Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

مفهوم اسراف در قرآن مصادیق متعددی دارد که در معنای همه، نوعی تجاوز از حدّ اعتدال وجود دارد، در ذیل بعضی از انواع اسراف ذکر می‌شود. ۲۲. ۱ - اسراف در عقاید آنچه ذکر شد راجع به اسراف در مال بود و چون اسراف در لغت به معنی تجاوز از حد و زیاده‌روی است، بنابراین در امور اعتقادی و همچنین در تمام افعال و اعمال انسانی متصور است. اسراف در عقیده آن است که درباره خود یا دیگری چیزی را که دروغ و سزاوار نیست، معتقد شود. در آیاتی، انکار خداوند و پیامبران ، شرک به خدا و بت‌پرستی و ایمان نیاوردن به آیات الهی اسراف معرفی شده، آن را موجب بروز دشواری‌های فراوان در زندگی دنیا و عامل نابینایی انسان در آخرت و گرفتاری در عذاب دردناک و ماندگار می‌شمارد. در آیات ۳۴‌ـ‌۳۵ غافر مانند اعتقاد فرعون به ربوبیت خودش که گفت: «ما علمت لکم من اله غیری؛ برای شما غیر از خودم خدایی نمی‌شناسم.» و پروردگار عالم او را از مسرفین خواند. چنانچه می‌فرماید: «و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین؛ فرعون در زمین علو کرد و به درستی که از اسراف‌کنندگان است.» یا این‌که آنچه را که سزاوار تصدیق و اعتقاد آن است باور نکنند مانند اعتقاد به خدا و نبوت پیغمبران و امامت ائمه و معاد و غیره. چنانچه در قرآن مجید می‌فرماید: «و کذلک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه و لعذاب الاخرة اشد و ابقی؛ و این چنین جزا می‌دهیم کسی که از حد بگذراند و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد. و عذاب آخرت سخت‌تر و باقی‌تر است.» پس از طرح دفاع مؤمن آل‌فرعون از موسی (علیه‌السّلام) ، منکران نبوّت، مسرف و شکّاک خوانده شده‌اند «کَذلکَ یُضِلُّ اللّهُ مَن هُو مُسرفٌ مُرتاب». و جدال و اشکال‌های بی‌دلیل آنان در آیات الهی، موجب بسته شدن دل آن‌ها برای پذیرش حقیقت دانسته شده است: «کَذلِکَ یَطبَعُ اللّهُ عَلی کُلِّ قَلبِ مُتَکَبِّر جَبّار» در همین سوره با درخواست فرعونیان، مبنی بر کفر به خدای یگانه مخالفت ورزیده، پشتوانه آنان را در دنیا و آخرت، سست و بی‌پایه می‌شمرد، زیرا همه ما به سوی خداوند بازگشته، مسرفان در آن هنگام به آتش الهی دچار خواهند گشت: «و انَّ المُسرِفینَ هُم اَصحـبُ النّار» آیات آغازین سوره انبیاء نیز مسرفان را مخالفان انبیا در طول تاریخ و ستمگر وصف‌ می‌کند و به سرانجام هلاکت‌بارشان اشاره‌دارد: «و‌اَهلَکنَا المُسرِفین». در آیات ۱۳‌ـ‌۱۹ یس ، نیز دو تن از فرستادگان پیامبران در محاجّه با قوم خود که با آنان به مخالفت برخاسته و به قتل و شکنجه تهدیدشان کرده بودند، آنان را قومی اسراف‌کار می‌نامند: «بَل‌اَنتُم قَومٌ مُسرِفون» با این همه، اسراف‌کاریِ اعتقادی انسان‌ها، مانع از فرود آمدن وحی بر آنان نیست: «اَفنضرِبُ عَنکُم الذِّکرَ صَفحًا اَن کنتُم قَومًا مُسرِفین» ۲۲. ۲ - اسراف اخلاقی و رفتاری ارتکاب گناهان و گرایش به مادّیات و قطع علاقه از خداوند، موجب خروج انسان از راه حق شده، او را در یکی از منازل تاریک اسراف قرار می‌دهد. خداوند در آیه ۵۳ زمر ، گنه‌کارانی که جان خویش را در معرض اسراف قرار داده‌اند، به توبه فرا می‌خواند و آنان را از یاس و ناامیدی پرهیز و به ایشان وعده آمرزش می‌دهد: «قُل یـعِبادِیَ الّذینَ اَسرَفوا عَلی اَنفسِهِم لاَتَقنَطوا مِن رَحمةِ اللّهِ اِنّ اللّهَ یَغفِرُ الذُّنوبَ جَمیعًا...». برای آیه شان نزول‌های خاصی مطرح شده است؛ امّا هیچ یک موجب انحصار آن در مورد خاصی نمی‌شود و شمول آن را بر همه مسلمانان و هر نوع خطا و گناهی از بین نمی‌برد، بر‌ همین اساس، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در تفسیر این آیه فرموده‌اند: «بل للمسلمین عامة». خداوند در آیه ۱۲ یونس، کسی را که هنگام بلا و مصیبت از خداوند یاری می‌طلبد و در وقت آسایش و راحتی از یاد او غافل می‌شود، از مسرفانی می‌شمارد که اعمال زشت خود را زیبا می‌پندارند: «کَذلکَ زُیّنَ لِلمُسرِفینَ مَا کَانوا یَعمَلون». برخی، توجه بیش از حدّ به امور غیر مهم، چون مسائل دنیایی در مقابل امور آخرتی و اصالت بخشیدن به دنیا در مقابل خدا را نوعی اسراف شمرده‌اند؛ مانند کسی که سرمایه‌ای گران را در برابر امری ناچیز هدر دهد. از دیگر مصادیق اسراف در زمینه امور اخلاقی، انحراف جنسی است. قوم لوط ، نخستین کسانی بودند که از زنان روی ‌گردانده، به همجنس‌بازی گراییدند. حضرت لوط (علیه‌السّلام) در آیات ۸۰‌ـ‌۸۱ اعراف، آنان را از ارتکاب این عمل زشت، پرهیز داده، از اسراف‌کاران می‌شمرد: «بَل‌اَنتُم قَومٌ مُسرِفون». در ادامه این آیات و در آیات ۳۲‌ـ‌۳۴ ذاریات ، «لِنُرسِلَ عَلیهِم حِجارَةً مِن طِین ••• مُسوَّمةً عِندَ رَبِّکَ لِلمُسرِفین» به سرانجام رقّت‌بار آن قوم اشاره می‌کند: خداوند ، فرشتگان عذاب را با سنگ‌هایی ویژه بر سر آنان فرو فرستاد و همه مسرفان را نابود کرد. هرگونه رفتار نادرست و خارج از حدّ اعتدال نیز در فرهنگ قرآن، اسراف شمرده شده است در آیه ۱۴۷ آل‌عمران ، مردان الهی و یاران پیامبران، از خداوند درباره گناهان خود و افراط و تفریط در کارهای خویش، طلب آمرزش کرده و ثبات قدم و پیروزی بر قوم کافران را از او درخواست می‌کنند: «رَبَّنا اغفِرلَنا ذُنوبَنا و اِسرافَنا فِی اَمرِنا». برخی تعبیر «اسرافنا فِی اَمرِنا» را به معنای گناهان کبیره دانسته‌اند ولی اطلاق واژه «اسراف» و «امر» با محدود ساختن آن منافات دارد، بنابراین در آیه پیش‌گفته، هرگونه خروج از حدّ اعتدال بر اثر جهل و غفلت یا از روی عمد ، نکوهش شده است. خداوند در آیه ۲۸ کهف ، از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌خواهد به سوی کسانی نگراید که غفلت بر قلبشان چیره شده و از هوای نفس پیروی می‌کنند: «و لاَ تُطِع مَن اَغفَلنا قَلبهُ عَن ذِکرِنا واتّبعَ هَولـهُ و کَانَ اَمرُه فُرُطًا» خداوند این اشخاص را به افراط‌کاری و اسراف وصف کرده است. برخی تعبیر «وَ کَانَ اَمرُه فُرُطًا» را به معنای نابودی یا مخالفت با حق دانسته‌اند امّا گویا گمراهی و نابودی، نتیجه افراط بوده و مخالفت با حق نیز از مصادیق آن است. ۲۲. ۳ - اسراف اجتماعی استبداد ، خودکامگی، استکبار ، استثمار ، خونریزی ، ستم و هرگونه فساد اجتماعی از مصادیق بارز اسراف به شمار می‌رود. خداوند در سوره مائده ، پس از بیان نزاع‌ هابیل و قابیل که سرانجام آن تحقق نخستین فساد بر روی زمین بود، بنی‌اسرائیل را از ریختن خون بی‌گناهان و فساد بر زمین نهی کرده و از فسادهای اجتماعی آنان به اسراف تعبیر می‌کند: «ثُمّ اِنّ کَثیرًا مِنهُم بَعدَ ذلکَ فِی‌الاَرضِ لَمُسرِفون» مفسران در توضیح اسراف‌کاری بنی‌اسرائیل، مواردی را بر شمرده‌اند: حلال شمردن حرام‌های الهی، قتل و خونریزی، کفر و شرک ، مخالفت با پیامبران، پیروی از هوای نفس، ارتکاب گناهان و هرگونه تجاوز به حریم حق و حقیقت. خداوند در این آیه، قانون‌شکنی و سرپیچی از دستورهای الهی را مصداق اسراف شناسانده است. به تصریح قرآن، حکمِ قضایی اسراف و فساد در جامعه، اعدام و تبعید است. در آیه ‌۸۳ یونس به ترس و نگرانی یاران موسی (علیه‌السّلام) از فرعون و سپاهیانش اشاره شده، فرعون را مستبدّی برتری‌جو می‌شمرد که در زمره مسرفان است: «اِنّ فِرعَونَ لَعال فِی‌الاَرضِ و اِنّهُ لَمنَ‌المُسرِفین» فرعون با ادعای خدایی و ارتکاب قتل و ستم بسیار و عصیان و طغیان آشکار در برابر خداوند، از مصادیق بارز مسرفان به‌شمار می‌رود. آیات ۳۰‌ـ‌۳۱ دخان نیز به نجات بنی‌اسرائیل از عذاب‌ها و شکنجه‌های فرعونیان اشاره کرده و فرعون را مردی متکبّر و اسراف‌کار خوانده است: «اِنّهُ کانَ عالِیًا مِنَ المُسرِفین» حضرت صالح (علیه‌السّلام) در آیات ۱۴۱‌ـ‌۱۵۲ شعراء با‌ اندرز قوم ثمود ، آنان را به تقوای الهی و اطاعت از پیامبر خدا فرا می‌خواند. سپس آنان را از پیروی مسرفان پرهیز داده، این گروه را مفسد در زمین می‌شناساند که هیچ‌گاه به اصلاح امور اقدام نمی‌کنند: «و لاَ تُطیعُوا اَمرَ المُسرِفینَ• الَّذینَ یُفسِدونَ فِی‌الاَرضِ و لاَ یُصلِحون» مفسران، بزرگان و رؤسای قوم ثمود را مصداق اسراف‌کاران در این آیات دانسته و تجاوز و افساد آنان را موجب حلول عذاب الهی شمرده‌اند، زیرا فساد، همواره عذاب خداوند را در پی دارد. ۲۲. ۴ - اسراف در حقوق دیگران تجاوز به حقوق دیگران در دو بخش حقوق عمومی و خصوصی، از مصادیق روشن اسراف اقتصادی است: ۲۲.۴. ۱ - حقوق عمومی «و ءَاتِ ذَا القُربی حَقّهُ والمِسکَین و ابنَ‌السَّبیلِ و لاَتُبذِّر تَبذِیرًا ••• اِنّ المُبَذِّرینَ کَانوا اِخونَ الشَّیـاطینِ و کَان الشَّیطـنُ لِربّهِ کَفورًا». خداوند در این آیات به اعطای بخشی از اموال عمومی به نزدیکان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، بیچارگان و در راه‌ماندگان دستور داده است. سپس از تبذیر نهی کرده و مبذّران را برادران شیاطین خوانده و ناسپاسی‌ شیطان را یادآور شده است. مفسران در این آیه، مصادیق متعددی برای تبذیر بیان کرده‌اند: توزیع اموال در راه باطل و معصیت و فساد، صرف دارایی از روی ریا و فخرفروشی به‌ شکل غیر‌ عادلانه، خارج از چارچوب و برنامه معیّن و بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع و به‌طور کلّی هر نحوه‌ای از توزیع که با دستورهای خداوند مخالف بوده و به نابودی دارایی منجر‌ شود. حرمت تبذیر، به اموال عمومی اختصاص نداشته، آیه پیش‌گفته قابلیت تعمیم به هر مورد مشابه دیگر را دارد، بنابراین، هرکس دارایی خود یا دیگران را در مسیری نادرست و به شکلی ناشایست، توزیع یا مصرف کند، مبذّر است. برخی از فقیهان اهل‌سنت به استناد آیه پیش‌گفته، به لزوم حَجْر مبذّر (منع او از مصرف مبذّرانه اموالش) قائل شده‌اند؛ ۲۲.۴. ۲ - حقوق خصوصی «وابتَلُوا الیَتـمی‌... فَاِن ءَانَستُم مِنهُم رُشدًا فَادفَعوا اِلَیهِم اَمولُهم و لاَ تاکُلوها اِسرافًا و بِدارًا اَن یَکبَروا و مَن کانَ غَنِیًّا فَلیَستَعفِف و مَن کانَ فَقیرًا فَلیاکُل بِالمَعروف...» در ‌این آیه، تصرّف نامشروع در اموال یتیم ، اسراف شمرده شده و سرپرست یتیم از امور ذیل، منع می‌شود: استفاده از مال یتیم در صورت بی‌نیازی، استفاده از آن بیش از حدّ نیاز، استفاده بیش از اُجرت عمل نگهداری یتیم، و ممانعت از پرداخت مال یتیم به وی از ترس آنکه مانع از استمرار استفاده ولیّ از آن‌ شود. خداوند از سوی دیگر استفاده درست و عادلانه از مال یتیم را برای سرپرستی که فقیر باشد، جایز شمرده است. ۲۲. ۵ - اسراف قضایی و کیفری داوری و قضاوت ناعادلانه که گاه بر کذب و دروغ استوار است، از مصادیق اسراف به شمار می‌رود. مؤمن آل‌فرعون در آیه ۲۸ غافر پیش از بیان اسراف اعتقادی فرعونیان، به اسراف آنان در قضاوت اشاره می‌کند. او پس از صدور حکم اعدام برای موسی، خطاب به فرعونیان می‌گوید: آیا می‌خواهید مردی را به سبب اعتقاد به خدای یگانه بکشید، در حالی‌که ادلّه روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟. .. خداوند اسراف‌کار و بسیار دروغگو را هدایت نمی‌کند: «اِنّ اللّهَ لاَیَهدِی مَن هو مُسرِفٌ کَذّاب.» برخی نیز این سخن مؤمن