مال
جستجوی «مال» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 702: دراصل ازفعل ماضی میل است بمعنی خواستن. در فارسی هم به مال خواسته می گویند. در اصطلاح چیزی است که ارزش اقتصادی داشته و فابل تقویم بپول باشد بنابراین حقوق مالی مانند حق تحجیر وحق شفعه و حق صاحب علامت تجاری هم مال محسوب است. درقانون مال تعریف نشده است. ۶5 010966 مال استهلاکی مدنی) مالی که معرف آن با استهلاک آن ملازمه فوری (نه تدریجی) دارد مانند اغذیه. در غیر این صورت ) آنرا مال غیر استهلاکی گویند مانند اسب و درخت و دوچرخه و زمین و پارچه. 5 ک؟8[60۲ مالی تبعی مدنی) مالی که در وجود اولیه خود عرفا عارض برمال دیگری است مانند میوه جات که عارض بر درخت ) است و پشم گوسفند که عارض برآن است وسرقفلی که عارض بر منافع عین مستاجره است در حقیقت مال تبعی است.
روابطِ واژه
مال
مال
- هممعنی نزدیک
- دارایی
- نوعی از
- موضوع حقوق مالی
- شرطها
- ارزش اقتصادی و قابلیت اختصاص یا تملک
- اقسام کلی
- منقول و غیرمنقول، عین و منفعت، مثلی و قیمی، عمومی و خصوصی
- اثر
- قابلیت مالکیت، انتقال، توقیف، ارث و موضوعبودن بسیاری از قراردادها
- مفاهیم نزدیک
- مالیت، مالکیت، دارایی
- مقابل
- امور فاقد ارزش مالی یا غیرقابل تملک
- همخانواده
- مال، اموال، مالی
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
صلح (موضوع) · مالکیت (موضوع) · تصرف (موضوع) · دین (موضوع) · وصیت (موضوع) · قبض (موضوع) · امانت (موضوع) · فعل زیانبار (موضوع) · دعوای مالکیت (موضوع) · مال منقول (نوعی از) · مال غیرمنقول (نوعی از) · مال مثلی (نوعی از) · مال قیمی (نوعی از) · مال مفروز (نوعی از) · موضوع معامله (اقسام) · معوض (نوعی از) · موصی (موضوع اختیار) · موصیبه (نوعی از) · موصیبه (مفاهیم نزدیک) · مهرالمسمی (موضوع) · آورده (نوعی از) · بیمه (موضوع) · بیمهگذار (موضوع حمایت) · نفع بیمهای (موضوع) · بیمهٔ اموال (همخانواده) · مسئولیت مدنی (همخانواده) · اعادهٔ وضع سابق (موضوع) · صلحنامه (موضوع) · جُعل (موضوع) · توقیف منقول (همخانواده) · صورت اموال (همخانواده) · شناسایی اموال محکومعلیه (همخانواده) · استعلام اموال (همخانواده) · کتمان اموال (همخانواده) · تجاوز (موضوع) · رد مال (همخانواده) · ضرر مادی (همخانواده) · بیتالمال در دیه (همخانواده) · جرایم علیه اموال (همخانواده) · مال مسروق (همخانواده) · مالیت (همخانواده) · مال باخته (همخانواده) · فریبخورده (نوع نقش) · مال امانی (همخانواده) · تصاحب مال امانی (همخانواده) · انتقال مال غیر (همخانواده) · انتقالدهندهٔ مال غیر (همخانواده) · اختلاس (موضوع) · تحصیل مال از طریق نامشروع (همخانواده) · پولشویی (موضوع) · مهریه (موضوع) · موصیبه (همخانواده) · منقول (نوعی از) · منقول (مفاهیم نزدیک) · غیرمنقول (نوعی از) · مثلی (نوعی از) · قیمی (نوعی از) · متصالحین (نوع نقش) · مورد صلح (مفاهیم نزدیک)
مفهوم
دیگری دارد، از جمله اینکه آنچه که به تملیک انسان در میآید؛ هر آنچه که دارای ارزش، تملک پذیر و قابل استفاده باشد و در اصطلاح دارای معانی زیر است: هر آنچه که قابل معاوضه و مبادله بین مردم باشد و تلف نمودن آن، موجب مسئولیت است. هر چه که دارای ارزش مصرفی مستقیم یا غیرمستقیم باشد. به مجموع داراییهایی که مالیت دارد. شیئی که اعتبار و ارزش اقتصادی داشته باشد. به حقوق اعم از عینی و دینی و معنوی ، مال اطلاق میگردد. گفتنی است به مالی که بتواند از طریق یکی از وجوه ناقله، مورد معاوضه و انتقال قرار گیرد؛ «مال قابل مبادله» گویند
گونهها
- غیرمادی — معیار: تقسیم مال به مادی و غیرمادی
- مادی — معیار: تقسیم مال به مادی و غیرمادی
مستندها
ترکیبهای ثبتشده
بدل مال · توقیف مال · ثلثمال · رد مال · قیمتمال · مالالاجاره · مالالصلح · مال امانی · مال باخته · مال غیرمنقول · مالقیمی · مالمثلی · مال مسروق · مالمشاع · مال مغصوب · مالمفروز · مال منقول · مثلمال · منافع مال · ادارهٔ مال مشترک · استرداد مال ودیعه · انتقال اجرایی مال · انتقال مال غیر · تصاحب مال امانی · تقسیم مال مشترک · رد اصل مال · رد مال امانی · فروش مال مرهون · مالتجزیهناپذیر · مالتجزیهپذیر · مال غیرقابل تقسیم · ارزیابی مال توقیفشده · استیفاء از مال غیر · انتقالدهندهٔ مال غیر · حافظ مال توقیفشده · مال غیرمنقول قابل تقسیم · تحصیل مال از طریق نامشروع · تصرف راهن در مال مرهون · تصرف فضولی در مال مشاع · واگذاری مال عاریه به ثالث
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
