Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

مشروط علیه را به طریق مقتضی مجبور به ایفای مفاد شرط می کند. چنانچه اجبار مشروط علیه به اینکه مفاد شرط را بالمباشره انجام دهد، ممکن نباشد، اگر مفاد شرط قابل استنابه باشد، یعنی عمل قید مباشرت نداشته باشد و انجام دادن آن توسط دیگران نیز امکان پذیر باشد، حاکم به حساب مشروط علیه انجام دادن آن را به دیگری می سپارد و چنانچه مشروط علیه از پرداخت هزینه امتناع کنند. حاکم هزینه صرف شده را از دارایی او بر می دارد. دلیل فقهی این مسئله بولایته حاکم بر ممتنع است و حاکم بدین وسیله از ضرر مشروط له جلوگیری می کند. در فرض عدم امکان اجبار ممتنع برای مشروط له خیار فسخ به وجود می آید. از نظر فقهی دلیل تحقق حق خیار در فرض عدم بامکان اجبار ممتنع، قاعده لا ضرر است. چنانچه اجبار ممتنع ممکن نباشنده خواه از آن رو که نوع عمل اجبار پذیر نیست و خواه به این علت که دسترسی به حاکم ممکن نیست، ادامه لزوم عقد برای . البته شهید اول در این مسئله عقیده مخالف دارد. به عقیده ایشان شرط لزوم و وجوب نمی یابد، بلکه عقد لازم به دلیل وجود شرط خیاری و جایز می شود. شهید اول در ادامه استدلال خود می گوید: ه در موارد شرط نتیجه، مفاد شرط با تحقق عقد محقق میشود و لزوم شرط به تبع لزوم عقد تحقق می یابد، مثل آنکه وکالت در ضمن عقد لازم به نحو شرط نتیجه ملحوظ گردد؛ ولی اگر مفاد شرط یک امر منفصل از عقد و ممکن الوقوع باشد، مثل مواردی که شرط فعلی در ضمن عقد مندرج گردی در حقیقت عقد بر یک امر ممکن الوقوع معلق شده است و چیزی که بر یک امر ممکن معلق شده باشد، خود ممکن الوقوع خواهد شد نه آنکه شرط لازم الاجرا گردد و بنابراین نتیجه این گونه اشتراط منقلب شدن عقد لازم به عقد جایز است» (الروضة البهیه شرح لمعه)، ج ۱، ص ۳۸۶). این نظریه به وسیله فقهای دیگر از جمله شهید ثانی مورد ایراد قرار گرفته و گفته شده که شرط منفصل از عقد نیست، بلکه اثر شرط که استحقاق مشروط له به مفاد شرط است، متصل به عقد است و همراه با انشای شرط حاصل میشود. به سخن دیگر آنچه به شکل منفصل انجام می گیرد، عمل بر طبق شرط است، نه اصل استحقاق. . قواعد فقه، ج ۳، تألیف نگارنده، قاعده الحکام ولی الممتنع و نیز مکاسب، ص ۲۸۳. مشروط لهی که حق او تأمین نگشته، یک امر مروی است و موضوع آن از موارد اجرای قاعدة لاخار است. به موجب این قاعده، حکم ضرری که فنزوم عقد است رفع می شود و عقد لازم به عقد جایز تبدیلی می شود. قانون مدنی ایران نیز در مواد ۲۳۸۳ ۲۴۹ در مورد اجبار مانع از نظریه مشهور فقها پیروی گرده است... اما در فقه نظریه دیگری نیز در این باره وجود دارد طبق این نظریه همین که مشروط علیه از انجام دادن شرط تخلف کند، مشروط له مختار است که با عقد را فلح کند و یا برای درخواست الزام ممتنع به انجام دادن مورد تعهد به حاکم رجوع در تأیید این نظریه می توان گفت که وجود خیار ناشی از قاعده لا ضرر است و بچه بسا رجوع به محاکم و طرح دعوا، خود موجب ضرر مشروط له باشد. بنابراین نمی توان حق خیار را قبل از مراجعه به حاکم از مشروط له سلب کرد؛ ولی قانون مدنی ایران به پیروی از شیخ انصاری و بسیاری از فقها برای حفظ اصل لزوم قراردادها نظریه ترتیب را پذیرفته است؛ یعنی اینکه قبل از تعذر اجبار، حق خیار ایجاد نمی شود. روش دادگاههای کنونی نیز بر همین نظریه استوار است. باید دانست که در صورت امتناع مشروط علیه از انجام دادن مورد شرط و تعذر اجبار، مطابق هر دو نظریه مذکور مشروط له نمی تواند بهای شرط را تقویم گرده آن را مطالبه کند، بلکه فقط حق فسخ دارد خواه تعذر و عملی نشدن مورد تعهد ناشی از شخص متعهد باشد؛ مثل آنکه به جا آوردن مورد تعهد به روز معینی مربوط باشد و متعهد در آن روز بیمار شود و خواه ناشی از تلف مورد تعهد باشد؛ خواهد فقه بخش مدنی، ج ۱، تألیف نگارنده، ص ۱۸۹ به بعد نظر دیگری در فقه ارائه شده مبنی بر اینکه دلیل خیار آن است که التزام مشروط له معلق بر وفا به شرط است و در فرض تخلف می تواند ملتزم نباشد. ⚠ احتیاط: 1 واژهٔ ناخوانا با «...» جایگزین شد. خواهد فقه بخش مدنی، ج ۱، تألیف نگارنده، ص ۱۸۹ به بعد نظر دیگری در فقه ارائه شده مبنی بر اینکه دلیل خیار آن است که التزام مشروط له معلق بر وفا به شرط است و در فرض تخلف می تواند ملتزم نباشد. خوبی (آیت الله)، ابو القاسم، منهاج الصالجین، ج ۲، ص ۴۳. قاعده شروط ۴۷ مثل آنکه موضوع ...، دوختن پارچه باشد و آن پارچه تلف شود؛ زیرا اگرچه شرط مانند جزئی از ثمن است، دقیقاً چنین نیست که جزئی از ثمن در قبال شرط قرار گرفته باشد، بلکه شرط در این حالت همچون وصف اسمت که در صورت فقدان آن نمی توان بخشی از ثمن را مطالبه کرد. به علاوه عنوان ارش فقط در صورت وجود عیب مطرح می شود و حتی در فرض وجود مین نیز امکان مطالبه آن وجود ندارد. ⚠ احتیاط: 1 واژهٔ ناخوانا با «...» جایگزین شد. خوبی (آیت الله)، ابو القاسم، منهاج الصالجین، ج ۲، ص ۴۳. قاعده شروط ۴۷ مثل آنکه موضوع ...، دوختن پارچه باشد و آن پارچه تلف شود؛ زیرا اگرچه شرط مانند جزئی از ثمن است، دقیقاً چنین نیست که جزئی از ثمن در قبال شرط قرار گرفته باشد، بلکه شرط در این حالت همچون وصف اسمت که در صورت فقدان آن نمی توان بخشی از ثمن را مطالبه کرد. به علاوه عنوان ارش فقط در صورت وجود عیب مطرح می شود و حتی در فرض وجود مین نیز امکان مطالبه آن وجود ندارد. شرط ترک فعال مادی هرگاه مفاد شرط ترک فعل مادی باشد مشروط له از چه حقوقی برخوردار می شود؟ در پاسخ باید گفت که در این حالت دو فرض متفاوت را می توان در نظر گرفت: فرض اول آنکه آنچه متعلق اراده قرار گرفته فقط عدم حدوث عملی است که ترک آن شرط شده است؛ مثل آنکه در ضمن عقد ی. ا. ط. ملتزم می شود در جلسه خاصی که در روز معینی تشکیل می شود، شرکت نکند. در این فرض اولاً هرگاه مشروط له نشانه های تخلف از شرط را ملاحظه کند، می تواند از دادگاه بخواهد که مشروط علیه را به ترکی تخلف اجبار کند و ثانیاً در فرض تحقق تخلف و ارتکاب عملی که ترک آن شرط شده است، مشروط له خیار تخلف شرط خواهد داشت.

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین