دکترین
نظم آدم پیرمحمدی — ص 531 تا 535
⚠
۰ لا قانون آیین دادرسی مدنی در نف
وکیل در مدت مزبور بیاثر است. مگر اینکه
وکیل در زمان ابلاغ رأی استعفا داده و
اصیل ثابت نماید که از استعفا آگاه نبوده
است که در این صورت. با توجه به ملاک
ماده ۴۵ ق. آ.د.م مهلت تجدیدنظر از تاریخ
آگاهی اصیل شمرده میشود. ممنوع شدن
وکیل يا تعلیق از وکالت یا بازداشت او به
گونهای که مانع تجدیدنظرخواهی او شود از
وقایمی شمرده میشود که بر اساس بند۴
ماده ۴۱ ق. آ.د.م باید به آگاهی دادگاه برسد
و در این صورت, با توجه به ملاک همین
ماده, رای بای به اصیل ابلاغ شود و مهلت
تجدیدنظر از این تاریخ در نظر گرفته
شود.در مورد مدیر شرکتء چون رأی به
شرکت ابلاغ میشود تحقق هر یک از وقایع
مزبور تنها میتوانده عندالاقتضا از عذرهایی
شمرده شود که در تبصرهی ماده ۳۴۰ ق. .دم ناظر به ماده ۳۰۶ همان قانون آمده
است و در هر حال ابلاغ دوبارهی حکم به
شرکت منتفی است( شمس, عبداله, ج ۲,
ش ۵۳
۳ به موجب ماده ۳۴۰ ق. ا.د.م محکومعلیه
میتواند در صورت وجود جهات عذر موجه,
دادخواست تجدیدنظر را پس از مهلت مقرر
قانونی نیز تقدیم کند. در این صورت
دادخواست تجدیدنظر باید همراه با بیان عذر
موجه تجدیدنظرخواه و دلیل آن بوده و به
دادگاه صادر کنندهی رأی مرحلهی نخستین
تقدیم شود. دادگاه مکلف است ابتدا به عذر
عنوان شده که موجب تقدیم نشدن
دادخواست در مهلت مقرر شده رسیدگی و
ام حقوقی کنونی
در صورت احراز وجود جهت عذرء قرار قبولی
و در غیر اینصورت قرار رد دادخواست
تجدیدنظر را صادر کند. جهات عذر موجه. با توجه به تبصرهی مادهی مزبور» همان
مواردی است که در ماده ۳۰۶ ق. آ.د.م آمده
است البته در مورد بعضی از آنها که امکان
توکیل وجود دارد(مرضی که مانع حرکت
است)حق بود که جمست عذر شمرده
نشود.«توقیف و حبس» هم در صورتی عذر
شمرده میشود که امکان تقدیم دادخواست
واخواهی (یا تجدی دنظر و.)به دفتر
بازداشتگاه وجود نداشته باشد» (مانند اینکه
محکومعلیه در محلهای غیر مجاز و یا
توسط اشخاص غیر مجاز توقیف یا حبس
ملاک آن محکومعلیه میتواند دادخواست
شکایت خود را به دفتر بازداشتگاهی که در
آنجا توقیف است تسلیم نماید.پرسش این
است که در صورت وجود جهت عذرء مهلت
شکایت از رأی چگونه شمارش میشود؟ برای مثال چنانچه پس از ابلاغ حکم و
پیش از پایان یافتن مهلت شکایت, مرض
مانع حرکت عارض مخکومعلیه گردید آیا
پس از رفع مانع مزبور مهلت جدید شروع
میشود؟ ملاک مواد ۳۷ و ۳۳۸ و تبصرهی
ماده ۴۹۰ پاسخ مثبت را تأیید مینماید. در
مورد فوت یکی از والدین یا.... میتوان
پذیرفت که مدت معذور بودن محکومعلیه
مدتی است که عرفا مراسم ترحیم برپا ممی<
شود(یک هفته)(همان, ش.۷۵۳ و ۷۵۴
ماده ۳۶۱ در دادخواست باید نکات زیر و
۹- نام نام خانوادگی. اقامتگاه و سایر مد
صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد. ۲ نام و نام خانوادگی. اقامتگاه و سایر م
۳ -حکم يا قراری که از آن درخواست تجا
ددگاه صادر کننده رأی.
۵ - تاریخ ابلاغ رأی. ٩-دلایل تجدیدنظر خواهی. ۱ با مقایسه ماده ۵۱ و ماده ۳۴۱ ق.آ.د.م
معلوم است در ماده اخیر سه شرط به شرح
ذیل بیان نشده است:
الف - تنظیم بر روی برگ چاپی مخصوص
ب - تنظیم دادخواست به زبان فارسی
ج - امضای دادخواست دهنده
عدم ذکر این موارد بدلیل عدم اهمیت آنها
نیست بلکه به موجب ماده ۳۵۶ این شرایط
هم باید لحاظ شود. در مورد اینکه اگر چنین
شرایطی رعایت نشود ضمانت اجرای آن
چیست اختلاف نظر وجود دارد. و در هر
صورت به نظر میرسد مرجع ثبت
دادخواست میتواند از ثبت چنین دادخواستی
جلوگیری کند. ولی اگر در هر صورت چنین
دادخواستی ثبت گردید بنظر میرسد بتوان با
صدور «اخطار استحظاری» از دادخواست
دهنده خواست این نواقص را برطرف نماید. بعلاوه شاید بتوان با استفاده از عموم و
اطلاق ماده ۶۶ همین قانون برای
دادخواست دهنده اخطار رفع نقص صادر
کرد و ضمانت اجرای عدم رفع نقص هم در
همان ماده بیان شده است. (حیاتی, علی
باب چهارم: تجدیدنظر 8 ۵۴۱
ید شود:
سخصات تجدیدنظر خواه و وکیل او در
سخصات تجدیدنظر خوانده. دیدنظر شده است. عباس» آیین دادرسی مدنی در نظم حقوق
۲مهلت پژوهش ار احکام و قرارها و مرجع
تقدیم دادخواست پژوهش در مواد ۳۳۶
و۳۳۹ زگ ددم ذکر شده است و موعد مزبور
ازتاریخ ابلاغ حکم و قرار به محکومعلیه یا
کسان او در حدود مقررات آیین دادرسی
صلاحیتدار مزبور حساب میشود. بنابراین
اگر دادخواست پژوهش ظرف موعد به اداره
ی پست تسلیم ولی خارج از موعد به مرجع
قضایی صلاحیتدار واصل شود قابل قبول و
جریان نبوده و رسیدگی به مسامحهی
مأمورین ادارهی پست نیز از وظیفهی مراجع
قضایی خارج است. این موضوع در قبول
داشت.( نظریهی کمیسیون مشورتی آیین
دادرسی مدنی» مجموعهی نظرهای
مشورتی» آدارهی حقوقی وزارت دادگستری,
از ۱۳۴۲ تا ۰۱۳۵۵)
۳دادخواست تجدیدنظر نیز باید بر روی
برگهای مخصوص و به زبان فارسی نوشته
۲ لا قانون آیین دادرسی مدنی در نة
شده و دادخواست دهنده آن را امضا نموده
باشد. البته شرایط مزبور را که ماده ۵۱
پیشبینی مینماید در هیچ یک از نصوص
مربوط به تجدیدنظر تصریح نشده اماء علی
رغم وجود رأیی که نظر مخالف را تقویت
مینماید. از جمله, با توجه به عموم و اطلاق
ماده ۵۱ مزبور و مقررات ماده ۳۵۶ همان
قانون رعایت آنها در مرحلهی تجدیدنظر نیز
الزامی بوده و آثار رعایت نکردن آن همان
است که دربارهی دادخواست مرحلهی
نخستین گفته شدالبته آرایی قدیمی وجود
دارد که امضا نداشتن دادخواست تجدیدنظر
را مانع رسیدگی به دعوای تجدیدنظر نمی-
داند.(همانء ش. ۷۸۶)
«رد دادخواست پژوهشی به استناد اینکه
دادخواست دارای امضا نیست صحیح
نخواهد بود چه این مورد مشمول هیچیک از
موارد رد دادخواست پژوهشی که قانون
معیین کرده نمیباشد»؛ حکم شماره ۱۶۲۹-
۲ شببه ۳د.ع. که نیع
پیشین» ص. ۲۰۹. ۴ ماده ۴ همین قانون میگوید که
دادخواست «..به موجب قرار دادگاهی که
دادخواست را دریافت نموده رد میگردد...»
چون دادخواست تجدیدنظر میتواند اآفزون
بر دفتر دادگاه صادرکنندهی رأی به دفتر
شعبهی نخست دادگاه تجدیدنظر نیز تسلیم
شوداین پرسش مطرح میشود که چنانچه
دادخواست تجدیدنظر هر یک از شرایط
مزبور را نداشته باشد و به دفتر دادگاه
تجدیدنظر تسلیم شود کدام دادگاه باید قرار
لم حقوقی کنونی
رد آن را صادر نماید؟ (همان,
ش.۷۸۷). ۵اعتراض به قرار رد دادخواست نیاز به
تقدیم دادخواست و پرهاخت هزینهی
دادرسی ندارد و به دفتر دادگاه نخستین
تسلیم میشود تا همراه با دادخواست
تجدیدنظر و قرار صادره به دادگاه تجدیدنظر
فرستاده شود. رأی دادگاه تجدیدنظرء چه در
تأیید قرار رد دادخواست یا فسخ آن باشد
قطعی است روشن است. در صورت فسخ
قرار» دادخواست به دادگاه نخستین برگست
داده میشود تا جریان قانونی خود را در
صورتی که نقص دیگری نداشته باشد طی
نموده و تمام آثار خود را از تاریخ تقدیم دارا
خواهد بود.( همان, ش.۷۸۸)
۶ در دادخواست تجدیدنظر باید نام نام
خانوادگی, اقامتگاه(و سایر مشخصات)
تجدیدنظر خوانده نیز نوشته شود. ولایت. وصایت, وکالت يا مدیریت شرکت و امشال
آن را داشته باشدء باید رونوشت یا روگرفشت
گواهی شده سندی که دلیل سمت او
میباشد را پیوست دادخواست نماید(ماده
۲ و ملاک ماده ۵۷) دادخواست و
پیوستهای آن باید به تعداد تجدیدنظر
خوانده(تجدیدنظر خواندگان) افزون بر یک
نسخه باشد(ماده۳۴۳.).
پیوست نمودن رأی
تجدیدنظر خواسته الزامی نمیباشد اما
مشخصات رأی باید برایر ماده ۳۴۱ در
دادخواست نوشته شود.در صورتی که
دادخواست تجدی دنظر شرایط مزبور را
نداشته باشد به جریان نمیافتد (توقیف می-
شود) و مدیر دفتر دادگاه نخستین باید ظرف
دو روز نقص يا نقایص را به تفصیل, به
دادخواست دهنده, به موجب اخطار (رفع
نقص )ابلاغ نماید ودر اخطار تصریح شود
که دادخواست دهنده باید ظرف ده روز (یا
چنانچه تجدیدنظر خواه مقیم خارج از کشور
باشد دو ماه) از تاریخ ابلاغ نقص يا نقایص
را برطرف کند و اگر محتاج به تجدید
دادخواست است آن را تجدید نماید. در
صورتی که دادخواستدهنده در مهلت مقرر
به تکلیف مزبور عمل نماید دادخواست به
جریان افتاده و تمامی آثار خود را از تاریخ
تقدیم دارا خواهد بود در غیر اینصورت
دادخواست به موجب قرار دادگاه
صادرکنندهی رأی مرحلهی نخستین رد
باب چهارم: تجدیدنظر 8 ۵۳۳
میشود. فاصله این قرار ظرف بیست روز
(یا چنانچه تجدیدنظر خواه مقیم خارج از
کشور باشد دو ماهقابل اعتراض در دادگاه
تجدیدنظر است که رأی قطصی صادر
مینماید چنانچه دادگاه تجدیدنظر قرار را
تأیید نماید دادخواست مردود و راه
تجدیدنظرخواهی بسته میشود در غیر اين-
صورت دادخواست به مرجع نخستین
برگشت داده میشود تا اقدامات بعدی انجام
گیرد(همان» ش.۷۹۰۰و۷۹۱)
۷قانونگذار در ماده ۳۴۱ و ۳۴۲ شرایط
دادخواست تجدیدنظر را پیشبینی نموده
است اما در این مواد تکلیف پرداخت هزینه-
ی دادرسی تصریح نشده است در حالی که
در بند ۱ ماده ۴۳ و در ماده ۳۸۳ قانون
مزبور» پرداخت هزینهی دادرسی» به ترتیب
در مرحله ی نخستین و فرجامی و همچنین
ضمانت اجرای آن که توقیف دادخواست و
صدور اخطار رفع نقص استء پیشبینی شده
است. در عین حال تکلیف پرداخت هزینهی
دادرسی در مرحله تجدیدنظر در تبصره ۳
ماده ۲۸ ق. ت. د.ع. ا. تصریح گردیده و
ضمانت اجرای آن نیز با توجه به ماده ۳۵۶
ق. آ.دم وبا لحاظ مواد ۵۳ و ۵۴ همان
قانون» توقیف دادخواست و صدور اخطار رفع
نقص است..(همان» ش.۷۹۲)
۸هزینهی دادرسی مرحلهی تجدیدنظر در
دعاوی مالی, ۴ درصد مبلغفی است که
تجدیدنظر خواه محکوم شده و مورد
تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است. بنابراین
خواسته دعوای نخستین در این خصوص
۳ 8 قانون آیین دادرسی مدنی در نض
مینا نمیباشد مگر اینکه محکومیه حکم
مرحلهی نخستین معادل خواسته دعوا باشد
و یا حکم کلاً بر بیحقی خواهان صادر شده
باشد و در هر مورد نسبت به کل حکم
تجدیدنظر خواهی شده باشد (که معمولا
چنین است)
.٩ تجدیدنظر خواه علیالقاعده مکلف به
پرداخت هزینهی دادرسی است مگر اینکه
به موجب قانون از پرداخت هزینهی دادرسی
معاف باشد(مانند معسرین: بنیاد مستضعفان
و جانیازان و )
۰در صورتی که حکم اعسار محکومعلیه
از هزینهی دادرسی در مرحله نخستین صادر
شده باشد میتواند برای همان دعوا در
مراحل تجدیدنظر و فرجام نیز از معافیت
مبتنی بر حکم مزبور استفاده کند
۱.رسیدگی به درخواست اعسار محکوم-
علیه از پرداخت هزینهی دادرسی مرحلهی
تجدیدنظر و یا فرجام خواهی( چنانچه در
مرحلهی نخستین حکم اعسار او درخواست
یا صادر نشده باشد )در صلاحیت دادگاهی
است که رأی مورد درخواست تجدیدنظر و
یا فرجام را صادر نموده است
۲ مواردی که دو یا چند نفر به موجب
یک حکم متضامتاً به پرداخت مبلفسی
محکوم شده باشند پرداخت هزینهی
دادرسی از سوی هر یک (که باید به طور
کامل پرداخت شود) تکلیف سایرین راء
چنانچه تجدیدنظر خواهی نمایند. در این
خصوص ساقط مینماید. م حقوقی کنونی
۳پیوست کردن رونوشت حکم پژوهش
خواسته به دادخواست پژوهشی الزام قانونی
ندارد بلکه فقط باید از مهلت تقدیم شده
مشخصات حکم طبق مساده ۴۹۱
قانون(قدیم) آیین دادرسی مدنی (ماده
۱انون جدید)در دادخواست قید شود.*(
حکم شماره ۱۳۲۹/۲/۸-۳۰۸ شعبه ۱۵۶
ک.. متین. احمد. منبع پیشین» صء ۱۹۷)
۴چنانچه محکومعلیه در مهلت مقرر
تجدی دنظرخواهی نموده و سپس برای
مثال, فوت شود دعوای تجدیدنظر باید از
سوی وراث تعقیبشنود و در نتیجه دادرسی
تجدیدنظر» تا تعیین آنها توقیف میشود
(ماده ۱۰۵ البته در صورتی که محکومعلیه
پس از ابلاغ رأی و پس از پایان مهلت
تجدیدنظر, برای مثال, فوت شود و بدون
عذر موجه تجدیدنظرخواهی ننموده باشد
چون حق تجدیدنظرخواهی علیالاصول در
زمان حیات او ساقط گردیده حقی نداشته تا
به وراث منتقل شود و در نتیجه, آنها حق
تجدی دنظرخواهی نخواهند داشست.(
همان.ش. ۷۵۱)
۵ مستنبط از مقررات مواد ۴۹۱ و ۴۹۶ و
۱ و۵۳۴ اصلاحی قانون آیین دادرسی
مدنی [ مواد ۳۴۱ ۳۴۵ ۳۸۰و ۳۸۳
کنونی این است که قانون گذار سابقه
ابلاغ در مرحله بدوی دادرسی را برای ابلاغ
دادخواستهای پژوهشی فرجامی کافی
ندانسته و مقتضی دانسته است که در هر
یک از مراحل دادرسی نشانی آقامتگاه طرف
دعوا تعیین شود و از همین نظر است که
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
