رأی
تعریف برص
تعریف برص
خ. م.:
در پروندهای که در تاریخ 16 اسفند 1394 به صدور رای نهایی انجامید، درخواست تنفیذ فسخ نکاح به دلیل وجود عیب از نوع برص مطرح گردید. دادگاه نخستین با استناد به مواد 1123، 1124 و 1126 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی، حکم به تنفیذ فسخ نکاح صادر کرد. با این حال، تجدیدنظرخواهی طرف مقابل که به نظریه پزشکی قانونی استناد کرده و اعلام نموده بود که بیماری زوجه ویتیلیگو است و نمیتواند با برص تطبیق شود، منجر به نقض حکم اولیه و ابطال دعوی گردید.
پس از آن، درخواست فرجامخواهی به دیوان عالی کشور ارائه شد که دلایل آن شامل نواقص موجود در نظریه پزشکی قانونی و تعارض آن با استفتائات فقها بود. دیوان عالی کشور پس از بررسی، با استناد به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی، حکم به نقض دادنامه تجدیدنظر و ارجاع پرونده به کمیسیون پزشکی قانونی جهت بررسی مجدد بیماری زوجه صادر کرد. در نهایت، در مرحله بعدی، رای دیوان عالی در خصوص فرجامخواهی جدید به دلیل عدم ارائه دلایل موجه رد شد و حکم تجدیدنظر به قوت خود باقی ماند.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/12/16
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: برص که یکی از عیوب مختص زوجه و موجب حق فسخ نکاح برای زوج میشود، معادل بیماری پیسی بوده و در علم پزشکی روز، ویتیلیگو (VITILIGO) نامیده میشود. این بیماری یک اختلال تولید رنگ دانه است که در آن ملانوسیت ها (سلولهایی که رنگدانه تولید می کنند) در قسمتهای از پوست تخریب شده و در نتیجه لکه های سفید در نواحی مختلف بدن ظاهر میشوند.
رای خلاصه جریان پرونده
در پرونده پیوست آقای م. ق. د. ب. ط. خانم س. م. به خواسته صدور حکم تنفیذ فسخ نکاح به علت وجود عیب از نوع برص به دادگستری شهرستان ابرکوه تقدیم که نهایتا پس از ارجاع امر به شورای حل اختلاف و عدم اخذ نیتجه در ایجاد صلح و سازش پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه ارجاع و شعبه مرجوع الیه پس از جری تشریفات قانونی ختم رسیدگی را اعلام وبرابر دادنامه شماره --- مورخه 1392/10/30 با این استدلال که «....
اظهارات وکیل خوانده که موید قبول بیماری برص از ناحیه موکل خود بوده و اینکه مدافعات وکیل خ. م. ب. اطلاع خواهان از وجود عیب قبل از وقوع عقد موثر در مقام دفاع نبوده و صرف نظر از اینکه شهود بستگان درجه اول خوانده (برادران وی میباشند) شهود موصوف مورد جرح خواهان واقع گردیده و با عنایت به گزارش مراجع انتظامی در خصوص احد از گواهان ادعای وکیل خواهان با معرفی یک نفر شهود ثابت نمی گردد و توجها به اینکه عیب موصوف از موارد فسخ قانونی نکاح مسحوب می گردند»; دعوی را محمول بر صحت تلقی و مستندا به مواد 1123 ، 1124 و 1126 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان و خوانده و الزام خوانده به پرداخت مبلغ 213000 ریال بابت هزینه دادرسی د.
ح. خ. صادر و اعلام کرده است، تجدیدنظرخواهی خانم س.م. با وکالت آقای ح. م. و خانم م. د.چ. به شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد ارجاع و شعبه مرجوع الیه با این استدلال که «... بنا به نظریه پزشکی قانونی زوجه مبتلا به بیماری ویتیلیگوکه نوعی بیماری پوستی م. ب. و بیماری مزبور را نمی توان با بیماری برص تطبیق نموده و نظریه پزشکی قانونی به شماره 10207 /م / 25 مورخه 1393/08/17 نیز دلالت بر آن دارد که بیماری پوستی ویتیلیگو یا برص مورد نظر قانونگذار که سبب فسخ نکاح میگردد مطابقت ندارد.»;برابر دادنامه شماره --- مورخه 1393/08/22 تجدید نظر خواهی ت.
ن. خ. را موجه تشخیص و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه حکم به ابطال دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است، دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 1393/09/21 به خواهان پرونده (ت. ن. خ.) ابلاغ شده آقای ع. ع. به وکالت از مشارالیه با تقدیم دادخواست که به شماره 9300033 مورخه 1393/10/13 ثبت گردیده از رای دادگاه تجدیدنظر ضمن اعتراض فرجام خواهی نموده که عمده دلایل فرجام خواهی عبارت است از:« نظریه اداره کل پزشکی قانونی استان یزد که مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است به جهت آنکه در مخالفت صریح با دستور العمل های سازمان محترم پزشکی قانونی کشور ابراز گردیده مخدوش میباشد، تشخیص تطابق و یا عدم مطابقت دو چیز وقتی میسر است که هر دو امر معلوم باشند و مطابقه ی میان امیر معلوم با امر مجهول محال و لذا مردود عقل و منطق است، پزشکی قانونی در پاسخ به استعلاماتی که به عمل آمده اعلام نموده است که چون تعریف دقیق و مشخص از برص در قانون وجود ندارد فلذا ویتیلیگو را نمی توان با برص تطبیق داد و مطابقه ی میان آن دو یک موضوع فقهی حقوقی م.
ب. که از محدوده ی کارشناس پزشکی قانونی خارج است، در یک مصادره ی به مطلوب از عبارت (ویتیلیگو را نمی توان با بیماری برص تطبیق داد)، استفاده ی {ویتیلیگو با بیماری برص.... مطابقت ندارد } را نموده است و در واقع از قضیه ای که امکان تطبیق را نفی می کند به قضیه ای که انگار نتیجه تطبیق را افاده می کند تلقی و تعبیر نموده و همین تلقی مخدوش، مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است، ن. ب. ا. موضوع ابتلای فرجام خوانده مستند به اقرار مشارالیها بوده است و این اقرار به سبب سابقه طولانی ابتلای ایشان و مراجعات متعددی که به مراکز درمانی تخصصی مرتبط با موضوع بیماری داشته اند، از روی علم و آگاهی واشراف کامل به موضوع صورت گرفته است، فلذا مقرون به صحت تلقی میگردد.
دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نادیده گرفتن اقراری که معتبر بوده است و در اقدامی بر خلاف اعتبار دادن به امری که به جهت تعارض و تناقض معتبر نبوده است محل اشکال و مواجه با ایراد تلقی میگردد، مضافا آنکه قانونگذار مدنی، در موضوع عیوب موجب فسخ نکاح، در خصوص برص از نظر فقهای معظمی تبعیت نموده است که چنین عیوبی را به لحاظ آنکه بقاء و دوام زندگی خانوادگی را به مخاطره می اندازند موجب فسخ نکاح دانسته اند و لذا همچنان که در نظریه ی صائب سازمان محترم پزشکی قانونی کشور عنوان شده امر تشخیص مصداق بیماری برص خارج از حوزه صلاحیت پزشکی و داخل در محدوده فقهی و حقوقی میباشد، نظریه استنادی بر خلاف مقررات قانون آیین دادرسی مدنی به موکل ابلاغ نگردیده و حق وی برای اعتراض بدان نادیده گرفته شده است »;، دادگاه پس از جری تشریفات ابلاغ و تبادل لوایح که مشروح آن هنگام شور قرائت خواهد شد، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال نموده، پس از وصول و ثبت در دفتر کل به شماره 92000379/3 مورخه 1393/12/17 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/12/16
خلاصه جریان پرونده
پیرو گزارش قبلی در پرونده پیوست آقای م. ق. د. ب. ط. خانم س. م. به خواسته صدور حکم تنفیذ فسخ نکاح به علت وجود عیب از نوع برص به دادگستری شهرستان ابرکوه تقدیم که نهایتا پس از ارجاع امر به شورای حل اختلاف و عدم اخذ نتیجه در ایجاد صلح و سازش پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه ارجاع و شعبه مرجوع الیه پس از جری تشریفات قانونی ختم رسیدگی را اعلام وبرابر دادنامه شماره --- مورخه 1392/10/30 با این استدلال که «.... اظهارات وکیل خوانده که موید قبول بیماری برص از ناحیه موکل خود بوده و اینکه مدافعات وکیل خ.
م. ب. اطلاع خواهان از وجود عیب قبل از وقوع عقد موثر در مقام دفاع نبوده و صرف نظر از اینکه شهود بستگان درجه اول خوانده (برادران وی میباشند) شهود موصوف مورد جرح خواهان واقع گردیده و با عنایت به گزارش مراجع انتظامی در خصوص احد از گواهان ادعای وکیل خواهان با معرفی یک نفر شهود ثابت نمی گردد و توجها به اینکه عیب موصوف از موارد فسخ قانونی نکاح مسحوب می گردند»; دعوی را محمول بر صحت تلقی و مستندا به مواد 1123 ، 1124 و 1126 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان و خوانده و الزام خوانده به پرداخت مبلغ 213000 ریال بابت هزینه دادرسی د.
ح. خ. صادر و اعلام کرده است، تجدیدنظرخواهی خانم س. م.با وکالت آقای ح. م. و خانم م. د.چ. به شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد ارجاع و شعبه مرجوع الیه با این استدلال که «... بنا به نظریه پزشکی قانونی زوجه مبتلا به بیماری ویتیلیگوکه نوعی بیماری پوستی م. ب. و بیماری مزبور را نمی توان با بیماری برص تطبیق نموده و نظریه پزشکی قانونی به شماره 10207 /م / 25 مورخه 1393/08/17 نیز دلالت بر آن دارد که بیماری پوستی ویتیلیگو یا برص مورد نظر قانونگذار که سبب فسخ نکاح میگردد مطابقت ندارد.»;برابر دادنامه شماره --- مورخه 1393/08/22 تجدید نظر خواهی ت.
ن. خ. را موجه تشخیص و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه حکم به ابطال دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است، دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 1393/09/21 به خواهان پرونده (ت. ن. خ.) ابلاغ شده آقای ع. ع. به وکالت از مشارالیه با تقدیم دادخواست که به شماره 9300033 مورخه 93/10/13 ثبت گردیده از رای دادگاه تجدیدنظر ضمن اعتراض فرجام خواهی نموده که عمده دلایل فرجام خواهی عبارت است از:« نظریه اداره کل پزشکی قانونی استان یزد که مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است به جهت آنکه در مخالفت صریح با دستور العمل های سازمان محترم پزشکی قانونی کشور ابراز گردیده مخدوش میباشد، تشخیص تطابق و یا عدم مطابقت دو چیز وقتی میسر است که هر دو امر معلوم باشند و مطابقه ی میان امر معلوم با امر مجهول محال و لذا مردود عقل و منطق است، پزشکی قانونی در پاسخ به استعلاماتی که به عمل آمده اعلام نموده است که چون تعریف دقیق و مشخص از برص در قانون وجود ندارد فلذا ویتیلیگو را نمی توان با برص تطبیق داد و مطابقه ی میان آن دو یک موضوع فقهی حقوقی م.
ب. که از محدوده ی کارشناس پزشکی قانونی خارج است، در یک مصادره ی به مطلوب از عبارت (ویتیلیگو را نمی توان با بیماری برص تطبیق داد)، استفاده ی {ویتیلیگو با بیماری برص.... مطابقت ندارد } را نموده است و در واقع از قضیه ای که امکان تطبیق را نفی می کند به قضیه ای که انگار نتیجه تطبیق را افاده می کند تلقی و تعبیر نموده و همین تلقی مخدوش، مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است، ن. ب. ا. موضوع ابتلای فرجام خوانده مستند به اقرار مشارالیها بوده است و این اقرار به سبب سابقه طولانی ابتلای ایشان و مراجعات متعددی که به مراکز درمانی تخصصی مرتبط با موضوع بیماری داشته اند، از روی علم و آگاهی واشراف کامل به موضوع صورت گرفته است، فلذا مقرون به صحت تلقی میگردد.
دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نادیده گرفتن اقراری که معتبر بوده است و در اقدامی بر خلاف اعتبار دادن به امری که به جهت تعارض و تناقض معتبر نبوده است محل اشکال و مواجه با ایراد تلقی میگردد، مضافا آنکه قانونگذار مدنی، در موضوع عیوب موجب فسخ نکاح، در خصوص برص از نظر فقهای معظمی تبعیت نموده است که چنین عیوبی را به لحاظ آنکه بقاء و دوام زندگی خانوادگی را به مخاطره می اندازند موجب فسخ نکاح دانسته اند و لذا همچنان که در نظریه ی صائب سازمان محترم پزشکی قانونی کشور عنوان شده امر تشخیص مصداق بیماری برص خارج از حوزه صلاحیت پزشکی و داخل در محدوده فقهی و حقوقی میباشد، نظریه استنادی بر خلاف مقررات قانون آیین دادرسی مدنی به موکل ابلاغ نگردیده و حق وی برای اعتراض بدان نادیده گرفته شده است »;، دادگاه پس از جری تشریفات ابلاغ و تبادل لوایح که مشروح آن هنگام شور قرائت خواهد شد، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال نموده، پس از وصول و ثبت در دفتر کل به شماره 92000379/3 مورخه 1393/12/17 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.هیات شعبه تشکیل و پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده برابر دادنامه شماره --- مورخ 1394/03/19 چنین رای داده است.
« فرجام خواهی آقای ع. ع. به وکالت از آقای م. ق. نسبت دادنامه شماره --- مورخه 1393/08/22 صادره از شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد وارد است زیرا دادگاه محترم در خصوص بیماری فرجام خوانده با عنایت به پاسخ های ضدو نقیض اداره کل پزشکی قانونی محترم استان یزد که در نظریه صفحه 70 پرونده مرقوم داشته اند «.... بیماری مذکور با بیماری برص مطابقت دارد »; و در نظریه صفحه 139 پرونده اعلام نموده « هر چند بیماری پوستی ویتیلیگو در علوم جدید اشتباها به نام برص ترجمه و شناخته شده است اما این بیماری پوستی (ویتیلیگو) با بیماری برص مورد نظر قانون که سبب فسخ نکاح گردد، مطابقت ندارد »;، تحقیق و بررسی کافی انجام نداده است، قانون مدنی تعریفی از برص ارائه نکرده اما طبق بند 3 ماده 1123 قانون مدنی برص از عیوب مختص زن محسوب میشود و هر گاه در هنگام عقد وجود داشت زوج میتواند در صورت جاهل بودن با استناد به مواد 1123 و 1126 قانون مذکور از حق فسخ استفاده نماید، نظریات کارشناسان در امور مبتلابه در دعاوی و هکذا در امور پزشکی جنبه طریقیت دارد مدیریت و هدایت امور کارشناسی تا رسیدن به یک نظریه مطلوب، دقیق و مستدل پزشکی و تعیین مصداق احکام شرعی و قانونی با قضات محترم دادگاه است، و اما برص، از عیوبی است که مختص زن و مرد حق فسخ نکاح را دارد، محقق رحمه اله علیه در شرایع می فرمایند «و اما البرص فهو البیاض الذی یظهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم »; برص سفیدی است که در اثر غلبه بلغم در پوست بدن ظاهر میشود، اگر ثابت شود که زن برص دارد مرد حق خیار دارد اما اگر شک داشت « ولایقضی بالتسلط مع الاشتباه »; که این سفیدی برص است یا نه مرد حق خیار ندارد و در عبارت دیگری از شرایع آمده است « و اما البرص فهو البیاض الظاهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم و لا اعتبار بالبهق و لا بالمشتبهه به »; مرحوم محقق در این فراز به مرضی که شبیه برص است اشاره می کند و آن بهق است (المنجد: البهق بیاض فی الجسد لامن برص) که با وجود آن مرد حق خیار فسخ ندارد و اما فرق بین برص و بهق: برص و بهق هر دو لکه های سفید یا سیاه در پوست بدن هستند، در برص خیار فسخ است و در بهق خیاری نیست، برص از پوست و گوشت می گذرد تا به استخوان برسد اما در بهق فقط رنگ پوست سفید میگردد، علاماتی که باعث افتراق آنها میشوند
1 - اگر سوزنی را در لکه سفید داخل کرده خون بیرون نیاید و آب سفید بیرون آید برص و اگر خون بیرون آید بهق
2 - موضعی که سفید شده اگر فرورفتگی نسبت به بقیه اعضاء داشت برص والا بهق
3 - اگر موی موضع سفیدی، سفید باشد برص والا بهق است (شرح جامع المقاصد شرایع و جواهر در مقام فوق هر دو یک نظر دارند) بوعلی سینا درکتاب قانون در تعریف برص یا پیسگی می گوید:« پیسگی پوست را به حالتی سفال مانند در می آورد و بسیار زبر می کند و پولک مانندهایی بر پوست می اندازد که به پولک ماهی می مانند و جای آسیب دیده می خارد این بیماری پیسگی از مقدمات بیماری جذام است پیسگی با این همه بدجنسی که دارد و با این که اگر کهنه شد و ماندگار دیگر علاج پذیر نیست »; و سعیدبن هبه اله بغدادی ( 436 - 495 ه ق) سرپرست پزشکان عضدی بغداد در فرق برص و بهق گوید بهق در سطح جسم پیدا میگردد و برص در عمق جسم »; تعریف علم پزشکی روز از پیسی، برص، لک و پیس یا ویتیلیگو (VITILIGO) یک اختلال تولید رنگ دانه است که در آن ملانوسیت ها (سلولهایی که رنگدانه تولید می کنند) در قسمتهای از پوست، غشاهای مخاطی و شبکیه تخریب شده اند در نتیجه لکه های سفید پوست در نواحی مختلف بدن ظاهر میشوند، مویی که در نواحی مبتلا به پیسی رشد می کند معمولا سفید میشود، علت بیماری پیسی شناخته نشده است، بنا به مراتب دادنامه فرجام خواسته از حیث وجود نقص در تحقیقات مخدوش و دارای اشکال است فلذا مستندا به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با اختیار حاصله از بند الف ماده 401 قانون پیش گفته نقض و جهت تجدید رسیدگی به شعبه صادر کننده رای منقوض ارجاع میشود شایسته است دادگاه محترم موضوع اظهار نظر در خصوص بیماری فرجام خوانده را به کمیسیون پزشکی قانونی استان و عنداللزوم مرکز ارجاع و از جمع پزشکان حاذق و متخصص در امر پوست خواسته شود با عنایت به تعاریفی که از برص در فقه صورت گرفته و تجربیات پزشکی خود ضمن معاینات دقیق و فنی در پاسخ به تصریح اعلام نمایند بیماری مشارالیها برص م.
ب. یا خیر، سپس تصمیم شایسته اتخاذ نمایند. »; پرونده اعاده شده و دادگاه محترم رای منقوض در راستای رفع نواقص مذکور ابتدا ف. خ. را به کمیسیون پزشکی قانونی استان یزد معرفی کرده نتیجه معاینات و نظریه کمیسیون پزشکی به شرح صفحه 200 پرونده حاکی است که: « به استناد بررسی مستندات پرونده بالینی نامبرده مبتلا به بیماری ویتیبیگو م. ب. که در حال حاضر به نظر میرسد با درمانهای صورت گرفته (سلول درمانی) بهبودی نسبی پیدا کرده است براساس تعاریف ارائه شده در کتاب قانون ابوعلی سینا برص شروع جزام م.
ب. در حالی که بیماری نامبرده یک بیماری پوستی ساده و غیر مسری است که عضله استخوان را درگیر نکرده است و سبب تخریب پوست به صورت فرورفتگی و زبری نگردیده است لذا بیماری وی با معیارهای مختص اصطلاح بهق مطابقت دارد فلذا (به هیچ وجه برص نمیباشد.»; دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره --- مورخ 1394/07/28 چنین رای داده است: « در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م. د.به وکالت از خانم س. م. نسبت به دادنامه شماره --- صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه به موجب آن حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان (آقای م.
ق.) و خوانده و الزام خوانده به پرداخت هزینه دادرسی د. ح. خ. صادرشده است و پس از رسیدگی در این دادگاه و نقض رای مذکور به موجب دادنامه شماره --- - 91 این مرجع، دادنامه اخیرالذکر مورد فرجام خواهی وکیل زوج واقع که شعبه هجدهم دیوان عالی کشور، به علت وجود نقص در تحقیقات پیرامون بیماری زوجه که آیا برص م. ب. یا خیرضمن نقض دادنامه صادره به موجب دادنامه شماره --- - 94 پرونده را جهت معرفی ف. خ. ب. کمیسیون پزشکی قانونی و اخذ نظر متخصصین مربوطه، به این شعبه اعاده نموده علی ایحال با عنایت به محتویات پرونده و ن.
ب. ا. پس از معرفی زوجه به پزشکی قانونی و تشکیل کمیسیون پزشکی قانونی در نتیجه گیری اعلام نمودهاند بیماری نامبرده یک بیماری ساده پوستی و غیر مسری است که عضله و استخوان را درگیر نکرده است و سبب تخریب پوست به صورت فرورفتگی و زبری نگردیده بیماری وی با معیارهای مختص اصطلاح بهق مطابقت دارد لذا به هیچ وجه برص نمیباشد و موکل ف. خ. (زوج) پس از اخذ کپی نظریه مذکور هیچ گونه ایراد و اعتراضی نسبت به آن ننموده دادگاه تجدیدنظر خواهی را موجه دانسته و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه شماره --- - 92 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام میدارد این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور م.
ب.. »; دادنامه صادره در تاریخ 1394/08/18 ابلاغ گردیده آقای ع. ع. به وکالت از آقای م. ق. با تقدیم دادخواست که به شماره 9400025 مورخ 1394/09/09 ثبت گردیده از رای دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی کرده است دادگاه پس از انجام تشریفات مربوط به هزینه دادرسی و تبادل لوایح پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال کرده که پس از وصول و ثبت در دفتر کل در تاریخ 1394/11/26 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است عمده دلایل فرجام خواهی آقای … از: «...
تعارض نظریه های پزشکی قانونی، عدم بهبودی ف. خ. د. قریب سه سال ابتلاء به این بیماری و استناد فقها عظام از متاخرین و متقدمین که بعضا تصاویر متن استفتاء و پاسخ ها نیز ضمیمه شده است... »;هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای ع. ع. به وکالت از آقای م. ق. نسبت دادنامه شماره --- مورخه 1393/08/22 صادره از شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد وارد است زیرا دادگاه محترم در خصوص بیماری فرجام خوانده با عنایت به پاسخ های ضدو نقیض اداره کل پزشکی قانونی محترم استان یزد که در نظریه صفحه 70 پرونده مرقوم داشته اند «....
بیماری مذکور با بیماری برص مطابقت دارد »; و در نظریه صفحه 139 پرونده اعلام نموده « هر چند بیماری پوستی ویتیلیگو در علوم جدید اشتباها به نام برص ترجمه و شناخته شده است اما این بیماری پوستی (ویتیلیگو) با بیماری برص مورد نظر قانون که سبب فسخ نکاح گردد، مطابقت ندارد »;، تحقیق و بررسی کافی انجام نداده است، قانون مدنی تعریفی از برص ارائه نکرده اما طبق بند 3 ماده 1123 قانون مدنی برص از عیوب مختص زن محسوب میشود و هر گاه در هنگام عقد وجود داشت زوج میتواند در صورت جاهل بودن با استناد به مواد 1123 و 1126 قانون مذکور از حق فسخ استفاده نماید، نظریات کارشناسان در امور مبتلابه در دعاوی و هکذا در امور پزشکی جنبه طریقیت دارد مدیریت و هدایت امور کارشناسی تا رسیدن به یک نظریه مطلوب، دقیق و مستدل پزشکی و تعیین مصداق احکام شرعی و قانونی با قضات محترم دادگاه است، و اما برص، از عیوبی است که مختص زن و مرد حق فسخ نکاح را دارد، محقق رحمه اله علیه در شرایع می فرمایند «و اما البرص فهو البیاض الذی یظهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم »; برص سفیدی است که در اثر غلبه بلغم در پوست بدن ظاهر میشود، اگر ثابت شود که زن برص دارد مرد حق خیار دارد اما اگر شک داشت « ولایقضی بالتسلط مع الاشتباه »; که این سفیدی برص است یا نه مرد حق خیار ندارد و در عبارت دیگری از شرایع آمده است « و اما البرص فهو البیاض الظاهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم و لا اعتبار بالبهق و لا بالمشتبهه به »; مرحوم محقق در این فراز به مرضی که شبیه برص است اشاره می کند و آن بهق است (المنجد: البهق بیاض فی الجسد لامن برص) که با وجود آن مرد حق خیار فسخ ندارد و اما فرق بین برص و بهق: برص و بهق هر دو لکه های سفید یا سیاه در پوست بدن هستند، در برص خیار فسخ است و در بهق خیاری نیست، برص از پوست و گوشت می گذرد تا به استخوان برسد اما در بهق فقط رنگ پوست سفید میگردد، علاماتی که باعث افتراق آنها میشوند
1 - اگر سوزنی را در لکه سفید داخل کرده خون بیرون نیاید و آب سفید بیرون آید برص و اگر خون بیرون آید بهق
2 - موضعی که سفید شده اگر فرورفتگی نسبت به بقیه اعضاء داشت برص والا بهق
3 - اگر موی موضع سفیدی، سفید باشد برص والا بهق است (شرح جامع المقاصد شرایع و جواهر در مقام فوق هر دو یک نظر دارند) بوعلی سینا درکتاب قانون در تعریف برص یا پیسگی می گوید:« پیسگی پوست را به حالتی سفال مانند در می آورد و بسیار زبر می کند و پولک مانندهایی بر پوست می اندازد که به پولک ماهی می مانند و جای آسیب دیده می خارد این بیماری پیسگی از مقدمات بیماری جذام است پیسگی با این همه بدجنسی که دارد و با این که اگر کهنه شد و ماندگار دیگر علاج پذیر نیست »; و سعیدبن هبه اله بغدادی ( 436 - 495 ه ق) سرپرست پزشکان عضدی بغداد در فرق برص و بهق گوید بهق در سطح جسم پیدا میگردد و برص در عمق جسم »; تعریف علم پزشکی روز از پیسی، برص، لک و پیس یا ویتیلیگو (VITILIGO) یک اختلال تولید رنگ دانه است که در آن ملانوسیت ها (سلولهایی که رنگدانه تولید می کنند) در قسمتهای از پوست، غشاهای مخاطی و شبکیه تخریب شده اند در نتیجه لکه های سفید پوست در نواحی مختلف بدن ظاهر میشوند، مویی که در نواحی مبتلا به پیسی رشد می کند معمولا سفید میشود، علت بیماری پیسی شناخته نشده است، بنا به مراتب دادنامه فرجام خواسته از حیث وجود نقص در تحقیقات مخدوش و دارای اشکال است فلذا مستندا به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با اختیار حاصله از بند الف ماده 401 قانون پیش گفته نقض و جهت تجدید رسیدگی به شعبه صادر کننده رای منقوض ارجاع میشود شایسته است دادگاه محترم موضوع اظهار نظر در خصوص بیماری فرجام خوانده را به کمیسیون پزشکی قانونی استان و عنداللزوم مرکز ارجاع و از جمع پزشکان حاذق و متخصص در امر پوست خواسته شود با عنایت به تعاریفی که از برص در فقه صورت گرفته و تجربیات پزشکی خود ضمن معاینات دقیق و فنی در پاسخ به تصریح اعلام نمایند بیماری مشارالیها برص م. ب. یا خیر، سپس تصمیم شایسته اتخاذ نمایند.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار
حسین طالبی - سعید عمرانی
رای شعبه
فرجام خواهی آقای م. ق. با وکالت آقای ع. از دادنامه شماره --- مورخ 1394/07/28 صادره از شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان یزد وارد نیست زیرا به دادنامه موصوف ایراد و اشکال موثری مشهود نمیباشد و د. ا. م. از رسیدگی ف. خ. دلیل موجهی که موجب نقض دادنامه گردد ارائه ننموده و فرجام خواهی با هیچ یک از شقوق ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد فلذا با رد فرجام خواهی مستندا به ماده 370 قانون فوق الاشعار دادنامه فرجام خواسته ابرام و پرونده اعاده میشود.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار
حسین طالبی - سعید عمرانی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 51
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
نحوه انتقال امتیازات آب و برق و تلفن در پی انتقال ملک و قابلیت استناد انتقال به ادارات مربوط
مواد 198 و 511 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه همزمان ابطال مبایعه نامه و غرامت
مواد 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض دادنامه بدوی و رد دعوی مطالبه خسارت به دلیل عدم تخلیه ملک به علت وجود تصرف شخص ثالث و سند رسمی انتقال ملک
مواد 198 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی خواندگان بالتساوی به پرداخت روزانه مبلغ 10
-
رأی
هماستناد
طرح دعوای رفع تصرف از مشاعات از سوی مدیر ساختمان
مواد 198، 260، 303 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین مواد 132 و 1257 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط ابطال سند ملک مشاعی به میزان قدر السهم
مواد 198 و 503 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به ابطال سند ماخوذه اداره کل منابع طبی
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه از دیون متوفی
مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط فاسخ و اثر آن بر انتقالات بعدی
ماده 198 از قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به ماده 189 قانون مدنی ونیز مواد 247
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
مواد 198 و 519 و 520 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به فک رهن از ملک مور
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به دین تعیینی توسط کارشناس
مواد 198 ، 257 ، 515 ، 519 و 522 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 314/6
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
مواد 198، 257 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه سفته در فرض عدم رعایت شرایط قانونی
مواد 198، 515، 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تفسیر «شرط پرداخت وجه التزام در صورت فسخ قرارداد»
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه استناد به اقاله قرارداد
مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت خوانده مبنی بر الزام خوانده
-
رأی
هماستناد
خوانده دعوی جلب ثالث
مواد 198 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی و 265 و 352 و 365 قانون مدنی ضمن اعلام بطل
-
رأی
هماستناد
نقش وصول ثمن در انصراف از شرط فاسخ
ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای حضور در دفتر اسناد رسمی بدون همراه داشتن بقیه ثمن (2)- تکلیف دادگاه در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی
مواد 198 ، 515 ، 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر الزام خواندگان به فک رهن
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حدود اختیارات وکیل در انتقال ملک
مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح ستون خواست
-
رأی
هماستناد
چک صادره از موسسه مالی و اعتباری
مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط مطالبه خسارت تاخیر تادیه از بیمه گذار
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 178/0
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
مواد 198 و 417 و 425 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه --- - 93/3/25 این دادگاه ناظر به د
-
رأی
هماستناد
خوانده در دعاوی علیه شرکت مشمول قانون حمایت صنعتی و جلوگیری از تعطیلی کارخانه های کشور
مواد 198 و 503 و 515 و 519 و 522 از قانون آیین دادرسی مدنی خواندگان ردیف 2 تا 6 را متضامنا به پرداخت
-
رأی
هماستناد
تفاوت مالکیت در اثر ارث و وصیتواخواهی از قرار رد دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجزیه و تحلیل دادخواست خلع ید و قلع و قمع بنا علیه آموزش و پرورش و نقض قرار ابطال در تجدیدنظر
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رفع تصرف و خلع ید و قلع و قمع بنای
-
رأی
هماستناد
استناد به سرمای شدید در فصل زمستان به عنوان مصداق قوه قاهره
مواد 198، 197 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه از خسارت تعیینی کارشناس
مواد 198 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
پیش بینی تعیین بخشی از ثمن توسط کارشناس
ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
خلع ید در فرض رابطه استیجاری با مالک سابقتاثیر تغییر مالک بر وضعیت اجاره
مواد 198، 515 و 519 از قانون آیین دادرسی مدنی و در رای تجدیدنظر شامل مواد 2 و 358 قانون
-
رأی
هماستناد
مفهوم سند مکتوم اعاده دادرسیشرط اعاده دادرسی مستند به سند مکتوم
مواد 198، 515، 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تعهدات الحاقی به سند سفید امضاء
ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
خسارت دادرسی دعوای مطالبه قیمت عادله
ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
توافق در پرداخت اقساط مهریه پس از تقسیط آن
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی مارالذکر حکم بر ابطال اجراییه موضوع خواسته
-
رأی
هماستناد
نقش کاربری قانونی در تعیین میزان اجرت المثل
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی استناد گردید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام تاخیر توسط موسسات مالی و اعتباری
مواد 198، 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه قیمت ملک از وکیل در انتقال ملکمطالبه قیمت روز ملک در فرض انتقال آن توسط وکیل به خود
ماده 198 و 511 و 519 قانون آیین دادرسی در امور مدنی خوانده را به پرداخت 1/172/800/000
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه تا زمان اجرای حکم
مواد 198، 519، 520 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر تعویض چک بر حق فسخ تعیین شده برای عدم وصول وجه چک ابتداییاثر تعویض چک هی موضوع قرارداد بر حق فسخ فروشنده
مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه چک تضمینی قبل از اثبات تخلف طرف قرارداد
ماده 198 و 515 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی خواندگان دعوی اصلی را به پرداخت مبلغ 20/95
-
رأی
هماستناد
واخواهی در مهلت تجدیدنظرخواهی
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 6
-
اعمال
از این صفحه
ماده 401 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1123 — قانون مدنی
مواد 1123 ، 1124 و 1126 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 198 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان و خوانده
-
اعمال
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه حکم به ابطال دعوی خواهان ص
-
اعمال
از این صفحه
ماده 371 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با اختیار حاصله از بند الف ماده 401 قانو
-
اعمال
از این صفحه
ماده 198 — قانون مدنی
قانون مدنی و مواد 198
دکترین 5
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — حکم بطلان نکاح بنا به دعوای زوج
مواد 1122 و 1123 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
مواد 1122 و 1123 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
مواد 1122 و 1123 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
