رأی
تقاضای فسخ نکاح به دلیل تدلیس
رأی خلاصه جریان پرونده
خواهان آقای م.ی. به طرفیت (خوانده) خانم ف.ک. دادخواست به خواسته فسخ نکاح به لحاظ فسخ نکاح و لحاظ کتمان حقیقت و عدم وجود صفت سالم بودن (زوجه) تقدیم دادگاه عمومی شازند نموده به شعبه اول عمومی حقوقی همان شهر ارجاع گردیده است و در شرح دادخواست اظهار داشته به موجب عقدنامه پیوست خوانده همسر شرعی و قانونی اینجانب م. ب. که در تاریخ 13/4/90 به عقد دائم اینجانب درآمده است از ابتدای زندگی متوجه رفتار غیرمتعارف خوانده شدم که با پیگیری های صورت گرفته علی رغم کتمان حقیقت از طرف همسرم و خانواده ایشان متوجه شدم که دارای بیماری ذهنی بوده و تحت عنوان کن ذهن در بهزیستی شازند تحت مراقبت و درمان بوده ازآنجایی که شرط ضمنی در هر ازدواج بلوغ عقلی و سالم بودن روح و روان زوجه م. ب. ولی با کتمان حقیقت از اینجانب به نوعی تدلیس در ازدواج صورت گرفته به محض اطلاع از وضعیت روحی و جسمی همسرم عقد نکاح را فسخ نمودم تقاضای صدور حکم اعلامی دایر بر تأیید فسخ نکاح صورت گرفته م. ا.. در جلسه اول دادگاه خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است پس از 2 ماه یا 3 ماه که از عقد گذشت من در مورد مدرک تحصیلی و چگونگی اخذ آن سؤال کردم متوجه شدم در مدارس افراد استثنایی می کند از همان روز که متوجه عقب افتادگی او شدم به خانواده وی مراجعه کردم و مشکل را با آن ها در میان گذاشتم که مسئله را تمام کنیم قبول نکردند من بعد از عقد 3 ماه در شاهرود کار می کردم و نزدیک همسرم نبودم و بعداً متوجه شدم این خانم … و پدر و مادرش مقصرند. خ. ن. د. پاسخ اظهار داشته من هیچ مشکلی نداشتم و فقط یک سال نتوانستم درس بخوانم که مرا به بهزیستی بردند و تا دوم دبیرستان بیشتر نتوانستم درس بخوانم خ. ا. د. اطلاع من از موضوع همسرم در شهریور یا مهرماه است و همان تاریخ برای فسخ نکاح مراجعه نمودم و معرف این خانم … از بستگان این خانم … و گفت دختر خوبی است و من هم مختصر تحقیقی انجام دادم که همه گفتند خانواده خوبی دارد و کسی از بیماری این خانم … خوانده را جهت بررسی وضعیت تحصیلی و اینکه در سلامت کامل به سر می برد یا خیر به پزشکی قانونی معرفی شود تا پس از معاینه نتیجه را اعلام نمایند. از بهزیستی نیز در صورت لزوم استعلام و اظهارنظر خود را با در نظر گرفتن سوابق موجود در بهزیستی شازند اعلام نمایند. پزشکی قانونی پاسخ داده حسب مشاوره تخصصی انجام شده نامبرده یک مورد عقب ماندگی ذهنی ضعیف محسوب می گردد و سن عقلی حدود 15 سال دارند که در سازگاری زندگی تأثیر زیاد دارد در دادگاه نظریه پزشکی قانونی قرائت و طرفین اعتراض به آن ننمودند. خ. گ. من با خواهان هفت یا هشت ماه با هم بودیم مرا به منزل بستگان می برد بعد از 8 ماه می گوید این عقب ماندگی دارد خواهان می گوید 4 یا 5 ماه با این خانم … به محض اطلاع به خانواده ایشان گفتم فسخ نکاح در حضور کسی نبوده فقط به خانواده ایشان مراجعه کردم و به آن ها گفتم و اولیاء دختر (زوجه) می گوید خواهان (زوج) هیچ صحبتی در مورد عقب ماندگی دخترمان انجام نداده. خوانده می گوید با هم رابطه زناشویی داشتیم و خواهان هیچ صحبتی در این مورد نداشته و نفی نکرده است ولی پزشکی قانونی اعلام داشته پرده بکارت نامبرده (زوجه) از نوع حلقوی، کنگره دار، قابل اتساع است که در حال حاضر سالم است و علائمی از دخول در آن مشهود نمی باشد. شعبه اول دادگاه شازند طی دادنامه 300570 -19/6/91 در مورد خواسته خواهان (رسیدگی و صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ کتمان حقیقت با این بیان: ب. ت. ب. اظهارات و مدافعات طرفین به شرح حضور در جلسات دادرسی ملاحظه نظریه پزشکی قانونی در مورد وضعیت روانی و روحی خوانده و ن. ب. ا. وصف سلامت از اوصافی است که عقد نکاح متبایناً بر مبنای آن منعقد و خواهان نیز صرفاً و پس از مدتی که عادتاً پس از عقد اطلاع از وضعیت جسمانی حاصل می شود عقد نکاح را تلویحاً فسخ نموده که بروز عملی آن طرح شکایت کیفری و متعاقباً طرح دعوی حقوقی در تاریخ 19/11/90 م. ب. لذا خواسته خ. ر. و. تشخیص نکاح فی مابین طرفین را از تاریخ قدر متیقن 19/11/90 فسخ شده و منحل اعلام می دارد بدیهی است ب. ت. ب. اینکه فسخ نکاح قبل از نزدیکی م. ب. زوجه مستحق مهریه نمی باشد از رأی صادره خانم ف.ک. تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده و اظهار داشته نسبت به دادنامه شماره 300570 مورخ 19/6/91 که از دادگاه حقوقی شعبه اول شازند صادر گردیده و در تاریخ 23/6/91 ابلاغ شده معترض و درخواست رسیدگی می نمایم در لایحه اعتراضیه اظهار نموده ن. ب. ا. اینجانبه دیپلم ردی هستم و یک سال در مدرسه استثنایی درس خوانده ام و همسرم با آوردن خانواده اش از من خواستگاری کرده و مدت 8 ماه دوران نامزدی داشته ایم و وی بعد از 15 ماه هوسرانی ادعای عقب ماندگی کرده و همسرم بنای ساختمانی است و به مشاغل متعدد ساختمانی اشتغال دارد و آیا با 8 ماه نامزدی باید ادعای مطروحه را بنماید. لذا با گذراندن 11 سال تحصیل و عدم مردودی در مدارس عادی با عدم دخول مطروحه خواهان حقوق خود به ویژه مهریه ام می باشم. شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی طی دادنامه 200805 مورخ 17/8/91 تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه 0570-19/6/91 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شازند را وارد دانسته و با این بیان: اولاً قبل از عقد شرط وصف سلامت ذکر نشده است به طوری که عقد بر زوجه با وصف صحت و سلامت خوانده شده باشد و ثانیاً مجرد نگفتن عیب تدلیس محسوب نمی شود و دادگاه بدون توجه به موارد مذکوره رأی صادر نموده است مشمول بند ج و ه ماده 348 ق.آ.د.م. م. ب. دادنامه تجدیدنظر خواسته را نقض و به تجویز مفهوم مواد 438 و 1123 و 1128 ق.م. و فتوای مراجع عظام 1ـ امام خمینی (ره)
2 ـ آیت اله العظمی گلپایگانی (ره) حکم به بطلان دعوی خواهان آقای م.ی. صادر می نماید از دادنامه صادره فوق الذکر آقای ع.م. به وکالت از ف. خ. آقای م.ی. تقاضای فرجام خواهی نموده و اظهار داشته نسبت به دادنامه که در تاریخ 17/8/91 از شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی صادرشده و در تاریخ 3/10/91 ابلاغ شده فرجام خواهی و درخواست رسیدگی می شود و در لایحه فرجام خواهی اظهار داشته استناد قاضی محترم تجدیدنظر به نظرات حضرات عظام به دلایل ذیل فاقد ارزش قانونی است اول اینکه زمانی به فتاوی مراجع محترم استناد کرد که قانون ساکت باشد. دوم اینکه فتاوی مراجع در مواردی م. ب. که اصلاً ربطی به موضوع پرونده نداشته و به عبارتی خروج موضوعی دارد. عرف منطقه سربند (شازند) بدین منوال م. ب. که دختر و پسر تا قبل از خواستگاری اصلاً یکدیگر را نمی شناسند و موکل اینجانب می گوید که ب. ت. ب. معرفی اقوام به خواستگاری رفته و تنها حدود 10 دقیقه با همسرش صحبت نموده در این مدت نیز هر چه به همسرش می گفته در جواب ایشان عنوان می کرده هر چه نظر شما باشد این رفتار به نوعی بوده که موکل احساس نموده از نجابت بیش ازحد همسرش بوده اصلاً فکر نمی کرده که همسرش صرفاً در حال تکرار جملاتی است که مادرش به او یاد داده م. ب.. آیا اگر مردی که پسر است یعنی تابه حال ازدواج نکرده به خواستگاری دختری که سالم نیست می رود ـ این وصف آن قدر به صورت ضمنی لازم است که اگر جوانی یک درصد احتمال بدهد که دختری که به خواستگاری اش می رود سالم نیست حتی وارد آن خانه هم نمی شود در مجلس خواستگاری و غیره از این دختر تعریف دروغ نموده اند. هزاران هنر حتی یکی از آن ها را هم ندارد به او نسبت داده اند ولی افسوس که همه آن تعریف ها نوشته نشده مطمئناً شرط سالم بودن شرط زیربنایی ازدواج است که در زمان فعلی احتیاج به بیان آن نمی باشد. زوجه نیز لایحه ای را تقدیم و در آن پس از تکرار مطالب گذشته خود اضافه نموده که از محضر ریاست محترم دیوان عالی کشور خواستارم طبق رویه اسلام و دین شیعه نگذارید حق دختری باکره و آبرومند با این تهمت های ناروا ضایع گردد و پایمال شود که بر گفته دین مرد می تواند به شرط اینکه تمام و کمال مهریه و حقوق زن را داده باشد آن را طلاق دهد و نگفته است که اول تهمت ناروا زده تا بدون حقوق و مزایا بتواند طلاق دهد. تحقیق کنید ببینید هیچ کسی من را به عنوان کم عقل می شناسد که شوهر و وکیل ایشان (زوج) در اظهارات خود به کرات استفاده کرده اند و وکیل این حرف هایش چنین برمی آید که برای پول حتی حاضر است یک شخص را دیوانه بخواند و نظر امام خمینی و آیت اله گلپایگانی را نیز خلاف قانون بداند ولی وکیل نمی داند که قانون که ایشان حرف می زند همین حضرات عظام طبق قانون اسلام نوشته اند که ایشان فتوی مراجع را زیر سؤال می برند. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (26) ارجاع شده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیّز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 00805-17/8/91 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی آقای م.ی. با وکالت آقای ع.م. به طرفیت (زوجه) خانم ف.ک. نسبت به دادنامه فوق الذکر صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی که در ردّ دادنامه شماره 300570-19/6/91 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شازند م. ب. ن. ب. ا. از سوی وکیل ف. خ. دلیل موجهی که بتواند اساس رأی را به هم بزند ارائه نشده و رأی صادره بر وفق قانون و شرع از دادگاه محترم تجدیدنظر مزبور اصدار یافته و از نظر شکلی نیز قانون رعایت گردیده و ایرادی بر آن نیست لذا فرجام خواهی غیر وارد تشخیص و ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته فوق الاشعار پرونده طبق ماده 396 ق.آ.د.م. جهت اقدام مقتضی به دادگاه صادرکننده رأی عودت داده می شود.
رئیس شعبه 26 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
انصاری ـ ربانی نژاد
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
تقاضای فسخ نکاح به دلیل تدلیس
در تاریخ 21 بهمن 1392، دیوان عالی کشور حکمی در خصوص درخواست فسخ نکاح صادر کرد. درخواستکننده با ادعای عدم افشای حقیقت و فقدان سلامت روحی و روانی طرف مقابل، به دادگاه عمومی شازند مراجعه نمود. وی اظهار داشت که پس از عقد، از بیماری ذهنی طرف مقابل آگاه شده و این موضوع پیشتر کتمان شده است. در جلسه رسیدگی، طرف مقابل مدعی شد که هیچ مشکل روانی ندارد و تنها یک سال در مدرسه استثنایی تحصیل کرده است. دادگاه نخستین، با استناد به نظریه پزشکی قانونی مبنی بر وجود عقبماندگی ذهنی در طرف مقابل، درخواست فسخ نکاح را تایید و اقدام به فسخ نکاح نمود. طرف مقابل به این رای اعتراض کرد و دادگاه تجدیدنظر با استناد به عدم ذکر شرط سلامت در عقد و عدم وجود تدلیس، رای اولیه را نقض و دعوی درخواستکننده را باطل اعلام کرد. درخواستکننده به دیوان عالی کشور فرجامخواهی نمود، اما دیوان با تاکید بر عدم ارائه دلیل موجه برای نقض رای تجدیدنظر، فرجامخواهی را غیر وارد تشخیص داده و رای تجدیدنظر را تایید کرد. این تصمیم بر اساس مواد 348 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی و فتاوی مراجع عظام صادر گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/11/21
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: سکوت ز. ن. ب. عیب موجب تحقق تدلیس نبوده و در صورت عدم شرط وصف سلامت در حین عقد، استناد به بیماری و عدم اطلاع زوج موجب خیار فسخ نکاح نمی شود.
رای خلاصه جریان پرونده
خواهان آقای م.ی. به طرفیت (خوانده) خانم ف.ک. دادخواست به خواسته فسخ نکاح به لحاظ فسخ نکاح و لحاظ کتمان حقیقت و عدم وجود صفت سالم بودن (زوجه) تقدیم دادگاه عمومی شازند نموده به شعبه اول عمومی حقوقی همان شهر ارجاع گردیده است و در شرح دادخواست اظهار داشته به موجب عقدنامه پیوست خوانده همسر شرعی و قانونی اینجانب م. ب. که در تاریخ 13/4/90 به عقد دائم اینجانب درآمده است از ابتدای زندگی متوجه رفتار غیرمتعارف خوانده شدم که با پیگیری های صورت گرفته علی رغم کتمان حقیقت از طرف همسرم و خانواده ایشان متوجه شدم که دارای بیماری ذهنی بوده و تحت عنوان کن ذهن در بهزیستی شازند تحت مراقبت و درمان بوده ازآنجایی که شرط ضمنی در هر ازدواج بلوغ عقلی و سالم بودن روح و روان زوجه م. ب. ولی با کتمان حقیقت از اینجانب به نوعی تدلیس در ازدواج صورت گرفته به محض اطلاع از وضعیت روحی و جسمی همسرم عقد نکاح را فسخ نمودم تقاضای صدور حکم اعلامی دایر بر تایید فسخ نکاح صورت گرفته م. ا.. در جلسه اول دادگاه خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است پس از 2 ماه یا 3 ماه که از عقد گذشت من در مورد مدرک تحصیلی و چگونگی اخذ آن سوال کردم متوجه شدم در مدارس افراد استثنایی می کند از همان روز که متوجه عقب افتادگی او شدم به خانواده وی مراجعه کردم و مشکل را با آن ها در میان گذاشتم که مسئله را تمام کنیم قبول نکردند من بعد از عقد 3 ماه در شاهرود کار می کردم و نزدیک همسرم نبودم و بعدا متوجه شدم این خانم … و پدر و مادرش مقصرند. خ. ن. د. پاسخ اظهار داشته من هیچ مشکلی نداشتم و فقط یک سال نتوانستم درس بخوانم که مرا به بهزیستی بردند و تا دوم دبیرستان بیشتر نتوانستم درس بخوانم خ. ا. د. اطلاع من از موضوع همسرم در شهریور یا مهرماه است و همان تاریخ برای فسخ نکاح مراجعه نمودم و معرف این خانم … از بستگان این خانم … و گفت دختر خوبی است و من هم مختصر تحقیقی انجام دادم که همه گفتند خانواده خوبی دارد و کسی از بیماری این خانم … خوانده را جهت بررسی وضعیت تحصیلی و اینکه در سلامت کامل به سر می برد یا خیر به پزشکی قانونی معرفی شود تا پس از معاینه نتیجه را اعلام نمایند. از بهزیستی نیز در صورت لزوم استعلام و اظهارنظر خود را با در نظر گرفتن سوابق موجود در بهزیستی شازند اعلام نمایند. پزشکی قانونی پاسخ داده حسب مشاوره تخصصی انجام شده نامبرده یک مورد عقب ماندگی ذهنی ضعیف محسوب میگردد و سن عقلی حدود 15 سال دارند که در سازگاری زندگی تاثیر زیاد دارد در دادگاه نظریه پزشکی قانونی قرائت و طرفین اعتراض به آن ننمودند. خ. گ. من با خواهان هفت یا هشت ماه با هم بودیم مرا به منزل بستگان می برد بعد از 8 ماه می گوید این عقب ماندگی دارد خواهان می گوید 4 یا 5 ماه با این خانم … به محض اطلاع به خانواده ایشان گفتم فسخ نکاح در حضور کسی نبوده فقط به خانواده ایشان مراجعه کردم و به آن ها گفتم و اولیاء دختر (زوجه) می گوید خواهان (زوج) هیچ صحبتی در مورد عقب ماندگی دخترمان انجام نداده. خوانده می گوید با هم رابطه زناشویی داشتیم و خواهان هیچ صحبتی در این مورد نداشته و نفی نکرده است ولی پزشکی قانونی اعلام داشته پرده بکارت نامبرده (زوجه) از نوع حلقوی، کنگره دار، قابل اتساع است که در حال حاضر سالم است و علائمی از دخول در آن مشهود نمیباشد. شعبه اول دادگاه شازند طی دادنامه --- - 19/6/91 در مورد خواسته خواهان (رسیدگی و صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ کتمان حقیقت با این بیان: ب. ت. ب. اظهارات و مدافعات طرفین به شرح حضور در جلسات دادرسی ملاحظه نظریه پزشکی قانونی در مورد وضعیت روانی و روحی خوانده و ن. ب. ا. وصف سلامت از اوصافی است که عقد نکاح متباینا بر مبنای آن منعقد و خواهان نیز صرفا و پس از مدتی که عادتا پس از عقد اطلاع از وضعیت جسمانی حاصل میشود عقد نکاح را تلویحا فسخ نموده که بروز عملی آن طرح شکایت کیفری و متعاقبا طرح دعوی حقوقی در تاریخ 19/11/90 م. ب. لذا خواسته خ. ر. و. تشخیص نکاح فی مابین طرفین را از تاریخ قدر متیقن 19/11/90 فسخ شده و منحل اعلام میدارد بدیهی است ب. ت. ب. اینکه فسخ نکاح قبل از نزدیکی م. ب. زوجه مستحق مهریه نمیباشد از رای صادره خانم ف.ک. تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده و اظهار داشته نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 19/6/91 که از دادگاه حقوقی شعبه اول شازند صادر گردیده و در تاریخ 23/6/91 ابلاغ شده معترض و درخواست رسیدگی می نمایم در لایحه اعتراضیه اظهار نموده ن. ب. ا. اینجانبه دیپلم ردی هستم و یک سال در مدرسه استثنایی درس خوانده ام و همسرم با آوردن خانواده اش از من خواستگاری کرده و مدت 8 ماه دوران نامزدی داشته ایم و وی بعد از 15 ماه هوسرانی ادعای عقب ماندگی کرده و همسرم بنای ساختمانی است و به مشاغل متعدد ساختمانی اشتغال دارد و آیا با 8 ماه نامزدی باید ادعای مطروحه را بنماید. لذا با گذراندن 11 سال تحصیل و عدم مردودی در مدارس عادی با عدم دخول مطروحه خواهان حقوق خود به ویژه مهریه ام می باشم. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی طی دادنامه --- مورخ 17/8/91 تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه --- - 19/6/91 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شازند را وارد دانسته و با این بیان: اولا قبل از عقد شرط وصف سلامت ذکر نشده است به طوری که عقد بر زوجه با وصف صحت و سلامت خوانده شده باشد و ثانیا مجرد نگفتن عیب تدلیس محسوب نمی شود و دادگاه بدون توجه به موارد مذکوره رای صادر نموده است مشمول بند ج و ه ماده 348 ق.آ.د.م. م. ب. دادنامه تجدیدنظر خواسته را نقض و به تجویز مفهوم مواد 438 و 1123 و 1128 ق.م. و فتوای مراجع عظام 1 - امام خمینی (ره)
2 - آیت اله العظمی گلپایگانی (ره) حکم به بطلان دعوی خواهان آقای م.ی. صادر مینماید از دادنامه صادره فوق الذکر آقای ع.م. به وکالت از ف. خ. آقای م.ی. تقاضای فرجام خواهی نموده و اظهار داشته نسبت به دادنامه که در تاریخ 17/8/91 از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی صادرشده و در تاریخ 3/10/91 ابلاغ شده فرجام خواهی و درخواست رسیدگی میشود و در لایحه فرجام خواهی اظهار داشته استناد قاضی محترم تجدیدنظر به نظرات حضرات عظام به دلایل ذیل فاقد ارزش قانونی است اول اینکه زمانی به فتاوی مراجع محترم استناد کرد که قانون ساکت باشد. دوم اینکه فتاوی مراجع در مواردی م. ب. که اصلا ربطی به موضوع پرونده نداشته و به عبارتی خروج موضوعی دارد. عرف منطقه سربند (شازند) بدین منوال م. ب. که دختر و پسر تا قبل از خواستگاری اصلا یکدیگر را نمی شناسند و موکل اینجانب می گوید که ب. ت. ب. معرفی اقوام به خواستگاری رفته و تنها حدود 10 دقیقه با همسرش صحبت نموده در این مدت نیز هر چه به همسرش می گفته در جواب ایشان عنوان می کرده هر چه نظر شما باشد این رفتار به نوعی بوده که موکل احساس نموده از نجابت بیش ازحد همسرش بوده اصلا فکر نمی کرده که همسرش صرفا در حال تکرار جملاتی است که مادرش به او یاد داده م. ب.. آیا اگر مردی که پسر است یعنی تابه حال ازدواج نکرده به خواستگاری دختری که سالم نیست می رود - این وصف آن قدر به صورت ضمنی لازم است که اگر جوانی یک درصد احتمال بدهد که دختری که به خواستگاری اش می رود سالم نیست حتی وارد آن خانه هم نمی شود در مجلس خواستگاری و غیره از این دختر تعریف دروغ نموده اند. هزاران هنر حتی یکی از آن ها را هم ندارد به او نسبت داده اند ولی افسوس که همه آن تعریف ها نوشته نشده مطمئنا شرط سالم بودن شرط زیربنایی ازدواج است که در زمان فعلی احتیاج به بیان آن نمیباشد. زوجه نیز لایحه ای را تقدیم و در آن پس از تکرار مطالب گذشته خود اضافه نموده که از محضر ریاست محترم دیوان عالی کشور خواستارم طبق رویه اسلام و دین شیعه نگذارید حق دختری باکره و آبرومند با این تهمت های ناروا ضایع گردد و پایمال شود که بر گفته دین مرد میتواند به شرط اینکه تمام و کمال مهریه و حقوق زن را داده باشد آن را طلاق دهد و نگفته است که اول تهمت ناروا زده تا بدون حقوق و مزایا بتواند طلاق دهد. تحقیق کنید ببینید هیچ کسی من را به عنوان کم عقل می شناسد که شوهر و وکیل ایشان (زوج) در اظهارات خود به کرات استفاده کرده اند و وکیل این حرف هایش چنین برمی آید که برای پول حتی حاضر است یک شخص را دیوانه بخواند و نظر امام خمینی و آیت اله گلپایگانی را نیز خلاف قانون بداند ولی وکیل نمی داند که قانون که ایشان حرف می زند همین حضرات عظام طبق قانون اسلام نوشته اند که ایشان فتوی مراجع را زیر سوال می برند. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ( 26 ) ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیّز و اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 17/8/91 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی آقای م.ی. با وکالت آقای ع.م. به طرفیت (زوجه) خانم ف.ک. نسبت به دادنامه فوق الذکر صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی که در ردّ دادنامه شماره --- - 19/6/91 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شازند م. ب. ن. ب. ا. از سوی وکیل ف. خ. دلیل موجهی که بتواند اساس رای را به هم بزند ارائه نشده و رای صادره بر وفق قانون و شرع از دادگاه محترم تجدیدنظر مزبور اصدار یافته و از نظر شکلی نیز قانون رعایت گردیده و ایرادی بر آن نیست لذا فرجام خواهی غیر وارد تشخیص و ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته فوق الاشعار پرونده طبق ماده 396 ق.آ.د.م. جهت اقدام مقتضی به دادگاه صادرکننده رای عودت داده میشود.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون
انصاری - ربانی نژاد
موارد مرتبط 41
آرای مرتبط 21
-
رأی
هماستناد
ادعای تدلیس به جهت معرفی بخش مشاع آپارتمان به عنوان بخش اختصاصی
مواد 438 و 439 و 1257 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل افسردگی زوجه
مواد 438، 1121 و 1123 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
مواد 438 و 1257 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تقاضای فسخ نکاح به دلیل تدلیس
مواد 438 و 1123 و 1128 ق.م
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق تدلیس
ماده 438 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شمول شروط بنایی بر شرط فعل
ماده 438 ق.م
-
رأی
هماستناد
تبیین مفهوم تدلیس موجب خیار فسخ - تکلیف دادگاه در فرض منجز نبودن خواسته
ماده 438 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شمول شروط بنایی بر شرط فعل
ماده 438 ق.م
-
رأی
هماستناد
تدلیس در نکاح در فرض سکوت
ماده 438 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رأی: و اظهارنامه موردنظر و استشهادیه محلی مورد استناد را تقدیم نموده که ضمیمه صورت مجلس دادگاه شده است دادگاه در پایان اجلاس مرقوم ختم رسیدگی را اعلام
ماده 438 قانون مدنی عملیاتی است که موجب فریب مشتری گردد که عبارت است از فع
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل سفیدی موی زوجه
ماده 438 قانون مدنی و تدلیس در عقد نکاح درخواست فسخ نکاح را با نقض رای بدو
-
رأی
هماستناد
داوری عرف در خصوص جایگاه مدرک تحصیلی زوج در عقد ازدواج
ماده 438 قانون مدنی در بحث خیار تخلف وصف
-
رأی
هماستناد
دعوای فسخ نکاح به علت کتمان ازدواج سابق
ماده 438 قانون مدنی دو شرط لازم است یکی عنصر مادی و دیگری قصد فریب که در ا
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
ماده 438 قانون مدنی ناظر به زمانی است که طرف قرارداد (زوجه
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل سفیدی موی زوجه
ماده 438 قانون مدنی و تدلیس در عقد نکاح درخواست فسخ نکاح را با نقض رای بدو
-
رأی
هماستناد
ادعای تدلیس به جهت معرفی بخش مشاع آپارتمان به عنوان بخش اختصاصی
مواد 438و439و1257 قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید رای صادره
-
رأی
هماستناد
داوری عرف در خصوص جایگاه مدرک تحصیلی زوج در عقد ازدواج
ماده 438 قانون مدنی در بحث خیار تخلف وصف
-
رأی
هماستناد
رابطه میان ترک فعل و تدلیس
ماده 438 قانون مدنی عملیاتی است که موجب فریب مشتری گردد که عبارتست از فعل
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل افسردگی زوجه
ماده 438 قانون مدنی تدلیس عبارت است
-
رأی
هماستناد
دعوای فسخ نکاح بهعلت کتمان ازدواج سابق
ماده 438 قانون مدنی دو شرط لازم است یکی عنصر مادی و دیگری قصد فریب که در ا
-
رأی
هماستناد
مفهوم تدلیس در قانون مدنی
ماده 438 قانون مدنی از باب تدلیس بوده که به محض اطلاع با رعایت فوریت امر د
نظریات مشورتی 3
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/6729 مورخ 1382/08/27 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 438 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/569 مورخ 1387/02/09 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص شرایط و آثار فسخ نکاح بر اساس صفت و استحقاق مهر و نفقه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 438 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/3108 مورخ 1395/12/01
ماده 438 قانون مدنی می شود
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
آثار فروش ملکی که در رهن بانک بوده است (بدون ذکر در قرارداد)
ماده 438 قانون مدنی عملیاتی را موجب خیار تدلیس می داند که موجب فریب طرف با
مواد مرتبط 1
-
اعمال
از این صفحه
ماده 438 — قانون مدنی
مواد 438 و 1123 و 1128 ق.م
دکترین 15
-
مقاله
هماستناد
آثار و ضمانت اجرای کتمان ازدواج پیشین (مقاله علمی وزارت علوم)
مواد 438 و 1128 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
طلاق به درخواست زن به جهت ترک نفقه — اعلام اراده مبنی بر فسخ نکاح به
ماده 438 قانون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود
-
مقاله
هماستناد
طلاق به درخواست زن به جهت ترک نفقه — تدلیس به دلالت ماده ۴۳۸ قانون مدنی
ماده 438 قانون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود
-
مقاله
هماستناد
طلاق به درخواست زن به جهت ترک نفقه — تدلیس به دلالت ماده ۴۳۸ قانون مدنی
ماده 438 قانون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود
-
مقاله
هماستناد
طلاق به درخواست زن به جهت ترک نفقه — اعلام اراده مبنی بر فسخ نکاح به
ماده 438 قانون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود
-
مقاله
هماستناد
طلاق به درخواست زن به جهت ترک نفقه — تدلیس به دلالت ماده ۴۳۸ قانون مدنی
ماده 438 قانون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود
-
مقاله
هماستناد
طلاق به درخواست زن به جهت ترک نفقه — تدلیس به دلالت ماده ۴۳۸ قانون مدنی
ماده 438 قانون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود
-
مقاله
هماستناد
قاعده فقهی غرور»؛ قاعده «لاضرر و لاضرار — اشتباه آمده است در تعارضی آشکار می
ماده 438 قانون مدنی اعم از عملیات مثبت و منفی است و شامل سکوت در مقام بیان
-
مقاله
هماستناد
قاعده فقهی غرور»؛ قاعده «لاضرر و لاضرار — دکتر کاتوزیان و دکتر صفایی به تأسی
ماده 438 قانون مدنی اعم از عملیات مثبت و منفی است و شامل سکوت در مقام بیان
-
مقاله
هماستناد
قاعده فقهی غرور»؛ قاعده «لاضرر و لاضرار — دکتر کاتوزیان و دکتر صفایی به تأسی
ماده 438 قانون مدنی اعم از عملیات مثبت و منفی است و شامل سکوت در مقام بیان
-
مقاله
هماستناد
پیام دعوی تایید فسخ قرارداد به دلیل معیوب بودن مبیع در فرضی
ماده 438 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
پیام دعوی تایید فسخ قرارداد به دلیل معیوب بودن مبیع در فرضی
ماده 438 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
صدق یا عدم صدق تدلیس در فروش ملک رهنی بدون ذکر رهن
ماده 438 قانون مدنی عملیاتی را موجب خیار تدلیس میداند که موجب فریب طرف باش
-
مقاله
هماستناد
موضوع آثار فروش ملکی که در رهن بانک بوده است بدون ذکر
ماده 438 قانون مدنی عملیاتی را موجب خیار تدلیس میداند که موجب فریب طرف باش
-
مقاله
هماستناد
موضوع آثار فروش ملکی که در رهن بانک بوده است بدون ذکر
ماده 438 قانون مدنی عملیاتی را موجب خیار تدلیس میداند که موجب فریب طرف باش
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
