تخلیه
جستجوی «تخلیه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی / تجاری: خالی کردن ملک مورد اجاره و تحویل دادن آن به موجر پس از پایان مدت اجاره یا فسخ آن. اگر مستأجر پس از انتمام قرارداد از تخلیه خودداری کند، موجر میتواند از طریق دادگاه یا اجرای ثبت حکم تخلیه بگیرد. مثال: پس از پایان مدت اجاره آپارتمان، مستأجر اقدام به تخلیه و تحویل کلید به مالک کرد.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- تحویل و واگذاری مجدد مورد اجاره
- نوعی از
- اجرای تعهد مستأجر در پایان اجاره
- معنا
- خارجکردن اشخاص و اموال از عین مستأجره و قراردادن آن در اختیار موجر
- زمان
- در پایان مدت یا هنگام انحلال قانونی یا قراردادی اجاره
- اثر تأخیر
- در صورت تصرف بدون اذن، موجر حق مطالبهٔ اجرتالمثل دارد
- مفاهیم نزدیک
- پایان اجاره، تحویل، اجرتالمثل
- مقابل
- ادامهٔ تصرف
- همخانواده
- تخلیه، تخلی، خالیکردن
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
اجاره (مفاهیم نزدیک) · تخلیه ید (همخانواده) · دستور تخلیه (همخانواده) · حق کسب و پیشه و تجارت (مفاهیم نزدیک) · سرقفلی (مفاهیم نزدیک) · اجارهٔ تجاری (مفاهیم نزدیک) · تخلیهٔ محل تجاری (همخانواده) · تغییر شغل (مفاهیم نزدیک) · تخلیهٔ عین مستأجره (همخانواده) · اجرتالمثل ایام تصرف (مفاهیم نزدیک) · اجارهنامهٔ رسمی (مفاهیم نزدیک) · حکم تخلیه (همخانواده) · انقضای مدت اجاره (مفاهیم نزدیک) · ودیعهٔ اجاره (مفاهیم نزدیک) · استرداد ودیعه (مفاهیم نزدیک) · تودیع ودیعه (مفاهیم نزدیک) · پایان مدت اجاره (مفاهیم نزدیک) · ادامهٔ تصرف پس از اجاره (مفاهیم نزدیک)
همارزها و همخانوادهها
تخلیه ید · خالی کردن ملک
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
اجاره · موجر · مستأجر · تخلیه عین مستاجره · اجارهنامه
ترکیبهای ثبتشده
تخلیهمورداجاره · تخلیه ید · حکم تخلیه · دستور تخلیه · تفاوت دستور و حکم تخلیه
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
