Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

دکترین

نکتهٔ فقهی: اهلیت تمتع حمل (اهلیت (علم حقوق))

#اهلیت_تمتع #حقوق #اهلیت #حقوق_مدنی #نطفه

حمل نیز از حقوق مدنی بهره‌مند می‌گردد به شرط این‌که زنده به دنیا بیاید و عنوان حمل بر نطفه منعقد شده اطلاق می‌گردد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): حمل (جنین) از حقوق مدنی بهره‌مند می‌گردد به شرط این‌که زنده به دنیا بیاید و نطفه او حین‌الموت منعقد بوده باشد. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده۹۵۷

بخش‌های دیگرِ همین مبحث 22

اهلیت (علم حقوق)
اهلیت ، از مباحث مربوط به علم حقوق است. شایستگی انسان برای دارا بودن شیئ یا اجرای حق و تکلیف را اهلیت گویند. اهلیت بر دو قسم است: • یکی اهلیت دارا بودن حق که اصطلاحا اهلیت تمتع یا اهلیت دارا شدن حق یا تملک گفته می‌شود؛ • و دیگری اهلیت اجرای حق و تکلیف که از آن به عنوان اهلیت استیفا یا اهلیت اجرای حق یا تصرف نام می‌برند. فهرست مندرجات ۱ - انواع اهلیت ۱. ۱ - اهلیت تمتع ۱.۱. ۱ - ماده ۹۵۶ قانون مدنی ۱.۱. ۲ - ماده ۸۷۵ قانون مدنی ۱.۱. ۳ - محرومیت اتباع بیگانه ۱.۱. ۴ - عدم وراثت کافر از مسلمان ۱.۱. ۵ - فقدان اهلیت محجور ۱.۱. ۶ - سایر موارد ۱. ۲ - اهلیت استیفا ۱.۲. ۱ - مبنای اهلیت استیفا ۱.۲. ۲ - حجر ۱.۲. ۳ - ماده ۱۹۰ قانون مدنی ۱.۲. ۴ - ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی ۲ - تفکیک از مفاهیم مشابه ۲. ۱ - اختیار یا سمت ۲. ۲ - قابلیت انتقال ۳ - مراحل تکامل ۳. ۱ - جنینی ۳. ۲ - طفولیت ۳. ۳ - تمیز ۳. ۴ - بلوغ ۳. ۵ - رشد ۴ - امری بودن قوانین مربوط به آن ۵ - قانون حاکم بر آن ۶ - پانویس ۷ - منبع
اهلیت (علم حقوق): انواع اهلیت
اهلیت در لغت به معنی صلاحیت، شایستگی و سزاواری است. اهلیت بر دو قسم است: یکی اهلیت تمتع و دیگری اهلیت استیفا. هنگامی که واژه اهلیت به طور مطلق به کار می‌رود منظور اهلیت استیفا است و برای رساندن معنی اهلیت تمتع، واژه اهلیت به طور مقید و همراه با اصطلاح تمتع خواهد بود. ۱. ۱ - اهلیت تمتع مبنای حقوقی اهلیت تمتع، انسان بودن است. ۱.۱. ۱ - ماده ۹۵۶ قانون مدنی برابر ماده ۹۵۶ قانون مدنی ، همین که انسان زنده متولد شد، توانایی داشتن حقوق را به دست می‌آورد و بعد از تولد نیز تا زمان مرگ این توانایی را حفظ می‌کند. اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود. حمل نیز از حقوق مدنی بهره‌مند می‌گردد به شرط این‌که زنده به دنیا بیاید و عنوان حمل بر نطفه منعقد شده اطلاق می‌گردد. ۱.۱. ۲ - ماده ۸۷۵ قانون مدنی ماده ۸۷۵ قانون مدنی در مورد اهلیت تمتع جنین مقرر می‌دارد: «شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد، در صورتی ارث می‌برد که نطفه او حین‌الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود، اگرچه فورا پس از تولد بمیرد.» بنابراین اصل این است که هر شخص دارای اهلیت تمتع است. با وجود این قانون‌گذار اهلیت دارا شدن پاره‌ای حقوق را از بعضی اشخاص، ب. ت. ب. مصالح اجتماعی، سلب کرده است. البته این امر جنبه استثنایی دارد و مخصوص مواردی است که در قانون صریحا پیش‌بینی شده است که چند نمونه از آن در زیر می‌آید: ۱.۱. ۳ - محرومیت اتباع بیگانه ماده ۹۶۱ قانون مدنی برخی از حقوق مدنی را نسبت به اتباع بیگانه به عنوان استثنا منتفی دانسته است. این ماده می‌گوید: جز در موارد ذیل اتباع خارجه از حقوق مدنی متمتع خواهند بود: • در مورد حقوقی که قانون آن‌را صراحتا منحصر به اتباع ایران نموده و یا آن‌را صراحتا از اتباع خارجه سلب کرده است؛ • در مورد حقوق مربوط به احوال شخصی که قانون دولت متبوع خارجه آن‌را قبول نکرده؛ • در مورد حقوق مخصوصه که صرفا از نقطه نظر جامعه ایرانی ایجاد شده باشد. ۱.۱. ۴ - عدم وراثت کافر از مسلمان کافر اهلیت تمتع نسبت به وراثت از مسلمان ندارد و ترکه متوفای مسلمان به خویشاوندان دیگر انتقال پیدا نمی‌کند. ماده۸۸۱ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «کافر از مسلم ارث نمی‌برد و اگر در بین ورثه متوفای کافری مسلم باشد وراث کافر ارث نمی‌برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.» ۱.۱. ۵ - فقدان اهلیت محجور محجور حق انتقال‌دادن رایگان اموال خویش را ندارد. یعنی نه تنها خود نمی‌تواند مبادرت به نقل رایگان اموال خود کند، بلکه نماینده قانونی او نیز نمی‌تواند اموال او را به طور رایگان به دیگری انتقال دهد. همچنین صغیر و مجنون و سفیه نمی‌توانند به سمت قیم تعیین شوند و به اصطلاح، فاقد اهلیت تمتع در این مورد هستند، از این رو نماینده قانونی آنان نیز نمی‌تواند این حق را از طرف ایشان اعمال نماید. ۱.۱. ۶ - سایر موارد البته موارد دیگری نیز وجود دارد که اشخاص از دارا شدن بعضی حقوق منع شده‌اند مثل این‌که اهلیت تملک املاک مزروعی از بیگانگان سلب شده است. همچنین اشخاص حقوقی نمی‌توانند خارج از موضوع و هدف خود فعالیت داشته باشند و اعمال حقوقی انجام دهند. مثلا یک انجمن که دارای اهداف بشردوستانه و نیکوکاری است نمی‌تواند تجارت کند یا دانشگاه تهران که یک موسسه علمی است برای اعمال تجارتی فاقد اهلیت تمتع است. ۱. ۲ - اهلیت استیفا اهلیت استیفا صلاحیت شخص است برای بکار بردن حقی که دارا شده. هر انسان از اهلیت تمتع برخوردار است اما نمی‌تواند حقوق مربوط به اهلیت تمتع خود را اعمال نماید مگر این‌که اهلیت استیفا داشته باشد. مثلا ممکن است صغیر و مجنون مالک یا طلبکار باشد اما نمی‌توانند شخصا و بدون دخالت نماینده قانونی خود مال خویش را بفروشند یا اجاره دهند و یا طلب خود را وصول نمایند. چنین اشخاصی فاقد اهلیت استیفا هستند. ۱.۲. ۱ - مبنای اهلیت استیفا مبنای اهلیت استیفا داشتن تمیز و درک است زیرا اراده‌ای که برای انجام دادن اعمال حقوقی و اجرای حقوق لازم و ضروری است فقط در اشخاص دارای تمیز موجود است. بنابراین اگر تمییز و درکِ شخص کامل و کافی باشد، اهلیت استیفای او نیز کامل است، مانند انسان بالغ ، عاقل و رشید که دارای تمیز و درک کامل است اما اگر تمیز و درک شخص کامل نشده باشد مثل این‌که شخصی صغیر، سفیه یا مجنون باشد. در این صورت شخص دارای اهلیت نسبی است و تنها نسبت به اموری که تمیز پیدا کرده است اهلیت استیفا خواهد داشت. مثلا چون سفیه نسبت به امور مالی درک و تمیز کافی ندارد و نمی‌تواند اموال خود را عاقلانه اداره نماید، در این‌گونه امور فاقد اهلیت م. ب.. ۱.۲. ۲ - حجر عدم اهلیت استیفا اصطلاحا حجر و کسی که فاقد این اهلیت است محجور نامیده می‌شود. حجر در لغت به معنی منع و باز داشتن است و محجور از آن رو چنین نامیده شده که قانون‌گذار او را از دخالت مستقیم و تصرف در امور خود و انجام دادن اعمال حقوقی، مانند بیع و اجاره منع کرده است. ۱.۲. ۳ - ماده ۱۹۰ قانون مدنی در بند دو ماده ۱۹۰ قانون مدنی اهلیت به عنوان یکی از شرایط اساسی صحت معامله آمده است که منظور اهلیت استیفا است و طرفین معامله باید برای انجام معامله، اهلیت داشته باشند. برای این‌که متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند. ۱.۲. ۴ - ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی طبق ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی: این اشخاص، محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند: • صغار ؛ • اشخاص غیررشید؛ • مجانین. منبع: دانشنامه حقوق خصوصی، تهران، انتشارات محراب فکر، ۱۳۸۴، چاپ اول، جلد اول، ص۴۹۷ · تشکیل قراردادها و تهعدات، ص۲۳۱، ش۱۹۱ · اشخاص و اموال، ص۱۸۲ · قانون مدنی، ماده۹۵۶ · قانون مدنی، ماده۹۵۷ · قانون مدنی، ماده۹۵۸ · تشکیل قراردادها و تهعدات، ش۱۹۳، ص۲۳۳ · مواد ۱۱۸۴ و ۱۱۸۶ و ۱۱۸۷ و مواد ۱۲۳۸ و ۱۲۳۹ و ۱۲۴۰ و ۱۲۴۸ قانون مدنی · قانون مدنی، بند یک ماده ۱۲۳۱ · ترمینولوژی حقوق، تهران، کتابخانه گنج دانش، ۱۳۸۷، چاپ نوزدهم، ص۹۸ · قانون مدنی، ماده ۹۶۲ · اشخاص و اموال، ص۷۹ · حقوق مدنی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۳۵، چاپ اول، جلد اول، ص۲۰۳ · قانون مدنی، ماده ۲۱۰ · قانون مدنی، ماده ۲۱۱ · اعمال حقوقی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۶، چاپ دوازدهم، ش۱۰۷، ص۱۰۶
اهلیت (علم حقوق): تفکیک از مفاهیم مشابه
برای جلوگیری از ایجاد اشتباه بایستی مفهوم اهلیت از مفاهیم شبیه به آن تفکیک نمود. ۲. ۱ - اختیار یا سمت واژه اختیار یا سِمت در مورد ولی یا وکیل به کار می‌رود. ولی یا وکیل زمانی که اعمالی را به نمایندگی از محجور انجام می‌دهند، دارای اختیار یا سمت برای انجام دادن این اعمال هستند نه اهلیت. چراکه اهلیت توانایی داشتن و اجرای حقوق خود شخص است ولی اختیار زمانی است که شخص فاقد حق و اهلیت تمتع است اما به موجب قانون یا قرارداد ، توانایی اجرای حقوق دیگران را داشته باشد. ۲. ۲ - قابلیت انتقال عدم اهلیت با عدم قابلیت نقل و انتقال تفاوت دارد زیرا عدم اهلیت ناشی از نقص موجود در شخص است در حالی‌که عدم قابلیت نقل و انتقال مربوط به نقص در مال است. مثلا صغیر یا مجنون به علت نقص یا اختلال قوای دماغی نمی‌تواند در اموال خود تصرف کند، در حالی که وقف‌کننده به علت نقصی که در مالکیت عین موقوفه ایجاد شده است قادر به انتقال مال نمی‌باشد. این‌گونه ممنوعیت که مربوط به وضع مال است عدم اهلیت نامیده نمی‌شود و این اصطلاح فقط در مورد اشخاصی به کار می‌رود که منع تصرفات آنان مربوط به وضع خود آنان است. منبع: اشخاص و محجورین، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۸۴، چاپ دهم، ص۱۸۳
اهلیت (علم حقوق): مراحل تکامل
اهلیت انسان از زمان تشکیل نطفه آغاز می‌شود و تا مرگ او ادامه می‌یابد. در واقع پنج مرحله وجود دارد: ۳. ۱ - جنینی این دوران از آغاز آبستنی مادر به فرزند شروع شده و با به دنیا آمدن وی پایان می‌پذیرد. ۳. ۲ - طفولیت این دوران از زمان به دنیا آمدن طفل آغاز می‌شود و تا زمان تمیز او (هفت سالگی) ادامه می‌یابد. در این دوران به دلیل فقدان قصد ، شخص اهلیت برای اجرای حقوقش را ندارد. ۳. ۳ - تمیز تمیز عبارت از حالتی است که در آن کودک نیکی و بدی خود را تشخیص می‌دهد و بداند که چه چیزی به نفع و ضرر او است. این دوران از سن هفت سالگی آغاز شده و تا زمان بلوغ ادامه پیدا می‌کند. در این دوران شخص اهلیت استیفای ناقصی برای انجام برخی اعمال حقوقی پیدا می‌کند. ۳. ۴ - بلوغ این دوران از زمان بلوغ تا زمان رشد را شامل می‌شود. مطابق ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی: «هیچ‌کس را نمی‌توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آن‌که عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.» سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری م. ب.. ۳. ۵ - رشد هر انسان در دوران رشد به اهلیت کامل خود می‌رسد یعنی ضمن آن که اهلیت تمتع اش از زمان به دنیا آمدن کامل بود اهلیت استیفایش هم در این دوران کامل خواهد شد. البته باید توجه داشت امروزه سن خاصی برای برای رشد در قانون مدنی پیش بینی نشده است اما در عمل دادگاه‌ها‌ و سایر مراجع رسمی هجده سالگی را سن رشد می‌دانند و هر کس به سن هجده سال رسیده باشد رشید فرض می‌شود. منبع: طاهری، محمد علی، دانشنامه حقوق خصوصی، ص۴۹۸ · قانون مدنی، ماده۱۲۱۲ · اشخاص و اموال، ص۸۵
اهلیت (علم حقوق): امری بودن قوانین مربوط به آن
به دلیل این‌که قوانین مربوط به اهلیت با مصلحت جامعه ارتباط دارند و دارای اهمیت زیادی می‌باشند، از قوانین آمره و مربوط به نظم عمومی محسوب می‌شوند. به طور کلی قوانینی که مربوط به شخصیت، آزادی و اراده اشخاص می‌باشند، جزو قوانین امری و مرتبط با نظم عمومی هستند و توافق برخلاف آن‌ها غیرممکن است. بنابراین قراردادهای مربوط به سلب اهلیت تمتع یا اهلیت استیفا و یا هر دو نوع اهلیت، باطل و فاقد اثر م. ب.. هیچ‌کس نمی‌تواند به طور کلی حق تمتع و یا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی ر. ا. خ. سلب کند. هیچ‌کس نمی‌تواند از خود سلب حریت کند و یا در حدودی که مخالف قوانین و یا خلاق حسنه باشد از استفاده از حریت خود صرف‌نظر نماید. منبع: اشخاص و اموال، ص۱۸۲و ۱۸۳ · ماده ۹۵۹ ق. م- · قانون مدنی، ماده۹۶۰
اهلیت (علم حقوق): قانون حاکم بر آن
اهلیت یکی از احوال شخصیه م. ب. زیرا از عوارضی است که موقعیت شخص را از حیث روابط حقوقی، در داخل اجتماع مشخص می‌کند. همچنین مقررات اهلیت مانند سایر احوال شخصی اساسا برخاسته از آداب و رسوم و اعتقادات قومی است. بنابراین اهلیت هر شخص برای دارا بودن و اعمال حقوق مانند سایر احوال شخصیه تابع قانون کشور متبوع آن شخص م. ب.. منبع: قانون مدنی، ماده۹۶۲
نکتهٔ فقهی: اهلیت تمتع (اهلیت (علم حقوق))
شایستگی انسان برای دارا بودن شیئ یا اجرای حق و تکلیف را اهلیت گویند. اهلیت بر دو قسم است: • یکی اهلیت دارا بودن حق که اصطلاحا اهلیت تمتع یا اهلیت دارا شدن حق یا تملک گفته می‌شود؛ — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): شایستگی انسان برای دارا بودن شیئ یا حق و تکلیف را اهلیت تمتع گویند که با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: اهلیت استیفا (اهلیت (علم حقوق))
اهلیت استیفا صلاحیت شخص است برای بکار بردن حقی که دارا شده. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اهلیت استیفا صلاحیت شخص برای به کار بردن حقی است که دارا شده است. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شروع و پایان اهلیت تمتع (اهلیت (علم حقوق))
اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده۹۵۶
نکتهٔ فقهی: شرط وراثت جنین (اهلیت (علم حقوق))
«شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد، در صورتی ارث می‌برد که نطفه او حین‌الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود، اگرچه فورا پس از تولد بمیرد.» — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): شرط وراثت جنین، زنده بودن در حین فوت مورث و انعقاد نطفه او حین‌الموت و زنده متولد شدن است، حتی اگر بلافاصله پس از تولد بمیرد. شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده ۸۷۵
نکتهٔ فقهی: محدودیت اهلیت تمتع اتباع بیگانه (اهلیت (علم حقوق))
ماده ۹۶۱ قانون مدنی برخی از حقوق مدنی را نسبت به اتباع بیگانه به عنوان استثنا منتفی دانسته است. این ماده می‌گوید: جز در موارد ذیل اتباع خارجه از حقوق مدنی متمتع خواهند بود: • در مورد حقوقی که قانون آن‌را صراحتا منحصر به اتباع ایران نموده و یا آن‌را صراحتا از اتباع خارجه سلب کرده است؛ • در مورد حقوق مربوط به احوال شخصی که قانون دولت متبوع خارجه آن‌را قبول نکرده؛ • در مورد حقوق مخصوصه که صرفا از نقطه نظر جامعه ایرانی ایجاد شده باشد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اتباع خارجه از حقوق مدنی متمتع خواهند بود، مگر در مواردی که قانون صراحتاً آن را منحصر به اتباع ایران نموده، یا از اتباع خارجه سلب کرده، یا مربوط به احوال شخصی باشد که قانون دولت متبوع خارجه آن را قبول نکرده، یا حقوق مخصوصه که صرفاً از نقطه نظر جامعه ایرانی ایجاد شده باشد. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده ۹۶۱
نکتهٔ فقهی: عدم وراثت کافر از مسلمان (اهلیت (علم حقوق))
ماده۸۸۱ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «کافر از مسلم ارث نمی‌برد و اگر در بین ورثه متوفای کافری مسلم باشد وراث کافر ارث نمی‌برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.» — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): کافر اهلیت تمتع نسبت به وراثت از مسلمان ندارد و اگر در بین ورثه متوفای کافری مسلم باشد، وراث کافر ارث نمی‌برند. شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده ۸۸۱
نکتهٔ فقهی: محدودیت اهلیت تمتع محجورین در انتقال رایگان اموال (اهلیت (علم حقوق))
محجور حق انتقال‌دادن رایگان اموال خویش را ندارد. یعنی نه تنها خود نمی‌تواند مبادرت به نقل رایگان اموال خود کند، بلکه نماینده قانونی او نیز نمی‌تواند اموال او را به طور رایگان به دیگری انتقال دهد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): محجور حق انتقال رایگان اموال خویش را ندارد و نماینده قانونی او نیز نمی‌تواند اموال او را به طور رایگان به دیگری انتقال دهد. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: محدودیت اهلیت تمتع محجورین برای قیمومت (اهلیت (علم حقوق))
همچنین صغیر و مجنون و سفیه نمی‌توانند به سمت قیم تعیین شوند و به اصطلاح، فاقد اهلیت تمتع در این مورد هستند، از این رو نماینده قانونی آنان نیز نمی‌تواند این حق را از طرف ایشان اعمال نماید. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): صغیر، مجنون و سفیه نمی‌توانند به سمت قیم تعیین شوند و فاقد اهلیت تمتع در این مورد هستند. شاخه: خانواده · ارتباط با قانون: قانون مدنی، بند یک ماده ۱۲۳۱
نکتهٔ فقهی: محدودیت اهلیت تمتع اشخاص حقوقی (اهلیت (علم حقوق))
همچنین اشخاص حقوقی نمی‌توانند خارج از موضوع و هدف خود فعالیت داشته باشند و اعمال حقوقی انجام دهند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اشخاص حقوقی نمی‌توانند خارج از موضوع و هدف خود فعالیت داشته باشند و اعمال حقوقی انجام دهند. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: اهلیت استیفا (اهلیت (علم حقوق))
و دیگری اهلیت اجرای حق و تکلیف که از آن به عنوان اهلیت استیفا یا اهلیت اجرای حق یا تصرف نام می‌برند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اهلیت استیفا یا اهلیت اجرای حق، شایستگی شخص برای به کار بردن حقی است که دارا شده است. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: آغاز اهلیت تمتع (اهلیت (علم حقوق))
اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده۹۵۶
نکتهٔ فقهی: اهلیت تمتع حمل (اهلیت (علم حقوق))
حمل نیز از حقوق مدنی بهره‌مند می‌گردد به شرط این‌که زنده به دنیا بیاید و اگر حملی باشد، در صورتی ارث می‌برد که نطفه او حین‌الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود، اگرچه فورا پس از تولد بمیرد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): حمل (جنین) نیز از حقوق مدنی بهره‌مند می‌گردد به شرط این‌که زنده به دنیا بیاید و نطفه او حین‌الموت منعقد بوده باشد. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده۹۵۷ و ماده ۸۷۵
نکتهٔ فقهی: عدم وراثت کافر از مسلمان (اهلیت (علم حقوق))
کافر اهلیت تمتع نسبت به وراثت از مسلمان ندارد و ترکه متوفای مسلمان به خویشاوندان دیگر انتقال پیدا نمی‌کند. ماده۸۸۱ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «کافر از مسلم ارث نمی‌برد و اگر در بین ورثه متوفای کافری مسلم باشد وراث کافر ارث نمی‌برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.» — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): کافر اهلیت تمتع نسبت به وراثت از مسلمان را ندارد و در صورت وجود وارث مسلمان، وارث کافر ارث نمی‌برد. شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده۸۸۱
نکتهٔ فقهی: محدودیت اهلیت محجورین در انتقال رایگان اموال (اهلیت (علم حقوق))
محجور حق انتقال‌دادن رایگان اموال خویش را ندارد. یعنی نه تنها خود نمی‌تواند مبادرت به نقل رایگان اموال خود کند، بلکه نماینده قانونی او نیز نمی‌تواند اموال او را به طور رایگان به دیگری انتقال دهد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): محجورین (مانند صغیر، مجنون و سفیه) حق انتقال رایگان اموال خود را ندارند و نماینده قانونی آن‌ها نیز نمی‌تواند این کار را انجام دهد. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: محدودیت اهلیت محجورین برای قیمومت (اهلیت (علم حقوق))
همچنین صغیر و مجنون و سفیه نمی‌توانند به سمت قیم تعیین شوند و به اصطلاح، فاقد اهلیت تمتع در این مورد هستند، از این رو نماینده قانونی آنان نیز نمی‌تواند این حق را از طرف ایشان اعمال نماید. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): صغیر، مجنون و سفیه نمی‌توانند به سمت قیم تعیین شوند و فاقد اهلیت تمتع در این مورد هستند. شاخه: خانواده · ارتباط با قانون: قانون مدنی، بند یک ماده ۱۲۳۱
نکتهٔ فقهی: محدودیت اهلیت اشخاص حقوقی (اهلیت (علم حقوق))
همچنین اشخاص حقوقی نمی‌توانند خارج از موضوع و هدف خود فعالیت داشته باشند و اعمال حقوقی انجام دهند. مثلا یک انجمن که دارای اهداف بشردوستانه و نیکوکاری است نمی‌تواند تجارت کند یا دانشگاه تهران که یک موسسه علمی است برای اعمال تجارتی فاقد اهلیت تمتع است. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اشخاص حقوقی نمی‌توانند خارج از موضوع و هدف خود فعالیت داشته باشند و اعمال حقوقی انجام دهند. شاخه: مدنی

موارد مرتبط 23

آرای مرتبط 8

نشست‌های قضایی 2

مواد مرتبط 1

دکترین 12

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین