رأی
حکم به رد دعوا
رأی خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده خواهان آقای م.ط. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح بهطرفیت خوانده خانم س.م. تقدیم محاکم خانواده دادگستری تهران نموده و چنین توضیح داده که اینجانب برابر عقدنامه شماره 14714 دفترخانه... تهران با خانم س.م. ازدواج نمودهام. نامبرده در زمان عقد نکاح و حتی قبل از آن خویش را وکیل دادگستری معرفی کرده و در بین فامیل، دوستان و بستگان خود نیز به شغل وکالت اشتهار دارد. اینجانب بر مبنای اینکه شغل خوانده وکیل بوده، بر همین وصف و علت با نامبرده ازدواج نمودهام اما بعد از عقد نکاح مشخص گردیده که ایشان وکیل نمیباشند و به دروغ و به جهت فریب و مجاب نمودن اینجانب به عقد نکاح، خود را وکیل معرفی کرده است. حالیه با عنایت به ماده 1128 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و فسخ عقد نکاح را دارم. پرونده پس از ثبت جهت رسیدگی به شعبه 261 دادگاه خانواده تهران ارجاع گردیده است. دادگاه پس از جری تشریفات قانونی به تاریخ 93/1/30 در وقت مقرر با حضور زوجین جلسه دادرسی تشکیل داده و خ. ا. د.: برابر عقدنامه با خوانده خانم س.م. ازدواج نمودم. نامبرده در زمان عقد خود را وکیل دادگستری معرفی نموده و اینجانب نیز بر همین مبنا با ایشان ازدواج کردم، بعد از عقد مشخص شده که نامبرده وکیل نمیباشد و به دروغ و جهت فریب اینجانب خود را وکیل معرفی نموده است. اینجانب پس از متوجه شدن شکایت کیفری مطرح نمودم و تا قبل از تقدیم دادخواست فسخ نکاح پرونده در حال پیگیری و بررسی است و مختومه نشده است. برابر مدارک موجود در پرونده ایشان در عقدنامه صراحتاً خود را وکیل معرفی کرده و اظهارات سردفتر نیز آن را تأیید مینماید. بنا به ماده 1128 قانون مدنی درخواست فسخ نکاح را دارم. زوجه خ. د. پ. اظهار داشته: تمام مطالب فوق کذب م. ب.. نامبرده صرفاً جهت احقاق حقوق حقه (تضییع حقوق) اینجانب این مسائل را مطرح میکند تمام موارد نقض گفتههای نامبرده در لایحهای تقدیم میگردد. مشارالیها در لایحه تقدیمی اعلام داشته که: اولاً- خواسته موضوع دادخواست ایشان واهی و کذب م. ب. و صرفاً جهت اطاله دادرسی است. اینجانب قبل از ازدواج با نامبرده به مدت یکسال در مطب ایشان بهعنوان مدیر داخلی و منشی مشغول به کار بودم و بهعنوان کارمند وارد مطب ایشان شدم. بنده با داشتن شغل وکالت آیا نیازی بود که به دنبال کار بگردم و در مطب ایشان با حقوق 350 هزار تومانی مشغول به کار شوم؟ نامبرده از میزان تحصیلات و رزومه کاری اینجانب اطلاع کامل داشت و هیچچیز پنهان نبود. ثانیاً- عقد و نکاح ما بر اساس شغل بنده صورت نگرفته و چنین چیزی صحت نداشته است. در مورد تنظیم عقدنامه نیز که بنده بعدها از آن مطلع شدم و در حال حاضر در حال پیگیری موضوع که به جهت جعل معنوی و بدون اطلاع اینجانب صورت گرفته میباشم، آیا دفترخانه نباید سند و مدرکی مبنی بر صحت گفتههای طرفین برای ادعای خود بخواهد؟ ثالثاً- نامبرده شکایتهایی با همین مضامین با عناوینی چون تدلیس در ازدواج و جعل عنوان به صورت کیفری در دادسرای ناحیه 3 تهران در شعبات 2 و 9 بازپرسی مطرح و ب. ت. ب. تحقیقات و بررسیهای قانونی لازم به دلیل محرز نشدن بزه، قرار منع تعقیب صادر شده و تأیید گردیده است. تقاضای استعلام از پروندههای مذکور دارم. رابعاً- صرفنظر از موارد ذکر شده، طبق ماده 1131 قانون مدنی خیار فسخ فوریت دارد، اما نامبرده بعد از گذشت دو سال از عقد چنین ادعائی کرده است، تقاضای رسیدگی عادلانه دارم. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 131 مورخ 1393/2/7 و با استدلال به اینکه: با عنایت به دادخواست تقدیمی و مدارک و مستندات ابرازی و اظهارات زوجین در جلسه دادرسی، ن. ب. ا. عمده دلیل زوج جهت اثبات خواسته این است که زوجه خود را وکیل دادگستری معرفی نموده و عقد بر این مبنا واقع شده، درحالیکه وکیل دادگستری نبوده و دارای پروانه وکالت نمیباشد، به نظر دادگاه با عنایت به اینکه زوج سابقاً شکایتی در شعبه سوم بازپرسی دادسرای ناحیه 3 تهران علیه زوجه تحت عنوان تدلیس در ازدواج مطرح نموده و قرار منع تعقیب صادر شده و قرار صادره در تاریخ 1392/10/25 در شعبه 1027 دادگاه عمومی تهران قطعیت یافته است و اینکه زوجین در تاریخ 1391/4/15 با یکدیگر ازدواج کردهاند و مسلماً بعد از عقد نکاح و در طول زندگی مشترک ز. ن. ب. حقیقت امر مبنی بر اینکه زوجه پروانه وکالت ندارد آگاهی یافته است و میبایست بعد از اطلاع از این موضوع نسبت به طرح دعوی خود اقدام میکرد، درحالیکه مشارالیه بیش از یک سال بعد از ازدواج با زوجه موضوع تدلیس را مطرح نموده که به نظر دادگاه عرفاً خارج از مدتی که جهت استفاده از خیار فسخ لازم بوده میباشد، ماده 1131 قانون مدنی تأکید بر فوری بودن خیار فسخ نموده است، ضمن اینکه زوجین سابقاً دعاوی متعددی علیه یکدیگر در همین دادگاه مطرح نمودهاند که منجر به صدور رأی شده است، بنابراین چنانچه زوج مدعی فسخ نکاح به لحاظ تدلیس م. ب. میبایست با عنایت به اطلاع از موضوع و به وجود آمدن اختلافات فیمابین اولین اقدام او طرح دعوی فسخ نکاح میبود. لهذا با عنایت به مراتب مذکوره دادگاه دعوی زوج را غیرثابت تشخیص داده و حکم به رد دعوی آقای م.ط. صادر نموده است. (لازم به تذکر است صدور حکم به رد دعوی در ماهیت دعوای اقامه شده مغایر با اصول و قواعد آیین دادرسی مدنی بوده و دادگاه میبایستی حکم به بیحقی یا بطلان یا عدم ثبوت دعوی صادر میکرد و رد دعوی قرار محسوب شده و در غیر ماهیت و امور شکلی اصدار مییابد. عضوممیز) پس از ابلاغ رأی صادره، زوج خ. ب. ت. دادخواست تجدیدنظر نسبت به آن اعتراض و تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه تقدیمی اجمالاً اعلام داشته که:
1- دادگاه در رأی صادره استدلال نموده اینجانب بیشتر از یک سال بعد از وقوع عقد ازدواج تدلیس را مطرح کردم و موضوع عرفاً خارج از مدتی است که جهت خیار فسخ لازم بوده، اما مداقه نکردهاند که اینجانب ضمن طرح دعوی نفقه از سوی زوجه در پرونده کلاسه 91/1183 در گزارش کارشناسی نفقه مورخ 1392/4/23 طی اظهارات مکتوب زوجه متوجه شدم که ایشان وکیل نمیباشد و ایشان اظهار داشته بود دیپلمه است و اینجانب بعد از یک سال از وقوع عقد به وکیل نبودن ایشان پی بردهام و پس از آن دعوی کیفری بهعنوان فریب در ازدواج طرح نمودم و اعلام فسخ در فرجه قانونی بوده و اشکالی بر آن مترتب نمیباشد.
2- شکایت کیفری اینجانب تحت عنوان فریب در ازدواج بوده و تدلیس نبوده و هنوز رأی صادره بدوی قطعیت نیافته است و تأثیری در دعوی حقوقی اینجانب ندارد و استدلال دادگاه بدوی مطابق موازین قانونی صورت نگرفته و رأی صادره غیرعادلانه است. با عنایت به مدارک و مستندات موجود در پرونده بهخصوص درج موضوع وکالت زوجه در عقدنامه و اظهارات سردفتر همگی دلالت بر تدلیس دارد، تقاضای نقض دادنامه معترضعنه و صدور رأی شایسته را مینماید. پس از انجام تبادل لوایح و وصول پاسخ ت. ن. خ. اجمالاً به اینکه: هدف ت. ن. خ. تضییع حقوق حقه اینجانب میباشد، زیرا به شکایت فریب در ازدواج، تدلیس و جعل عنوان همگی در دادسرای ناحیه 3 تهران رسیدگی و منع تعقیب صادر و در شعبه 1027 دادگاه عمومی تأیید و قطعی شده است. نامبرده بعد از گذشت یک سال چنین ادعائی نموده و به اقرار خود ایشان نزدیک به یک سال در مطب نامبرده مشغول به کار بودم و از تمامی زندگی و کار و تحصیلات اینجانب باخبر بوده و اطلاع داشتند. پرونده به مرجع تجدیدنظر ارسال و شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران نسبت به تجدیدنظرخواهی رسیدگی و به شرح دادنامه صادره شماره 504 مورخ 1393/3/28 و با استدلال به اینکه: رأی تجدیدنظرخواسته موافق موازین قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی صادر گردیده و ایراد اساسی متوجه آن نمیباشد و ت. ن. خ. د. ا. م. مطلب قابل توجهی عنوان نکرده، به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی رأی تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است. پس از ابلاغ رأی تجدیدنظر، زوج م. ع. ب. تقدیم دادخواست فرجامی نسبت به رأی صادره اعتراض و فرجامخواهی نموده و در لایحه تقدیمی خویش با تکرار مطالب مطرح شده در مرحله تجدیدنظر اجمالاً اعلام داشته: قرار منع تعقیب صادره در خصوص شکایت اینجانب علیه زوجه دائر بر فریب در ازدواج و تدلیس از سوی شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه سه تهران هنوز به اینجانب ابلاغ نگردیده تا مورد اعتراض واقع گردد و قرار منع تعقیب قطعیت یافته مربوط به جعل عنوان توسط زوجه بوده است و دادگاه بهاشتباه با استناد به قرار مذکور دادخواست اینجانب در خصوص فسخ نکاح را رد نموده است. دادخواست فرجامخواهی به فرجامخوانده ابلاغ و پاسخی واصل نگردیده و پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی زوج م. ع. آقای م.ط. نسبت به دادنامه شماره 504 مورخ 1393/03/28 صادره از شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در تأیید رأی بدوی شماره 131 مورخ 1393/2/7 شعبه 261 دادگاه عمومی خانواده تهران اصدار یافته و به موجب آن حکم به رد دعوی زوج خ. ب. خ. فسخ نکاح بهطرفیت زوجه خانم س.م. صادر شده است، به لحاظ نقایص ذیلالذکر در دادرسی و تحقیقات موجه و در خور پذیرش است:
1- دادگاه بدوی در ماهیت دعوی خواهان حکم به رد دعوی صادر نموده که عیناً دادگاه تجدیدنظر آن را تأیید کرده است. حسب اصول و قواعد آیین دادرسی مدنی صدور حکم به رد دعوی در ماهیت امر ناصحیح بوده و دادگاه میبایستی حکم به بیحقی یا بطلان یا عدم ثبوت دعوی صادر میکرد و رد دعوی قرار محسوب شده و در غیر ماهیت دعوی و امور شکلی اصدار مییابد. دادگاه تجدیدنظر میباید نسبت به آن توجه و اصلاح میکرد.
2- خ. د. خ. اثبات دعوی خود به گواهی سردفتر ازدواج و شهود دیگر در مورد اینکه زوجه در زمان اجرای صیغه عقد نکاح و ثبت آن خود را وکیل دادگستری معرفی نموده استناد کرده است و در مرحله تجدیدنظرخواهی نیز مراتب به دادگاه تجدیدنظر اعلام شده ولکن در پرونده هیچگونه تحقیقی در رابطه فوق از سردفتر و شهود خواهان صورت نگرفته است.
3- ف. خ. د. مرحله تجدیدنظر به دادگاه تجدیدنظر اعلام داشته که قرار منع تعقیب صادره از دادسرای ناحیه سه تهران در خصوص شکایت وی علیه زوجه دائر بر فریب در ازدواج هنوز قطعیت نیافته، معالوصف دادگاه بدون استعلام صحتوسقم موضوع در رأی خود به آن استناد نموده، ضرورت داشت که در این خصوص بررسی لازم صورت میگرفت.
4- هرچند حسب مفاد ماده 1131 قانون مدنی اعمال خیار فسخ در نکاح فوریت دارد ولکن ساقط شدن حق فسخ ذیحق بهصراحت ماده مذکور مشروط به این است که صاحب حق بعد از اطلاع به علت فسخ و علم به وجود حق فسخ و فوریت آن، در زمان متعارف نکاح را فسخ ننماید. در مانحنفیه ز. ف. خ. در مراحل بدوی و تجدیدنظر دادرسی مدعی شده است که تا یک سال بعد از عقد از علت فسخ یعنی وکیل نبودن زوجه مطلع نبوده و در جریان طرح دعوی کیفری فریب در ازدواج متوجه موضوع شده است ولکن محاکم بدوی و تجدیدنظر صرفاً به امارات اشتغال زوجه در مطب خواهان و طرح دعاوی بین آنها اکتفاء و استناد کردهاند و تحقیقات کافی دیگری در این خصوص انجام ندادهاند، لهذا رسیدگی قضائی و دادنامه فرجامخواسته توأم با منقصت قانونی اصدار یافته و به استناد بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، رأی فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد ب. ت. ب. نقایص ذکر شده به دادگاه تجدیدنظر صادرکننده رأی منقوض ارجاع میشود.
رئیس و عضو معاون شعبه 42 دیوانعالی کشور
علیزاده- هاشمپور
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 78
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
اثر مسلمان شدن زوج بعد از نکاح
ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
زندگی در منزل مشترک اماره تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای افزایش مهریه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر ابطال وکا
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
ماده 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید مینماید این رای قطعی است
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 4
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1128 — قانون مدنی
ماده 1128 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و فسخ عقد نکاح را دارم
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1131 — قانون مدنی
ماده 1131 قانون مدنی خیار فسخ فوریت دارد
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی رای تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 401 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
دکترین 33
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — حکم بطلان نکاح بنا به دعوای زوج
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — گفتنی است اگر طلاق غیر بائن و
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح
ماده 1131 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح — مرد یا زن به اعتبار عقد صحیح
ماده 1131 ق.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — دادگاه حقوقی دو که برای احراز حقانیت
ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — ماده ۳۷۱ ق
ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — ماده ۳۷۱ ق
ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت نسبی از نوع محلی — نکته در خور تأمل آن است که
بند ج ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت نسبی از نوع محلی — زیرا دو مرجع همدرجه و یا دارای
بند ج ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت نسبی از نوع محلی — زیرا دو مرجع همدرجه و یا دارای
بند ج ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
۲- ۱- حکم اصراری
بند الف ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قاعده مهم دادرسی مدنی است — توضیح نگارنده
بند الف ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قاعده مهم دادرسی مدنی است — نوع و ماهیت رأی فرجام خواسته حسب
بند الف ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قاعده مهم دادرسی مدنی است — نوع و ماهیت رأی فرجام خواسته حسب
بند الف ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بلا اثر شدن به موجب حکم نهایی — پاسخ روشن است
ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بلا اثر شدن به موجب حکم نهایی — اثر نقض جزئی از حکم بر جزء
ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بلا اثر شدن به موجب حکم نهایی — اثر نقض جزئی از حکم بر جزء
ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بازگشت از عملیات اجرا ۵۴۱
ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
شعبه دیوان عالی به درخواست فرجام — رای شعبه دیوان عالی کشور متعاقب رسیدگی
مواد 371 و 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
شعبه دیوان عالی به درخواست فرجام — نقض رای دادگاه به موجب رسیدگی فرجامی
مواد 371 و 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
شعبه دیوان عالی به درخواست فرجام — نقض رای دادگاه به موجب رسیدگی فرجامی
مواد 371 و 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
در قبال فرجام خواهی
مواد 401، 402 و 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نقض بلا ارجاع رای — ابرام رای با اصلاح سهو قلم یا
بند الف ماده 401 و 402 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نقض بلا ارجاع رای — این وضعیت در اعاده دادرسی موضوع ماده
بند الف ماده 401 و 402 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نقض بلا ارجاع رای — این وضعیت در اعاده دادرسی موضوع ماده
بند الف ماده 401 و 402 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نقض بلا ارجاع رای — در مواردی که شعبه دیوان عالی دادگاه
بند (ب) ماده 401 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نقض بلا ارجاع رای — در مواردی که شعبه دیوان عالی دادگاه
بند (ب) ماده 401 ق.آ.د.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