آل‌فرعون را درباره موسی (علیه‌السّلام) دانسته‌اند که اگر وی به راستی قصد دارد با ادعای دروغین نبوّت، به اسراف و فساد در جامعه بپردازد، بدانید که خداوند هیچ‌گاه مسرفان دروغ‌گو را با معجزات گوناگون، حمایت نکرده و در مسیر گمراهی موفقشان نمی‌گرداند. در این صورت، این کاربرد اسراف نیز از مصادیق اجتماعی آن به شمار خواهد‌ رفت. مجازات مجرم از منظر قرآن باید عادلانه و به‌اندازه جرم او باشد خداوند در آیه ۳۳ اسراء از کشتن بی‌گناهان نهی کرده و در صورت ارتکاب قتل، برای ولیّ مقتول حقّ قصاص در نظر گرفته است؛ امّا اسراف در اجرای حکم را ممنوع می‌شمارد: «فَلاَ یُسرِف فِی‌القَتِل اِنّهُ کانَ مَنصورًا» اسراف در اجرای حکمِ قصاص، شامل هر یک از موارد زیر می‌شود: کشتن شخصی غیر از قاتل، کشتن بیش از یک نفر در برابر هر قتل، مگر در صورت مشارکت چند نفر در آن، مُثله کردن و قطعِ اعضای بدن قاتل پس از قصاص، کشتن قاتل پیش از صدور حکم قاضی، کشتن قاتل به شیوه‌ای دردناک‌تر از کشتن مقتول و کشتن قاتل پس از عفو وی از جانب ولیّ مقتول و گرفتن دیه از او. ۲۲. ۶ - اسراف اقتصادی این نوع اسراف، مصادیق گوناگونی دارد: ۲۲.۶. ۱ - اسراف در مصرف «... کُلوا واشرَبوا و لاَ تُسرِفوا اِنّهُ لاَ یُحبُّ المُسرِفین» خداوند در این آیه پس از بیان جواز عمومی در مصرف، از اسراف نهی و در ادامه، از تحریم امور حلال نیز منع کرده است، بر همین اساس، در بیان مقصود از این‌گونه اسراف، دو وجه نقل شده است: اسراف در خوردن و آشامیدن و زیاده‌روی در حرام شمردن نعمت‌های الهی. خداوند با بیان عدم تعلّق محبّت الهی به اسراف‌کاران، به حرمت اسراف اشاره و مسرفان را سرزنش می‌کند البته مقدار محرومیت اسراف‌کاران از محبت الهی به نوع و میزان اسراف آنان بستگی دارد، بر همین اساس، برخی برای اسراف دو نوع حکم شرعی ذکر کرده‌اند: کراهت در موارد خفیف و حرمت در موارد دیگر. برخی چون تفکیک میان این دو نوع اسراف بر ایشان روشن نبوده، آیه پیش‌گفته را به دلیل عدم حرمت همه اقسام اسراف، منسوخ پنداشته‌اند. این در حالی است که فقیهان در حرمت قدر متیقّن اسراف، اجماع دارند، تا‌ آنجا که می‌توان آن را از ضروریات دین شمرد. برخی نیز آن را از گناهان‌ کبیره شمرده‌اند. اسراف در مصرف، به یکی از گونه‌های ذیل است: یک. تضییع و اتلاف هرگونه شیء قابل استفاده. دو. بدون استفاده گذاردن هرگونه سرمایه. سه. مصرف اشیا به نحوی که فایده مادّی یا معنوی به بار نیاورد. چهار. مصرف بیش از میزان درآمد به نحوی که در شان او نباشد؛ مانند خرید وسایل تزیینی برای کسی که توان تامین معاش خود را ندارد، از همین‌رو امام‌ صادق (علیه‌السّلام) کسی را که برای مصرف بیش از درآمد خود، دست نیاز به سوی دیگران دراز کند مسرف خوانده است. پنج. ‌مصرف بیش از حدّ و افزون بر نیاز؛ مانند خرید چند خانه یا‌ پرخوری. افزون بر این موارد، هرگونه مصرف سرمایه در راه گناه یا در نظر گرفتن ارضای شهوات در رفع نیازهای جسمانی، نیز از دیدگاه دینی مصداق اسراف شمرده می‌شود. روایاتی که مصرف زیاد در اموری چون استعمال عطر ، روشنایی ، خوراک ، وضو ، حج و عمره را اسراف نشمرده ناظر به عدم تحقق اسراف در این امور نیست، بلکه به اهمیّت و مطلوبیّت بیش از حدّ آن‌ها اشاره دارد. اسراف، هر چند بسیار‌ اندک باشد، اگر برای انسان زیان‌بار باشد، حرام‌ است و حکم «اِنَّهُ لاَ یُحِبُّ المُسرِفیِنَ» افرادی را نیز دربر می‌گیرد که زمینه اسراف را برای دیگران مهیا می‌کنند. ۲۲. ۷ - اسراف در انفاق «والّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا و لَم یَقتُروا و کانَ بَینَ ذلکَ قَواماً؛ درباره مقصود از اسراف در انفاق، اقوال زیر ذکر شده است: انفاق در راه معصیت و گناه، انفاق از روی ریا و فخرفروشی ، و انفاق بیش از حدّ به‌گونه‌ای که موجب ناتوانی انسان از انجام دادن دیگر کارهای واجب خود شود. خداوند در آیه ۲۱۹ بقره به تبیین حد اعتدال در انفاق پرداخته و می‌فرماید: از تو می‌پرسند: چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: از مازاد نیازمندی خود؛ نیز در آیه ۲۹ اسراء برای روشن شدن حدّ اعتدال در انفاق، مَثَلی برای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بیان می‌کند که هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن [ کنایه از ترک انفاق ] و آن را یکسره مگشای که نکوهیده و درمانده‌نشینی. میان نهی از اسراف در امور خیر ، و سفارش به انفاق و ایثار، هیچ‌گونه تعارضی نیست، زیرا مصداق اسراف در امور خیر، جایی است که انسان بر اثر زیاده‌روی در عمل خیر، از رسیدگی به امر مهم دیگری فرومانَد یا آن عمل خیر را به‌گونه‌ای برآوَرد که مطلوب خداوند واقع نشود، بر همین اساس، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: هرکس نابجا انفاق‌ کند، اسراف کرده و هرکس در جای خود از انفاق روی گرداند بخل ورزیده است. امام‌ صادق (علیه‌السّلام) نیز می‌فرماید: بسا فقیری که اسراف‌کارتر از ثروتمندان باشد، زیرا فقیر اگر انفاق‌کند، نابجا انفاق کرده است؛ ولی ثروتمند از آنچه خدا به او داده انفاق می‌کند. اگر عمل خیر به این حدّ برسد دیگر نمی‌توان آن را خیر نامید. آیه ۱۴۱ انعام پس از بیان جواز استفاده از ثمره زراعت و وجوب پرداخت حق مستحقان، از اسراف نهی می‌کند: «... ‌کُلوا مِن ثَمرِهِ اذا اَثمرَ و ءَاتوا حَقّهُ یَومَ حَصادِهِ و لاَ تُسرِفوا انّهُ لاَ یُحبُّ المُسرِفین». در شان نزول این آیه گفته‌اند: برخی مسلمانان بیش از حدّ لازم به انفاق می‌پرداختند و خود، در امرار معاش با مشکل مواجه می‌شدند، از این‌رو خداوند زیاده‌روی در انفاق را نهی و نکوهش می‌کند. بر همین اساس، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) افراط در انفاق را چون ممانعت از پرداخت حدّ واجب آن، ناپسند دانسته است. درباره معنای «لاَ‌تُسرِفوا» در این آیه، آرای دیگری نیز نقل ‌شده است: انفاق در راه گناه و معصیت، ممانعت از پرداخت حق تهیدستان، اسراف در مصرف ثمره زراعت، قرار دادن سهمی از محصول برای بت‌ها و بتخانه‌ها و نهی از گرفتن مال مردم، بیشتر از حدّ واجب (خطاب به متولّیان گرفتن زکات). ۲۲. ۸ - اسراف در افعال اسراف در افعال آن است که آنچه را که سزاوار نباشد به جای آورد. یا آنچه سزاوار است بکند ترک نماید. چنانچه قوم لوط را که مرتکب عمل زشت و شنیع لواط می‌شدند مسرف خوانده و می‌فرماید: «انکم لتاتون الرجال شهوة من دون النساء بل انتم قوم مسرفون؛ جز این نیست که شما از روی شهوت نزد مردان می‌روید و زنان را ترک می‌کنید بلکه شما گروه اسراف‌کنندگانید» زیرا بذر را در غیر محل زرع قرار می‌دهید. بلکه هر گناه فعلی یا قولی که از انسان سر زند اسراف است و هر گناه‌کاری مسرف است. چنانچه در سوره زمر می‌فرماید: «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم؛ بگو‌ ای بندگان من که اسراف کرده‌اند به انجام گناهان زیاد بر ضرر نفس‌های خودشان (یعنی افراط نمودند و از حد معصیت را گذرانده‌اند) از رحمت خدا نومید نشوید» یعنی رو به خدا آورند تا خدا ‌آنها را رحمت فرموده بیامرزد. سزاوار است که مؤمنین در امور مباح هم سعی کنند که اسرافی از آنها سر نزند مانند اسراف در خواب و بیداری و حرف زدن و خوردن چنانچه در حدیث است خدا دشمن می‌دارد هر پرخور پرخوابی را. و به‌طور کلی هر کاری که به آن اشتغال دارند، سعی کنند از حد تجاوز نکند و برای دانستن شرح و تفصیل این مطلب به کتاب معراج السعاده و حلیة المتقین و سراج الشیعه و غیره، از کتاب‌هایی که در باب آداب زندگی و معاشرت از نظر شرع مقدس رسیده مراجعه نمایند. منبع: جامع البیان، ج‌۲۴، ص‌۸۷ · غافر/سوره۴۰، آیه۳۴-۳۵ · قصص/سوره۲۸، آیه۳۸ · یونس/سوره۱۰، آیه۸۳ · طه/سوره۲۰، آیه۱۲۷ · مؤمن/سوره۴۰، آیه۴۳ · یس/سوره۳۶، آیه۱۳-۱۹ · زخرف/سوره۴۳، آیه۵ · التحقیق، ج‌۵، ص‌۱۱۱، «سرف · زمر/سوره۳۹، آیه۵۳ · التفسیر الکبیر، ج‌۲۷، ص‌۲‌‌۳ · مجمع‌البیان، ج‌۸، ص‌۷۸۵ · یونس/سوره۱۰، آیه۱۲ · التفسیر الکبیر، ج‌۱۷، ص‌۵۲‌‌۵۳ · مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۶۸۴‌‌۶۸۵ · اعراف/سوره۷، آیه۸۰-۸۱ · ذاریات/سوره۵۱، آیه۳۲-۳۴ · التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۱۸ · راهنما، ج‌۳، ص‌۱۰۴ · آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۴۷ · جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۱۲۰ · مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۸۵۵ · کهف/سوره۱۸، آیه۲۸ · تفسیر ماوردی، ج‌۳، ص‌۳۰۲ · جامع‌البیان، مج‌۹، ج‌۱۵، ص‌۲۹۵ · تفسیر نمونه، ج‌۱۵، ص‌۳۰۷ · مائده/سوره۵، آیه۳۲ · جامع‌البیان، ج‌۸، ص‌۳۴۴ · راهنما، ج‌۴، ص‌۳۵۴ · مائده/سوره۵، آیه۳۳ · مجمع‌البیان، ج‌۵، ص‌۱۹۲ · دخان/سوره۴۴، آیه۳۰-۳۱ · شعراء/سوره۲۶، آیه۱۴۱-۱۵۲ · مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۳۱۳ · المیزان، ج‌۱۵، ص‌۳۰۶ · اسراء/سوره۱۷، آیه۲۶‌‌۲۷ · جامع‌البیان، ج‌۱۵، ص‌۹۵ · کشف‌الاسرار، ج‌۵، ص‌۵۴۴ · جامع‌البیان، مج‌۹، ج‌۱۵، ص‌۹۵ · التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۳۸، «بذر · مجمع‌البیان، ج۶، ص۶۳۳ · تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۱۸ · التفسیر الکبیر، ج‌۲۰، ص‌۱۹۳‌‌۱۹۴ · تفسیر قرطبی، ج‌۱۰، ص‌۱۶۱ · احکام‌القرآن، ج‌۳، ص‌۲۹۲ · مجمع‌البیان، ج‌۶، ص‌۶۳۴ · نساء/سوره۴، آیه۶ · مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۱۶ · التفسیر الکبیر، ج‌۹، ص‌۱۹۰ · غافر/سوره۴۰، آیه۲۸ · مفاهیم اخلاقی، ص‌۳۵۶‌ـ‌۳۵۷ · اسراء/سوره۱۷، آیه۳۳ · الکافی، ج۷، ص۳۷۱ · التفسیر الکبیر، ج‌۲۰، ص‌۲۰۳ · تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۲۹۱ · جامع‌البیان، ج‌۱۵، ص‌۱۰۵‌‌۱۰۶ · الدرالمنثور، ج‌۵، ص‌۲۸۳ · تفسیر ماوردی، ج‌۳، ص‌۲۴۰ · اعراف/سوره۷، آیه۳۱ · مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۶۳۸ · جامع‌البیان، ج‌۱۰، ص۱۵۵ · التحقیق، ج‌۵، ص‌۱۱۱ · التحریر و التنویر، ج‌۸، ص‌۹۸ · الفروق اللغویه، ص‌۱۱۵ · التحریر و التنویر، ج‌۸، ص‌۱۲۳ · عوائد الایام، ص۶۱۹ · عوائد الایام، ص۶۳۳‌‌۶۳۵ · عوائدالایام، ص‌۶۳۳‌‌۶۳۵ · تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۱۳ · الدرالمنثور، ج‌۳، ص‌۴۴۴ · عوائد الایام، ص‌۶۳۶‌‌۶۳۷ · احکام‌القرآن، ج‌۳، ص‌۵۲ · الفرقان، ج‌۸‌ـ‌۹، ص‌۸۵ · فرقان/سوره۲۵، آیه۶۷ · جامع‌البیان، ج‌۱۹، ص‌۴۸ · تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۱۱۷ · التفسیر الکبیر، ج‌۲۴، ص‌۱۰۹ · جامع‌البیان، مج۱۱، ج‌۱۹، ص‌۴۸ · بقره/سوره۲، آیه۲۱۹ · اسراء/سوره۱۷، آیه۲۹ · مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۲۸۰ · الکافی، ج‌۴، ص‌۵۵ · انعام/سوره۶، آیه۱۴۱ · جامع‌البیان، ج‌۹، ص‌۶۱۷ · تفسیر ماوردی، ج‌۲، ص‌۱۷۸ · المیزان، ج‌۷، ص‌۳۶۳‌‌۳۶۴ · مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۵۷۹ · تفسیر ماوردی، ج‌۲، ص‌۱۷۸‌‌۱۷۹ · تفسیر المنار، ج‌۸، ص‌۱۳۸ · التفسیر الکبیر، ج‌۱۳، ص‌۲۱۴ · جامع‌البیان، ج‌۹، ص۶۱۷ · اعراف/سوره۷، آیه۸۱

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین