دکترین
وصایت (فقه): احکام وصایت
از احکام وصایت در باب وصیّت سخن گفتهاند. ۴.
۱ - تعدد اوصیا • موصی میتواند دو یا چند نفر را وصیّ قرار دهد. در این صورت، اگر شرط تصرف را موافقت همه با آن قرار دهد، تصّرف هر یک به تنهایی جایز و نافذ نخواهد بود؛ بلکه باید تصرّف بر پایه نظر جمع انجام گیرد. همچنین است بنابر مشهور، اگر مطلق باشد و موصی متعرّض اجتماع اوصیا و عدم آن نشده باشد. در این صورت نیز همچون صورت شرط اجتماع عمل میشود. ۴.
۲ - اختلاف اوصیا • در فرض شرط اجتماع اوصیا یا اطلاق آن، چنانچه دو وصیّ درباره تصرّفی اختلاف کنند، تصّرفات هریک به تنهایی، صحیح و نافذ نخواهد بود، مگر آن مقدار که ضرور باشد، مانند تهیّه لباس یا غذای یتیم و خریدن کفن میّت که تاخیر آن تا زمان رفع اختلاف ممکن نیست. ۱. برخی تصرّف به تنهایی را در این صورت مطلقا، حتی در مقدار لازم و ضرور، جایز ندانسته و تصرّف کننده را ضامن دانستهاند. ۲. برخی گفتهاند: حاکم امر را به آن که دانا و تواناتر است واگذار میکند و دیگر اوصیا را پیرو او قرار میدهد. ۳. البته حاکم میتواند آنان را بر اجتماع و اقدام جمعی وادار کند و در صورت اصرار هر یک بر نظر خود و خودداری از پذیرش نظر جمع، میتواند آنان را برکنار و افرادی دیگر را جایگزین ایشان کند. ۴.
۳ - خروج از اهلیّت • در فرض شرط اجتماع، چنانچه یکی از دو وصیّ بر اثر بیماری یا ناتوانی، توانایی انجام دادن آنچه به او واگذار شده، هر چند با اجیر یا وکیل کردن دیگری را نداشته باشد، حاکم شرع برای تقویت و یاری او کسی را ضمیمه وی میکند. لیکن اگر یکی از دو بمیرد یا دیوانه و یا کافر شود و بنابر شرط بودن عدالت ، از عدالت خارج و فاسق گردد، آیا حاکم باید کسی دیگر را به جای او قرار دهد یا آنکه وصیّ دیگر میتواند مستقلّا تصرّف نماید و نیازی به ضمیمه فردی دیگر توسط حاکم نیست؟ مسئله محل اختلاف است. • اگر هر دو وصی از اهلیّت خارج شوند، به تصریح برخی حاکم میتواند وصیّ جدید بگمارد و نصب یک وصیّ کفایت میکند. ۴.
۴ - اذن در اجتماع و انفراد • چنانچه موصی به هر دو وصیّ به گونه اجتماع و نیز به تنهایی اجازه تصّرف دهد، تصرّف هر یک به تنهایی صحیح و نافذ م. ب. برای هر دو جایز است مال را میان خود تقسیم کنند و هرکدام در مالی که در دست او و نیز دیگری است میتواند تصرّف کند. ۴.
۵ - ردّ وصایت • وصیّ میتواند در حیات موصی، وصایت را ردّ کند؛ هرچند پیش از آن، آن را قبول کرده باشد، به شرط آنکه آن را به موصی ابلاغ کند؛ چنان که موصی نیز میتواند وصیّ را برکنار نماید و چنانچه قبل از ابلاغ ردّ به موصی، بمیرد، وصایت لازم میشود؛ چنان که بر ردّ پس از مرگ موصی نیز اثری مترتّب نمیشود. • بنابر مشهور، در بی اثر بودن ردّ پس از مرگ موصی، تفاوت نمیکند که پیش از آن وصایت را قبول کرده یا نکرده باشد؛ لیکن برخی، در صورت عدم قبول، ردّ وصایت را جایز دانستهاند. ۴.
۶ - ناتوانی وصی • چنانچه وصی بر اثر پیری و غیر آن از اجرای وصایت به تنهایی ناتوان گردد، حاکم کسی را به عنوان کمک به او ضمیمه میکند. ۴.
۷ - خیانت وصیّ • اگر از وصیّ خیانتی در متعلّق وصایت سر زند، بر حاکم واجب است او را عزل و شخصی دیگر را جایگزین او کند. • برخی گفتهاند: بنابر شرط بودن عدالت در وصیّ، در صورت خیانت ، خود به خود عزل میشود و نیازی به عزل حاکم نیست. ۴.
۸ - امین بودن وصیّ • وصیّ امین است و در صورت تلف مال مورد وصایت در دست او، ضامن آن نخواهد بود، مگر آنکه کوتاهی یا بر خلاف وصایت عمل کرده باشد. ۴.
۹ - استیفای دین وصیّ • وصیّ میتواند طلب خود از مال موصی که در دست او است، بدون اذن حاکم استیفا کند؛ مسئله محل اختلاف است. ۴.
۱۰ - خریدن برای خود • آیا وصیّ میتواند مال موصی را برای خود بخرد؟ مسئله اختلافی است. مشهور آن را جایز دانستهاند، به شرط آنکه قیمت عادلانه باشد و کسی بیشتر از آن نخرد. ۴.
۱۱ - وصایت وصیّ • وصیّ با اذن موصی میتواند دیگری را بر آنچه او ولایت دارد، از کودکان ، حقوق و غیر آن، وصیّ قرار دهد. • وصیّ دوم، وصیِّ وصیّ خواهد بود، نه وصیّ موصی؛ چنان که با نهی موصی از آن، گزینش دیگری به عنوان وصیّ جایز نیست؛ لیکن با اطلاق وصیّت ؛ بدین معنا که موصی نه اجازه داده و نه از آن منع کرده باشد، آیا وصیّ میتواند دیگری را به عنوان وصیّ برگزیند یا نه؟ مسئله اختلافی است. اکثر قایل به عدم جواز آن شدهاند. ۴.
۱۲ - اختیارات وصیّ • وصیّ در گستره آنچه در وصایت آمده است، ولایت و حق تصرف دارد؛ از این رو، اگر مورد وصایت چیزی معیّن باشد، ولایت موصی به همان اختصاص دارد و تصرّف در غیر آن جایز نیست. • همچنین اگر وصایت به زمانی یا حالتی خاص مقید شده باشد، ولایت او محدود به همان زمان یا حالت خاص خواهد بود؛ اما اگر وصایت عام باشد، وصی نسبت به آنچه موصی ولایت داشته، ولایت خواهد داشت. در نتیجه وصیّ نیز در آنچه موصی حق تصرّف داشت، میتواند تصرّف کند، و اگر وصایت مطلق باشد، مانند اینکه بگوید: تو وصیّ من هستی؛ بدون تعیین موصی به، وصیّت لغو خواهد بود و اثری بر آن مترتب نمیگردد. ۴.
۱۳ - اجرت وصیّ • موصی میتواند برای اجرای وصیّت خود عوض قرار دهد. • وصیّای که عهده دار رسیدگی و سرپرستی اموال یتیم است میتواند در ازای کار خود، از مال یتیم استفاده کند؛ لیکن در مقدار استفاده که بهاندازه اجره المثل مجاز است یا بهاندازه کفایت و یا به کمترین مقدار از آن دو، اختلاف است. • همچنین در اینکه استفاده از مال یتیم مشروط به فقر و نیاز وصیّ است یا مطلقا جایز است، اختلاف م. ب.. ۴.
۱۴ - اثبات وصایت • وصایت [ وصیّت به ولایت ] بنابر مشهور، تنها با شهادت دو مرد عادل ثابت میشود و شهادت زنان ؛ خواه به تنهایی و یا با مردان و نیز شهادت یک مرد عادل همراه با سوگند او پذیرفته نیست.
منبع: جواهر الکلام، ج۲۸، ص۴۰۷–۴۱۱ · شرائع الاسلام، ج۲، ص۴۸۳ · مسالک الافهام، ج۶، ص۲۵۱ · ابوصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ص۳۶۶ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۴۰۹–۴۱۰ · تذکرة الفقهاء، ج۲۲، ص۱۱ · تذکرة الفقهاء، ج۲۲، ص۱۱-۱۲ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۴۱۲ · مسالک الافهام، ج۶، ص۲۵۵-۲۵۶ · مسالک الافهام، ج۶، ص۲۵۷ · تحریر الاحکام، ج۳، ص۳۸۰ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۴۱۷ · شرائع الاسلام، ج۲، ص۲۰۳ · مسالک الافهام، ج۶، ص۲۶۰ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۴۲۰ · ج۲، ص۵۶۵ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۴۲۳–۴۲۴ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۴۲۴ · مسالک الافهام، ج۶، ص۲۶۹-۲۷۰ · تحریر الاحکام، ج۳، ص۳۸۲ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۴۳۷ · غایة المرام، ج۲، ص۴۳۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
