دکترین
ماده ۱۲۹ قانون تجارت: توضیح واژگان
طلبکار : شخصی را که دین ، متعلق به او است؛ داین گویند. شریک : عضو شرکت مدنی یا تجاری را گویند. دارایی شرکت : یا سرمایه شرکت عبارت است از مجموعه آوردههای نقدی و غیر نقدی شرکا که با عنوان سرمایه در اداره ثبت شرکتها و مالکیتهای صنعتی و اداره ثبت اسناد و املاک اظهار و ثبت شده باشد. سرمایه شرکت، ممکن است به صورت نقدی یا غیر نقدی باشد. مدیون : یعنی بدهکار. بدهکار یا مدیون، شخصی است که باید تعهدی را، در مقابل شخص دیگر به اجرا درآورد.
منفعت : به فایده و ثمره ای که به تدریج از عین مال به دست آمده و به نحو محسوس از عین آن مال نمی کاهد؛ منفعت گویند. به عبارت دیگر منفعت، مالی است که اگر چه استقلال نداشته و به تدریج از مال دیگری حاصل میشود، اما موجود است. شرکت تضامنی : شرکتی است که در تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل میشود: اگر دارایی شرکت برای تأدیه تمام قروض کافی نباشد هر یک از شرکاء مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است.
همچنین در تعریف شرکت تضامنی، چنین بیان شده است که شرکتی است که بین چند نفر، با مسئولیت تضامنی آنان، نسبت به دیون و تعهدات شرکت تشکیل میگردد. به عبارت دیگر، شرکت تضامنی، شرکتی تجاری است که تحت عنوان نام معینی میان دو یا چند نفر به صفت شخصی و با وجه تضامن نسبت دیون شرکت، ایجاد میگردد. انحلال شرکت : یعنی خاتمه دادن به فعالیت و حیات شرکت است. انحلال شرکت ممکن است به صورت داوطلبانه؛ بدون دخالت دادگاه یا با ورود دادگاه رخ دهد.
طلب : به معنای حق دینی م. ب. که طلبکار یا داین بر ذمه ی بدهکار یا مدیون داراست. اظهارنامه : از دو لغت اظهار و نامه تشکیل شدهاست. اظهار به معنی بروز دادن و آشکار کردن م. ب.. در حقوق برگ اظهارنامه فرم چاپی مخصوصی است نظیر برگه دادخواست که از قدیم تاکنون توسط دادگستری چاپ و به فروش میرسد و از آن به عنوان وسیلهٔ ابراز رسمی به طرف مقابل استفاده میشود. به عبارت دیگر، اظهارنامه وسیله است که هر شخصی در مقام مدعی میتواند به وسیله آن خطاب به طرف مقابل اظهار حق و ادعایی بنماید.
حکم نهایی : حکمی است که به علت سپری شدن مراحل قانونی رسیدگی و یا سپری شدن مدت اعتراض و تجدیدنظر و فرجام، دعوی پایان یافته محسوب میشود. بنابراین، حکم نهایی حکمی قطعی و غیرقابل فرجام است. شایان ذکر است که حکمی که در دیوانعالی کشور ابرام گردیده، چون دوباره قابل فرجام نمیباشد نهایی است. تأدیه : تأدیه، یعنی انجام دادن، به جا آوردن و ادای دین . تأدیه در لغت، به معنای پرداخت کردن، ادا کردن و رسانیدن به کار رفته است و در اصطلاح به پرداخت حق غیری که بر ذمه متعهد است؛ گفته میشود.
رضایت : در لغت به معنای خشنودی و خرسندی است اما در اصطلاح حقوق، رضایت به معنای تمایل طبیعی و خواست نفسانی در شرایط عادی و بدون اجبار و اکراه م. ب.. در حقوق جزا، اجازه و اذن آگاهانه و توأم با آزادی شخصی یک فرد جهت انجام عملی علیه او، مانند تجاوز به سلامت و جان و مال و حیثیت او را رضایت گویند.
منبع: ترمینولوژی فقه اصطلاحشناسی فقه امامیه، پیک کوثر، 1391 · مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد سوم)، گنج دانش، 1388 · فرهنگ تعاریف قانونی، کلک صبا، 1391 · حقوق تجارت شرکتهای سرمایه ای (شخصی و مختلط)، کیومرث، 1389 · مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد پنجم)، گنج دانش، 1388 · حقوق مدنی (نظریه عمومی تعهدات)، میزان، 1389 · نظریه عمومی تعهدات ناشی از یک اراده، داد و دانش، 1394 · حقوق مدنی (جلد سوم) (قواعد عمومی قراردادها)، میزان، 1392 · حقوق مدنی (قسمت دوم) (حقوق اموال و مالکیت)، مجد، 1391 · «مطالعه تطبیقی روش ارزیابی عدمالنفع با تاکید بر رویه قضایی ایران» · ماده 116 قانون تجارت · دانشنامه حقوق خصوصی (جلد دوم)، محراب فکر، 1386 · حقوق شرکتهای تجاری، سمت، 1391 · حقوق مدنی (جلد اول و دوم) (اشخاص، اموال و مالکیت)، میزان، 1389 · حقوق مدنی (جلد ششم) عقود معین، انتشار، 1390 · دانشنامه حقوق خصوصی (جلد اول)، محراب فکر، 1386 · بایستههای آیین دادرسی مدنی (بر اساس قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379)، میزان، 1379 · مهارتهای دادرسی هنر دادخواهی دفاع و قضاوت، میزان، 1400 · اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی، میزان، 1390 · اجرای احکام مدنی و احکام و اسناد لازم الاجرای خارجی در ایران، میزان، 1390 · اندیشههای حقوقی (جلد دوم) (حقوق مدنی و کیفری)، مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1387 · مطالعه تطبیقی حقوق جزای عمومی (اسلام و حقوق موضوعه) (جلد سوم) مسئولیت کیفری، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1395 · جرایم بدون بزه دیده، میزان، 1389
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
