دکترین
خیار غبن
مقصود از خیار غبن این است که هر یک از متعاملین که در معامله ، غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن میتواند معامله را فسخ کند، قانونگذار ، غبن موجب خیار را مقید به فاحش بودن کرده است، در نتیجه غبن ناچیز یا جزئی در هنگام معامله از این حیث فاقد اثر حقوقی است. همچنین قید فاحش بودن نشانه این است که قانونگذار خود به سطوح مختلف غبن توجه داشته است و صرفاً میزان قابل توجه (فاحش) آن را مایه ایجاد حق فسخ دانسته است. ملاک تشخیص فاحش بودن غبن، عرف است؛ به این معنا که اغلب مردم، در بیشتر معاملات، نباید چنین غبنی را قابل مسامحه و چشم پوشی بدانند و تحمیل غرور و فریب را به مغبون تأیید نمایند، بنابراین جهت تشخیص فاحش بودن غبن، نظر عرف و اهل خبره ملاک است، البته چنانچه بایع ، به ارزش واقعی مبیع آگاه بوده؛ ولی بنا بر ملاحظاتی به نفع خریدار ، کالای خ.
ر. ب. قیمتی پایینتر بفروشد؛ دیگر نمیتواند با استناد به خیار غبن فاحش ، معامله را فسخ نماید؛ زیرا خود او، قاصد در تسامح و چشم پوشی نسبت به بخشی از حق خویش بوده است، همچنین هیچیک از طرفین، در عقد معاوضه ای که بهای واقعی عوضین ، کمتر درخور توجه آنان بوده؛ و در واقع عقد را به منظور رسیدن به فواید دیگری منعقد نمودهاند؛ و منافع حاصل از قرارداد را بر ارزش مال خود مقدم دانستهاند؛ به بهانه وجود خیار غبن فاحش، حق بر هم زدن معامله را ندارند.
منبع: <a class="artref" href="/ماده/ماده-416-a_0815110236063">ماده 416 قانون مدنی</a> · «ماهیت و آثار حقوقی اسقاط خیار غبن؛ نقد و بررسی رای وحدت رویه شماره 821 دیوان عالی کشور (02/02/ 1402)»، دو فصلنامه نقد و تحلیل آراء قضایی، 2024 · شرح قانون مدنی (جلد اول)، گنج دانش، 1386 · کلیات حقوق اسلامی، رهام، 1381 · حقوق مدنی (جلد پنجم) (قواعد عمومی قراردادها، انحلال قرارداد، خیارات)، شرکت سهامی انتشار، 1376
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
