رأی
تاثیر محکومیت زوجه به رابطه نامشروع بر حقوق مالی وی
رأی خلاصه جریان پرونده
به حکایت پرونده،آقای ج. خ. دادخواستی به خواسته طلاق به طرفیت خانم م. خ. تقدیم می نماید.که در تاریخ 1392/10/30 ثبت شعبه اول دادگاه حقوقی جلفا گردیده است.خواهان ب. ش. د. اظهار می دارد:خوانده همسر دائمی اینجانب م. ب. که یک فرزند مشترک ده ساله به نام م. خ. داریم . چون در پرونده استنادی خوانده مرتکب زنا شده،به لحاظ عمل منافی عفت،ادامه زندگی مشترک مقدور نمی باشد . بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> تقاضای صدور حکم طلاق خوانده را دارم . خوانده از دادگاه تقاضای مهلت می نماید جهت معرفی وکیل خود . دادگاه درتاریخ 1392/11/21 جلسه را با حضور طرفین تشکیل می دهد . خواهان علاوه بر شرح دادخواست اظهار می دارد: ایشان با آبروی من بازی کرده، ایشان را با مرد دیگری گرفته اند که در حال زنا بوده است . پرونده استنادی را مطالعه کنید . خ. د. م. دفاع اظهار داشت:من کاری نکرده ام،اگر اشتباهی هم باشد ایشان بزرگ می کند . اگر می خواهد طلاق بدهد باید حقوق مرا بپردازد . دادگاه با صدور قرار ارجاع امر به داوری، به طرفین ابلاغ می کند داور خود را معرفی نمایند. زوج برادرش را به عنوان داور معرفی نموده است . داور زوجه نیز معرفی شده و در اظهارات کتبی خود نوشته است:حسب تماس های مکرّر با طرفین و برگزاری جلسات جهت ایجاد صلح و سازش ، نتیجه ای حاصل نگردید . زوج حاضر به قبول شرایط تعیین شده ریش سفیدان نمی باشد و اصرار به رسیدگی از طریق دادگستری م. ب. . داور زوج نیز در نظریه کتبی خود نوشته است: نتوانستم آشتی برقرار نمایم و زوج مصرّانه درخواست طلاق دارد. حضانت فرزند مشترک را هم زوج به عهده گرفته است . دادگاه پرونده استنادی را مطالبه نموده و مطالعه می نماید . خلاصه آن چنین است: به موجب شکایت آقای ج. خ. از همسرش به اتهام زنای محصنه با شخص اجنبیه به نام ف. ش.، بعد از گزارش مأمورین و دستگیری و تحقیقات بعمل آمده از ناحیه دادسرا ، خانم م. خ. به کرّات به انجام عمل شنیع زنا با متهم ف. ش. اقرار نموده است . پرونده به دادگاه کیفری استان ارسال شده است. به موجب رأی شماره 200119-1393/4/10 شعبه دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی:در خصوص اتهام خانم م. خ. دائر بر رابطه نامشروع و ارتکاب زنای محصنه ، ب. ت. ب. انکار متهمین و به لحاظ فقدان ادله اثباتی شرعی و قانونی،حکم برائت وی صادر شده است و اما در رابطه با اتهام برقراری رابطه نامشروع، هر کدام از متهمین را به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم می نماید . جلسه 1393/7/19 با حضور طرفین تشکیل شده است.خ. ا. م. دارد: ب. ت. ب. اینکه همسرم آبرو و حیثیت مرا برده است ، ایشان را طلاق می دهم . در خصوص حقوق مالی همسرم،من کارگر ساده ساختمانی هستم.تابستان کارگری می کنم و زمستان در روستا به پدرم کمک می کنم . خوانده می داند که من مال و اموال ندارم . چون ایشان مرا در بین اهالی بی آبرو کرده،دیگر نمی خواهم با وی زندگی کنم.خ. ا. د.: با طلاق موافق نیستم، ولی اگر ایشان بخواهد طلاق بدهد باید نفقه گذشته را بدهد . البته قبول دارم همسرم چیزی ندارد و یکجا نمی تواند مهریه مرا بدهد . ولی اقساطی باشد من می توانم با آن زندگی کنم . در حال حاضر حامله نیستم . در خصوص جهیزیه دادخواست جداگانه خواهم داد . دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب رأی شماره 5001053-1393/7/26 چنین انشاء نموده است:در ارتباط با دعوی آقای ج. خ. به طرفیت خانم م. خ. به خواسته گواهی عدم امکان سازش که علّت درخواست طلاق از ناحیه زوج،ارتکاب بزه رابطه نامشروع از ناحیه زوجه بوده که منجر به محکومیت وی گردیده است . ب. ت. ب. اصرار زوج به طلاق، مستنداً به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و مواد 4-19-26-29 -34 قانون حمایت خانواده ،ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش به ایشان اجازه می دهد بعد از قطعیت دادنامه نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید . در مورد حقوق مالی زوجه نیز:
1- مهریه ، تعداد پنج سکه بهار آزادی به عنوان پیش قسط و سپس هر پنج ماه یک قطعه سکه بهار آزادی پرداخت نماید .
2- راجع به نفقه از تاریخ 1392/9/1 ماهانه مبلغ یک میلیون ریال.
3- حضانت کودک مشترک با زوج م. ب. . طرفین به این رأی اعتراض می نمایند . ز. د. ل. اعتراضی خود نوشته است: دادگاه بدوی هیچ اعتنایی به دلایل مثبته ابراز ننموده که به علّت مصدومیت شدید از تاریخ تصادف تاکنون توان کار و کارگری را ندارم . طبق استشهادیه محلی پیوست،مؤیّد اعسار حقیر در یک سال اخیر م. ب. . ضمناً طلب مهریه و حقوق مالی زنی که به اتهام زنای محصنه به حقیر خیانت کرده و اقرار صریح کرده،وجاهت قانونی ندارد . ز. د. ل. اعتراضی خود نیز به تقسیط مهریه اش در دادگاه بدوی اعتراض می نماید و اعلام می کند بایستی مهریه ام را به طور یکجا بپردازد . ضمناً در مورد پرداخت نفقه نیز برایم قابل قبول نمی باشد . پرونده به شعبه 13 تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع می گردد و شعبه در وقت فوق العاده و به موجب رأی شماره 301360-1393/10/28 اعلام می نماید:در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ج. خ. و خانم م. خ. به طرفیت یکدیگر و اعتراض به دادنامه 5001053 شعبه اول دادگاه عمومی جلفا ، ن. ب. ا. ایراد و اعتراض موجهی که موجبات نقض دادنامه بدوی را ایجاب نماید از ناحیه زوجین بعمل نیامده و رأی صادره تا حدودی موافق موازین قانونی اصدار یافته ، النهایه اندکی به شرح آتی اصلاح می شود .
1- به علّت محکومیت زوجه به رابطه نامشروع ،زوجه ناشزه بوده و نفقه مندرج در دادنامه بدوی حذف می گردد.
2-به علّت عدم درخواست تقسیط مهریه از ناحیه زوج در دادخواست نخستین و تا پایان جلسه اول،تقسیط مهریه محمل قانونی ندارد و زوج مکلّف است حین اجرای طلاق مهریه را نقدی بپردازد . ز. ن. ب. این رأی فرجام خواهی می نماید و اظهاراتش تکرار مراحل قبل بوده و زوجه نیز اظهار می دارد ایشان د. ا. م. دلیل تازه ای ارائه نکرده است،تقاضای رد فرجام خواهی وی را دارم . پرونده به دیوان عالی کشور ارسال می گردد و به شعبه 42 ارجاع می شود . اینک بعد از تهیه گزارش پرونده جهت شور در جلسه تحت نظر قرار دارد . هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید . پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر : رسیدگی و صدور رأی شایسته موافق موازین قانونی مورد تقاضا م. ب.. در خصوص دادنامه شماره 301360- 1393/10/28 صادره از شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی فرجام خواسته ، مشاوره نموده و چنین رأی می دهد :
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای ج. خ. به طرفیت خانم م. خ. نسبت به دادنامه شماره 301360 مورخ 1393/10/28 شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی که به موجب آن دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه عمومی جلفا مورد تأیید قرار گرفته است وحکم بر پذیرش خواسته ف. خ. مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادره شده است ، ب. ت. ب. محتویات پرونده موجّه نبوده و دادنامه صادره مطابق مستندات تقدیمی و برابر با مقررات قانونی اصدار یافته و فرجام خواهی متضمّن ایرادات قانونی که به اساس رأی صادره خلل وارد نماید نمی باشد و فرجام خواهی با هیچیک از شقوق ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد . لهذا با رد فرجام خواهی ،مستنداً به مواد 370 و 396 همان قانون،دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد.
رئیس و عضومعاون شعبه 42 دیوان عالی کشور
دکتر … - احمد خان بیگی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
تاثیر محکومیت زوجه به رابطه نامشروع بر حقوق مالی وی
در تاریخ 25 خرداد 1394، دیوان عالی کشور نسبت به پروندهای مرتبط با طلاق رایی صادر کرد. خ. ب. ا. به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a>، درخواست طلاق را به دلیل ارتکاب زنا توسط زوجه و آسیب به آبرو و حیثیت خود مطرح نمود. زوجه در دفاع از خود ادعا کرد که مرتکب خطایی نشده و در صورت صدور حکم طلاق، حقوق مالیاش باید پرداخت شود. <br>دادگاه بدوی پس از صدور گواهی عدم امکان سازش، به خواسته خواهان رسیدگی کرده و حقوق مالی زوجه را تعیین کرد. هر دو طرف به رای دادگاه بدوی اعتراض کردند و خواستههای خود را مطرح نمودند. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه نفقه زوجه را به دلیل ناشزه بودن او حذف و تقسیط مهریه را غیرقانونی اعلام کرد. <br>فرجامخواهی خواهان در دیوان عالی کشور به دلیل عدم ارائه مستندات جدید و عدم انطباق با مواد قانونی رد شد و دادنامه تجدیدنظر تایید گردید. بر اساس مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی، دادنامه فرجامخواسته ابرام گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: محکومیت زوجه به رابطه نامشروع، مسقط مهریه وی نبوده ولی از جهت دلالت محکومیت مزبور بر نشوز، مستحق نفقه نیست.
رای خلاصه جریان پرونده
به حکایت پرونده،آقای ج. خ. دادخواستی به خواسته طلاق به طرفیت خانم م. خ. تقدیم مینماید.که در تاریخ 1392/10/30 ثبت شعبه اول دادگاه حقوقی جلفا گردیده است.خواهان ب. ش. د. اظهار می دارد:خوانده همسر دائمی اینجانب م. ب. که یک فرزند مشترک ده ساله به نام م. خ. داریم. چون در پرونده استنادی خوانده مرتکب زنا شده،به لحاظ عمل منافی عفت،ادامه زندگی مشترک مقدور نمیباشد. بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> تقاضای صدور حکم طلاق خوانده را دارم. خوانده از دادگاه تقاضای مهلت مینماید جهت معرفی وکیل خود. دادگاه در تاریخ 1392/11/21 جلسه را با حضور طرفین تشکیل می دهد. خواهان علاوه بر شرح دادخواست اظهار می دارد: ایشان با آبروی من بازی کرده، ایشان را با مرد دیگری گرفته اند که در حال زنا بوده است. پرونده استنادی را مطالعه کنید. خ. د. م. دفاع اظهار داشت:من کاری نکرده ام،اگر اشتباهی هم باشد ایشان بزرگ می کند. اگر می خواهد طلاق بدهد باید حقوق مرا بپردازد. دادگاه با صدور قرار ارجاع امر به داوری، به طرفین ابلاغ می کند داور خود را معرفی نمایند. زوج برادرش را به عنوان داور معرفی نموده است. داور زوجه نیز معرفی شده و در اظهارات کتبی خود نوشته است:حسب تماس های مکرّر با طرفین و برگزاری جلسات جهت ایجاد صلح و سازش، نتیجه ای حاصل نگردید. زوج حاضر به قبول شرایط تعیین شده ریش سفیدان نمیباشد و اصرار به رسیدگی از طریق دادگستری م. ب.. داور زوج نیز در نظریه کتبی خود نوشته است: نتوانستم آشتی برقرار نمایم و زوج مصرّانه درخواست طلاق دارد. حضانت فرزند مشترک را هم زوج به عهده گرفته است. دادگاه پرونده استنادی را مطالبه نموده و مطالعه مینماید. خلاصه آن چنین است: به موجب شکایت آقای ج. خ. از همسرش به اتهام زنای محصنه با شخص اجنبیه به نام ف. ش.، بعد از گزارش مامورین و دستگیری و تحقیقات به عمل آمده از ناحیه دادسرا، خانم م. خ. به کرّات به انجام عمل شنیع زنا با متهم ف. ش. اقرار نموده است. پرونده به دادگاه کیفری استان ارسال شده است. به موجب رای شماره --- - 1393/04/10 شعبه دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی:در خصوص اتهام خانم م. خ. دائر بر رابطه نامشروع و ارتکاب زنای محصنه ، ب. ت. ب. انکار متهمین و به لحاظ فقدان ادله اثباتی شرعی و قانونی،حکم برائت وی صادر شده است و اما در رابطه با اتهام برقراری رابطه نامشروع، هر کدام از متهمین را به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم مینماید. جلسه 1393/07/19 با حضور طرفین تشکیل شده است.خ. ا. م. دارد: ب. ت. ب. اینکه همسرم آبرو و حیثیت مرا برده است، ایشان را طلاق می دهم. در خصوص حقوق مالی همسرم،من کارگر ساده ساختمانی هستم.تابستان کارگری می کنم و زمستان در روستا به پدرم کمک می کنم. خوانده می داند که من مال و اموال ندارم. چون ایشان مرا در بین اهالی بی آبرو کرده،دیگر نمی خواهم با وی زندگی کنم.خ. ا. د.: با طلاق موافق نیستم، ولی اگر ایشان بخواهد طلاق بدهد باید نفقه گذشته را بدهد. البته قبول دارم همسرم چیزی ندارد و یکجا نمی تواند مهریه مرا بدهد. ولی اقساطی باشد من می توانم با آن زندگی کنم. در حال حاضر حامله نیستم. در خصوص جهیزیه دادخواست جداگانه خواهم داد. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب رای شماره --- - 1393/07/26 چنین انشاء نموده است:در ارتباط با دعوی آقای ج. خ. به طرفیت خانم م. خ. به خواسته گواهی عدم امکان سازش که علّت درخواست طلاق از ناحیه زوج،ارتکاب بزه رابطه نامشروع از ناحیه زوجه بوده که منجر به محکومیت وی گردیده است. ب. ت. ب. اصرار زوج به طلاق، مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و مواد 4 - 19 - 26 - 29 - 34 قانون حمایت خانواده ،ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش به ایشان اجازه می دهد بعد از قطعیت دادنامه نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید. در مورد حقوق مالی زوجه نیز:
1 - مهریه، تعداد پنج سکه بهار آزادی به عنوان پیش قسط و سپس هر پنج ماه یک قطعه سکه بهار آزادی پرداخت نماید.
2 - راجع به نفقه از تاریخ 1392/09/01 ماهانه مبلغ یک میلیون ریال.
3 - حضانت کودک مشترک با زوج م. ب.. طرفین به این رای اعتراض می نمایند. ز. د. ل. اعتراضی خود نوشته است: دادگاه بدوی هیچ اعتنایی به دلایل مثبته ابراز ننموده که به علّت مصدومیت شدید از تاریخ تصادف تاکنون توان کار و کارگری را ندارم. طبق استشهادیه محلی پیوست،مویّد اعسار حقیر در یک سال اخیر م. ب.. ضمنا طلب مهریه و حقوق مالی زنی که به اتهام زنای محصنه به حقیر خیانت کرده و اقرار صریح کرده،وجاهت قانونی ندارد. ز. د. ل. اعتراضی خود نیز به تقسیط مهریه اش در دادگاه بدوی اعتراض مینماید و اعلام می کند بایستی مهریه ام را به طور یکجا بپردازد. ضمنا در مورد پرداخت نفقه نیز برایم قابل قبول نمیباشد. پرونده به شعبه --- تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع میگردد و شعبه در وقت فوق العاده و به موجب رای شماره --- - 1393/10/28 اعلام مینماید:در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ج. خ. و خانم م. خ. به طرفیت یکدیگر و اعتراض به دادنامه --- شعبه اول دادگاه عمومی جلفا، ن. ب. ا. ایراد و اعتراض موجهی که موجبات نقض دادنامه بدوی را ایجاب نماید از ناحیه زوجین به عمل نیامده و رای صادره تا حدودی موافق موازین قانونی اصدار یافته، النهایه اندکی به شرح آتی اصلاح میشود.
1 - به علّت محکومیت زوجه به رابطه نامشروع ،زوجه ناشزه بوده و نفقه مندرج در دادنامه بدوی حذف میگردد.
2 - به علّت عدم درخواست تقسیط مهریه از ناحیه زوج در دادخواست نخستین و تا پایان جلسه اول،تقسیط مهریه محمل قانونی ندارد و زوج مکلّف است حین اجرای طلاق مهریه را نقدی بپردازد. ز. ن. ب. این رای فرجام خواهی مینماید و اظهاراتش تکرار مراحل قبل بوده و زوجه نیز اظهار میدارد ایشان د. ا. م. دلیل تازه ای ارائه نکرده است،تقاضای رد فرجام خواهی وی را دارم. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال میگردد و به شعبه --- ارجاع میشود. اینک بعد از تهیه گزارش پرونده جهت شور در جلسه تحت نظر قرار دارد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: رسیدگی و صدور رای شایسته موافق موازین قانونی مورد تقاضا م. ب.. در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/10/28 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی فرجام خواسته، مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای ج. خ. به طرفیت خانم م. خ. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/10/28 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی که به موجب آن دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه عمومی جلفا مورد تایید قرار گرفته است وحکم بر پذیرش خواسته ف. خ. مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادره شده است، ب. ت. ب. محتویات پرونده موجّه نبوده و دادنامه صادره مطابق مستندات تقدیمی و برابر با مقررات قانونی اصدار یافته و فرجام خواهی متضمّن ایرادات قانونی که به اساس رای صادره خلل وارد نماید نمیباشد و فرجام خواهی با هیچ یک از شقوق ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد. لهذا با رد فرجام خواهی ،مستندا به مواد 370 و 396 همان قانون،دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور
در تاریخ 10 اسفند 1392، خواهان به منظور دریافت گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به دادگاه مراجعه کرد و دلایل خود را شامل عدم تفاهم و سوء رفتار طرف مقابل مطرح نمود. وی همچنین به صدور رای قطعی در خصوص روابط نامشروع طرف مقابل اشاره و درخواست طلاق به همراه پرداخت مهریه و نفقه به صورت اقساط را مطرح کرد. طرف مقابل در پاسخ، تمایل به طلاق را نداشت و پرداخت حقوق مالی خ. ر. ب. عنوان شرط طلاق قرار داد. <br>دادگاه پس از ارجاع به داوری و عدم حصول سازش، گواهی عدم امکان سازش را صادر کرد و حکم به پرداخت نفقه و مهریه به صورت اقساط صادر نمود. طرف مقابل به این رای اعتراض و درخواست تجدید نظر کرد که در نهایت دادگاه تجدید نظر، رای بدوی را تایید و مبلغی به عنوان نحله برای وی تعیین کرد. <br>هر یک از طرفین به دیوان عالی کشور فرجام خواهی کردند. دیوان عالی کشور ب. ت. ب. سوء رفتار طرف مقابل و عدم استحقاق وی نسبت به نحله و اجرت المثل، رای دادگاه تجدید نظر را نقض و موضوع را به دادگاه هم عرض ارجاع داد. رای دیوان بر اساس بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی صادر گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/30
پیام: از آنجا که محکومیت زوجه به رابطه نامشروع، مصداق بارز سوء رفتار محسوب میگردد وی مستحق دریافت نحله نیست؛ ولی در خصوص اجرت المثل و نفقه ذیحق است.
در تاریخ 1392/12/10 خانم ف. ا. به وکالت از طرف آقای ی. الف. به طرفیت خانم ع. ر. دادخواستی به خواسته صدورگواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ عدم تفاهم اخلاقی و سوء رفتار زوجه تقدیم نموده و به پیوست دادخواست علاوه بر تصویر سند نکاحیه تصویر دادنامه شماره --- - 1391/12/20 شعبه --- شورای حل اختلاف شهرستان تبریز را که طی دادنامه شماره --- - 1392/08/28 شعبه --- دادگاه حقوقی تبریز تایید شده تقدیم کرده که حاکیست مهریه زوجه به تعداد 350 سکه تمام بهار آزادی بدین نحو که بدوا هفت سکه به عنوان پیش قسط و مابقی هر 5 ماه یک سکه تمام بهار آزادی د. ح. زوجه پرداخت گردد مورد تقسیط قرار گرفته است دادخواست مطروحه در شعبه --- دادگاه عمومی خانواده تبریز ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه اول دادرسی به تاریخ 1393/02/06 زوجه علیرغم ابلاغ اخطاریه حضور نیافته و لایحه ای تقدیم نکرده ولی خواهان به اتفاق وکیل خود حضور یافتند وکیل خ. ا. د. عرایض ب. ش. د. تقدیمی است زوجین در تاریخ 1388/03/05 با تعیین مهریه 350 سکه تمام بهار آزادی به عقد یکدیگر در آمدند به لحاظ عدم تفاهم و سوء رفتار زوجه و صدور رای قطعی مبنی بر روابط نامشروع زوجه، زوج دیگر قادر به ادامه زندگی با زوجه نمیباشد. دادگاه نسبت به مهریه و نفقه تصمیم گرفته و مهریه تقسیط شده و در مورد نفقه هر ماه طبق رای دادگاه مبلغ یکصد هزار تومان به حساب زوجه پرداخت مینماید لذا اتخاذ تصمیم مقتضی نسبت به خواسته موکل م. ا. ضمنا زوجین فاقد فرزند مشترک از یکدیگر میباشند. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و زوج داور خود را معرفی کرده است.ز. ط. ل. ثبت شده به شماره 107 - 1393/02/24 اعلام نموده که حاضر به طلاق نبوده و از معرفی داور خودداری مینماید و در صورت اصرار خواهان به طلاق باید کلیه حقوق اینجانب از قبیل مهریه و نفقه و نحله و سایر حقوق را پرداخت نماید. اینجانب حاضرم زندگی مشترک را ادامه داده و تابع همسرم باشم و تا زمانی که کلیه حقوق پرداخت نگردد حاضر به طلاق نیستم و پرداخت کل مهریه در موقع طلاق ارتباطی به تقسیط آن ندارد. دادگاه از طریق و الف. داوری برای زوجه داور منصوب کرد. موضوع داوری از طرف دادگاه به داوران تفهیم شد و داوران به اتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده و به امضا زوجین هم رسیده تقدیم داشته اند به موجب دادنامه شماره --- - 1391/12/16 شعبه --- دادگاه جزایی تبریزخانم ع. ر. و آقای ر.م به اتهام رابطه نامشروع بایکدیگر هر یک به تحمل پنجاه ضربه شلاق محکوم شده اند و دادنامه مذکور طی دادنامه شماره --- - 92/2/28 شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی تایید شد و هم چنین به موجب دادنامه شماره --- - 91/5/31 شعبه --- شورای حل اختلاف تبریز زوج به پرداخت نفقه ایام گذشته از تاریخ 1391/02/31 لغایت 1391/05/19 ماهیانه مبلغ یک میلیون ریال جمعا بمبلغ دو میلیون و ششصد و سی هزار ریال د. ح. زوجه محکوم گردیده است. اوراق 32 الی 39 پرونده مربوط به فیش های بانکی پرداخت نفقه به حساب بانکی زوجه م. ب.. در جلسه بعدی دادرسی مورخ 1393/06/04 که با حضور زوجین تشکیل گردیده در ارتباط با دستور جلسه دادگاه راجع به حقوق مالی زوجه، زوج خ. ا. د. مهریه خوانده را طبق حکم صادره پیوست پرونده به صورت اقساط پرداخت مینمایم و در مورد نفقه هم طبق حکم صادره در حال پرداخت آن می باشم و در خصوص جهیزیه هم حاضر هستم جهیزیه ایشان را مسترد دارم. زوجه خ. ا. د. قبول دارم که مهریه و نفقه را مطابق احکام صادره از شورای حل اختلاف در حال دریافت می باشم و در خصوص جهیزیه دارای لیست می باشم و در این رابطه اعلام شکایت و طرح دعوی نمودم که در شعبه --- مطرح رسیدگی م. ب. سرانجام دادگاه با اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره --- - 1393/06/05 با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در حصول صلح و سازش و اصلاح ذات البین موثر واقع نشده و زوج اصرار بر وقوع طلاق دارد و نظر به اختیار شرعی و قانونی موجود برای مرد در طلاق زن خود، دعوی و خواسته خ. ر. و. و موافق شرع و قانون دانسته به استناد مواد قانونی منعکس در حکم صادره گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی صادر و توضیح داده که مهریه زوجه به موجب حکم صادره از شعبه --- شورای حل اختلاف به صورت اقساطی در حال پرداخت است و نفقه ایام گذشته نیز به موجب دادنامه صادره از همان شعبه ماهانه بمبلغ یک میلیون ریال پرداخت میگردد که این روال تا پایان ایام عده تداوم خواهد داشت جهیزیه زوجه مطابق لیست موجود در ید مشارالیها قبل از اجرای صیغه طلاق مسترد خواهد شد و در صورت وجود اختلاف در این مورد به لحاظ وجود پرونده و طرح دعوی در شورای حل اختلاف از آن طریق مسترد خواهد شد. در نتیجه نکاح فرزندی به دنیا نیامده است. به لحاظ اینکه تقاضای طلاق در نتیجه ارتکاب جرم (ارتباط نامشروع) زوجه صورت گرفته دادگاه ایشان را مستحق اجرت المثل و نحله تشخیص نداده است. اعتبار رای صادره از تاریخ ابلاغ رای قطعی جهت تسلیم به دفتر خانه سه ماه م. ب.. پس از ابلاغ رای صادره ز. ن. ب. آن تجدید نظر خواهی نموده و عمده اعتراض وی راجع به پرداخت مهریه به صورت اقساط و میزان نفقه ایام عده و عدم تعیین تکلیف در مورد سکونت زن در خانه مشترک تا پایان عده و نیز عدم تعیین اجرت المثل و نحله م. ب. که پس از طی تشریفات قانونی شعبه پنجم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی به موضوع رسیدگی و در جلسه فوق العاده طی دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/08/17 اعتراض زوجه ت. ن. خ. را غیر موجه تشخیص النهایه در اجرای بند ب تبصره 6 ماده و الف. ه قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق که هنوز به قوت خود باقی بوده با تعیین نحله برای زوج بمبلغ پنج میلیون تومان بابت پنج سال زندگی مشترک و تذکر مراعات مقررات ماده 38 قانون حمایت خانواده به سر دفتر ثبت طلاق به لحاظ رجعی بودن نوع طلاق ضمن رد اعتراض مطروحه رای تجدید نظر خواسته را با وصف یاد شده تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1393/08/22 به وکیل زوج و 1393/09/16 به ز. ا. ش. و زوجین هر یک در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجامخواهی نمودهاند که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است دادخواست های فرجامی و لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای ح. عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
آقای ی. الف. و خانم ع. ر. هر یک نسبت به دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/08/17 شعبه پنجم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی که در جهت اصلاح و تایید دادنامه بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به خواسته ز. ف. خ. انشاء گردیده فرجام خواهی نموده عمده اعتراض ز. ن. ب. رقم نحله معینه در دادنامه فرجام خواسته و اساس اعتراض ز. ن. ب. گواهی عدم امکان سازش صادره و نیز راجع به حقوق مالی وی م. ب. که با توجه بمحتویات پرونده هر چند دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در اساس از حیث صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق که به خواسته زوج اصدار یافته بالحاظ مقررات <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و حاکمیت قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق صائب و موجه و موافق موازین شرعی و قانونی بوده و از این حیث ایراد و اشکالی بر آراء صادره مترتب نمیباشد ولی در قسمت مربوط به حقوق مالی زوجه به جهات ذیل واجد ایراد قانونی است اولا: مطابق تبصره 6 ماده و الف. ه قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق و بند ب ذیل آن که طبق بند 8 ماده 58 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 بقوت و اعتبار قانونی خود باقی بوده زوجه در صورتی مستحق نحله خواهد بود که درخواست طلاق از ناحیه زوج ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نبوده باشد و چون ز. ف. خ. به موجب دادنامه قطعیت یافته شماره 982 - 91/12/16 شعبه --- دادگاه جزایی تبریز به لحاظ ارتباط نامشروع با مرد اجنبی جزائا محکوم گردیده و این امر مصداق بارز سوء اخلاق و سوء رفتار وی محسوب میگردد و ز. ف. خ. هم به لحاظ سوء رفتار زوجه تجویز طلاق وی را درخواست نموده لذا ز. ف. خ. قانونا مستحق نحله نبوده و از این رو تعیین نحله بمبلغ پنج میلیون تومان برای زوجه و الزام زوج بپرداخت آن به هنگام اجرا و ثبت طلاق حسب دادنامه فرجام خواسته خلاف موازین قانونی م. ب.. ثانیا: ب. ت. ب. فسخ تبصره 6 ماده و الف. ه قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق طبق ماده 58 قانون حمایت خانواده و مدلول ماده 29 قانون اخیرالذکر سوء اخلاق و سوء رفتار زوجه مسقط اجرت المثل ایام زندگی مشترک وی نبوده و چون زوجه در مراحل دادرسی کلیه حقوق ناشی از زوجیت از جمله اجرت المثل ایام زندگی مشترک را مطالبه داشته لذا تصمیم دادگاه بد و. ب. ش. منعکس در رای صادره مبنی بر عدم استحقاق ز. ن. ب. اجرت المثل ایام زندگی مشترک خلاف موازین قانونی بوده و چون سوء اخلاق و سوء رفتار زوجه تاثیری در عدم استحقاق ایشان در خصوص مورد نداشته ضرورت قانونی دارد که دادگاه محترم تجدید نظر بالحاظ تبصره <a class="artref" href="/ماده/ماده-336-a_0815110235982">ماده 336 قانون مدنی</a> و ماده 29 قانون حمایت خانواده در خصوص اجرت المثل استحقاق زوجه اتخاذ تصمیم نماید. ثالثا: در دادنامه بدوی نفقه ایام عده بر اساس دادنامه شماره --- - 1391/05/31 شعبه --- شورای حل اختلاف تبریز که طی آن نفقه زوجه از تاریخ 1391/02/31 لغایت 1391/05/19 ماهیانه بمبلغ یک میلیون ریال تعیین و زوج به پرداخت آن د. ح. زوجه محکوم گردیده تعیین شده است و چون از تاریخ صدور دادنامه مذکور تا کنون میزان تورم در تمام سطوح زندگی افزایش چشمگیری داشته لذا ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم تجدید نظر بر اساس میزان تورم موجود نسبت به تعیین میزان نفقه ماهیانه ایام عده زوجه و هم چنین در خصوص سکونت زوجه در منزل مشترک تا پایان عده مطابق ماده 38 قانون حمایت خانواده تصمیم مقتضی اتخاذ تصمیم نماید. بنابراین دادنامه فرجام خواسته به جهات مرقوم در فوق واجد ایراد قانونی بوده و در خور نقض است مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد تا با توجه بمراتب اشعاری نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون
حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - سیروس کیقبادی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 66
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار رد درخواست اعاده دادرسی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض قرار فرجامخواسته در اجرای بند الف
-
رأی
هماستناد
2- صدور قرار امتناع از رسیدگی به واسطه اظهارنظر ارشادی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با توجه به مواد 377
-
رأی
هماستناد
رابطه میان ترک فعل و تدلیس
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی را درخواست می نماید (ص 153 تا 155
-
رأی
هماستناد
دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض شخص ثالث در امور کیفری
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد به
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در تعیین مبلغ خسارت تاخیرتادیه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت حقوقی معامله صوری در فرض عدم تناسب ثمن و مثمن در بیع
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق دارد نتیجتا مستند به ماده 370 قانون
-
رأی
هماستناد
وضعیت انعقاد عقد نکاح توسط سفیه
ماده 371 قانون آیین دادرسی در امور مدنی نداشته و از حیث مراعات قوانین و مق
-
رأی
هماستناد
عدول دادگاه از نظریه پزشکی قانونی در خصوص حجر
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد علیهذا ضمن رد درخواست فرجام خ
-
رأی
هماستناد
دلالت بذل حقوق مالی بر عسر و حرج زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
مبدأ زمانی محاسبه خسارت تأخیر تأدیه وجه چک
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی با رعایت شقوق الف مواد 401 و 405 همان قانو
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل تعدد ازدواج زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم حضور قاضی مشاور زن در دادگاه خانواده
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را استدعا
-
رأی
هماستناد
مفهوم غرامات در صورت مستحق للغیر درآمدن مبیع
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و در اجرای بند ج ماده 401 قانون مارالذ
-
رأی
هماستناد
اثر طلاق واقعه مطابق با مذهب بدون تشریفات قانونی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و به لحاظ عدم رعایت اصول مقررات قانونی و و
-
رأی
هماستناد
1-تحقق شرط ضمن عقد نکاح مبنی بر فرزنددار نشدن زوجین2-اثر توافق نسبت به عدم باروری بر شرط ضمن عقد نکاح
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای فرجام خواسته مستندا به بند ج ا
-
رأی
هماستناد
اعتبار قاعده فراش
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و با اختیار حاصل از بند ج ماده 401 قان
-
رأی
هماستناد
دعوی طلاق به دلیل فرزنددار نشدن زوجین
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای فرجام خواسته مستندا به بند ج ا
-
رأی
هماستناد
حدود اختیار وکیل در اسقاط حق تجدیدنظر و فرجام خواهی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق توسط زوجه به دلیل عقیم بودن زوج
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض رأی تجدیدنظر در پرونده طلاق به دلیل عسر و حرج توسط دیوان عالی کشور و ارجاع به شعبه بدوی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ترک زندگی توسط زوج قبل از آغاز زندگی مشترک
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
اثر ارائه دلیل جدید برای اثبات ادعا در مرحله فرجام خواهی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه مح
-
رأی
هماستناد
تحقیق دادگاه جهت احراز عسر و حرج زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و پرونده حسب بند الف ماده 401 قانون مر
-
رأی
هماستناد
(1)- مرجع صالح جهت صدور قرار رد دادخواست نخستین به علت عدم رفع نقص (2)-عدم ارایه پرونده بالینی در دعوای حجر(3)- تعارض میان دو نظریه پزشکی قانونی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی با رعایت شقوق الف مواد 401 و 405 همان قانو
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
تعریف برص
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با اختیار حاصله از بند الف ماده 401 قانو
-
رأی
هماستناد
اثر صدور حکم غیابی بر صلاحیت دادگاه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- مسولیت شرکت بیمه در فرض توافق با راننده زیاندیده (2)- اعتبار توافقات میان راننده زیاندیده و شرکت بیمه در خصوص مطالبه خسارات
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
بار اثبات در ادعای تبرعی بودن کار زوجه در منزل
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با رعایت بند ج ماده 401 همان قانون ضمن ن
-
رأی
هماستناد
مالکیت منابع واقع در اراضی موقوفه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
معیار صدور حکم حجر به علت جنون
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی به علت نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و رسیدگی ب
-
رأی
هماستناد
1- انتقال عوضین در عقود معاوضی2-شرط مطالبه خسارت قراردادی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی طبق بندهای الف مواد 401
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
1- حیطه صلاحیت کارشناس در احراز غبن فاحش2- درخواست تائید فسخ معامله به جهات متعدد
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد
-
رأی
هماستناد
عسر و حرج ناشی از عدم آغاز زندگی مشترک
مواد 371 و 401 قانون آیین دادرسی مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
تقدیم دادخواست بدون تصریح به سمت نماینده
ماده 371 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و طبق بند الف ماد
-
رأی
هماستناد
تاثیر محکومیت زوجه به رابطه نامشروع بر حقوق مالی وی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
مبنای احتساب مهلت اعتراض به آرای اصلی و اصلاحی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط بذل نفقات معوقه و اجرت المثل زوجه در قبال طلاق خلع
ماده 371 از قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادر کننده رای عودت داده می شود
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1508 مورخ 1399/10/24
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی قابل نقض است؟ 3- منظور از اصول دادرسی و تش
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/422 مورخ 1394/02/19
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 3
-
اعمال
از این صفحه
ماده 371 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 4 — قانون مدنی
قانون مدنی و مواد 4
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1133 — قانون مدنی
بر اساس ماده 1133 قانون مدنی تقاضای صدور حکم طلاق خوانده را دارم
دکترین 21
-
مقاله
هماستناد
تبصره الحاقی مورخ ۱۳۸۹/۵/۲۶ به ماده ۹۴۶ قانون مدنی مفاد این ماده
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تبصره الحاقی به به ماده ۹۴۶ قانون مدنی مصوب ۱۳۸۹/۵/۲۶ در باره
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تبصره الحاقی به به ماده ۹۴۶ قانون مدنی مصوب ۱۳۸۹/۵/۲۶ در باره
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرائیه — اجرائیه مهم ترین سندی است که در
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرائیه — ماده ۴ ق
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرائیه — ماده ۴ ق
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
از سوی مقام صالح کشور صادر کننده — رعایت همه شرایط مقرر در ماده ۱۶۹
مواد 1 و 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
از سوی مقام صالح کشور صادر کننده — قانون گذار بیش و کم همان شرایطی
مواد 1 و 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
از سوی مقام صالح کشور صادر کننده — قانون گذار بیش و کم همان شرایطی
مواد 1 و 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قلمرو قانون در زمان و مکان — قوانین اخف هرگاه پس از ارتکاب جرمی
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قلمرو قانون در زمان و مکان — رک رأی شماره ۴۰۲ ۱۳۱۷/۲۱/۳ شعبه ۲
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قلمرو قانون در زمان و مکان — رک رأی شماره ۴۰۲ ۱۳۱۷/۲۱/۳ شعبه ۲
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اطلاق در لغت به معنای رهایی آزادی و در مقابل مقید به
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اطلاق در لغت به معنای رهایی آزادی و در مقابل مقید به
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
از اولی تا به اید فرصت درویشان است
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ج) قوانین مربوط به اجرای احکام قوانین مربوط به اجرای احکام مدنی
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عطف بماسبق شناسی — و منظور مقنن از تصویب ماده واحده
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۱۸ قلمرو قانون از حیث زمان
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۱۸ قلمرو قانون از حیث زمان — ماده ۴ ق
ماده 4 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح
مواد 1122 و 1133 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح — مرد یا زن به اعتبار عقد صحیح
مواد 1122 و 1133 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
