Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده در پرونده کلاسه 100558 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی اراک آقایان ش.، ع. و الف.ش. د. ب. ط. آقای ب.ش. به خواسته خلع ید ازملک به مقدار چهار و چهارپنجم شعیر مشاع از 96 شعیر شش دانگ پلاک ثبتی 54 واقع در بخش 7 اراک فعلاً م. ب. 51 میلیون ریال با احتساب خسارات دادرسی تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح دادند در راستای اجرای دادنامه شماره 692-17/5/79 شعبه دهم عمومی اراک به مقدار چهار و پنجم شعیر از 96 شعیر مشاع شش دانگ پلاک ثبتی 54 اصلی واقع در بخش 7 اراک موسوم به عمرآباد از طریق مزایده شعبه اول اجرای احکام به کلاسه 216-87 به نیابت از وراث مرحوم خ.ش. خریداری و سند توسط نماینده دادگستری در دفترخانه . . . اراک به اینجانبان منتقل گردیده هم اکنون زمین مذکور در ید ب.ش. یکی از وراث و خوانده دعوی م. ب. به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارد: در جلسه 17/4/89 خ. ه. ب. مضمون و شرح دادخواست مطالبی عنوان و تقاضای رسیدگی نموده اند اضافه نموده در اجرای احکام برنده مزایده شدیم و به نحوی ملک تحویل ما شده است ولی عملاً در تصرف خوانده است و به نوعی مانع از تصرفات ما می شود با اسلحه و اسلحه کشی از تصرف زمین جلوگیری می کند ناچاراً مجبور به تقدیم دادخواست شدیم خ. ا. د. مدافعات به شرح لایحه تقدیمی است فعلاً عرضی ندارم خ. ب. ش. لایحه تقدیمی به شماره وارده 200386-17/2/89 اشعار داشته: 1- در خلع ید خواهان بایستی دارای سند مالکیت باشد چنانچه ملک از املاک موضوع و مشمول قانون اصلاحات ارضی باشد بایستی ضمن داشتن سند رسمی و درعین حال چون اراضی مفروز محلی م. ب. می بایست مستندات مفروز نیز داشته باشد 2- در پرونده حاضر آنچه مسلم است به حکایت اسناد موجود در اداره ثبت اراک بنده مالک خودکار قریه می باشم و نیز برابر مدارک موجود در امور اراضی شهرستان اراک که تصویر نامه 2230 الف - 15/12/87 حکایت دارد و بنده مالک خودکار به عنوان 4/8 شعیر از 96 شعیر شش دانگ قریه عمرآباد پلاک 54 اصلی بخش 7 می باشم با این اوصاف در زمان اصلاحات ارضی نیز در حصه خود و مشغول بکار بوده ام و خواهان های محترم چنانچه مدرکی دال بر این دارند که اراضی مورد ادعا در مالکیت مورث ایشان است ابراز نمایند چنین مدرکی ندارند زیرا به حکایت نامه شماره 7176 -15/11/48 اداره اصلاحات ارضی خطاب به آقای خ.ش. اعلام شده که هیچ گونه سابقه زراعتی از وی در روستای عمرآباد ندارد لذا ادعای خ. ه. متوجه اینجانب نمی باشد. 3- چنانچه خ. ه. مدعی اراضی مرحوم خ.ش. می باشند که درعین حال فاقد سند رسمی و یا سابقه زراعت در اداره اصلاحات ارضی است به هر تقدیر اراضی ادعای واهی ایشان در ید بنده قرار نداشته و ندارد و به حکایت تحقیق و معاینه محلی تمام اراضی تحت کشت بنده از آن خودم بوده و به عنوان 4/8 شعیر از 96 شعیر شش دانگ مرقوم خواهان تقاضای ردّ دعوی را دارم خ. ه. د. پاسخ اظهار داشته که پدربزرگمان در سال 1336 ملک را خریداری نموده و در آن زمان دو تا کشاورز روی ملک پدرمان کار می کرده و خوانده به عنوان ناظر در روی زمین بوده است و خوانده عموی ما است که تا سال 59 ادامه داشته تا اینکه در این سال پدربزرگمان خ. فوت نموده و حتی یک سال هم ملک در تصرف کشاورزان بوده و از سال 61 پدرمان اولین شکایت را علیه خوانده کرده است و تاکنون این شکایات ادامه داشته است البته پدر ما در سال 86 فوت کرده است ب. ت. ب. اسناد و مدارک تقاضای رسیدگی دارم دادگاه پس از یک سلسله رسیدگی و جلب نظر کارشناس و ملاحظه پرونده استنادی و انعکاس آن در صورت جلسه سرانجام ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 100927- 30/8/91 با این استدلال که اگرچه تمامی