دکترین
حق عمری
حق عمری
حق عمری از مصادیق حق انتفاع است.
حق انتفاع به معنای حقی است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد، استفاده کند، همانند اینکه شخصی به برادر نیازمند خود اجازه دهد برای مدتی معلوم یا نامعلوم در ملک وی سکونت نموده و از منافع آن استفاده نماید که در این رابطه برادر نیازمند صرفا «حق بهره برداری و انتفاع» از ملک ایجاد شده را دارد و «مالکیتی» برای ایشان نسبت به منافع ایجاد نخواهد شد و به همین دلیل است که منتفع حق انتقال و واگذاری منفعت مال را به دیگری ندارد.
در حقیقت در حق انتفاع، مال در مالکیت شخص دیگر بوده و منافع نیز ملک شخص دیگری است و فقط شخص دارای حق انتفاع، حق استفاده و بهره برداری از آن را دارد نه حق مالکیت بر آن،
البته این به معنای فاقد ارزش مالی بودن این حق نیست و جزء اموال منتفع به حساب می آید. در حقیقت مالک که صاحب عین است در اثر قرارداد سهم بزرگی از حقوق خود را به منتفع واگذار کرده است. عمری نیز که از مصادیق حق انتفاع است، در حقیقت حق ناشی از قراردادی است که به موجب آن مالک ملک، استفاده از ملک را به مدت عمر خود مالک یا عمر منتفع یا شخص دیگری به منتفع واگذار نموده است. علت این نام گذاری بدان جهت است که مدت واگذاری و قرارداد به مدت عمر مالک یا طرف قرارداد یا شخص دیگری بیرون از قرارداد می باشد.
اگر مدت حق انتفاع معین باشد رقبی خوانده می شود و اگر حق انتفاع در مورد سکونت در مسکنی باشد، سکنی نامیده می شود. سکنی هم می تواند به مدت عمر مالک یا منتفع یا شخص ثالث و یا به مدت معین باشد.
اگر حق انتفاع به طور مطلق و بدون قید مدت به کسی داده شود، آن را حبس مطلق می گویند که البته این حق تا فوت مالک خواهد بود. در این نوع خاص از حق انتفاع بر خلاف اقسام دیگر، مالک حق رجوع دارد و همواره می تواند قرارداد حق انتفاع را برهم زند.
نوع دیگری از حق انتفاع نیز حبس موبد است که به طور نامحدود و همیشگی است و اگر به امور عام المنفعه و خیریه اختصاص داده شود تابع احکام وقف است.
بنابراین حق انتفاع به معنی خاص به پنج قسم است: ١-عُمری ٢-رُقبی ٣-سُکنی ۴-حبس مطلق ۵-حبس موبد
▪ شرائط
الف) حق انتفاع با عقد و قرارداد ایجاد میشود.
حق انتفاع، قابلیت انتقال به غیر را ندارد؛ مگر به موجب عرف یا اذن مالک و با توجه به اینکه حق انتفاع، مستلزم تجزیه حق مالکیت و گذشت مالک از برخی حقوق خود میباشد؛ لذا ایجاد چنین حقی، بدون انعقاد قرارداد بین طرفین، امکانپذیر نیست.
ب) موضوع حق انتفاع باید مالی باشد که استفاده از آن موجب از بین رفتن خود مال و عین آن نباشد.
ج) دارنده حق انتفاع (منتفع) باید در حین و زمان عقد موجود باشد.
د) در حق انتفاع، قبض و تسلط منتفع بر مال مورد انتفاع شرط صحت عقد میباشد.
Add a comment
بختیار سید نظامی
صلح عمری و خیار مادام العمر
▪خیار شرط
خیار در لغت به معنی اختیار در فسخ و برهم زدن معامله ای یا انجام دادن کاری یا برگزیدن چیزی است و معنای اصطلاحی آن نیز از معنای لغوی آن دور نیفتاده و به معنی تسلط قانونی شخص در اضمحلال عقد را خیار گویند که ممکن است ناشی از تراضی طرفین باشد یا ناشی از حکم قانون.
خیار شرط عبارت است از خیاری که در نتیجه توافق طرفین برای هر دو یا یکی از آنان یا ثالث برای مدت زمان محدودی محقق می شود و به استناد آن دارنده می تواند معامله را برهم زند. به خیار شرط خیار قراردادی نیز می گویند.
عقدی که خیار شرط در آن درج شده از اقسام عقد لازم است؛ چراکه عقد جایز از سوی هر یک از طرفین قابل فسخ است و
نیازی به درج خیار ندارد.
پس خیار شرط اختیاری است که طرفین از طریق حاکمیت اراده و بدون نیاز به سبب خاصی جهت گسیختن عقد دارند، این اختیار بدون قید و لجام گسیخته نبوده، مقنن قید در مدت معین بودن را شرط دانسته است. قانون گذار در <a class="artref" href="/ماده/ماده-399-a_0815110236046">ماده ۳۹۹ قانون مدنی</a> مقرر نموده است در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد در عقود «نکاح»، «ضمان» و «وقف» امکان درج خیار شرط وجود ندارد. در خصوص عقد صلح ظاهر کلام برخی فقها نظير علامه حلى
در تذکره دخول خیار در مطلق عقود از جمله صلح به دلیل اجماع است.
▪خیار دائمی و مادام العمر
خیار دائمی و مادام العمر یعنی خیاری که طرف عقد تا پایان حیات و عمر خویش یا شخص ثالث حق برهم زدن عقد را دارد. این خیار با فرضی که مدت خیار در عقد اشاره نشده و مسکوت گذاشته شده متفاوت است چنان که ممکن است مصالح در مقام صلح مالی را به متصالح واگذار نماید لیکن تا زمانی که زنده است امکان برهم زدن عقد و استرداد مال را برای خویش محفوظ بدارد.
▪صلح عمری و خیار مادام العمر
صلح عمری عقدی است که مصالح مال خویش را به متصالح انتقال می دهد و در ضمن آن شرط می شود که مصالح به مدت عمر خویش یا به مدت عمر دیگری حق استفاده از مال یا حق انتقال منافع به دیگری را داشته باشد. در قانون مدنی مقرره ای که تبیین کننده صلح عمری باشد بیان نشده است، لیکن در <a class="artref" href="/ماده/ماده-122-a_0815110231195">ماده ۱۲۲ قانون مالیاتهای مستقیم</a> با آخرین اصلاحات مصوب ۱۳۹۴ از صلح عمری سخن به میان آمده و چنین صلحی به رسمیت
شناخته شده است.(<a class="artref" href="/ماده/ماده-122-a_0815110231195">ماده ۱۲۲ قانون مالیاتهای مستقیم</a>: «در مورد صلح مالی که منافع آن مادام العمر یا برای مدت معین به مصالح یا شخص ثالث اختصاص داده می شود بهای مال به مأخذ جمع عین و منفعت در تاریخ تعلق منافع مأخذ ماليات متصالح در تاریخ مزبور خواهد بود.»)
ممکن است در صلح عمری، مصالح حق فسخ به مدت عمر خویش یا دیگری را در ضمن عقد بگنجاند که این حق فسخ مادام العمر متمایز از صلح عمری است. به واقع صلح عمری ممکن است با حق فسخ یا بدون حق فسخ برای متعهدله منعقد گردد. با صلح عمری از یک سو مصالح تا زمانی که زنده است میتواند از مورد مصالحه استفاده نماید و از سوی دیگر مالکیت مال به طور قطعی به متصالح منتقل میشود و مصالح حق انتقال عين موضوع مصالحه را به غیر ندارد.
پی نوشت
تنها عقدی که میتوان سایر عقود را در قالب آن منعقدکرد، بدون آنکه احکام و آثار اختصاصی آن عقود در آن جریان داشته باشد، عقد صلح است. به همین مناسبت این عقد را در فقه سیدالعقود یا سیدالاحکام مینامند.[۱] بر این اساس، قدرت و توان عقد صلح برای نظام بخشیدن به مراضات و توافقات افراد، دایره وسیعی دارد که اگر اشخاص راهی برای تحقق بخشیدن به تراضی صورت گرفته میان خودشان در چارچوب یکی از عقود توقیفی (عقود با نام) نداشتند، بتوانند به آن توافق حاصله، در قلمرو عقد صلح هویت شرعی و حقوقی بخشند.
[۱]. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، حقوق مدنی (رهن-صلح)، ابن سینا، ۱۳۴۹، ص ۱۳۵.
Add a comment
بختیار سید نظامی
ارزیابی ملک دارای حق عمری
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
١٣٩٨/٠٨/٢٨
٧/٩٨/۴٨٣
شماره پرونده: ۴٨٣-١٠٠-٩٨ ح
استعلام
مالکیت یک باب منزل مسکونی توسط پدر خانواده به فرزندش منتقل شده و حق انتفاع آن را مادام العمر براي خود محفوظ داشته است. پس از مدیون شدن فرزند و توقیف آن توسط طلبکار در اجراي احکام مدنی، موضوع به کارشناسی ارجاع شده است. با توجه به این که ملاك و معیار مشخصی جهت تفکیک حق انتفاع عمري از مالکیت در مقایسه با حق کسب و پیشه و تجارت یا سرقفلی وجود ندارد و در عرف و بازار نیز این گونه املاك به ندرت مورد
معامله قرار میگیرد، ارزیابی این گونه املاك چیست؟
پاسخ
بازگشت به استعلام شماره ٠٠٠/١٧۴/٩٨٣٧۶/س مورخ ١٣٩٨/٠٣/٢۵ به شماره ثبت وارده ۴٨٣ مورخ ١٣٩٨/٠۴/٠٢، نظریه مشورتی کمیسیون قوانین مدنی این اداره کل به شرح زیر اعلام میگردد: اولا، وفق <a class="artref" href="/ماده/ماده-40-a_0815110235684">ماده ۴٠ قانون مدنی</a> حق انتفاع حقی است که به موجب آن، شخص میتواند از مالی که عین آن ملک دیگري است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند؛ ثانیا، به موجب ماده ۵٣ این قانون انتقال عین موضوع حق انتفاع موجب بطلان حق مذکور نمیشود و چنین انتقالی با حفظ حقوق منتفع فاقد منع قانونی است؛ ثالثا، کارشناس رسمی دادگستري در مقام ارزیابی اینگونه املاك باید بدوا ارزش ملک را به نحو اطلاق و بدون لحاظ حق انتفاع منتفع برآورد نماید و سپس ارزش حق انتفاع را بر اساس پیشبینی حق عمری حسب مورد به مدت عمر مالک، منتفع و یا ثالث، مدتی که چنین فردي با مشخصات سنی وي عادتا زنده میماند و همچنین دیگر موارد نظیر استیلا یا عدم استیلا و تصرف یا عدم تصرف در عین مال و ارزش منفعت موضوع حق برآورد کند و میزان برآورد شده را از ارزش ملک کسر نموده و ارزش ملک با لحاظ حق انتفاع را بر این اساس اعلام نماید.
پی نوشت
در قانون مدنی حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص میتواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد، استفاده کند. در حق انتفاع، مال در مالکیت شخصی دیگر است و منافع نیز ملک شخص دیگری است و فقط شخص دارای حق انتفاع، حق استفاده و بهرهبرداری از آن را دارد، نه حق مالکیت بر آن.
حق انتفاع یکی از شاخهها و مراتب مالکیت است که طی قراردادی به شخص واگذار میشود؛ پس جزء اموال وی محسوب میشود. مال موضوع حق انتفاع دارای دو صاحب حق میباشد:
۱) منتفع، که حق استفاده و بهرهبرداری از عین به او واگذار شده است.
۲) مالک، که صاحب عین است و در اثر قرارداد، سهم بزرگی از حقوق خود را به منتفع واگذار کرده است.
حق انتفاع به معنی خاص به پنج قسم است: ١-عُمری ٢-رُقبی ٣-سُکنی ۴-حبس مطلق ۵-حبس موبد
Show comments
بختیار سید نظامی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 3
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
