دکترین
مناظره درباره اختلاف آیات قرآن: نمونه های توهم تعارض
شاگرد: پس چهطور شده که من گاهی در مقایسه بین آیات قرآن چنین احساسی را میکنم که گوئی، اختلافی وجود دارد؟ استاد: یکی دو نمونه، از مقایسه خود را بیان کن، تا با بررسی آن، روشن شود که آیا اختلافی وجود دارد یا نه؟ شاگرد: به عنوان مثال، دو نمونه را ذکر میکنم: ۲.
۱ - تعارض در بیان جایگاه انسان قرآن در بعضی از آیات آن قدر مقام انسان را بالا برده و به او بهاء داده که میفرماید: «فَاِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ؛ و هنگامی که آدم را ( انسان ) را موزون نمودم و از روح خودم در آن دمیدم، او را سجده کنید». ولی در بعضی دیگر از آیات آنچنان مقام انسان را پائین آورده که او را همانند چهارپایان بلکه پائینتر، خوانده است، چنانکه در آیه ۱۷۹ سوره انعام میخوانیم: «وَلَقَدْ ذَرَاْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الانْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لایَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ اَعْیُنٌ لایُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لایَسْمَعُونَ بِها اُولئکَ کَالاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اُولئکَ هُمُ الْغافِلُونَ؛ «قطعاً گروه بسیاری از جنّ و انس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دلها (عقلها) دارند که با آن نمیفهمند، و چشمانی دارند که با آن نمیبینند، و گوشهائی دارند که با آن نمیشنوند، آنها همانند چهارپایان بلکه گمراهترند، آنان غافلانند». ۲.
۲ - پاسخ از تعارض استاد: بین این دو آیه مذکور، هیچگونه اختلافی نیست، بلکه این دو آیه، انسانها را بر دو دسته نموده، خوبان و بدان، خوبان آنقدر در پیشگاه خدا دارای مقام هستند که مسجود فرشتگان میباشند، و خداوند به فرشتگان فرمان داده که به خاطر وجود آنها، سجده شکر بجا آوردند، ولی بدان به قدری در مقام پائین هستند که از حیوانات پستترند، زیرا با وجود داشتن گوهر گرانبهای عقل ، راه حیوانات را پیمودهاند. بنابراین، بهاء دادن آیه نخست به انسان، مربوط به جنبههای مثبت و استعدادهای عالی انسانی که موجب کسب ارزشها میشوند، میباشد، و آیه دوّم مربوط به جنبههای منفی انسان است، که او با اختیار خود آن همه استعدادهای رشد و تکامل خود را رها کرده و اسیر غرائز حیوانی خود شده است. ۲.
۳ - تعارض د. ح. چندهمسری شاگرد:
۲ـ در آیه ۳ سوره نساء میخوانیم: «... فَانْکحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنی و ثُلاثَ وَ رُباعَ فَاِنْ خِفْتُمْ؛ ْاَلا ّتَعْدِلُوا فَواحِدَةً...؛ ولی در آیه ۱۲۹ همین سوره میخوانیم: «وَلَنْ تَسْتَطِیعُوا اَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ؛ «و هرگز نمیتوانید در میان زنان عدالت کنید، هر چند کوشش نمائید». نتیجه اینکه: طبق آیه نخست، تعدّد زوجات ، جایز است و مشروط به رعایت عدالت میباشد، ولی طبق آیه دوّم، به خاطر اینکه رعایت عدالت بین همسران ممکن نیست، پس انتخاب بیش از یک همسر جایز نیست، به این ترتیب بین این دو آیه یکنوع اختلاف و دوگانگی وجود دارد. اما اینکه چرا عدالت در این دو آیه را دو گونه معنی میکنیم، بدان جهت است که از نظر ادبی، اگر قرینهای در کار باشد، میتوان از واژهای معنی مجازی دیگر، یا معنی باطنی آن اراده شود، در دو آیه مورد بحث قرینهٔ روشنی وجود دارد، که منظور از عدالت در آیه نخست، عدالت در رفتار و کردار است چنانکه ظاهر آیه، همین مطلب را اقتضا میکند، ولی در آیه دوّم، در دنبال آیه میخوانیم: «فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَروُها کَالْمُعَلَّقَةِ؛ تمام تمایل خود را متوجّه یکی از همسرانتان نسازید که دیگری را به صورت رها شده و بلاتکلیف در آورید». از این فراز فهمیده میشود که منظور از عدم استطاعت بر رعایت عدالت، که در آغاز آیه آمده، عدم آن در تمایلات قلبی است، نه عدم آن در رفتار و کردار و رعایت حقوق همسران . بنابراین هیچگونه تضادی بین این دو آیه، وجود ندارد.
منبع: صاد/سوره۳۸، آیه۷۲ · انعام/سوره۶، آیه۷۹ · نساء/سوره۴، آیه۴-۳ · نساء/سوره۴، آیه۱۲۹ · البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۲۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