اسناد و اقدامات در راستای اثبات مالکیت خ. ه. م. ب. لکن صدور حکم خلع ید فرع بر اثبات مالکیت و صدور سند قطعی از سوی اداره ثبت اسناد و املاک اراک م. ب. به اضافه اینکه در این جریان ثبتی می بایستی کل پلاک مساحی شده و مقدار هر شعیر می بایستی معین و سهام هر یک از مالکین مشاعی نیز پس از آن مشخص شده تا بتوان میزان خواسته خواهان های این پرونده را بر میزان تصرفی خوانده تطبیق و سپس اقدام به صدور رأی نمود مضافاً به اینکه سردفتر شماره . . . اراک در متن انتقال اجرایی متذکر شده که چون سند مالکیت صادر نشده لذا مسئولیت انجام معامله به عهده متعاملین است و اداره ثبت اراک و این دفتر هیچ گونه مسئولیتی نخواهند داشت لذا به جهت اینکه طرح دعوی خلع ید بدون صدور سند قطعی و مشخص شدن موارد مذکور قابل استماع نبوده مستنداً به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی خ. ه. را صادر می نماید این قرار پس از تجدیدنظرخواهی از سوی خ. ه. ب. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان اراک ارجاع به کلاسه 89100108 ثبت شده این شعبه قرار صادره را ضمن استدلال منعکس در رأی شماره 701237 مورخ 6/12/92 نقض پرونده را برای رسیدگی در ماهیت به دادگاه صادرکننده رأی منقوض ارجاع داده است به شرح پرونده اجرایی استنادی شماره 216-87- ج از سوی دادگاه ملاحظه شده که اجرائیه ای مبنی بر فروش پلاک 5/4-4 شعیر مشاع از 54 اصلی واقع در بخش 7 عمرآباد به استناد ماده 4 قانون افراز و فروش املاک مشاع و پرداخت سهم الارث محکوم لها و نیز م. ع. صادر می شود که محکومٌ له آقا و خانم ن. و ط. هر دو ش. فرزندان خ. و م. ع. آقای ب.ش. فرزند خ. م. ب. که پس از انجام کارشناسی در مزایده اولیه خریدار یافت نمی شود و سپس موضوع با تأخیر چندین ساله مجدداً به کارشناس ارجاع بعد به هیئت سه نفره کارشناسان ارجاع شده و مشخصات زمین ها که به صورت قطعات متعدد بوده است معین می شود لیکن کروکی ملک هیچ گاه ترسیم نشده و پس از آن ملک به مزایده گذاشته می شود که خ. ه. پرونده ملک موضوع مزایده را خریداری نموده و مزایده به تأیید دادگاه می رسد و سند انتقال می یابد ولی در اجرای حکم و تحول ملک با ممانعت م. ع. مواجه شد و حتی در این جریان درگیری هایی رخ می دهد و یکی از بستگان طرفین به قتل می رسد چندین بار دیگر برای اجرای حکم مراجعه می شود که اجرا صورت نمی گیرد و نهایتاً در آخر کار بدون حضور م. ع. صورت جلسه ای به صورت کلی به منزله تحویل ملک به خریداران در تاریخ 1/8/88 تنظیم می شود و پس از آن دادگاه تجدیدنظر طی شرحی بیان داشته که اجرای احکام بررسی کند که ملک عملاً تحویل خواهان های پرونده شده یا خیر و یا اینکه صرفاً با یک صورت جلسه تحویل اقدام نمودند و سپس معاونت مجتمع قضایی در پاسخ نحوه تحویل را وجود صورت جلسه تحویل و نشان دادن ملک به برنده مزایده کافی برای امر تحویل دانسته است و نیاز به اقدام دیگری نداشته است پرونده حکایت دیگری ندارد دادگاه پس از یک سلسله رسیدگی درنهایت به موجب دادنامه شماره 100558- 92/6/181 ضمن استدلال منعکس در رأی حکم به محکومیت خوانده به خلع ید اراضی تحت تصرف خوانده طبق نقشه ترسیمی کارشناسان بر اساس صورت جلسه 23/4/90 بر اراضی ملی صادر می نماید این رأی پس از تجدیدنظرخواهی از سوی خوانده پرونده به شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی ارجاع به کلاسه 89100108 ثبت شده این شعبه طی دادنامه شماره 700014-19/1/93 ضمن استدلال منعکس در رأی با ردّ تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید می نماید این رأی در تاریخ 3/2/93 به م. ع. ابلاغ شده در تاریخ 22/3/93 از رأی مذکور فرجام خواهی نموده پرونده پس از تکمیل به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع به کلاسه فوق ثبت شده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور ن. ب. ا. ف. خ. از رأی دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی نموده با التفات به اینکه دعوی مطروحه از دعاوی مالی م. ب. این گونه دعاوی درصورتی که خواسته بیش از بیست میلیون ریال باشد و به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته باشد به استناد ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی قابل فرجام م. ب. در مانحن فیه رأی فرجام خواسته در مرحله بدوی قطعی نشده بلکه با تجدیدنظرخواهی م. ع. د. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی طی دادنامه شماره 700014-19/1/92 قطعی گردیده فرجام خواهی از این رأی خارج از شمول ماده مذکور م. ب. لذا به جهت غیرقابل فرجام بودن رأی و فرجام خواسته و عدم قابلیت طرح این شعبه مواجه با تکلیفی نیست پرونده اعاده می شود. رئیس شعبه 10 دیوان عالی کشور ـ مستشار عبداله‌ پور ـ میر مجیدی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی فرجام خواهی از رأی صادره در دعوای خلع ید در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی اراک، خ. ه. دعوی خلع ید از چهار و چهارپنجم شعیر مشاع از 96 شعیر شش دانگ پلاک ثبتی واقع در بخش اراک را علیه خوانده مطرح کردند. خواسته آنان به مبلغ 51 میلیون ریال به همراه خسارات دادرسی تعیین گردید. خ. ه. مدعی شدند که ملک را از طریق مزایده خریداری کرده‌اند، اما خوانده در تصرف آن قرار دارد و این امر مانع از تصرف آنان می‌شود. خوانده نیز با ارائه لایحه‌ای به عدم وجود سند مالکیت و ادعای مالکیت خود بر ملک استناد کرد و مدعی شد که خ. ه. هیچ مدرکی دال بر مالکیت مورث خود ارائه نکرده‌اند. <br>در ابتدا، دادگاه به دلیل عدم صدور سند مالکیت و عدم تطابق خواسته با تصرفات خوانده، قرار عدم استماع دعوی را صادر کرد. این قرار پس از تجدیدنظرخواهی نقض و پرونده به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع شد. پس از بررسی‌های بیشتر، دادگاه حکم به خلع ید خوانده از اراضی تحت تصرف وی صادر کرد که این رای نیز پس از تجدیدنظرخواهی تایید شد. در نهایت، فرجام‌خواهی خوانده به دیوان عالی کشور ارسال گردید و به استناد ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی، به دلیل غیرقابل فرجام بودن رای، پرونده اعاده شد. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/06/15 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: دعوای خلع ید مالی است و چنانچه رای دادگاه بدوی در خصوص آن مورد تجدیدنظرخواهی قرارگرفته باشد، غیرقابل فرجام است. رای خلاصه جریان پرونده در پرونده کلاسه --- شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی اراک آقایان ش.، ع. و الف.ش. د. ب. ط. آقای ب.ش. به خواسته خلع ید ازملک به مقدار چهار و چهارپنجم شعیر مشاع از 96 شعیر شش دانگ پلاک ثبتی --- واقع در بخش --- اراک فعلا م. ب. 51 میلیون ریال با احتساب خسارات دادرسی تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح دادند در راستای اجرای دادنامه شماره --- - 17/5/79 شعبه دهم عمومی اراک به مقدار چهار و پنجم شعیر از 96 شعیر مشاع شش دانگ پلاک ثبتی --- اصلی واقع در بخش --- اراک موسوم به عمرآباد از طریق مزایده شعبه اول اجرای احکام به کلاسه --- - 87 به نیابت از وراث مرحوم خ.ش. خریداری و سند توسط نماینده دادگستری در دفترخانه... اراک به اینجانبان منتقل گردیده هم اکنون زمین مذکور در ید ب.ش. یکی از وراث و خوانده دعوی م. ب. به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارد: در جلسه 17/4/89 خ. ه. ب. مضمون و شرح دادخواست مطالبی عنوان و تقاضای رسیدگی نموده‌اند اضافه نموده در اجرای احکام برنده مزایده شدیم و به نحوی ملک تحویل ما شده است ولی عملا در تصرف خوانده است و به نوعی مانع از تصرفات ما می‌شود با اسلحه و اسلحه کشی از تصرف زمین جلوگیری می کند ناچارا مجبور به تقدیم دادخواست شدیم خ. ا. د. مدافعات به شرح لایحه تقدیمی است فعلا عرضی ندارم خ. ب. ش. لایحه تقدیمی به شماره وارده 200386 - 17/2/89 اشعار داشته: 1 - در خلع ید خواهان بایستی دارای سند مالکیت باشد چنانچه ملک از املاک موضوع و مشمول قانون اصلاحات ارضی باشد بایستی ضمن داشتن سند رسمی و درعین حال چون اراضی مفروز محلی م. ب. می‌بایست مستندات مفروز نیز داشته باشد 2 - در پرونده حاضر آنچه مسلم است به حکایت اسناد موجود در اداره ثبت اراک بنده مالک خودکار قریه می باشم و نیز برابر مدارک موجود در امور اراضی شهرستان اراک که تصویر نامه 2230 الف - 15/12/87 حکایت دارد و بنده مالک خودکار به عنوان 4/8 شعیر از 96 شعیر شش دانگ قریه عمرآباد پلاک --- اصلی بخش --- می باشم با این اوصاف در زمان اصلاحات ارضی نیز در حصه خود و مشغول به کار بوده ام و خواهان های محترم چنانچه مدرکی دال بر این دارند که اراضی مورد ادعا در مالکیت مورث ایشان است ابراز نمایند چنین مدرکی ندارند زیرا به حکایت نامه شماره 7176 - 15/11/48 اداره اصلاحات ارضی خطاب به آقای خ.ش. اعلام شده که هیچ گونه سابقه زراعتی از وی در روستای عمرآباد ندارد لذا ادعای خ. ه. متوجه اینجانب نمی‌باشد. 3 - چنانچه خ. ه. مدعی اراضی مرحوم خ.ش. می‌باشند که درعین حال فاقد سند رسمی و یا سابقه زراعت در اداره اصلاحات ارضی است به هر تقدیر اراضی ادعای واهی ایشان در ید بنده قرار نداشته و ندارد و به حکایت تحقیق و معاینه محلی تمام اراضی تحت کشت بنده از آن خودم بوده و به عنوان 4/8 شعیر از 96 شعیر شش دانگ مرقوم خواهان تقاضای ردّ دعوی را دارم خ. ه. د. پاسخ اظهار داشته که پدربزرگمان در سال 1336 ملک را خریداری نموده و در آن زمان دو تا کشاورز روی ملک پدرمان کار می کرده و خوانده به عنوان ناظر در روی زمین بوده است و خوانده عموی ما است که تا سال 59 ادامه داشته تا اینکه در این سال پدربزرگمان خ. فوت نموده و حتی یک سال هم ملک در تصرف کشاورزان بوده و از سال 61 پدرمان اولین شکایت را علیه خوانده کرده است و تاکنون این شکایات ادامه داشته است البته پدر ما در سال 86 فوت کرده است ب. ت. ب. اسناد و مدارک تقاضای رسیدگی دارم دادگاه پس از یک سلسله رسیدگی و جلب نظر کارشناس و ملاحظه پرونده استنادی و انعکاس آن در صورت جلسه سرانجام ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره --- - 30/8/91 با این استدلال که اگرچه تمامی اسناد و اقدامات در راستای اثبات مالکیت خ. ه. م. ب. لکن صدور حکم خلع ید فرع بر اثبات مالکیت و صدور سند قطعی از سوی اداره ثبت اسناد و املاک اراک م. ب. به اضافه اینکه در این جریان ثبتی می بایستی کل پلاک مساحی شده و مقدار هر شعیر می بایستی معین و سهام هر یک از مالکین مشاعی نیز پس از آن مشخص شده تا بتوان میزان خواسته خواهان های این پرونده را بر میزان تصرفی خوانده تطبیق و سپس اقدام به صدور رای نمود مضافا به اینکه سردفتر شماره... اراک در متن انتقال اجرایی متذکر شده که چون سند مالکیت صادر نشده لذا مسئولیت انجام معامله به عهده متعاملین است و اداره ثبت اراک و این دفتر هیچ گونه مسئولیتی نخواهند داشت لذا به جهت اینکه طرح دعوی خلع ید بدون صدور سند قطعی و مشخص شدن موارد مذکور قابل استماع نبوده مستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی خ. ه. را صادر می‌نماید این قرار پس از تجدیدنظرخواهی از سوی خ. ه. ب. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان اراک ارجاع به کلاسه --- ثبت شده این شعبه قرار صادره را ضمن استدلال منعکس در رای شماره --- مورخ 6/12/92 نقض پرونده را برای رسیدگی در ماهیت به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع داده است به شرح پرونده اجرایی استنادی شماره 216 - 87 - ج از سوی دادگاه ملاحظه شده که اجراییه ای مبنی بر فروش پلاک --- - 4 شعیر مشاع از 54 اصلی واقع در بخش --- عمرآباد به استناد ماده 4 قانون افراز و فروش املاک مشاع و پرداخت سهم الارث محکوم لها و نیز م. ع. صادر می‌شود که محکومٌ له آقا و خانم ن. و ط. هر دو ش. فرزندان خ. و م. ع. آقای ب.ش. فرزند خ. م. ب. که پس از انجام کارشناسی در مزایده اولیه خریدار یافت نمی شود و سپس موضوع با تاخیر چندین ساله مجددا به کارشناس ارجاع بعد به هیات سه نفره کارشناسان ارجاع شده و مشخصات زمین ها که به صورت قطعات متعدد بوده است معین می‌شود لیکن کروکی ملک هیچ گاه ترسیم نشده و پس از آن ملک به مزایده گذاشته می‌شود که خ. ه. پرونده ملک موضوع مزایده را خریداری نموده و مزایده به تایید دادگاه می‌رسد و سند انتقال می یابد ولی در اجرای حکم و تحول ملک با ممانعت م. ع. مواجه شد و حتی در این جریان درگیری هایی رخ می دهد و یکی از بستگان طرفین به قتل می‌رسد چندین بار دیگر برای اجرای حکم مراجعه می‌شود که اجرا صورت نمی گیرد و نهایتا در آخر کار بدون حضور م. ع. صورت جلسه ای به صورت کلی به منزله تحویل ملک به خریداران در تاریخ 1/8/88 تنظیم می‌شود و پس از آن دادگاه تجدیدنظر طی شرحی بیان داشته که اجرای احکام بررسی کند که ملک عملا تحویل خواهان های پرونده شده یا خیر و یا اینکه صرفا با یک صورت جلسه تحویل اقدام نمودند و سپس معاونت مجتمع قضایی در پاسخ نحوه تحویل را وجود صورت جلسه تحویل و نشان دادن ملک به برنده مزایده کافی برای امر تحویل دانسته است و نیاز به اقدام دیگری نداشته است پرونده حکایت دیگری ندارد دادگاه پس از یک سلسله رسیدگی درنهایت به موجب دادنامه شماره --- - 92/6/181 ضمن استدلال منعکس در رای حکم به محکومیت خوانده به خلع ید اراضی تحت تصرف خوانده طبق نقشه ترسیمی کارشناسان بر اساس صورت جلسه 23/4/90 بر اراضی ملی صادر می‌نماید این رای پس از تجدیدنظرخواهی از سوی خوانده پرونده به شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی ارجاع به کلاسه --- ثبت شده این شعبه طی دادنامه شماره --- - 19/1/93 ضمن استدلال منعکس در رای با ردّ تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می‌نماید این رای در تاریخ 3/2/93 به م. ع. ابلاغ شده در تاریخ 22/3/93 از رای مذکور فرجام خواهی نموده پرونده پس از تکمیل به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع به کلاسه فوق ثبت شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور ن. ب. ا. ف. خ. از رای دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی نموده با التفات به اینکه دعوی مطروحه از دعاوی مالی م. ب. این گونه دعاوی در صورتی که خواسته بیش از بیست میلیون ریال باشد و به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته باشد به استناد ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی قابل فرجام م. ب. در مانحن فیه رای فرجام خواسته در مرحله بدوی قطعی نشده بلکه با تجدیدنظرخواهی م. ع. د. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی طی دادنامه شماره --- - 19/1/92 قطعی گردیده فرجام خواهی از این رای خارج از شمول ماده مذکور م. ب. لذا به جهت غیرقابل فرجام بودن رای و فرجام خواسته و عدم قابلیت طرح این شعبه مواجه با تکلیفی نیست پرونده اعاده می‌شود. رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار عبداله‌ پور - میر مجیدی

موارد مرتبط 54

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 5

نشست‌های قضایی 6

مواد مرتبط 3

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین