Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

عمل حقوقی که به موجب آن مدعی اجرای حق مورد ادعا را از دادگاه می خواهد: به عنوان مثال هنگامی که گفته می شود: ابطال سند نیاز به طرح دعوا دارد، یا مدعی باید اهلیت داشته باشد، یا دعوا به موجب دادخواست اقامه میشود که باید به دادگاه صالح تقدیم گردد اشاره به همین عمل حقوقی است. پس همین که نسبت به وجود و چگونگی اجرای حقی اختلاف پیش آید و یکی از دو طرف اختلاف نزد دادرس عمومی دادخواهی کند و شناخت حق یا الزام دیگری را به اجرای مفاد یا لوازم آن بخواهد دعوا محقق می شود خواه دادگاه پس از رسیدگی مدعی را صاحب حق شناسد یا ادعای او را مردود و باطل بداند. ۲ با این تعبیر تفاوت حق و دعوا آشکار است و هیچ ملازمه ای میان این دو مفهوم وجود ندارد: دعوا وسیله مطالبه و اجرای حق مورد ادعا است و حق موضوع دعوا و یکی از ارکان آن است. از نظر تحلیلی در هر دعوا سه رکن اصلی وجود دارد: (۱) مبنای حقوقی یا اصلی که دعوا بر آن مبتنی است کبرای قضیه (۲) واقعه ای که سبب اجرای آن اصل می شود (صغرای قضیه)؛ ۳) نتیجه، یا آنچه مدعی خواهان آن است و از دادگاه مطالبه میکند. قیاس تشکیل شده از این سه رکن پایه اساسی اثبات در هر دعوا و دفاع است. برای دیدن تفصیل بیشتر رک ناصر کاتوزیان اعتبار امر قضاوت شده ش ۷۳ به بعد - ابری ورو حقوق مدنی، ج ۱۲ به وسیله بارتن، ص ۲. پاره ای از نویسندگان حقوق عمومی از جمله هوریو استاد فرانسوی توافق دو طرف اختلاف در رسیدگی مسالمت آمیز دادگاه را از عناصر دعوا شمرده اند، ولی این تحلیل پذیرفتنی نیست زیرا خوانده دعوا به خواست خواهان و دستور قانون به دادرسی فراخوانده می شود و اجبار او را به رضا نباید تعبیر کرد: در این زمینه برای نقل نظر و انتقاد از آن رک، دوگی، رساله حقوق اساسی، ج ۲، ص ۴۹۳ به بعد. رک ابری و رو همان کتاب ص ۲ و ۳. حق رجوع به دادگاه و دادخواهی از مقام عمومی بر مبنای این مفهوم دعوا، در تعریف آن گفته شده است: «حقی است که به موجب آن اشخاص میتوانند به دادگاه مراجعه کنند و از مقام رسمی بخواهند که به وسیله اجرای قانون از حقوقشان در برابر دیگری حمایت کند. اختلاط عمل حقوقی طرح دعوا با حق پشتوانه و توجیه کننده آن و لزوم رسیدگی دادگاه برای پذیرش یا رد دعوا این پرسش را برانگیخته است که آیا حق اقامه دعوا همان حق ماهوی است که از حال سکون به حرکت افتاده است یا حق ویژه ای است که ملازمه با حق مورد مطالبه ندارد و حق و دعوا دو مفهوم جداگانه است؟ در اثبات یگانگی حق و دعوا گفته شده است که در جهان حقوق حقی ارزش دارد که به وسیله ضمانت اجرای دولتی حمایت شود. به بیان دیگر حق امتیازی است که قانون برای شخص می شناسد و خود نیز از آن حمایت میکند. حقی که قابلیت اجرا را ندارد و همراه با حق طرح دعوا برای مطالبه آن نیست تنها در جهان اخلاق احترام دارد و از دیدگاه حقوقی حق نیست. همین که حق به وجود آید، اختیار دعوا هم به وجود می آید و با از بین رفتن حق دعوا هم پایان می پذیرد. در واقع دعوا چهره دیگری از همان حق شخصی است که حمایت مقام قضایی نسبت به آن جلب شده و به حال تحرک و اجرا درآمده است به عنوان مثال دعوای مطالبه دین چیزی جز همان حق شخصی طلب) نیست که صورت خارجی یافته است؛ همچنین دعوای خلع ید همان حق تصرف مالکانه است که مورد تجاوز قرار گرفته و صاحب حق ناچار شده است که آن را به یاری دادگاه اجرا کند. این نظر مرسوم و قدیمی از جهت ملازمه حق و دعوا منطقی است، ولی اتحاد دو مفهوم حق و دعوا را نباید از آن نتیجه گرفت حق اقامه دعوا حق خاصی است که حق شخصی را تضمین می کند و این دو مفهوم را نباید مخلوط کرد و دو چهره از یک حقیقت پنداشت. شاید در جریان عادی و غالب امور نتوان به تغایر دو مفهوم حق و دعوا پی برد ولی در موردی که شخص حقی دارد که قابل مطالبه نیست مانند حقی که مطالبه آن به دلیل شمول مرور زمان پذیرفته نمی شود، همچنین در دعوای بطلان سند که حق مستند آن با موضوع دعوا یکسان نیست و در فرضی که حکم چهره تأسیسی دارد و حقی اعتبار امر قضاوت شده، ش ۷۳.

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین