Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ1392/7/28 آقای ب. ص. با وکالت آقای م. ق. دادخواستی مقابل خواسته مهریه مبنی بر فسخ نکاح به طرفیت خانم ر.س. ط. تسلیم دادگستری تهران نموده که به شعبه236 دادگستری تهران ارجاع شده است. وکیل خ. ت. د. است: برابر سند رسمی شماره..... ازدواج نمودند و زوجین هیچ گونه اقدامی برای تشکیل زندگی مشترک نداده اند و موکل قبل از رابطه زناشویی متوجه شده است که همسرش سابقاً ازدواج کرده است و طلاق گرفت و مطالبه مهریه نمود و طبق سند نکاحیه دوشیزه نبود و با پنهان کاری خود را دختر باکره قلمداد کرده است به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده1128ق.م</a> تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را دارم. دادگاه طرفین ا دعوت کرده است. خ. ط. ل. اختصاراً پاسخ داده است: 1- وی یعنی خواهان قبل ازدواج درباره من تحقیق کرد و مطلع بود که من قبلاً ازدواج کردم و نامزد بودیم به علت اعتیاد زوج از وی طلاق گرفتم و ما نیز ترجیح دادیم قبل از ازدواج با خواهان مسئله ازدواج قبلی را برای او بیان نمائیم تا سوءتفاهم بعدی پیش نیاید و اعتراض نشود وی بیان داشت برای من مهم نیست که شما قبلاً ازدواج کردید فقط لطف کنید از دید خانواده ام پنهان کنید تا اعتراض نداشته باشند و شهودی که بر این امر شاهد بودند می توانیم به دادگاه معرفی کنیم. 2- مهریه هم 1361 عدد سکه بهارآزادی بوده که بنا شد عندالاستطاعه باشد ولی بعد به عندالمطالبه طبق سند رسمی تبدیل شد3- هر وقت با او تماس گرفتم که بیا زندگی را شروع کنیم می گفت یکی از شرایط بازگشت به زندگی خیانت به تو است بیا توافقی از هم جدا شویم. 4- ادعای عدم بکارت وی صحیح نیست زیرا گواهی پزشکی و رأی دادگاه بر باکره بودن و طلاق بائن م. ب.. 5- شناسنامه المثنی هم طبق قانون( ثبت احوال) غیرقانونی نیست. 6-ایشان که مدعی است با من رابطه زناشویی نداشته نمی تواند بگوید که من دوشیزه نیستم و چرا بعد از گذشت دو سال و هنگام مطالبه مهریه اقدام کرده است؟ و ایشان از همان ابتدا قصد سوءاستفاده را داشته ولی به من نگفته است. جلسه دادگاه در تاریخ1392/10/17 تشکیل شد. خواهان و وکیل او و خوانده حاضر شدند وکیل خوهان گفت: طبق بند6 لایحه خوانده از تاریخ عقد1390/11/12 تا تاریخ ازدواج با موکل که از 1390/11/12 بوده ده روز فاصله م. ب. ووی اقرار نموده است که سابقه ازدواج دارد و برای اثبات مدخوله یا باکره بودن تقاضای معرفی به پزشکی قانونی را دارم. خوانده گفت من شاهدانی دارم که وی از ازدواج قبلی من اطلاع داشته است و اینکه می گوید من در زمان ازدواج وی باکره نبودم گواهی پزشکی و رأی دادگاه در پرونده موجود است که باکره بودم. اگر چه دستوری در دادگاه دیده نشده است ولی وقت رسیدگی برای اتماع شهادت شهود مورخ1392/12/13 تعیین شده است. خ. ط. ل. ای ضمن تکرار مطالب گذشته اضافه نمود تاریخ عقد ما 1390/12/25 بوده است و این عقد طبیعتاً منجر به روابط خاص زناشویی فیمابین مان گردیده است. ب. ت. ب. سابقه ازدواج و تقاضای خواهان من به خاطر اعتیاد ذهنی و روانی وی به پزشکی قانونی مراجعه کردم و با اخذ نظریه مذکور ذهنیت ایشان را رفع نمودم و صد البته پس از ازدواج با آقای ص.رابطه خاص زناشویی به صورت مکرر داشتیم و قضات محترم علم دارند که شهادت یکی از ادلّه است و شهود بر آگاهی کامل ایشان حاضر به شهادتند. علاوه بر آن تأخیر زمانی خواهان در طرح دعوی که تاریخ عقد 1390/12/25 بوده و جدایی برج1392/2 و طرح دعوی ایشان یک یا دو ماه اخیر بوده است چرا تا کنون مبادرت به طرح دعوی ننموده است؟ جلسه دادگاه در تاریخ1392/12/13 با حضور طرفین و شهود خوانده و وکلای طرفین تشکیل شد. وکیل خوانده شهودش را معرفی کرده است. 1- یکی از شهود به نام آقای ا. ف.متولد1326 . بیان داشت: من در زمان خواستگاری حضور نداشتم ولی از جریانات خانم ر. ط. مطلع بودم از خودش و خانواده اش خواستم که موضوع ازدواج قبلی را حتماً بازگو کنند. ر. به من گفت که من خواستم به خانواده اش بگویم ولی شخص آقای ب. می گفتند به خانواده اش چیزی نگوئیم و اطلاع دارم آقا ب. به صورت شبانه روزی بعد از عقد در منزل آقای ط. بودند حتی در روستای ... چندین بار با دعوت آقای ط. رفتیم آقای ب. از اول صبح تا حتی هم خواب هم می شدند. 2- شاهد دیگری ج. ش. متولد1330 بازنشسته بیان داشت: من دو سال منزل خانم ر. ساکن بودم آقای ب. ص. مرتب به عنوان داماد رسمی خانواده رفت و آمد می کردند تا زندگی را رسمی را شروع کنند و بنده از ازدواج قبلی ایشان اطلاعی نداشتم. 3- شاهد سوم خانم ص. ح.ح متولد1343 خانه دار بیان داشت: من در جلسه خواستگاری نبودم زمان خواستگاری به من نگفته اند در خیاطی چادر بودم زمان حضور خواهان به همراه پدر و مادرش از ازدواج قبلی چیزی گفته نشده است. وکیل خواهان گفت شهود از ازدواج قبلی چیزی نگفته اند و در زمان خواستگاری نبوده و موضوع ازدواج قبلی گفته نشده است. خوانده بیان داشت تمام شهود در زمان خواستگاری حضور نداشته ولی قبل از عقد من و خانواده ام به ایشان (شهود) گفته ایم که ما ازدواج قبلی را با ایشان مطرح کردیم و ایشان پذیرفته است و گفت خانواده ام نفهمند چون با ازدواج ما موافقت نمی کنند. درباره دوشیزه نبودن بنده اگر وی با من رابطه زناشویی نداشته چگونه متوجه این موضوع شده است و از برج 1392/2 از منزل ما رفت و بعد از چندین ماه دادخواست فسخ نکاحش به دست من رسیده است و طبق گواهی پزشکی و رأی دادگاه من دوشیزه غیرمدخوله بوده ام. دادگاه زوجه را به پزشکی قانونی معرفی کرده است و پاسخ پزشکی قانونی پرده بکارت را دارای پارگی قدیمی اعلام نموده که از زمان ایجاد آن حداقل بیش از سه هفته می گذرد و طی نامه دیگر (ص 41) گواهی پزشکی مورخ1389/11/27 را فاقد سابقه و اصالت اعلام کرده است و با استعلام دادگاه از شعبه 234 دادگاه عمومی آن شعبه دادنامه قبلی شماره1041-1390/6/26 را دارای اصالت اعلام کرده است. و دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره749-1393/5/29 با این استدلال که تاریخ عقد 1390/12/25 بوده و دو سال زوجین با هم بوده اند و زوج با علم به فسخ اقدام فوری به فسخ ننموده است و با عنایت به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1131-a_0815110236789">ماده1131ق.م</a> حکم به بطلان دعوی خواهان صادر کرده است. وکیل زوج در فرجه دوم فرجام خواهی نموده که پرونده به این شعبه ارجاع شده است. خلاصه ایراد وکیل زوج این است که زوجه گفت برای اطلاع داشتن زوج از ازدواج قبلی شهود دارم ولی شهودش در خصوص موضوع شهادت نداده اند و در معرفی زوجه به پزشکی قانونی معلوم شد نظر به پزشکی قانونی قبلی مورخ 27205-1381/11/27 فاقد اصالت بوده است. موکل منکر رابطه زناشویی با وی م. ب. به صرف ادعای زوجه نمی شود بسنده نمود. با عدم انجام طلاق توافقی زوج اقدام به فسخ نموده است. پاسخ زوجه همانند مطالب گذشته علم زوج به ازدواج قبلی و شهادت شهود و نظریه پزشکی قانونی و اینکه سابقه نداشتن نظریه پزشکی دلیل بر جعل آن نمی تواند باشد است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 749-93/5/29 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور در خصوص اعتراض فرجام خواهی آقای ب. ص. به طرفیت خانم ر. ط. نسبت به دادنامه شماره فوق ب. ت. ب. محتویات پرونده و نظر به این که اعتراض ف. خ. با شقوق ماده 371 ق.آ.د.م قابل انطباق نمی باشد و بر طبق فتوی امام خمینی( رض) در صفحه 267 کتاب ره توشه قضایی در سؤالی که در مورد اختلاف در بکارت از ایشان شده است و آن سؤال بدین نحواست «در صورتی که زوج مدعی عدم بکارت زوجه و زوجه مدعی بکارت باشد تکلیف چیست و آیا هر دو مدعی شمرده می شوند یا این که یکی از آن دو مدعی و دیگری منکر است، در پاسخ مرقوم فرموده اند: قول زوجه مقدم است مگر آنکه خلاف آن به وجه شرعی ثابت شود. که در موضوع پرونده ثابت نیست فلذا اعتراض وارد نیست و ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته پرونده به استناد ماده 396 قانون مارالذکر به دادگاه محترم صادر کنندۀ رأی عودت داده می شود. شعبه 26 دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون رضا انصاری - محمد ربّانی نژاد فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی اختلاف زوجین در خصوص باکره بودن زوجه در تاریخ 20 اردیبهشت 1400، دادنامه‌ای صادر گردید که به بررسی پرونده مرتبط با درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش میان زوجین اختصاص داشت. خواهان با ارائه دادخواستی، ادعا نمود که رابطه زوجیت به دلیل اخذ گرین کارت برای طرف مقابل شکل گرفته و از این رو، هیچ رابطه واقعی بین آنان وجود ندارد. در پاسخ، وکیل طرف مقابل اظهار داشت که زوجین در کشور زندگی مشترک دارند و درخواست پرداخت مهریه، جهیزیه و نفقه را مطرح نمود. پس از انجام بررسی‌های لازم، دادگاه گواهی عدم امکان سازش را صادر و طرف مقابل را مستحق نصف مهریه اعلام کرد. در مرحله تجدیدنظر، فرجامخواهی زوج به دلیل عدم تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه بدوی رد شد و فرجامخواهی طرف مقابل به دلیل فقدان مستندات کافی برای تحقق شرط بذل مهریه پذیرفته و دادنامه نقض گردید. پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده ارجاع شد. این تصمیم بر اساس مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی اتخاذ گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1400/02/20 پیام: در صورت اختلاف زوجین در خصوص باکره و غیر مدخوله بودن زوجه، قول زوج مقدم است اما این تقدم مشروط به یمین و سوگند از سوی او م. ب.. رای خلاصه جریان پرونده اقای ح. م. فرزند ا. با وکالت اقای ع. ق. ز. در تاریخ 1398/06/02 به طرفیت خانم س. م. ش. دادخواستی به خواسته صدورگواهی عدم امکان سازش به مجتمع *تقدیم نموده است.که جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است.جلسه مورخ 98/6/23 دادگاه بدلیل عدم شناسایی خوانده و عدم ابلاغ اخطاریه تجدید گردیده است. در جلسه مورخ 98/7/8 دادگاه پس از استماع اظهارات وکلای زوجین قرار ارجاع امر بداوری صادر کرده است. داور زوج نظر به جدایی اعلام کرده است.داور زوجه و وکیل او مکررا درخواست تجدید وقت رسیدگی به منظور صلح و سازش تقدیم دادگاه نموده‌اند در جلسه مورخ 98/8/26 دادگاه وکیل زوج اعلام کرده است.زوجه مهریه را حسب اقرار نامه رسمی در قبال دریافت گرین کارت (از کشور *) بخشش نموده است.اصولا این رابطه زوجیت به دلیل اخذ گرین کارت برای خوانده شکل گرفته و به همین صورت باقی ماند و گرین کارت هم اخذ شده لذا تقاضای صدور رای دارم. ضمنا زوجه تابحال دوشیزه است.و اصولا رابطه زوجیتی بین طرفین وجود نداشته است. دادگاه به منظور ایجاد صلح و سازش پرونده را به شورای حل اختلاف ارسال کرده است. وکیل زوجه ضمن تقدیم لایحه اعلام کرده است.طبق اظهار موکلش زوج به زندگی مشترک برگشته و زوجین در کشور *با یکدیگر زندگی میکنند. وکیل مرقوم مطلب فوق را در جلسه مورخ 98/10/15 شورا نیز بیان کرده است.و لذا درخواست مهلت نموده است. وکیل زوج اعلام کرده است.تلاش ها در جهت سازش بی فایده بوده است.لذا ضمن مخالفت با اعطای مهلت درخواست ارسال پرونده را به دادگاه نموده است. شورای حل اختلاف پس از عدم موفقیت در ایجاد سازش پرونده را به دادگاه اعاده کرده است. وکیل ز. ب. ت. لایحه مورخ 99/1/23 اعلام کرده است.زوجین بعد از عقد ازدواج به کشور *عزیمت نموده و مدت 10 سال است.در ان کشور زندگی می کنند در صورت اصرار زوج به طلاق خواهان حقوق مالی زوجه شامل مهریه 114 عدد سکه طلا تمام بهار ازادی، جهیزیه 35000 دلار که زوجه هنگام عزیمت به همراه خود به منزل مشترک برده است، نفقه، اجرت المثل، شرط تنصیف دارایی و در پایان اموال متعلق به زوج را در کشور *احصای و درخواست استعلام از طریق دفتر امور بین الملل قوه قضاییه نموده است. اقای دکتر ح. م. نیز به عنوان وکیل م. ا. از جانب زوجه اعلام وکالت کرده است. در جلسه مورخ 99/1/23 دادگاه که با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده است.وکیل خواهان (زوج) با اشاره به برگزاری 4 جلسه رسیدگی و اینکه این تعداد جلسه رسیدگی جهت سازش فیمابین کافی بوده با هرگونه تجدیدجلسه مخالفت و درخواست رسیدگی و صدور حکم نموده است.وکلای خوانده (زوجه) با احصای مطالبات زوجه از جمله تنصیف دارایی زوج نسبت یکدستگاه اپارتمان در کشور *درخواست تعیین حقوق مالی وی را نموده‌اند وکیل خ. ا. ک. است.اولا زوجه مهریه خود را در قبال اخذ گرین کارت بذل کرده است.ثانیا زوجه دوشیزه است.و نصف مهریه به ایشان تعلق می‌گیرد ثالثا 25 هزار دلار از 2019/03/19 تا 2019/03/29 بابت مهریه به حساب زوجه واریز شده است. پرداخت 35000 دلار بابت جهیزیه مورد انکار است. خرید اپارتمان مورد انکار است.نفقه مبالغی پرداخت شده و از موکل استعلام و اعلام خواهدکرد. دادگاه اصول مدارک و طرفین را از انان خواستار گردیده است. وکیل زوجه ضمن تقدیم ترجمه مدارکی در خصوص مالکیت اپارتمان و حقوق دریافتی و حسابهای بانکی زوج درخواست استعلام از طریق دفتر امور بین المللی قوه قضاییه نموده و اعلام کرده است.زندگی مشترک زوجین از ابتدای ازدواج تاکنون در کشور *بوده و هست و تمام اموال منقول و غیر منقول زوج که در ایام زوجیت به دست اورده در *قرار دارد. دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در پاسخ استعلام در خصوص موضوع اعلام کرده است: … ب. ت. ب. عدم روابط سیاسی و حقوقی مابین ایران و امریکا، همچنین هیچگونه سوابق مالی افراد قابل استعلام نمی‌باشد. قابل ذکر است.موسساتی در کشور متوقف فیه فعالیت دارند که در شرایط خاص با اخذ هزینه در صورت داشتن اطلاعات کامل فرد از جمله س. س. (معادل شماره ملی در *) تحقیقات می‌نماید. لیکن تضمینی در کامل بودن تحقیقات انها وجود ندارد. دادگاه نفقه معوقه وایام عده زوجه را به کارشناس ارجاع نموده است.که نهایتا هییت سه نفره نظریه خود را اعلام نموده است. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1399/05/19 پس از درج مقدمه و خلاصه پرونده با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> اقدام به صدور گواهی عدم امکان سازش فیمابین زوجین صادر و مقرر نموده است. 1 - در خصوص مهریه زوجه ب. ت. ب. ادعای وکیل زوج مبنی بر باکره و غیر مدخوله بودن زوجه و انکار وکلای زوجه و اینکه براساس مسیله 17 باب مهر تحریر الوسیله حضرت امام در این خصوص قول زوج مقدم است.زوجه را مستحق نصف مهریه ( 52 سکه طلا) اعلام نموده است. 2 - پرداخت نفقه معوقه زوجه طبق نظر کارشناس 3 - در خصوص شرط تنصیف دارایی زوج چون هیچگونه دارایی از وی در *به دادگاه معرفی نشده و شناسایی اموال وی در *نیز مطابق مفاد نامه دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران قابل احراز برای دادگاه نمی‌باشد. واینکه ب. ت. ب. مفاد سند رسمی ارائه شده تنظیمی مورخ 1394/11/04 دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در *مبنای حقیقی عقد نکاح شکل گرفته بین طرفین ب. ت. ب. مبنا قراردادن مهریه و حق طلاق در قبال اخذ گرین کارت برای زوجه مشخص نمی‌باشد. مردود اعلام گردیده است. 4 - در خصوص جهیزیه نیز وجه مورد ادعا پرداخت پدر زوجه به عنوان جهیزیه اولا ثابت نیست ثانیا به جهت عدم اطلاق جهیزیه به ان محکوم به رد است. وکیل ز. ن. ب. این دادنامه با اعلام تمایل زوجه به ادامه زندگی مشترک و اعلام اموال و دارایی زوج و درآمد وی در کشور *در خصوص تنصیف دارایی زوج و نفقه و نیز ب. ت. ب. مدخوله بودن زوجه بدلیل زندگی مشترک چندین ساله اعتراض و تجدیدنظر خواهی نموده است. زوج د. ا. م. نسبت به دادنامه بدوی اعتراض ننموده است.و وکیل وی در لایحه دفاعیه صرفا اصلاح دادنامه را از جهت پرداخت نصف مهریه با اشاره به گذشت زوجه نموده است. شعبه *به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1399/08/20 ایراد ت. ن. خ. را وارد ندانسته و ضمن رد ان دادنامه بدوی را تایید نموده است. سپس وکلای طرفین نسبت به این دادنامه فرجامخواهی نموده‌اند وکیل زوج در خصوص محکومیت وی به پرداخت نصفه مهریه زوجه و وکیل ز. ن. د. این خصوص و در خصوص نفقه و میزان ان با عنایت به زندگی انان در کشور *اعتراض نموده‌اند پرونده پس از وصول و ثبت در دفتر دیوانعالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد. فرجامخواهی اقای ح. م. پ. با وکالت اقای ع. ق. ز. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1399/08/20 صادره از شعبه *به دلیل عدم تجدیدنظرخواهی وی نسبت به دادنامه بدوی و قطعیت انان وارد نیست لذا با استناد به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد فرجامخواهی وی دادنامه فرجامخواسته را تایید می‌نماید. اما فرجامخواهی خانم س. م. ش. با وکالت خانم ف. ن. د. هر چند نامبرده مهریه خود را طبق سند مورد اشاره در دادنامه بدوی به شرط اخذ گرین کارت بذل نموده است.اما هیچگونه مستندی بر تحقق این شرط از سوی زوج در پرونده ملاحظه نمی شود. ثانیا در خصوص تقدم قول زوج این تقدم مشروط به یمین و سوگند او گردیده است.و در پرونده هیچگونه احلاف زوج از سوی دادگاه وسوگند از ناحیه وی مشاهده نمی گردد. بنابر مراتب فوق دادنامه واجد نقص است.و با وارد دانستن فرجامخواهی وکیل زوجه به استناد بند 5 ماده 371 و شق الف ماده 401 قانون مرقوم ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد و رفع نواقص مذکور به دادگاه محترم صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می‌نماید./ا 400/2/22 رییس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح. موضوع مورد بررسی درخواست فسخ نکاح به دلیل عدم باکرگی زوجه است. خواهان ادعا کرده که پس از ازدواج متوجه شده زوجه دوشیزه نیست و این موضوع را پنهان کرده است. وی بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a>، تقاضای فسخ نکاح و جبران خسارات دادرسی را مطرح کرده است. &lt;br&gt;در مقابل، وکیل زوجه به وجود رابطه میان طرفین و ادعای ازاله بکارت توسط خواهان اشاره کرده و ادعای جنون زوجه را رد کرده است. دادگاه در مرحله نخست، ب. ت. ب. گواهی پزشکی قانونی و عدم ارائه دلایل کافی از سوی خواهان، دعوی را غیر وارد تشخیص داده و حکم به بی‌حقی خواهان صادر کرده است. این رای در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شده و خواهان مجدداً به فرجام‌خواهی پرداخته است. &lt;br&gt;هیات شعبه در نهایت با رد فرجام‌خواهی و تایید رای بدوی، اعلام کرده که رفتارهای خواهان در راستای نیل به مقصودش (فسخ نکاح) بوده و ادعای وی را فاقد مستندات کافی دانسته است. رای نهایی بر اساس ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1401/05/24 پیام: ب. ت. ب. اینکه در خصوص این امر که دخول صورت گرفته یا خیر نظر اکثر فقها و مراجع عظام بر صحت و تایید نظر زوجه بر اساس ملاک قاعده فراش است اگر در خصوص ازاله بکارت میان زوجین اختلاف حاصل گردد بدین نحو که زوجه ازاله را به زوج منتسب نماید و زوج انکار نماید، قول زوجه مقدم است. اقای م. ج. ا. با وکالت اقای س. م. ک. ف. به طرفیت خانم ز. گ. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح مورخ 1400/03/31 موضوع سند نکاحیه 463425 تنظیمی در دفتر ازدواج شماره 328 که در تصویر سند ازدواج صفحه اول هویت خوانده منعکس است.وکیل خ. ت. د. موکل پس از چندروز از ازدواج بدون هیچگونه مواقعه ای با خوانده با وجود دلایل مدارکی متوجه این موضوع می‌شوند که ایشان دوشیزه نمی‌باشد. این موضوع را پنهان نموده‌اند لذا با تقدیم این دادخواست ن. ب. ا. عقد ازدواج بر مبنای باکره بودن خوانده بوده است.و موکل اینجانب از این موضوع مطلع نبوده مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> صدور حکم بر فسخ نکاح با احتساب کلیه خسارات دادرسی مورد تقاضای م. ب.. پرونده به شعبه *ارجاع گردیده است.دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است. در جلسه 1400/05/17 وکیل خواهان و خوانده حضور دارند وکیل خ. گ. ا..خواسته ب. ش. د. تقدیمی است.خوانده دوشیزه نبوده است.وکیل خ. گ. ا..در خصوص دادخواست و اظهارات خواهان اینکه خواهان با خوانده شمال مسافرت رفته اند و خوانده را ازاله بکارت کرده اند و در خصوص جنون پزشکی قانونی تعیین تکلیف می کند هیچ جنونی وجود ندارد. و موکل با همسر خودش یعنی خواهان رابطه داشته است.حاضر به پزشکی قانونی برویم لایحه وکیل خواهان در برگ 30 پرونده پیوست شده است.که در ان گفته است.موکل پس از چند روز با شخصی به نام ح. ر. ر. اشنا می‌شود. که حدودا 4 سال با خوانده در ارتباط بوده و حتی آزمایش خون قبل از ازدواج خود را با خوانده انجام داده بودند و این ارتباط تا بعدازعقد نیز ادامه داشته است.و مدارک موجود مبنی بر صحه گذاشتن این موارد به پیوست م. ب.. همچنین بعد از شرایط از خوانده درخواست گواهی پزشکی قانونی مبنی بر وجود بکارت صورت گرفت که مشارالیه علاوه بر امتناع این مهم دست به خودکشی نموده است.مدارک در بیمارستان نفت موجود م. ب.. که با پیگیری این موضوع موکل متوجه انجام خودکشی دیگر ماههای قبل شده و هم چنین خوانده دارای مدارک پزشکی مبنی بر بیماری روانی م. ب.. که این مورد از موکل پنهان و مخفی مانده است. شایان عرض م. ب.. لوحی فشرده مبنی بر صدایی ضبط شده خوانده از اقای ر. موجود م. ب.. که تقاضای شخصی در پزشکی قانونی دارد. که گواهی بکارت قبل از ازدواج و بعد از ازدواج را دارند تقاضای دستور لازم جهت اخذ گواهی پزشکی قانونی و پرونده پزشکی *را دارد. دادگاه خوانده را جهت معاینه و اعلام اینکه ازاله بکارت زوجه در چه تاریخی صورت گرفته هم چنین در خصوص ادعای جنون زوجه توسط زوج اعلام شده است.اعلام نظر نمایند پزشکی قانونی در برگ 37 پرونده اعلام نموده است.در روز جاری ( 1400/07/11 ) از نامبرده ساعت 10 صبح معاینه به عمل امده پرده بکارت از نوع حلقوی متسع ومدخوله م. ب.. اقای ر. ز. ص. وکیل خ. د. ل. ای از دادگاه خواسته است. (برگ 38 ) چون جهت اعلام نظر حضور زوج و زوجه در مورد ادعای روانی بودن زوجه ضرورت دارد. از موکله در خصوص زوج تست روانی انجام گیرد. پزشکی قانونی در برگ 41 پرونده ضمن اینکه نام کوچک ز. گ. را ه. گ. مرقوم داشته است. اعلام نموده است.علیرغم دعوت قبلی ز.ح حضور ندارد. از خانم ه. گ. در این سازمان سوابقی از ابتلای به علایم اختلال خلقی و رفتاری وجود دارد. که در حال حاضر با درمان تحت کنترل نسبی است.ولی اختلال روانی موجب فقدان قوه تمیز احراز نشده و سابقه ای نیز مبنی بر ان ارائه نگردیده دادگاه در تاریخ 1400/08/29 طی دادنامه *پس از ختم دادرسی رای خ. ر. ب. این شرح صادر نموده است. (در خصوص دادخواست اقای م. ج. ا. فرزند ل. ا. با وکالت اقای س. م. ک. ف. به طرفیت خانم ز. گ. فرزند م. با وکالت اقای ر. ز. ص. به خواسته فسخ نکاح دادگاه با عنایت به اوراق و محتویات پرونده واسناد و مدارک متداعیین و دفاعیات وکیل خ. م. ب. اینکه خوانده توسط خواهان ازاله بکارت شده است.و دادنامه شماره *پزشکی قانونی جنونی احراز نگردیده است.و تاریخ ازاله بکارت نیز توسط پزشکی قانونی مشخص نشده است.و اینکه خواهان دلیل کافی جهت اثبات ادعای خود به دادگاه ارائه ننموده است.لذا دادگاه دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص داده و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بی حقی خواهان صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری تلقی و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر *است.از این رای اقای م. ج. ا. با وکالت س. م. ک. ر تجدیدنظرخواهی به عمل اورده است.با تکرار مطالب قبلی و اینکه موکل او هیچ مواقعه ای با خوانده خانم ز. گ. پس ازعقد نداشته موکل با وجود دلایل و مدارکی متوجه این موضوع می شد که ایشان دوشیزه نمی‌باشد. و این موضوع را از ایشان پنهان نموده‌اند که بعد از درخواست از زوجه مبنی بر انجام آزمایش پزشکی قانونی جهت اثبات عدم ازاله بکارت ت. ن. خ. از این امر استنکاف می‌نماید. و هم چنین موکل متوجه صدایی ارسالی از ایشان داخل واتساپب پیدا می‌نماید. که زوجه از دوستان خود تقاضامند پیدا کردن شخصی در پزشکی قانونی برای تایید غیر واقعی وجود بکارت خود م. ب.. که این موارد در داخل لوحی فشرده در پرونده پیوست تقدیم گردیده است.موکل لاجرم اقدام به طرح دادخواست فسخ نکاح مینماید. لیکن قاضی محترم بدوی ب. ت. ب. جوابیه پزشکی قانونی که در ان درج شده ازاله بکارت بسیار قدیمی است.و هم چنین انجام فاصله پزشکی قانونی تا زمان عقد که 2 ماه م. ب.. این ازاله توسط زوج برداشت مینماید. و دعوی فسخ را رد مینماید. لذا نقض رای صادره و صدور حکم شایسته د. ح. تضییع شده موکل م. ا.. پس از تشریفات تبادل لوایح و ارسال پرونده به محاکم تجدیدنظر استان شعبه *با ارجاع پرونده به شعبه --- تجدیدنظر و تعیین وقت و دعوت طرفین که با حضور وکیل خود حاضر شده اند دادگاه بدوا اظهارات ت. ن. خ. را در خصوص چگونگی ازدواج زوج با زوجه و ادعای اورا در مورد فسخ نکاح استماع نموده که گفته است.بنده مطابق سند رسمی ازدواج در تاریخ 1400/03/31 با مهریه 313 سکه تمام بهار ازادی ازدواج نمودم مطابق سند ازدواج زوجه را دوشیزه (باکره) اعلام کرده است. 6 روز بعد از عقد متوجه شدم وقتی که گوشی همسرم را داشتم می گشتم دستم بود اسم شخصی به نام ح. ر. ر. که به همسرم پیام داده بود مثلا با همدیگر دوست بودند حتی فردای روز عقد با همدیگر قرار بیرون گذاشتند و رفتند و این اقا به من گفتند جلو همسرم شماره اقای ر. را گرفتم و تماس تلفنی حاصل ایشان جواب داد خودش را معرفی کرد شایان ذکر است.که 6 روز پس از عقد به اتفاق همسرم از *دو نفری رفتیم شمال 5 روز انجا ماندیم شبها با هم می خوابیدیم البته دخولی انجام ندادیم البته کارهای دیگری مثل بوسیدن داشتیم اما عمل زناشویی انجام ندادیم. در ان 6 روز امدم *گوشی وی را بررسی و زنگ زدم جلوی خودش به ر. و پاسخ داد گفتم چه ارتباطی با این خانم … گفتم من همسرش هستم یکسری الفاظ بد گفت قرار گذاشتم با همدیگر روبرو صحبت کنیم قرا رشد فردای ان روز در *همدیگر را ببینیم از خانم … می شناسید گفت خیر این ارتباط مال دو سال پیش است.فردا سر قرار تنها رفتم *و او هم تنها امده بود صحبت کرد اول یک برگ آزمایش برابر با اصل ان را به من نشان داد که تصویر ان در صفحه 29 پرونده درج شده که این خانم و اقا معرفی می‌شوند برای آزمایش البته تاریخ 98/1/12 م. ب.. قرار بود با هم دیگر ازدواج کنیم پدرش مخالف بوده است.سر نگرفت از ان زمان با همدیگرارتباط داشتیم در ادامه میگوید ارتباط خودش با ر. و خانواده انان و نیز جریان خودکشی زوجه که حتی با انها نیز این خانم ….و نهایتا موضوع ازاله بکارت خانم ز. (ه.) گ. را به اقای ر. انتساب داده است.دادگاه در جلسه مذکور صدای ضبط شده را استماع نموده در ادامه این جلسه خانم ز. گفته است.ازاله بکارت من توسط همسرم صورت گرفت او با من نزدیکی کرد و من ازاله بکارت شدم زوج قبول نکرده و تقاضای آزمایش و ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی را نموده است.پس از انجام تحقیقات تکمیلی مورد نظر دادگاه در تاریخ 1401/02/20 با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی طی دادنامه ی *رای خود را ضمن مقدمه ای که از رای بد و. م. ب. صدور حکم بر بی حقی اقای م. ج. ا. نسبت به دعوی فسخ نکاح به دلیل باکره نبودن زوجه در زمان عقد نکاح در رای اورده است.ب. ت. ب. دفاعیات خ. ب. ش. گواهی پزشکی قانونی و عدم ارائه دلیل توسط خواهان جهت اثبات ادعای خود به شرح دادنامه موصوف (رای شماره --- مورخ 1400/08/29 شعبه *) اعتراض ت. ن. خ. را وارد ندانسته زیرا اولا ادعای ت. ن. خ. به مدخوله بودن زوجه قبل از تحقق عقد دائم جلوی صرفا ادعای شخصی به نام ر. که قبلا خواستگار ت. ن. خ. بوده م. ب.. و ادعای ر. صرفا ادعای واهی و احتمال عناد و انتقام از مشارالیها ب. ت. ب. مخالفت پدر زوجه و رد خواستگاری وی تقویت می‌گردد. ثانیا ادعای جنون زوجه توسط زوج ب. ت. ب. گواهینامه مورخ 1400/07/28 صادره از پزشکی قانونی به شرح پیوستی منتفی م. ب.. ثالثا ادعای مدخوله بودن زوجه قبل از انعقاد عقد دائم با ت. ن. خ. مطابق قواعد فقهی او اصولی نمی‌باشد. زیرا 1 - ت. ن. خ. دلیل مدللی بر ادعای خود ارائه نکرده است. 2 - مطابق اظهارات طرفین در این داگاه 6 روز پس از انعقاد عقد فیمابین انان دو نفری به سفر شمال رفته به مدت 5 شبانه روز در ان محل اقامت نمودند و حتی شبها با همدیگر هم خوابی کردند. البته زوج مدعی است.غیر از دخول سایر مسایل زناشویی را انجام دادند و زوجه مدعی است.که دخول توسط زوج در همان ایام صورت گرفته است.که خود اماره بر دخول و قول زوجه مطابق با قواعد و مقوم م. ب.. رابعا نظریه کمیسیون پزشکی قانونی حکایت از دخول و زمان حدوث ان را بیش از سه هفته اعلام که اماره به دخول در ایام عقد را م. ب.. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی رای بدوی را تایید و استوار نموده است.اکنون از این رای نیز اقای م. ج. ا. با وکالت اقای س. م. ک. ر با تقدیم دادخواستی فرجام خواهی نموده است.که هنگام شور متن دادخواست (برگ 45 ) با گزارش عضو ممیز قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه * 1 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: ن. ب. ا. رای فرجام خواسته که به نحو مستدل و مستند به اظهارات طرفین و واقعیت ازدواج زوجین صادر شده و رفتارهای زوج که د رجهت نیل و رسیدن به مقصودش که فسخ نکاح بوده است.علیرغم اینکه زوج پس از عقد زوجیت فیمابین 6 روز بعد به مدت 6 روز زوجه را به شمال جهت به اصطلاح بابت ماه عسل برده است.و اقرار به هم خوابگی با زوجه داشته لیکن ازاله بکارت را که زوجه منتسب به او دانسته است.انکار نموده است.که ب. ت. ب. اینکه در خصوص این امر که دخول صورت گرفته یا خیر نظر اکثر فقها و مراجع عظام بر صحت و تایید نظر زوجه بملاک قاعده فراش صایب دانسته شده است.لذا ب. ت. ب. مراتب و اینکه د. ا. م. از دادرسی اعتراضی که موجب نقض رای شود. به عمل نیامده است.هیات شعبه با رد فرجام خواهی به عمل امده مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته ابرام می‌گردد. رییس- ع. ن. مستشار- ع. ک. ص. س. عضو معاون- س. د. م. در تاریخ 28 مهر 1392، دادخواستی به منظور فسخ نکاح به دلایل عدم بکارت و پنهان‌کاری در خصوص ازدواج قبلی، به دادگستری تهران ارائه گردید. خواهان ادعا نمود که همسرش پیش از ازدواج با وی، ازدواج دیگری داشته و این موضوع را مخفی کرده است. در پاسخ، خوانده مدعی شد که خواهان از ازدواج قبلی وی آگاه بوده و هیچ‌گونه پنهان‌کاری صورت نگرفته است. همچنین، خوانده به گواهی پزشکی و رای دادگاه اشاره کرد که بکارت وی را تایید نموده و ادعا کرد که خواهان به دنبال سوءاستفاده است. دادگاه با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1131-a_0815110236789">ماده 1131 قانون مدنی</a>، دعوی خواهان را به دلیل عدم اقدام فوری به فسخ و وجود رابطه زناشویی بین طرفین، رد و حکم به بطلان دعوی صادر نمود. در مرحله فرجام‌خواهی، دیوان عالی کشور با استناد به ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و فتوای امام خمینی (ره) در خصوص تقدم قول زوجه، اعتراض خواهان را غیرموجه دانسته و دادنامه اولیه را تایید کرد. پرونده به دادگاه صادرکننده رای عودت داده شد. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/31 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در اختلاف ناشی از ادعای بکارت از سوی زوجه و ادعای عدم آن از سوی زوج، قول زوجه مقدم است. در تاریخ 1392/07/28 آقای ب. ص. با وکالت آقای م. ق. دادخواستی مقابل خواسته مهریه مبنی بر فسخ نکاح به طرفیت خانم ر.س. ط. تسلیم دادگستری تهران نموده که به شعبه --- دادگستری تهران ارجاع شده است. وکیل خ. ت. د. است: برابر سند رسمی شماره..... ازدواج نمودند و زوجین هیچ گونه اقدامی برای تشکیل زندگی مشترک نداده اند و موکل قبل از رابطه زناشویی متوجه شده است که همسرش سابقا ازدواج کرده است و طلاق گرفت و مطالبه مهریه نمود و طبق سند نکاحیه دوشیزه نبود و با پنهان کاری خود را دختر باکره قلمداد کرده است به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 ق.م</a> تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را دارم. دادگاه طرفین ا دعوت کرده است. خ. ط. ل. اختصارا پاسخ داده است: 1 - وی یعنی خواهان قبل ازدواج درباره من تحقیق کرد و مطلع بود که من قبلا ازدواج کردم و نامزد بودیم به علت اعتیاد زوج از وی طلاق گرفتم و ما نیز ترجیح دادیم قبل از ازدواج با خواهان مسئله ازدواج قبلی را برای او بیان نمائیم تا سوءتفاهم بعدی پیش نیاید و اعتراض نشود وی بیان داشت برای من مهم نیست که شما قبلا ازدواج کردید فقط لطف کنید از دید خانواده ام پنهان کنید تا اعتراض نداشته باشند و شهودی که بر این امر شاهد بودند می توانیم به دادگاه معرفی کنیم. 2 - مهریه هم 1361 عدد سکه بهارآزادی بوده که بنا شد عندالاستطاعه باشد ولی بعد به عندالمطالبه طبق سند رسمی تبدیل شد 3 - هر وقت با او تماس گرفتم که بیا زندگی را شروع کنیم می گفت یکی از شرایط بازگشت به زندگی خیانت به تو است بیا توافقی از هم جدا شویم. 4 - ادعای عدم بکارت وی صحیح نیست زیرا گواهی پزشکی و رای دادگاه بر باکره بودن و طلاق بائن م. ب.. 5 - شناسنامه المثنی هم طبق قانون(ثبت احوال) غیرقانونی نیست. 6 - ایشان که مدعی است با من رابطه زناشویی نداشته نمی تواند بگوید که من دوشیزه نیستم و چرا بعد از گذشت دو سال و هنگام مطالبه مهریه اقدام کرده است؟ و ایشان از همان ابتدا قصد سوءاستفاده را داشته ولی به من نگفته است. جلسه دادگاه در تاریخ 1392/10/17 تشکیل شد. خواهان و وکیل او و خوانده حاضر شدند وکیل خوهان گفت: طبق بند 6 لایحه خوانده از تاریخ عقد 1390/11/12 تا تاریخ ازدواج با موکل که از 1390/11/12 بوده ده روز فاصله م. ب. ووی اقرار نموده است که سابقه ازدواج دارد و برای اثبات مدخوله یا باکره بودن تقاضای معرفی به پزشکی قانونی را دارم. خوانده گفت من شاهدانی دارم که وی از ازدواج قبلی من اطلاع داشته است و اینکه می گوید من در زمان ازدواج وی باکره نبودم گواهی پزشکی و رای دادگاه در پرونده موجود است که باکره بودم. اگر چه دستوری در دادگاه دیده نشده است ولی وقت رسیدگی برای اتماع شهادت شهود مورخ 1392/12/13 تعیین شده است. خ. ط. ل. ای ضمن تکرار مطالب گذشته اضافه نمود تاریخ عقد ما 1390/12/25 بوده است و این عقد طبیعتا منجر به روابط خاص زناشویی فیمابین مان گردیده است. ب. ت. ب. سابقه ازدواج و تقاضای خواهان من به خاطر اعتیاد ذهنی و روانی وی به پزشکی قانونی مراجعه کردم و با اخذ نظریه مذکور ذهنیت ایشان را رفع نمودم و صد البته پس از ازدواج با آقای ص.رابطه خاص زناشویی به صورت مکرر داشتیم و قضات محترم علم دارند که شهادت یکی از ادلّه است و شهود بر آگاهی کامل ایشان حاضر به شهادتند. علاوه بر آن تاخیر زمانی خواهان در طرح دعوی که تاریخ عقد 1390/12/25 بوده و جدایی برج 1392/2 و طرح دعوی ایشان یک یا دو ماه اخیر بوده است چرا تا کنون مبادرت به طرح دعوی ننموده است؟ جلسه دادگاه در تاریخ 1392/12/13 با حضور طرفین و شهود خوانده و وکلای طرفین تشکیل شد. وکیل خوانده شهودش را معرفی کرده است. 1 - یکی از شهود به نام آقای ا. ف.متولد 1326 . بیان داشت: من در زمان خواستگاری حضور نداشتم ولی از جریانات خانم ر. ط. مطلع بودم از خودش و خانواده اش خواستم که موضوع ازدواج قبلی را حتما بازگو کنند. ر. به من گفت که من خواستم به خانواده اش بگویم ولی شخص آقای ب. می گفتند به خانواده اش چیزی نگوئیم و اطلاع دارم آقا ب. به صورت شبانه روزی بعد از عقد در منزل آقای ط. بودند حتی در روستای... چندین بار با دعوت آقای ط. رفتیم آقای ب. از اول صبح تا حتی هم خواب هم می شدند. 2 - شاهد دیگری ج. ش. متولد 1330 بازنشسته بیان داشت: من دو سال منزل خانم ر. ساکن بودم آقای ب. ص. مرتب به عنوان داماد رسمی خانواده رفت و آمد می کردند تا زندگی را رسمی را شروع کنند و بنده از ازدواج قبلی ایشان اطلاعی نداشتم. 3 - شاهد سوم خانم ص. ح.ح متولد 1343 خانه دار بیان داشت: من در جلسه خواستگاری نبودم زمان خواستگاری به من نگفته اند در خیاطی چادر بودم زمان حضور خواهان به همراه پدر و مادرش از ازدواج قبلی چیزی گفته نشده است. وکیل خواهان گفت شهود از ازدواج قبلی چیزی نگفته اند و در زمان خواستگاری نبوده و موضوع ازدواج قبلی گفته نشده است. خوانده بیان داشت تمام شهود در زمان خواستگاری حضور نداشته ولی قبل از عقد من و خانواده ام به ایشان (شهود) گفته ایم که ما ازدواج قبلی را با ایشان مطرح کردیم و ایشان پذیرفته است و گفت خانواده ام نفهمند چون با ازدواج ما موافقت نمی کنند. درباره دوشیزه نبودن بنده اگر وی با من رابطه زناشویی نداشته چگونه متوجه این موضوع شده است و از برج 1392/2 از منزل ما رفت و بعد از چندین ماه دادخواست فسخ نکاحش به دست من رسیده است و طبق گواهی پزشکی و رای دادگاه من دوشیزه غیرمدخوله بوده ام. دادگاه زوجه را به پزشکی قانونی معرفی کرده است و پاسخ پزشکی قانونی پرده بکارت را دارای پارگی قدیمی اعلام نموده که از زمان ایجاد آن حداقل بیش از سه هفته می گذرد و طی نامه دیگر (ص 41 ) گواهی پزشکی مورخ 1389/11/27 را فاقد سابقه و اصالت اعلام کرده است و با استعلام دادگاه از شعبه --- دادگاه عمومی آن شعبه دادنامه قبلی شماره 1041 - 1390/06/26 را دارای اصالت اعلام کرده است. و دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 1393/05/29 با این استدلال که تاریخ عقد 1390/12/25 بوده و دو سال زوجین با هم بوده اند و زوج با علم به فسخ اقدام فوری به فسخ ننموده است و با عنایت به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1131-a_0815110236789">ماده 1131 ق.م</a> حکم به بطلان دعوی خواهان صادر کرده است. وکیل زوج در فرجه دوم فرجام خواهی نموده که پرونده به این شعبه ارجاع شده است. خلاصه ایراد وکیل زوج این است که زوجه گفت برای اطلاع داشتن زوج از ازدواج قبلی شهود دارم ولی شهودش در خصوص موضوع شهادت نداده اند و در معرفی زوجه به پزشکی قانونی معلوم شد نظر به پزشکی قانونی قبلی مورخ 27205 - 1381/11/27 فاقد اصالت بوده است. موکل منکر رابطه زناشویی با وی م. ب. به صرف ادعای زوجه نمی شود به سنده نمود. با عدم انجام طلاق توافقی زوج اقدام به فسخ نموده است. پاسخ زوجه همانند مطالب گذشته علم زوج به ازدواج قبلی و شهادت شهود و نظریه پزشکی قانونی و اینکه سابقه نداشتن نظریه پزشکی دلیل بر جعل آن نمی تواند باشد است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 93/5/29 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد: رای شعبه دیوان عالی کشور در خصوص اعتراض فرجام خواهی آقای ب. ص. به طرفیت خانم ر. ط. نسبت به دادنامه شماره فوق ب. ت. ب. محتویات پرونده و نظر به این که اعتراض ف. خ. با شقوق ماده 371 ق.آ.د.م قابل انطباق نمی‌باشد و بر طبق فتوی امام خمینی(رض) در صفحه 267 کتاب ره توشه قضایی در سوالی که در مورد اختلاف در بکارت از ایشان شده است و آن سوال بدین نحواست «در صورتی که زوج مدعی عدم بکارت زوجه و زوجه مدعی بکارت باشد تکلیف چیست و آیا هر دو مدعی شمرده می‌شوند یا این که یکی از آن دو مدعی و دیگری منکر است، در پاسخ مرقوم فرموده اند: قول زوجه مقدم است مگر آنکه خلاف آن به وجه شرعی ثابت شود. که در موضوع پرونده ثابت نیست فلذا اعتراض وارد نیست و ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته پرونده به استناد ماده 396 قانون مارالذکر به دادگاه محترم صادر کننده رای عودت داده می‌شود. شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 3

موارد مرتبط 56

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 2

نشست‌های قضایی 1

مواد مرتبط 2

مقرراتِ مرتبط 1

دکترین 10

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین