رهن
جستجوی «رهن» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
قانون مدنی ماده 771: رهن عقدی است که به موجب آن مدیون مالی را برای وثیقه به داین می دهد.
روابطِ واژه
رهن
- هممعنی نزدیک
- وثیقهگذاری، گرو گذاشتن
- نوعی از
- عقد تأمینی
- طرفها
- راهن و مرتهن
- موضوع
- عین مرهونه
- مبنا
- وجود دین یا طلب
- آثار
- ایجاد حق وثیقه برای مرتهن
- مفاهیم نزدیک
- تضمین، دین، فک رهن، فروش مال مرهونه
- مقابل نسبی
- فک رهن
- همخانواده
- راهن، مرتهن، مرهون، عین مرهونه
رهن
- هممعنی نزدیک
- وثیقهٔ دِین
- نوعی از
- عقد عینیِ تبعی
- تعریف
- قراردادی که در آن مدیون مالی را برای تضمین طلب به داین میدهد
- اثر
- مالکیت مال به مرتهن منتقل نمیشود، اما او نسبت به مال مرهونه حق عینی تبعی و تقدم در وصول طلب پیدا میکند
- مفاهیم نزدیک
- راهن، مرتهن، عین مرهونه
- مقابل
- قرض بدون وثیقه
- همخانواده
- رهن، مرهون، راهن. مادهٔ ۷۷۱ رهن را وثیقهدادن مال از سوی مدیون به طلبکار تعریف میکند
رهن
- هممعنی نزدیک
- وثیقهگذاری، گرو
- نوعی از
- عقد تبعی و عینی
- معنا
- قراردادی که به موجب آن بدهکار مالی را برای تضمین پرداخت دین به طلبکار میدهد
- طرفها
- راهن و مرتهن
- موضوع
- عین مرهونه
- اثر
- طلبکار نسبت به مال مرهونه حق وثیقه پیدا میکند و در صورت نپرداختن دین، در حدود قانون میتواند طلب خود را از آن استیفا کند
- مفاهیم نزدیک
- وثیقه، راهن، مرتهن، دین
- مقابل
- ضمان که انتقال یا تعهد به دین است. مادهٔ ۷۷۱ قانون مدنی رهن را وثیقهدادن مال از سوی مدیون به داین تعریف میکند
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
حق عینی (انواع) · عقد معین (نمونهها) · ظهرنویسی وثیقهای (مفاهیم نزدیک) · ظهرنویسی وثیقهای (همخانواده) · ممنوعالمعامله (مفاهیم نزدیک) · زوال تضمینات تعهد سابق (موضوع) · زوال تضمینات تعهد سابق (مفاهیم نزدیک) · عقود و تعهدات (نمونهها) · ودیعهٔ اجاره (همخانواده) · راهن (همخانواده) · مرتهن (همخانواده) · عین مرهونه (همخانواده) · قبض در رهن (همخانواده) · فک رهن (مفاهیم نزدیک) · فک رهن (همخانواده) · تصرف راهن در مال مرهون (همخانواده) · حق عینیِ مرتهن (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- رهن در لغت به معنای ثبات و دوام و نیز حبس آمده است. لیکن کلمات فقها در تعریف آن مختلف است. برخی، از رهن معنای مصدری اراده کرده و در تعریف آن گفتهاند: گروگذاشتن مال به جهت وثیقه (و تضمین ) نزد طلبکار تا چنانچه وی نتواند در زمان مقرر، حق خود را از بدهکار استیفا کند، آنرا از مال گرو گذاشته شده یا قیمت آن استیفا نماید، طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۲، ص۱۹۶. حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع إلی علمی الأصول والفروع، ج۱، ص۲۴۲. حلی، ابن ادریس، السرائر، ج۲، ص۴۱۶. یا دادن وثیقه بر دین وسیلة النجاة ،ص۴۷۵ سبزواری، عبدالاعلی، مهذب الأحکام فی بیان حلال و الحرام، ج۲۱، ص۷۵-۷۶. و یا عقدی که جهت وثیقه نهادن بر دین تشریع شده است. حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۱۳، ص۸۷. خمینی، روح الله، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۳
مفهوم
mw-parser-output"> رهن عقدی است که به موجب آن مدیون مالی را برای وثیقه به داین میدهد.
اسبابِ پیدایش
- امکان تحویل و نیز معلوم بودن آن
- صحّت تملک و فروختن آن
مستندها
- مادهٔ ۱۹۰ قانون مدنی
- مادهٔ ۲۱۹ قانون مدنی
- مادهٔ ۲۲۵ قانون امور حسبی
- مادهٔ ۲۲۶ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۱ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۲ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۳ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۴ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۵ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۶ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۷ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۸ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۷۹ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۰ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۱ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۲ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۳ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۴ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۵ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۶ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۷ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۸ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۸۹ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۹۰ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۹۱ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۹۲ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۹۳ قانون مدنی
- مادهٔ ۷۹۴ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۶۸ قانون مدنی
همارزها و همخانوادهها
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
زیرمجموعهها و اقسام
رهن تبرّع · رهن مستعار · رهن کودک · رهن گذاردن اموال کودک
ترکیبهای ثبتشده
رهناعتباری · رهنحیازی · فکرهن · قبض در رهن
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
