به شعبه همعرض به دادگستری زابل ارسال که نهایتا به شعبه *ارجاع گردید. لازم به توضیح است.پس از ارسال پرونده از دیوان عالی کشور بدل پرونده که در خصوص سه متهم متواری در شعبه سوم مفتوح بوده از امار کسر و به همراه پرونده اصلی به شعبه *تقاضای تحلیف متهم از ناحیه اولیای دم بایستی صورت می گرفت بنابراین وقت جلسه را تجدید و در اخطاریه بعدی اولیای دم قید می نماید. که عدم حضور به منزله استنکاف از تحلیف متهم به شمار خواهد امد نهایتا در مورخ ۸۶/۱۲/۱۲ با حضور ا. از اولیای دم ( سایر اولیای دم علیرغم استحضار از وقت و ابلاغ اخطاریه حضور نیافته اند ) متهم م. م. و وکلای مدافع جلسه دادگاه تشکیل که ا. از اولیای دم حاضر و از تحلیف متهم م. م. استنکاف و دادگاه عدم حضور سایر اولیای دم را نیز به منزله استنکاف ایشان از تحلیف متهم قلمداد کرده بنابراین توجها به انکار شدید متهم م. م. در مراحل رسیدگی و به لحاظ فقد ادله اثباتی شرعی و قانونی و عدم وجود قرائنی که موجب حصول علم یا ظن بر وقوع قتل توسط متهمان ( م. م. و فرزند ا. ) باشد. و با استناد به قاعده شریف فقهی ( البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر ) و توجها به نظریه ارشادی دیوان عالی کشور و با استناد به فتوای م. م. ر. قرار توقف دعوا را صادر و اعلام می نماید. و اما از انجا که برابر محتویات پرونده شکایت اولیای دم گزارش مرجع انتظامی ، گواهی پزشکی قانونی که حکایت از قتل مرحوم غ. ا. دارد. و ن. ب. ا. حسب محتویات پرونده وقوع قتل توسط یکی از متهمان بنامهای م. م. فرزند ع. و ج. و ع. و ب. م. فرزند ا. م. محرز و مسلم بوده ولی دقیقا مشخص نمی باشد. مرحوم توسط کدامیک به قتل رسیده به تکلیف ماده ۳۱۵ قانون مجازات اسلامی و پس از استقراع اقای ب. م. به پرداخت یک فقره دیه کامل مرد مسلمان د. ح. اولیای دم مرحوم غ. ا. محکوم می گردد. رای صادره پس از ارسال به دادگاه محترم تجدیدنظر و اظهارنظر ان مرجع نهایتا با دستور مورخ ۸۷/۵/۲۴ ریاست محترم شعبه *به شرح مندرج در ذیل صفحه ۹۰۵ پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردید.که شعبه ۲۶ دیوان پس از بررسی و مطالعه پرونده و مرقوم نمودن چندین صفحه شرح مبسوط از پرونده نهایتا به شرح مندرج در صفحات ۹۰۷ و ۹۰۸ پرونده مبادرت به اتخاذ تصمیم و صدور رای می نماید. و با ذکر توضیحاتی نهایتا بیان می دارد. …. ضمن نقض حکم صادره مبنی بر محکومیت اقای ب. م. به پرداخت یک فقره دیه کامل به لحاظ بطلان استقراع مذکور پرونده را طبق بند ۴ قسمت ب ماده ۲۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری دادگاه های عمومی و انقلاب جهت ارجاع به شعبه هم عرض به دادگستری زابل ارسال می نماید. که به شرح مندرج در ظهر صفحه ۹۱۳ پرونده با دستور ریاست محترم دادگستری زابل به شعبه *ارجاع می گردد. در شعبه ۱۰۲ پس از انجام پاره ای تحقیقات و ب. ت. ب. مراتب و محتویات پرونده و با عنایت به اینکه حسب گزارش پزشکی قانونی و جواز دفن موجود در پرونده اصل قتل محرز بوده و ب. ت. ب. وجود اختلاف قبلی بین متهمان و مقتول و ب. ت. ب. اظهارات خود مقتول قبل از قتل و اظهارات گواهان مبنی بر اینکه نام متهمین پرونده به عنوان مظنون ذکر شده و ب. ت. ب. اظهارات شخصی بنام ع. ر. به عنوان تنها شاهد صحنه درگیری که بیان داشته که اقای ج. م. چوب در دست داشته و ب. ت. داشته و ع. هم دره داشته که از قسمت دسته چوبی انرا گرفته بود و ب. ت. ب. اینکه مطابق گواهی پزشکی قانونی اولیه و نظریه اخیر پزشکی قانونی علت قتل ضربه مغزی در اثر اصابت جسم سخت بوده و ب. ت. ب. شکایت اولیای دم از اقای ج. م. که دارنده چوب دستی بوده به عنوان مباشر قتل عمدی و ب. ت. ب. سایر قرائن و امارات موجود در پرونده از نظر دادگاه لوث محقق شده و دادگاه قرار اجرای قسامه را صادر نموده که متعاقبا وقت رسیدگی تعیین و اقای ج. م. به عنوان مباشر قتل عمدی و وکیل ایشان و اقایان ع. و ب. م. نیز به عنوان معاونت در قتل عمدی به جلسه دادگاه دعوت شدند ( لازم به ذکر است.که این سه نفر بنا به اظهارات و شکایت خود اولیای دم به شرح مندرج در صفحه ۹۷۲ و ۹۷۳ و از طریق انتشار اگهی به جلسه دعوت شدند ) و به اولیای دم نیز ابلاغ گردیده که پنجاه نفر از بستگان ذکور نسبی خود را با اصل مدارک شناسایی معتبر جهت اجرای مراسم قسامه در دادگاه حاضر نمایند متعاقبا در جلسه رسیدگی مورخ ۸۸/۸/۲۱ اولیای دم متوفی به همراه تعدادی از اقربای نسبی خود با در دست داشتن مدارک شناسایی معتبر ( کارت ملی یا شناسنامه ) در دادگاه حاضر شده و این افراد پس از احراز رابطه نسبیت و اقربیت انان با مقتول به شرح مندرج در صفحات ۱۰۸۳ لغایت ۱۱۱۰ پرونده یقینا و منجزا به لفظ جلاله بالله والله و تالله و به خداوند متعال سوگند یاد نمودند که اقای ج. م. فرزند م. مرحوم غ. ا. را با چوب و عمدا به قتل رسانده است.و یا به عبارت اینکه اقای ج. م. فرزند م. قاتل عمدی مرحوم غ. ا. م. ب.. که با چوب و عمدا مرحوم را به قتل رسانده است.بنابراین این دادگاه ب. ت. ب. احراز اصل قتل و نظریه اولیه پزشکی قانونی و نیز نظریه اخیر پزشکی قانونی که علت قتل را ضربه مغزی با اصابت جسم سخت دانسته و جواز دفن مرحوم غ. ا. و اظهارات اقای ع. ر. به عنوان تنها شاهد صحنه درگیری که بیان داشته ج. م. چوب در دست داشته و ب. م. ت. داشته و ع. م. هم دره داشته که از قسمت دسته چوبی انرا به دست گرفته بود ( و اقرار اولیه شخص م. م. پدر متهمان این پرونده که خلاف واقع و به جهت فراری دادن فرزند ا. خود از تعقیب و محاکمه بوده و این نکته در روند شکل گیری و رسیدگی پرونده کاملا مشهود م. ب.. زیرا که رای صادره بر اساس اقرار م. م. توسط شعبه دیوان عالی محترم کشور نقض گردید ) و متواری بودن کلیه متهمین در چند سال اخیر و عدم حضورشان در جلسات مکرر رسیدگی و دفاعیات موثر وکیل اولیای دم اقای ع. و دفعیات غیر موثر وکیل تسخیری ج. م. اقای د. و نهایتا ب. ت. ب. اجرای مراسم قسامه اتهام قتل عمد را به متهم ج. م. فرزند م. محرز و مسلم دانسته و به موجب دادنامه شماره ۵۰۵ – ۸۸ مورخ ۱۳۸۸/۱۰/۳ به شرح و استدلال مندرج در مذکور و مستندا به مواد ۲۰۵ و بند الف و ب ماده ۲۰۶ و ۲۰۷ و ۲۱۹ و بند ۳ ماده ۲۳۱ و ۲۳۹ و ماده ۲۴۸ و تبصره ۱ ان و ۲۵۷ و ۲۶۵ جملگی از قانون مجازات اسلامی و مستندا به ایه شریفه ۱۷۹ از سوره بقره ۱۱ فی القصاص حیاه یا اولی الالباب و نیز ایه شریفه ۴۵ سوره مایده و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس حکم به قصاص نفس اقای ج. م. فرزند م. تا اذهاق کامل روح از بدن صادر و مقرر داشته است.و اولیای دم می تواند پس از قطعیت حکم و تنفیذ ان توسط ولی امر مسلمین یا با تنفیذ و استیذان از ایشان توسط ریاست محترم و معظم قوه قضاییه شخصا یا با وکالت ب. غ. نسبت به اجرای حکم قصاص اقدام نمایند و اما در خصوص اتهام اقایان ب. م. و ع. م. فزرندان م. ( و برادران مباشر قتل عمدی مرحوم غ. ا. ) دایر بر معاونت در قتل از طریق تسهیل وقوع جرم عالما و عامدا و اینکه وحدت قصد و اقتران زمانی بین عمل ج. م. که مباشر قتل بوده با اقایان ب. م. و ع. م. وجود دارد. ب. ت. ب. کلیه دلایل احصایی در قبل و شکایت شکات خصوصا در صفحات ۹۷۲ و ۹۷۳ و اخرین جلسه رسیدگی مندرج در صفحه ۱۱۱۴ پرونده و گواهی های پزشکی قانونی و شهادت شاهد اقای ع. ر. به عنوان تنها شاهد حادثه و متواری بودن متهمان ب. و ع. و عدم حضورشان در جلسه دادگاه علیرغم ابلاغ از طریق انتشار اگهی جهت دفاع از اتهام انتسابی و سایر شواهد و قرائن موجود در پرونده بزهکاری انان را در حد معاونت در قتل عمدی محرز و مسلم دانسته لذا مستندا به مواد ۴۳ و بند ۳ و تبصره ۱ ان و ماده ۲۰۷ و ۱۸ و تبصره ان از قانون مجازات اسلامی هر یک از انان را ( ب. و ع. ) به تحمل هفت سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم نموده است.چونه این رای غیابی بوده است.اقای ج. م. با وکالت اقای ی. س. از رای مذکور واخواهی نموده است.که دادگاه محترم صادر کننده رای غیابی ( شعبه *) مطابق دادنامه شماره *مورخ ۱۱۳۹۸/۱۰/۱۰ با رد اعتراض ایشان دادنامه واخواسته را عینا تایید نموده است. م. ع. نامبرده ( اقای ج. م. فرزند م. ) با وکالت اقای ی. س. با تقدیم لایحه ای پنچ صفحه ای نسبت به دادنامه مذکور اعتراض و فرجام خواهی نموده و پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع که در ان زمان شعبه *بوده گردیده است. در مدتی که پرونده در این شعبه در نوبت رسیدگی قرار داشت اقای ی. س. از وکالت ف. خ. استعفا داده و دو نفر دیگر از وکلا به اسامی ۱ – خانم س. ک. م.
۲ – اقای ع. م. ضمن اعلام وکالت از ناحیه ایشان ، مشترکا با تقدیم لایحه ای شانزده صفحه ای در مقام فرجام خواهی از دادنامه مذکور وارد پرونده شده اند. وکیل اول ف. خ. د. لایحه تقدیمی اجمالا با اشاره به طولانی شدن فرایند رسیدگی به پرونده که از سال ۱۳۸۱ تاکنون به طول انجامیده است.در مقام فرجام خواهی از دادنامه فوق الذکر مدعی شده است. این پرونده در حد رسیدگی دادگاه کیفری دو نبوده فلذا واجد ایرادات فراوان م. ب.. دادگاه با تشخیص موضوع از باب لوث و اجرای مراسم قسامه رای صادر کرده است.در حالیکه لوث زمانی محقق می شود. که *و قرائن ظنیه ق و. م. ب. ارتکاب جنایت از ناحیه متهم وجود داشته باشد. در حالیکه در مانحن فیه چنین اماراتی وجود ندارد. و خود مقتول قبل از فوت با وصف اینکه با موکل قرابت داشته و او را می شناخته هیچ مالی از او به عنوان ضارب نبرده است.و بر فرض تحقق لوث قسامه به صورت شرعی اجرای نشده است.چرا که برای تحلیف در قسامه پنجاه نفر لازم است.ولی در این پرونده پنجاه و هفت نفر قسم خورده اند که خلاف قانون م. ب.. و یکی از سوگند خورندگان به نام م. ا. برابر اقرارنامه محضری اعلام کرده است.که بر خلاف واقع قسم خورده است.و با عدول وی قسامه از حد نصاب افتاده است.و …. وکلای فعلی ف. خ. نیز در لایحه تقدیمی با اشاره به اینکه ب. و ج. ( دو تن از متهمین که یکی از ان ها موکل ایشان م. ب.. ) در زمان ارتکاب جرم زیر هجده سال سن داشته اند و تنها گواه حاضر در صحنه فردی به نام ع. ر. بوده است.که ایشان هم به دلایلی از مشاهده صحنه زد و خورد محروم مانده و در واقع شاهدی وجود ندارد. مدعی شده اند مرحوم غ. ا. علیه م. م. ب. ه. س. فرزند ش ( ع. ، ب. و ج. ) شکایت کرده ومدعی شده است.با سلاح کلاش ، شمشیر و چاقو به او حمله ور شده اند و اقای ع. ر. فقط شاهد فرار چهار نفر نامبرده از محل جنایت بوده و … وکلای ف. خ. د. ادامه نیز با بیان گزارشی از سیر جریان پرونده و اشاره به ارای مختلف صادر شده تا این مرحله به صلاحیت دادگاه ایراد کرده و مدعی شده اند چون دو نفر از متهمین هنگام ارتکاب جرم زیر هجده سال سن داشته اند پرونده باید در دادگاه صالحه وقت رسیدگی می شد و در نهایت نیز پرونده باید به دادگاه کیفری استان ارجاع می شد نه به دادگاه کیفری دو ، و دیگر اینکه در جلسه رسیدگی دادستان یا نماینده وی حضور نداشته است.و اتهام از جرایمی هست که برای رسیدگی به ان تعدد قضات لازم است.ولی در دادگاه صادر کننده رای غیابی تعدد قضات نبوده و تنها با حضور یک قاضی رسیدگی شده است.ضمن اینکه تحقیقات معموله در پرونده نیز ناقص م. ب.. و شکات دلایل کافی ارائه نکرده اند و دلایل ارائه شده از ناحیه ان ها متعارض می باشند و احتیاط هم اقتضای می کند که رای نقض و رسیدگی به پرونده به دادگاه کیفری یک ارجاع شود. مضافا اینکه موکل در زمان ارتکاب جرم زیر هجده سال سن داشته و با تحریک م. م. در محل وقوع جنایت حاضر شده چون م. م. با مقتول خصومت داشته ولی موکل هیچ خصومتی با وی نداشته است.از حیث ماهوی نیز قاعده دری شامل مانحن فیه می شود. و مورد مشمول قاعده لوث و قسامه نمی باشد. علاوه بر اینکه احراز علم قسم خورندگان به وقوع قتل عمد توسط موکل محل تامل است.و ارای اصراری از دیوان عالی کشور وجود دارد. اینگونه موارد را از باب تحقق لوث ندانسته اند و …
هیات شعبه پس از قرائت گزارش عضو ممیز و لوایح واصله از ناحیه وکلای محترم ف. خ. و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده و ملاحظه نظریه کتبی اقای ح. خ. دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده و بر اساس دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۰۲/۱۵ چنین رای داده است:
در خصوص اعتراض و فرجام خواهی اقای ج. م. با وکالت اقایان ۱ – ی. س.
۲ – ع. م.
۳ – خانم س. ک. م. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۰ صادره از شعبه *ن. ب. ا. وکلای محترم ف. خ. د. لوایح تقدیمی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجام خواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده اند و رای مذکور در مجموع هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجام خواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می نماید.
متعاقبا اقای ج. م. از طریق دو تن از وکلای خ. ن. ب. دادنامه قطعیت یافته مارالذکر تقاضای تجویز اعاده دادرسی کرده است.که شعبه *مطابق دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۰۶/۱۳ ضمن موافقت با درخواست ایشان و تجویز اعاده دادرسی رسیدگی مجدد را به یکی از شعب محاکم کیفری یک استان مربوطه ارجاع نموده است.پس از اعاده پرونده ، رسیدگی به اعاده دارسی تجویزی به شعبه *سیتان و بلوچستان ارجاع شده است.که قضات محترم متصدی شعبه مرجوع الیه در مقام رسیدگی به اعاده دادرسی تجویز شده پس از تقریر گزارشی از سیر جریان پرونده ( که نیاز به تکرار ان در این گزارش نمی باشد. ) به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۷ به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده اند:
دادگاه با ملاحظه جمیع اوراق و محتویات پرونده و توجها به اینکه تعداد ۶ نفر از افرادی که در جلسه اجرای قسامه در دادگاه کیفری ۲ ( شعبه *قسم یاد کرده اند بعد از صدور حکم توسط ان مرجع از قسم خود عدول کرده اند هرچند به موجب صورتجلسه مورخه ۱۴۰۰/۰۶/۱۰ افرادی که از سوگند خود عدول نموده اند مجددا اعلام داشته اند به دلیل ترس از خانواده متهم اقدام به این کار نموده اند لذا قسم نامبردگان به دلیل وجود شبهه واجد شرایط شرعی و قانونی تشخیص نداده و نمی تواند موثر صدور حکم و انتساب جرم به متهم باشد. لذا مستندا به مواد ۳۴۴ و ۳۴۶ قانون مجازات اسلامی و ماده ۴۸۰ قانون ایین دادرسی کیفری ضمن پذیرش درخواست اعاده دادرسی دادنامه صادره در خصوص محکومیت متهم به قصاص نفس از شعبه *۲ به شماره ۹۸۰۹۹۷۵۴۷۷۸۰۱۲۳۵را نقض نموده و توجها به شکایت همه اولیای دم و تقاضای همه نامبردگان بر قصاص متهم و توجه به اظهارات تنها شاهد صحنه درگیری که اعلام داشته اقای ج. م. چوب در دست داشته و ب. م. ت. و ع. م. هم دره داشته و نظریه پزشکی قانونی که علت قتل را ضربه مغزی به دلیل اصابت جسم سخت اعلام نموده و انطباق موضوع با اظهارات شاهد و نظر به اختلافات قبلی بین طرفین که می تواند انگیزه ای قوی برای وقوع قتل باشد. و متواری بودن متهم بعد از ارتکاب جرم که همگی موارد مذکور موجب ایجاد ظن و تحقق لوث گردیده و نظر به اجرای قسامه که ۵۰ نفر از افرادی که از ناحیه اولیای دم معرفی شده اند با حضور در جلسه دادگاه و با اتیان سوگند به لفظ جلاله الله یقینا و منجزا اعلام داشتند به خداوند متعال سوگند یاد میکنیم که اقای ج. م. فرزند م. ، مرحوم غ. ا. را با چوب و عمدا به قتل رسانده است ، دفاعیات غیرموجه و غیرموثر متهم و وکلای نامبرده در جلسه دادگاه و دفاعیات موثر وکیل اولیای دم اقای ع. و سایر شواهد و قرائن موجود در پرونده بزهکاری نامبرده را ب. ت. ب. اجرای مراسم قسامه محرز و مسلم تشخیص داده و مستندا به بند الف ماده ۲۹۰و۳۰۱و۳۱۳و۳۱۴و۳۱۶و۳۱۷و۳۲۵و۳۲۷و۳۳۱و۳۳۶و۳۳۷و۳۴۰و۳۴۲و۳۴۸و۳۵۰و۳۵۱و۳۵۳و۳۸۱و۴۱۷و۴۱۸و۴۱۹و۴۳۶و۴۹۲و۴۹۳و۴۹۴ همگی از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و ب. ت. ب. تقاضای همه اولیای دم بر قصاص لذا نامبرده را به قصاص نفس د. ح. اولیای دم مرحوم غ. ا. پس از استیذان از م. م. ر. محکوم می نماید. رای صادره حضوری و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور م. ب..
این رای در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۰۵ به طرفین و وکلای انان ابلاغ شده است.که اقای ج. م. ( م. ع. ) در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۳ با وکالت ۱ – اقای ع. م.
۲ – خانم س. ک. م. و در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۵ با وکالت اقای م. ح. ز. با تقدیم درخواست هایی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که در هنگام شور قرائت می شود. نسبت به این دادنامه نیز اعتراض و فرجام خواهی کرده است.وکلای ف. خ. نامبرده در درخواست های فرجامی خود اجمالا ادعا کرده اند پس از تجویز اعاده دادرسی دادگاه مرجوع الیه باید به تمامی دلایل و طرفین مجددا رسیدگی کند و اگر دلیلی بر خلاف قسامه یافت شود. ق. ه باطل می شود. حتی اگر بطلان قسامه بعد از صدور حکم هم باشد. از موارد اعاده دادرسی م. ب.. و قضات دادگاه کیفری یک ضوابط راجع به اجرای مراسم قسامه را رعایت نکرده اند به رغم درخواست وکیل ، فهرست حالفین از پیش تعیین شده به وکیل ارائه نشد دادگاه هیچ تحقیقی در خصوص نسبت حالفین انجام نداد و متن تحلیف علی رغم اظهارات حالفین توسط ثبات نوشته شد و به امضای حالفین رسید بنابراین برگزاری مراسم قسامه مجدد و پیش از رسیدگی کامل و ماهوی غیر قانونی بود ثانیا مربوط به حالفین از وکلا مکتوم ماند ثالثا مفاد ماده ۳۱۷ قانون مجازات اسلامی رعایت نشد رابعا: ۲۰ نفر از حالفین به عمد بودن قتل علم نداشته اند مفاد سوگند حالفین با نظر پزشکی قانونی مغایر است.پس قسامه بر گزارش باطل است.و … سومین وکیل ف. خ. نیز در درخواست و لایحه خود ادعا کرده است. رای صادره به جهات بندهای الف ، ب و پلاک ماده ۴۶۴ قانون ایین دادرسی کیفری خلاف موازین شرعی و قانونی است.لذا نقض رای صادره و صدور حکم شایسته م. ا. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی معموله به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و لایحه/لوایح فرجام خواهی و مطالعه و بررسی دیگر محتویات و اوراق پرونده و ملاحظه نظریه کتبی اقای ح. خ. دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر وجود نقص تحقیقاتی و لزوم تحقیقات بیشتر و نقض و اعاده به همان شعبه مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
درخصوص اعتراض و فرجام خواهی اقای ج. م. با وکالت ۱ – اقای ع. م.
۲ – خانم س. ک. م.
۳ – اقای م. ح. ز. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۷ صادره از شعبه *یک ویژه نوجوانان *ن. ب. ا. وکلای محترم ف. خ. د. لوایح تقدیمی و ضمایم ان ها هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجام خواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده اند و رای مذکور در مجموع هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجام خواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته پرونده را به دادگاه محترم صادرکننده رای مذکور اعاده می نماید./ط
شعبه *
غ. ق. ( رییس ) ع. ص. ( ع. معاون )
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موارد مرتبط 83
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
خودداری مدعی از مطالبه قسم از متهم در بزه قتل عمدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 و رعایت قاعده « البینه علی ال
-
رأی
هماستناد
قسامه
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1/2/92 نیز مشعر به این معنا می باشد
-
رأی
هماستناد
خودداری مدعی از مطالبه قسم از متهم در بزه قتل عمدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/2/1 و رعایت قاعده « البینه علی المد
-
رأی
هماستناد
قسامه
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1/2/92 نیز مشعر به این معنا می باشد
-
رأی
هماستناد
قتل عمد و قسامه - شرایط پرداخت دیه از بیت المال
مواد 317 و 318 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
شرط پذیرش تکرار قسم برای اثبات جنایت بر اعضا
ماده 317 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به بزه توهین و تهدید از طریق ارسال پیامک
قانون مجازات اسلامی و ماده 317
-
رأی
هماستناد
تأثیر عدول برخی از سوگندخورندگان از سوگند بر اعاده دادرسی
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدول یکی از ادا کنندگان سوگند از سوگند در قسامه
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
شماره 9000/13135/110 - 1402/9/29
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تأیید حکم ضرب و جرح عمدی با کاهش جزای نقدی در تجدیدنظر؛ استناد به قوانین مجازات اسلامی و آیین دادرسی کیفری
مواد 480، 304، 302، 297، 295 و 294 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
عدم امکان جمع تخفیف و تشدید مجازات
قانون مجازات اسلامی و مواد 480
-
رأی
هماستناد
مسئولیت بیمه گر در پرداخت دیه
ماده 480 و 481 و 495 و 496 و 717 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
جنبه عمومی ایراد ضرب عمدی ساده
مواد 480، 484، 367، 302 و 294 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
مسئولیت بیمهگر در پرداخت دیه
ماده 480 و 481 و 495 و 496 و 717 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
عدم امکان جمع تخفیف و تشدید مجازات
قانون مجازات اسلامی و مواد 480
-
رأی
هماستناد
رأی: #دادنامه_بدوى_و_تجدیدنظر_کیفرى (1392/04/31)
ماده 480 و 481 و 484 و 485 و 495 و 496 و 719 قانون مجازات اسلامی دیه و ارش صدمات وارده به شرح ذیل است: سیاه شد
-
رأی
هماستناد
نحوه رسیدگی به شکایت ضرب و جرح به صرف نظریه پزشکی قانونی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
الزام به اتیان سوگند متهم در فرض عدم تحقق لوث
ماده 315 قانون مجازات اسلامی الزام به اتیان سوگند متهم دارد؟ آیا دادگاه ال
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین اقساط دیه در صورت پذیرش اعسار محکوم علیه
ماده 315 قانون مجازات اسلامی اعلام نموده است
-
رأی
هماستناد
حکم قصاص و حبس در پرونده قتل عمد با 22 ضربه چاقو و فرجامخواهی در دیوان عالی کشور
ماده 317 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 و با عنایت به اجرای مراسم قسامه
-
رأی
هماستناد
استناد به علم قاضی در صدور حکم محکومیت معاون در قتل عمدی
ماده 317 قانون مجازات اسلامی دفتر وقت رسیدگی تعیین وطرفین پرونده و وکلا بر
-
رأی
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 815 مورخ 1400/08/18 هیات عمومی دیوان عالی کشور | قسامه بهعنوان دلیل اثبات حق خصوصی در جرایم و محدودیتهای آن در تعیین مجازات تعزیری
ماده 317 قانون مجازات اسلامی [1392] نخست از متهم مطالبه دلیل بر نفی اتهام
-
رأی
هماستناد
اخلال در نظم عمومی از طریق قدرت نمایی با چاقو
مواد 317 و 618 از قانون مجازات اسلامی (کتاب تعزیرات
-
رأی
هماستناد
استناد به علم قاضی در صدور حکم محکومیت معاون در قتل عمدی
ماده 317 قانون مجازات اسلامی دفتر وقت رسیدگی تعیین وطرفین پرونده و وکلا بر
-
رأی
هماستناد
ارزش اثباتی لوث و قسامه
ماده 317 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 و با عنایت به اجرای مراسم قسامه
-
رأی
هماستناد
قتل عمد و قسامه - شرایط پرداخت دیه از بیت المال
مواد 317 و 318 قانون مجازات اسلامی قرار توقف دعوی قتل عمد مرحوم ز
-
رأی
هماستناد
ادله اثبات کیفری
ماده 317 قانون مجازات اسلامی از حیث عدم اجرای قسامه شکات به جهت ارائه ادله
-
رأی
هماستناد
عدم اثبات حدود و تعزیرات با اتیان سوگند
ماده 317 قانون مجازات اسلامی تفهیم تا چنانچه دلیلی بر نفی اتهام از خود دار
-
رأی
هماستناد
شماره 12 864 / 152 / 110 – 6 /9 / 1400
ماده 317 قانون مجازات اسلامی [1392 ] نخست از متهم مطالبه دلیل بر نفی اتهام
-
رأی
هماستناد
مرجع احراز لوث
ماده 344 قانون مجازات اسلامی را ملحوظ کرده اند؟!! و رابعا: نظر بر اینکه دا
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 840 مورخ 1402/09/21 هیات عمومی دیوان عالی کشور | شرایط و آثار عدول از سوگند در قسامه و تأثیر آن بر اعاده دادرسی در قانون مجازات اسلامی
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
مرجع احراز لوث
ماده 344 قانون مجازات اسلامی را ملحوظ کرده اند؟!! و رابعا: نظر بر اینکه دا
-
رأی
هماستناد
تایید حکم دادگاه بدوی در پرونده فحاشی، ضرب و جرح عمدی و تخریب خودرو و صدور حکم قطعی تجدیدنظر
ماده 480 قانون مجازات اسلامی به پرداخت دو درصد دیه کامل بابت دو خراش صورت
-
رأی
هماستناد
محکومیت به دیه و حبس برای صدمه بدنی غیرعمدی در رانندگی بدون گواهینامه و تبدیل حبس به جزای نقدی در تجدیدنظر
ماده 480 و 481 و 484 و 495 و 496 و 717 و 718 و 719 قانون مجازات اسلامی دیه و ارش صدمات وارده به مصدومان به قرار ذیل
-
رأی
هماستناد
تأیید حکم بدوی پرداخت دیه و جزای نقدی برای صدمه بدنی غیرعمدی ناشی از بیاحتیاطی در رانندگی توسط دادگاه تجدیدنظر
ماده 480 و 481 و 495 و 496 و 717 قانون مجازات اسلامی دیه و ارش صدمات به قرار ذیل است: خردشدگی استخ
-
رأی
هماستناد
برائت متهمان از اتهام نزاع دستهجمعی و تایید قصاص و دیه در دادگاه تجدیدنظر تهران
ماده 480 قانون مجازات اسلامی را تایید کرد
-
رأی
هماستناد
حذف یکی از دو مجازات مقرر قانونی در مقام تخفیف
ماده 480 قانون مجازات اسلامی یک صدم دیه کامل و اما در مورد بزه اخلال در نظ
-
رأی
هماستناد
تبدیل حبس به جزای نقدی در پرونده ایراد صدمات بدنی عمدی با توجه به وضعیت خاص متهم در مرحله تجدیدنظر
مواد 480 و 481 و 484 و 485 قانون مجازات اسلامی رای دادگاه غیابی
-
رأی
هماستناد
قلمروی قانونی رأی اصلاحی
ماده 480 و 495 قانون مجازات اسلامی متهم ردیف اول را از بابت توهین به پرداخت یک م
نظریات مشورتی 33
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1454 مورخ 1400/02/15
ماده 315 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/282 مورخ 1402/10/27
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 به این دلیل است که به دلیل نامشخص ب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1454 — 1400/02/15
ماده 315 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/855 — 1400/10/29
ماده 315 قانون مجازات اسلامی راسا متهم را سوگند دهد و در صورت ضرورت مطالبه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/6643 مورخ 1385/09/04 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص ماده 315 قانون مجازات اسلامی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/2402 مورخ 1387/04/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص دامنه شمول ماده 612 قانون مجازات اسلامی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی به پرداخت دیه محکوم می شود آیا بیم تجری وی یا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/61994 مورخ 1378/12/09 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی بین گروهی که بعضی از آنها معلوم و هویت بعضی ن
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/855 مورخ 1400/11/02 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص حق متهم در ادای سوگند به منظور تبرئه از جنایت در موارد لوث. با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 315، 318، 354، 356 و 553 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/5770 مورخ 1381/06/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی منحصر به دو نفر و مختص بزه قتل است یا در مورد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/8579 مورخ 1386/12/22 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص پرداخت دیه در فرض معلوم نبودن ضارب با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/7839 مورخ 1387/12/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص تعیین قاتل به قید قرعه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی تصریح شده رجوع به قرعه برای تعیین مسوول پرداخ
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/282 مورخ 1402/10/27 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص اینکه بر اساس قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، دیه باید از همه افرادی که به طور مشترک در جنایت شرکت داشتهاند،
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/2672 مورخ 1383/05/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3932 مورخ 1387/06/25 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص شمول مقرات شبهه محصوره و اعمال مقررات مواد 315 و 612 قانون مجازات اسلامی با توجه به علم اجمالی به متهمین قتل عمد
ماده 315 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/206 مورخ 1378/02/25 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3631 مورخ 1376/08/10 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/1454 مورخ 1400/02/15 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص حاضرنشدن متهم به ادای سوگند در اعمال ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/3033 مورخ 1396/12/08 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه رسیدگی در صورت استناد به قسامه و در فرض عدم اقدام شاکی جهت اقامه قسامه و یا عدم معرفی اداکنندگان سوگند ب
مواد 317، 318 و 319 قانون مجازات اسلامی 1392 چنین استنباط می شود که اجرای قسامه باید
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/0060 مورخ 1393/01/23
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/60 مورخ 1393/01/23
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 عدول برخی از اداء کنندگان سوگند قبل
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1703 مورخ 1399/11/11
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 قابل اجرا است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/93/0060 مورخ 1393/01/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 عدول برخی از اداء کنندگان سوگند قبل
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/5363 مورخ 1364/11/15 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 480 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: دیه جراحت سر و صورت به ترتیب زیر ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3769 مورخ 1381/04/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 480 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: دیه جراحت سر و صورت به ترتیب زیر ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/8072 مورخ 1385/10/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص پاره کردن گوش با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 480 قانون مجازات اسلامی است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضاییه پاره کرد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/4077 مورخ 1386/06/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 480 قانون مجازات اسلامی تعیین می شود یا ماده 481 همان قانون؟ نظریه اد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/677 مورخ 1364/05/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 480 قانون مجازات اسلامی است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/564 مورخ 1393/03/12
ماده 317 قانون مجازات اسلامی شاکی از متهم درخواست قسامه می کند در چنین صور
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/3033 مورخ 1396/12/08
مواد 317، 318 و 319 قانون مجازات اسلامی 1392 چنین استنباط می شود که اجرای قسامه باید
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/855 مورخ 1400/11/02
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/4067 مورخ 1384/06/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی و به قید قرعه به پرداخت دیه محکوم می شود آیا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/6528 مورخ 1387/10/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص عدم امکان انتساب بزه ارتکابی به یکی از متهمین با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/920 مورخ 1395/04/21
مواد 317 و 318 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 است
نشستهای قضایی 3
-
نشست قضایی
هماستناد
ارائه دلیل بر نفی اتهام توسط متهم
ماده 317 قانون مجازات اسلامی 1392 تنها مختص به موارد خاص است
-
نشست قضایی
هماستناد
جراحت ملتحمه
ماده 480 و 482 قانون مجازات اسلامی تعریف شده است تشخیص اینکه ملتحمه زیر چشم از م
-
نشست قضایی
هماستناد
تصادف حین ماموریت
مطابق مواد 316 و 457 قانون آیین دادرسی کیفری حکم برائت صادر می نماید. نظر اتفاقی براساس ماده 315 و 457 قانون مجازات اسلامی که صراحتا اظهار داشته در صورت اینکه مدعی علیه
مواد مرتبط 4
-
اعمال
از این صفحه
ماده 344 — قانون مجازات اسلامی
مواد 344 و 346 قانون مجازات اسلامی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 480 — قانون مجازات اسلامی
قانون مجازات اسلامی و ماده 480
-
اعمال
از این صفحه
ماده 315 — قانون مجازات اسلامی
ماده 315 قانون مجازات اسلامی و پس از استقراع اقای ب
-
اعمال
از این صفحه
ماده 317 — قانون مجازات اسلامی
ماده 317 قانون مجازات اسلامی رعایت نشد رابعا: 20 نفر از حالفین به عمد بودن
دکترین 3
-
مقاله
هماستناد
بحثی پیرامون ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370
ماده 315 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 نویسندگان: روشنعلی شکاری منبع:
-
مقاله
هماستناد
سببیت (حقوق): تاریخچه سببیت در فقه و حقوق
قانون مجازات اسلامی، ماده 317
-
مقاله
هماستناد
اعاده دادرسی: در قانون
ماده 344 قانون مجازات اسلامی : «اگر پس از اقامه قسامه و پیش از صدور حکم
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
