دکترین
آثار قانونی مترتب بر درخواست اجرا — فرض شود حکم قطعی به نفع بانک
درخواست اجرای حکم از جهات گوناگون و در رابطه بین درخواست کننده با دایره اجرا و رابطه سه جانبه این دو با داد باخته دارای آثار و پیامدهایی است. بررسی ماهیت این اقدام و واکاوی نتایج آن ضروری به نظر میرسد.
۱-۸-۱ درخواست اجرای حکم حق یا حکم؟ بیگمان درخواست اجرای رای حقی است که در اختیار داد برده است. لحن قانونگذار در ماده ۲ ق. . . م مفید این معنا هست تا هنگامی که داد برده نخواهد و درخواست ننماید اجرای حکم آغاز نخواهد شد. اما ب. ت. ب. آثار مترتب بر درخواست اجرا و وضعیت حقوقی که برای داد برده و داد باخته به دنبال صدور حکم قطعی و ب. ت. ب. نتایج دادرسی پیش می آید، جای پرسش است که آیا داد برده دارای اختیار مطلق است تا هر زمانی که اراده نماید در مقام درخواست اجرا برآید و برای این درخواست هیچ تکلیف و الزامی متوجه او نیست؟ این پرسش از این چالش برمی خیزد که سکوت و تعلل دادبرده گاه وضعیت حقوقی داد باخته را پیچیده ساخته و ابهاماتی را بوجود می آورد. با یادآوری چند نمونه این ابهامات آشکار می گردد.
فرض شود حکم قطعی به نفع بانک یا موسسه مالی و اعتباری صادر شده و در این حکم میزان بدهی و خسارت تاخیر در پرتو ارزیابی دادگاه مشخص شده است اما بانک و موسسه مالی یا اعتباری چون از مشتری داد باخته وثیقه مطمئن در اختیار دارد و گذر زمان فشار بیشتری به مشتری وارد ساخته و منافع داد برده را بهتر تامین می نماید، میل و منفعتی به درخواست اجرا در آنها بوجود نمی آید. یا اینکه دادبرده بوسیله قرار تامین خواسته یا دستور موقت مال داد باخته را بازداشت نموده و ادامه بازداشت مال بی آنکه نیازی به بهره از درخواست اجرائیه باشد، فشار فراوانی بر دادباخته وارد ساخته و او را وادار میکند تا موثرتر از بکارگیری سازوکارهای اجرا تن به خواسته دادبرده دهد. در این موارد داد باخته مایل است هر چه زودتر پرونده اجرایی شکل گرفته و تکلیف او مشخص شود اما نفع و جوازی برای درخواست اجرا ندارد. دادگاه و دایره اجرا نیز حکم قانونی متضمن اجرا بدون درخواست ذی نفع و یا صدور دستور به داد برده برای چنین درخواستی پیش رو ندارند. رویه قضایی نیز به این نزاکت پایبند و وفادار است که با درخواست ذی نفع شروع به اجرای حکم مینماید. برای نمونه در یکی از جلسات هم اندیشی قضات دادگستری استان تهران این پرسش مطرح شده که چنانچه داد برده ای که به سبب توقیف ملک حق تقدم در برداشت آن برای استیفای محکوم به دارد (بند ۱ ماده ۱۴۸ ق.ا.ا.
م)، اما درخواست اجرای حکم ننماید تکلیف داد برده دیگر که ملک را بازداشت نموده اما ملک کافی برای پوشش محکوم به نیست، چه خواهد بود؟ قضات حاضر در جلسه با اکثریت پاسخ دادند که داد برده نخست دارای حق اولویت است و تا هنگامی که حق او ساقط نشود همچنان از این اولویت برخوردار است. در نتیجه او می تواند از درخواست صدور اجرائیه خودداری ورزد بی آن که به حق اولویت او آسیبی وارد شود.
داشتن اختیار مطلق و پذیرش میل و اراده داد برده به درخواست صدور اجرائیه در مواردی همانند آن چه گفته شد، وضع داد باخته را به مخاطره می اندازد. اگر چه دادبرده سوی پیروز جریان دادرسی است و از موقعیت برتر و احترام بابت دستاورد حقوقی برخوردار است اما دادگستری بر پایه اصول حقوقی در قبال سرنوشت داد باخته نیز مسئول است و تماشای سوء استفاده یک طرف از خلاء قانون و به تنگنا انداختن دیگری روا نبوده و همسو با اصول حقوقی نیست. اما در اینکه چاره کار چیست و سازوکار برخورد با این چالش چه میباشد، یک پیشنهاد این است که دادگاه با ارسال اخطاریه به محکوم له فرصت معقولی را پیش بینی کند موعد قضایی و به او اخطار دهد که در صورت تعلل بدون عذر موجه از مال که در جریان دادرسی به موجب نهادهای تامینی یا موقتی توقیف شده رفع توقیف می شود.
این دیدگاه از جهت تکاپو برای برون رفت از چالش و نگرش منصفانه به موضوع پسندیده و درخور ستایش است. البته اخطار به دادبرده و یا الزام او به درخواست اجرا ا - رف: مجموعه دیدگاههای حقوقی و قضایی دادگستری استان تهران و مروری بر قوانین و مقررات سال ۱۳۸۶. جلد ۸ انتشارات جنگل چاپ نخست ۱۳۸۸، ص ۲۳۴.
مبنا و مجوز قانونی ندارد و برای امکان سنجی آن تنها اتکا به اصول حقوقی کافی نخواهد بود. به نظر می آید برگرفته از احکام مقرر در مواد ۱۱۲ و ۳۱۸ ق.آ.د.ک دادگاه می تواند با دریافت درخواست داد باخته به داد برده اخطار دهد که چون تکلیف تامین سپرده شده از سوی داد باخته به سبب عدم درخواست صدور اجرائیه نامشخص مانده، در صورت ادامه این وضعیت با گذشت موعد قضایی از تامین دریافتی رفع اثر خواهد شد. در این دستور به جای تکلیف و الزام مخاطب به اعمال حق خود درخواست صدور اجرائیه) از باب رعایت اصول حقوقی چون حرمت مال مسلم اصل لاضرر و جلوگیری از خسارت ناروا سرنوشت تامین و ضمانت اجرای بی اعتنایی در پیگیری پرونده به مخاطب یادآوری می شود.
موارد مرتبط 41
آرای مرتبط 7
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث نسبت به تحویل ملک مورد مزایده مازاد بر محکومٌ به
ماده 147 و 148 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتبار فاکتور خرید در دعوای اثبات مالکیتنحوه احراز مالکیت اموال موجود در مغازه
مواد 147 و 148 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
ثالث در دعوی اعتراض ثالث نسبت به عملیات اجرایی بانکتاثیر تفکیک سند مادر بر عقد رهن منعقده بر روی ملک
مواد 147 و 148 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث به قرار تأمین خواسته
مواد 147 و 148 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث اجرایی به توقیف پلاک ثبتی؛ بررسی ابطال عملیات اجرایی و رفع توقیف در دادگاههای بدوی و تجدیدنظر
مواد 147 و 148 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
توقیف حقوق بازنشستگیتوافق در مورد توقیف حقوق بازنشستگی
مواد 96 و 148 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث نسبت به عملیات اجرایی بر اساس سند عادی
مواد 147 و 148 قانون اجرای احکام مدنی
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
توقیفات متعدد اجرای احکام
مواد 55 و 148 قانون اجرای احکام مدنی
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 148 — قانون اجرای احکام مدنی
بند 1 ماده 148 ق.ا.ا.م
دکترین 32
-
مقاله
هماستناد
نخست - دارندگان وثیقه — پس چنانچه یکی از محکوم لهم مالی
بند 1 ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
نخست - دارندگان وثیقه — محکوم لهم دارای وثیقه هر تعداد و
بند 1 ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
نخست - دارندگان وثیقه — محکوم لهم دارای وثیقه هر تعداد و
بند 1 ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
نمونه ب
بند 3 ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
م و ۶۰ واحد به همسر م
بند 3 ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
م و ۶۰ واحد به همسر م
بند 3 ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
آثار قانونی مترتب بر درخواست اجرا — درخواست اجرای حکم حق یا حکم؟ بیگمان
بند 1 ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
آثار قانونی مترتب بر درخواست اجرا — فرض شود حکم قطعی به نفع بانک
بند 1 ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
اما در مواردی که چند فقره اجرائیه صادر شده و به استناد
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
آیین ویژه در شیوه پرداخت وجوه بدست آمده
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
آیین ویژه در شیوه پرداخت وجوه بدست آمده
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
تسلیم مال به دادورز — اگر مال موضوع بازداشت
بند ( ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
شخص ثالث اگر مدعی باشد که ودیعه را بابت اجور معوقه ضبط
بند ( ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
تسلیم مال به دادورز — شخص ثالث اگر مدعی باشد که ودیعه
بند ( ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب بازداشت اموال منقول — دایره اجرا آن میزان از حقوق و
مواد 148 و 149 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب بازداشت اموال منقول — اگر داد باخته درگیر با چند فقره
مواد 148 و 149 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب بازداشت اموال منقول — اگر داد باخته درگیر با چند فقره
مواد 148 و 149 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
معرفی مال غیر منقول دارای سابقه ثبت به دایره اجرا — نخستین گام در فرآیند بازداشت مال غیر
مواد 106 و 107 و 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
معرفی مال غیر منقول دارای سابقه ثبت به دایره اجرا — پرسش دوم مربوط به نکات مندرج در
مواد 106 و 107 و 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
طرفین اجرا و اداره ثبت — تنظیمی اموال در موارد دیگر نیز مورد
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
طرفین اجرا و اداره ثبت — ماده ۱۴۸ ق
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
پیدایی حق تقدم برای بازداشت کننده
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
پیدایی حق تقدم برای بازداشت کننده — مال غیر منقول ثبت شده که در
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
رخدادهای اثرگذار بر بازداشت ترکه — ممکن است مال مشخصی از متوفی
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
رخدادهای اثرگذار بر بازداشت ترکه — در صورتی که ترکه برای ادای تمام
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
رخدادهای اثرگذار بر بازداشت ترکه — در صورتی که ترکه برای ادای تمام
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
رعایت حق تقدم بازداشت کننده
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
رعایت حق تقدم بازداشت کننده — از جلوه های اصل احترام به حق
ماده 148 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
موقعیت برتر و قدرت چانه زنی — ۲ تثبیت حق تقدم در بهره برداری
مواد 148 و 149 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
موقعیت برتر و قدرت چانه زنی — حق مزبور به موجب مواد ۱۴۸ و
مواد 148 و 149 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
موقعیت برتر و قدرت چانه زنی — حق مزبور به موجب مواد ۱۴۸ و
مواد 148 و 149 ق.ا.ا.م
-
مقاله
هماستناد
شخص ثالث به عنوان ارزیاب — شخص ثالث در قامت طرف قرارداد و
بند 1 ماده 148 ق.ا.ا.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
