دکترین
طلب پولی
طلب پولی مصداق حق دینی است. حق دینی بین دو شخص یا بیشتر ایجاد میشود که در نتیجه آن یکی در برابر دیگری ملتزم و متعهد به ایفای رفتار معینی اعم از فعل و ترک فعل میشود. تعهدی که موضوع آن التزام به پرداخت پول باشد، تعهد پولی نامیده شده که در آن خود رفتار در تعریف کنار گذاشته شده و موضوع رفتار یعنی پول به تعهد اضافه شده است تا بهجای اصطلاح تعهد بر پرداخت پول، اصطلاح تعهد پولی استفاده شود. طرفی که ملتزم به ایفای تعهد شود، مدیون نامیده شده و طرفی که این التزام به نفع او ایجاد میشود، دائن یا طلبکار نامیده میشود، به رابطه حقوقی دینی بین طرفین نیز طلب یا دین گفته میشود که هیچیک متضاد دیگری نیست، بلکه هر دو اصطلاح، بیانگر یک تعهد کلیاند که مدیون باید با تعیین و تحویل مصداق به طلبکار به تعهد خود وفا کند، به همین سبب چون تعهد مدیون بر دادن پول است، میتوان آن را بدهی نیز نام نهاد و به مدیون، بدهکار گفت.
تعهد پولی تعهدی است که اجرای آن در نهایت از طریق پرداخت پول صورت می گیرد، بدون آنکه لزوما از زمان ایجاد رابطه حقوقی، مبلغ معین پول موضوع اصلی تعهد بوده باشد. در مسئولیت مدنی ، تعهد اولیه عامل زیان ممکن است بازگرداندن زیان دیده به وضعیت پیشین یا جبران عینی خسارت باشد و دادگاه در مرحله ارزیابی، آن را به مبلغ پول تقویم کند.
منبع: «توثیق طلب پولی (حساب دریافتنی) در قانون نمونۀ معاملات با حق وثیقۀ آنسیترال و حقوق ایران»، مطالعات حقوق خصوصی، 1401 · «نقد و توجیه رویة قضایی به هنگام جبران کاهش ارزش پول در مسؤولیت مدنی»، دو فصلنامه نقد و تحلیل آراء قضایی، 1405
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
