خیار
جستجوی «خیار» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ملکیت و حقوق: مقارنه و مقایسه ذمه در حقوق غربی و فقه اسلامی: خیار عبارت است از حق فسخ، و این حق به شخص مورث وابسته است و امکان ثبوت آن در وراث نیست.
ترمینولوژی حقوق، ص 327: تسلط بر ازاله اثر حاصل ازعقد. در قانون مدنی تعریفی از آن نشده است زیرا ماهیت آن تا اندازه ) دراضمحلال عقد را خیارگویند. (رک. متعلق خیار) خیار ممکن است ناشی از تراضی طرفین باشد (مانند خیار (شرط) يا ناشی ازحکم قانون باشد مانند خیار مجلس (ماده ۳۹۷ ق- م
روابطِ واژه
خیار
خیار
- هممعنی نزدیک
- اختیار فسخ
- نوعی از
- حق قراردادی یا قانونی
- صاحب حق
- یک طرف قرارداد یا شخص ثالثِ تعیینشده
- منشأ
- قانون، شرط ضمن عقد یا توافق معتبر
- نمونهها
- خیار مجلس، حیوان، شرط، عیب، غبن، تدلیس، تبعض صفقه و تخلف شرط
- اثر
- امکان فسخ یکجانبهٔ عقد لازم در مهلت و حدود مقرر
- مفاهیم نزدیک
- فسخ، عقد خیاری، اسقاط خیار
- مقابل
- عقد لازمِ بدون حق فسخ
- همخانواده
- خیار، اختیار، تخییر
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
اصل لزوم (مفاهیم نزدیک) · عقد لازم (مفاهیم نزدیک) · عقد خیاری (همخانواده) · شرط خیار (همخانواده) · خیار حیوان (مفاهیم نزدیک) · خیار حیوان (همخانواده) · خیار شرط (همخانواده) · اسقاط خیار (مفاهیم نزدیک) · اسقاط کافهٔ خیارات (مفاهیم نزدیک) · تأخیر در اجازه یا رد (مفاهیم نزدیک) · لزوم عقد صلح (مفاهیم نزدیک) · ضمان عقد لازم (مفاهیم نزدیک) · عقد خیاری (مفاهیم نزدیک) · فسخ (مفاهیم نزدیک) · خیار مجلس (همخانواده) · خیار شرط (نوعی از) · مدت خیار شرط (همخانواده) · خیار رؤیت و تخلف وصف (نوعی از) · خیار غبن (نوعی از) · خیار عیب (نوعی از) · خیار تدلیس (نوعی از) · خیار تبعض صفقه (نوعی از) · خیار تخلف شرط (نوعی از) · خیار تخلف شرط (همخانواده) · اسقاط کافهٔ خیارات (همخانواده) · حق حبس بایع (مفاهیم نزدیک) · صلح لازم (مفاهیم نزدیک)
مفهوم
mw-parser-output"> خیار ، یعنی حق فسخ عقد و عدول از آن، در واقع خیار، حقی است که به صاحب آن، اختیار منحل نمودن معامله را اعطا مینماید.
مستندها
- مادهٔ ۳۹۸ قانون مدنی
- مادهٔ ۳۹۹ قانون مدنی
- مادهٔ ۴۱۰ قانون مدنی
- مادهٔ ۴۱۶ قانون مدنی
- مادهٔ ۴۲۳ قانون مدنی
ریشه و سیرِ واژه
- منشأ
- عربی؛ ریشه از «خ ی ر» به معنای اختیار و انتخاب
- معنای اولیه
- قدرت یا اختیار در انتخاب میان دو یا چند چیز
- تطورِ معنایی
- در متون فقهی و حقوقی، معنای اختیار در فسخ یا ابقای عقد بهتدریج تخصصی شد و به حق فسخ در قراردادها محدود گردید
- در فقه
- حق شرعی برای یکی از طرفین یا هر دو جهت فسخ عقد، به دلایل خاص و معین
- در قانونِ موضوعه
- حق قانونی برای فسخ یک عقد معین، در شرایطی که قانون یا قرارداد پیشبینی کرده است
- تفاوتِ این دو
- در فقه دامنه و انواع خیارها گستردهتر و گاه با شرایط متفاوت است؛ قانون مدنی برخی از آنها را پذیرفته و برخی را محدود یا حذف کرده است
- همخانواده
- خیار، مختار، اختیار، مختارٌ فیه، تخییر، مخیَّر، اختیار فسخ
مفهوم
یک حق قانونی یا قراردادی برای فسخ یک عقد لازم، که به موجب قانون یا توافق طرفین ایجاد میشود
زیرمجموعهٔ: حقوق قراردادها و به طور خاص، اسباب انحلال عقود
دامنه و مصادیق خیارها در طول زمان و با تحول قوانین و عرف معاملات تغییر یافته است
گونهها
- خیار شخصی — معیار: مختص یک طرف عقد است
- خیار قانونی — معیار: مبنای آن نص قانون است
- خیار قراردادی — معیار: بر اساس توافق طرفین ایجاد میشود
- خیار مشترک — معیار: برای هر دو طرف قابل اعمال است
اسبابِ پیدایش
- پیشگیری از ضرر و حمایت از اراده طرفین در معاملات — پاسخ به نیازهای عملی و رفع اجبار و اکراه در عقود
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- ابطال — خیار ناظر به فسخ عقد صحیح است؛ ابطال مربوط به عقد باطل یا غیرنافذ
- انفساخ — خیار اعمال ارادی است؛ انفساخ قهری و بدون اراده طرفین رخ میدهد
- فسخ — خیار سبب فسخ است؛ فسخ عمل حقوقی است که با استناد به خیار انجام میشود
ارکان و ضمانتِ اجرا
- رکن — وجود عقد لازم · خیار در عقود لازم مطرح است
- سبب_انحلال — اعمال خیار توسط ذیحق · اعمال خیار موجب فسخ عقد میشود
- ضمانت_اجرا — فسخ عقد و بازگشت عوضین · در صورت اعمال خیار، عقد منحل و عوضین مسترد میشود
مستندها
- ماده 396 قانون مدنی — انواع خیارات را در معاملات معین میکند
تطبیقِ اصطلاحشناختی
- رومی-ژرمنی — right of rescission · در حقوق فرانسه و آلمان، حق فسخ قرارداد با شرایط خاص مشابه خیار وجود دارد
- کامنلا — rescission, option · در کامنلا، حق فسخ (rescission) و قرارداد اختیار (option contract) مفاهیم نزدیک به خیار هستند
همارزها و همخانوادهها
اختیار فسخ · حق فسخ
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
مفاهیمِ مرتبط و متناظر
دو سوی یک رابطهٔ حقوقیاند (مثلِ بایع و مشتری، مبیع و ثمن) — نه متضاد، نه هممعنا.
مفاهیمِ متمایز
متضادها و مفاهیمِ مقابل
لزوم عقد · فسخ · غبن · تدلیس · خیار عیب · خیار شرط
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
اسقاط خیار · خیارتدلیس · خیارحیوان · خیاررویت · خیارشرط · خیارعیب · خیارغبن · خیارمجلس · شرط خیار · مسقطاتخیار · خیارتاخیرثمن · خیارتبعضصفقه · خیارتخلفشرط · مدت خیار شرط · خیار رؤیت و تخلف وصف
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
