Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

موضوع دعوا وجه نقد نیست و مالی اعم از منقول یا غیر منقول را در بر می گیرد، به منظور پرداخت هزینه دادرسی و امکان تجدید نظر خواهی تقویم خواسته و اعلام بهای آن بر عهده که مورد خواسته قرار می گیرد، تقویم و بهای خواسته اساساً منتفی است. زیرا عموم اموال هر نوع دعوای ناظر به اموال اعم از منقول و غیر منقول در شمار دعاوی مالی غیر پولی می آید و خواسته ای مالی محسوب می گردد. ب -۱-۱ - ۳ - ۲ - چگونگی تعیین بهای خواسته مالی غیر پول صولاً تعیین بهای خواسته از سوی خواهان به عمل می آید؛ قطع نظر از آنچه که راجع به مطالبه مبلغی وجه نقد رایج و یا همان خواسته پولی گفته شد و تعیین و اعلام آن جز در مورد پول خارجی ارز) و به ویژه به علت ماهیت پول و تأثیر آن از حیث نتیجه ارزیابی خواسته در اختیار خواهان قرار گرفته همین روش و اختیار در خواسته مالی غیر پول نیز بر عهده خواهان گذاشته شده است. اختیار خ. د. ا. موارد از حیث تقویم و ارزیابی حق مالی یا مال مورد مطالبه بسیار گسترده و وسیع است؛ خواهان در زمینه ارزیابی خواسته ی مالی خود هم تکلیف دارد و هم اختیار مکلف است چون بدون تقویم خواسته ی مالی دادخواست وی توقیف میشود و به جریان نمی افتد و مختار است چرا که به هر میزانی که بخواهد می تواند بر روی حق مورد دعوا قیمت گذارد و آن را ارزیابی نماید. تنها مانع یا بهتر بگوییم موانعی که در این مسیر ممکن است سد راه او شود و بر اختیار وی بند بزند و او را باز دارد اعتراض خوانده به بهای خواسته و تعیین ترتیب دیگر به حکم قانون است بند ۴ ماده ۶۲ ق.آ.د. م). حق خوانده به اعتراض به بهای خواسته - اعتراض به بهای خواسته از حقوق مسلم طرف دیگر دعوا یعنی خوانده است. او حق دارد تا به بهایی که خواهان برای خواسته مالی ۱. بند ۴ ماده ۶۲ ق أ.د. م : در دعاوی راجع به اموال بهای خواسته مبلغی است که خ. د. د. معین کرده و در نظر گرفته و در دادخواست آورده، تا اولین جلسه دادرسی ایراد و اعتراض نماید. اعتراض به بهای خواسته هنگامی پذیرفته میشود و توسط دادگاه به آن ترتیب اثر داده خواهد شد 1 - اختصاص حق اعتراض به خوانده : نخستین شرط اعتراض به بهای خواسته از سوی چنین حقی برخوردار است؛ به عبارت دیگر حتی همان خواهان نیز حق ندارد در ارزیابی و بهایی که برای خواسته مالی خویش در نظر گرفته و در دادخواست آورده تغییری بدهد و یا به هر دلیل و علتی به آن ایراد بگیرد. به این نکته نیز توجه شود که اختیار کاستن و افزودن بر خواسته که در ماده ۹۸ ق.آ.د.م برای خواهان در نظر گرفته شده ناظر به اصل خواسته ی پولی و نقدی است و بهای خواسته ی مالی را در بر نمی گیرد. ⚠ احتیاط: ممکن است آغاز یا پایانِ مطلب در بندِ مجاور باشد. حق خوانده به اعتراض به بهای خواسته - اعتراض به بهای خواسته از حقوق مسلم طرف دیگر دعوا یعنی خوانده است. او حق دارد تا به بهایی که خواهان برای خواسته مالی ۱. بند ۴ ماده ۶۲ ق أ.د. م : در دعاوی راجع به اموال بهای خواسته مبلغی است که خ. د. د. معین کرده و در نظر گرفته و در دادخواست آورده، تا اولین جلسه دادرسی ایراد و اعتراض نماید. اعتراض به بهای خواسته هنگامی پذیرفته میشود و توسط دادگاه به آن ترتیب اثر داده خواهد شد 1 - اختصاص حق اعتراض به خوانده : نخستین شرط اعتراض به بهای خواسته از سوی چنین حقی برخوردار است؛ به عبارت دیگر حتی همان خواهان نیز حق ندارد در ارزیابی و بهایی که برای خواسته مالی خویش در نظر گرفته و در دادخواست آورده تغییری بدهد و یا به هر دلیل و علتی به آن ایراد بگیرد. به این نکته نیز توجه شود که اختیار کاستن و افزودن بر خواسته که در ماده ۹۸ ق.آ.د.م برای خواهان در نظر گرفته شده ناظر به اصل خواسته ی پولی و نقدی است و بهای خواسته ی مالی را در بر نمی گیرد. ۲- استماع اعتراض تا اولین جلسه دادرسی - دومین شرط قابلیت طرح ایراد و اعتراض به بهای خواسته تا اولین جلسه دادرسی است. خوانده نمیتواند هر زمان که به دلخواه او بود و در هر مقطعی از دادرسی که خواست به بهای خواسته اعتراض نماید. قید این موعد زمانی و به تعبیری بهتر، تعیین این مقطع از دادرسی برای امکان طرح اعتراض به بهای خواسته خوانده را مقید میکند تا اگر لازم دید و اعتراضی به بهای خواسته داشت، در همین مقطع از دادرسی یعنی تا اولین جلسه دادرسی، اعتراض خود رأی اصراری شماره ۳۰۳۱ مورخ ۱۳۳۹/۱۰/۳ هیأت عمومی شعب حقوقی دیوان عالی کشور : «بر حسب مفهوم و مستفاد از مواد ۱۲۳ و ۱۳۶ و ۱۴۴ و منظور از اولین جلسه دادرسی آنچنان جلسه ای است که موجبات قانونی طرح و استماع دعوی طرفین فراهم باشد. بدیهی است در صورتی که - تعیین بهای خواسته در مقام اعتراض - سومین شرط اعلام بهای خواسته از سوی خ. د. م. اعتراض به بهای تقویمی خواهان است. اعتراض خوانده به بهای خواسته در کنار سایر شرایط وقتی شکل قانونی میگیرد که خ. ن. د. قالب طرح اعتراض خود ارزش خواسته را اعلام و بهای آن را اعلام نماید. در غیر این صورت نه چنین اعتراضی قابل استماع است و نه قابل ترتیب اثر است. برای مثال هرگاه خوانده تنها به بهای خواسته معترض شود بدون این که بها و قیمتی برای آن تعیین نماید به این اعتراض رسیدگی نخواهد شد. این شرط را میتوان از واژه اختلاف و همچنین عبارت مؤثر در مراحل بعدی رسیدگی باشد به شرح مقرر در ماده ۶۳ ق.آ.د.م نیز بدست آورد. زیرا اختلاف بین اصحاب دعوا هنگامی تحقق می یابد و در مراحل بعدی رسیدگی تأثیر می گذارد که هر یک از طرفین دعوا بهایی را برای خواسته مالی اعلام کرده باشند. فقدان تعیین بهای خواسته از سوی هر یک از اصحاب دعوا، وقوع اختلاف را منتفی می کند. ۴ - تحقق اختلاف در تعیین بهای خواسته - چهارمین شرط را باید در مستندی دیگر ماده ۶۳ ق.آ.د. م) جست؛ حصول اختلاف میان اصحاب دعوا نسبت به بهای خواسته شرط سوم پذیرش اعتراض به بهای خواسته است. برابر ماده ۶۳ ق.آ.د.م چنانچه نسبت به بهای خواسته بین اصحاب دعوا اختلاف حاصل شود و اختلاف مؤثر در مراحل بعدی رسیدگی باشد، دادگاه قبل از شروع رسیدگی با جلب نظر کارشناس بهای خواسته را تعیین خواهد کرد. در حقیقت صرف اعتراض به بهای خواسته کافی برای پذیرش اعتراض نیست؛ اعتراضی مؤثر می افتد که منتهی به اختلاف میان اصحاب دعوا شود. بنابراین اگر پس از اعتراض خوانده به بهای خواسته خواهان این اعتراض را بپذیرد و تقویم مورد نظر خوانده را قبول کند اختلافی رخ نمی دهد تا جلب نظر کارشناس توسط دادگاه برای تعیین بهای خواسته لازم آید. پیامد پذیرش خواهان راجع به بهای اعلامی توسط خوانده که در مقام اعتراض به بهای خواسته صورت می گیرد تصور ۱. مؤثر بودن اختلاف در مراحل بعدی رسیدگی - پنجمین شرط تأثیر اختلاف بین اصحاب دعوا راجع به بهای خواسته در مراحل بعدی رسیدگی است. اگر همه شرایط پیشین نیز جمع شود بدون احراز این شرط موجب ورود و دخالت دادگاه در تعیین بهای خواسته نخواهد شد. این شرط از اهمیت اساسی برخوردار است به گونه ای که با نبود و فقدان آن نمیتوان و نباید به اعتراض خوانده توجه کرد و ترتیب اثر داد. برای مثال در دعوای مربوط به مال غیر منقول یا دعوای ناظر به اموال عمومی یا دولتی خ. خ. ر. به مبلغ دو میلیون و پانصد هزار ریال تقویم و ارزیابی می نماید و خوانده نیز با اعتراض به بهای خواسته ارزش آن را به مبلغ دو میلیون و هشتصد هزار ریال تخمین و اعلام میدارد. در این وضعیت چون اختلاف طرفین دعوا راجع به بهای خواسته، تأثیری در مرحله رسیدگی بعدی مرحله تجدیدنظر ندارد و در هر دو صورت، خواه بهای خواسته مندرج در دادخواست مناط اعتبار قرار گیرد و خواه بهای اعلامی از سوی خوانده رأی صادره از دادگاه قطعی و غیر قابل تجدید نظر خواهی است، بنابراین اختلاف طرفین راجع به بهای خواسته موجب دخالت دادگاه برای تعیین بهای خواسته نخواهد شد. همین وضعیت هنگامی که اصحاب دعوا بهای خواسته را به اختلاف مبلغ از سه میلیون و یک ریال تا بیست میلیون ریال ارزیابی می کنند، باز هم چون این اختلاف مؤثر در مرحله بعدی رسیدگی نیست به اعتراض خوانده ترتیب اثر داده نمی شود زیرا در هر حال هر یک از دو بهای اعلامی هم مناط اعتبار واقع شود، رأی آنچه در بالا گفته شد، بیشتر ناظر به ارزیابی خوانده به مبلغی بیش از بهای خواسته در تعیین می کند که در نهایت بتوان به رأی دادگاه، وصف قابلیت تجدیدنظر و فرجام داد ولی خوانده در پی آن است که با اعتراض و ارزیابی خود به رأی دادگاه نخستین وصف قطعی ببخشد تا نتوان از آن تجدیدنظر و فرجام خواست مانند آن که بهای خواسته در دادخواست به مبلغ سی میلیون ریال تعیین شده (شق ۱ از بند الف ماده ۳۶۷ ق.آ.د. م) ولی خوانده ضمن اعتراض به بهای مزبور ارزش خواسته را به مبلغ دو میلیون ریال بند الف ماده ۳۳۱ ق.آ.د.م تعیین و اعلام میدارد؛ در چنین صورتی نیز اختلاف بین اصحاب دعوا مؤثر در مراحل بعدی رسیدگی است و زمینه دخالت دادگاه را برای تعیین بهای خواسته آماده می کند. اگر چه به موجب ماده ۶۱ ق..د.م، بهای خواسته از نقطه نظر هزینه دادرسی و امکان تجدید نظر خواهی مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است، ولی این مطلب ب. ت. ب. عبارت صریح ... اختلاف مؤثر در مراحل بعدی رسیدگی باشد ... در ماده ۶۳ آن قانون امکان فرجام خواهی از رأی را از دایره تعیین بهای خواسته خارج نمی سازد. با این ترتیب اگر بهای خواسته توسط خواهان به مبلغ ۱۵/۰۰۰/۰۰۰ ریال در دادخواست آورده شود اما خوانده با ارزیابی خواسته به مبلغ ۸۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال به بهای خواسته در دادخواست اعتراض نماید چنین اختلافی مؤثر در مراحل بعدی رسیدگی تلقی می شود. چرا که با تقویم خواهان رأی دادگاه تجدید نظر پذیر است ولی قابل فرجام نیست و از طرفی دیگر ارزیابی خوانده نسبت به خواسته هم به رأی دادگاه قابلیت تجدیدنظر میدهد و هم قابلیت فرجام هر چند در دعاوی مالی م. ع. نمی تواند از هر دو طریق تجدید نظر و فرجام در طول هم استفاده نماید؛ در مورد خواسته مالی م. ع. باید دست به انتخاب و گزینش بزند و منحصراً یکی از دو طریق مزبور در اختیار او قرار می گیرد تا برای نقض رأی معترض عنه استفاده نماید ماده ۳۶۷ ق.آ.د.م و بند الف آن). اگر م. ع. حق تجدید نظر خواهی خود را مورد استفاده قرار بدهد، دیگر حق فرجام خواهی از رأی دادگاه تجدیدنظر را نخواهد داشت. پس اگر م. ع. د. صدد استفاده از طریق شکایت فرجامی باشد، نباید در مدت تجدیدنظر از رأی دادگاه نخستین تجدید نظر خواهی کند. تنها با گذشت مدت تجدیدنظر و عدم درخواست تجدیدنظر در مدت مزبور حق فرجام خواهی از رأی دادگاه نخستین در اختیار م. ع. گذاشته میشود تا از رأی مزبور فرجام بخواهد.

موارد مرتبط 41

مواد مرتبط 1

دکترین 40

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین