دکترین
قاعده تسبیب
قاعده تسبیب
بحث تسبیب، طبق رویه معمول نزد فقها، بلافاصله در ذیل عنوان اتلاف مطرح میشود؛ زیرا در حقیقت، تسبیب نوعی از اتلاف است.
▪فرق اتلاف و تسبیب
در اتلاف، شخص مستقیما و بالمباشره باعث اتلاف مالی میگردد، ولی در تسبیب، عمل مسبب مع الواسطه سبب میشود که مال غیر از بین برود. برای مثال، اگر شخصی مال منقول و یا غیر منقول دیگری را مباشرتا آتش بزند یا حیوان متعلق به دیگری را بکشد متلف است، اما اگر در مسیر عموم چاهی حفر کند و حیوان متعلق به دیگری در آن بیفتد و بمیرد، مسبب است.
▪تعریف سبب
در مورد «سبب» گفته شده، هر چیز که از وجودش وجود دیگری لازم نیاید، ولی از عدمش عدم دیگری لازم بیاید، «سبب» است، در مقابل «علت»؛ بدین نحو که هرگاه رابطه بین دو چیز به گونهای باشد که از وجود یکی وجود دیگری و از عدم یکی عدم دیگری لازم بیاید، آن «یکی» را علت تامه دیگری میگویند. پس علت تامه و سبب با وجود مشابهت، دو چیز متفاوتند. (تعریف بعضی فقها از سبب در باب غصب با آنچه در باب دیات آمده متفاوت است.) [۱]
صاحب جواهر، جواهر الکلام، ج۳۷، ص۴۶.
[۲]
صاحب جواهر، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۹۵.
[۳]
کشف اللثام، چاپ سنگی، ج۲، ص۳۰۳.
[۴]
شهید ثانی، مسالک الافهام، چاپ سنگی، ج۲، ص۴۹۴.
[۵]
ریاض المسائل، چاپ سنگی، ج۲، ص۵۳۸.
در تسبیب، عمل شخص مستقیما و مباشرتا مال دیگری را از بین نمیبرد، بلکه رابطه بین عمل شخص و تلف مال به اینگونه است که اگر آن عمل واقع نشود، تلف مال نیزاتفاق نمیافتد.
▪اقسام فعل مسبب
منظور از عمل، فعل وجودی به اصطلاح فنی فلسفی نیست، بلکه در اصطلاح حقوقی، اعم است از فعل یا ترک فعل و به عبارت دیگر در تسبیب فعل مسبب بر دو قسم صورت میگیرد:
۱. فعل مثبت، و آن فعلی است که انجامش سبب تلف مال گردد، مثل آن که کسی سنگی یا پوست میوهای را در پیاده رو بیندازد و رهگذری پایش بلغزد وبشکند یا لباسش پاره شود.
۲. فعل منفی، ترک فعلی است که سبب ورود خسارت بر غیر شود، خواه فعل مزبور تکلیف ناشی از قرارداد باشد، مانند آن که ماموران راه آهن در اثر عدم انجام وظیفه به موقع خود، سبب تصادم قطار گردند، یا آن که تکلیف ناشی از وظایف قانونی باشد، مثل آن که ولی با عدم انجام وظیفه نسبت به حفظ اموال مولی علیه موجب ورود خسارت بر اموال او گردد. همه این اقسام از موارد تسبیب است، زیرا مسبب با واسطه موجب ورود خسارت بر دیگری شده، هر چند که مستقیما و مباشرتا عامل ضرر نشده است.
▪فرق اتلاف و تسبیب
تفاوت میان اتلاف و تسبیب در همین نکته است: اولا در اتلاف مستقیما و مباشرتا خسارت از سوی زیان زننده متوجه خسارت دیده میگردد و ثانیا در اتلاف همیشه فعل مثبت موجب ورود خسارت است و هیچ گاه ترک فعل از مصادیق اتلاف نمیتواند باشد، درحالی که در تسبیب، زیان، مع الواسطه متوجه غیر میگردد و حتی با ترک فعل هم ورود زیان متصور است.
پی نوشت
علت تامه و ناقصه
علت یا بهگونهای است كه برای تحقق معلول كفایت میكند و وجود معلول متوقف بر چیز دیگری جز آن نیست، و به عبارت دیگر با فرض وجود آن، وجود معلول ضروری است كه در این صورت آن را «علت تامه» مینامند؛ و یا بهگونهای است كه هرچند معلول بدون آن تحقق نمییابد، ولی خود آن هم بهتنهایی برای وجود معلول كفایت نمیكند و باید یك یا چند چیز دیگر را بر آن افزود تا وجود معلول ضرورت یابد، و در این صورت آن را «علت ناقصه» میگویند.
Add a comment
بختیار سید نظامی
تسبیب
تسبیب، اصطلاحی در فقه و حقوق میباشد.
▪تعریف تسبیب
اتلاف مال یا ایراد جنایت بر دیگری به طور غیر مستقیم و با زمینه سازی و فراهم کردن مقدّمات را تسبیب می گویند. [۱]
قواعد فقه (محقق داماد)، ص۱۲۰.
و از عنوان تسبیب در باب غصب و دیات سخن رفته است.
▪ بیان تسبیب
تسبیب در مقابل مباشرت (انجام دادن بی واسطه کاری) اصطلاحی در فقه و از مصادیق اتلاف است. در تسبیب بر خلاف مباشرت، اتلاف با واسطه و به طور غیر مستقیم و با فراهم کردن مقدّمات آن صورت میگیرد ـ مانند کندن چاه در راه، افروختن آتش و سرایت دادن آن به ملک همسایه، شهادت دادن دروغین علیه کسی و باز کردن قفس حیوانات ـ که موجب تلف شدن مال یا جان کسی یا وارد آمدن خسارت بر آن گردد. [۲]
جواهر الکلام ج۳۷، ص۴۶.
تسبیب در لغت به معنای ریسمان و آنچه موجب پیوستگی چیزی به چیز دیگر میشود، آمده است. [۶]
ابن منظور.
[۷]
المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، بیروت: دارالفکر، (بی تا).
[۸]
فخرالدین بن علی طریحی، مجمع البحرین، ذیل «سبب»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
▪معنی اصطلاحی
اصطلاح تسبیب در منابع فقهی و حقوقی در برابر مباشرت (به معنای انجام دادن بیواسطه یک کار) به کار میرود که هر دو از اقسام اِتلاف و از اسباب مهم ضَماناند ، البته در مواردی نیز در برابر اتلاف به کار رفته که مراد از آن اتلاف به معنای عام نیست بلکه اتلاف با مباشرت است. [۹]
ابوالحسن اصفهانی، وسیلة النجاة، ج۲، ص۲۶۵، تهران: صدر، (بی تا).
[۱۰]
ایران قوانین و احکام، مجموعه قوانین کیفری، تدوین احمد ترابی، تهران ۱۳۷۵ ش.
بر خلاف مباشرت که در آن علت تلف مستقیماً ایجاد میشود، [۱۱]
زین الدین بن علی شهیدثانی، الروضة البهیّة فی شرح اللمعة الدمشقیّة، ج۷، ص۳۰، چاپ محمد کلانتر، نجف (بی تا).
[۱۲]
عبدالفتاح بن علی حسینی مراغی، العناوین، ج۲، ص۴۳۵، قم ۱۴۱۷ ۱۴۱۸.
در تسبیب، اتلاف مال یا جنایت بر نفس به طور غیرمستقیم و با زمینهسازی و تمهید مقدمات صورت میگیرد، مانند حفر چاه در راه، افروختن آتش و سرایت دادن آن به ملک دیگری، شهادت دروغ دادن بر ضد کسی و باز کردن در قفس حیوانات که موجب تلف شدن آنها یا وارد آمدن خسارت شود. [۱۳]
جعفر بن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۳، ص۱۸۶، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقال، قم ۱۴۰۸.
[۱۴]
جعفر بن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۲۳۷، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقال، قم ۱۴۰۸.
[۱۵]
ابن قدامه، المغنی، ج۵، ص۴۴۹ـ۴۵۰، چاپ افست بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
▪سبب و ذوالسبب
فعل یا ترک فعلی که منجر به اتلاف میگردد، «سبب» و عامل آن «مسبِّب» یا «ذوالسبب» خوانده میشود. [۱۶]
جعفر بن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۳، ص۱۸۶، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقال، قم ۱۴۰۸.
[۱۷]
جعفر بن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۲۳۷، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقال، قم ۱۴۰۸.
▪ اجتماع سبب و مباشر
با اجتماع سبب و مباشر در حصول تلف، ضمان متوجّه مباشر خواهد بود، مانند آنکه شخصی در مکانی غیر مجاز چاه بکَند و دیگری فردی را در آن بیفکند که افکننده، ضامن خواهد بود نه حفر کننده. البتّه اگر سبب اقوای از مباشر باشد، مسبِّب ضامن خواهد بود، [۴۵]
جواهر الکلام ج۴۳، ص۱۴۵.
▪مثالهای اجتماع سبب و مباشر
۱. اکراه مباشر از سوی مسبِّب که ضمان متوجّه اکراه کننده میشود؛ مگر در اکراه به قتل که بنابر قول مشهور اکراه شونده (مباشر) قصاص میگردد. [۴۶]
جواهر الکلام ج۳۷، ص۵۷-۵۹.
۲. جهل مباشر به سبب، مانند اینکه کسی، دیگری را بر طعام غصبی ـ بدون آنکه وی از غصبی بودن آن آگاه باشد ـ مهمان کند. در این صورت ضمان بر میزبان استقرار مییابد نه مهمان. [۴۷]
جواهر الکلام ج۳۷، ص۵۶-۵۷.
۳. مکلّف نبودن مباشر به سبب خردسالی یا دیوانگی.
۴. فقدان شعور و اراده در مباشر، مانند حیوان و مباشرت عوامل طبیعی همچون سیل و زلزله. [۴۸]
جامع المقاصد ج۶، ص۲۱۴-۲۱۵.
▪اجتماع چند سبب
گاه در حصول تلف بیش از یک سبب نقش دارد، مانند کندن چاه در محلّ غیر مجاز از سوی یک فرد، گذاشتن سنگ، نزدیک آن از سوی فرد دوم و برخورد کردن فرد سوم با سنگ و افتادن در چاه و تلف شدن یا آسیب دیدن. در این گونه موارد ضمان متوجّه چه کسی است؟ دیدگاهها متفاوت است. اشهَر، توجّه ضمان به سبب مقدّم در تأثیر است، هرچند پیدایی آن پس از سبب مؤخّر باشد. بنابر این در مثال بالا آن که سنگ در مجاورت چاه نهاده است ضامن خواهد بود. [۴۹]
مسالک الافهام ج۱۵، ص۳۸۱-۳۸۲.
[۵۰]
مفتاح الکرامة ج۲۱، ص۹۲.
برخی، هر دو مسبِّب (حفر کننده چاه و گذارنده سنگ) را یکسان ضامن دانستهاند.
ادامه مطلب را با لمس instant view مطالعه کنید.
پی نوشت
مطالعه این مطلب هم توصیه می شود.
1 comment
بختیار سید نظامی
1
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
