Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده خانم س.ص. فرزند ع خانه دار ساکن خوی دادخواستی به خواسته ابطال عملیات اجرایی در پرونده کلاسه 8800336 بطرفیت آقایان م.ع. ، م.م.، ح.و. خانم ک.ص. تقدیم دادگاه عمومی چایپاره و اظهار داشت که در پرونده اجرایی و جریان مزایده نوبت دوم در تاریخ 23/4/90 حقوق این جانبه رعایت نشده. خواهان اضافه کرده که در نظریات کارشناسی مقدار املاک ما ترک 13 قطعه ذکر شده ، مبلغ ده درصد پرداخت نشده و سهم این جانبه مبلغ 66272272 ریال می شود و حال آنکه مبلغ اعلامی در گواهی دفتری مورخ 25/5/90 ذکر و چون حکم به فروش است لذا برنده مزایده بایستی... و نهایتاً درخواست اعمال ذیل ماده 129 قانون آیین دادرسی مدنی و تجدید جلسه مزایده دارم. پرونده در شعبه اول دادگاه عمومی مطرح و جلسه دادرسی در تاریخ 70/2/92 با حضور خواهان و غیاب خواندگان تشکیل گردید. دادگاه پرونده استنادی را مطالبه کرده است و پس از وصول پرونده خلاصه مفید آن بازنویسی شده که حاکی است نظریه کارشناسی مصون از اعتراض و ایراد مانده و در جلسه مزایده نیز کسی شرکت نکرده نظریه تکمیلی هیأت سه نفره نیز ارایه و کلیه خواندگان اظهار داشته اند حاضریم سهم الارث مادرمان و برادر مرحوممان به حساب خانم …. وکیل خواندگان در جلسه دادرسی مورخ 2/5/92 اظهار داشته که دعوی خواهان قابلیت استماع ندارد و چراکه در پرونده اجرایی سهم دقیق هر یک از وراث مشخص شده است، خواهان نیز مدعی تخلف از مقررات قانونی در مزایده گردیده است و اضافه کرده که تاریخ جلسه مزایده به وی اعلام نشده بوده و برای پرونده ای به دادگستری مراجعه کرده بوده متوجه جلسه مزایده شده، مزایده باید به خوانده ابلاغ شود، اگر مزایده قانونی است چرا پس از دو سال سند ثبتی صادر نشده وبایستی شرکت کننده کل قیمت املاک را واریز می کرد نه فقط سهم الارث این جانب را و یک فقره از اموال بنام س.م. به مساحت 666 مترمربع در لیست املاک نیامده و ادعای خواندگان راجع به کسر اجرت المثل از وجوه واریزی به حساب من بی وجه است چه اجرت المثل پرونده جداگانه ای دارد، دادگاه با اعلام ختم رسیدگی و با این استدلال که عملیات اجرایی بر اساس قانون اجرای احکام مدنی صورت گرفته و دلیل قانونی که موجبات ابطال عملیات اجرایی را فراهم نماید ارایه نگردیده لذا دعوی غیر وارد تشخیص و حکم بطلان آن صادر می شود از دادنامه پس از ابلاغ تجدیدنظرخواهی شده مطالب لایحه ت. ن. خ. تکرار مطالب مطروحه در مرحله اول دادرسی است دادگاه تجدیدنظر استان پرونده استنادی را مطالبه و خلاصه آن را بازنویسی کرده و با نقض دادنامه بدوی قرار عدم استماع دعوی صادر کرده است از این دادنامه فرجام خواهی شده ولی دستور ثبت دادخواست فرجامی داده نشده فرجام خواندگان نیز متذکر شده اند که مورد با هیچ یک از موارد مذکور در ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نیست و غیرقابل فرجام خواهی است لوایح حین الشور قرائت می شود. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م.حیدری قاسمی عضو ممیّز و بررسی اوراق پرونده اجمالاً مبنی بر غیرقابل طرح بودن فرجام خواهی نسبت به دادنامه شماره 00003-16/1/93 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور ن. ب. ا. دادنامه فرجام خواسته از مصادیق هیچ یک از شقوق مذکوره در ذیل ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی نیست لذا غیرقابل طرح تشخیص و قرار رد آن صادر می شود مقرر است که پرونده به مرجع مرسل اعاده شود. مستشاران شعبه یک دیوان عالی کشور حیدری قاسمی - علیزاده فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی فرجام خواهی از قرار عدم استماع دعوا در تاریخ 13 بهمن 1392، درخواست نفی ولد نسبت به فرزند خوانده به مراجع قضایی ارائه شد و ابطال سند سجلی فرزند نیز مطرح گردید. در این درخواست ادعا شد که در زمان تولد فرزند، اختلافاتی با همسر وجود داشته و هیچ ارتباطی با وی برقرار نبوده است. متقاضی همچنین به گواهی پزشکی قانونی و نتایج آزمایش DNA اشاره کرد که نسبت طفل را نفی می‌کرد. &lt;br&gt;دادگاه در تاریخ 27 اردیبهشت 1393، با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1162-a_0815110236821">ماده 1162 قانون مدنی</a>، به دلیل عدم رعایت مهلت دو ماهه از تاریخ اطلاع متقاضی از تولد طفل و همچنین اقرار ضمنی از طریق درخواست شناسنامه، دعوی را غیرقابل استماع اعلام و قرار عدم استماع صادر کرد. این رای به متقاضی ابلاغ شد و به دلیل عدم تجدیدنظرخواهی، به حالت قطعی درآمد. &lt;br&gt;متقاضی در تاریخ 17 تیر 1393 نسبت به این دادنامه اعتراض و درخواست فرجامی نمود. دیوان عالی کشور در تاریخ مشخص، با پذیرش فرجام‌خواهی، رای دادگاه بدوی را نقض و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگری از دادگاه عمومی حقوقی ارجاع داد. این تصمیم بر اساس بندهای 2 و 3 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/11/13 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: چنانچه قاضی با ورود به ماهیت دعوا، به صورت اشتباه قرار عدم استماع دعوا صادر کرده باشد، امکان فرجام خواهی از این قرار وجود دارد؛ زیرا در این حالت قرار در واقع حکم به رد دعوا تلقی می‌شود. رای خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده محاکماتی آقای ع.الف. در تاریخ 1392/11/13 به طرفیت خانم س.ر. و اداره ثبت‌احوال دادخواستی به خواسته نفی ولد نسبت به فرزند متولد شده از خوانده به نام ن.الف. و ابطال سند سجلی به نام ن. به شماره... - 1392/05/29 به دادگاه خانواده شیراز تقدیم و در توضیح خواسته اعلام نموده است: خوانده همسر او بوده که وی را طلاق داده است. در زمان زوجیت مدتی در حدود یک سال و نیم به دلیل اختلاف فیمابین زوجه در منزل پدرش زندگی می‌کرده و هیچ‌گونه ارتباطی با وی نداشته، لیکن نامبرده باردار شده و فرزند دختری وضع حمل و او را به خواهان نسبت داده است. در صورتی‌که طبق گواهی پزشکی قانونی و گواهی DNA انجام شده، نسبت طفل به وی را نفی می‌نماید. لذا درخواست رسیدگی و صدور حکم به شرح ردیف خواسته را دارد. رسیدگی به شعبه بیستم دادگاه عمومی حقوقی شیراز (خانواده) ارجاع گردیده است. خواهان در اولین جلسه رسیدگی که در تاریخ 1392/12/11 بدون حضور خواندگان ردیف‌های 1 و 2 و وصول لایحه خوانده ردیف 2 تشکیل گردیده است، بیان کرده است: «... ب. ت. ب. اینکه این‌جانب از یک سال قبل از تولد فرزند موصوف با همسرم اختلاف داشتم و جدا از یکدیگر زندگی می‌کردیم، در همین مدتی که جدا از همدیگر بودیم متوجه شدم همسرم باردار است و من مشکوک شدم. موقع تولد فرزند با طرح شکایت در دادسرا به‌ واسطه مامور از ناف فرزند خون گرفتیم و خون خودم هم گرفتند و آزمایش کردند. پزشکی قانونی ب. ت. ب. آزمایش DNA اعلام کرد که فرزند من نمی‌باشد و همسرم در دادگاه کیفری که شکایت کردم، اعلام کرد که رحم خودم را به‌صورت غیرقانونی اجاره دادم و اعتراف کرد که بچه از من نمی‌باشد...» دادگاه با ارسال تصویر گواهی پزشکی قانونی به اداره پزشکی قانونی شیراز اصالت و صحت آن را استعلام، نهایتا پس از وصول پاسخ مبنی بر اصالت و صحت گواهی مذکور در تاریخ 1393/02/25 با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- مورخ 1393/02/27 پس از درج خلاصه جریان رسیدگی به پرونده با عنایت به‌صراحت <a class="artref" href="/ماده/ماده-1162-a_0815110236821">ماده 1162 قانون مدنی</a> مبنی بر اینکه دعوی نفی ولد پس از انقضای دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود و با تلقی تاریخ گواهی پزشکی قانونی ( 1392/06/18 ) به‌ عنوان تاریخ اطلاع خواهان از موضوع و اینکه تاریخ تقدیم دادخواست 1392/11/13 بوده و خارج از مهلت مقرر دو ماهه مطرح گردیده و همچنین به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1161-a_0815110236820">ماده 1161 قانون مدنی</a> هرگاه شوهر صریحا یا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد، دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود و چون خواهان با مراجعه به اداره ثبت‌احوال (خوانده ردیف 2 ) و درخواست شناسنامه در واقع اقرار به فرزندی طفل مورد نظر نموده است، لذا دادگاه قرار عدم استماع دعوی صادر و اعلام نموده است. این دادنامه در تاریخ 1393/03/04 به خواهان ابلاغ گردیده و به دلیل عدم تجدیدنظرخواهی در مهلت مقرر، قطعی گردیده است. نامبرده در تاریخ 1393/04/17 ضمن تقدیم دادخواست فرجامی نسبت به آن اعتراض نموده است. پرونده پس از وصول به دیوان‌عالی‌کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده در خصوص دادنامه فرجام‌خواسته مشاوره نموده، چنین رای می‌دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی آقای ع.الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/02/27 صادره از شعبه بیستم دادگاه عمومی حقوقی شیراز وارد م. ب.. زیرا اولا: با عنایت به طرح شکایت کیفری خواهان بلافاصله پس از تولد طفل، منشا طرح دعوی همان تاریخ محسوب می‌گردد. هرچند تقدیم دادخواست در فرم و شکل مخصوص پس از آن واقع شده باشد. ثانیا: استناد دادگاه به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1161-a_0815110236820">ماده 1161 قانون مدنی</a> و استدلال به مراجعه خواهان به اداره ثبت‌احوال و درخواست شناسنامه و تلقی به اقرار نمودن این اقدامات، در واقع ورود در رسیدگی به ماهیت دعوی بوده و قرار صادره حکم به رد دعوی تلقی می‌گردد. بناءٌعلی‌هذا به استناد بندهای 2 و 3 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، دادنامه فرجام‌خواسته نقض و رسیدگی مجدد به پرونده به استناد بند ج ماده 401 همان قانون به شعبه دیگر دادگاه عمومی حقوقی شهرستان شیراز ارجاع می‌گردد. رئیس و اعضاء معاون شعبه --- دیوان‌عالی‌کشور قدیانی - شریفی- سجادی در این پرونده، دادخواستی به منظور خلع ید از چهار هکتار از اراضی واقع در روستای چقازال و همچنین مطالبه اجرت المثل دوران تصرف از سال 1350 به مبلغ 102,000,000 ریال به دادگاه ارائه شد. پس از بررسی مستندات و استعلامات از ادارات مربوطه، دادگاه حکمی صادر کرد که بر اساس آن، خوانده به میزان 8976 مترمربع از اراضی مذکور خلع ید شد و دعوی اجرت المثل به دلیل تصرف قانونی خوانده رد گردید. پس از ابلاغ رای، خ. ه. نسبت به بخش اول رای فرجام‌خواهی کردند. شعبه دیوان عالی کشور، با اشاره به عدم قابلیت طرح قرار عدم استماع در دیوان و فقدان دلایل موثر در سایر موارد، رای دادگاه بدوی را تایید و ابرام نمود. این رای بر اساس بند ب ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی و مستند به مواد 198 و 257 همان قانون صادر شده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/01/26 پیام: فرجام خواهی نسبت به قرار عدم استماع دعوی، سالبه به انتفاء موضوع است زیرا قرار مزبور ازجمله قرار های قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور نیست. در پرونده پیوست آقای ی.ج. وکیل پ. ی. د. به وکالت از خانم س.م. و سایرین د. ب. ط. آقای ح.ع. به خواسته خلع ید از 4 هکتار از اراضی روستای چقازال م. ب. 51/000/000 ریال و مطالبه اجرت المثل دوران تصرف از سال 1350 م. ب. 51/000/000 ریال به دادگستری ازنا تقدیم که پس از ثبت در دفتر کل محاکم جهت رسیدگی به شعبه دوم دادگاه حقوقی ارجاع شده است شعبه مرجوع الیه پس از جری تشریفات 1 - صدور دستور ارسال نسخه ثانی دادخواست برای خوانده و تعیین وقت رسیدگی 2 - استعلام از اداره دارایی در خصوص قیمت منطقه ای قریه چقازال پلاک ثبتی... (صفحه 19 ) 3 - استعلام از اداره ثبت و اسناد ازنا در خصوص آخرین وضعیت مالکین (صفحه 18 ) در تاریخ 22/2/92 الف.الف. وکیل دادگستری از طرف خوانده آقای ح.ع. اعلام وکالت نموده است (صفحه 25 ) 4 - تشکیل جلسه دادرسی در تاریخ 23/2/92 با حضور خواهان و خوانده و وکلاء آنان و اظهارات طرفین که صورت جلسه گردیده است (صفحات 27 - 26 ) 5 - صدور قرار ارجاع امر به کارشناس جهت بررسی اسناد و مدارک ملک متنازع فیه و... (صفحه 40 ) 6 - تقدیم نظریه کارشناس و صدور دستور جهت ابلاغ به طرفین (صفحات 60 - 59 ) دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره --- - 24/6/92 چنین رای داده است: «در خصوص دادخواست 1 - س.م. فرزند م. 2 - ن.ع. 3 - ن.ع. 4 - ن.ع. 5 - م.ع. 6 - م.ع. با وکالت آقایان ج. و ف. به طرفیت آقای ح.ع. فرزند ر. با وکالت خانم …. به خواسته خلع ید از 4 هکتار از اراضی چقازال پلاک... و مطالبه اجرت المثل ایام تصرف از سال 1350 در خصوص خواهان س.م. ب. ت. ب. اینکه وفق استعلام ثبتی شماره 841 مورخ 7/2/92 مالکیت رسمی برای وی اعلام نشده است و با عنایت به اینکه خلع ید فرع برداشتن سند رسمی م. ب. مستند به رای وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 و ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی صادر می‌شود و در خصوص سایر خ. ه. با عنایت به اینکه وفق استعلام ثبتی مذکور دارای مالکیت رسمی و سند رسمی می‌باشند و با عنایت به اینکه وکیل خ. د. ل. دفاعیه اظهار داشته در صورتی که احراز شود موکلش بیش از سهم خود متصرف گردیده حاضر به رفع تصرف م. ب. و ب. ت. ب. اینکه وفق نظریه کارشناسی اصلی شماره 26/7 مورخ 23/4/92 و نظریه کارشناس تکمیلی شماره 38/7 مورخ 20/5/92 خوانده به مساحت 25646 مترمربع اضافه بر سند شش دانگ خود در تصرف دارد که از این مساحت مقدار 8976 مترمربع مشاعا متعلق به پدر خ. ه. م. ب. مستندا به مواد 198 و 257 قانون آیین دادرسی و رای شماره --- مورخ 1/10/83 و مواد 308 ، 311 و 1324 قانون مدنی حکم به خلع ید خوانده به مقدار 8976 مترمربع از اراضی روستای چقازال پلاک... صادر و اعلام می‌شود و در خصوص مازاد خواسته خلع ید ب. ت. ب. نظریه کارشناسی و در خصوص خواسته اجرت المثل ن. ب. ا. تصرف خوانده وفق اظهارات خواهان خانم س.م. قیم سایر خ. ه. با اجازه بوده است و برای تصرف خوانده قرارداد اجاره وجود داشته است و خوانده و وکیل وی نیز به قراردادهای اجاره استناد نموده‌اند و از آن جهت که مطالبه اجرت المثل فرع بر تصرف عدوانی م. ب. درحالی که وفق قرائن و امارات موجود تصرف خوانده در مالکیت خ. ه. عدوانی نبوده و با اجازه بوده است مستند به مواد 196 و 197 و تبصره ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌شود. »; رای دادگاه در تاریخ 30/6/92 به وکیل خواهان ابلاغ با تقدیم دادخواست از طرف س.م.، ن.، م.، م.، ن. و ن.ع. تقاضای فرجام خواهی نموده که دادخواست در تاریخ 8/8/92 ثبت گردیده است پس از جری تشریفات قانونی و تبادل لوایح فرجام خواهان و فرجام خوانده و وکلاء آنان که هنگام شور قرائت خواهد شد پرونده به این مرجع ارسال گردیده و پس از ثبت در دفتر کل در تاریخ 18/10/92 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. فرجام خواهی خانم س.م. و غیره با وکالت آقای ی.ج. در بخش اول دادنامه که منجر به صدور قرار عدم استماع دعوی گردیده اساسا سالبه به انتفاء موضوع است زیرا قرار مزبور مشمول مقررات بند ب ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و قابلیت طرح در دیوان عالی کشور را ندارد، در سایر موارد فرجام خواهی مستظهر به دلایل متقنی نبوده که موثر در فسخ و نقض رای باشد در نتیجه با تایید استدلال منعکس در رای دادگاه دادنامه شماره --- مورخ 24/9/92 صادره از شعبه دوم دادگاه حقوقی ازنا ابرام می‌شود. رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون در تاریخ 4 آبان 1393، حکمی در خصوص ابطال عملیات اجرایی و مزایده صادر شد. خواهان با ادعای نقض حقوق خود در فرآیند مزایده و عدم اطلاع‌رسانی مناسب درباره تاریخ جلسه مزایده، درخواست تجدید جلسه و اعمال ماده 129 قانون آیین دادرسی مدنی را مطرح نمود. وی همچنین مدعی شد که سهم او به درستی محاسبه نشده و در نظریات کارشناسی تخلفات معتبری وجود دارد. نماینده طرف مقابل در دفاعیات خود به عدم قابلیت استماع دعوی اشاره کرده و بر رعایت مقررات در برگزاری مزایده تاکید نمود. دادگاه بدوی با استناد به انجام صحیح عملیات اجرایی بر اساس قانون و عدم وجود دلایل کافی برای ابطال، دعوی را غیر وارد تشخیص داده و حکم به بطلان آن صادر کرد. این حکم در مرحله تجدیدنظر نقض و قرار عدم استماع دعوی صادر گردید. فرجام‌خواهی نسبت به این قرار به دلیل عدم انطباق با موارد مقرر در ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی، غیرقابل طرح شناخته شد و قرار رد آن صادر گردید. پرونده به مرجع ذی‌ربط اعاده شد. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/08/04 پیام: قرار عدم استماع دعوا قابل فرجام خواهی نیست. خانم س.ص. فرزند ع خانه دار ساکن خوی دادخواستی به خواسته ابطال عملیات اجرایی در پرونده کلاسه --- به طرفیت آقایان م.ع.، م.م.، ح.و. خانم ک.ص. تقدیم دادگاه عمومی چایپاره و اظهار داشت که در پرونده اجرایی و جریان مزایده نوبت دوم در تاریخ 23/4/90 حقوق این جانبه رعایت نشده. خواهان اضافه کرده که در نظریات کارشناسی مقدار املاک ما ترک 13 قطعه ذکر شده، مبلغ ده درصد پرداخت نشده و سهم این جانبه مبلغ 66272272 ریال می‌شود و حال آنکه مبلغ اعلامی در گواهی دفتری مورخ 25/5/90 ذکر و چون حکم به فروش است لذا برنده مزایده بایستی... و نهایتا درخواست اعمال ذیل ماده 129 قانون آیین دادرسی مدنی و تجدید جلسه مزایده دارم. پرونده در شعبه اول دادگاه عمومی مطرح و جلسه دادرسی در تاریخ 70/2/92 با حضور خواهان و غیاب خواندگان تشکیل گردید. دادگاه پرونده استنادی را مطالبه کرده است و پس از وصول پرونده خلاصه مفید آن بازنویسی شده که حاکی است نظریه کارشناسی مصون از اعتراض و ایراد مانده و در جلسه مزایده نیز کسی شرکت نکرده نظریه تکمیلی هیات سه نفره نیز ارایه و کلیه خواندگان اظهار داشته اند حاضریم سهم الارث مادرمان و برادر مرحوممان به حساب خانم …. وکیل خواندگان در جلسه دادرسی مورخ 2/5/92 اظهار داشته که دعوی خواهان قابلیت استماع ندارد و چراکه در پرونده اجرایی سهم دقیق هر یک از وراث مشخص شده است، خواهان نیز مدعی تخلف از مقررات قانونی در مزایده گردیده است و اضافه کرده که تاریخ جلسه مزایده به وی اعلام نشده بوده و برای پرونده ای به دادگستری مراجعه کرده بوده متوجه جلسه مزایده شده، مزایده باید به خوانده ابلاغ شود، اگر مزایده قانونی است چرا پس از دو سال سند ثبتی صادر نشده وبایستی شرکت کننده کل قیمت املاک را واریز می کرد نه فقط سهم الارث این جانب را و یک فقره از اموال به نام س.م. به مساحت 666 مترمربع در لیست املاک نیامده و ادعای خواندگان راجع به کسر اجرت المثل از وجوه واریزی به حساب من بی وجه است چه اجرت المثل پرونده جداگانه ای دارد، دادگاه با اعلام ختم رسیدگی و با این استدلال که عملیات اجرایی بر اساس قانون اجرای احکام مدنی صورت گرفته و دلیل قانونی که موجبات ابطال عملیات اجرایی را فراهم نماید ارایه نگردیده لذا دعوی غیر وارد تشخیص و حکم بطلان آن صادر می‌شود از دادنامه پس از ابلاغ تجدیدنظرخواهی شده مطالب لایحه ت. ن. خ. تکرار مطالب مطروحه در مرحله اول دادرسی است دادگاه تجدیدنظر استان پرونده استنادی را مطالبه و خلاصه آن را بازنویسی کرده و با نقض دادنامه بدوی قرار عدم استماع دعوی صادر کرده است از این دادنامه فرجام خواهی شده ولی دستور ثبت دادخواست فرجامی داده نشده فرجام خواندگان نیز متذکر شده اند که مورد با هیچ یک از موارد مذکور در ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نیست و غیرقابل فرجام خواهی است لوایح حین الشور قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م.حیدری قاسمی عضو ممیّز و بررسی اوراق پرونده اجمالا مبنی بر غیرقابل طرح بودن فرجام خواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 16/1/93 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط 47

آرای مرتبط 40

نشست‌های قضایی 2

مواد مرتبط 2

دکترین 3

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین