دکترین
نظم آدم پیرمحمدی — ص 561 تا 565
⚠
۰ ل8 قانون آیین دادرسی مدنی در نظ
شرکت نکرده اند البته بر این قاعده
استئنائاتی وارد است که از جمله میتوان به
مواد ۱۳۰ و ۱۳۵ ق.آ.د.م اشاره کرد. ۲.تا وقتی که ختم دادرسی تجدیدنظر اعلام
نشده است. شخص ثالث میتواند با چشم
پوشی از امتیاز دو درجهای بودن مراجع» وارد
دعوا شود ورود وی در مرحلهی تجدیدنظر
مستلزم عدم آگاهی از جریان دادرسی
نخستین نیست. به نحوی که اگر شخصی
به نمایندگی یکی از اصحاب دعوا در
دادرسی مرحلهی نخستین دخالت داشته
باشد میتواند در مرحلهی تجدیدنظر به
عنوان ثالث اصالتاً وارد شود. ۳تا پایان جلسهی اول دادرسی مرحلهی
تجدیدنظر» هریک از اصحاب دعوای
تجدیدنظرء میتواند جهات و دلایل جلب
ثالث را اظهار کرده و ظرف سه روز پس از
جلسه» دادخواست جلب ثالث را تقدیم دادگاه
تجدیدنظر نماید. قانونگذار جلب ثالث در
مرحلهی تجدیدنظر را بیآنکه منوط به
حدوث و یا کشف عنصری بنماید. بطور
مطلق پذیرفته است و این شخص ثالث را
اجباراً از امتیاز دو درجهای بودن دادگاه
محروم مینماید.( همان)
#جواز ورود ثالث در مرحله ی تجدیدنظر
مستلزم آگاهی نداشتن وی از جریسان
دادرسی مرحلهی نخستین نمی باشد و حتی
اگر شخصی به نمایندگی یکی از اصحاب
دعوا در دادرسی مرحلهی نخستین دخالت
داشته, میتواند با توجه به عموم و اطلاق
ماده ۱۳۰ مزبور در مرحلهی تجدیدنظر به
م حقوقی کنونی
عنوان ثالث اصالناً وارد شود بنابراین
شخصی که به قیومت از صغیر در مرحلهی
نخستین دخالت داشته میتواند به عنوان
ثالث در مرحلهی تجدیدنظر وارد شود. هبخشی از اعمال دادگاه تجدیدنظر به
صورت تصمیمات قضایی ساده اتخاذ
میشود که از جمله میتوان به موارد زیر
اشاره کرد:
۱ -تصمیم به تشکیل يا تجدید
جلسهی دادرسی
۲-تصمیم به اعاده پرونده
به دادگاه نخستین
۳-تصمیم برای رفع نقص
دادخواست یا ابلاغ آن به تجدیدنظر
خواندهای دعواء آیین دسته از تصمیمات
دادگاه تجدیدنظر و همچنین تصمیماتی که
ممکن است دادگاه به صورت دستور صادر
نماید (مانند دستور اجرای قرار تحقیق محل
و معاینه محل) اصولا" به شکل دادنامه
تنظیم نمی شود و به اصحاب دعوا ابلاغ
نمیگردد. ۶بخشی از تصمیمات دادگاه تجدیدنظر
ممکن است به صورت قرارهای اعدادی
باشد. . مانند: قرار کارشناسی, قرار تحقیتق محلی,
قرار معاینه محل» این دسته از تصمیمات
دادگاه تجدیدنظر و همچنین تصمیماتی که
ممکن است دادگاه به صورت دستور صادر
نماید, (مانند دستور اجرای قرار تحقیق محل
و معاینه محل) اصولاً به شکل دادنامه
تنظیم نمی شود و به اصحاب دعوا ابلاغ
نمیگردد. ۷ابخشی از تصمیمات دادگاه تجدیدنظر
ممکن است به صورت قرارهای قاطع دعوا
مانند قرار رد دعوا وقرار عدم استماع
دعواباشد که در تمام این مواردکه دادگاه
تجدی دنظر اقدام به صدور ری قاطع
مینماید باید مانند آرای قاطع صادره از
دادگاه نخستین به صورت دادنامه در آمده و
قضات صادر کنندهی رأّی آن را امضاء نموده
و سپس ابلاغ گردد. (ماده ۳۶۱ ق.آ.د.
م)
۸ تصحیح آراء از جهت سوو یا اشتباه با
عنایت به مواد ۳۰۹ و ۴۰۳ ق.ا.د.م تا زمانی
که اگر ری قابل فرجام نبوده و یا چنانچه
قابل فرجام باشد مورد فرجامخواهی قرار
نگرفته با دادگاه تجدیدنظر خواهد بود در
غیر این صورت تصحیح آن با دیوان عالی
کشور است.( مواد ۳۰۹ ۳۶۰ ۴۰۳ ق.ا.د.
م)
.٩ دادگاه تجدیدنظر ممکن است نسبت به
صدور حکم اقدام نماید. مانند حکم بر تأیید
حکم تجدیدنظر خواسته یا فسخ حکم
تجدیدنظرخواسته و صدور حکم شایسته به
نفع تجدیدنظر خواه که باید مانند آرای قاطع
صادره از دادگاه نخستین به صورت دادنامه
ٍ
ماده ۳۵۸ - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادء
دهد., رأی دادگاه بدوی را نقض و رأی مقت
رد درخواست و تأیید رأیء پرونده را به دا
۱حکمهای پژوهشی از دو شق بیرون
نیستندء یا دادگاه شکایت پژوهشی را وارد
دیده, حکم نخستین را فسخ کرده و خود
حکم میدهد یا اینکه اعتراضها وارد نبوده و
حکم نخستین را تأیید میکند. اصولا حکم
دادگاه پژوهشی, اعم از اینکه مبنی بر
باب چهارم: تجدیدنظر لا ۵۷۱
در آمده و قضات صادر کنندهی رأی آن را
امضاء نمایند و سپس ابلاغ گردد
۰ جلب ثالث در مرحله تجدیدنظر» بی
شک. ثالث را اجباراً از امتیاز دو درجه ای
بودن دادگاه ماهوی محروم نماید. بنابراین
پرسشی که مطرح میشود این است که در
حالی که جلب شخص ثالث در مرحله بدوی
امکان پذیر بوده استء آیا اصحاب دعوای
بدوی میتوانند, با خودداری از جلب ثالث در
این مرحله, او را در مرحله تجدیدنظر جلب
نمایند؟... عموم و اطلاق ماده ۱۳۵ اعلام
جلب ثالث را در مرحله تجدیدنظرء تا پایان
جلسه اول دادرسی تجویز مینماید بی آنکه
کشف عنصری به موجب رأی بدوی ویا
حدوث عنصر جدیدی پس از آن لازم
باشد... در حالی که جلب ثالث در مرحله
تجدیدنظر و محروم نمودن او از امتیاز دو
درجه ای بودن محاکم باید محدود به
مواردی شود که عنصری جدید پس از
جلسه اول دادرسی کشف یا حادث شده
باشد.» (شمس, عبداشه, ج۲. ص ۳۶۷). ای تجدیدنظر خواه را موجه تشخیص
ی صادر مینماید. در غیر این صورت با
.گاه بدوی اعاده خواهد کرد. استواری حکم نخستین باشد یا پس از فسخ
حکم بدوی صادر شده باشد. از حیث آثار
مساوی است و هنگامی که حکم نخستین
مورد نظر و تأیید دادگاه پژوهشی واقع شد.ء
حکم مستند به دادگاه پژوهشی است. به
همین دلیل است که اعتراض شخص ثالث
7۲ 8 قانون آیین دادرسی مدنی در دخ
به دادگاه پژوهشی داده میشود هر چند رأی
پژوهشی دراستواری حکم نخستین باشد. دو صورت در مورد دادگاهی است که حکم
را اجرا میکند. ( متین دفتری, احمد؛ پیشین؛ ج۲. ص 4۵۷۳
۲ دادگاه پژوهشی میتواند قسمتی از
حکم بدوی را تأیید و قسمتی را که صحیح
نمی داند فسخ کرده خود رأی بدهد.» (
رأی تمیزی ش ۴۹۸/۱۹۰۷ م ۱۳۰۷/۶/۱۱
د.ع.
ک). ۳ بنا به مستفاد از ماده ۵۱۵ قانون آیین
دادرسی مدنی در صورتی میتوان رأی
دادگاه پژوهشی را حکم جدید داننست که
ماده ۳۵۹-رأی دادگاه تجدیدنظر نمی توا
خواهی قرار گیرد. مگر در مواردی که رأی
این صورت نسبت به اشخاص دیگر هم ک
خواهی نکرده آند. تسری خواهد داشت.( ۰
۱ غیر قابل تجزیه و تفکیک بودن حکم
باید ناشی از سببی باشد که بین محکوم
علیه مشترک است. بنابراین» برای مثال اگر
حکم محکومیت دو نفر به تحویل حیوان
زنده ای. در پی واخواهی یکی از آنهاء به
اين علت فسخ شود که وآخواه اصولا تمهد
به چنین امری ننموده» محکوم علیه غایبی
که واخواهی ننموده نمی تواند از این حکم
استفاده نماید. یا چنانچه پس از صدور حکم
محکومیت تضامنی صادر کننده و ظهر
نویس چک, منحصراً ظهر نویس واخواهی
نماید و حکم به علت عدم احراز اصالت
ام حقوقی کنونی
دادگاه مذکور حکم نخستین را فسخ و حکم
جدید صادر نماید ولی حکم پژوهشی که در
تأیید حکم بدوی با هر عبارتی صادر گردیده
باشد. حکم جدید محسوب نیست و اجرای
آن با دادگاه نخستین خواهد بود.» (م. ۹ اح.
د)
طریق رفع يا حل آن در قانون پیش بینی
نشده ای است و نذا سه نفر قاضی دادگاه
مذکور باید آنقدر به بحث و مشاوره ادامه
دهند تا به اتفاق نظر یا اکثریت آرا برسند.»
( ش. ۷/۳۸۴۷ م. ۱۳۷۸/۹/۲ ا.ح.ق.
ق). + مورد استفاده غیر طرفین تجدیدنظر
صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در
مشمول رأی بدوی بوده و تجدیدنظر
واد ۳۰۸و ۶2*۶2 ق.ا.۵.م.)
امضا او در ظهر چک فسخ شود. صادر
کننده که واخواهی ننموده نمی تواند از این
حکم استفاده نماید.» ( شمس, عبدالله؛ پیشین؛ مد ص ۳۳۳
۲منظور از عبارت «مورد استفاده» پهره
گیری از رأی است. وگرنه, اشخاص ثالث
نیز ممکن است بتوانند به این رأی استناد
نمایند برای نمونه, اینکه رأی مزبور به
حقوق اشخاص ثالث خللی وارد آورده و آن
شخص بخواهد با استفاده از مقررات
اعتراض ثالث به آن اعتراض کند. ( زراعت. عباس؛ پیشین؛ ص ۷۰۱). باب چهارم: تجدیدنظر 8 ۵۷۳
۳ در صورتی که محکوم له رأیی متعدد | آیین دادرسی مدنی در نظم حقوق کنونی
باشند و دعوی غیر قابل تجزیه نیز باشد در | صفحه ۶۰۶)
صورتی تجدیدنظر خواهی محکوم علیه | ۴« فسخ حکم در دادگاه عالی تأثیری در
مسموع است که دادخواست تجدیدنظر | حق اشخاصی که به حکم بدوی تسلیم شده
خواهی را به طرفیت همه محکوم له به | اند ندارد.» ( رأی تمیزی ش. -- ۷۳/۵۴۲
دادگاه تقدیم نماید.( حیاتی» علی عباس, | م. ۱۳۰۷/۲/۸ د.ع.
ک)
ماده ۳۹۰ - هر گاه در تنظیم و نوشتن رأی دادگاه تجدیدنظر, سهو یا اشتباهی رخ
دهد. همان دادگاه با رعایت ماده (۳۰۹) آن را اصلاح خواهد کرد. ماده ۳۹۱ - تنظیم دادنامه و ابلاغ آن به ترتیب مقرر در مرحله بدوی میباشد. ۱.با توجه به ماده ۳۰۰ همین قانون, در | ۲.« اگر یکی از قضات هیأت حاکمه دادگاه
موردی که دادگاه تجدیدنظر رأی صادر | استان رأی دادگاه را امضا نکرده باشد حکم
میکند. ابلاغ رأی وظیفه آن دادگاه است و | برخلاف قسمت ۵ ماده ۱۵۳ قانون آیین
مدیر دفتر آن دادگاه باید پس از ابلاغ رأی» | دادرسی مدنی [ قسمت ۵ ماده ۲۹۶
پرونده دادگاه بدوی را با نسخه ای از | کنونی) بوده و نقض خواهد شد.» ( ش. دادنامه ابلاغ شده به آن دادگاه برگشست | ۴۴۷ م. ۱۳۲۶/۲/۲ شعبه هشتم د.ع.
ک). دهد.( حیاتی, علی عباس, آیین دادرسی
مدنی در نظم حقوق کنونی صفحه ۶۰۷)
ماده ۳۹۲- ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نخواهد بود ولسی موارد زیر
ادعای جدید محسوب نمی شود:
۱ - مطالبه قیمت محکوم به که عین آن» موضوع رأی بدوی و یا مطالبه عین مالی
که قیمت آن در مرحله بدوی مورد حکم قرار گرفته است.
۲ -ادعای اجاره بها و مطالبه بقیه اقساط آن و اجرت المثل و دیونی که موعد
پرداخت آن در جریان رسیدگی بدوی, رسیده و سایر متفرعات از قبیل ضرر و زیان
که در زمان جریان دعوا یا بعد از صدور رأی بدوی به خواسته اصلی تعلق گرفته و
مورد حکم واقع نشده و یا موعد پرداخت آن بعد از صدور ری رسیده باشد.
۳ - تغییر عنوان خواسته از اجرت المسمی به اجرت المثل يا بالعکس
۴ لا قانون آیین دادرسی مدنی در ذخا
۱.طرح ادعای جدید در مرحلهی تجدیدنظر,
علیالقاعده, مجاز نمیباشد. ۲.طرح آدعای جدید در مرحلهی تجدیدنظر
موجب خواهد شد که دادگاه تجدیدنظر
نسبت به ادعای جدید. برای نخستین بار
قضاوت نماید در حالی که تجدیدنظر بازبینی
و دوباره قضاوت کردن است. از سوی دیگر
و به همان دلیل, دخالت اشخاصی غیر از
اصحاب دعوای مرحلهی نخستین. در
مرحلهی تجدیدنظر, علیالقاغده, مجاز نمی-
باشد ( شمس, عبداله, چ ۲ ش ۷۰۰)
.بر خلاف مرحلهی بدوی «افزودن یا تغییر
نحوهی دعوا با خواسته یا درخواست...»
(ماده ۹۸ ق.ا.د.
م) در مرحلهی تجدیدنظر
پیشبینی نشده است لذا چنانچه در
دادخواست تجدیدنظر فقط بخشهایی از
رأی مورد شکایت قرار گرفته یا تجدیدنظر
علیه برخی از محکوملهم بدوی درخواست
شده باشد.» با توجه به مواد ۳۴۶ و ۳۴۹
ق.آدم تجدی دنظر خواه نمی تواند با
لایحهی بعدی يا در جلسهی دادرسی
تجدیدنظرء» محدودهی تجدیدنظر را به دیگر
بخشهای رأی بدوی یا محکوملهم . گسترش دهد البته با توجه به قسمت اول
ماده ۹۸ و ماده ۳۶۳ ق.ا.د.م تجدیدنظر خواه
میتواند محدودهی آثر انتقالی تجدیدنظر را
که با درخواست تجدیدنظر تعیین شده است. پس از آرائهی دادخواست محدود کند(همان)
۴ همان گونه که اثر انتقالی الزاماً همه
مسائل مورد حکم نخستین را شامل نمی
شود ومی توان آن را در دادخواست پژوهشی
ام حقوقی کنونی
محدود کرد. دادگاه بالاتر نیز نمی تواند وارد
مسائلی به جز آنچه مورد رسیدگی دادگاه
پایین قرار گرفته است. بشود. ۵؛دادرسان درجه دوم هميشه در همه مسائل
مورد قضاوت دادرسان نخستین وارد نمی
شوند. ولی اصولا از آنچه که آنان رسیدگی
کرده اند, هرگز نمی توانند فراتر بروند.(
متین دفتری» احمد؛ پیشین؛ ج۰۲ ص ۵۵۱). ۶اگر بنا باشد که ادعای جدید در مرحله
پژوهش پذیرفته شود لازم میآید که از
قاعده دو درجه ای بودن رسیدگی ماهیتی
هر دعوایی تخلف شود: ( ماده ۷ ق.ا.د.م.)
۷ادعا به چند اعتبار ممکن است ادعای
جدید انگاشته شود به اعتبار سبب و منشأً
دعوا, برای نمونهء مالی در مرحله نخستین
به استناد قرض مطالبه شود و در مرحله
پژوهش به استناد ودیعهء به اعتبار خواسته. به اعتبار تغییر طرفهای دعوا(همان. ص
۵۵۳
همادعای جدید چیزی به جز وسایل جدید
است. مقصود از وسایل همه آموری است که
برای اثبات دعواهای طرفها و تجویز حقوق
اعایی آنان بکار میرود. از جمله اینها همه
دلایل اثبات دعوا است که ممکن است از
دعوا را تغییر دهند. همچنین است در
همه وسایل و اسباب سقوط تعهدات. برای
نمونه, ممکن است در مرحله نخستین به
تهاتر و در مرحله پژوهش به تبدیل تمهد یا
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
