دکترین
تقسیمات حق در حقوق معاصر — به نظر می رسد تقسیم بندی مذکور
) حق دینی حقی است که شخص نسبت به دیگری پیدا می کند و به موجب آن می تواند انجام کاری را از او بخواهد. موضوع حق دینی می تواند (۱) انتقال مال، ۲) انجام دادن کار یا ۳) خودداری از انجام دادن کار باشد.
به نظر می رسد تقسیم بندی مذکور از برخی جنبه ها قابل خدشه است؛ چرا که اولاً حقوقی وجود دارند که در هیچ یک از اقسام فوق قرار نمیگیرن گیرند؛ مانند حق خیار فقها در تعریف حق خیار گفته اند: «حق فسخ العقد». حق خیار نه حق عینی است و نه حق دینی. حق عینی نیست چون صاحب خیار هیچ گونه سلطه ای نسبت به عین ندارد و اگر طرف مقابل عین را بفروشد، معامله باطل نیست و از طرفی، حق دینی نیز نمی تواند باشد؛ چرا که صاحب خیار از کسی طلبی ندارد تا مطالبه کند. حق شفعه نیز همین طور است. حقوقی نظیر حق تألیف و مالکیت سهام در شرکتهای سهامی نیز چنین هستند.
به علاوه در این تقسیم، ملک یکی از اقسام حق قرار می گیرد، در حالی که ویژگی های ملک کاملاً با ویژگی های حق متفاوت است؛ از جمله این که ملک قابل هر ا کا توزیان ناصر، مقدمه علم حقوق، ص ۲۵۶۲۶۰.
گونه داد و ستد است، در حالی که حق قابل معامله از طریق بیع نیست؛ یا ملک قابل اعراض است، اما حق در اغلب موارد قابل اسقاط است. سرانجام این که معلوم نیست در این تقسیم، حق اولویت در کجا قرار می گیرد؟ حق اولویت، قابل اعراض، و مانند ملک است.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
