Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

عهد

#عقد #شهادت #وصیت #سوگند #انتصاب #قوانین #پیمان #حقوق #تعهد #دادرسی #ارتش #عهد

جستجوی «عهد» در متنِ قوانین، آرا و نظریات

معنی و توضیح

عهد (لغات‌قرآن): ترجمه و تفسیر عهد: عهد عبارت است از شهادت لا اله الا الله و تبرى از حول و قوه غیر خدا و امیدوارى به خدا.

ترمینولوژی حقوق، ص 595: ۰ ۰ ۰ م طم م 2 ۸ ۰ م م .۰ در لغت بمعنی وصیت (یعنی توصیه) وامر موق و استوار و سوگند وفرمان مکتوب به ولات (که متضمن انتصاب آنان بسمت معین و مقداری از دستورات اخلاقی و قانونی کلی از قبیل رعایت قوانین شرع و اجراء عدل وانصاف و مانند این‌ها است) را گویند (کلیات ابی البقاء صفحه ۲۳۶). عهد بمعنی عقد هم هست در حدیث است: العقد العهد یعنی عقد همانا عهد است که می‌توان آنرا پیمان استوار نامید. و به این معنی اطلاق عقد بر عقود جایز مجازاست نه حقیقت. در اصطلاحات حقوق کنونی ما این کلمه بصیغه جمع در قراردادهای بین هم در همین معنی بکار می رود. و مفرد آن بمعنی 3010 المللی بکاررفته است و کلمه معاهدات و میثاق تعهد در ماده ۳۱۰ قانون دادرسی وکیفر ارتش بکار رفته است.

در روابطِ واژه‌های دیگر

عقد عهدی (هم‌خانواده) · وصیت عهدی (هم‌خانواده)

نام‌های دیگر

پیمان · عهدنامه

مفهومِ کلی‌تر

تعهد · قرارداد

مفاهیمِ مرتبط

ایفاء تعهد · نقض عهد · عقد · سوگند

ترکیب‌های ثبت‌شده

نقض‌عهد · وفای‌به‌عهد · امارهٔ وفای به عهد

واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی می‌کند.

معنای لغوی و دانشنامه‌ای

لغت‌نامهٔ دهخدا

عهد. [ ع َ ] ( ع مص ) باران نخستین ِ بهار رسیده شدن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ): عُهِدَ المکان ، به صیغه مجهول ؛ به آن مکان «عِهادة» رسید. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عهادة شود. || مدارا کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شناختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). - عهد خارجی ؛ آن است که پیش از آن چیزی ذکر شده باشد. ( از تعریفات جرجانی ). - عهد ذهنی ؛ آن است که پیش از آن چیزی ذکر نشده باشد. ( از تعریفات جرجانی ). و رجوع به ماده «عهد ذهنی » شود. || توحید خدای تعالی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). توحید کردن خداوندرا. ( از اقرب الموارد ). || پیش کسی درآمدن بچیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پیش کسی رفتن در کاری. ( از اقرب الموارد ). || نگاه داشتن مودت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رعایت کردن و حفظ نمودن حرمت. ( از اقرب الموارد ). || اندرز کردن و پیمان نمودن با کسی. …

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) شناختن امری . ۲ - حفظ کردن . ۳ - (مص ل . ) پیمان بستن . ۴ - (اِ. ) پیمان ، میثاق . ۵ - روزگار، عصر، دوره . ۶ - به گردن گرفتن و ملتزم شدن امری ، ضمان . ، ~ بوق یا دقیانوس کنایه از: زمان بسیار دور.

فرهنگ عمید

۱. پیمان، قرارداد، قول وقرار. ۲. روزگار، زمان. ۳. (اسم مصدر ) به عهده گرفتن، ضمان. ۴. [قدیمی] فرمان مکتوب پادشاه برای فرمانروایان ولایات، منشور. ۵. [قدیمی] عهدنامه، پیمان نامه. * عهد بستن: (مصدر لازم ) پیمان بستن. * عهد جدید: اسفار مقدسه که بعد از مسیح نوشته شده، انجیل. * عهد شباب: [قدیمی] روزگار جوانی. * عهد قدیم: اسفار مقدسه که قبل از مسیح نوشته شده، تورات. * عهد کردن: (مصدر لازم ) شرط کردن، پذیرفتن کاری یا شرطی، پیمان بستن.

دانشنامهٔ اسلامی (ویکی‌فقه)

عهد آن است که انسان با خدا پیمان ببندد که اگر به حاجت‏ شرعی خود برسد کار خیری را انجام دهد. در صورتی که فرد بعد از بستن عهد با خدا به حاجت‏ شرعی خود برسد، باید آن کاری را که عهد کرده است انجام دهد و نیز اگر بدون آن که حاجتی داشته باشد عهد کند که عمل خیری را انجام دهد، آن عمل براو واجب می‏شود. واگر به عهد خود عمل نکند، باید کفاره بدهد یعنی شصت فقیر را سیر کند یا دو ماه روزه بگیرد، یا یک بنده آزاد کند. لوازم عهد عهد هم مثل سایر عقود شرعی لوازماتی همچون خواندن صیغه دارد. ← لزوم خواندن صیغه ۱. ↑ توضیح المسائل امام خمینی، ص۳۷۵. ...[ویکی الکتاب] معنی عَهْدِ: عهد - پیمان معنی عَهِدَ: عهد بسته معنی أَحَدٍ: یکی- یکتا (کلمه احد صفتی است که از ماده وحدت گرفته شده ، همچنان که کلمه واحد نیز وصفی از این ماده است ،ولی بین احد و واحد فرق است ، "احد" آن یکی است که دومی ندارد چه در ذهن و چه در خارج از ذهن یعنی عقلاً دومی برای آن متصور نیست به خلاف کلمه واحد که ی... معنی أَلَم أَعْهَدْ: آیا عهد نبستم معنی مِّیثَاقُ: عهد وپیمان معنی مِیثَاقَکُمْ: عهد وپیمانتان معنی مِیثَاقَهُمْ: عهد و پیمانشان معنی عَاهَدَ: عهد بست معنی عَاهَدتَّ: عهد بستی معنی عَاهَدتُّمْ: عهد بستید معنی عَاهَدُواْ: عهد بستند ریشه کلمه: عهد (۴۶ بار) بعضی گفته اند: «عهد» همان ایمان به پروردگار، اقرار به یگانگی او و تصدیق پیامبران خدا است. بعضی دیگر گفته اند: «عهد» در اینجا به معنای شهادت به وحدانیت حق و بیزاری از کسانی است که در برابر خدا پناهگاه و قدرتی قائلند و همچنین امید نداشتن به غیر «اللّه». …

دانشنامهٔ آزاد فارسی

پیمانی که مسلمان با خدامی بندد که عملی نیکو را انجام دهد و یا عملی ناپسند را ترک کند. برخی گویند که عهد بدون اجرای صیغه و به مجرّد نیّت نیز منعقد می شود؛ اما بیشتر فقیهان برآن اند که باید صیغه عقد به زبان جاری شود؛ مثلاً گوید با خدا عهد می بندم که نیاز فلان مسلمان را برآورده کنم. این کار، بدین گونه، واجب می شود و ترک آن حرام و موجب کفاره خواهد بود. به عقیدۀ برخی فقیهان کفارۀ عمل نکردن به عهد، مانند کفارۀ افطار عمدی روزۀ ماه مبارک رمضان است. در فقه، اهل عهد به غیرمسلمانانی گویند که با دولت اسلامی معاهده دارند.

منبع: دیکشنری آبادیس

آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین