Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

۱۱۹ اخبار به سود دیگری و ضرر خود: اخبار به حق» به تنهایی ماهیت اقرار را معین نمیکند زیرا شهادت و سوگند و ادعا نیز از مقوله اخبار است. آنچه این اخبار را ممتاز از اقسام دیگر می کند، این است که اقرار به سود دیگری و ضرر مقر است و همین ویژگی باعث اعتبار استثنایی آن می شود. انسان عاقل و آگاه اقدامی به ضرر خود نمیکند، مگر این که به درستی آنچه می گوید یقین داشته باشد اخبار به سود مقر ادعا است و اگر مؤکد به شهادت خدا یا مقدس دیگر باشد، سوگند است و اخبار به سود دیگری و ضرر شخص ثالث، شهادت است. پس تنها اخباری اقرار نامیده می شود که به سود دیگری و ضرر مقر باشد به عنوان مثال مدعی در دادگاه اعلام می کند که طرف دعوا کالایی را به او فروخته و از تسلیم آن ترتب الاحکام لیس بالاقرار بل بخطاب الشرع تکلیفی او وضعیً و انها الاقرار مثبت للموضوع». ابری و رو، ج ۱۲ به وسیله بارتن و اسمن، ش ۷۵۱ - <a class="artref" href="/ماده/ماده-408-a_0815110236055">ماده ۴۰۸ قانون مدنی</a> مصر که اقرار را اعتراف به واقعه قانونی مورد ادعا تعریف کرده است نه اخبار به حق احمد سنهوری الوسیط، ج ۲، ش ۲۴۸. گوبو و بیر همان کتاب، ش ۱۲۲۸. خودداری می کند و شاهدانی به سود او گواهی می دهند. طرف دعوا به وقوع بیع اعتراف می کند، یعنی آنچه را که به زبان او مورد استناد قرار گرفته است. در این فرض، سه اخبار گوناگون دیده می شود؛ اخبار نخست به سود اعلام کننده است و اخبار دوم به زبان مقر نیست، ولی اخبار سوم اقرار و قاطع اختلاف در وقوع بیع است. در فرضی که اقرار به زبان گوینده است ولی برای مدعی ثمری ندارد: مانند این که خوانده در برابر دعوای ملکیت اقرار کند که مالک آن نیست این گفته در برابر مدعی اقرار نیست و گروهی از فقیهان گوینده را مأخوذ به آن نمی دانند به این دلیل که با انکار ملکیت از مالک سلب حق نمی شود. با وجود این هر چند این کلام اقرار نیست، ولی می تواند قرینه ای بر درستی ادعای بعدی او باشد. ۱۲۰ آیا لفظ از ارکان تحقق اقرار است: در ماده ۱۲۶۰ ق.م. اقرار به عبارتی بیان شده که ظاهر آن وقوع اقرار با الفاظ است. ماده ۱۲۶۰ در این باره اعلام می کند که اقرار واقع می شود به هر لفظی که دلالت بر آن آیده و ماده ۱۲۶۱ می افزاید: «اشاره شخص لال که صریحاً حاکی از اقرار باشد صحیح است از مفاد این دو ماده ممکن است چنین استفاده شود که اقرار عبارت از بیان واژه هایی است که دلالت بر وجود حقی به زبان گوینده و سود دیگران داشته باشد. نفوذ اشاره نیز منوط به ناتوانی از سخن گفتن و از موارد استثنایی است و به همین دلیل قانونگذار ناچار از بیان آن شده است. منتها وجود کتبی لفظ نیز همانند وجود کلامی آن است؛ چنان که ماده ۱۲۸۰ ق.م. اعلام میکند اقرار کتبی در حکم اقرار شفاهی است و به عنوان مثال قید دین در دفتر تجار به منزله اقرار کتبی است ماده ۱۲۸۱ ق.م.) این نظر در فقه نیز پشتوانه ای دارد، زیرا نه تنها بسیاری از فقیهان اقرار را با کلمه لفظ معنی کرده اند یا مبحثی را به صیغه اقرار اختصاص داده اند، یکی از نامدارترین آنان به صراحت اقرار را از مقولة الفاظ شمرده است و از ظاهر عبارت دیگران نیز چنین فهمیده است. با وجود این به دشواری می توان چنین نظریه ای را پذیرفت، چرا که آنچه دلالت بر واقع می کند معنایی است که در ضمیر او می گذرد و لفظ خبر از آن می دهد. سهم لفظ جز اخبار از معنی و مدلول آن در میرفتاح مراغه ای، عناوین، ج ۲. محقق شرایع کتاب اقرار - شهید ثانی، مسالک ج ۲، کتاب اقرار. شیخ محمد حسن نجفی جواهر الکلام، ج ۳۵، ص ۵ - و در فقه عامه، رک. احمد الحصری، علم القضاء، أدلة الاثبات فی الفقه الاسلامی، ج ۲، ص ۱۹ به بعد. ذهن امر دیگری نیست و از این حیث تفاوتی با امور انشایی ندارد. به همین دلیل است که اقرار را اخبار گفته اند، وگرنه، اگر لفظ و عبارت اقرار محسوب می شد، بایستی آن را انشاء می شمردند زیرا الفاظ را ذهن انشاء و اعلام می کند. آنچه مایه تفاوت اقرار از انشاء می شود، مدلول اخبار و کیفیت اراده و دلالت است نه انشاء لفظ بنابراین باید با فقیهانی همراه شد که اخبار را از مقوله الفاظ شمرده اند و اقرار را مدلول آن حتی باید پا را فراتر نهاد و اعتبار لفظ را تنها به دلیل وسیله شایع عرفی برای بیان اقرار شمرد. حقوق از صنایع لفظی و ادبی نیست؛ علمی انسانی و اجتماعی است. از آن صنایع و فنون بهره می برد، ولی نهادهای آن بر پایه اراده و رفتار انسان استوار است و هدفی اجتماعی دارد. از شیوه نگارش ماده ۱۲۶۰ نباید فریفته شد و اقرار را از سنخ الفاظ شمرد. این شیوه نگارش در تعریف بیع هم به کار رفته است و اندیشمندان در سایر قراردادها از آن استفاده کرده اند مواد ۳۳۹ و ۱۳۴۰ ق.م.)، ولی هیچ کس بیع و اجاره و قرض را از مقولة الفاظ نمی شمرد. این طرز بیان میراث کهن دوران تکیه بر تشریفات و صورتها است و امروز باید در سایه اصولی مانند حکومت اراده ماده ۱۰ ق.م. معنی و تفسیر شود. حقیقت این است که واکنشهای درونی انسان برای ورود به جهان حقوق باید به گونه ای اعلان شود و چهره خارجی بیابد. لفظ وسیله عرفی و طبیعی بیان اراده انسان است، ولی نباید اثر آن را بیش از ابزار بیان شمرد و جوهر اعمال ارادی را با آن درهم آمیخت.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 34

آرای مرتبط 7

نظریات مشورتی 2

نشست‌های قضایی 1

مواد مرتبط 3

دکترین 21

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین