دکترین
وصیت (فقه): تعریف فقهی
«وصیت» در اصطلاح علم اخلاق با پند و موعظه سفارش کردن بر دیگری، جهت فرمان بردن و عمل نمودن است و در اصطلاح فقه این است که انسان ، تملیک و واگذاری عین مال یا منفعت آن را بعد از وفات خودش به شخص دیگر یا عموم مردم سفارش کند؛ بهطوری که تصرف در اموال وی بعد از مرگش برای دیگران مباح باشد. «وصیت» عبارت است از برنامههای عهد و إیصال(رساندن)، و آن همان چیزی است که به آن وصیت میشود؛ و «وصیّ» کسی است که متّصف به تعهّد و إیصال باشد؛ این معنی بر «موصی (وصیت کننده)» که تعهد میکند، نیز صدق کرده، و همچنین بر «موصی الیه» نیز صدق میکند، که قبول إجراء تعهد نموده و تحقّق رساندن وصیت بهدست ایشان است.
امّا در اصطلاح، بسیاری از فقیهان در تعریف آن نوشتهاند: «هِیَ تَمْلِیکُ عَیْنٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ تَسْلِیطٍ عَلَی تَصَرُّفٍ بَعْدَ الْوَفَاة». وصیّت آنستکه موصی، عین ملک خود یا منفعت آنرا به فرد یا افرادی بعد از وفات خویش تملیک نماید و یا به تصّرف در آن، مسلّط نماید. همچنین مندرج میگردد در منفعت، منفعت دائمی و منفعت موقّت» پس موصی حق دارد به همه این امور وصیّت نماید. و امّا عهدیة، کان یوصی بما یتعلّق بتجهیزه، او باستئجار الحجّ او الصلاة او نحوهما له.
و امّا فکّیة تتعلّق بفکّ ملک کالایصاء بالتحریر.» یعنی: وصیت یا تملیکی است مثلاینکه به چیزی از ترکهاش برای زید وصیت نماید - و به آن ملحق میشود وصیت کردن به مسلط شدن بر حق - و یا عهدی است مثلاینکه وصیت میکند به آنچه که متعلق است به تجهیزش یا به اجیر گرفتن برای حج یا نماز یا مانند اینها برای او؛ و یا فکّی است که به فکّ ملکی تعلق دارد مانند وصیت کردن به آزاد نمودن. بعضی دیگر از فقیهان در تعریف آن نوشتهاند: «وصیّت، پذیرش تعهّد در حیات شخص نسبت به بعد از وفات او است و دلیل این تعریف، ملاحظه وصل امور قبل از وفات به بعد از آن نیست، بلکه پیروی از قرآن مجید است، چرا که این تعهّد را، وصیّت نامیده، و میفرماید: «کُتِبَ عَلَیْکُمْ اِذَا حَضَرَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَکَ خَیْرًا الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ اْلاَقْرَبیِنَ بِالْمَعْرُوفِ؛ دستور داده شده که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد، اگر متاع دنیا را مالک است، وصیّت کند برای پدر و مادر و خویشان، به قدر متعارف.» در این آیه شریفه، وصیّت در تعهد خاص بهکار رفته و معنی اصطلاحی آن از این آیه برداشت میشود.
مقصود از وصایت در اصطلاح فقها وصیّت به ولایت بر اخراج حقّ، یا استیفا حق و یا ولایت بر طفل یا مجنون است و موصی ولایت بر این امور را بهاصالت داراست (مانند پدر و جدّ پدری) یا بهطور عرضی (مانند وصیّ آنان) در صورتیکه در وصیّت نمودن به این امور ماذون باشد. بنابراین وصیّت به ولایت بر اولاد صغار و مجانین، توسط پدر و جدّ پدری، برای حفظ و نگهداری و تصرّف در اموال آنان، بهگونهای که سود و مصلحت آنها رعایت گردد، وصایت نامیده میشود.
منبع: مفردات، ج۱، ص۵۲۵ · مجمع البحرین، ج۴، ص۵۱۲ · التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش، ج۱۳، ص۱۲۸ · شرائع الاسلام، ج۲، ص۱۸۹ · مسالک الافهام، ج۶، ص۱۱۵ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۱۰۰، کتاب الوصیة · بقره/سوره۲، آیه۱۸۰ · مستمسک العروة الوثقی، ج۱۴، ص۵۳۴ · الدروس الشرعیة، ج۲، ص۳۲۱ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۳۸۹
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
